هادی:
نجفی و میترا
--------
گمان کنم این، آخرین دخالت من در این ماجراست. (دخالت!!) با واتساپ برام رسید. نمیدانم از کیست و در کدام رسانه پخش شده. بنظرم خواندنی آمد.
------------ Mosavi Zibasazi:
یک لحظه تصور کنیم آقای نجفی به یک جشن تولد دعوت میشن توی هتل اسپیناس، تولد خودشون. خب قاعدتاً یک درصد هم احتمال نمیدن این جشن تولد یک دام باشه چرا که از طرف کسی هست که فعالیت سیاسی داره و کاندیدای انتخابات شورای شهر در اسلام آباد بوده، خانمی به نام میترا استاد که هنوز نه همسر دوم هست و نه پرستو به نظر میاد.
نجفی وارد جشن تولد میشه، همه چیز طبیعی هست. آقای نجفی یه لیوان آب میخوره که ظاهراً فقط آب نیست و چند دقیقه بعد مهمونایی وارد مجلس میشن که مهمون نیستن؛ چند تا خانم با لباسهای نامتعارف و شرایط غیر طبیعی. آقای نجفی هم شرایطش طبیعی نیست چون یه لیوان آب خورده که آب نیست؛ و اینجاست که دوربینهای گوشیها این لحظات رو ثبت و ضبط میکنن تا بفرستن برای امین فردین که ادعا میکنه با یه سرچ ساده ی ژورنالیستی به این فیلم دست پیدا کرده. امین فردین از گلوی اپوزیسیون صحبت میکنه و در ظاهر نظام رو فاسد معرفی میکنه ولی در حقیقت داره دامن قالیباف رو پاک میکنه با تخریب نجفیِ از همه جا بی خبر.
امین فردین، خبرنگار باصطلاح اپوزیسیون از خارج از کشور با آقای ابوالفضل قناعتی که سابقه ی فعالیت در قرارگاه خاتم الانبیا دارن مصاحبه میکنن و سراپا گوش میشن تا آقای قناعتی، نجفی رو نفی و قالیباف رو اثبات کنه. جالبه که آقای قناعتی اجازه دارن با رسانه ی اپوزیسیون نما مصاحبه کنن. و جالبتر اونجاست که وقتی برنامه پشت پرده ی امین فردین رو میبینیم احساس میکنیم ایشون سخنگوی فلان نهاد امنیتی خاص هستن.
صبح روز بعد آقای نجفی فیلم اون جشن رو میبینن و متوجه میشن که توی چه دامی افتادن ولی دیگه امکان برگشت زمان وجود نداره و ایشون از امروز پیاده هستن و میترا خانم سواره.
اما میترا خانم هنوز هم نمیخواد چهره یک پرستو داشته باشه و ترجیح میده عاشق و دلباخته به نظر بیاد و وانمود میکنه که این کار رو انجام داده تا بتونه آقای نجفی رو راضی کنه به وارد شدن به یک رابطه عاشقانه. از امروز نجفی مجبوره یک طرف یک رابطه ی عاشقانه باشه.
تقریبا یک ماه بعد امین فردین لینک برنامه ای که برای تخریب نجفی و تبرئه قالیباف ساخته رو برای میترا میفرسته تا همه چیز طبیعی به نظر برسه و آقای نجفی بدون اینکه به میترا شک کنه فیلم رو ببینه و متوجه بشه که طرف مقابل یه نقطه ضعف از ایشون داره.
اون نهاد امنیتی نجفی رو تهدید میکنه که اگر استعفا ندی، این فیلم بدون سانسور و شطرنجی شدن پخش میشه و رسوا میشی و آقای نجفی هم راهی جز استعفا نمیبینه در حالی که هنوز متوجه نیست که میترا به صورت هدفمند در متن این ماجرا هست و نه اتفاقی. به همین خاطر نجفی خانوادش رو قانع میکنه که باید با میترا ازدواج کنه تا اون فیلم دیگه واسش نقطه ضعف نباشه و یک مهمانی و جشن خانوادگی به نظر بیاد غافل از اینکه داره چشم و گوش یک نهاد اطلاعاتی رو وارد خونه خودش میکنه.
همه چیز ظاهراً خوب پیش میره تا اینکه نجفی برای قرار دادن اسناد تخلفات قالیباف در شهرداری تحت فشار قرار میگیره و نجفی خودداری میکنه با این تصور که دیگه نقطه ی ضعفی نداره در حالی که دوربینهای مخفی و شنودهایی که خانم میترا وارد خونه کردن، خصوصی ترین تصاویر رو از اون خونه ثبت و ضبط کردن.
میترا خانم انکار میکنه و حتی دست پیش میگیره تا پس نیفته و دعوای حسادت راه میندازه و تهدید به نابودی زندگی و اسید پاشی به خانواده نجفی میکنه تا ایشون رو کاملا در موضع انفعال قرار بده. نجفی خونه رو عوض میکنه تا از شر دوربین و شنودها خلاص بشه اما توی خونه جدید هم با واتساپ میترا روبرو میشه که با افرادی خاصی در ارتباط هست و اینجاست که متوجه میشه میترا حلقه ی اصلی این ماجرا هست و ...
*تحلیلی قابل تامل*
👇👇👇👇👇👇
آقای نجفی وقتی خواسته یا ناخواسته در تلهی این باند در کوی فراز افتاد، هنگام درخواست با تحکم برای کنارهگیری از شهرداری، مواجه با فیلم و عکس آن وقایع شد و متقاعد شد که در آن مرحله، همکاری کند تا خودش، خانوادهاش و یارانش را محافظت نسبی کند. اصرار اصلاحطلبان و تزلزل نسبی خودشان باعث شد تا مقداری از پرده را بالا بزنند و او دوباره ناچار شد که ایشان را عقد رسمی کند.
البته گمان داشت که موضوع تا همینجا ختم خواهد شد ولی به مرور شاهد بود که نه تنها ختم نشد، بلکه هر روز دایرهی آن سوءاستفاده وسیعتر شد. خلاصه اینکه به نقطهی «استیصال» رسید، در حدی که احساس کرد با خودکشی شاید بتواند از زیر بار این فشارها خلاص شود ولی نشد. حالا از این جا به بعد را شما براساس کسی تحلیل کنید که از هر لحاظ به استیصال و بنبست رسیده و دیگر انگیزهای برای ادامهی زندگی ندارد.
وقتی تهدیدها به سمت خانوادهاش نیز وسعت یافت،
نجفی و میترا
--------
گمان کنم این، آخرین دخالت من در این ماجراست. (دخالت!!) با واتساپ برام رسید. نمیدانم از کیست و در کدام رسانه پخش شده. بنظرم خواندنی آمد.
------------ Mosavi Zibasazi:
یک لحظه تصور کنیم آقای نجفی به یک جشن تولد دعوت میشن توی هتل اسپیناس، تولد خودشون. خب قاعدتاً یک درصد هم احتمال نمیدن این جشن تولد یک دام باشه چرا که از طرف کسی هست که فعالیت سیاسی داره و کاندیدای انتخابات شورای شهر در اسلام آباد بوده، خانمی به نام میترا استاد که هنوز نه همسر دوم هست و نه پرستو به نظر میاد.
نجفی وارد جشن تولد میشه، همه چیز طبیعی هست. آقای نجفی یه لیوان آب میخوره که ظاهراً فقط آب نیست و چند دقیقه بعد مهمونایی وارد مجلس میشن که مهمون نیستن؛ چند تا خانم با لباسهای نامتعارف و شرایط غیر طبیعی. آقای نجفی هم شرایطش طبیعی نیست چون یه لیوان آب خورده که آب نیست؛ و اینجاست که دوربینهای گوشیها این لحظات رو ثبت و ضبط میکنن تا بفرستن برای امین فردین که ادعا میکنه با یه سرچ ساده ی ژورنالیستی به این فیلم دست پیدا کرده. امین فردین از گلوی اپوزیسیون صحبت میکنه و در ظاهر نظام رو فاسد معرفی میکنه ولی در حقیقت داره دامن قالیباف رو پاک میکنه با تخریب نجفیِ از همه جا بی خبر.
امین فردین، خبرنگار باصطلاح اپوزیسیون از خارج از کشور با آقای ابوالفضل قناعتی که سابقه ی فعالیت در قرارگاه خاتم الانبیا دارن مصاحبه میکنن و سراپا گوش میشن تا آقای قناعتی، نجفی رو نفی و قالیباف رو اثبات کنه. جالبه که آقای قناعتی اجازه دارن با رسانه ی اپوزیسیون نما مصاحبه کنن. و جالبتر اونجاست که وقتی برنامه پشت پرده ی امین فردین رو میبینیم احساس میکنیم ایشون سخنگوی فلان نهاد امنیتی خاص هستن.
صبح روز بعد آقای نجفی فیلم اون جشن رو میبینن و متوجه میشن که توی چه دامی افتادن ولی دیگه امکان برگشت زمان وجود نداره و ایشون از امروز پیاده هستن و میترا خانم سواره.
اما میترا خانم هنوز هم نمیخواد چهره یک پرستو داشته باشه و ترجیح میده عاشق و دلباخته به نظر بیاد و وانمود میکنه که این کار رو انجام داده تا بتونه آقای نجفی رو راضی کنه به وارد شدن به یک رابطه عاشقانه. از امروز نجفی مجبوره یک طرف یک رابطه ی عاشقانه باشه.
تقریبا یک ماه بعد امین فردین لینک برنامه ای که برای تخریب نجفی و تبرئه قالیباف ساخته رو برای میترا میفرسته تا همه چیز طبیعی به نظر برسه و آقای نجفی بدون اینکه به میترا شک کنه فیلم رو ببینه و متوجه بشه که طرف مقابل یه نقطه ضعف از ایشون داره.
اون نهاد امنیتی نجفی رو تهدید میکنه که اگر استعفا ندی، این فیلم بدون سانسور و شطرنجی شدن پخش میشه و رسوا میشی و آقای نجفی هم راهی جز استعفا نمیبینه در حالی که هنوز متوجه نیست که میترا به صورت هدفمند در متن این ماجرا هست و نه اتفاقی. به همین خاطر نجفی خانوادش رو قانع میکنه که باید با میترا ازدواج کنه تا اون فیلم دیگه واسش نقطه ضعف نباشه و یک مهمانی و جشن خانوادگی به نظر بیاد غافل از اینکه داره چشم و گوش یک نهاد اطلاعاتی رو وارد خونه خودش میکنه.
همه چیز ظاهراً خوب پیش میره تا اینکه نجفی برای قرار دادن اسناد تخلفات قالیباف در شهرداری تحت فشار قرار میگیره و نجفی خودداری میکنه با این تصور که دیگه نقطه ی ضعفی نداره در حالی که دوربینهای مخفی و شنودهایی که خانم میترا وارد خونه کردن، خصوصی ترین تصاویر رو از اون خونه ثبت و ضبط کردن.
میترا خانم انکار میکنه و حتی دست پیش میگیره تا پس نیفته و دعوای حسادت راه میندازه و تهدید به نابودی زندگی و اسید پاشی به خانواده نجفی میکنه تا ایشون رو کاملا در موضع انفعال قرار بده. نجفی خونه رو عوض میکنه تا از شر دوربین و شنودها خلاص بشه اما توی خونه جدید هم با واتساپ میترا روبرو میشه که با افرادی خاصی در ارتباط هست و اینجاست که متوجه میشه میترا حلقه ی اصلی این ماجرا هست و ...
*تحلیلی قابل تامل*
👇👇👇👇👇👇
آقای نجفی وقتی خواسته یا ناخواسته در تلهی این باند در کوی فراز افتاد، هنگام درخواست با تحکم برای کنارهگیری از شهرداری، مواجه با فیلم و عکس آن وقایع شد و متقاعد شد که در آن مرحله، همکاری کند تا خودش، خانوادهاش و یارانش را محافظت نسبی کند. اصرار اصلاحطلبان و تزلزل نسبی خودشان باعث شد تا مقداری از پرده را بالا بزنند و او دوباره ناچار شد که ایشان را عقد رسمی کند.
البته گمان داشت که موضوع تا همینجا ختم خواهد شد ولی به مرور شاهد بود که نه تنها ختم نشد، بلکه هر روز دایرهی آن سوءاستفاده وسیعتر شد. خلاصه اینکه به نقطهی «استیصال» رسید، در حدی که احساس کرد با خودکشی شاید بتواند از زیر بار این فشارها خلاص شود ولی نشد. حالا از این جا به بعد را شما براساس کسی تحلیل کنید که از هر لحاظ به استیصال و بنبست رسیده و دیگر انگیزهای برای ادامهی زندگی ندارد.
وقتی تهدیدها به سمت خانوادهاش نیز وسعت یافت،
👍1
به موضوعی جدید اندیشه کرد. اینکه حالا که قرار است در این بازی تماما باخت تا انهدام کامل برود، آن را تبدیل به بازی باخت-باخت کند. حداقل بتواند افشاگری برجستهای صورت دهد. مانند کسی که در باتلاقی افتاده و به این فکر میکند که حداقل آن عوامل اصلی و فرعی را هم به داخل باتلاق بکشاند.
با حذف اولین عنصر، حداقل باعث میشود تا عامل تهدیدکنندهی خانوادهاش از صحنه خارج شود. به عبارتی حفاظت خانوادهاش، منطقیترین و اولویتدارترین حرکت بود. همچنین خود را آماده کرد که با بیان وقایع، پرده از این شیوهی کثیف بردارد که برای حذف رقبا، دست به هر حرکتی میزنند.
اگر خودکشی میکرد، تمامی این تخریبها بود و تازه تهدیدات عامل اصلی هم برجا میماند و او هم دیگر نبود تا بتواند نسبتا از خودش و دیگرانی که در وضعیت مشابه افتادند، دفاعی کند.
از اینجا به بعد این هوشمندی اوست که با حماقت طرفهای مقابل نیز همراه شد که حداقل *در 24 ساعت اخیر، تمامی رسانهها تبدیل به بهترین بلندگوی او برای بیان خیلی مسائل شدند. تا اینجا او برندهی بلامنازع ماجراست.*
نهایتا او را قصاص خواهند کرد که خیلی توفیری با خودکشی برایش ندارد ولی اگر بتواند با دریافت اطلاعاتی که کار هر کسی نیست، مهدورالدم بودن طرف مقابل را ثابت کند، حتی شانس تغییر حکم را هم دارد.
ولی یادمان باشد این ضربهای که او زد اگر از افشاگری قبلیاش بدتر نباشد، کمتر از آن هم نیست و *احتمال دارد سناریوی سعید امامی نیز برای او تکرار شود.* بهرحال او پیه این چیزها را به تنش مالیده و این همان راز آرامش نسبی و ظاهری اوست.
البته ممکن است به دلیل شرایط جدید، حال و احوالش تغییر کند ولی تا همینجا، او کار اصلی خودش را انجام داده. *نورافکن بزرگی به خطرناکترین تاریکخانه انداخته است که کار هر کسی نبود.*
صداوسیما هم با حماقتی عجیب، تبدیل به رسانهی ایشان شد و بهتر از این امکانپذیر نبود. حالا دیگر نمیتواند جلوی اطلاعرسانی بقیه را هم بگیرد، چون خودشان شروع کردند. بیجهت نبود که کیهان حداقل در 24 ساعت اول، توی این تله نیفتاد چون پای خودشان گیر است.
حالا یارانش نباید او را تنها بگذارند. باید بهترین وکلا و بهترین اطلاعات لازم را در اختیارش بگذارند و با این خبط صداوسیما، باید مطالبهی دادگاه علنی را برجسته کنیم. این دیگر تبدیل به موضوعی ملی شده است. البته احتمال دارد خودش هم برگههای دیگری در چنته داشته باشد که به مرور رو کند ولی اگر هم نباشد یا موفق نشود، اصلیترین ضربه را زد که دیگر هیچجور قابل جمع کردن نیست.
البته باز هم یادآوری میکنم، اینها برای کسی است که به نقطهی استیصال کامل و مرحله آمادگی برای خودکشی رسیده است و سعی میکند فایدهی دیگری از حذف فیزیکی احتمالی خود بدهد.
بزرگترین اشتباه آنها این بود که نباید در بهرهبرداری از این وضعیت، افراط میکردند. آنها ضربات بزرگی به وجهه او و یارانش زده بودند و بهتر بود دیگر طمع اضافی نمیکردند ولی کردند. او هم آنها را به باتلاق ساخته شده، کشاند.
با حذف اولین عنصر، حداقل باعث میشود تا عامل تهدیدکنندهی خانوادهاش از صحنه خارج شود. به عبارتی حفاظت خانوادهاش، منطقیترین و اولویتدارترین حرکت بود. همچنین خود را آماده کرد که با بیان وقایع، پرده از این شیوهی کثیف بردارد که برای حذف رقبا، دست به هر حرکتی میزنند.
اگر خودکشی میکرد، تمامی این تخریبها بود و تازه تهدیدات عامل اصلی هم برجا میماند و او هم دیگر نبود تا بتواند نسبتا از خودش و دیگرانی که در وضعیت مشابه افتادند، دفاعی کند.
از اینجا به بعد این هوشمندی اوست که با حماقت طرفهای مقابل نیز همراه شد که حداقل *در 24 ساعت اخیر، تمامی رسانهها تبدیل به بهترین بلندگوی او برای بیان خیلی مسائل شدند. تا اینجا او برندهی بلامنازع ماجراست.*
نهایتا او را قصاص خواهند کرد که خیلی توفیری با خودکشی برایش ندارد ولی اگر بتواند با دریافت اطلاعاتی که کار هر کسی نیست، مهدورالدم بودن طرف مقابل را ثابت کند، حتی شانس تغییر حکم را هم دارد.
ولی یادمان باشد این ضربهای که او زد اگر از افشاگری قبلیاش بدتر نباشد، کمتر از آن هم نیست و *احتمال دارد سناریوی سعید امامی نیز برای او تکرار شود.* بهرحال او پیه این چیزها را به تنش مالیده و این همان راز آرامش نسبی و ظاهری اوست.
البته ممکن است به دلیل شرایط جدید، حال و احوالش تغییر کند ولی تا همینجا، او کار اصلی خودش را انجام داده. *نورافکن بزرگی به خطرناکترین تاریکخانه انداخته است که کار هر کسی نبود.*
صداوسیما هم با حماقتی عجیب، تبدیل به رسانهی ایشان شد و بهتر از این امکانپذیر نبود. حالا دیگر نمیتواند جلوی اطلاعرسانی بقیه را هم بگیرد، چون خودشان شروع کردند. بیجهت نبود که کیهان حداقل در 24 ساعت اول، توی این تله نیفتاد چون پای خودشان گیر است.
حالا یارانش نباید او را تنها بگذارند. باید بهترین وکلا و بهترین اطلاعات لازم را در اختیارش بگذارند و با این خبط صداوسیما، باید مطالبهی دادگاه علنی را برجسته کنیم. این دیگر تبدیل به موضوعی ملی شده است. البته احتمال دارد خودش هم برگههای دیگری در چنته داشته باشد که به مرور رو کند ولی اگر هم نباشد یا موفق نشود، اصلیترین ضربه را زد که دیگر هیچجور قابل جمع کردن نیست.
البته باز هم یادآوری میکنم، اینها برای کسی است که به نقطهی استیصال کامل و مرحله آمادگی برای خودکشی رسیده است و سعی میکند فایدهی دیگری از حذف فیزیکی احتمالی خود بدهد.
بزرگترین اشتباه آنها این بود که نباید در بهرهبرداری از این وضعیت، افراط میکردند. آنها ضربات بزرگی به وجهه او و یارانش زده بودند و بهتر بود دیگر طمع اضافی نمیکردند ولی کردند. او هم آنها را به باتلاق ساخته شده، کشاند.
شب نشيني هالو
دهه پنجاهیها ببینن😁👇 شب نشینی هالو @sh_n_halloo کانال اشعار #هالو @mrhallo
سلام من واقعا متااسفم این چندمین باره که می بینم تو کانال شما آب به آسیاب آدما و مرامای عوضی و بی مغز مثل جهال، مداحان و انواع دیگر خاینین به میهن ریخته می شه اینا همونایین که در کودتا علیه مصدق و در جاهایی دیگر علیه آزاد اندیشان و آزار و اذیت و به کنار راندن اونا فراوان ازشون چه در این چند.سال اخیر و چه در گذشته استفاده کردن ومی کنن. مطالب قبلی منو که تو کانالتون نذاشتید حد اقل اینو بذارید تا بعضی جوونا این مدعیان مرام اما بی مغز و اندیشه رو بشناسن
🔹 از حوّا تا پرستو؛ زنها مقصّرند!!!
✅ این چند روزه تصویر تازهای از زن در ادبیاتِ ملّی ایرانیها پدید آمده است. یک رخداد خشنِ اجتماعی که به قتل یک زن انجامید، سبب شده است که زنها "پرستو" شوند. مفهومی پر از بار ارزشی منفی. البته چیز تازهای نیست در ادبیات کهن این مرز و بوم زن معمولاً شر معرفی میشود و اسباب دردسر. مولوی میگوید:
هر بلا کاندر جهان بینی عیان
باشد از شومی زن در هر مکان
روح را از عرش آرد در حطیم
لاجرم کید زنان باشد عظیم.
نظامی نیز زن را بیوفا، حیلهگر، و دورو میداند:
زن گرنه یکی هزار باشد
در عهد کم استوار باشد
چون نقش وفا و عهد بستند
بر نام زنان قلم شکستند
فردوسی نیز دختر را اسباب بدبختی میداند:
کِرا از پس پرده دختر بود
اگر تاج دارد بد اختر بود
کرا دختر آید به جای پسر
به از گور داماد ناید به در
سعدی نیز بر این باور است که اساسا کاش زن در جهان آفریده نمیشد:
درِِ خرّمی بر سرایی ببند
که بانگ زن از وی برآید بلند
چون زن راه بازار گیرد بزن
وگرنه تو در خانه بنشین چو زن
ز بیگانگان چشم زن دور باد
چو بیرون شد از خانه در گور باد.
به هر روی، در ادبیات بویژه کُهن ما زن در جهان بینی راوی برخلاف احکام این جهان حرکت میکردند و حوّای داستان آفرینشاند. چه آنکه مولوی میگوید:
چند با آدم بُلیس افسانه کرد
چون که حوا گفت خورد آنگاه خورد.
✅ حالا این ادبیّات، شراب کهنه را در جامی نو مینوشاند و پرستو را جای حوّا نشانده است تا باز هم "آدم" پیراسته شود و حوّا همچنان مقصر بماند. من کاری با واقعیّت پرستوها ندارم؛ گویی که هستند. سخن این یادداشت آن است که در اخلاق ما ایرانیها زنها زود حوّا میشوند، زود پرستو میشوند، و زود مقصّر شمرده میشوند. در این ادبیات زن بودن یک اتّهام است.
🔸 مهراب صادقنیا
۹۸/۳/۱۳
@sadeghniamehrab
✅ این چند روزه تصویر تازهای از زن در ادبیاتِ ملّی ایرانیها پدید آمده است. یک رخداد خشنِ اجتماعی که به قتل یک زن انجامید، سبب شده است که زنها "پرستو" شوند. مفهومی پر از بار ارزشی منفی. البته چیز تازهای نیست در ادبیات کهن این مرز و بوم زن معمولاً شر معرفی میشود و اسباب دردسر. مولوی میگوید:
هر بلا کاندر جهان بینی عیان
باشد از شومی زن در هر مکان
روح را از عرش آرد در حطیم
لاجرم کید زنان باشد عظیم.
نظامی نیز زن را بیوفا، حیلهگر، و دورو میداند:
زن گرنه یکی هزار باشد
در عهد کم استوار باشد
چون نقش وفا و عهد بستند
بر نام زنان قلم شکستند
فردوسی نیز دختر را اسباب بدبختی میداند:
کِرا از پس پرده دختر بود
اگر تاج دارد بد اختر بود
کرا دختر آید به جای پسر
به از گور داماد ناید به در
سعدی نیز بر این باور است که اساسا کاش زن در جهان آفریده نمیشد:
درِِ خرّمی بر سرایی ببند
که بانگ زن از وی برآید بلند
چون زن راه بازار گیرد بزن
وگرنه تو در خانه بنشین چو زن
ز بیگانگان چشم زن دور باد
چو بیرون شد از خانه در گور باد.
به هر روی، در ادبیات بویژه کُهن ما زن در جهان بینی راوی برخلاف احکام این جهان حرکت میکردند و حوّای داستان آفرینشاند. چه آنکه مولوی میگوید:
چند با آدم بُلیس افسانه کرد
چون که حوا گفت خورد آنگاه خورد.
✅ حالا این ادبیّات، شراب کهنه را در جامی نو مینوشاند و پرستو را جای حوّا نشانده است تا باز هم "آدم" پیراسته شود و حوّا همچنان مقصر بماند. من کاری با واقعیّت پرستوها ندارم؛ گویی که هستند. سخن این یادداشت آن است که در اخلاق ما ایرانیها زنها زود حوّا میشوند، زود پرستو میشوند، و زود مقصّر شمرده میشوند. در این ادبیات زن بودن یک اتّهام است.
🔸 مهراب صادقنیا
۹۸/۳/۱۳
@sadeghniamehrab
با درود،
سرور مهراب صادق نیا درنوشتار
« از حوا تا پرستو، زنها مقصرند»
از چامه سرایان ایران در نکوهش زن یاد کردند.
شوربختانه ایشان با «گفتن نيمي از راستی که بزرگترین دروغهاست» فردوسی بزرگ(فرهنگ ایرانی) را نیز زن ستیز نمایاندند.
[ که را از پس پرده دختر بوَد
اگر تاج دارد بد اختر بود.
که را دختر آید بجای پسر
به ازگور، داماد ناید بدَر]
نخست در می یابیم که این چامه از پردیسی بزرگ نیست وبر بنیاد پژوهشهای سَراستاد فریدون جنیدی از افزوده های شاهنامه است.
دوم آنکه، این گفتار افراسیاب تورانی است که از فرهنگی بسیار نارِسا و کوچک برخوردار بودند.
نویسنده با نهفته نگاه داشتن همه ی راستی، به گونه اي در مغزها نشانده که ایرانیان پیش از اسلام نیز اینگونه می اندیشیدند.
فرهنگ ایران ویران شده ی چنین روشنفکرانی!!!!!!!!!!! است.
[گفتن نيمي از راستی بزرگترین دروغهاست!!]
پاینده ایران سرافراز 🌷👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
سرور مهراب صادق نیا درنوشتار
« از حوا تا پرستو، زنها مقصرند»
از چامه سرایان ایران در نکوهش زن یاد کردند.
شوربختانه ایشان با «گفتن نيمي از راستی که بزرگترین دروغهاست» فردوسی بزرگ(فرهنگ ایرانی) را نیز زن ستیز نمایاندند.
[ که را از پس پرده دختر بوَد
اگر تاج دارد بد اختر بود.
که را دختر آید بجای پسر
به ازگور، داماد ناید بدَر]
نخست در می یابیم که این چامه از پردیسی بزرگ نیست وبر بنیاد پژوهشهای سَراستاد فریدون جنیدی از افزوده های شاهنامه است.
دوم آنکه، این گفتار افراسیاب تورانی است که از فرهنگی بسیار نارِسا و کوچک برخوردار بودند.
نویسنده با نهفته نگاه داشتن همه ی راستی، به گونه اي در مغزها نشانده که ایرانیان پیش از اسلام نیز اینگونه می اندیشیدند.
فرهنگ ایران ویران شده ی چنین روشنفکرانی!!!!!!!!!!! است.
[گفتن نيمي از راستی بزرگترین دروغهاست!!]
پاینده ایران سرافراز 🌷👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه آدم عاقل داخلشون نبود بگن دیگها رو بیارین نزدیک🤣🤣🤣👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️ابوالفضل پورعرب: مایی که زمان شاه شعار دادیم، حالا به همه چیز معترض هستیم/ باید مُرد که وضعیت کشور چنین است/ ما انقلاب نکردیم این طور بشود، میخواستیم برتر شویم/ خلخالی، مدیری [امیرعباس هویدا] را که قیمت کبریت را ۱۳ سال ثابت نگه داشته بود، کشت، ولی نپرسید چطور این کار را کردی؟/ وقتی پدری برای فرزندش به جای مرغ، پا یا گردن مرغ میخرد باید به مدیر مملکت گفت برو بمیر👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬اگر تا حالا چهره هاشان را ندیده بودید، حالا خوب ببینید!
آهنگساز این اثر زنده یاد مجتبی میرزاده پس از انقلاب دیگر اجازه ساخت ترانه پیدا نکرد!
همراه ما باشید در
@khateratekhaneyepedari
کانال خاطرات خانه پدری 🏠🖼👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
آهنگساز این اثر زنده یاد مجتبی میرزاده پس از انقلاب دیگر اجازه ساخت ترانه پیدا نکرد!
همراه ما باشید در
@khateratekhaneyepedari
کانال خاطرات خانه پدری 🏠🖼👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#خلیلالله_بلوچی فعال مجازی اهلسنت: چه جوری در فضای مجازی این بیوجدانها را رسوا میکنید، بگردید این سنگدل را پیدا کنید و این بچه را از دستش نجات دهید. ▪️بچه در حال پرتاب از مکان بلند با زبان بلوچی: فدات بشم با من اینکار رو نکن!👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
☘☘
در اوايل انقلاب فرانسه سه نفر محكوم به اعدام با گيوتين شدند
سه نفر عبارت بودند از: یک کشیش، یک وكيل دادگسترى و يک فيزيكدان.
ابتدا سر کشیش را زير گيوتين گذاشتند و از او سؤال شد حرف آخرت چيست؟
کشیش گفت: خدا، خدا او مرا نجات خواهد داد.
تيغ گيوتين پايين آمد و نزديك گردن او متوقف شد.
مردم با تعجب فرياد زدند آزادش كنيد!
خدا حرفش را زد!
به اين ترتيب نجات يافت.
نوبت وكيل رسيد؛
پرسيدند آخرين حرفت چيست؟
گفت: من مثل کشیش خدا را نمیشناسم، درباره عدالت بيشتر مى دانم.
عدالت، عدالت مرا نجات خواهد داد.
گيوتين پايين رفت اما نزديك گردن وكيل ايستاد.
اينبار هم مردم متعجب فرياد زدند آزادش كنيد!
عدالت حرف خودش را زد! وكيل هم نجات پيدا كرد.
در آخر نوبت به فيزيكدان رسيد؛ از او سؤال شد؛ آخرين حرفت چيست؟
گفت: من نه خداوند را میشناسم و نه عدالت را اما من اين را میدانم كه روى طناب گيوتين گره اى هست كه مانع پايين آمدن تيغه مى شود !
طناب را بررسى كردند و مشكل را برطرف کردند، گره را باز كردند و تيغ برّان بر گردن فيزيكدان فرود آمد و آن را از تن جدا كرد ...
چه فرجام تلخى دارند كسانى كه به «گره ها» اشاره مى كنند!👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
در اوايل انقلاب فرانسه سه نفر محكوم به اعدام با گيوتين شدند
سه نفر عبارت بودند از: یک کشیش، یک وكيل دادگسترى و يک فيزيكدان.
ابتدا سر کشیش را زير گيوتين گذاشتند و از او سؤال شد حرف آخرت چيست؟
کشیش گفت: خدا، خدا او مرا نجات خواهد داد.
تيغ گيوتين پايين آمد و نزديك گردن او متوقف شد.
مردم با تعجب فرياد زدند آزادش كنيد!
خدا حرفش را زد!
به اين ترتيب نجات يافت.
نوبت وكيل رسيد؛
پرسيدند آخرين حرفت چيست؟
گفت: من مثل کشیش خدا را نمیشناسم، درباره عدالت بيشتر مى دانم.
عدالت، عدالت مرا نجات خواهد داد.
گيوتين پايين رفت اما نزديك گردن وكيل ايستاد.
اينبار هم مردم متعجب فرياد زدند آزادش كنيد!
عدالت حرف خودش را زد! وكيل هم نجات پيدا كرد.
در آخر نوبت به فيزيكدان رسيد؛ از او سؤال شد؛ آخرين حرفت چيست؟
گفت: من نه خداوند را میشناسم و نه عدالت را اما من اين را میدانم كه روى طناب گيوتين گره اى هست كه مانع پايين آمدن تيغه مى شود !
طناب را بررسى كردند و مشكل را برطرف کردند، گره را باز كردند و تيغ برّان بر گردن فيزيكدان فرود آمد و آن را از تن جدا كرد ...
چه فرجام تلخى دارند كسانى كه به «گره ها» اشاره مى كنند!👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ای کسانی که روز قدس با چفیه فلسطینی رفتید راهپیمایی برای آزادسازی قدس دعوتتان میکنم چفیهای که دختران فلسطینی و لبنانی به کمرشان میبندند ومیرقصند را تبرک نگه دارید تا شاید ذهن واپسگرایتان از این شستشوی مغزی نجات یابد و بفهمید که در خود فلسطین و لبنان هم با حجاب و بیحجاب کنار هم میرقصند و اگر شما بروید به دختران لبنانی وفلسطینی در مترو و خیابان به خاطر حجاب و رقصیدن امر به معروف کنید به جرم مزاحمت و آزار شما را تحویل پلیس میدهند👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
سلام آقای عالی پیام.
لطفا این پیاما اگه سلاح میدونید تو کانالتون بذارید.👇👇👇👇👇
پریشب حوالی ساعت ۱۰بود یه پیامک برداشت از حساب برا من اومد.صبحش رفتم بانک
گفتن برو پلیس فتا شکایت کن
رفتم پلیس فتا تااومدم شکایتما تنظیم کنم بالای پنجاه نفر دیگم اومده بودن درهمین مورد شکایت داشتن
جالب اینجاس همون مقدمات اولیه شکایت وتنها برای دادخواستا تمبر نزدیک صد هزار تومن از هر نفر میگیرن.(الافیشا حساب نکردم)
ازون جالبتر اینکه وقتی از یکی از کارکنا پرسیدم حالا ارزششا داره این همه هزینه کنیما وقت بذاریم؛ خیلی ریلکس گفت بیخود داری هزینه میکنی.وقت تلف کردنه.ما روزی دویست تا ازین شکایتا داریم که یدونش نتیجه نمیگیره. میگفت خیلیا میان ازم همین پرسشا میکنن حتی افرادی هستن که ازشون چند میلیون برداشت شده ولی پیگیرش نمیشن.میگن چرا وقتی میدونیم پولمون دیگه برنمیگرده بازم وقتا اعصابا انرژیمونا تو این دادگاها ازبین ببریم.یعنی به جرأت میتونم بگم هیشکی هیچ اعتمادی به سیستم قضایی کشور نداره.که ازین بابت باید یه تبریک بلند بالا به مسئولین جمهوری اسلامی گفت.درهرصورت من که قید شکایتما زدم.ولی ازونطرف رفتم حساباما بستم.
مطمئنم پولاما زیر سنگ یا زیر پشتی بذارم به مراتب امنیتش ازتو بانکا بیشتره.کاری که همه افرادی که اومده بودن برا شکایت گفتن انجام میدیم.توصیه من به شما اینه پولاتونا ازتو بانکا دربیارید.
به همه مقدسات پولاتون تو بانک هیچ امنیتی نداره.تا پولای شما هم شکار این دزدای از خدا بیخبر نشده پولاتونا نجات بدید.
باور کنید خیلی خیلی خیلی راحتتر ازون که فکرشا بکنید پولاتونا میدزدن
ازما گفتن
باتشکر
جهان از اصفهان
۱۳/۳/۹۸
لطفا این پیاما اگه سلاح میدونید تو کانالتون بذارید.👇👇👇👇👇
پریشب حوالی ساعت ۱۰بود یه پیامک برداشت از حساب برا من اومد.صبحش رفتم بانک
گفتن برو پلیس فتا شکایت کن
رفتم پلیس فتا تااومدم شکایتما تنظیم کنم بالای پنجاه نفر دیگم اومده بودن درهمین مورد شکایت داشتن
جالب اینجاس همون مقدمات اولیه شکایت وتنها برای دادخواستا تمبر نزدیک صد هزار تومن از هر نفر میگیرن.(الافیشا حساب نکردم)
ازون جالبتر اینکه وقتی از یکی از کارکنا پرسیدم حالا ارزششا داره این همه هزینه کنیما وقت بذاریم؛ خیلی ریلکس گفت بیخود داری هزینه میکنی.وقت تلف کردنه.ما روزی دویست تا ازین شکایتا داریم که یدونش نتیجه نمیگیره. میگفت خیلیا میان ازم همین پرسشا میکنن حتی افرادی هستن که ازشون چند میلیون برداشت شده ولی پیگیرش نمیشن.میگن چرا وقتی میدونیم پولمون دیگه برنمیگرده بازم وقتا اعصابا انرژیمونا تو این دادگاها ازبین ببریم.یعنی به جرأت میتونم بگم هیشکی هیچ اعتمادی به سیستم قضایی کشور نداره.که ازین بابت باید یه تبریک بلند بالا به مسئولین جمهوری اسلامی گفت.درهرصورت من که قید شکایتما زدم.ولی ازونطرف رفتم حساباما بستم.
مطمئنم پولاما زیر سنگ یا زیر پشتی بذارم به مراتب امنیتش ازتو بانکا بیشتره.کاری که همه افرادی که اومده بودن برا شکایت گفتن انجام میدیم.توصیه من به شما اینه پولاتونا ازتو بانکا دربیارید.
به همه مقدسات پولاتون تو بانک هیچ امنیتی نداره.تا پولای شما هم شکار این دزدای از خدا بیخبر نشده پولاتونا نجات بدید.
باور کنید خیلی خیلی خیلی راحتتر ازون که فکرشا بکنید پولاتونا میدزدن
ازما گفتن
باتشکر
جهان از اصفهان
۱۳/۳/۹۸
نجفی خام پرستو شده بود
میترا دردسر او شده بود
---------------------
نجفی، قاتل میترا، نجفی
شده سرفصل خبرها نجفی
همه جا آمده با تیتر درشت:
نجفی همسر دوم را کشت
هست ماسیده به لبها نجفی
عشق گاسیپطلبها نجفی(۱)
نجفی چای چرا نوشیده؟
کت و شلوار چرا پوشیده؟
نجفی خام پرستو شده بود
میترا دردسر او شده بود
نجفی تیر هوایی زده است
قاتل از جای دگر آمده است
میترا خواسته افشا بکند
برود سفره دل وا بکند
نجفی رفته که اقرار کند
روی پرونده خودش کار کند
نجفی باید اعدام شود
تا که مادرزنش آرام شود
نجفی رخت عزا بوده تنش
رفته در مجلس ترحیم زنش
همه جا توی خبرها نجفی
پازل و رمز و معما نجفی
همه یکجور مفسر شده اند
شِرلُک هُلمز و جانی دالر شدهاند! (۲)
این وسط هیچ نشد کس نگران
که چه آمد به سر کارگران
«هفت تپه» خبرش گم شد و رفت
برخیِ همسر دوم شد و رفت!
دستمزد همهشان را خوردند
هفت تن کارگرش را بردند
«بخشی» آن روز چه آمد به سرش؟
«قُلیان» رفت و نیامد خبرش
به کجا رفتند آن هفت نفر؟
(راستی از زن اول چه خبر؟!)
های ای هادی خوابآلوده
بپّر از جا و نخواب آسوده
داری از کارگران هیچ خبر؟ (۳)
کوفتت باشد آن قند و شکر!
هادی خرسندی
----------------
۱) gossip - معادلش را در فارسی نداریم. شایعه (rumor) یکی از معانی آن است. معنی دقیق آن، از جمله، مجموعه خبرها و گمانهزنیها و تفسیرهایی است که راجع به همین ماجرا، در زمین و هوا جریان دارد.
۲) شِرلُک هُلمز و جانی دالر، دو کارآگاه داستانی، که نامشان در کنار هم سکته میآورد. (نه برای تبهکار، برای شاعر!)
۳) در همین شلوغیها اعلام شد که «پرونده هفت تن از کارگران معترض نیشکر هفت تپه، اسماعیل بخشی، سپیده قلیان، امیر امیرقلی، ساناز الهیاری، امیرحسین محمدی فر، عسل محمدی و علی نجاتی به دادگاه انقلاب تهران ارسال شده است. در این پرونده علیرغم صدور قرار وثیقه برای متهمین بازداشتی، سرپرست دادسرای اوین با آزادی موقت آنان مخالفت کرده است.». راستی درست است که میترا استاد با یک مرد دیگر هم رابطه ....
میترا دردسر او شده بود
---------------------
نجفی، قاتل میترا، نجفی
شده سرفصل خبرها نجفی
همه جا آمده با تیتر درشت:
نجفی همسر دوم را کشت
هست ماسیده به لبها نجفی
عشق گاسیپطلبها نجفی(۱)
نجفی چای چرا نوشیده؟
کت و شلوار چرا پوشیده؟
نجفی خام پرستو شده بود
میترا دردسر او شده بود
نجفی تیر هوایی زده است
قاتل از جای دگر آمده است
میترا خواسته افشا بکند
برود سفره دل وا بکند
نجفی رفته که اقرار کند
روی پرونده خودش کار کند
نجفی باید اعدام شود
تا که مادرزنش آرام شود
نجفی رخت عزا بوده تنش
رفته در مجلس ترحیم زنش
همه جا توی خبرها نجفی
پازل و رمز و معما نجفی
همه یکجور مفسر شده اند
شِرلُک هُلمز و جانی دالر شدهاند! (۲)
این وسط هیچ نشد کس نگران
که چه آمد به سر کارگران
«هفت تپه» خبرش گم شد و رفت
برخیِ همسر دوم شد و رفت!
دستمزد همهشان را خوردند
هفت تن کارگرش را بردند
«بخشی» آن روز چه آمد به سرش؟
«قُلیان» رفت و نیامد خبرش
به کجا رفتند آن هفت نفر؟
(راستی از زن اول چه خبر؟!)
های ای هادی خوابآلوده
بپّر از جا و نخواب آسوده
داری از کارگران هیچ خبر؟ (۳)
کوفتت باشد آن قند و شکر!
هادی خرسندی
----------------
۱) gossip - معادلش را در فارسی نداریم. شایعه (rumor) یکی از معانی آن است. معنی دقیق آن، از جمله، مجموعه خبرها و گمانهزنیها و تفسیرهایی است که راجع به همین ماجرا، در زمین و هوا جریان دارد.
۲) شِرلُک هُلمز و جانی دالر، دو کارآگاه داستانی، که نامشان در کنار هم سکته میآورد. (نه برای تبهکار، برای شاعر!)
۳) در همین شلوغیها اعلام شد که «پرونده هفت تن از کارگران معترض نیشکر هفت تپه، اسماعیل بخشی، سپیده قلیان، امیر امیرقلی، ساناز الهیاری، امیرحسین محمدی فر، عسل محمدی و علی نجاتی به دادگاه انقلاب تهران ارسال شده است. در این پرونده علیرغم صدور قرار وثیقه برای متهمین بازداشتی، سرپرست دادسرای اوین با آزادی موقت آنان مخالفت کرده است.». راستی درست است که میترا استاد با یک مرد دیگر هم رابطه ....
سلام و وقت بخیر
در جواب دوستی که از حسابش کلاهبرداری شده و توصیه میکنه بایستی پولامونو از بانک در بیاریم باید بگم:
این توصیه شما کاملا اشتباهه و از روی عصبانیته چون پولتون رو بردند اینطور می گی.اینکه شما بخواهی وجوه نقد با حجم زیاد رو نزد خودت نگه داری نه تنها خطر سرقتش هست بلکه احتمال داره جونت هم به خطر بیفته.
در مورد شکایتی هم که کردی اولا بایستی بگم مقصر اول خودتی که با این حجم از تبلیغات به منظور رعایت اقدامات پیشگیرانه در زمینه کلاهبرداری رایانه ای بدون توجه به آنها بازم در دام افتادی.
دوما این ایرادی که به دستگاه قضایی گرفتی با این غلظتی که گفتی وارد نیست چرا که در رابطه با هزینه اخذ شده طبق تعرفه اعلامی مطابق مصوبه دولت اقدام میشه در ضمن در این پرونده ها معمولا پس از ورود به دادسرا سریعا دستورات قضایی صادر میشه و لیکن با توجه به حرفه ای بودن کلاهبرداران و استفاده از حسابهای جعلی برای نقل و انتقالات وجوه برده شده(عیب سیستم بانکی)و بعضا استفاده از خطوط تلفنی که به اسم خودشان نیست (عیب شبکه مخابراتی) به منظور تماس با قربانیان روند شناسایی طولانی و بعضا بدون نتیجه باقی می ماند .از سوی دیگر مواردی چون عدم دسترسی مستقیم دستگاه قضایی به مشخصات صاحبان حساب بانکی،شرکت های ارائه دهنده خدمات الکترونیکی ،مشخصات مالکین خطوط تلفن همراه و پرینت مکالمات آنها و نیازمندی به انجام مکاتبات اداری به منظور دسترسی به این اطلاعات بعضا روند رسیدگی را طولانی می کند و در مواردی موجب از بین رفتن ادله جرم میشود .
بنابراین بهتر است خودمون پیشگیری کنیم و
1.رمز اول و دوم کارت بانکی را در اختیار دیگران نذاریم
2.فریب افرادی که به صورتی تلفنی خبر برنده شدن ما را در انواع مسابقات میدهند نخوریم و مشخصات کارتمون رو ندهیم یا برای دریافت وجه جایزه به دستگاه خودپرداز مراجعه نکنیم
3.رمز اول رو روی کارت یا پشت کارت ننویسیم و سعی کنیم به خاطر بسپاریم
4.در زمانی که در صف خودپرداز هستیم درخواست هیچ فردی رو برای استفاده از حسابمان حتی برای انتقال مبلغ ناچیزی اجابت نکنیم چون احتمال سو استفاده هست مثلا این افراد به بهانه اینکه کارتشون مشکل داره یا رمز رو فراموش کردند از شما می خواهند که شماره کارت خودتان را در اختیار قرار دهید تا پولی به حساب شما واریز شود و بعد شما آن را بگیرید و به آنها دهید در این بین امکان دارد از حساب شما که از موضوع بی خبر هستید به عنوان یک واسطه جهت رد گم کردن استفاده کنن
5.در خرید های اینترنتی سعی شود از سایت های معتبر خرید شود . اسم سایت توسط خود خریدار به صورت لاتین تایپ شود و جستجو گردد و از جستجوی فارسی سایت در گوگل خودداری شود .به نشان httpدر بالای نوار جستجو دقت شود که موجود باشد .قبل از زدن دکمه انتقال چند مرتبه روی عبارت رمزی که سامانه پرداخت الکترونیکی واسه انتقال وجه میده کلیک کنید این رمز باید هر مرتبه بعد از کلیک کردن تغییر کنه و در صورت ثابت بودن و یا تکراری بودن شما در دام افتادید و باید فورا از سایت و درگاه پرداخت الکترونیکی خارج شوید (اصطلاحا فیشینگ شدید)
6.از فرستادن افرادی که با دستگاه خودپرداز توانایی کار کردن ندارند جهت گرفتن پول یا پرداخت قبض یا ... خودداری کنید احتمال سو استفاده از آنها و کارت سپرده شده به آنها هست
7.در پرداخت های با مبلغ کم سعی شود از پول نقد از قبل تهیه شده استفاده شود و فورا از کارت بانکی جهت خریدهای خرد استفاده نکنیم
8.در ساعاتی که خیابان خلوت است مثل شبها یا ظهرها تا حد امکان به دستگاههای خودپرداز مراجعه نشود چون امکان دارد سارقین و اخاذها در کمین شما باشند.
و موارد دیگری که الان در خاطر ندارم
لطفا منتشر کنید شاید مفید واقع شد
تشکر
در جواب دوستی که از حسابش کلاهبرداری شده و توصیه میکنه بایستی پولامونو از بانک در بیاریم باید بگم:
این توصیه شما کاملا اشتباهه و از روی عصبانیته چون پولتون رو بردند اینطور می گی.اینکه شما بخواهی وجوه نقد با حجم زیاد رو نزد خودت نگه داری نه تنها خطر سرقتش هست بلکه احتمال داره جونت هم به خطر بیفته.
در مورد شکایتی هم که کردی اولا بایستی بگم مقصر اول خودتی که با این حجم از تبلیغات به منظور رعایت اقدامات پیشگیرانه در زمینه کلاهبرداری رایانه ای بدون توجه به آنها بازم در دام افتادی.
دوما این ایرادی که به دستگاه قضایی گرفتی با این غلظتی که گفتی وارد نیست چرا که در رابطه با هزینه اخذ شده طبق تعرفه اعلامی مطابق مصوبه دولت اقدام میشه در ضمن در این پرونده ها معمولا پس از ورود به دادسرا سریعا دستورات قضایی صادر میشه و لیکن با توجه به حرفه ای بودن کلاهبرداران و استفاده از حسابهای جعلی برای نقل و انتقالات وجوه برده شده(عیب سیستم بانکی)و بعضا استفاده از خطوط تلفنی که به اسم خودشان نیست (عیب شبکه مخابراتی) به منظور تماس با قربانیان روند شناسایی طولانی و بعضا بدون نتیجه باقی می ماند .از سوی دیگر مواردی چون عدم دسترسی مستقیم دستگاه قضایی به مشخصات صاحبان حساب بانکی،شرکت های ارائه دهنده خدمات الکترونیکی ،مشخصات مالکین خطوط تلفن همراه و پرینت مکالمات آنها و نیازمندی به انجام مکاتبات اداری به منظور دسترسی به این اطلاعات بعضا روند رسیدگی را طولانی می کند و در مواردی موجب از بین رفتن ادله جرم میشود .
بنابراین بهتر است خودمون پیشگیری کنیم و
1.رمز اول و دوم کارت بانکی را در اختیار دیگران نذاریم
2.فریب افرادی که به صورتی تلفنی خبر برنده شدن ما را در انواع مسابقات میدهند نخوریم و مشخصات کارتمون رو ندهیم یا برای دریافت وجه جایزه به دستگاه خودپرداز مراجعه نکنیم
3.رمز اول رو روی کارت یا پشت کارت ننویسیم و سعی کنیم به خاطر بسپاریم
4.در زمانی که در صف خودپرداز هستیم درخواست هیچ فردی رو برای استفاده از حسابمان حتی برای انتقال مبلغ ناچیزی اجابت نکنیم چون احتمال سو استفاده هست مثلا این افراد به بهانه اینکه کارتشون مشکل داره یا رمز رو فراموش کردند از شما می خواهند که شماره کارت خودتان را در اختیار قرار دهید تا پولی به حساب شما واریز شود و بعد شما آن را بگیرید و به آنها دهید در این بین امکان دارد از حساب شما که از موضوع بی خبر هستید به عنوان یک واسطه جهت رد گم کردن استفاده کنن
5.در خرید های اینترنتی سعی شود از سایت های معتبر خرید شود . اسم سایت توسط خود خریدار به صورت لاتین تایپ شود و جستجو گردد و از جستجوی فارسی سایت در گوگل خودداری شود .به نشان httpدر بالای نوار جستجو دقت شود که موجود باشد .قبل از زدن دکمه انتقال چند مرتبه روی عبارت رمزی که سامانه پرداخت الکترونیکی واسه انتقال وجه میده کلیک کنید این رمز باید هر مرتبه بعد از کلیک کردن تغییر کنه و در صورت ثابت بودن و یا تکراری بودن شما در دام افتادید و باید فورا از سایت و درگاه پرداخت الکترونیکی خارج شوید (اصطلاحا فیشینگ شدید)
6.از فرستادن افرادی که با دستگاه خودپرداز توانایی کار کردن ندارند جهت گرفتن پول یا پرداخت قبض یا ... خودداری کنید احتمال سو استفاده از آنها و کارت سپرده شده به آنها هست
7.در پرداخت های با مبلغ کم سعی شود از پول نقد از قبل تهیه شده استفاده شود و فورا از کارت بانکی جهت خریدهای خرد استفاده نکنیم
8.در ساعاتی که خیابان خلوت است مثل شبها یا ظهرها تا حد امکان به دستگاههای خودپرداز مراجعه نشود چون امکان دارد سارقین و اخاذها در کمین شما باشند.
و موارد دیگری که الان در خاطر ندارم
لطفا منتشر کنید شاید مفید واقع شد
تشکر