This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک عمر غمین بودی و هی گریه نمودی
شادی چه بدی داشت که یک بار نکردی
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
شادی چه بدی داشت که یک بار نکردی
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
امشب از اين سينى ها درست كنين گوشى همه رو بگيريد
یه امشب رو حواسمون به اطرافیانمون باشه به جای گوشیامون...👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
یه امشب رو حواسمون به اطرافیانمون باشه به جای گوشیامون...👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
شب نشيني هالو
این رفتار خشونت آمیز با پناھجویان افغانستانی بیانگر فرھنگی است کە جمھوری اسلامی بانی آنست. 👇 شب نشینی هالو @sh_n_halloo کانال اشعار #هالو @mrhallo
آقای عالی پیام
این کلیپ را فرستادم که متنش را بخوانید. کلیپ را گذاشتید،از متن غافل شدید:
“شرم”
تو وجود خیلی از ما سربازی هست که داره افغان ها رو عرب ها رو و کلا خیلی از خارجیها رو سیلی می زنه و بشین پاشو میده! من، اینجور وقتها، یه تصویری از بچگیم میاد تو سرم. شاید هفت هشت سال داشتم. ایستاده بودم تو صف نونِ سنگک، جلو تر از من یه پیر مرد سالخورده ی افغانی بود، تمام راه هایی رو که تو عمرش پیاده رفته بود با همه ی ترس ها و اضطراب هاش با همه ی پیچ و خمش می شد تو پیشونیش دید، شاطر ازش پرسید چند تا نون میخوای؟
گفت ده تا از زیر میز یه دسته نونِ به هم چسبیده در آورد! از صبح پخته بود و چون نونِ سَرِ خمیر معمولا کیفیتش پایین هست مونده بود رو دستش و مثل لواشک چسبیده بود به هم به سختی تا عدد ده شمرد و با زور زیاد یه دسته ی ده تایی انداخت جلوی پیر مرد!
همه لال بودند. ساکت. سن من از انقلاب مردم ایران فقط یک سال کمتر بود، یعنی هنوز چیزی از قیامشون که میگفتند علیه ظلم بوده نگذشته بود، داشت جلوی چشماشون ظلم می شد اما ساکت بودند و...
بعد ها فهمیدم یه عده با ظالم مخالف هستند نه با ظلم!
بعد ها فهمیدم بی شعوری مثل اکسیژن می مونه داری تنفسش میکنی اما نمی بینیش!
بعد ها فهمیدم کل کل های بچه گانه ی ما حرف های حسابی هم داشته، مثلا همینکه میگفتیم داشتم داشتم حساب نیست، دارم دارم حسابه.
فرهنگ داشتم، مهربان بودم، انسان بودم، هنر داشتم، این دردی را دوا نمیکند،
مثلا همین دیروز، نماینده ی مجلس، همینکه به جای عذرخواهی به فکر فرافکنی افتاده، برای اینه که ما نمیبخشیم و برای همین عذرخواهی کار سختی شده!
همینهکه راستگویی هزینه ای بالاتر از دروغگویی دارد،
همینهکه تملق، نردبان ترقی شده.
همینهکه فحش دادن ثواب هم دارد،
همینهکه...
عزیزان افغانم، من از کودکی کنار شما بودم، اون وقتی که شاگرد بنا بودم، اون وقتی که شاگرد حاج حسین جوشکار شدم یا وقتی که تو مغازه ی لبنیاتی محمدی کارگری میکردم یا تو میدون تره بار قم، تو حجره ی یه پیر مرد دست خشک شاگردی میکردم همیشه شما کنارم بودید، ساده و صمیمی، پر کار و قانع
بالاخره پنج انگشت دست یکی نمی شود
یه جاهایی بعضی همشهری های شما کارهای اشتباهی کردند مثل بعضی از همشهریهای من.
اما من به خاطر همه چیز با شرم و خجالت از شما عذرخواهی میکنم، شمایی که نونِ سنگک به هم چسبیده را به قیمت نانِ برشته ی قندی شده ی من خریدی
اون وقتی که من هفت هشت سالم بود و انقلاب ما فقط یک سال از من بزرگ تر بود...
یا لطیف
سید حسن آقامیری
این کلیپ را فرستادم که متنش را بخوانید. کلیپ را گذاشتید،از متن غافل شدید:
“شرم”
تو وجود خیلی از ما سربازی هست که داره افغان ها رو عرب ها رو و کلا خیلی از خارجیها رو سیلی می زنه و بشین پاشو میده! من، اینجور وقتها، یه تصویری از بچگیم میاد تو سرم. شاید هفت هشت سال داشتم. ایستاده بودم تو صف نونِ سنگک، جلو تر از من یه پیر مرد سالخورده ی افغانی بود، تمام راه هایی رو که تو عمرش پیاده رفته بود با همه ی ترس ها و اضطراب هاش با همه ی پیچ و خمش می شد تو پیشونیش دید، شاطر ازش پرسید چند تا نون میخوای؟
گفت ده تا از زیر میز یه دسته نونِ به هم چسبیده در آورد! از صبح پخته بود و چون نونِ سَرِ خمیر معمولا کیفیتش پایین هست مونده بود رو دستش و مثل لواشک چسبیده بود به هم به سختی تا عدد ده شمرد و با زور زیاد یه دسته ی ده تایی انداخت جلوی پیر مرد!
همه لال بودند. ساکت. سن من از انقلاب مردم ایران فقط یک سال کمتر بود، یعنی هنوز چیزی از قیامشون که میگفتند علیه ظلم بوده نگذشته بود، داشت جلوی چشماشون ظلم می شد اما ساکت بودند و...
بعد ها فهمیدم یه عده با ظالم مخالف هستند نه با ظلم!
بعد ها فهمیدم بی شعوری مثل اکسیژن می مونه داری تنفسش میکنی اما نمی بینیش!
بعد ها فهمیدم کل کل های بچه گانه ی ما حرف های حسابی هم داشته، مثلا همینکه میگفتیم داشتم داشتم حساب نیست، دارم دارم حسابه.
فرهنگ داشتم، مهربان بودم، انسان بودم، هنر داشتم، این دردی را دوا نمیکند،
مثلا همین دیروز، نماینده ی مجلس، همینکه به جای عذرخواهی به فکر فرافکنی افتاده، برای اینه که ما نمیبخشیم و برای همین عذرخواهی کار سختی شده!
همینهکه راستگویی هزینه ای بالاتر از دروغگویی دارد،
همینهکه تملق، نردبان ترقی شده.
همینهکه فحش دادن ثواب هم دارد،
همینهکه...
عزیزان افغانم، من از کودکی کنار شما بودم، اون وقتی که شاگرد بنا بودم، اون وقتی که شاگرد حاج حسین جوشکار شدم یا وقتی که تو مغازه ی لبنیاتی محمدی کارگری میکردم یا تو میدون تره بار قم، تو حجره ی یه پیر مرد دست خشک شاگردی میکردم همیشه شما کنارم بودید، ساده و صمیمی، پر کار و قانع
بالاخره پنج انگشت دست یکی نمی شود
یه جاهایی بعضی همشهری های شما کارهای اشتباهی کردند مثل بعضی از همشهریهای من.
اما من به خاطر همه چیز با شرم و خجالت از شما عذرخواهی میکنم، شمایی که نونِ سنگک به هم چسبیده را به قیمت نانِ برشته ی قندی شده ی من خریدی
اون وقتی که من هفت هشت سالم بود و انقلاب ما فقط یک سال از من بزرگ تر بود...
یا لطیف
سید حسن آقامیری
- وزیر آموزش و پرورش: روند حذف بخاری از مدارس با اعتبارات کنونی حدود هشت سال طول می کشد.
- کاظم دارابی -تروریست میکونوس- از طرف ستاد ایرانی بازسازی لبنان برای شما در حذف بخاری آرزوی موفقیت دارند. 👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
- کاظم دارابی -تروریست میکونوس- از طرف ستاد ایرانی بازسازی لبنان برای شما در حذف بخاری آرزوی موفقیت دارند. 👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👍1
✅سید ابن طاووس(عالم شیعی قرن هفتم) در کتاب الملاحم و الفتن (ص۳۵۹ - ۳۵۸) میگوید:
💧در روایت است که روزی موسی و هارون به خدا گفتند: چرا به فرعون عمر دراز دادی و تا مدتها نفرین ما را در حق او اجابت نکردی؟ خدا گفت: فرعون، یک عیب داشت و یک حُسن. عیب او این بود که دعوی خدایی میکرد، و حُسن او این بود که شهرها را آباد و راهها را امن و سفرهها را رنگین کرده بود. از دعوی خدایی او زیانی به من نمیرسید اما فرمانروایی او به سود مردم بود. پس من از حق خویش گذشتم تا مردم آسوده باشند. 👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
💧در روایت است که روزی موسی و هارون به خدا گفتند: چرا به فرعون عمر دراز دادی و تا مدتها نفرین ما را در حق او اجابت نکردی؟ خدا گفت: فرعون، یک عیب داشت و یک حُسن. عیب او این بود که دعوی خدایی میکرد، و حُسن او این بود که شهرها را آباد و راهها را امن و سفرهها را رنگین کرده بود. از دعوی خدایی او زیانی به من نمیرسید اما فرمانروایی او به سود مردم بود. پس من از حق خویش گذشتم تا مردم آسوده باشند. 👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این انسانها هستند که نمیتونن دشمنی و کینههای قدیمی را کنار بذارن ، ببینید این سگ برای نجات گربه چطور
فداکاری میکنه ! 👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
فداکاری میکنه ! 👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جورى كه مسئولين مشكلات مملكت رو حل ميكنن 😂
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
دشنام درشاهنامه
*شاه نامه از نظرِ ادبیاتِ گفتاری ، شرم گین ترین و نجیبانه ترین کتابِ زبانِ فارسی و شاید همه ی زبان هاست. فردوسی پیوسته از واژگانِ زشت و زننده پرهیز دارد. سراسرِ این کتاب را هاله ای از اخلاق بلند و نجابت و بزرگواری در برگرفته است. زبانِ این کتاب زبانی عادی نیست.*
*احساسات ، دریده و بی پروا بر نمی آیند. هر واژه ای اگر چه از اندرونی تفتیده برآمده باشد ، برایِ گذشتن از مرزهایِ نجابتِ این کتاب جواز نمی یابد.*
*نامِ افراسیاب که بزرگترین دشمنِ ایران است بارها با صفاتی مانند رَد و دلاور همراه است. و بدترین صفت هایی که در کنار نامِ او می آید جفاپیشه ، بداندیش و بدگوهر است و همین ها نیز از زبانِ دشمنِ او گفته می شود نه خودِ فردوسی. زمانی که شاه نامه با افراسیاب که بزرگترین دشمنِ ایران بوده چنین رفتاری در پیش می گیرد ، پیداست که با دیگران چگونه برخورد می کند.*
*بخشی از این ادبیاتِ اخلاقی ، برآمده از روحیه یِ خودِ فردوسی ست و بخشی از آن نمایانگرِ سرشتِ عمومیِ رفتارِ ایرانیان در روزگاری ست که هنوز ارزش هایِ اخلاقی یکسره بازیچه ی دستِ تاراج نگردیده بود. نقش و نشانی از این خودداری و نجابتِ اخلاقی در همه ی نوشته هایِ ایرانی تا پایانِ سده ی چهارم به چشم می خورد.*
*فردوسی زمانی که می خواهد اصالتِ ضحاک را زیرِ تیغ پرسش بگذارد و به سخن ساده حرام زادگیِ او را بیان کند ، با چنان دقت و ظرافتی این کار را انجام می دهد که در نخستین نگاه ، خواننده شاید متوجه ی آن نیز نگردد. پس از آنکه ضحاک خونِ پدرش مرداس را می ریزد ، این گونه در پرده به نسبتِ او اشاره می کند:*
*به خونِ پدر گشت هم داستان*
*ز دانا شنیدَسْتَم این داستان*
*که فرزندِ بَد گر شود نرّه شیر*
*به خونِ پدر هم نباشد دلیر*
*مگر در نهانش سَخُن دیگر است*
*پژوهنده را راز با مادر است*
دکتر سیاوش جعفری
از کتابِ گفتارِ خسروانی و کردارِ پهلوانی (صفحاتِ ۷۱ ، ۷۲ ، ۷۳ ، ۷۴)👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
*شاه نامه از نظرِ ادبیاتِ گفتاری ، شرم گین ترین و نجیبانه ترین کتابِ زبانِ فارسی و شاید همه ی زبان هاست. فردوسی پیوسته از واژگانِ زشت و زننده پرهیز دارد. سراسرِ این کتاب را هاله ای از اخلاق بلند و نجابت و بزرگواری در برگرفته است. زبانِ این کتاب زبانی عادی نیست.*
*احساسات ، دریده و بی پروا بر نمی آیند. هر واژه ای اگر چه از اندرونی تفتیده برآمده باشد ، برایِ گذشتن از مرزهایِ نجابتِ این کتاب جواز نمی یابد.*
*نامِ افراسیاب که بزرگترین دشمنِ ایران است بارها با صفاتی مانند رَد و دلاور همراه است. و بدترین صفت هایی که در کنار نامِ او می آید جفاپیشه ، بداندیش و بدگوهر است و همین ها نیز از زبانِ دشمنِ او گفته می شود نه خودِ فردوسی. زمانی که شاه نامه با افراسیاب که بزرگترین دشمنِ ایران بوده چنین رفتاری در پیش می گیرد ، پیداست که با دیگران چگونه برخورد می کند.*
*بخشی از این ادبیاتِ اخلاقی ، برآمده از روحیه یِ خودِ فردوسی ست و بخشی از آن نمایانگرِ سرشتِ عمومیِ رفتارِ ایرانیان در روزگاری ست که هنوز ارزش هایِ اخلاقی یکسره بازیچه ی دستِ تاراج نگردیده بود. نقش و نشانی از این خودداری و نجابتِ اخلاقی در همه ی نوشته هایِ ایرانی تا پایانِ سده ی چهارم به چشم می خورد.*
*فردوسی زمانی که می خواهد اصالتِ ضحاک را زیرِ تیغ پرسش بگذارد و به سخن ساده حرام زادگیِ او را بیان کند ، با چنان دقت و ظرافتی این کار را انجام می دهد که در نخستین نگاه ، خواننده شاید متوجه ی آن نیز نگردد. پس از آنکه ضحاک خونِ پدرش مرداس را می ریزد ، این گونه در پرده به نسبتِ او اشاره می کند:*
*به خونِ پدر گشت هم داستان*
*ز دانا شنیدَسْتَم این داستان*
*که فرزندِ بَد گر شود نرّه شیر*
*به خونِ پدر هم نباشد دلیر*
*مگر در نهانش سَخُن دیگر است*
*پژوهنده را راز با مادر است*
دکتر سیاوش جعفری
از کتابِ گفتارِ خسروانی و کردارِ پهلوانی (صفحاتِ ۷۱ ، ۷۲ ، ۷۳ ، ۷۴)👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حسینی، استاد دانشگاه تهران، با حضور در دانشگاه سیستان و بلوچستان و با دیدن مشکلات مدارس و فقر شدید دانش آموزان، به نشانه اعتراض متن سخنرانی خود را پاره کرد
درود بر شرفت مرد👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo
درود بر شرفت مرد👇
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
کانال اشعار #هالو
@mrhallo