🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹نمیدونم تکراری است یانه ،به نظرم قابل تامل آمد، امید که تکراری نباشه .👇👇👇👇همسرم معلم کلاس اول دبستانی است در شهر پردیس تهران. چون آموزش امسال مجازی است عملا من هر روز در کلاس آنها حضور دارم. گاه در رختخواب، گاه به حالت مطالعه، در حالی که دل و ذهنم در همان کلاس اول است...
همسرم کلافه است از آموزش مجازی و سختیها ومشکلاتش، و من لذت میبرم که هر روز نسل آینده را میبینم و امیدوارتر میشوم. دانشآموزان جدید جرئت پرسیدن دارند و تا جواب قانع کننده نشنوند آرام نمیشوند. نسل جدید مقهور نیست، نسل جدید ترسو نیست...
خانم چرا مینویسیم خواهر میخوانیم خاهر؟! چه اشکالی دارد بنویسیم خاهر!
خانم چرا خورشید را خُرشید نمینویسیم؟
خانم چرا...
تازه هنوز به درس صاد و ضاد و طا و ظا و ذال نرسیدهاند...
اجازه میخواهم این وسط خاطرهای که برای خودم بسیار مهم بوده از آلمان بگویم؛
سالها پیش چند روزی آنجا بودم.
در شهر کلن آلمان قصد عبور از بزرگراهی را داشتم که از هر طرف بزرگراه حداقل چهار باند خودرو در حال تردد بود. در محل تعیین شده برای عبور عابر پیاده ایستاده بودم ولی چراغ عابر سبز نمیشد.
یک دوچرخه سوار که مثل من قصد عبور از عرض اتوبان را داشت، رسید. کلیدی را فشار داد، چند ثانیه بعد چراغ برای ما سبز شد و برای خودروها قرمز. بیشتر از پنجاه خودرو ایستادند تا ما دو نفر رد شویم، و رد شدیم. مکانیسم آن را فهمیدم. با گذشت ساعتی، قصد برگشت داشتم. من تنها بودم و دوچرخه سوار نبودش. هیچ کس دیگر هم اضافه نشد.
من خجالت میکشیدم آن دکمه را فشار دهم تا دهها خودرو متوقف شوند برای اینکه "من" رد شوم. چندین دقیقه ایستادم تا شاید کسی اضافه شود که نشد. نمنم باران هم شروع شد.
بالاخره دل به دریا زدم و دکمه را فشردم. یک دقیقه بعد چراغ برای ماشینها قرمز شده بود و چراغ برای "تنها من" سبز بود. هر دو مسیر رفت و برگشت اتوبان خودروها ایستاده بودند و من با صورتی قرمزتر از چراغ راهنمایی خودروها، و با احساس شرمندگی و عجله رد میشدم. آنقدر سریع که وسط راه نزدیک بود زمین بخورم و یادم هست رانندۀ مهربانی اشاره میکرد چرا عجله میکنم!
همانجا من متوجه شدم زمین تا آسمان با آدمهای اطراف فرق میکنم! من برای "خودم" احترام قائل نبودم. من آنقدر در آموزههای اجتماعی و دینی تواضع را تمرین کرده بودم که فکر میکردم "تشخص" نوعی خودخواهی است! من آمادۀ تحقیر بودم، چه از سوی حاکمیت چه از سوی هر قدرتمندی!
من حتی خدا را هم به زور پذیرفته بودم، از ترس جهنمش!!
من یک بیمار بودم، که "دیده نشدنم" را و مرگ تدریجیام را، عادت کرده بودم!
من رعیت بودم، نگران خوردن توسری از قدرتمندان، و من خودم را باور نداشتم.
اما این روزها در کلاس درس به وضوح میبینم نسل جدید دیگر مثل ما، ظلم را تقدیر خود نمیداند، نسل جدیدی خودش را محق میداند. سینهاش را جلو میدهد و با جدیت، همان را که میخواهد فریاد میکند. زیر بار هر دستوری نمیرود.
و حتی از همان اروپاییها حق و حقوق خود را بیشتر میشناسد!
من هر روز میبینم دانشآموزان جدید چقدر شخصیت دارند، و شک ندارم این نسل سرنوشت کشور را عوض میکند.
نسلی که گول داستانهای ساختگی ما را نمیخورد. نمیپذیرد این دنیا بدبخت باشد تا شاید آن دنیا خوشبخت شود، شاید!
نمیپذیرد هر کسی حق دارد برایش تعیین تکلیف کند. نمیپذیرد حتی معلمش خارج از برنامه درسی چیزی از او بخواهد.
شاید معجزۀ فضای مجازی است
شاید عکس العملی است به بیارادگی ما
نمیدانم ولی مهم نیست.
مهم آنست که که ما با نسلی خلاق، نسلی جدی، نسلی اهل تحقیق، نسلی اهل تعقل، اهل دقت، و مهمتر از همه اینها نسلی که "خودشان" را میبینند. و مهم میدانند، طرف شدهایم.
این نسل برایش خندهدار است که قیم داشته باشد، که کسی صلاح او را بیشتر از خودش بشناسد.
این نسل بزودی همه چیز را در دست خواهد گرفت. مگر ما و مقاماتی که با خرافات بزرگ شدهایم، چقدر میخواهیم عمر کنیم...
مگر فرهنگ غلط "عدۀ اندکی درستکار و عده زیادی گمراه" چقدر میخواهد باقی بماند؟! آینده خیلی زیبا خواهد بود
شک ندارم نسلی که خودش را میبیند
نسلی که قدر خودش را میداند نسلی که با صدای بلند میگوید هست...
نسلی خواهد بود که ما را نجات خواهد داد. نسلی که حاضر است...آیندهای که با پلک بر هم زدنی میرسد آیندۀ زیبا! بسیار زیبامنتظر کشور ماست.
چه به آینده دلگرم میشویم با صدای این وروجکهای آینده ساز
✍رحیم قمیشی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
همسرم کلافه است از آموزش مجازی و سختیها ومشکلاتش، و من لذت میبرم که هر روز نسل آینده را میبینم و امیدوارتر میشوم. دانشآموزان جدید جرئت پرسیدن دارند و تا جواب قانع کننده نشنوند آرام نمیشوند. نسل جدید مقهور نیست، نسل جدید ترسو نیست...
خانم چرا مینویسیم خواهر میخوانیم خاهر؟! چه اشکالی دارد بنویسیم خاهر!
خانم چرا خورشید را خُرشید نمینویسیم؟
خانم چرا...
تازه هنوز به درس صاد و ضاد و طا و ظا و ذال نرسیدهاند...
اجازه میخواهم این وسط خاطرهای که برای خودم بسیار مهم بوده از آلمان بگویم؛
سالها پیش چند روزی آنجا بودم.
در شهر کلن آلمان قصد عبور از بزرگراهی را داشتم که از هر طرف بزرگراه حداقل چهار باند خودرو در حال تردد بود. در محل تعیین شده برای عبور عابر پیاده ایستاده بودم ولی چراغ عابر سبز نمیشد.
یک دوچرخه سوار که مثل من قصد عبور از عرض اتوبان را داشت، رسید. کلیدی را فشار داد، چند ثانیه بعد چراغ برای ما سبز شد و برای خودروها قرمز. بیشتر از پنجاه خودرو ایستادند تا ما دو نفر رد شویم، و رد شدیم. مکانیسم آن را فهمیدم. با گذشت ساعتی، قصد برگشت داشتم. من تنها بودم و دوچرخه سوار نبودش. هیچ کس دیگر هم اضافه نشد.
من خجالت میکشیدم آن دکمه را فشار دهم تا دهها خودرو متوقف شوند برای اینکه "من" رد شوم. چندین دقیقه ایستادم تا شاید کسی اضافه شود که نشد. نمنم باران هم شروع شد.
بالاخره دل به دریا زدم و دکمه را فشردم. یک دقیقه بعد چراغ برای ماشینها قرمز شده بود و چراغ برای "تنها من" سبز بود. هر دو مسیر رفت و برگشت اتوبان خودروها ایستاده بودند و من با صورتی قرمزتر از چراغ راهنمایی خودروها، و با احساس شرمندگی و عجله رد میشدم. آنقدر سریع که وسط راه نزدیک بود زمین بخورم و یادم هست رانندۀ مهربانی اشاره میکرد چرا عجله میکنم!
همانجا من متوجه شدم زمین تا آسمان با آدمهای اطراف فرق میکنم! من برای "خودم" احترام قائل نبودم. من آنقدر در آموزههای اجتماعی و دینی تواضع را تمرین کرده بودم که فکر میکردم "تشخص" نوعی خودخواهی است! من آمادۀ تحقیر بودم، چه از سوی حاکمیت چه از سوی هر قدرتمندی!
من حتی خدا را هم به زور پذیرفته بودم، از ترس جهنمش!!
من یک بیمار بودم، که "دیده نشدنم" را و مرگ تدریجیام را، عادت کرده بودم!
من رعیت بودم، نگران خوردن توسری از قدرتمندان، و من خودم را باور نداشتم.
اما این روزها در کلاس درس به وضوح میبینم نسل جدید دیگر مثل ما، ظلم را تقدیر خود نمیداند، نسل جدیدی خودش را محق میداند. سینهاش را جلو میدهد و با جدیت، همان را که میخواهد فریاد میکند. زیر بار هر دستوری نمیرود.
و حتی از همان اروپاییها حق و حقوق خود را بیشتر میشناسد!
من هر روز میبینم دانشآموزان جدید چقدر شخصیت دارند، و شک ندارم این نسل سرنوشت کشور را عوض میکند.
نسلی که گول داستانهای ساختگی ما را نمیخورد. نمیپذیرد این دنیا بدبخت باشد تا شاید آن دنیا خوشبخت شود، شاید!
نمیپذیرد هر کسی حق دارد برایش تعیین تکلیف کند. نمیپذیرد حتی معلمش خارج از برنامه درسی چیزی از او بخواهد.
شاید معجزۀ فضای مجازی است
شاید عکس العملی است به بیارادگی ما
نمیدانم ولی مهم نیست.
مهم آنست که که ما با نسلی خلاق، نسلی جدی، نسلی اهل تحقیق، نسلی اهل تعقل، اهل دقت، و مهمتر از همه اینها نسلی که "خودشان" را میبینند. و مهم میدانند، طرف شدهایم.
این نسل برایش خندهدار است که قیم داشته باشد، که کسی صلاح او را بیشتر از خودش بشناسد.
این نسل بزودی همه چیز را در دست خواهد گرفت. مگر ما و مقاماتی که با خرافات بزرگ شدهایم، چقدر میخواهیم عمر کنیم...
مگر فرهنگ غلط "عدۀ اندکی درستکار و عده زیادی گمراه" چقدر میخواهد باقی بماند؟! آینده خیلی زیبا خواهد بود
شک ندارم نسلی که خودش را میبیند
نسلی که قدر خودش را میداند نسلی که با صدای بلند میگوید هست...
نسلی خواهد بود که ما را نجات خواهد داد. نسلی که حاضر است...آیندهای که با پلک بر هم زدنی میرسد آیندۀ زیبا! بسیار زیبامنتظر کشور ماست.
چه به آینده دلگرم میشویم با صدای این وروجکهای آینده ساز
✍رحیم قمیشی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
❤1
متن نامه دکتر محمود صادقی خطاب به رهبر معظم انقلاب:
“حضرت آیت الله خامنهای
رهبر معظم انقلاب
با سلام و تحیت
بیانات حضرتعالی در ارتباط تصویری با نمایندگان مجلس شورای اسلامی، مورخ ششم خرداد جاری، حاوی رهنمودهای ارزشمندی در ارتباط با انجام صحیح وظایف نمایندگی، ازجمله پرهیز از سوء استفاده از تواناییهای قانونی نمایندگان بود، که امید است مانند هشدارهای گذشته مورد بیتوجهی نمایندگان قرار نگیرد.
درعین حال بعضی از نکاتی که در دفاع مطلق از عملکرد شورای نگهبان در احراز صلاحیت داوطلبان نامزدی ریاستجمهوری و متهم ساختن منتقدان به دشمنی و انتقامگیری فرمودید، قابل تأمل است.
البته تردید نیست که حفظ حرمت جایگاه رفیع شورای نگهبان امری ضروری است، اما اینکه راه هر انتقاد از عملکرد آن بسته و منتقدان متهم به دشمنی و انتقامجویی شوند امری برخلاف عقل سلیم و شرع قویم است.
حضرتعالی احتمالا اظهارات یکی از فقهای شورای نگهبان را، که در عین حال رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو مجلس خبرگان رهبری نیز هست، ملاحظه فرموده اید؛
ایشان ضمن انتقاد از طرز کار شورای نگهبان تصریح کرده است: «هیچ گاه تصمیمات شورا را تا این حد غیر قابل دفاع نیافتهام؛ چه در تأیید صلاحیتها و چه در عدم احراز صلاحیتها» و اضافه کردند: «سبب این نابسامانیها تا حد زیادی، دخالتهای فزاینده دستگاههای امنیتی از طریق گزارشهای خلاف واقع، در تصمیم سازی برای شورای نگهبان است»
آیا به نظر حضرتعالی ایشان هم دشمن شورای نگهبان است و قصد انتقامجویی دارد؟ آیا بهتر نیست به جای متهم ساختن منتقدان برای حل این معضل چاره اندیشی بفرمایید؟! بعید به نظر میرسد که با همه تأکیداتی که رهبری معظم بر حفظ حرمت شورای نگهبان دارند قائل به عصمت اعضای آن باشند. از ملاحظهی اظهارات، سوابق و رویکردهای سیاسی حقوقدانان و فقهای عضو شورای نگهبان جای تردیدی وجود ندارد که اکثر آنها به جناح سیاسی اصولگرا متمایل هستند. آیا این امر آنها را در معرض تعارض منافع قرار نمیدهد؟
حضرتعالی در بیانات اخیرتان بار دیگر با یادآوری وقایع تلخ سال ۸۸ معترضان به فرایند انتخابات را متهم به معارضه با جمهوریت نظام فرمودید. کاش برای یک بار هم که شده به زمینههای بروز آن اعتراضات، ازجمله جانبداری آشکار چند عضو شورای نگهبان و شورای مرکزی نظارت بر انتخابات، ازجمله مرحوم آیتالله یزدی، از یک کاندیدای خاص توجه و آنها را از نقض آشکار وظایف قانونی شان منع میفرمودید. وقتی متولی حرمت امامزاده را پاس نمیدارد انتظار از دیگران، مخصوصا داوطلبانی که احساس میکنند حقوق آنها در معرض تضییع قرار گرفته منطقی و عادلانه به نظر نمیرسد.
این نقیصه شاید با اصلاح ترکیب اعضای شورای نگهبان تا حدودی برطرف شود، اما مسأله مهمتر و بنیادی تر از رفتار افراد که باید مورد توجه قرار گیرد ضرورت بازنگری در ساختاری است که منشأ این چالش ها است.
ساختاری که طی آن نامزدها ابتدا از طریق فرایندی مبهم و غیر شفاف، توسط یک نهاد حکومتی گزینش میشوند، سپس رأی دهندگان ناگزیر از رأی دادن به افراد گزینش شده میشوند. رویهای که هم جمهوریت نظام را خدشهدار میکند و هم مانعی اساسی برای گردش نخبگان است. آیا ریشه این همه نارضایتی مردمی و نیز شکوهها و گلایههای حضرتعالی از مدیریت اجرایی کشور ریشه در همین ساختار معیوب ندارد؟
به نظر میرسد نقطه آغاز و کانونی تحول واقعی و راهگشا در مدیریت کشور تحول در ساختار و نظام انتخابات کشور است. تنها با اصلاح این نظام است که حلقه بسته مدیریت کشور از انحصار چند جناح و محفل خاص، که پشت امثال مافیای واردات مورد اشاره جنابعالی به آنها گرم است، رها و درهای آن به روی شایستگان و برگزیدگان واقعی ملت گشوده خواهد شد.
فَلَیسَتْ تَصْلُحُ الرَّعِیةُ إِلَّا بِصَلَاحِ الْوُلاَةِ، وَ لَا تَصْلُحُ الْوُلاَةُ إِلَّا بِاسْتِقَامَةِ الرَّعِیةِ
والسلام علیکم
محمود صادقی
هفتم خرداد ۱۴۰۰”
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
“حضرت آیت الله خامنهای
رهبر معظم انقلاب
با سلام و تحیت
بیانات حضرتعالی در ارتباط تصویری با نمایندگان مجلس شورای اسلامی، مورخ ششم خرداد جاری، حاوی رهنمودهای ارزشمندی در ارتباط با انجام صحیح وظایف نمایندگی، ازجمله پرهیز از سوء استفاده از تواناییهای قانونی نمایندگان بود، که امید است مانند هشدارهای گذشته مورد بیتوجهی نمایندگان قرار نگیرد.
درعین حال بعضی از نکاتی که در دفاع مطلق از عملکرد شورای نگهبان در احراز صلاحیت داوطلبان نامزدی ریاستجمهوری و متهم ساختن منتقدان به دشمنی و انتقامگیری فرمودید، قابل تأمل است.
البته تردید نیست که حفظ حرمت جایگاه رفیع شورای نگهبان امری ضروری است، اما اینکه راه هر انتقاد از عملکرد آن بسته و منتقدان متهم به دشمنی و انتقامجویی شوند امری برخلاف عقل سلیم و شرع قویم است.
حضرتعالی احتمالا اظهارات یکی از فقهای شورای نگهبان را، که در عین حال رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو مجلس خبرگان رهبری نیز هست، ملاحظه فرموده اید؛
ایشان ضمن انتقاد از طرز کار شورای نگهبان تصریح کرده است: «هیچ گاه تصمیمات شورا را تا این حد غیر قابل دفاع نیافتهام؛ چه در تأیید صلاحیتها و چه در عدم احراز صلاحیتها» و اضافه کردند: «سبب این نابسامانیها تا حد زیادی، دخالتهای فزاینده دستگاههای امنیتی از طریق گزارشهای خلاف واقع، در تصمیم سازی برای شورای نگهبان است»
آیا به نظر حضرتعالی ایشان هم دشمن شورای نگهبان است و قصد انتقامجویی دارد؟ آیا بهتر نیست به جای متهم ساختن منتقدان برای حل این معضل چاره اندیشی بفرمایید؟! بعید به نظر میرسد که با همه تأکیداتی که رهبری معظم بر حفظ حرمت شورای نگهبان دارند قائل به عصمت اعضای آن باشند. از ملاحظهی اظهارات، سوابق و رویکردهای سیاسی حقوقدانان و فقهای عضو شورای نگهبان جای تردیدی وجود ندارد که اکثر آنها به جناح سیاسی اصولگرا متمایل هستند. آیا این امر آنها را در معرض تعارض منافع قرار نمیدهد؟
حضرتعالی در بیانات اخیرتان بار دیگر با یادآوری وقایع تلخ سال ۸۸ معترضان به فرایند انتخابات را متهم به معارضه با جمهوریت نظام فرمودید. کاش برای یک بار هم که شده به زمینههای بروز آن اعتراضات، ازجمله جانبداری آشکار چند عضو شورای نگهبان و شورای مرکزی نظارت بر انتخابات، ازجمله مرحوم آیتالله یزدی، از یک کاندیدای خاص توجه و آنها را از نقض آشکار وظایف قانونی شان منع میفرمودید. وقتی متولی حرمت امامزاده را پاس نمیدارد انتظار از دیگران، مخصوصا داوطلبانی که احساس میکنند حقوق آنها در معرض تضییع قرار گرفته منطقی و عادلانه به نظر نمیرسد.
این نقیصه شاید با اصلاح ترکیب اعضای شورای نگهبان تا حدودی برطرف شود، اما مسأله مهمتر و بنیادی تر از رفتار افراد که باید مورد توجه قرار گیرد ضرورت بازنگری در ساختاری است که منشأ این چالش ها است.
ساختاری که طی آن نامزدها ابتدا از طریق فرایندی مبهم و غیر شفاف، توسط یک نهاد حکومتی گزینش میشوند، سپس رأی دهندگان ناگزیر از رأی دادن به افراد گزینش شده میشوند. رویهای که هم جمهوریت نظام را خدشهدار میکند و هم مانعی اساسی برای گردش نخبگان است. آیا ریشه این همه نارضایتی مردمی و نیز شکوهها و گلایههای حضرتعالی از مدیریت اجرایی کشور ریشه در همین ساختار معیوب ندارد؟
به نظر میرسد نقطه آغاز و کانونی تحول واقعی و راهگشا در مدیریت کشور تحول در ساختار و نظام انتخابات کشور است. تنها با اصلاح این نظام است که حلقه بسته مدیریت کشور از انحصار چند جناح و محفل خاص، که پشت امثال مافیای واردات مورد اشاره جنابعالی به آنها گرم است، رها و درهای آن به روی شایستگان و برگزیدگان واقعی ملت گشوده خواهد شد.
فَلَیسَتْ تَصْلُحُ الرَّعِیةُ إِلَّا بِصَلَاحِ الْوُلاَةِ، وَ لَا تَصْلُحُ الْوُلاَةُ إِلَّا بِاسْتِقَامَةِ الرَّعِیةِ
والسلام علیکم
محمود صادقی
هفتم خرداد ۱۴۰۰”
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
آیت الله مصباح یزدی: در حکومت اسلامی رای مردم هیچ اعتبار شرعی و قانونی ندارد نه در اصل انتخاب نوع نظام سیاسی کشور و نه در اعتبار قانون اساسی و نه در انتخاب ریاست جمهوری، ملاک اعتبار قانونی تنها یک چیز است و آن رضایت ولایت فقیه است، اگر در جمهوری اسلامی تا کنون سخن از انتخابات بوده است، صرفا به این دلیل است که ولی فقیه مصلحت دیده است فعلا انتخابات باشد و نظر مردم هم گرفته شود، ولی فقیه حق دارد و میتواند هر زمان که اراده کند و مصلحت بداند نوع دیگری از حکومت را که در آن چه بسا اصلا به رای مردم مراجعه نشود انتخاب کند. مشروعیت حکومت نه تنها تابع رای و رضایت ملت نیست، بلکه رای ملت هیچ تاثیر و دخالتی در اعتبار آن ندارد، ولی فقیه گاهی مصلحت میبیند بگوید شما رأی بدهید، او دستور میدهد که رأی بدهید چه کسی رئیس جمهور باشد. انتخابات ریاست جمهوری اعتبارش به رضایت اوست، مصلحت دیده که در این شرایط مردم رأی بدهند، اما حقیقت این است که آنها دارند پیشنهاد میکنند و میگویند ما این فرد را میخواهیم اما الامرالیکم شما باید نصب کنید نخواستی نصب نکن!/هفتهنامه پرتو۸۴/۱۰/۷
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👍1
✴️ *بریده ای از کتاب پشت پرده ریاکاری اثر " دن اریلی روانشناس ومتخصص اقتصاد رفتاری"*
لطفا تا انتها بخوانید
یک درصد از مردم ریاکار و دزد هستند!!، اینها بهدنبال بازکردن قفلها و دستبرد به خانهها هستند.
و یک درصد از مردم نیز همیشه درستکار هستند!! و تحت هیچ شرایطی ریاکاری نمیکنند!!.
باقی 98 درصد مردم، تا زمانی درستکارند که، همه چیز درست باشد!!.
اکثر آنها، اگر شرایط به نحوی رقم بخورد که به حد کافی وسوسه شوند، آنها نیز ممکن است دست به خطا بزنند.......!!.
قفلها برای جلوگیری از نفوذِ دزدان نصب نمیشوند!!، دزدها بلد هستند که چگونه قفلها را باز کنند!!
قفلها برای حفاظت از مردم ِ نسبتاً درستکار، نصب میشوند تا آنها وسوسه نشوند و درستکار باقی بمانند!!.
در واقع تمام آدمها، پتانسیل کجروی را دارند، اما قیمت هر کسی، با دیگری فرق دارد!! و آستانه وسوسه هر کسی، با دیگری متفاوت است!!.
نویسنده در کتاب «پشت پرده ریاکاری!!» آزمایش های جالبی انجام داده است ؛
او در یک رستوران به عدهای از مشتریان چند سؤال میدهد تا آنها در ازای گرفتن 5 دلار به این سؤالات پاسخ دهند، اما هنگام دادن پول به جای 5 دلار 9 دلار میدهد!! و به گونهای تظاهر میکند که حواسش نیست و اشتباهاً 9 دلار داده است!!.
برخی از مشتریان صادقانه 4 دلار اضافه را برمی گردانند اما عدهای هم به روی خود نیاورده و 9 دلار را در جیب میگذارند و رستوران را ترک میکنند!!.
در آزمایش دیگری همین کار تکرار میشود با این تفاوت که نویسنده در هنگام گفت و گو با مشتریان، تلفن همراهش زنگ میخورد و چند دقیقهای با تلفن صحبت میکند و در انتها از مشتری برای اینکه وسط گفت و گو با آنها، به تلفن همراهش جواب داده عذرخواهی نمیکند و به نوعی بی احترامی میکند!!
در این آزمایش تعداد کسانی که 4 دلار اضافه را برمیگردانند کمتر از آزمایش اول است!!.
وقتی مشتریان احساس میکنند نویسنده، وقت آنها را بدون عذرخواهی گرفته، درصدد انتقام بر آمده و پول بیشتری که اشتباهاً نویسنده به آنها داده را باز نمیگردانند!!.
این آزمایش حاوی نکته جالبی است که میتوان از آن برای توجیه اینکه چرا در بعضی مناطق جهان آمار بالایی از ریاکاری و دزدی و ناهنجاری وجود دارد، استفاده کرد ؛
مردم زمانی که حس میکنند به آنها از سوی دستگاه حاکم ظلم میشود یا حق آنها در جایی خورده میشود، هرجا که دستشان برسد سعی خواهند کرد تا با ریاکاری و دزدی این حق خورده شده را جبران کنند........!!.
در واقع این سطح از دزدی و ریاکاری و
ناهنجاری در همه جوامع، به نوع تعاملِ دولت ها با مردم باز میگردد!
رفتار دولتها بشدت روی شکل گیری اخلاق در جامعه تأثیر گذار بوده و به سادگی میتواند مرزهای اخلاق را جابهجا کند!!.
در صورتی که الگوهای رفتاری حاکمیت به شکلی باشد که مردم احساس ظلم کنند، مردم خود را محق به نادیده گرفتن هنجارهای اخلاقی خواهند دانست و ریاکاری و دزدی و تقلب و....در جامعه پر رنگ شده و بعد از یک دوره زمانی از اخلاق، تنها نامی باقی خواهد ماند!
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
لطفا تا انتها بخوانید
یک درصد از مردم ریاکار و دزد هستند!!، اینها بهدنبال بازکردن قفلها و دستبرد به خانهها هستند.
و یک درصد از مردم نیز همیشه درستکار هستند!! و تحت هیچ شرایطی ریاکاری نمیکنند!!.
باقی 98 درصد مردم، تا زمانی درستکارند که، همه چیز درست باشد!!.
اکثر آنها، اگر شرایط به نحوی رقم بخورد که به حد کافی وسوسه شوند، آنها نیز ممکن است دست به خطا بزنند.......!!.
قفلها برای جلوگیری از نفوذِ دزدان نصب نمیشوند!!، دزدها بلد هستند که چگونه قفلها را باز کنند!!
قفلها برای حفاظت از مردم ِ نسبتاً درستکار، نصب میشوند تا آنها وسوسه نشوند و درستکار باقی بمانند!!.
در واقع تمام آدمها، پتانسیل کجروی را دارند، اما قیمت هر کسی، با دیگری فرق دارد!! و آستانه وسوسه هر کسی، با دیگری متفاوت است!!.
نویسنده در کتاب «پشت پرده ریاکاری!!» آزمایش های جالبی انجام داده است ؛
او در یک رستوران به عدهای از مشتریان چند سؤال میدهد تا آنها در ازای گرفتن 5 دلار به این سؤالات پاسخ دهند، اما هنگام دادن پول به جای 5 دلار 9 دلار میدهد!! و به گونهای تظاهر میکند که حواسش نیست و اشتباهاً 9 دلار داده است!!.
برخی از مشتریان صادقانه 4 دلار اضافه را برمی گردانند اما عدهای هم به روی خود نیاورده و 9 دلار را در جیب میگذارند و رستوران را ترک میکنند!!.
در آزمایش دیگری همین کار تکرار میشود با این تفاوت که نویسنده در هنگام گفت و گو با مشتریان، تلفن همراهش زنگ میخورد و چند دقیقهای با تلفن صحبت میکند و در انتها از مشتری برای اینکه وسط گفت و گو با آنها، به تلفن همراهش جواب داده عذرخواهی نمیکند و به نوعی بی احترامی میکند!!
در این آزمایش تعداد کسانی که 4 دلار اضافه را برمیگردانند کمتر از آزمایش اول است!!.
وقتی مشتریان احساس میکنند نویسنده، وقت آنها را بدون عذرخواهی گرفته، درصدد انتقام بر آمده و پول بیشتری که اشتباهاً نویسنده به آنها داده را باز نمیگردانند!!.
این آزمایش حاوی نکته جالبی است که میتوان از آن برای توجیه اینکه چرا در بعضی مناطق جهان آمار بالایی از ریاکاری و دزدی و ناهنجاری وجود دارد، استفاده کرد ؛
مردم زمانی که حس میکنند به آنها از سوی دستگاه حاکم ظلم میشود یا حق آنها در جایی خورده میشود، هرجا که دستشان برسد سعی خواهند کرد تا با ریاکاری و دزدی این حق خورده شده را جبران کنند........!!.
در واقع این سطح از دزدی و ریاکاری و
ناهنجاری در همه جوامع، به نوع تعاملِ دولت ها با مردم باز میگردد!
رفتار دولتها بشدت روی شکل گیری اخلاق در جامعه تأثیر گذار بوده و به سادگی میتواند مرزهای اخلاق را جابهجا کند!!.
در صورتی که الگوهای رفتاری حاکمیت به شکلی باشد که مردم احساس ظلم کنند، مردم خود را محق به نادیده گرفتن هنجارهای اخلاقی خواهند دانست و ریاکاری و دزدی و تقلب و....در جامعه پر رنگ شده و بعد از یک دوره زمانی از اخلاق، تنها نامی باقی خواهد ماند!
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حاج آقا حالا اگه یکی به فرمایش رهبر عمل کرده باشه و چهارده تا بچه داشته باشه، اون بقیه چی باید بگن؟
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo