۹- مرزبان نامه - Roobah va morghabi
T.me/mrhallo
#قصههای_کهن_ایران_زمین
#مرزبان_نامه
#کتاب_صوتی
راوی : ح.پرهام
باسپاس از: گ.جاسمی
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
#مرزبان_نامه
#کتاب_صوتی
راوی : ح.پرهام
باسپاس از: گ.جاسمی
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
Ch. 5
T.me/mrhallo
#حاجی_بابا_در_لندن
#کتاب_صوتی
راوی : ح.پرهام
باسپاس از: گ.جاسمی
▶️ بیست و پنج قسمت
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
پنج
#کتاب_صوتی
راوی : ح.پرهام
باسپاس از: گ.جاسمی
▶️ بیست و پنج قسمت
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
پنج
Ch.6
T.me/mrhallo
#حاجی_بابا_در_لندن
#کتاب_صوتی
راوی : ح.پرهام
باسپاس از: گ.جاسمی
▶️ بیست و پنج قسمت
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
شش
#کتاب_صوتی
راوی : ح.پرهام
باسپاس از: گ.جاسمی
▶️ بیست و پنج قسمت
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
شش
Forwarded from اتاق کار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from اتاق کار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دارا نوروزی:
خدا رحمت کنه بی تو دوست شریف و عزیز ما رو 😥
اينم يكی ازترانه های بی تو(شاعراصفهانی) كه پانزده سال پيش ملوديش رونوشتم وقتی هنوز شيراز بودم:
از خدا که پنهون نیس،از شما چه پنهونه
باز یه چشم من اشکه،باز یه چشم من خونه
داد زدم نرو، رفتی،توی کوچه جا موندم
روی گونه هام رد گریه های بارونه
بسکه منتظر موندم،پشت پنجره هر شب
روی شیشه انگشتام، میله های زندونه
خونه بی تو ویرونه،کوچه بی تو بن بسته
کوچه بی تو بن بسته،خونه بی تو ویرونه
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
خدا رحمت کنه بی تو دوست شریف و عزیز ما رو 😥
اينم يكی ازترانه های بی تو(شاعراصفهانی) كه پانزده سال پيش ملوديش رونوشتم وقتی هنوز شيراز بودم:
از خدا که پنهون نیس،از شما چه پنهونه
باز یه چشم من اشکه،باز یه چشم من خونه
داد زدم نرو، رفتی،توی کوچه جا موندم
روی گونه هام رد گریه های بارونه
بسکه منتظر موندم،پشت پنجره هر شب
روی شیشه انگشتام، میله های زندونه
خونه بی تو ویرونه،کوچه بی تو بن بسته
کوچه بی تو بن بسته،خونه بی تو ویرونه
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
Forwarded from اتاق کار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با کشتی نفت را تا ونزوئلا میبرند، آب را به روستاهای خودمان نه
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
Forwarded from اتاق کار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
روح استاد شهریار شاد
زنده باد استاد هوشنگ ابتهاج(سایه)
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
روح استاد شهریار شاد
زنده باد استاد هوشنگ ابتهاج(سایه)
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مملکت داره تو آتیش میسوزه، دغدغه صداوسیمای ما ببین چیاست
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
Forwarded from اتاق کار
اگر عزاداری برای جورج فلوید تمام شد، فکری هم به حال مردم مظلوم خودمون بکنیم
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
از این ببعد باید به جای صدور انقلاب، روش های سرکوب انقلاب صادر کنیم،
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
تندیس های شعرا و فلاسفه و بزرگان ایران یا تخریب شده اند
یا دزدیده
بعد ایشون میخواد تندیس مردی رو که نماد پورن استار و خلاف میباشد را بسازد.
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
یا دزدیده
بعد ایشون میخواد تندیس مردی رو که نماد پورن استار و خلاف میباشد را بسازد.
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عجیب ترین تشییع جنازه ای که تاکنون در خاک ایران صورت گرفته است!
اینجا #بهشت_سکینه کرج هست واین خانم مرحومه زهرا مدرس زاده از مسترهای عرفان حلقه؛ وصیت کرده بود که بر سر مزارش همگی دف زنان و کف زنان و آوازخوان حاضر شوند! فرزندانش هم یک گروه موسیقی بر سر مزارش حاضر کردند و اینگونه عجیب ترین خاکسپاری ایرانی رقم خورد!
روز مرگم هر که شیون کند از دور و برم دور کنید، همه را مست و خراب از می انگور کنید! بر مزارم مگذارید بیاید واعظ، پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ🌷
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
اینجا #بهشت_سکینه کرج هست واین خانم مرحومه زهرا مدرس زاده از مسترهای عرفان حلقه؛ وصیت کرده بود که بر سر مزارش همگی دف زنان و کف زنان و آوازخوان حاضر شوند! فرزندانش هم یک گروه موسیقی بر سر مزارش حاضر کردند و اینگونه عجیب ترین خاکسپاری ایرانی رقم خورد!
روز مرگم هر که شیون کند از دور و برم دور کنید، همه را مست و خراب از می انگور کنید! بر مزارم مگذارید بیاید واعظ، پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ🌷
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
سال 87 بود کتابی به قلم زیبای سید مهدی شجاعی نویسنده توانای کشور نوشته شد اما پس از اولین انتشار شاهد جمع اوری کتاب از کتابفروشی ها بودیم که بعد ها عنوان شد این کار به درخواست نویسنده کتاب بوده و نه ممنوع شدن آن اما...
در سال 88 و بالا گرفتن اختلافات سیاسی این کتاب نیز حالت ممنوع الانتشاری به خود گرفت ولی مدتی بعد به رایگان در فضای اینترنت منتشر شد و به علت محتوای خوبی که داشت به سرعت در وبلاگها و سایت های فارسی زبان گسترش یافت.
کتاب که طرح روی جلد به ظاهر طنز و فانتزی دارد دارای مطالبی است که به جرات میتوان گفت برای اولین بار است که به این شکل نوشته میشود و شاید تا سالها تکرار نشود.
اما چیزی که تمامی نگاه ها را به خود جلب میکرد ...
داستان شیوا و جملاتی است که با فونت درشت تر در دل این کتاب جای داده شده که در ادامه خلاصه ای از ان را میبینیم:
پادشاهی به نام ممول در کشوری خیالی به نام غربستان پادشاهی میکرد.
او مرد و وصیت کرده بود مردم با انتخاباتی هر دوسال یکبار یکی از 25 پسرش را برای پادشاهی انتخاب کنند.
مردم هر دوسال یکبار یکی از فرزندان اورا انتخاب و فرد برگزیده به شیوه ای حکومت کرد.
اما در دور آخر ، پسری که عقب مانده بود و مشکلات ظاهری داشت به نام دموقراضه به سلطنت رسید.
اما او طور دیگری عمل کرد.
افرادی مانند خود را به پست و مقام رساند ولی دیالوگ هایی که با همین افراد داشت برگ برنده این داستان است :
مردم همه گوسفندند و ما چوپان:
حواستان باشد!
بزرگترین اشتباه در حکومت، بها دادن به مردم، یا ارزش قائل شدن برای مردم است.
شما مطمئن باشید که اگر برای مردم، ارزشی بیش از گوسفند قائل شوید، نمیتوانید بر آنها حکومت کنید.
بهای مردم را شما معین میکنید، نه خودشان. اگر شما بر مردم قیمت نگذارید، آنها قیمتی بر خودشان میگذارند که هیچجور نمیتوانید بخرید. و تازه این گوسفند که من گفتم بالاترین قیمت است: قیمت آدمهای اندیشمند چاق و چله.
قیمت بقیهی مردم، حداکثر در حد پشگل گوسفند است و نه بیشتر.
طوری برنامهریزی کنید که مردم از صبح تا شب بدوند و آخر شب هم نرسند. مردم اگر مایحتاج خود را آسان به دست بیاورند، اگر وقت اضافه داشته باشند، عصیان میکنند، بداخلاقی میکنند و به فکر اعتراض و انقلاب و این حرفها میافتند.
یک تشکیلاتی را تأسیس کنید که کارش چرخاندن مردم باشد، یا چرخاندن لقمه دور سر مردم.
کارش چیدن موانع مختلف، پیش پای مردم باشد. فرض کنید که آب دریا فاصلهاش با مردم به اندازه دراز کردن یک دست است. جای دریا را نمیتوان عوض کرد، اما راه مردم را که میشود دور کرد.
هزار جور قانون میشود وضع کرد که مردم دور کرهٔ زمین بچرخند و دست آخر به همان نقطهای برسند که قبلاً بودهاند. و از شما به خاطر رسیدن به همان نقطه، تشکر هم بکنند.
مردم را به دو دسته تقسیم کنید و به یک دسته حقوق و مواجب بدهید که مراقب آن دستهی دیگر باشند. دسته اول، به طمع مواجب یا از ترس قطع شدن مواجب، مرید شما میشوند و دستهی دوم، از ترس دستهی اول، مطیع و مِنقاد شما. به این ترتیب، مملکت، خود به خود اداره میشود، بیآنکه شما زحمتی بکشید یا دغدغهای داشته باشید.
مردم به دو دستهی خیلی نامساوی تقسیم میشوند: عوام و خواص. نسبت این دو با هم، نسبت ۹۹ به ۱ است. یعنی از هر ۱۰۰ نفر، ۹۹ نفر عواماند – عین خودمان – و یک نفر خواص است. و هیچ آدم عاقلی، ۹۹ را نمیگذارد، یک را بردارد.
پس خواص را در شمار هیچیک از اعضای بدن خود به حساب نیاورید و در صورت لزوم، فقط به جلب رضایت عوام فکر کنید.
چرا که:
اولاً: جلب رضایت عوام، بسیار آسانتر از خواص است.
ثانیاً: رضایت عوام را فلهای میشود جلب کرد ولی خواص را یکی یکی؛ آن هم اگر بشود.
ثالثاً: عقل عوام به چشمشان است ولی عقل خواص، هر کدام، یک جایشان است که با زحمت هم نمیتوان جایش را پیدا کرد.
و از همه مهمتر، در انتخابات و رأیگیری، رأی خواص و عوام یکاندازه است. رأی آدم خاص که بیشتر یا بزرگتر از آدم عوام نیست.
پس آدم باید مغز خر خورده باشد که خواص را با همهی مشکلاتشان جدی بگیرد.
خلاصه این که: این عواماند که سرنوشت و تقدیر خواص را رقم میزنند.
پس خود خواص را نباید جدی گرفت، ولی خطر خواص را چرا. خیلی باید مراقب بود. این خواص، موجودات پلید و ناشناختهای هستند که اگر ازشان غافل شوید، کار دستتان میدهند.
عوام، هزارتایش کم است و خواص یکدانهاش زیاد. اگر توانستید سرشان را زیر آب بکنید، بکنید وگرنه لااقل مراقب باشید که یکیشان دوتا نشود
دمو
کراسی یا دموقراضه
مهدی شجاعی🌹
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
در سال 88 و بالا گرفتن اختلافات سیاسی این کتاب نیز حالت ممنوع الانتشاری به خود گرفت ولی مدتی بعد به رایگان در فضای اینترنت منتشر شد و به علت محتوای خوبی که داشت به سرعت در وبلاگها و سایت های فارسی زبان گسترش یافت.
کتاب که طرح روی جلد به ظاهر طنز و فانتزی دارد دارای مطالبی است که به جرات میتوان گفت برای اولین بار است که به این شکل نوشته میشود و شاید تا سالها تکرار نشود.
اما چیزی که تمامی نگاه ها را به خود جلب میکرد ...
داستان شیوا و جملاتی است که با فونت درشت تر در دل این کتاب جای داده شده که در ادامه خلاصه ای از ان را میبینیم:
پادشاهی به نام ممول در کشوری خیالی به نام غربستان پادشاهی میکرد.
او مرد و وصیت کرده بود مردم با انتخاباتی هر دوسال یکبار یکی از 25 پسرش را برای پادشاهی انتخاب کنند.
مردم هر دوسال یکبار یکی از فرزندان اورا انتخاب و فرد برگزیده به شیوه ای حکومت کرد.
اما در دور آخر ، پسری که عقب مانده بود و مشکلات ظاهری داشت به نام دموقراضه به سلطنت رسید.
اما او طور دیگری عمل کرد.
افرادی مانند خود را به پست و مقام رساند ولی دیالوگ هایی که با همین افراد داشت برگ برنده این داستان است :
مردم همه گوسفندند و ما چوپان:
حواستان باشد!
بزرگترین اشتباه در حکومت، بها دادن به مردم، یا ارزش قائل شدن برای مردم است.
شما مطمئن باشید که اگر برای مردم، ارزشی بیش از گوسفند قائل شوید، نمیتوانید بر آنها حکومت کنید.
بهای مردم را شما معین میکنید، نه خودشان. اگر شما بر مردم قیمت نگذارید، آنها قیمتی بر خودشان میگذارند که هیچجور نمیتوانید بخرید. و تازه این گوسفند که من گفتم بالاترین قیمت است: قیمت آدمهای اندیشمند چاق و چله.
قیمت بقیهی مردم، حداکثر در حد پشگل گوسفند است و نه بیشتر.
طوری برنامهریزی کنید که مردم از صبح تا شب بدوند و آخر شب هم نرسند. مردم اگر مایحتاج خود را آسان به دست بیاورند، اگر وقت اضافه داشته باشند، عصیان میکنند، بداخلاقی میکنند و به فکر اعتراض و انقلاب و این حرفها میافتند.
یک تشکیلاتی را تأسیس کنید که کارش چرخاندن مردم باشد، یا چرخاندن لقمه دور سر مردم.
کارش چیدن موانع مختلف، پیش پای مردم باشد. فرض کنید که آب دریا فاصلهاش با مردم به اندازه دراز کردن یک دست است. جای دریا را نمیتوان عوض کرد، اما راه مردم را که میشود دور کرد.
هزار جور قانون میشود وضع کرد که مردم دور کرهٔ زمین بچرخند و دست آخر به همان نقطهای برسند که قبلاً بودهاند. و از شما به خاطر رسیدن به همان نقطه، تشکر هم بکنند.
مردم را به دو دسته تقسیم کنید و به یک دسته حقوق و مواجب بدهید که مراقب آن دستهی دیگر باشند. دسته اول، به طمع مواجب یا از ترس قطع شدن مواجب، مرید شما میشوند و دستهی دوم، از ترس دستهی اول، مطیع و مِنقاد شما. به این ترتیب، مملکت، خود به خود اداره میشود، بیآنکه شما زحمتی بکشید یا دغدغهای داشته باشید.
مردم به دو دستهی خیلی نامساوی تقسیم میشوند: عوام و خواص. نسبت این دو با هم، نسبت ۹۹ به ۱ است. یعنی از هر ۱۰۰ نفر، ۹۹ نفر عواماند – عین خودمان – و یک نفر خواص است. و هیچ آدم عاقلی، ۹۹ را نمیگذارد، یک را بردارد.
پس خواص را در شمار هیچیک از اعضای بدن خود به حساب نیاورید و در صورت لزوم، فقط به جلب رضایت عوام فکر کنید.
چرا که:
اولاً: جلب رضایت عوام، بسیار آسانتر از خواص است.
ثانیاً: رضایت عوام را فلهای میشود جلب کرد ولی خواص را یکی یکی؛ آن هم اگر بشود.
ثالثاً: عقل عوام به چشمشان است ولی عقل خواص، هر کدام، یک جایشان است که با زحمت هم نمیتوان جایش را پیدا کرد.
و از همه مهمتر، در انتخابات و رأیگیری، رأی خواص و عوام یکاندازه است. رأی آدم خاص که بیشتر یا بزرگتر از آدم عوام نیست.
پس آدم باید مغز خر خورده باشد که خواص را با همهی مشکلاتشان جدی بگیرد.
خلاصه این که: این عواماند که سرنوشت و تقدیر خواص را رقم میزنند.
پس خود خواص را نباید جدی گرفت، ولی خطر خواص را چرا. خیلی باید مراقب بود. این خواص، موجودات پلید و ناشناختهای هستند که اگر ازشان غافل شوید، کار دستتان میدهند.
عوام، هزارتایش کم است و خواص یکدانهاش زیاد. اگر توانستید سرشان را زیر آب بکنید، بکنید وگرنه لااقل مراقب باشید که یکیشان دوتا نشود
دمو
کراسی یا دموقراضه
مهدی شجاعی🌹
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo