Forwarded from تریبون آزاد|تلویزیون زن زندگی آزادی (wlftvc)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 اعدام احسان افرشته با اتهام جاسوسی برای اسرائیل
🔴 محمد عباسی بدون ملاقات آخر اعدام شد
🔴 حمله پهپادی به محل سکونت خانوادههای حزب دموکرات کردستان ایران
🔴 وریشه مرادی به شش ماه حبس محکوم شد
🔴 هشدار درباره موج تازه اعدامها و سرکوب در ایران
🔴 سقوط بیش از ۶۵ درصدی ارزش واقعی دستمزد کارگران
🔴 پدر احسان افرشته پس از شنیدن خبر اعدام فرزندش جان باخت
🔴 اعتراض بازنشستگان به پرداخت نشدن افزایش حقوق
🔴 هشدار درباره گسترش فقر و ناتوانی مردم در خرید نان
🔴 دادگاه آمریکا تحریمهای ترامپ علیه گزارشگر سازمان ملل را تعلیق کرد
🔴 حکم بازداشت دستیار سابق زلنسکی صادر شد
🔴 عبور یک کشتی ژاپنی از تنگه هرمز با مجوز جمهوری اسلامی
🗣ارتباط با ما:
@wlftvopch
@wlftvch |تریبون آزاد
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤1
Forwarded from تریبون آزاد|تلویزیون زن زندگی آزادی (wlftvc)
وی همچنین با انتقاد از «اعترافات اجباری» در بازداشتگاهها تأکید کرد که این اعترافات با موازین شرعی، قانون اساسی و قوانین بینالمللی مغایرت دارد و نباید مبنای صدور حکم قرار گیرد.
همزمان با آغاز درگیریهای نظامی، روند صدور و اجرای احکام #اعدام در پروندههای سیاسی و امنیتی افزایش یافته و تاکنون ۳۲ زندانی با این اتهامات در این بازه زمانی اعدام شدهاند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2
Forwarded from تریبون آزاد|تلویزیون زن زندگی آزادی (wlftvc)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴ترامپ اعلام کرد که یک دور دیگر از عملیات نظامی آمریکا در ایران در راه است:
ما از نظر نظامی در ایران تقریباً کار را تمام کردیم. حدود ۷۵٪ کار را. (البته) ما همه چیز را تمام نکردیم. برمیگردیم و آن را تکمیل میکنیم. حتی شاید بیشتر.
ممکن است مجبور شویم کمی کارِ پاکسازی انجام دهیم، چون یک آتشبسِ حدوداً یکماهه داشتیم.
ما در حقیقت آتشبس را به درخواست کشورهای دیگر انجام دادیم.
من خودم چندان موافق آن نبودم، اما این کار را به عنوان لطفی به پاکستان انجام دادیم، آدمهای فوقالعادهای هستند، فیلد مارشال و نخستوزیر.»
ما از نظر نظامی در ایران تقریباً کار را تمام کردیم. حدود ۷۵٪ کار را. (البته) ما همه چیز را تمام نکردیم. برمیگردیم و آن را تکمیل میکنیم. حتی شاید بیشتر.
ممکن است مجبور شویم کمی کارِ پاکسازی انجام دهیم، چون یک آتشبسِ حدوداً یکماهه داشتیم.
ما در حقیقت آتشبس را به درخواست کشورهای دیگر انجام دادیم.
من خودم چندان موافق آن نبودم، اما این کار را به عنوان لطفی به پاکستان انجام دادیم، آدمهای فوقالعادهای هستند، فیلد مارشال و نخستوزیر.»
👍4😁2🤬1🥴1
Forwarded from تریبون آزاد|تلویزیون زن زندگی آزادی (wlftvc)
کنگره امریکا لایحه ای را به رای میگذارد که ویزای تمامی افراد خانواده مقامات جمهوری اسلامی به امریکا را “لغو” و آنها را از خاک امریکا “اخراج” میکند.
این لایحه پس از اعلام خبر دستگیری خواهر زاده “قاسم سلیمانی” در امریکا معرفی شده است.
خواهر زاده و نوه خواهر زاده قاسم سلیمانی که در امریکا درخواست “پناهندگی” کرده بودند اخیرا توسط امریکا دستگیر شده و اخراج میشوند.
این لایحه توسط سناتور تام کاتن معرفی شده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍13❤2
نظام دامپزشکی؛ ایران یا جمهوری اسلامی؟ مشئله اینست ...!
نظام دامپزشکی برای «اینترنت پرو» ثبتنام میکند. برخی از همکاران هم در صف ثبتنام و واریز وجهاند!
واقعاً باید از صنفی که مدعی تحصیلکردگی، آگاهی و شأن حرفهای است، چنین کنش اجتماعی و سیاسیای را انتظار داشت؟
رفتار نظام پرستاری را دیده اید؛ نهادی که صریح و علنی به این پروژه حکومتی «نه» گفت و حاضر نشد نقش دلال فروش آزادی را بازی کند.
اما نظام دامپزشکی چه؟ نهادی صنفی و مردمی یا یک دکه حکومتی با تابلوی صنفی؟
وقتی گفته میشود نظام دامپزشکی دیگر نماینده بدنه دامپزشکی نیست و به یک ساختار دولتی ـ امنیتی تبدیل شده، بعضیها ناراحت میشوند. اما واقعیت را نمیشود با تعارف پنهان کرد.
این نظام تا امروز حتی یک پیگیری جدی درباره همکاران بازداشتی نداشته است. حتی یک پیام تسلیت رسمی برای همکاران کشتهشده منتشر نکرده است. نه آماری از جانباختگان داد، نه اسامی بازداشتیها را اعلام کرد، نه کوچکترین مسئولیتی در قبال بدنهای که بودجهاش را تأمین میکند پذیرفت.
تمام بودجه سازمان نظام دامپزشکی از جیب دامپزشکان و بخش خصوصی تأمین میشود؛ اما همین نهاد، به جای آنکه صدای همکاران و مردم باشد، تبدیل شده به بازاریاب فروش «آزادی محدود» و تبلیغاتچی و دست فروشی پروژههای ضد بشری سپاه پاسداران.
اما تلختر از رفتار نظام، واکنش بخشی از همکاران است؛ کسانی که بدون کوچکترین اعتراض، ثبتنام کرده و پول واریز میکنند؛ انگار نه شأن حرفهای وجود دارد، نه حق شهروندی و نه کرامت انسانی.
این رفتار، در شأن یک جامعه آگاه قرن بیست و یکمی نیست.
این رفتار، رفتار شهروند مطالبهگر و تحصیل کرده نیست؛ رفتار مردمی است که سالها به اطاعت و سر به زیری عادت داده شدهاند.
شاید بزرگترین وظیفه و رشد فکری و فرهنگی بشر امروز این باشد که دریابد: ما برده نیستیم./ نیما بهرامی
#اینترنت_پرو
#سیمکارت_سفید
#حق_شهروندی
#نه_به_بردگی
#مطالبهگری.
#زن_زندگی_آزادی
شب نشینی هالو 👇
T.me/sh_n_halloo
نظام دامپزشکی برای «اینترنت پرو» ثبتنام میکند. برخی از همکاران هم در صف ثبتنام و واریز وجهاند!
واقعاً باید از صنفی که مدعی تحصیلکردگی، آگاهی و شأن حرفهای است، چنین کنش اجتماعی و سیاسیای را انتظار داشت؟
رفتار نظام پرستاری را دیده اید؛ نهادی که صریح و علنی به این پروژه حکومتی «نه» گفت و حاضر نشد نقش دلال فروش آزادی را بازی کند.
اما نظام دامپزشکی چه؟ نهادی صنفی و مردمی یا یک دکه حکومتی با تابلوی صنفی؟
وقتی گفته میشود نظام دامپزشکی دیگر نماینده بدنه دامپزشکی نیست و به یک ساختار دولتی ـ امنیتی تبدیل شده، بعضیها ناراحت میشوند. اما واقعیت را نمیشود با تعارف پنهان کرد.
این نظام تا امروز حتی یک پیگیری جدی درباره همکاران بازداشتی نداشته است. حتی یک پیام تسلیت رسمی برای همکاران کشتهشده منتشر نکرده است. نه آماری از جانباختگان داد، نه اسامی بازداشتیها را اعلام کرد، نه کوچکترین مسئولیتی در قبال بدنهای که بودجهاش را تأمین میکند پذیرفت.
تمام بودجه سازمان نظام دامپزشکی از جیب دامپزشکان و بخش خصوصی تأمین میشود؛ اما همین نهاد، به جای آنکه صدای همکاران و مردم باشد، تبدیل شده به بازاریاب فروش «آزادی محدود» و تبلیغاتچی و دست فروشی پروژههای ضد بشری سپاه پاسداران.
اما تلختر از رفتار نظام، واکنش بخشی از همکاران است؛ کسانی که بدون کوچکترین اعتراض، ثبتنام کرده و پول واریز میکنند؛ انگار نه شأن حرفهای وجود دارد، نه حق شهروندی و نه کرامت انسانی.
این رفتار، در شأن یک جامعه آگاه قرن بیست و یکمی نیست.
این رفتار، رفتار شهروند مطالبهگر و تحصیل کرده نیست؛ رفتار مردمی است که سالها به اطاعت و سر به زیری عادت داده شدهاند.
شاید بزرگترین وظیفه و رشد فکری و فرهنگی بشر امروز این باشد که دریابد: ما برده نیستیم./ نیما بهرامی
#اینترنت_پرو
#سیمکارت_سفید
#حق_شهروندی
#نه_به_بردگی
#مطالبهگری.
#زن_زندگی_آزادی
شب نشینی هالو 👇
T.me/sh_n_halloo
❤4👍1👏1
در یک شب سرد دسامبر ۱۹۶۵، در شهری کوچک در سیسیل، مردان مسلح به خانهی يك خانواده هجوم بردند، مادر را بیهوش کردند، دختر هفده ساله او را در تاریکی با خود برزند،هشت روز او را اسیر کردند و مورد تجاوز قرار دادند.
و سپس آنها تنها "راه حل" قانونی مجاز را ارائه دادند.
دختر بايد با او ازدواج کند.
و تمام اتهامات لغو میشد.
نام دختر فرانکه ویولا بود.
ولي او نه گفت.
در ایتالیای سال ۱۹۶۵، چنین امتناعی فقط شجاعت نبود. این یک چالش تقریباً غیرقابل تصور برای جامعه بود.
این قانون
*matrimonio riparatore*
نامیده میشد - "ازدواج ترمیمی". ماده ۵۴۴ قانون مجازات ایتالیا به متجاوز اجازه میداد در صورت ازدواج با قربانی خود ، مجازات نشود . منطق این قانون هم باستانی و هم ظالمانه بود: اعتقاد بر این بود که پس از تجاوز، "آبروی" زن از بین میرود، اما اگر او با همان مردی که زندگیاش را ویران کرده بود ازدواج کند، میتواند "آبرو" را "بازگرداند". سکوت او - در ازای آزادیاش. این دقیقاً همان روشی بود که زنان نسلها مجبور به انجام آن بودند.
مهاجم فرانکه، مردي بنام فیلیپو ملودیه، از یک خانوادهی بانفوذ با ارتباطات مافیایی بود. او مطمئن بود که دختر کاری را انجام خواهد داد که بسیاری قبل از او انجام داده بودند: به خاطر "آبرو"ی خانواده و برای جلوگیری از شرمساری عمومی، با ازدواج موافقت خواهد کرد.
اما او امتناع کرد.
پدرش در کنار او ایستاد - مردی که آبروی دخترش را به ترس از محکومیت عمومی ترجیح داده بود. آنها با هم شکایت کردند. فرانکه در کشوری شكايت كرد که سیستم قانونی آن برای محافظت از متجاوزش طراحی شده بود.
واکنش عمومی فوری و بیرحمانه بود.
مزارع آنها به آتش کشیده شد. همسایههایی که سالها این خانواده را میشناختند، با دیدن آنها روی خود را برگرداندند. تهدید به مرگ هر لحظه... در فرهنگی که سکوت وسیلهای برای بقا محسوب میشد و مفاهیم "آبرو" قویتر از قانون بودند، عمل فرانکه چیزی بیش از یک عمل غیرمعمول بود.
در واقع ،این یک انقلاب بود.
این محاکمه به یک شور ملی تبدیل شد. روزنامههای سراسر ایتالیا تمام جلسات محكمه را پوشش دادند. میلیونها نفر که هرگز به قانون قدیمی فکر نکرده بودند، مجبور شدند برای اولین بار معنای واقعی آن را ببینند. کشور دچار دودستگی شد: برخی فرانکه را یک قهرمان ميخواندند، برخی دیگر او را زنی بیشرم که سنتها را شکسته بود.
اما او عقبنشینی نکرد.
در سال ۱۹۶۶، فیلیپو ملودیا مجرم شناخته شد و به زندان فرستاده شد.
فرانکه ویولا اولین زنی در تاریخ مدرن ایتالیا شد که علناً از "ازدواج ترمیمی" صرف نظر کرد و محکومیت متجاوز خود را تضمین کرد.
رئیس جمهور ایتالیا شخصاً از او استقبال کرد. شجاعت یک دختر، گفتگویی را آغاز کرد که جامعه قرنها آن را پنهان کرده بود. عمل او الهام بخش زنان دیگر شد. این امر قانونگذاران را مجبور کرد تا حقیقت وحشتناکی را بپذیرند: قانونی که از متجاوزان محافظت میکند، عدالت نیست. بلکه همدستی است.
پانزده سال دیگر فشار، اعتراض و مبارزه لازم بود، بلاخره در سال ۱۹۸۱، ماده ۵۴۴ سرانجام لغو شد. از آن به بعد، یک متجاوز دیگر نمیتوانست صرفاً با ازدواج با قربانی خود از مجازات فرار کند.
امتناع یک زن جوان به نابودی قانونی که نسلها وجود داشت، کمک کرد.
فرانکه ویولا هرگز به دنبال شهرت نبود. در سال ۱۹۶۸، او با جوزپه رویسی، دوست دوران کودکیاش، ازدواج کرد. او فرزندانش را بزرگ کرد، زندگی آرامی داشت و به ندرت مصاحبه میکرد. امروز، او هفتاد و چند ساله است، در محاصره فرزندان و نوههایش، و هنوز در سیسیل زندگی میکند.
نتيجه؛
ارزش شما با آنچه با شما انجام میشود تعریف نمیشود.
با آنچه از پذیرش آن امتناع میکنید تعریف میشود.
او گفت "نه".
و چون یک زن جوان شجاعت گفتن آن را با صدای بلند پیدا کرد، روزی تمام کشور مجبور شد از خود بپرسد که چرا گفتن "بلي" اینقدر طول کشید.
و سپس آنها تنها "راه حل" قانونی مجاز را ارائه دادند.
دختر بايد با او ازدواج کند.
و تمام اتهامات لغو میشد.
نام دختر فرانکه ویولا بود.
ولي او نه گفت.
در ایتالیای سال ۱۹۶۵، چنین امتناعی فقط شجاعت نبود. این یک چالش تقریباً غیرقابل تصور برای جامعه بود.
این قانون
*matrimonio riparatore*
نامیده میشد - "ازدواج ترمیمی". ماده ۵۴۴ قانون مجازات ایتالیا به متجاوز اجازه میداد در صورت ازدواج با قربانی خود ، مجازات نشود . منطق این قانون هم باستانی و هم ظالمانه بود: اعتقاد بر این بود که پس از تجاوز، "آبروی" زن از بین میرود، اما اگر او با همان مردی که زندگیاش را ویران کرده بود ازدواج کند، میتواند "آبرو" را "بازگرداند". سکوت او - در ازای آزادیاش. این دقیقاً همان روشی بود که زنان نسلها مجبور به انجام آن بودند.
مهاجم فرانکه، مردي بنام فیلیپو ملودیه، از یک خانوادهی بانفوذ با ارتباطات مافیایی بود. او مطمئن بود که دختر کاری را انجام خواهد داد که بسیاری قبل از او انجام داده بودند: به خاطر "آبرو"ی خانواده و برای جلوگیری از شرمساری عمومی، با ازدواج موافقت خواهد کرد.
اما او امتناع کرد.
پدرش در کنار او ایستاد - مردی که آبروی دخترش را به ترس از محکومیت عمومی ترجیح داده بود. آنها با هم شکایت کردند. فرانکه در کشوری شكايت كرد که سیستم قانونی آن برای محافظت از متجاوزش طراحی شده بود.
واکنش عمومی فوری و بیرحمانه بود.
مزارع آنها به آتش کشیده شد. همسایههایی که سالها این خانواده را میشناختند، با دیدن آنها روی خود را برگرداندند. تهدید به مرگ هر لحظه... در فرهنگی که سکوت وسیلهای برای بقا محسوب میشد و مفاهیم "آبرو" قویتر از قانون بودند، عمل فرانکه چیزی بیش از یک عمل غیرمعمول بود.
در واقع ،این یک انقلاب بود.
این محاکمه به یک شور ملی تبدیل شد. روزنامههای سراسر ایتالیا تمام جلسات محكمه را پوشش دادند. میلیونها نفر که هرگز به قانون قدیمی فکر نکرده بودند، مجبور شدند برای اولین بار معنای واقعی آن را ببینند. کشور دچار دودستگی شد: برخی فرانکه را یک قهرمان ميخواندند، برخی دیگر او را زنی بیشرم که سنتها را شکسته بود.
اما او عقبنشینی نکرد.
در سال ۱۹۶۶، فیلیپو ملودیا مجرم شناخته شد و به زندان فرستاده شد.
فرانکه ویولا اولین زنی در تاریخ مدرن ایتالیا شد که علناً از "ازدواج ترمیمی" صرف نظر کرد و محکومیت متجاوز خود را تضمین کرد.
رئیس جمهور ایتالیا شخصاً از او استقبال کرد. شجاعت یک دختر، گفتگویی را آغاز کرد که جامعه قرنها آن را پنهان کرده بود. عمل او الهام بخش زنان دیگر شد. این امر قانونگذاران را مجبور کرد تا حقیقت وحشتناکی را بپذیرند: قانونی که از متجاوزان محافظت میکند، عدالت نیست. بلکه همدستی است.
پانزده سال دیگر فشار، اعتراض و مبارزه لازم بود، بلاخره در سال ۱۹۸۱، ماده ۵۴۴ سرانجام لغو شد. از آن به بعد، یک متجاوز دیگر نمیتوانست صرفاً با ازدواج با قربانی خود از مجازات فرار کند.
امتناع یک زن جوان به نابودی قانونی که نسلها وجود داشت، کمک کرد.
فرانکه ویولا هرگز به دنبال شهرت نبود. در سال ۱۹۶۸، او با جوزپه رویسی، دوست دوران کودکیاش، ازدواج کرد. او فرزندانش را بزرگ کرد، زندگی آرامی داشت و به ندرت مصاحبه میکرد. امروز، او هفتاد و چند ساله است، در محاصره فرزندان و نوههایش، و هنوز در سیسیل زندگی میکند.
نتيجه؛
ارزش شما با آنچه با شما انجام میشود تعریف نمیشود.
با آنچه از پذیرش آن امتناع میکنید تعریف میشود.
او گفت "نه".
و چون یک زن جوان شجاعت گفتن آن را با صدای بلند پیدا کرد، روزی تمام کشور مجبور شد از خود بپرسد که چرا گفتن "بلي" اینقدر طول کشید.
👍8❤2
*کلبه آگاهی؛*
*گفتوگوی هفتگی درباره مبانی و مفاهیم سیاسی حزب امید ایران* !
*موضوع هفته؛*
سوسیال دموکراسی یعنی چه؟
*زمان: یکشنبهها*
*ساعت: ۸ به وقت کالیفرنیا*
*ارسال سوالات از طریق سایت حزب* :
omid-ir.org
در قسمت تماس با ما
https://omid-ir.org/conact
*گفتوگوی هفتگی درباره مبانی و مفاهیم سیاسی حزب امید ایران* !
*موضوع هفته؛*
سوسیال دموکراسی یعنی چه؟
*زمان: یکشنبهها*
*ساعت: ۸ به وقت کالیفرنیا*
*ارسال سوالات از طریق سایت حزب* :
omid-ir.org
در قسمت تماس با ما
https://omid-ir.org/conact
😍1
*اندر احوال شاه بودن*
زمانی که ما با سرعت طاقت فرسایی قانون اساسی مشروطه را مینوشتیم خبرهایی از دربار میآمد که حال مظفرالدین شاه خوب نیست و بزودی خواهد مُرد. ما میترسیدیم که پیش از اینکه شاه قانون اساسی را بپذیرند و امضاء کنند، بمیرد و پسرش محمدعلی میرزا هم دیگر هرگز قانون اساسی را امضاء نکند.
پس من که تقیزاده باشم با میرزا محمدعلی خان تربیت به دیدن طبیب اسکاتلندی شاه رفتیم و نگرانی خود را صریحاً به او بازگفتیم و خواهش کردیم بکوشد که شاه را تا هنگام پایان یافتن کارِ نگارش قانون اساسی سر پا نگاه دارد.
طبیب شاه در پاسخ به نگرانی ما گفت: شاه بیمار نیست اما بی نهایت ضعیف و علیل است بخاطر اینکه در هر کاری ناپرهیزی و زیادهروی میکند. از جمله، این پسره عبدالعلی هر روز در زیر کرسی پهلوی شاه مینشیند و در چند نوبت آلتش را مالش میدهد تا حالت انزال به شاه دست دهد. منِ طبیب هرچه میگویم این پسره عبدالعلی را از شاه دور کنید، گوش نمیکنند و میگویند او برای آرامش شاه لازم است.
_از دفتر خاطرات جمالزاده)_.
#زن_زندگی_آزادی
شب نشینی هالو 👇
T.me/sh_n_halloo
زمانی که ما با سرعت طاقت فرسایی قانون اساسی مشروطه را مینوشتیم خبرهایی از دربار میآمد که حال مظفرالدین شاه خوب نیست و بزودی خواهد مُرد. ما میترسیدیم که پیش از اینکه شاه قانون اساسی را بپذیرند و امضاء کنند، بمیرد و پسرش محمدعلی میرزا هم دیگر هرگز قانون اساسی را امضاء نکند.
پس من که تقیزاده باشم با میرزا محمدعلی خان تربیت به دیدن طبیب اسکاتلندی شاه رفتیم و نگرانی خود را صریحاً به او بازگفتیم و خواهش کردیم بکوشد که شاه را تا هنگام پایان یافتن کارِ نگارش قانون اساسی سر پا نگاه دارد.
طبیب شاه در پاسخ به نگرانی ما گفت: شاه بیمار نیست اما بی نهایت ضعیف و علیل است بخاطر اینکه در هر کاری ناپرهیزی و زیادهروی میکند. از جمله، این پسره عبدالعلی هر روز در زیر کرسی پهلوی شاه مینشیند و در چند نوبت آلتش را مالش میدهد تا حالت انزال به شاه دست دهد. منِ طبیب هرچه میگویم این پسره عبدالعلی را از شاه دور کنید، گوش نمیکنند و میگویند او برای آرامش شاه لازم است.
_از دفتر خاطرات جمالزاده)_.
#زن_زندگی_آزادی
شب نشینی هالو 👇
T.me/sh_n_halloo
Telegram
شب نشيني هالو
اينجا برای اشتراك مطالب جالبیست كه دوستان برايم میفرستند
اشعار @mrhallo
اینستاگرام هالو@mrhalloo
تماس با هالو : @Mr_halloo
خرید آثار هالو(کتاب/صوتی/تصویری/محفلها) وآثاردوستان در@halloo_gram
خرید آمازون
https://www.amazon.com/author/mr.halloo
اشعار @mrhallo
اینستاگرام هالو@mrhalloo
تماس با هالو : @Mr_halloo
خرید آثار هالو(کتاب/صوتی/تصویری/محفلها) وآثاردوستان در@halloo_gram
خرید آمازون
https://www.amazon.com/author/mr.halloo