شب نشيني هالو
28.5K subscribers
17.5K photos
31.6K videos
221 files
39K links
اينجا برای اشتراك مطالب جالبی‌ست كه دوستان برايم می‌فرستند
اشعار @mrhallo
اینستاگرام هالو@mrhalloo
تماس با هالو : @Mr_halloo
خرید آثار هالو(کتاب/صوتی/تصویری/محفل‌ها) وآثاردوستان در@halloo_gram
خرید آمازون
https://www.amazon.com/author/mr.halloo
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
و اینبار باز هم در گرگان
ماموران شهرداری (با شرف)
مشغول زدن و بردن بساط
یک زن سبزی فروش در این
شرایط بد اقتصادی😔

آره آهه مظلوم داد نداره
ولی دود داره
میرسه روزیکه دودمان زندگی امثال شما بی وجدانهارو به باد بد
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
Audio
سمینار امنیتی آموزش فرماندهان اطلاعات و امنیت نيروی انتظامی کشور، درخصوص شناسایی و سرکوب مردم معترض

سخنران جلسه: #طاها_طاهری (با نام مستعار مسعود صدرالاسلام) معاون سازمان حفاناجا
۸ مه ⁧روز جهانی خر⁩ است . این روز به یاد و برای حمایت از حیوانی نام‌گذاری شده‌است که بیش از ۴هزار سال قبل از میلاد در کنار انسان بوده و برایش بار می‌برد .
" ﻣﻨﺎﻇﺮﻩ ﺑﺎ ﺧﺮ ! ﺷﻌﺮى ﻓﻮﻕ ﺍﻟﻌﺎﺩه از ایرج میرزا،

🦓🦓🦓🦓
"ایرج میرزا "

ﺭﻭﺯﯼ ﺑﻪ ﺭﻫﯽ ﻣﺮﺍ ﮔﺬﺭ ﺑﻮﺩ
ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺑﻪ ﺭﻩ ﺟﻨﺎﺏ ﺧﺮ ﺑﻮﺩ
ﺍﺯ ﺧﺮ ﺗﻮ ﻧﮕﻮ ﮐﻪ ﭼﻮﻥ ﮔﻬﺮ ﺑﻮﺩ
ﭼﻮﻥ ﺻﺎﺣﺐ ﺩﺍﻧﺶ ﻭ ﻫﻨﺮ ﺑﻮﺩ
ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺟﻨﺎﺏ ﺩﺭ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ !
ﻓﺮﻣﻮﺩ ﮐﻪ ﻭﺿﻊ ﺑﺎﺷﺪ ﻋﺎﻟﯽ
ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺑﯿﺎ ﺧﺮﯼ ﺭﻫﺎ ﮐﻦ
ﺁﺩﻡ ﺷﻮ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺻﻔﺎﮐﻦ
ﮔﻔﺘﺎ ﮐﻪ ﺑﺮﻭ ﻣﺮﺍ ﺭﻫﺎ ﮐﻦ
ﺯﺧﻢِ ﺗﻦِ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺩﻭﺍ ﮐﻦ
ﻧﻪ ﻇﻠﻢ ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻧﻤﻮﺩﯾﻢ
ﻧﻪ ﺍﻫﻞ ﺭﯾﺎ ﻭ ﻣﮑﺮ ﺑﻮﺩﯾﻢ
ﺭﺍﺿﯽ ﭼﻮ ﺑﻪ ﺭﺯﻕ ﺧﻮﯾﺶ ﺑﻮﺩﯾﻢ
ﺍﺯ ﺳﻔﺮﮤ ﮐﺲ ﻧﺎﻥ نَرُﺑﻮﺩﯾﻢ
ﺩﯾﺪﯼ ﺗﻮ ﺧﺮﯼ ﮐُﺸﺪ ﺧﺮﯼ ﺭﺍ ؟
ﯾﺎ ﺁﻧﮑﻪ بُرَﺩ ﺯ ﺗﻦ ﺳﺮﯼ ﺭﺍ ؟
ﺩﯾﺪﯼ ﺗﻮ ﺧﺮﯼ ﮐﻪ ﮐﻢ ﻓﺮﻭﺷﺪ ؟
ﯾﺎ ﺑﻬﺮ ﻓﺮﯾﺐِ ﺧﻠﻖ ﮐﻮﺷﺪ ؟
ﺩﯾﺪﯼ ﺗﻮ ﺧﺮﯼ ﮐﻪ ﺭﺷﻮﻩ ﺧﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ؟
ﯾﺎ ﺑﺮ ﺧﺮ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺳﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ ؟
ﺩﯾﺪﯼ ﺗﻮ ﺧﺮﯼ ﺷﮑﺴﺘﻪ ﭘﯿﻤﺎﻥ ؟
ﯾﺎ ﺁﻧﮑﻪ ﺯ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺑُﺮَﺩ ﻧﺎﻥ ؟
ﺩﯾﺪﻡ ﺳﺨﻨﺶ ﻫﻤﻪ ﻣﺘﯿﻦ ﺍﺳﺖ
ﻓﺮﻣﺎﯾﺶ ﺍﻭ ﻫﻤﻪ ﯾﻘﯿﻦ ﺍﺳﺖ
ﮔﻔﺘﻢ ﮐﻪ ﺯ ﺁﺩﻣﯽ ﺳَﺮﯼ ﺗﻮ
ﻫﺮﭼﻨﺪ ﺑﻪ ﺩﯾﺪِ ﻣﺎ ﺧﺮﯼ ﺗﻮ
ﺑﻨﺸﺴﺘﻢ ﻭ ﺁﺭﺯﻭ ﻧﻤﻮﺩﻡ
ﺑﺮ ﺧﺎﻟﻖِ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﻭ ﻧﻤﻮﺩﻡ
ﺍﯼ ﮐﺎﺵ ﮐﻪ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺧﺮﯾﺖ
ﺟﺎﺭﯼ ﺑﺸﻮﺩ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﯿﺖ .
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حتما ببینید
فیلم کوتاه «Circle»،
اثر هنرمند ترک
«Ozgur Can Alkan»

با اشاره‌ای نمادین به مفهوم چرخه زندگی شامل : تولد، تکثیر و مرگ.
و يا به عبارتى به مفهوم وحدت وجود. اينكه همه يك تنيم.
برندۀ جایزۀ بهترین فیلم تجربی در جشنوارۀ فیلم کالیفرنیا ٢٠١٦
صدای روی این فیلم قطعه‌ای است از آلبوم «آرایش غلیظ»
همایون شجریان
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
اتاق کار
دیدید، ولی باز ببینید 👇 شب نشینی هالو @sh_n_halloo کانال اشعار #هالو @mrhallo
با عرض سلام جسارت بنده رو میبخشید در کلیپی که با عنوان غمگین ترین آهنگ تاجیک یکی از مصرعها اشتباه زیرنویس و شاید حتی خونده شده پنجه ی خنیاگران از تار می ترسد نه دار البته اگه به موارد قبل توجه شود شاعر سعی دارد از روزگاری که هر گروهی نسبت به چیزی که علی القاعده ترسی ندارد احساس ترس میکند مثل عاشق که از وعده ی دیدار می ترسد و دار اصلا با معنی سازگار نیست باز هم جسارت بنده رو ببخشید درس پس دادم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
هیچی
آب پاکی رو ریخت رو دست همه
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انا الیه راجعون😂
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
4 - ژن خودخواه پی نوشت های فصل سوم - مارپیچهای نامیرا - نوشته ریچارد…
t.me/mrhallo
#کتاب_صوتی
#ژ‌ن_خود_خواه
#ریچارد_داوکینز

*پانوشت های فصل سوم*

راوی: ح #پرهام
ادیت و ویرایش. گ. جاسمی


با سپاس از ح عزت نژاد

کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram

#هر_شب_با_كتاب

#کتابخانه_هالو
👍1
3 - 1 هفت کشور داستان سوم قسمت اول رجبعلی نوشته آناتول فرانس -…
t.me/mrhallo
#هفت_کشور
ترجمه محمدعلی #جمالزاده
داستان سوم:رجبعلی
نوشته: آناتول فرانس

#کتاب_صوتی


راوی: ح #پرهام
ادیت و ویرایش. گ. جاسمی


با سپاس از ح عزت نژاد

کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram

#هر_شب_با_كتاب

#کتابخانه_هالو
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ديروز به مورخ بيست و سوم مهر ماه، دانشگاه الزهرا حوالى ظهر خيلى بى سر و صدا اقدام به شكافتن ديوار پشتى يكى از خانه هايى كه مشرف به محوطه دانشگاه است مى نمايد و پس از ورود به خانه درب ورودى خانه را با جوش مسدود مى نمايند و شروع به تخليه خانه مى كنند و تمام وسايل خانه را به دانشگاه منتقل مى نمايند و اقدام به تخريب و غيرقابل سكونت نمودن خانه مى كنند.صاحبخانه در منزل نبوده است و همسايه كنارى به طور اتفاقى متوجه صداى تخريب مى شود و اهالى را مطلع مى نمايد. پس از حضور اهالى و پرس و جوى ماجرا، نماينده دانشگاه اظهار مى دارد كه تخليه و تخريب خانه با اذن صاحب خانه و توافق با ايشان صورت مى گيرد، اما وقتى كه اهالى با صاحب خانه تماس مى گيرند ايشان اظهار بى اطلاعى مى كند و گفته هاى دانشگاه را تكذيب مى نمايد و سريعا خود را به محل مى رساند. ماجرا را در فيلم بالا از زبان خودش مشاهده نماييد.
اما سوال اينجاست كه چه كسى اجازه چنين رفتارى را به دانشگاه مى دهد؟ آيا مسئولين از وضع مردم خبر ندارند؟ آيا وضعيت بد اقتصادى و درگيرى مردم با ويروس كرونا را نمى بينند؟ آيا اين رنجها كافى نيست و مردم بايد مدام نگران سقف بالاسرشان هم باشند
🌹🌷روزی که مردم بفهمند؟؟!!
در سالن غذاخوری دانشگاهی در اروپا یک دانشجوی دختر که از چهره‌اش پیداست اروپایی است،سینی غذایش را تحویل می‌گیرد و سر میز می‌نشیند.

سپس یادش می‌افتد که کارد و چنگال برنداشته، و بلند می‌شود تا آنها را بیاورد.

وقتی برمی‌گردد، با شگفتی مشاهده می‌کند که یک مرد سیاه‌پوست آنجا نشسته و مشغول خوردن از ظرف غذای اوست!
بلافاصله پس از دیدن این صحنه، زن جوان سرگشتگی و عصبانیت را در وجود خودش احساس می‌کند.
اما به‌سرعت افکارش را تغییر می‌دهد و فرض را بر این می‌گیرد که مرد آفریقایی با آداب اروپا در زمینۀ اموال شخصی و حریم خصوصی آشنا نیست.
او حتی این را هم در نظر می‌گیرد که شاید مرد جوان پول کافی برای خرید وعدۀ غذایی‌اش را ندارد.
در هر حال، تصمیم می‌گیرد جلوی مرد جوان بنشیند و با حالتی دوستانه به او لبخند بزند. جوان آفریقایی نیز با لبخندی شادمانه به او پاسخ می‌دهد.
دختر اروپایی سعی می‌کند کاری کند؛ این‌که غذایش را با نهایت لذت و ادب با مرد سیاه سهیم شود.
به این ترتیب، مرد سالاد را می‌خورد، زن سوپ را، هر کدام بخشی از کباب را برمی‌دارند، و یکی از آنها ماست را می‌خورد و دیگری پای میوه را. همۀ این کارها همراه با لبخندهای دوستانه است؛
مرد با کمرویی و زن راحت، دلگرم‌کننده و با مهربانی لبخند می‌زنند.
آنها ناهارشان را تمام می‌کنند. زن اروپایی بلند می‌شود تا قهوه بیاورد.
و اینجاست که کمی آنورتر پشت سر مرد سیاه‌پوست، در کنار میز بغلی کاپشن خودش را آویزان روی صندلی پشتی می‌بیند !
و ظرف غذایش را که دست‌ نخورده و روی آن یکی میز مانده است.!!

توضیح پائولو کوئلیو:

من این داستان زیبا را به همۀ کسانی تقدیم می‌کنم که در برابر دیگران با ترس و احتیاط رفتار می‌کنند و آنها را افرادی پایین‌مرتبه می‌دانند.

داستان را به همۀ این آدم‌ها تقدیم می‌کنم که با وجود نیت‌های خوبشان، دیگران را از بالا نگاه می‌کنند و نسبت به آنها احساس سَروَری دارند.

چقدر خوب است که همۀ ما خودمان را از پیش‌داوری‌ها رها کنیم، وگرنه احتمال دارد مثل کوته فکران رفتار کنیم؛
مثل دختر بیچارۀ اروپایی که فکر می‌کرد در بالاترین نقطۀ تمدن است،
در حالی که آفریقاییِ دانش‌ آموخته به او اجازه داد از غذايش بخورد :
زمين بهشت مي شود...

روزيكه مردم بفهمند ؛
هيچ چيز عيب نيست جز قضاوت ومسخره كردن ديگران...!

هيچ كس اسطوره نيست الا در مهربانى و انسانيت...!
هيچ دينى با ارزشتر از انسانيت نيست...!
هيچ چيز جاودانه نمي ماند جز عشق...!
هيچ چيز ماندگار نيست جز خوبى ...

پائولو کوئلیو
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
بسیاری از اختلاف دیدگاه‌های ما، بسته به جایی‌ست که ایستاده‌ایم!
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
تاریخچه محله «شهر نو» در تهران

«شهر نو» در اوایل دهه 50، 135هزار مترمربع مساحت داشت. این منطقه به دو قسمت اصلی و فرعی تقسیم می شد. قسمت اصلی شامل خیابان های «کمیل»، «استخر»، «قنات» و «قوام» بود که 36 کوچه داشتند و در هر کوچه 50-30 خانه وجود داشت. در هر خانه هم چندین خانواده توأمان زندگی می کردند و گاهی در یک اتاق چند مرد و زن می زیستند.
مجله روشن - فرزانه ابراهیم زاده*: روز 28 مرداد 1332، تهران، حوالی میدان گمرک: زنان فاحشه با چوب و چماق، لات ها و اوباش تهران را همراهی می کنند تا به سمت خانه دکتر «محمد مصدق» در انتهای خیابان «کاخ» (فلسطین فعلی) بروند. به آنها گفته شده که در ازای سقوط دولت مصدق و برگشتن محمدرضا پهلوی به ایران، پول خوبی نصیب شان خواهدشد.

همین طور هم می شود؛ خانه های شان نوسازی و خرید و فروش زنان به امری عادی بدل می شود و داستان «شهر نو» بر سر زبان ها می افتد؛ داستان محله ای که روزگاری قرار بود تنها برای خانواده سلطنتی قاجار به درو یک قصر کشیده شود، جایی شد برای اسکان زنانی که برای معاش خود تن فروشی می کردند. جایی که در بحبوحه انقلاب اسلامی، عامل نفرت مردم از رژیم پهلوی و نشانه فساد دودمان حاکم بود. جایی که «قلعه» نام داشت و در تصاویر سیاه و سفید «کاوه گلستان» و فیلم «قلعه» ساخته «کامران شیردل» ثبت شده است.

تاریخچه محله «شهر نو» در تهران

قلعه ای که «ذکریا هاشمی» در رمان «طوطی» خود آن را به تصویر کشید و وقتی فیلم این رمان را ساخت، هم چون همه تصاویر واقع گرایی که از آن ثبت شده، اجازه نمایش نیافت. دم و دستگاه وقت پهلوی می‌دانست تصویر واقع گرا از این منطقه، تا چه حد برای دوامش خطرناک است. اما «شهر نو» یا «قلعه» چه بود؟ کجای تهران بود، چرا به وجود آمد و چه بر سرش آمد؟ این سرگذشت یک «قلعه» است: قلعه ای بدنام در دل تاریخ پایتخت.

روسپی ها علیه مشروطه خواهان

«محوطه آتش سوزی، روز، خارجی/ دود و غبار و فریاد و هیاهو؛ یکی دو خانه در آتش است و از درها و پنجره های آن ها دود بیرون می زند. جمعیتی دوان دوان و ترسیده و بعضی خندان و هیجان زده به تماشا آمده است. از خانه، زنانی سربرهنه و بعضی پابرهنه و سرفه کنان و بعضی سیاه شده از خفگی جیغ کشان بیرون می دوند و هنوز نرسیده، جلوی در خانه در حلقه ای از مردان خشمگین می افتند که با کمربند و چوب و پنجه بکس آن ها را می زنند.

زنان وحشت زده در حلقه مهاجمان با حرکاتی حیوانی و فریادهای درد به دنبال راه فرار می گردند. گیس یکی از آن ها را جوانی غیرتی کشیده و قیچی می کند و دیگری زیر دست و پا افتاده و در حال تحمل ضربه ها و سرفه کنان می کوشید خود را از لای چوب ها و لگدها در ببرد. یکی دیگر که با ضربه ای به بیرون پرتاب شده با چهره ای خون آلود عربده می کشد..» نقطه شروع فیلم نامه «آیینه های رو به رو»ی «بهرام بیضایی» پرده آخر داستان «شهر نو» است؛ جایی که مرکز اصلی فساد در تهران بوده است.

اگرچه در شرع مقدس روسپی گری و تن فروشی گناه است و مجازات دارد اما تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، محله هایی برای اسکان زنان تن فروش در شهرها وجود داشت تا آنان را از سایر زنان جدا کنند. این موضوع تا پیش از دوره پهلوی و به وجود آمدن «شهر نو»، تقریبا به صورت مخفیانه انجام می گرفت. مثلا «ژان شاردن»، جهان گرد مشهور فرانسوی که در عهد صفوی وارد ایران شد، نوشته است که در پشت بازار قیصر به اصفهان، در کوچه ای معروف به خیابان 12 تومانی، منزلی بوده که در آن چندین روسپی زندگی می کردند.

تاریخچه محله «شهر نو» در تهران

«جعفر شهری» هم در کتاب خود «طهران قدیم» نوشته که فاحشه ها در دوران قاجار در پشت خندق های شهر زندگی می کردند. او با نام بردن از چندین روسپی معروف تهران در آن دوران اشاره می کند که خندق های میان دروازه شاه عبدالعظیم و دروازه غار قرق آن ها بوده است.

«میرزا مهدی خان شقاقی» معروف به «ممتحن الدوله» نیز که او را نخستین مهندس معمار به شیوه غربی در ایران می دانند، در خاطراتش از آشنایی خود با دختری فاحشه یاد می کند که در خانه ای زندگی می کرد به اسم «ننو»، که متعلق به زنی فاحشه و در خارج از دروازه شاه عبدالعظیم تهران بود.

براساس نوشته منابع تاریخی، قراردادن زن های فاحشه در یک منطقه یا محله خاص علاوه بر جداسازی آن ها از زنان دیگر باعث می شد تا دسترسی و کنترل آن ها بهتر باشد. هرچند که بعدها تاریخ نشان داد، این جداسازی کاربرد دیگری هم داشته و جنبه سیاسی مهمی را برای شاهان ایفا کرده که استفاده از زنان فاحشه برای بدنان کردن برخی از جریان های سیاسی بوده است. یکی از نخستین استفاده های ثبت شده از این زنان را باید در عصر مشروطه دنبال کرد.

«ما دین نبی خواهیم، مشروطه نمی خواهیم.»
این شعاری بود که روزهای گرم تیرماه 1287 خورشیدی در خیابان های پایتخت به گوش می رسید. شعار را آن هایی می دادند که پشت سر بریگاد قزاق پنهان شده بو
👍1