60 - هزار و يک شب - حکایت زاهد پیر
t.me/mrhallo
#کتاب_صوتی
#داستان_های_هزار_و_یک_شب
راوی: ح #پرهام
ادیت و ویرایش. گ. جاسمی
با سپاس از ح عزت نژاد
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
#داستان_های_هزار_و_یک_شب
راوی: ح #پرهام
ادیت و ویرایش. گ. جاسمی
با سپاس از ح عزت نژاد
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
جمشید نجفی خواننده «خلبانان ملوانان» دراثر تصادف درگذشت.
🔹نجفی متولد 1329در تهران در اوج جنگ ترانه خلبانان؛ ملوانان را در سال 1360 اجرا کرد.
همسر او گیتا از خوانندگان قدیمی است که با آهنگ «خواهش میکنم الو» معروف شد و آهنگهای «اگه عشق همینه»، «داش آکل»، «بنفشه»، «کلبه» از کارهای معروف او هستند.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
🔹نجفی متولد 1329در تهران در اوج جنگ ترانه خلبانان؛ ملوانان را در سال 1360 اجرا کرد.
همسر او گیتا از خوانندگان قدیمی است که با آهنگ «خواهش میکنم الو» معروف شد و آهنگهای «اگه عشق همینه»، «داش آکل»، «بنفشه»، «کلبه» از کارهای معروف او هستند.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
💥 آیا پای شما هم روی مین است!؟
فیلم سینمایی Mine داستان سربازی است که حین بازگشت از مأموریت در بیابانی برهوت، یکی از پاهایش روی مین می رود اما او بلافاصله متوجه می شود و پای خود را از روی مین برنمی دارد، به همین دلیل مین عمل نمی کند. بنا به دلایلی خودش نمی تواند مین را خنثی کند پس مجبور می شود چندین روز در انتظار نیروی کمکی باقی بماند.
اگر پا را بلند کند بلافاصله مین منفجر می شود و مرگ او حتمی خواهد بود. در عین حال خستگی بیش از حد، گرمای روز، سرمای شب، بی خوابی و ایستادنِ مدام، تشنگی و گرسنگی او را از پا درآورده است.
در این حال و روز؛ او به حالتی نیمه هوشیار فرو می رود و مدام خاطرات گذشته اش را مرور می کند.
در طی مرور این خاطرات؛ بیننده متوجه می شود که قبل از این اتفاق، این سرباز بارها و بارها بر روی مین های دیگری رفته و آنها را منهدم کرده است.
▫️ مینِ رابطه عاطفی با همسرش،
▫️مینِ دعوا و نزاع با دوستان و همکارانش،
▫️مینِ درگیری در کافه با غریبه ها و ... تا می رسد به اولین مین.
او بخاطر می آورد که چه کسی اولین مین را برای او کاشته است و او پایش را روی آن گذاشته و همه چیز نابود شده است. مینی که پدرش برای او کاشته است. پدری خشن، مست و بی مسئولیت که او و مادرش را دلیل بدبختی زندگی می دانسته و همیشه با رفتاری پرخاشگرانه آنها را آزار میداده است.
در طول همه اتفاقات و حوادث گذشته، زمانی که پایش روی مین می رفته بلافاصله انفجار رخ می داده و همه چیز نابود می شده است.
اما این مین در این بیابان او را وادار می کند تا کاری را انجام دهد که قبل از این انجام نمی داده است،
《 مکث کردن》
او چندین روز مکث می کند تا نیروهای کمکی برسند و مین را خنثی کنند. مکثی طاقت فرسا و بسیار دشوار.
مین در بیابان؛ استعاره ای است از مین هایی که او در روابط عاطفی، خانوادگی، اجتماعی و شغلی خودش منهدم کرده است.
این مکثِ چندین روزه در آن بیابان به او می آموزد که اگر فوراً و با عجله به آن حوادث و اتفاقات؛ واکنشی که پدرش به او آموخته است را نشان نمی داد، زندگی بهتری را تجربه می کرد.
فیلم به ما می آموزد که این مکث آگاهانه، چیزی است که ما در این زیستن شتابزده، به شدت به آن نیاز داریم.
واکنش های تند و سریع و اتوماتیک به شرایط و اتفاقات؛ واکنشی ناآگاهانه از سوی فعالیت تله ها، عقده ها و سایه های شخصیتی است.
ما به رویدادهای امروزِ زندگیمان همان واکنشی را نشان میدهیم که در گذشته داشته ایم.
ما به ناشناخته های امروز بر اساس شناخته های دیروز عکس العمل نشان می دهیم.
مکث کردن در هنگام کنش ها و واکنش ها می تواند افقی از انتخاب های جدید را به روی ما بگشاید.
امتحان کنیم و در هنگامه یکی از رفتارها یا واکنش هایمان، اندکی مکث کنیم و از خودمان بپرسیم:
آیا این یک مین است؟
آیا این مینی از گذشته است؟
آیا این من هستم که واکنش نشان میدهم یا گذشته من است که دارد فرمان می دهد؟
آیا انتخاب دیگری دارم یا این تنها انتخاب است؟
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
فیلم سینمایی Mine داستان سربازی است که حین بازگشت از مأموریت در بیابانی برهوت، یکی از پاهایش روی مین می رود اما او بلافاصله متوجه می شود و پای خود را از روی مین برنمی دارد، به همین دلیل مین عمل نمی کند. بنا به دلایلی خودش نمی تواند مین را خنثی کند پس مجبور می شود چندین روز در انتظار نیروی کمکی باقی بماند.
اگر پا را بلند کند بلافاصله مین منفجر می شود و مرگ او حتمی خواهد بود. در عین حال خستگی بیش از حد، گرمای روز، سرمای شب، بی خوابی و ایستادنِ مدام، تشنگی و گرسنگی او را از پا درآورده است.
در این حال و روز؛ او به حالتی نیمه هوشیار فرو می رود و مدام خاطرات گذشته اش را مرور می کند.
در طی مرور این خاطرات؛ بیننده متوجه می شود که قبل از این اتفاق، این سرباز بارها و بارها بر روی مین های دیگری رفته و آنها را منهدم کرده است.
▫️ مینِ رابطه عاطفی با همسرش،
▫️مینِ دعوا و نزاع با دوستان و همکارانش،
▫️مینِ درگیری در کافه با غریبه ها و ... تا می رسد به اولین مین.
او بخاطر می آورد که چه کسی اولین مین را برای او کاشته است و او پایش را روی آن گذاشته و همه چیز نابود شده است. مینی که پدرش برای او کاشته است. پدری خشن، مست و بی مسئولیت که او و مادرش را دلیل بدبختی زندگی می دانسته و همیشه با رفتاری پرخاشگرانه آنها را آزار میداده است.
در طول همه اتفاقات و حوادث گذشته، زمانی که پایش روی مین می رفته بلافاصله انفجار رخ می داده و همه چیز نابود می شده است.
اما این مین در این بیابان او را وادار می کند تا کاری را انجام دهد که قبل از این انجام نمی داده است،
《 مکث کردن》
او چندین روز مکث می کند تا نیروهای کمکی برسند و مین را خنثی کنند. مکثی طاقت فرسا و بسیار دشوار.
مین در بیابان؛ استعاره ای است از مین هایی که او در روابط عاطفی، خانوادگی، اجتماعی و شغلی خودش منهدم کرده است.
این مکثِ چندین روزه در آن بیابان به او می آموزد که اگر فوراً و با عجله به آن حوادث و اتفاقات؛ واکنشی که پدرش به او آموخته است را نشان نمی داد، زندگی بهتری را تجربه می کرد.
فیلم به ما می آموزد که این مکث آگاهانه، چیزی است که ما در این زیستن شتابزده، به شدت به آن نیاز داریم.
واکنش های تند و سریع و اتوماتیک به شرایط و اتفاقات؛ واکنشی ناآگاهانه از سوی فعالیت تله ها، عقده ها و سایه های شخصیتی است.
ما به رویدادهای امروزِ زندگیمان همان واکنشی را نشان میدهیم که در گذشته داشته ایم.
ما به ناشناخته های امروز بر اساس شناخته های دیروز عکس العمل نشان می دهیم.
مکث کردن در هنگام کنش ها و واکنش ها می تواند افقی از انتخاب های جدید را به روی ما بگشاید.
امتحان کنیم و در هنگامه یکی از رفتارها یا واکنش هایمان، اندکی مکث کنیم و از خودمان بپرسیم:
آیا این یک مین است؟
آیا این مینی از گذشته است؟
آیا این من هستم که واکنش نشان میدهم یا گذشته من است که دارد فرمان می دهد؟
آیا انتخاب دیگری دارم یا این تنها انتخاب است؟
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
مجید بهزاد، عکاس طبیعت، در طول ۱۱ سال در شرایط گوناگون جوی بیش از ۱۰۰ ثبت از قلهی دماوند داشته که ۸ تا از بهترین ثبتهاش رو به مناسبت روز ملی دماوند خواهید دید.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
🔴 *مهرداد میناوند مُرد*
*آن مَرد مُرد .* *امروز ۹۰ نفر دیگر هم مُردند که نامشان را نمیدانیم ، خانوادههایشان میدانند . گرچه تعداد واقعی این ۹۱ نفر ، بقول خودشان، ۲.۵ برابر، ۲۲۷ نفر است .*
همزمان برای ورود واکسن *« یکقُلدوقُل »* میکنند ، یک *«قول صد قول»* میگویند ، نظامیها و سیاسیها و نظامیهای سیاسی و سیاسیهای نظامی درباره واکسن سخنان عالمانه میگویند و تحقیقات علمی عمیقشان نشان میدهد که واکسن آمریکایی و انگلیسی و حتی واکسن فرانسوی که نیامده ، حاوی موادی است ضد ایرانیها .!!!!
و همزمان مهمترین خبر اخبار داخلی ، ورود هیئتی از طالبان به ایران بود ، همانها که یک نماینده مجلس گفت اصیلترین جنبش منطقهاند ، همانها که دخترکان محصل را میکشند که چرا بجای زایمان ، الفبا یاد میگیرند .
*لابد آمدنشان مصلحت نظام است ، اما ما « مجمع تشخیص مصلحت مردم » نداریم .!!!!*
و ما...
و ما تماشا میکنیم و جسدهای نو را میشماریم ، تا روزی که ما را بشمارند ..... .
*آن مَرد مُرد ، امروز به همراه دیگر مردان و زنانی که ما حتی نامشان را نمیدانیم .... .!!*
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
*آن مَرد مُرد .* *امروز ۹۰ نفر دیگر هم مُردند که نامشان را نمیدانیم ، خانوادههایشان میدانند . گرچه تعداد واقعی این ۹۱ نفر ، بقول خودشان، ۲.۵ برابر، ۲۲۷ نفر است .*
همزمان برای ورود واکسن *« یکقُلدوقُل »* میکنند ، یک *«قول صد قول»* میگویند ، نظامیها و سیاسیها و نظامیهای سیاسی و سیاسیهای نظامی درباره واکسن سخنان عالمانه میگویند و تحقیقات علمی عمیقشان نشان میدهد که واکسن آمریکایی و انگلیسی و حتی واکسن فرانسوی که نیامده ، حاوی موادی است ضد ایرانیها .!!!!
و همزمان مهمترین خبر اخبار داخلی ، ورود هیئتی از طالبان به ایران بود ، همانها که یک نماینده مجلس گفت اصیلترین جنبش منطقهاند ، همانها که دخترکان محصل را میکشند که چرا بجای زایمان ، الفبا یاد میگیرند .
*لابد آمدنشان مصلحت نظام است ، اما ما « مجمع تشخیص مصلحت مردم » نداریم .!!!!*
و ما...
و ما تماشا میکنیم و جسدهای نو را میشماریم ، تا روزی که ما را بشمارند ..... .
*آن مَرد مُرد ، امروز به همراه دیگر مردان و زنانی که ما حتی نامشان را نمیدانیم .... .!!*
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👍1
*👥 اولين مذاكره مجازي جو و جواد*
✍🏻احمد زيدآبادي
هی جو...
جواد: جو! این تحریمها را چرا لغو نمیکنی؟
جو: اول بگذار عرق ما خشک بشه!
جواد: الان یه هفته است وارد کاخ سفید شدی هنوز عرقت خشک نشده؟
جو: نه، این عرق شماست که اینقدر زود خشک میشه عرق ما برای خشک شدن حداقل چند ماهی طول میکشه!
جواد: اینجوری که تو میگی داستان میافته به بعد از انتخابات ریاست جمهوری ایران!
جو:خب بیفته، مگه چطور میشه؟
جواد: در آن صورت ممکنه پاستور افتاده باشه دست تندروها!
جو: افتاده باشه، مگه چی میشه؟
جواد: اونوقت شما با شرایط سختتری روبرو میشید!
جو: دقیقاً چه شرایط سختتری؟
جواد: میدونی که اونها آمریکا ستیزند و علاقهای به توافق با شما ندارند!
جو: یعنی شما میانهروها آمریکا نستیزید! و میخواین با ما توافق کنین؟
جواد: نه. ما هم با آمریکا مشکل اساسی داریم اما میکوشیم تحریمهای ظالمانه را علیه کشورمان لغو کنیم!
جو: یعنی چون میکوشین تحریمها را علیه کشورتان لغو کنین، میانهرو هستین؟
جواد: در واقع بعله! ولی تندروها نمیخوان این اتفاق بیفته!
جو: خب این چه آسیبی به ما میزنه؟ اگر تندروی اینه که میخوان تحریمها ادامه داشته باشه تا روز قیامت تندرو بمونن!
جواد: بعد سرنوشت مردم ایران این وسط چی میشه؟
جو: این پرسشی است که حکومت شما باید پاسخش را بده نه من!
جواد: ببین! بحث از مسیر خودش منحرف شد...
جو: خب شما برش گردونین به مسیر درست...
جواد: ببین! تندروها ممکنه کلاً از برجام خارج بشن!
جو: این تازه میشه مثل شرایطی که برجام نبود! مگه قبل از برجام چه کار کردن؟
جواد: بله. اون موقع با شما وارد مذاکره شدن، اما این بار ممکنه نشن!
جو: اگه نشن چه اتفاقی میافته؟
جواد: غنیسازی را با تمام قوا از سر میگیرن!
جو: این غنیسازی را با تمام قوا از سر میگیرن که چی بشه؟
جواد: هیچی! همینجوری! چون ما به دنبال ساخت بمب که نیستیم!
جو: خب اگه همینجوری ست و بمبی در کار نیست ادامه بدن!
جواد: ولی ممکنه تو منطقه هم براتون دردسر ایجاد بشه!
جو: مگه الان نمیشه؟
جواد: ممکنه بیشتر بشه!
جو: یعنی اگه ما الان تحریمها را لغو کنیم؛ سیاست شما در منطقه تغییر میکنه؟
جواد: این چیزی نیست که من بتونم در بارهاش صحبت کنم!
جو: پس در بارۀ چی میتونی صحبت کنی؟
جواد: من بیشتر در رابطۀ بین ایران با چین و روسیه ابتکار عمل داشتهام. در مورد سیاست منطقهای جمهوری اسلامی نقشی ندارم!
جو: مخالف این سیاست هستی؟
جواد: نه، به هیچوجه! من به عنوان وزیر خارجۀ جمهوری اسلامی موظفم در مجامع خارجی از تمام سیاستهای نظام دفاع کنم!
جو: یعنی از سیاست تندروها دفاع کنی؟
جواد: نه آنها تندرو نیستند! برادران ما هستند که در جبههای دیگر اهداف نظام را دنبال میکنند!
جو: پس این داستان تندرو - میانهرو که تا حالا میگفتی چی شد؟
جواد: اون مربوط به خود ماست نه شما!
جو: پس تمام این مکالمه برای چیه؟
جواد: برای اینکه تحریمها را زودتر لغو کنی!
جو: و اگر نکنیم؟
جواد: با تندروها طرف خواهید شد!
جو: متوجه شدم! به نظرم بهتره شما اول برید تکلیف خودتان را در داخل کشورتان روشن کنید بعد بیایید برای لغو تحریمها صحبت کنیم! من که نفهمیدم در کشور شما کی چه کاره است! بیش از هر چیز نفهمیدم خودت اصلاً چه کارهای و راجع به چه حرف میزنی!
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
✍🏻احمد زيدآبادي
هی جو...
جواد: جو! این تحریمها را چرا لغو نمیکنی؟
جو: اول بگذار عرق ما خشک بشه!
جواد: الان یه هفته است وارد کاخ سفید شدی هنوز عرقت خشک نشده؟
جو: نه، این عرق شماست که اینقدر زود خشک میشه عرق ما برای خشک شدن حداقل چند ماهی طول میکشه!
جواد: اینجوری که تو میگی داستان میافته به بعد از انتخابات ریاست جمهوری ایران!
جو:خب بیفته، مگه چطور میشه؟
جواد: در آن صورت ممکنه پاستور افتاده باشه دست تندروها!
جو: افتاده باشه، مگه چی میشه؟
جواد: اونوقت شما با شرایط سختتری روبرو میشید!
جو: دقیقاً چه شرایط سختتری؟
جواد: میدونی که اونها آمریکا ستیزند و علاقهای به توافق با شما ندارند!
جو: یعنی شما میانهروها آمریکا نستیزید! و میخواین با ما توافق کنین؟
جواد: نه. ما هم با آمریکا مشکل اساسی داریم اما میکوشیم تحریمهای ظالمانه را علیه کشورمان لغو کنیم!
جو: یعنی چون میکوشین تحریمها را علیه کشورتان لغو کنین، میانهرو هستین؟
جواد: در واقع بعله! ولی تندروها نمیخوان این اتفاق بیفته!
جو: خب این چه آسیبی به ما میزنه؟ اگر تندروی اینه که میخوان تحریمها ادامه داشته باشه تا روز قیامت تندرو بمونن!
جواد: بعد سرنوشت مردم ایران این وسط چی میشه؟
جو: این پرسشی است که حکومت شما باید پاسخش را بده نه من!
جواد: ببین! بحث از مسیر خودش منحرف شد...
جو: خب شما برش گردونین به مسیر درست...
جواد: ببین! تندروها ممکنه کلاً از برجام خارج بشن!
جو: این تازه میشه مثل شرایطی که برجام نبود! مگه قبل از برجام چه کار کردن؟
جواد: بله. اون موقع با شما وارد مذاکره شدن، اما این بار ممکنه نشن!
جو: اگه نشن چه اتفاقی میافته؟
جواد: غنیسازی را با تمام قوا از سر میگیرن!
جو: این غنیسازی را با تمام قوا از سر میگیرن که چی بشه؟
جواد: هیچی! همینجوری! چون ما به دنبال ساخت بمب که نیستیم!
جو: خب اگه همینجوری ست و بمبی در کار نیست ادامه بدن!
جواد: ولی ممکنه تو منطقه هم براتون دردسر ایجاد بشه!
جو: مگه الان نمیشه؟
جواد: ممکنه بیشتر بشه!
جو: یعنی اگه ما الان تحریمها را لغو کنیم؛ سیاست شما در منطقه تغییر میکنه؟
جواد: این چیزی نیست که من بتونم در بارهاش صحبت کنم!
جو: پس در بارۀ چی میتونی صحبت کنی؟
جواد: من بیشتر در رابطۀ بین ایران با چین و روسیه ابتکار عمل داشتهام. در مورد سیاست منطقهای جمهوری اسلامی نقشی ندارم!
جو: مخالف این سیاست هستی؟
جواد: نه، به هیچوجه! من به عنوان وزیر خارجۀ جمهوری اسلامی موظفم در مجامع خارجی از تمام سیاستهای نظام دفاع کنم!
جو: یعنی از سیاست تندروها دفاع کنی؟
جواد: نه آنها تندرو نیستند! برادران ما هستند که در جبههای دیگر اهداف نظام را دنبال میکنند!
جو: پس این داستان تندرو - میانهرو که تا حالا میگفتی چی شد؟
جواد: اون مربوط به خود ماست نه شما!
جو: پس تمام این مکالمه برای چیه؟
جواد: برای اینکه تحریمها را زودتر لغو کنی!
جو: و اگر نکنیم؟
جواد: با تندروها طرف خواهید شد!
جو: متوجه شدم! به نظرم بهتره شما اول برید تکلیف خودتان را در داخل کشورتان روشن کنید بعد بیایید برای لغو تحریمها صحبت کنیم! من که نفهمیدم در کشور شما کی چه کاره است! بیش از هر چیز نفهمیدم خودت اصلاً چه کارهای و راجع به چه حرف میزنی!
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo