This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در شکم مادرم که بودم، پدرم غذای حرام (کباب) به خانه آورد!
🖐من ده بار به شکم مادرم چنان لگد زدم تا لقمهی حروم از دستش افتاد و نخورد و او متوجه شد 😐
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
🖐من ده بار به شکم مادرم چنان لگد زدم تا لقمهی حروم از دستش افتاد و نخورد و او متوجه شد 😐
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلم از طرف دوستدارتون ...
جانوری که مشاهده میکنید به عنوان ریزترین مار سمی جهان شناخته می شود و اغلب در فلفل دلمه یافت میشود. همیشه قبل از استفاده از فلفل دلمه آن را برش داده و پس از اطمینان از عدم وجود این مار، از آن استفاده کنید. لطفا برای آگاهی دیگران و زندگی سالم به اشتراک بگذارید... 🙏
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
جانوری که مشاهده میکنید به عنوان ریزترین مار سمی جهان شناخته می شود و اغلب در فلفل دلمه یافت میشود. همیشه قبل از استفاده از فلفل دلمه آن را برش داده و پس از اطمینان از عدم وجود این مار، از آن استفاده کنید. لطفا برای آگاهی دیگران و زندگی سالم به اشتراک بگذارید... 🙏
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تا جائیکه قوانین سازمان سنجش هم اجازه میداده از سهمیهکنکور "همسر جانباز" بودنشون استفاده کردن !!
بعد از اعلام نتایج کنکور هم طلاق میگیرن و میرن سراغ درس و مشقشون!!
و چون هیچ عمل زناشویی بینشون صورت نگرفته،قانوناً میتونن شناسنامهی المثنی بگیرن که هیچ اسمی درش نوشته نشده
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
بعد از اعلام نتایج کنکور هم طلاق میگیرن و میرن سراغ درس و مشقشون!!
و چون هیچ عمل زناشویی بینشون صورت نگرفته،قانوناً میتونن شناسنامهی المثنی بگیرن که هیچ اسمی درش نوشته نشده
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
طرف اومده دزدی، تو مغازه چشمش میخوره به قرآن، قرآن رو میبوسه ادامه میده!
اعتقادات شدید موج میزنه
آدم یاد مسئولین وطنی میافته
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
اعتقادات شدید موج میزنه
آدم یاد مسئولین وطنی میافته
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انصافا ساقی اینا کیه؟!
هیچکی یارش نشد که ، گناه داشت بچه😂😂😂
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
هیچکی یارش نشد که ، گناه داشت بچه😂😂😂
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 #طنز ارسالی مخاطبان: نمایی از مراسم رژهی امروز ۳۱ شهریورماه
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برخورد یک بسیجی عقده ای با چند نوجوان در مسجد
.
حالا هی بچه هاتون رو بفرستین اینجور جاها
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
.
حالا هی بچه هاتون رو بفرستین اینجور جاها
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همه جور هیئت از هیئت قمه زنی و زنجیر زنی و سینه زنی دیده بودیم جز هیئت سیلی زنی و چَک افسری !🙄
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حیدری مجری مناظرات انتخاباتی:
یکی از معاونان شهرداری تهران به من گفت اگر پول بدی به شما مجوز میدیم وسط میدون فردوسی بجاي مجسمه برج بسازی..
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
یکی از معاونان شهرداری تهران به من گفت اگر پول بدی به شما مجوز میدیم وسط میدون فردوسی بجاي مجسمه برج بسازی..
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
از عالیجناب تا شما
در اوایل شروع تحصیلم در دانشگاه بود كه دانشجوى خارجى هم اتاقم از من پرسید در زبان فارسى براى خطاب طرف مقابل از دو واژه «تو» و «شما» مانند زبان فرانسه استفاده مى شود یا فقط از واژه «شما» مانند زبان انگلیسى؟
كمى فكر كردم و دیدم كه ما علاوه بر «تو» و «شما» كلمات بسیار دیگرى مانند جناب، جنابعالى، عالیجناب، سركار عالى، سركار علیه، حضرتعالى و... نیز داریم و به دنبال معادل آنها در فرهنگ لغات فارسى ـ انگلیسى گشتم، اما جز براى عالیجناب معادلى نیافتم. وقتى معادل انگلیسى آن را دانست گفت كه آنها از این كلمه فقط هنگامی که شاه و ملكه مورد خطاب هستند و گاه براى شخصیتهاى رده هاى بالاى قضایى و سیاسى استفاده مى کنند و سپس پرسید: این كلمات چه فرقى با کلمه ی شما دارند؟
پاسخ دادم: احترام بیشترى را القا مى كنند.
پرسید: براى خطاب خودتان نیز به غیر از "من" از واژه هاى دیگرى استفاده مى كنید؟
پاسخ دادم: آرى، كلماتى چون حقیر، بنده، فدوى، جان نثار، چاكر، نوكر، مخلص و....
پرسید: اینها چه فرقى با «من» دارند؟
جواب دادم: این كلمات هر یك به درجه اى ناچیز بودن و حقیر بودن شخص گوینده را القا مى كند.
گفت: یعنى با استفاده از كلماتى به جاى «شما» مخاطبتان را بالاتر برده و با استفاده از كلمات دیگرى به جاى «من» خودتان را پایین مى آورید؟
گفتم: تصور مى كنم.
پرسید: در چه شرایطی و برای چه کسانی از این كلمات استفاده مى كنید؟
گفتم: افراد باتوجه به موقعیتشان مى توانند از هر دو سرى از این كلمات استفاده كنند؛ یعنى هر كس در حالى كه ممكن است زیردستش او را عالیجناب خطاب كند، در برابر شخصى كه در موقعیت بالاترى از او قرار گرفته مى تواند خود را جان نثار بخواند.
گفت: نمى دانستم كه جامعه شما به این شدت به تبعیضآلوده است.
گفتم اگر شما این سوال را نمی پرسیدید منهم نمی دانستم
و سپس با خود اندیشیدم ما چه راه درازی در پیش داریم تا از حضرتِ مستطابِ عالیجناب به «شما» و از حقیرِ خاک پای جاننثار به «من» برسیم.
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
در اوایل شروع تحصیلم در دانشگاه بود كه دانشجوى خارجى هم اتاقم از من پرسید در زبان فارسى براى خطاب طرف مقابل از دو واژه «تو» و «شما» مانند زبان فرانسه استفاده مى شود یا فقط از واژه «شما» مانند زبان انگلیسى؟
كمى فكر كردم و دیدم كه ما علاوه بر «تو» و «شما» كلمات بسیار دیگرى مانند جناب، جنابعالى، عالیجناب، سركار عالى، سركار علیه، حضرتعالى و... نیز داریم و به دنبال معادل آنها در فرهنگ لغات فارسى ـ انگلیسى گشتم، اما جز براى عالیجناب معادلى نیافتم. وقتى معادل انگلیسى آن را دانست گفت كه آنها از این كلمه فقط هنگامی که شاه و ملكه مورد خطاب هستند و گاه براى شخصیتهاى رده هاى بالاى قضایى و سیاسى استفاده مى کنند و سپس پرسید: این كلمات چه فرقى با کلمه ی شما دارند؟
پاسخ دادم: احترام بیشترى را القا مى كنند.
پرسید: براى خطاب خودتان نیز به غیر از "من" از واژه هاى دیگرى استفاده مى كنید؟
پاسخ دادم: آرى، كلماتى چون حقیر، بنده، فدوى، جان نثار، چاكر، نوكر، مخلص و....
پرسید: اینها چه فرقى با «من» دارند؟
جواب دادم: این كلمات هر یك به درجه اى ناچیز بودن و حقیر بودن شخص گوینده را القا مى كند.
گفت: یعنى با استفاده از كلماتى به جاى «شما» مخاطبتان را بالاتر برده و با استفاده از كلمات دیگرى به جاى «من» خودتان را پایین مى آورید؟
گفتم: تصور مى كنم.
پرسید: در چه شرایطی و برای چه کسانی از این كلمات استفاده مى كنید؟
گفتم: افراد باتوجه به موقعیتشان مى توانند از هر دو سرى از این كلمات استفاده كنند؛ یعنى هر كس در حالى كه ممكن است زیردستش او را عالیجناب خطاب كند، در برابر شخصى كه در موقعیت بالاترى از او قرار گرفته مى تواند خود را جان نثار بخواند.
گفت: نمى دانستم كه جامعه شما به این شدت به تبعیضآلوده است.
گفتم اگر شما این سوال را نمی پرسیدید منهم نمی دانستم
و سپس با خود اندیشیدم ما چه راه درازی در پیش داریم تا از حضرتِ مستطابِ عالیجناب به «شما» و از حقیرِ خاک پای جاننثار به «من» برسیم.
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
به نظرم اگه قراره جنگ بشه یه توافق با عربستان کنیم و بگیم اماکن مقدس همو نزنیم.
اونا یه مکه و مدینه رو دارن ما الحمدلله تو هر استان چندهزارتا امامزاده داریم. :))) 😂
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
اونا یه مکه و مدینه رو دارن ما الحمدلله تو هر استان چندهزارتا امامزاده داریم. :))) 😂
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
اینم وضعیت پسر/نوه عسکراولادی و سرنوشت پول های مرحوم , بهادر خان علاقه زیادی به فاحشه ها و سایت های شرط بندی دارد...
فعلا جای نوه ش تو بهشته :))
خودش کجاست خدا میدونه
اون مرحوم کمی از ثروتش رو باید میداد به یک معلم خصوصی تا برای نوه ش، املا کار کنه !استوره !!!
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
فعلا جای نوه ش تو بهشته :))
خودش کجاست خدا میدونه
اون مرحوم کمی از ثروتش رو باید میداد به یک معلم خصوصی تا برای نوه ش، املا کار کنه !استوره !!!
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
شب نشيني هالو
نامه بنیاد شهید به مادر یکی از شهدای ایران که بهائی بودند 👇 شب نشینی هالو @sh_n_halloo کانال اشعار #هالو @mrhallo
درود
ببین ضاله را هم ظاله نوشته!
انگار معنای ضاله را هم بنده خدانمی داند!
ببین ضاله را هم ظاله نوشته!
انگار معنای ضاله را هم بنده خدانمی داند!
انسانهای خیر:✔
شهریزدباداشتتن پیشینه تاریخی ازاماکن بجامنده ازقدیم دیدنی زیادی دارد...دراین شهرمیدانی وجودداردبنام ماکار دروسط این میدان برجی ساخته شده که ساعت بزرگی برروی ان نصب شده (که به لحاظ مختصات جغرافیامرکزایران است)ساخت برج وساعت توسط شخصی ساخته شدکه دارای قلبی رئوف ودلی مهربان داشت گرچه مسلمان وایرانی نبود..
پشوتن جی دوسابایی مارکار ۱۸ آبان ۱۲۵۰ در خانوادهای پارسی در بمبئی هند متولد گردید، پدرش دوسابایی و مادرش دین بانو دخت دینشاه شراف بود. او تحصیلات مقدماتی را در بمبئی و در آموزشگاه الفستون پشت سر گذاشت و پس از آن در مکتب کارآموزی دینشاه سیلیسترامور دفتری را فراگرفت. وی به علت علاقه به ایران، زبان فارسی را نیز آموخت، زبان انگلیسی را هم به خوبی میدانست ولی به زبان گجراتی سخن میگفت. پس از پایان تحصیلات به بازرگانی روی آورد و صاحب ثروت بسیاری شد. او در آغاز سفیر انجمن زرتشتیان ایرانی بمبئیدر ایران بود و مسئولیت داشت تا به امور زرتشتیان ایران رسیدگی کند. پشوتن جی مارکار در سال ۱۳۰۴ نایب رئیس انجمن زرتشتیان ایرانی بمبئی بود و در سال ۱۳۱۷ به مقام ریاست این انجمن رسید.
پشوتن جی مارکار با ساختن دبستان دخترانه و پسرانه مارکار در بهمن ۱۳۰۶ اولین گام را برای با سواد کردن کودکان یزدی برداشت و دبیرستان دخترانه و پسرانه مارکار هم در شهریور ۱۳۱۲ تأسیس شد. وی با ساخت پرورشگاه، برج ساعت فردوسی یزد و مجسمه فردوسی تهران در سال ۱۳۱۳ توانست علاقه خود را با گسترش فرهنگ در ایران نشان دهد. پرورشگاه مجموعه مارکار یزد برخلاف اذهان عموم، خوابگاهی شبانهروزی برای اسکان دانش آموزان بیبضاعت اطراف شهر با همه امکانات، بدون پرداخت شهریه بوده است. استفاده ازاین امکانات مخصوص زرتشتیان نبود و بسیاری از ایرانیان زرتشتی و غیر زرتشتی از امکانات این مراکز استفاده نمودهاند.اوباخریدن چندین قطعه زمین درتهران مراکزورزشی واموزشی فراهم کرد..✔
پشوتن جی مارکار مجموعاً سه بار در سالهای ۱۳۰۳، ۱۳۱۳ و ۱۳۲۸ برای سرکشی و مشاهده پیشرفت و بررسی وضعیت مؤسسات خیریه تحت حمایت خویش، به ایران مسافرت نمود. در سال ۱۳۱۳ در دومین سفر خویش به یزداز سوی وزارت فرهنگ وقت به دریافت نشان درجه اول علمی سرافراز شد. در سال ۱۳۲۶ نیز نشان همایونی را دریافت کرد و در واپسین سفر خویش به ایران در سال ۱۳۲۸ به دریافت نشان درجه اول سپاس ملی سرافراز گردید و به دیدار با شاه وقت ایران دعوت شد.
پشوتن جی دوسابائی مارکار سرانجام در تاریخ ۱۸ مهر ۱۳۴۴ در بمبئی چشم از جهان فروبست.
پس از مرگ پشوتن جی مارکار میرزا سروش لهراسب سرپرستی این مدارس و موسسات را تا مدتها به عهده داشت. پس از چندی طبق یک آییننامه اجرایی وکالت تملک تمام مایملک و موسسات مارکار را به انجمن زرتشتیان تهران واگذار کرد. این آییننامه با امضای سروش لهراسب و به تاریخ ۲۷ آذر ۱۳۵۳ است.
پرورشگاه مارکار، اکنون پردیس دانش مارکار نام گرفته و تا حدودی به فعالیت خود ادامه میدهد. در زیر زمین این پرورشگاه موزهای به نام موزه تاریخ و فرهنگ زرتشتیانجهت آشنایی بازدید کنندگان با آداب و رسوم زرتشتیان ایجاد شده است✔
نقل است که پشوتن جی دوسابایی مارکار به جای استفاده از مترو برای رفتوآمدهای شهری پیاده میرفت و میگفت میخواهد تا با پولش به دانشآموزان عزیز ایرانی کمک کند.
یادکسانیکه دلشان برای ادمیت می تپدگرامی باد
تامطلبی دیگربدورد✔
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
شهریزدباداشتتن پیشینه تاریخی ازاماکن بجامنده ازقدیم دیدنی زیادی دارد...دراین شهرمیدانی وجودداردبنام ماکار دروسط این میدان برجی ساخته شده که ساعت بزرگی برروی ان نصب شده (که به لحاظ مختصات جغرافیامرکزایران است)ساخت برج وساعت توسط شخصی ساخته شدکه دارای قلبی رئوف ودلی مهربان داشت گرچه مسلمان وایرانی نبود..
پشوتن جی دوسابایی مارکار ۱۸ آبان ۱۲۵۰ در خانوادهای پارسی در بمبئی هند متولد گردید، پدرش دوسابایی و مادرش دین بانو دخت دینشاه شراف بود. او تحصیلات مقدماتی را در بمبئی و در آموزشگاه الفستون پشت سر گذاشت و پس از آن در مکتب کارآموزی دینشاه سیلیسترامور دفتری را فراگرفت. وی به علت علاقه به ایران، زبان فارسی را نیز آموخت، زبان انگلیسی را هم به خوبی میدانست ولی به زبان گجراتی سخن میگفت. پس از پایان تحصیلات به بازرگانی روی آورد و صاحب ثروت بسیاری شد. او در آغاز سفیر انجمن زرتشتیان ایرانی بمبئیدر ایران بود و مسئولیت داشت تا به امور زرتشتیان ایران رسیدگی کند. پشوتن جی مارکار در سال ۱۳۰۴ نایب رئیس انجمن زرتشتیان ایرانی بمبئی بود و در سال ۱۳۱۷ به مقام ریاست این انجمن رسید.
پشوتن جی مارکار با ساختن دبستان دخترانه و پسرانه مارکار در بهمن ۱۳۰۶ اولین گام را برای با سواد کردن کودکان یزدی برداشت و دبیرستان دخترانه و پسرانه مارکار هم در شهریور ۱۳۱۲ تأسیس شد. وی با ساخت پرورشگاه، برج ساعت فردوسی یزد و مجسمه فردوسی تهران در سال ۱۳۱۳ توانست علاقه خود را با گسترش فرهنگ در ایران نشان دهد. پرورشگاه مجموعه مارکار یزد برخلاف اذهان عموم، خوابگاهی شبانهروزی برای اسکان دانش آموزان بیبضاعت اطراف شهر با همه امکانات، بدون پرداخت شهریه بوده است. استفاده ازاین امکانات مخصوص زرتشتیان نبود و بسیاری از ایرانیان زرتشتی و غیر زرتشتی از امکانات این مراکز استفاده نمودهاند.اوباخریدن چندین قطعه زمین درتهران مراکزورزشی واموزشی فراهم کرد..✔
پشوتن جی مارکار مجموعاً سه بار در سالهای ۱۳۰۳، ۱۳۱۳ و ۱۳۲۸ برای سرکشی و مشاهده پیشرفت و بررسی وضعیت مؤسسات خیریه تحت حمایت خویش، به ایران مسافرت نمود. در سال ۱۳۱۳ در دومین سفر خویش به یزداز سوی وزارت فرهنگ وقت به دریافت نشان درجه اول علمی سرافراز شد. در سال ۱۳۲۶ نیز نشان همایونی را دریافت کرد و در واپسین سفر خویش به ایران در سال ۱۳۲۸ به دریافت نشان درجه اول سپاس ملی سرافراز گردید و به دیدار با شاه وقت ایران دعوت شد.
پشوتن جی دوسابائی مارکار سرانجام در تاریخ ۱۸ مهر ۱۳۴۴ در بمبئی چشم از جهان فروبست.
پس از مرگ پشوتن جی مارکار میرزا سروش لهراسب سرپرستی این مدارس و موسسات را تا مدتها به عهده داشت. پس از چندی طبق یک آییننامه اجرایی وکالت تملک تمام مایملک و موسسات مارکار را به انجمن زرتشتیان تهران واگذار کرد. این آییننامه با امضای سروش لهراسب و به تاریخ ۲۷ آذر ۱۳۵۳ است.
پرورشگاه مارکار، اکنون پردیس دانش مارکار نام گرفته و تا حدودی به فعالیت خود ادامه میدهد. در زیر زمین این پرورشگاه موزهای به نام موزه تاریخ و فرهنگ زرتشتیانجهت آشنایی بازدید کنندگان با آداب و رسوم زرتشتیان ایجاد شده است✔
نقل است که پشوتن جی دوسابایی مارکار به جای استفاده از مترو برای رفتوآمدهای شهری پیاده میرفت و میگفت میخواهد تا با پولش به دانشآموزان عزیز ایرانی کمک کند.
یادکسانیکه دلشان برای ادمیت می تپدگرامی باد
تامطلبی دیگربدورد✔
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
نقل قول
غارت گران بیت المال
⏺ دیروز در کانال دکتر شفیعی کدکنی خاطره ای از زندگی و دوران تنگدستی دکتر پرویز ناتل خانلری از زبان خود ایشان منتشر شده بود. خاطره ای که با توجه به اخبار ماهها و روزهای اخیر در مورد مفاسد اقتصادی مرتبط با برخی نمایندگان و مسئولین رده بالا، جای تامل بیشتری دارد...
⏺ ناتل خانلری از اولین کسانی بود که در ایران موفق به اخذ مدرک دکترای ادبیات فارسی شد. خانلری از ادبا و شاعران قرن معاصر ما محسوب می شود و شعر "عقاب" او بی شک یکی از زیباترین سروده های شعر فارسی چندین دهه اخیر است. ناتل خانلری در دهه چهل شمسی به واسطه ایجاد "بنیاد فرهنگ ایران" خدمات مهمی در حفظ زبان و ادب فارسی ایفا کرده است.
⏺ وجه دیگر زندگی دکتر ناتل خانلری زندگی سیاسی او بود. خانلری به واسطه نزدیکی و دوستی با اسد الله علم بیش از بیست سال سناتور انتصابی مجلس سنا بود و در دوره کوتاه نخست وزیری علم هم به عنوان وزیر فرهنگ و هنر دولت او فعالیت می کرد.
⏺ پس از انقلاب اسلامی دکتر خانلری به مدت صد روز بازداشت بود و پس از آزادی با انفصال از تمام خدمات دولتی و الزام به عودت تمام حقوق دریافتی از سناتوری، با تنگدستی و از طریق فروش کتاب ها و دریافت مبلغ ناچیز حق تالیف به زندگی خود ادامه داد. تا اینکه در شهریور سال شصت و نه از دنیا رفت.
⏺ بخش کوتاهی از خاطره دکتر خانلری پس از آزادی از زندان:
"همین که انقلاب شد پس از خروج از زندان حقوقِ بازنشستگی را قطع کردند و حسابهای بانک را بستند و حقِ معامله را سلب کردند و از پسانداز بابت حقوق دورهٔ سناتوری مبلغ یک میلیون و سیصدهزار تومان مطالبه کردند... حاصل اینکه پس از چهلوهفت سال تدریس از آموزگاری تا استادی فعلا از مال دنیا، یک پولْ درآمد ندارم و با فروشِ کتاب و درآمدِ مختصری از حقِ تألیف که کتابفروشان میپردازند این سهساله را با تشویش و سختیِ معیشت در این گرانی سرسامآور به سر بردهام تا بعد چه بلایی به سرم بیاید... وقتی که در زندان بودم در یکی از روزنامههای اسلامی فهرستی از اسامی رجالِ دورهٔ طاغوت چاپ کرده بودند زیر عنوان «غارتگرانِ اموالِ ملّی» و اسم من هم در آن میان بود. این دو صفحه را نوشتم تا خودم و دیگران بدانیم که من چقدر از اموال را غارت کردهام.."
خانلری پس این یادداشت داستان زندگی پر از فقر و تنگدستگی خود تا رسیدن به سناتوری را بیان می کند و پس از آن اشاره می کند که تنها منبع درامد او در ان دو دهه سناتوری همان حقوق نمایندگی بوده است که به مراتب از حقوق دانشگاهی او که همزمان بیش از سه دهه در آن فعالیت کرده و تومانی دریافت نکرده، پایین تر بوده است.
⏺ حالا نزدیک به سه دهه است که دکتر ناتل خانلری از دنیا رفته است و نمی تواند اخبار و تیترهای روزنامه های کشور را ببیند، تا به قضاوت بنشیند که کسانی که او را به عنوان "غارتگر بیت المال" خطاب می کردند و قصد کشتنش را داشتند (نقل است برخی انقلابیون قصد اعدام دکتر ناتل خانلری را داشتند که به وساطت و دخالت شهید مطهری منصرف می شوند)، امروز در چه جایگاه و شرایطی قرار دارند. اما فقط توجه به این نکته کافی است که امثال دکتر ناتل خانلری که غارتگر بیت المال نامیده می شد کجا و امثال بابک زنجانی و سالار آقاخان و خاوری و برخی نمایندگان و وکیلان و مدیران و...کجا...
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
غارت گران بیت المال
⏺ دیروز در کانال دکتر شفیعی کدکنی خاطره ای از زندگی و دوران تنگدستی دکتر پرویز ناتل خانلری از زبان خود ایشان منتشر شده بود. خاطره ای که با توجه به اخبار ماهها و روزهای اخیر در مورد مفاسد اقتصادی مرتبط با برخی نمایندگان و مسئولین رده بالا، جای تامل بیشتری دارد...
⏺ ناتل خانلری از اولین کسانی بود که در ایران موفق به اخذ مدرک دکترای ادبیات فارسی شد. خانلری از ادبا و شاعران قرن معاصر ما محسوب می شود و شعر "عقاب" او بی شک یکی از زیباترین سروده های شعر فارسی چندین دهه اخیر است. ناتل خانلری در دهه چهل شمسی به واسطه ایجاد "بنیاد فرهنگ ایران" خدمات مهمی در حفظ زبان و ادب فارسی ایفا کرده است.
⏺ وجه دیگر زندگی دکتر ناتل خانلری زندگی سیاسی او بود. خانلری به واسطه نزدیکی و دوستی با اسد الله علم بیش از بیست سال سناتور انتصابی مجلس سنا بود و در دوره کوتاه نخست وزیری علم هم به عنوان وزیر فرهنگ و هنر دولت او فعالیت می کرد.
⏺ پس از انقلاب اسلامی دکتر خانلری به مدت صد روز بازداشت بود و پس از آزادی با انفصال از تمام خدمات دولتی و الزام به عودت تمام حقوق دریافتی از سناتوری، با تنگدستی و از طریق فروش کتاب ها و دریافت مبلغ ناچیز حق تالیف به زندگی خود ادامه داد. تا اینکه در شهریور سال شصت و نه از دنیا رفت.
⏺ بخش کوتاهی از خاطره دکتر خانلری پس از آزادی از زندان:
"همین که انقلاب شد پس از خروج از زندان حقوقِ بازنشستگی را قطع کردند و حسابهای بانک را بستند و حقِ معامله را سلب کردند و از پسانداز بابت حقوق دورهٔ سناتوری مبلغ یک میلیون و سیصدهزار تومان مطالبه کردند... حاصل اینکه پس از چهلوهفت سال تدریس از آموزگاری تا استادی فعلا از مال دنیا، یک پولْ درآمد ندارم و با فروشِ کتاب و درآمدِ مختصری از حقِ تألیف که کتابفروشان میپردازند این سهساله را با تشویش و سختیِ معیشت در این گرانی سرسامآور به سر بردهام تا بعد چه بلایی به سرم بیاید... وقتی که در زندان بودم در یکی از روزنامههای اسلامی فهرستی از اسامی رجالِ دورهٔ طاغوت چاپ کرده بودند زیر عنوان «غارتگرانِ اموالِ ملّی» و اسم من هم در آن میان بود. این دو صفحه را نوشتم تا خودم و دیگران بدانیم که من چقدر از اموال را غارت کردهام.."
خانلری پس این یادداشت داستان زندگی پر از فقر و تنگدستگی خود تا رسیدن به سناتوری را بیان می کند و پس از آن اشاره می کند که تنها منبع درامد او در ان دو دهه سناتوری همان حقوق نمایندگی بوده است که به مراتب از حقوق دانشگاهی او که همزمان بیش از سه دهه در آن فعالیت کرده و تومانی دریافت نکرده، پایین تر بوده است.
⏺ حالا نزدیک به سه دهه است که دکتر ناتل خانلری از دنیا رفته است و نمی تواند اخبار و تیترهای روزنامه های کشور را ببیند، تا به قضاوت بنشیند که کسانی که او را به عنوان "غارتگر بیت المال" خطاب می کردند و قصد کشتنش را داشتند (نقل است برخی انقلابیون قصد اعدام دکتر ناتل خانلری را داشتند که به وساطت و دخالت شهید مطهری منصرف می شوند)، امروز در چه جایگاه و شرایطی قرار دارند. اما فقط توجه به این نکته کافی است که امثال دکتر ناتل خانلری که غارتگر بیت المال نامیده می شد کجا و امثال بابک زنجانی و سالار آقاخان و خاوری و برخی نمایندگان و وکیلان و مدیران و...کجا...
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
پنجشنبه همین هفته ۴ مهر ماه از ساعت ۵ تا ۸ بعد از ظهر انجمن ادبی پروین اعتصامی با حضور و شعرخوانی هالو
آدرس : خیابان شریعتی, خیابان خواجه عبدالله انصاری, بعد از چهارراه شهید عراقی, خیابان بنی هاشم,کوچه تبری, سرای محله ی کاظم آباد.
یا: بزرگراه رسالت , ورودی بنی هاشم, کوچه تبری, سرای محله ی کاظم آباد .
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
آدرس : خیابان شریعتی, خیابان خواجه عبدالله انصاری, بعد از چهارراه شهید عراقی, خیابان بنی هاشم,کوچه تبری, سرای محله ی کاظم آباد.
یا: بزرگراه رسالت , ورودی بنی هاشم, کوچه تبری, سرای محله ی کاظم آباد .
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
بیانیه خانم پوران ناظمی بعد از آزادی از زندان وکیل آباد به قید وثیقه:
سخنی کوتاه وراستین با دوستانم
عزیزان همراه سلام
بقدری محبت یکایک شما ونگرانی که داشتید مرا شرمنده کرد که تصمیم گرفتم جواب همه عزیزان را یکبار و اشکار بدهم
🌻🌴🌻🌴🌻🌴
من هنوز یک معترض هستم
من هنوز هم نمیتوانم درک کنم در میان کوچه های پرزرق وبرق ،کودکی به سیاهی پناه ببرد .
من هنوز نمیتوانم درک کنم
چطور اینهمه مفسد وغارتگر ساخته شد
نمیفهمم چطور خط فقر کشیدیم ،چطور تامین اجتماعی فروریخت؟
نمیفهمم چرا سهم یکی ساعتها کار سخت است و پاداش را در سایه نشسته ای میگیرد ؟
من هنوز فرق ژن مرغوب ونامرغوب
فرق بین بالا وپایینِ سفره انقلاب و فرق درازدستی تعداد معدودی بر این سفره را نمیدانم ؟
من هنوز نمیفهمم چطور میشود
حرف بزنیم گلایه کنیم زجر بکشیم و عادت کنیم ؟
من هنوز هستم ....
همانطور که بودم ....
تا بحال بخودم اجازه نداده بودم به کسی راه نشان بدهم مخصوصا در سیاست که نه دانش ان را دارم نه تجربه ...
دوستان نه من ونه سایر همراهانم آنروز
نه اخلالگر بودیم
نه ضد امنیت
ما نه دشمن بودیم نه معاند نه بیگانه پرست
ما از خود شماهستیم
ما فقط میخواستیم فرزندانمان بهتر زندگی کنند میخواستیم سقف ارزوهای مردم از نان شب اوج بگیرد
ما برایمان مخالف وموافق معنی نداشت چون بدنبال همبستگی وهمراهی و عدالت اجتماعی بودیم
چطور میشود کسی سالها در ارزوی امنیت وارامش مردم باشد و اخلالگر باشد ؟
ما همه در همین خاک بودیم وهستیم
هیچکدام در کنار میز کلاب های شبانه وساحل های ارام واستودیوهای پولساز خارج فریاد نکشیدیم وهیاهو نکردیم
ما فقط آنچه میگفتیم را انجام دادیم
ما رفته بودیم تا
صدایمان از ورای دیوارهای سترگ به گوش کسانی که میتوانستند کاری بکنند برسد
صادقانه بگویم اعتمادم ترک برداشته
نمیدانم چطور همه کسانی که فریاد میکشیدند وگلایه واعتراض داشتند سکوت میکنند
زندگی سخت بود سختتر شد
میترسم شانه ها وغرورم باهم فروبریزد
من هنوز هم یک معترض هستم
هنوز هم نمیتوانم یک لحظه بی یاد مردم ومخصوصا دوستان دربند مانده ام باشم
اما شما چگونه اید؟؟؟
فرق نمیکند مخالف باشیم یا موافق ومعترض
فقط لطفا منفعل نباشیم
برای بهتر شدن برای تغییر باید زحمت کشید
دعا میکنم روزی برسد که همه همبسته وهمراه شاد ویکسان بی هیچ تفاوتی کنار هم زندگی کنیم
زندگی کوتاه است خیلی کوتاه
پوران ناظمی
اول مهرماه۹۸
پ ن :در کمال شهامت به همه کسانی که از من میپرسند ایا در مدت بازداشت شکنجه جسمی یا تحقیر شدم هم نوید بدهم هیچ شکنجه جسمی نبود هیچ بازجویی سختی نبود هیچ فشاری برای اعتراف نبود ....برای من که چندبار تجربه داشتم عجیب بود اما خوشحالم که نتیجه تلاش ومبارزه مردم اینقدر خوب بود ،یقین پیدا کردم انهایی که باور نمیکردیم هم صداها را میشنوند پس میشود در سایر موارد هم تغییر ایجاد کرد
کافی است بخواهیم ....و لازم است درست بدانیم برای دانستن باید ابتدا مطالعه وتحقیق کرد وبرای رسیدن باید گفتگو وتلاش کرد
سخنی کوتاه وراستین با دوستانم
عزیزان همراه سلام
بقدری محبت یکایک شما ونگرانی که داشتید مرا شرمنده کرد که تصمیم گرفتم جواب همه عزیزان را یکبار و اشکار بدهم
🌻🌴🌻🌴🌻🌴
من هنوز یک معترض هستم
من هنوز هم نمیتوانم درک کنم در میان کوچه های پرزرق وبرق ،کودکی به سیاهی پناه ببرد .
من هنوز نمیتوانم درک کنم
چطور اینهمه مفسد وغارتگر ساخته شد
نمیفهمم چطور خط فقر کشیدیم ،چطور تامین اجتماعی فروریخت؟
نمیفهمم چرا سهم یکی ساعتها کار سخت است و پاداش را در سایه نشسته ای میگیرد ؟
من هنوز فرق ژن مرغوب ونامرغوب
فرق بین بالا وپایینِ سفره انقلاب و فرق درازدستی تعداد معدودی بر این سفره را نمیدانم ؟
من هنوز نمیفهمم چطور میشود
حرف بزنیم گلایه کنیم زجر بکشیم و عادت کنیم ؟
من هنوز هستم ....
همانطور که بودم ....
تا بحال بخودم اجازه نداده بودم به کسی راه نشان بدهم مخصوصا در سیاست که نه دانش ان را دارم نه تجربه ...
دوستان نه من ونه سایر همراهانم آنروز
نه اخلالگر بودیم
نه ضد امنیت
ما نه دشمن بودیم نه معاند نه بیگانه پرست
ما از خود شماهستیم
ما فقط میخواستیم فرزندانمان بهتر زندگی کنند میخواستیم سقف ارزوهای مردم از نان شب اوج بگیرد
ما برایمان مخالف وموافق معنی نداشت چون بدنبال همبستگی وهمراهی و عدالت اجتماعی بودیم
چطور میشود کسی سالها در ارزوی امنیت وارامش مردم باشد و اخلالگر باشد ؟
ما همه در همین خاک بودیم وهستیم
هیچکدام در کنار میز کلاب های شبانه وساحل های ارام واستودیوهای پولساز خارج فریاد نکشیدیم وهیاهو نکردیم
ما فقط آنچه میگفتیم را انجام دادیم
ما رفته بودیم تا
صدایمان از ورای دیوارهای سترگ به گوش کسانی که میتوانستند کاری بکنند برسد
صادقانه بگویم اعتمادم ترک برداشته
نمیدانم چطور همه کسانی که فریاد میکشیدند وگلایه واعتراض داشتند سکوت میکنند
زندگی سخت بود سختتر شد
میترسم شانه ها وغرورم باهم فروبریزد
من هنوز هم یک معترض هستم
هنوز هم نمیتوانم یک لحظه بی یاد مردم ومخصوصا دوستان دربند مانده ام باشم
اما شما چگونه اید؟؟؟
فرق نمیکند مخالف باشیم یا موافق ومعترض
فقط لطفا منفعل نباشیم
برای بهتر شدن برای تغییر باید زحمت کشید
دعا میکنم روزی برسد که همه همبسته وهمراه شاد ویکسان بی هیچ تفاوتی کنار هم زندگی کنیم
زندگی کوتاه است خیلی کوتاه
پوران ناظمی
اول مهرماه۹۸
پ ن :در کمال شهامت به همه کسانی که از من میپرسند ایا در مدت بازداشت شکنجه جسمی یا تحقیر شدم هم نوید بدهم هیچ شکنجه جسمی نبود هیچ بازجویی سختی نبود هیچ فشاری برای اعتراف نبود ....برای من که چندبار تجربه داشتم عجیب بود اما خوشحالم که نتیجه تلاش ومبارزه مردم اینقدر خوب بود ،یقین پیدا کردم انهایی که باور نمیکردیم هم صداها را میشنوند پس میشود در سایر موارد هم تغییر ایجاد کرد
کافی است بخواهیم ....و لازم است درست بدانیم برای دانستن باید ابتدا مطالعه وتحقیق کرد وبرای رسیدن باید گفتگو وتلاش کرد
زمانی مشکل مسلمونا
""خوارج""بود،
یعنی کسانی که از دین خارج شدند.
در حال حاضر مشکل
""دواخل"" هستند،
یعنی کسانی که زیادی رفتن توی دین و در نمیان و فکر می کنند به جای خدا باید برای همه تصمیم بگيرن!!
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
""خوارج""بود،
یعنی کسانی که از دین خارج شدند.
در حال حاضر مشکل
""دواخل"" هستند،
یعنی کسانی که زیادی رفتن توی دین و در نمیان و فکر می کنند به جای خدا باید برای همه تصمیم بگيرن!!
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
شب نشيني هالو
اینم وضعیت پسر/نوه عسکراولادی و سرنوشت پول های مرحوم , بهادر خان علاقه زیادی به فاحشه ها و سایت های شرط بندی دارد... فعلا جای نوه ش تو بهشته :)) خودش کجاست خدا میدونه اون مرحوم کمی از ثروتش رو باید میداد به یک معلم خصوصی تا برای نوه ش، املا کار کنه !استوره…
🔴 صفحه منتسب به نوه «اسدالله عسگراولادی» جعلی از آب درآمد
پس از درگذشت «اسدالله عسگراولادی» تصاویری از فردی به نام «بهادر» که خود را نوهی «اسدالله عسگراولادی» معرفی میکرد منتشر شد که حالا پس از چند روز مشخص شده شخصی که میگفت «بهادر عسگر اولادی» است، یک لبنانی به نام (جورج شقیر Georges Choucair) است!
از سوی دیگر برخی اعضای خانواده مرحوم عسگر اولادی ضمن تماس با «آمدنیوز» تأکید کردند این صفحه جعلی است و عسگراولادی نوهای به نام بهادر و مقیم خارج از کشور نداشته است.
«آمدنیوز» برای رعایت مسائل امنیتی نمیتواند متن گفتوگوی خود با خانوادهی عسگراولادی را منتشر کند، اما آنان تأکید کردهاند این صفحه جعلی بوده و چنین فردی وجود خارجی ندارد.
این رسانه جهت رفع هرگونه سوء برداشت در این خصوص، ناچار است دو مطلب قبلی در خصوص عیاشی نوه عسگراولادی را از خروجی خود حذف کرده و ضمن عذرخواهی از خانوادهی «عسگراولادی»، از این جریانسازی ناپاک رسانهای، اعلام برائت کند.
پس از درگذشت «اسدالله عسگراولادی» تصاویری از فردی به نام «بهادر» که خود را نوهی «اسدالله عسگراولادی» معرفی میکرد منتشر شد که حالا پس از چند روز مشخص شده شخصی که میگفت «بهادر عسگر اولادی» است، یک لبنانی به نام (جورج شقیر Georges Choucair) است!
از سوی دیگر برخی اعضای خانواده مرحوم عسگر اولادی ضمن تماس با «آمدنیوز» تأکید کردند این صفحه جعلی است و عسگراولادی نوهای به نام بهادر و مقیم خارج از کشور نداشته است.
«آمدنیوز» برای رعایت مسائل امنیتی نمیتواند متن گفتوگوی خود با خانوادهی عسگراولادی را منتشر کند، اما آنان تأکید کردهاند این صفحه جعلی بوده و چنین فردی وجود خارجی ندارد.
این رسانه جهت رفع هرگونه سوء برداشت در این خصوص، ناچار است دو مطلب قبلی در خصوص عیاشی نوه عسگراولادی را از خروجی خود حذف کرده و ضمن عذرخواهی از خانوادهی «عسگراولادی»، از این جریانسازی ناپاک رسانهای، اعلام برائت کند.
بین خانواده پیامبر و هرچهار
خلیفه،پیوند و رابطه خویشاوندی
محکمی برقراربوده،به گونه ای
که عایشه،دختر،ابوبکر
همسر پیامبر بود
سپس حفصه،دخترعمر را
به نکاح خویش در آورد
و ازطرفی حضرت فاطمه رابه
ازدواج علی در آورد
همچنین حضرت رقیه را به
نکاح عثمان در آورد که
نتیجه اش فرزند پسری به نام
عبدالله که در سن هفت سالگی
در اثر زخم شدیدی که از منقار
خروس به چشمش اصابت کرد
وفات یافت و چون رقیه نیز در
سال دوم هجری در مدینه وفات
یافت،پیامبر دختر دیگرش،ام کلثوم
را به همسری اش در آورد و چون
ام کلثوم نیز پس از چندی از دنیا
رفت،پیامبر فرمود: اگر دختری
دیگری داشتم باز به عثمان میدادم
و لذا ملقب به ذوالنورین گردید
در واقع پیامبر داماد ابوبکر و عمر
میباشد،و حضرت علی و عثمان نیز داماد
پیامبر می باشند
اما خود حضرت علی نیز،دخترش
ام کلثوم را به ازدواج عمر
در آورد که صاحب فرزندی بنام
زید شدند.
همچنین زمانی که جعفربن ابی طالب
برادر حضرت علی به شهادت رسید
همسرش اسماء بنت عمیس به
ازدواج ابوبکر در می آید
که نتیجه آن،پسری به نام
"محمدبن ابی بکر" می باشد که
حضرت علی او را بعدها به ولایت
مصر منصوب می کند
زمانی که ابوبکر وفات می یابد
حضرت علی همسرش را به نکاح خود
در می آورد و فرزندی به نام یحیی
از او متولد می شود
همچنانکه در خطبه 67 نهج البلاغه
آمده است،محمد فرزند ابوبکر
مورد علاقه فراوان حضرت علی بود و در
کنار فرزندان خود او را بررگ کرد
و به هنگام خلافتش او را به زمامداری
مصر منسوب نمود
وقتی دو دختر یزگرد را به مدینه
آوردند عمر یکی را به عقد
امام حسین، و دیگری را به عقد
محمد پسر ابی بکر در آورد
امام حسین از شهربانو
"حضرت زین العابدین" را صاحب شد
و محمد بن ابی بکر نیز از همسرش
صاحب پسری به نام "قاسم" گشت
و بنابراین آن دو پسر خاله هم بودند
قاسم نیز بعدها با دختر عموی خود
"اسماء" دختر عبدالرحمن بن ابی بکر
ازدواج کرد و از وی دختری بنام
"ام فروه" به دنیا آورد که همسر
امام باقر و مادر امام صادق گردید
و از این جهت امام صادق فرمود
"ولدنی ابوبکر مرتین"
ابوبکر دو بار جد من است
و قرابت دیگر،ازدواج امام حسین
با حفصه،دختر عبدالرحمن بن ابی بکر
نوه ی ابوبکر است که پس از شهادت
با عبدالله بن زیبر ازدواج کرد
همچنین ام کلثوم دختر جعفربن
ابی طالب،همسر،ابان،پسر عثمان بود
و سکینه دختر امام حسین،همسر
زید،پسر عمروبن عثمان نوه ی
عثمان بود
همچنین نوه ی دوم حضرت علی
فاطمه دختر دیگر امام حسین
همسر نوه ی دیگر عثمان
عبدالله بن عمرو بن عثمان بود
که بعد از وفات, حسن نوه حضرت علی
پسر امام حسن با او ازدواج کرد
و فرزندی به نام محمد آورد
همچنین نوه امام حسن ,ام قاسم,
دختر حسن مثنی همسر نوه دیگر
عثمان ,مروان پسر ابان بن
عثمان بود که او هم پسری به نام
محمد بن مروان به دنیا آورد.
نام سه تن از فرزندان حضرت علی
ابوبکر بن علی
و عمربن علی
و عثمان بن علی
بوده است که همگی همراه
برادارن دیگر خود،حسین و
ابوالفضل و جعفر در واقعه
کربلا به شهادت می رسند
اما می بینیم که از آنها با اینکه این همه از
کربلا و شهدایش سخن میگویند
هیچ ذکری نمی شود
نام دو تن از فرزندان حسن بن علی
ابوبکر بن حسن و عمربن حسن
است که ابوبکر نیز همراه عموهایش
در کربلا به شهادت می رسد
اما از او نیز نیز بخاطر نامش
نامی برده نمی شود
نام دو تن از فرزندان حسین بن علی
نیز،ابوبکربن حسین و عمربن حسین
بوده است که آن دو نیز همراه با
پدر و عموها و برادرانش در همان
واقعه کربلا به شهادت می رسند
اما باز هم بخاطر نامشان از
آنها ذکری به میان نمی آید
نام دو تن از فرزندان علی بن حسین
ملقب به زین العابدین که یکی
کنیه های او نیز"ابوبکر" بوده است
"عمربن زین العابدین"
و"عایشه بن زین العابدین" بوده است
نام سه تن از فرزندان
موسی بن جعفر
ابوبکربن جعفر
عمربن جعفر
عایشه بنت جعفر
بوده است
نام یکی از فرزندان
علی بن محمد ملقب به هادی
عایشه بوده است.....دانستن....بد نیست....
همه اینها قوم وخویش بودن و با صلح و صفا در کنار هم زندگی میکردند و بعد از 1400سال هنوز دنبال تفرقه بین اونها میگردیم.
چقدر خوب می شد کمی مطالعه کنیم تاریخ را، تا بهتربفهمیم ودرکش کنیم .و درگیر تعصبات مذهبی وتاریخی نمیشدیم...
خلیفه،پیوند و رابطه خویشاوندی
محکمی برقراربوده،به گونه ای
که عایشه،دختر،ابوبکر
همسر پیامبر بود
سپس حفصه،دخترعمر را
به نکاح خویش در آورد
و ازطرفی حضرت فاطمه رابه
ازدواج علی در آورد
همچنین حضرت رقیه را به
نکاح عثمان در آورد که
نتیجه اش فرزند پسری به نام
عبدالله که در سن هفت سالگی
در اثر زخم شدیدی که از منقار
خروس به چشمش اصابت کرد
وفات یافت و چون رقیه نیز در
سال دوم هجری در مدینه وفات
یافت،پیامبر دختر دیگرش،ام کلثوم
را به همسری اش در آورد و چون
ام کلثوم نیز پس از چندی از دنیا
رفت،پیامبر فرمود: اگر دختری
دیگری داشتم باز به عثمان میدادم
و لذا ملقب به ذوالنورین گردید
در واقع پیامبر داماد ابوبکر و عمر
میباشد،و حضرت علی و عثمان نیز داماد
پیامبر می باشند
اما خود حضرت علی نیز،دخترش
ام کلثوم را به ازدواج عمر
در آورد که صاحب فرزندی بنام
زید شدند.
همچنین زمانی که جعفربن ابی طالب
برادر حضرت علی به شهادت رسید
همسرش اسماء بنت عمیس به
ازدواج ابوبکر در می آید
که نتیجه آن،پسری به نام
"محمدبن ابی بکر" می باشد که
حضرت علی او را بعدها به ولایت
مصر منصوب می کند
زمانی که ابوبکر وفات می یابد
حضرت علی همسرش را به نکاح خود
در می آورد و فرزندی به نام یحیی
از او متولد می شود
همچنانکه در خطبه 67 نهج البلاغه
آمده است،محمد فرزند ابوبکر
مورد علاقه فراوان حضرت علی بود و در
کنار فرزندان خود او را بررگ کرد
و به هنگام خلافتش او را به زمامداری
مصر منسوب نمود
وقتی دو دختر یزگرد را به مدینه
آوردند عمر یکی را به عقد
امام حسین، و دیگری را به عقد
محمد پسر ابی بکر در آورد
امام حسین از شهربانو
"حضرت زین العابدین" را صاحب شد
و محمد بن ابی بکر نیز از همسرش
صاحب پسری به نام "قاسم" گشت
و بنابراین آن دو پسر خاله هم بودند
قاسم نیز بعدها با دختر عموی خود
"اسماء" دختر عبدالرحمن بن ابی بکر
ازدواج کرد و از وی دختری بنام
"ام فروه" به دنیا آورد که همسر
امام باقر و مادر امام صادق گردید
و از این جهت امام صادق فرمود
"ولدنی ابوبکر مرتین"
ابوبکر دو بار جد من است
و قرابت دیگر،ازدواج امام حسین
با حفصه،دختر عبدالرحمن بن ابی بکر
نوه ی ابوبکر است که پس از شهادت
با عبدالله بن زیبر ازدواج کرد
همچنین ام کلثوم دختر جعفربن
ابی طالب،همسر،ابان،پسر عثمان بود
و سکینه دختر امام حسین،همسر
زید،پسر عمروبن عثمان نوه ی
عثمان بود
همچنین نوه ی دوم حضرت علی
فاطمه دختر دیگر امام حسین
همسر نوه ی دیگر عثمان
عبدالله بن عمرو بن عثمان بود
که بعد از وفات, حسن نوه حضرت علی
پسر امام حسن با او ازدواج کرد
و فرزندی به نام محمد آورد
همچنین نوه امام حسن ,ام قاسم,
دختر حسن مثنی همسر نوه دیگر
عثمان ,مروان پسر ابان بن
عثمان بود که او هم پسری به نام
محمد بن مروان به دنیا آورد.
نام سه تن از فرزندان حضرت علی
ابوبکر بن علی
و عمربن علی
و عثمان بن علی
بوده است که همگی همراه
برادارن دیگر خود،حسین و
ابوالفضل و جعفر در واقعه
کربلا به شهادت می رسند
اما می بینیم که از آنها با اینکه این همه از
کربلا و شهدایش سخن میگویند
هیچ ذکری نمی شود
نام دو تن از فرزندان حسن بن علی
ابوبکر بن حسن و عمربن حسن
است که ابوبکر نیز همراه عموهایش
در کربلا به شهادت می رسد
اما از او نیز نیز بخاطر نامش
نامی برده نمی شود
نام دو تن از فرزندان حسین بن علی
نیز،ابوبکربن حسین و عمربن حسین
بوده است که آن دو نیز همراه با
پدر و عموها و برادرانش در همان
واقعه کربلا به شهادت می رسند
اما باز هم بخاطر نامشان از
آنها ذکری به میان نمی آید
نام دو تن از فرزندان علی بن حسین
ملقب به زین العابدین که یکی
کنیه های او نیز"ابوبکر" بوده است
"عمربن زین العابدین"
و"عایشه بن زین العابدین" بوده است
نام سه تن از فرزندان
موسی بن جعفر
ابوبکربن جعفر
عمربن جعفر
عایشه بنت جعفر
بوده است
نام یکی از فرزندان
علی بن محمد ملقب به هادی
عایشه بوده است.....دانستن....بد نیست....
همه اینها قوم وخویش بودن و با صلح و صفا در کنار هم زندگی میکردند و بعد از 1400سال هنوز دنبال تفرقه بین اونها میگردیم.
چقدر خوب می شد کمی مطالعه کنیم تاریخ را، تا بهتربفهمیم ودرکش کنیم .و درگیر تعصبات مذهبی وتاریخی نمیشدیم...