خوب میشه حدس زد چه چیزی در راهه!!!
مسعود پزشکیان در گفتوگو با سایت دفتر رهبر جمهوری اسلامی گفت: «ما در کشور ناترازی انرژی داریم و در حال حاضر برای خرید بنزین، ۸ میلیارد دلار پول میدهیم، یعنی بنزین را مثلاً حدوداً ۳۰ یا ۴۰ هزار تومان میخریم و ۱۵۰۰ تومان میفروشیم، خب تا کجا میتوانیم این کار را بکنیم؟».
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
مسعود پزشکیان در گفتوگو با سایت دفتر رهبر جمهوری اسلامی گفت: «ما در کشور ناترازی انرژی داریم و در حال حاضر برای خرید بنزین، ۸ میلیارد دلار پول میدهیم، یعنی بنزین را مثلاً حدوداً ۳۰ یا ۴۰ هزار تومان میخریم و ۱۵۰۰ تومان میفروشیم، خب تا کجا میتوانیم این کار را بکنیم؟».
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
🔥50👍9❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صبحت های جاوید نام پهلوان #نوید_افکاری در دادگاه ظالمانه و کثیف که حتی فرصت دفاع را به جاوید نام نوید افکاری نمیدهند و مانند دادگاه های دیگر اعدام شدگان بی گناه مثل #کیان_حسینی #محمد_حسینی و #محسن_شکاری و #مجید_رضا_رهنورد و #محمد_مهدی_کرمی و#صالح_میرهاشمی #سعید_یعقوبی #مجید_کاظمی و #محمد_قبادلو #روح_الله_زم و #محمد_ثلاث و حتی اعدام شدگان ۶۷ که به دست رژیم فاسد و جنایت کار اخوندی ظالمانه اعدام شدند.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
🔥54👍12❤5💔2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینجا یک بیمارستان صحرایی در میدان جنگ نیست
اینجا بیمارستان #خمینی_شهر اصفهان است و اینها در مراسم عزاداری برای امام حسین از #قمه_زنی و زنجیرزنی به این روز افتادهاند.
تجسم عینی مذهب شیعه را با چشمهای خودتان ببینید.
اینها موجودات ضداجتماعی پرورش یافته تحت تعالیم یک حکومت دینی اسلامی هستند.
این شیعیان خمینی شهری، وقتی به بدن خودشان ترحم نمیکنند، آیا در تعاملات اجتماعی، هرگز نسبت به دیگران ترحم روا میدارند؟.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
اینجا بیمارستان #خمینی_شهر اصفهان است و اینها در مراسم عزاداری برای امام حسین از #قمه_زنی و زنجیرزنی به این روز افتادهاند.
تجسم عینی مذهب شیعه را با چشمهای خودتان ببینید.
اینها موجودات ضداجتماعی پرورش یافته تحت تعالیم یک حکومت دینی اسلامی هستند.
این شیعیان خمینی شهری، وقتی به بدن خودشان ترحم نمیکنند، آیا در تعاملات اجتماعی، هرگز نسبت به دیگران ترحم روا میدارند؟.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
🤬65👍19😁7👎5🔥5❤3🤯3🥴2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👍53👎8🔥4❤3😁2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استاد مهدی پازوکی
اقتصاد دان.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
اقتصاد دان.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍38👏1😁1
بعد از توماج و نرگس محمدی
فحش باران سپیده رشنو و سحر بهشتی (خواهر ستار بهشتی)
توسط فرقهی سطلی.
https://www.instagram.com/p/C95a517unLz/?igsh=MWphYmlyaG4zZG44OQ==
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
فحش باران سپیده رشنو و سحر بهشتی (خواهر ستار بهشتی)
توسط فرقهی سطلی.
https://www.instagram.com/p/C95a517unLz/?igsh=MWphYmlyaG4zZG44OQ==
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
🔥38🤬21👍8❤3😁1
سالها پیش برادرم در ایران یک سگ آلمانی دوبرمن داشت بنام مورفی بیچاره اینقدر در خانه زندانی بود که مشاعرش را پاک از دست داده بود و بی وقفه پارس و به همه حمله میکرد برادرم که کارش خارج از کشور گیر کرد مورفی را چند صباحی پیش خواهرم در خانه پدری گذاشت تا بعدا برگردد برایش فکری کند!
گفته باشم که خواهر من همانقدر که در ارتباطش با انسانها ناموفق است در تربیت حیوانات کاربلد ترین شخصیت عالم است اسکان مورفی در منزل پدری که تنها خانه ویلاییِ مانده در محل با یک حیاط و پشت بام بزرگ بود ابتدا درست بنظر میرسید ولی مشکل این بود که در یک بنای دو طبقه قدیمی، محصور بین آپاراتمانهای بلند هر پارس این سگ عصبی تبدیل به یکگلوله رزونانسی میشد و تا ۵ محل آنطرفتر اِکو میشد هنوز دو روز از آمدنش به منزل جدیدش نگذشته از چپ و راست شکواییه ملت شهید پرور بلند شد و مادرم را بسیار نگران کرد میگفت ماه رمضان نزدیک است و عنقریب از مسجد - که نزدیک منزل بود - سر و کله اینها پیدا خواهد شد و آنوقت این حیوان زبان بسته را میبرند یک بلایی سرش میاورند...
دو سه ماه پر شکواییه گذشت خواهرم روزها او را در حیاط نگه میداشت که از شر آفتاب محفوظ باشد و شب ها در تراس بزرگ طبقه دوم ولش میکرد تا صبح. اصلا قلاده به او نمیبست و اینقدر در روز با او حرف میزد که یواش یواش خصلت های مورفی شروع به تغییر کرد حالا، ماه رمضان فرا رسیده بود و خادم مسجد، بلند گوی مسجد را تخت گاز روی گوش اهل کتاب آنچنان متمرکز میکرد که در ماه ضیافت خدا یکوقت مبادا اوقات نماز، خصوصا نماز صبح از یاد کسی برود ...
من در تورنتو مشغول بکار و تحصیل بودم و یادم میآید یک شب خواب دیدم عده کثیری بیل و کلنگ و داس به دوش - به سبک انقلاب اکتبر- زنگ ِ خانه پدری را زده اند تا مورفی را جلو مسجد سر بِبُرَند و مادر بیچاره من ایستاده قَسَمِشان میدهد که اینکار را نکنند... صبح زنگ زدم به خواهرم و خوابم را گفتم. گفت کجایی بابا قضیه بر عکسه! از قضا صدای بلندگوی مسجد که روی اعصاب مورفی شروع به اسکی رفتن کرده بوده حیوان بیچاره از زور ناراحتی بجای پارس کردن شروع به زوزه کشیدن کرده و از فردای آن روز، موقع هر اذان پابپای موذن زوزه میکشیده... هفته دوم رمضان خادم مسجد زنگ در را زده و به مادرم گفته بود "شما سگتان یک سگ معمولی نیست خانم "نظر کرده" است هر روز عصر با ربنای شجریان زوزه میکشد و پابپای موذن اذان صبح میگوید"!!!
مادرم خوشحال بود که حالا دیگر مزاحم "سگ اذان گو" نمیشوند... ولی چیز جالب تری هم در راه بود رمضان که تمام شد مورفی که حالا به صدای اذان شرطی شده بود هر روز صبح موقع اذان صبح خودش شروع میکرد به زوزه کشیدن! مدتی بعد غریبه ای زنگ در را میزند و از مادرم تقاضا میکند قدری از "فضله" مورفی را بردارد! مادرم علتش را پرسیده بود گفته بوده "شخصی"مشکلی دارد و یک " آقایی" گفته بروید "فضله سگ اذان گو" را بگیرید بیاورید ... از آن به بعد هر از گاهی می آمدند درِ منزل یا فضله مورفی را میخواستند یا چند تار موی او را یا قدری از ناخن او را ...
مادرم به باغبان گفته بود فضله ها را در کیسه های پلاستیکی کنار در بگذارد تا ملت بتوانند بگیرند ببرند دیگر نه تنها کسی از "سگ اذان گو" شکایت نمیکرد که مورفی یک شخصیت معروف هم شده بود! با قد بلند روی پشت بام میچرخید گاهی هم می ایستاد و با نگاه عاقل اندر سفیه ملت را از بالا نگاه میکرد و اگر حالش را داشت پارسی هم میکرد میرفت تابستانِ بعد که تهران بودم یکروز در مغازه میوه فروشی صاحب مغازه که مرا از کودکی میشناخت از حال مورفی جویا شد گفتم سگ خواهر من را از کجا میشناسی؟ گفت اگر به شما بگویم این سگ نازنین "اذان گو" چند نفر را تا بحال شفا داده چند نفر را از گرفتاری خلاص کرده چند ازدواج را حفظ کرده شما باورت میشود؟ ...
در محله ای که همه عمرم زندگی کرده بودم، مدرسه رفته بودم، عاشق شده بودم و آثار انقلاب هنوز از دیوارهایش پیدا بود، تا منزل به این فکر میکردم که فضله یک سگ آلمانی نژاد، چپ و راست دارد هموطنان من را شفا میدهد! آنهم در ۱۳۷۹ (۲۰۰۰) در قیطریه، نه در ۴۷۰ هجری در بلخ...
مورفی را چند سال بعد سرطان از ما گرفت. خواهرم در اوج تالُّم در حیاط منزل پدری زیر درخت خرمالویی که مورفی دوستش داشت او را دفن کرد من تورنتو بودم او مدتی بعد زنگ زد و گفت قدری از خاک تربت مورفی را امروز آمده اند گرفته اند ! یادم می آید به ساختمانهای تورنتو در افق خیره بودم و احساس غریبی داشتم.
همه عمر تاریخ میخواندم که مردمم را بفهمم ولی چشمم نمیدید که من در
"قرن بيست و یکم" و "قرن پنجم" دارم "همزمان" زندگی میکنم ؛ همراه با آنان که هنوز از خاک ِ گور "سگ اذان گو" شفا میطلبند زندگی حس غریبی ست که یک مرغ مهاجر دارد....
از خاطرات دکتر حمید کاشانی.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
گفته باشم که خواهر من همانقدر که در ارتباطش با انسانها ناموفق است در تربیت حیوانات کاربلد ترین شخصیت عالم است اسکان مورفی در منزل پدری که تنها خانه ویلاییِ مانده در محل با یک حیاط و پشت بام بزرگ بود ابتدا درست بنظر میرسید ولی مشکل این بود که در یک بنای دو طبقه قدیمی، محصور بین آپاراتمانهای بلند هر پارس این سگ عصبی تبدیل به یکگلوله رزونانسی میشد و تا ۵ محل آنطرفتر اِکو میشد هنوز دو روز از آمدنش به منزل جدیدش نگذشته از چپ و راست شکواییه ملت شهید پرور بلند شد و مادرم را بسیار نگران کرد میگفت ماه رمضان نزدیک است و عنقریب از مسجد - که نزدیک منزل بود - سر و کله اینها پیدا خواهد شد و آنوقت این حیوان زبان بسته را میبرند یک بلایی سرش میاورند...
دو سه ماه پر شکواییه گذشت خواهرم روزها او را در حیاط نگه میداشت که از شر آفتاب محفوظ باشد و شب ها در تراس بزرگ طبقه دوم ولش میکرد تا صبح. اصلا قلاده به او نمیبست و اینقدر در روز با او حرف میزد که یواش یواش خصلت های مورفی شروع به تغییر کرد حالا، ماه رمضان فرا رسیده بود و خادم مسجد، بلند گوی مسجد را تخت گاز روی گوش اهل کتاب آنچنان متمرکز میکرد که در ماه ضیافت خدا یکوقت مبادا اوقات نماز، خصوصا نماز صبح از یاد کسی برود ...
من در تورنتو مشغول بکار و تحصیل بودم و یادم میآید یک شب خواب دیدم عده کثیری بیل و کلنگ و داس به دوش - به سبک انقلاب اکتبر- زنگ ِ خانه پدری را زده اند تا مورفی را جلو مسجد سر بِبُرَند و مادر بیچاره من ایستاده قَسَمِشان میدهد که اینکار را نکنند... صبح زنگ زدم به خواهرم و خوابم را گفتم. گفت کجایی بابا قضیه بر عکسه! از قضا صدای بلندگوی مسجد که روی اعصاب مورفی شروع به اسکی رفتن کرده بوده حیوان بیچاره از زور ناراحتی بجای پارس کردن شروع به زوزه کشیدن کرده و از فردای آن روز، موقع هر اذان پابپای موذن زوزه میکشیده... هفته دوم رمضان خادم مسجد زنگ در را زده و به مادرم گفته بود "شما سگتان یک سگ معمولی نیست خانم "نظر کرده" است هر روز عصر با ربنای شجریان زوزه میکشد و پابپای موذن اذان صبح میگوید"!!!
مادرم خوشحال بود که حالا دیگر مزاحم "سگ اذان گو" نمیشوند... ولی چیز جالب تری هم در راه بود رمضان که تمام شد مورفی که حالا به صدای اذان شرطی شده بود هر روز صبح موقع اذان صبح خودش شروع میکرد به زوزه کشیدن! مدتی بعد غریبه ای زنگ در را میزند و از مادرم تقاضا میکند قدری از "فضله" مورفی را بردارد! مادرم علتش را پرسیده بود گفته بوده "شخصی"مشکلی دارد و یک " آقایی" گفته بروید "فضله سگ اذان گو" را بگیرید بیاورید ... از آن به بعد هر از گاهی می آمدند درِ منزل یا فضله مورفی را میخواستند یا چند تار موی او را یا قدری از ناخن او را ...
مادرم به باغبان گفته بود فضله ها را در کیسه های پلاستیکی کنار در بگذارد تا ملت بتوانند بگیرند ببرند دیگر نه تنها کسی از "سگ اذان گو" شکایت نمیکرد که مورفی یک شخصیت معروف هم شده بود! با قد بلند روی پشت بام میچرخید گاهی هم می ایستاد و با نگاه عاقل اندر سفیه ملت را از بالا نگاه میکرد و اگر حالش را داشت پارسی هم میکرد میرفت تابستانِ بعد که تهران بودم یکروز در مغازه میوه فروشی صاحب مغازه که مرا از کودکی میشناخت از حال مورفی جویا شد گفتم سگ خواهر من را از کجا میشناسی؟ گفت اگر به شما بگویم این سگ نازنین "اذان گو" چند نفر را تا بحال شفا داده چند نفر را از گرفتاری خلاص کرده چند ازدواج را حفظ کرده شما باورت میشود؟ ...
در محله ای که همه عمرم زندگی کرده بودم، مدرسه رفته بودم، عاشق شده بودم و آثار انقلاب هنوز از دیوارهایش پیدا بود، تا منزل به این فکر میکردم که فضله یک سگ آلمانی نژاد، چپ و راست دارد هموطنان من را شفا میدهد! آنهم در ۱۳۷۹ (۲۰۰۰) در قیطریه، نه در ۴۷۰ هجری در بلخ...
مورفی را چند سال بعد سرطان از ما گرفت. خواهرم در اوج تالُّم در حیاط منزل پدری زیر درخت خرمالویی که مورفی دوستش داشت او را دفن کرد من تورنتو بودم او مدتی بعد زنگ زد و گفت قدری از خاک تربت مورفی را امروز آمده اند گرفته اند ! یادم می آید به ساختمانهای تورنتو در افق خیره بودم و احساس غریبی داشتم.
همه عمر تاریخ میخواندم که مردمم را بفهمم ولی چشمم نمیدید که من در
"قرن بيست و یکم" و "قرن پنجم" دارم "همزمان" زندگی میکنم ؛ همراه با آنان که هنوز از خاک ِ گور "سگ اذان گو" شفا میطلبند زندگی حس غریبی ست که یک مرغ مهاجر دارد....
از خاطرات دکتر حمید کاشانی.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
👍90😁15❤7💔4👌2👎1🙏1💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنرانی دو هیتلر
سخنرانی هیتلر آلمانی در سال ١٩٣۶ در برلین
ما پیروز میشیم
سخنرانی هیتلر اسرائیلی درکنگره آمریکا در سال ٢٠٢۴
ما پیروز میشیم.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
سخنرانی هیتلر آلمانی در سال ١٩٣۶ در برلین
ما پیروز میشیم
سخنرانی هیتلر اسرائیلی درکنگره آمریکا در سال ٢٠٢۴
ما پیروز میشیم.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍52👎28❤2👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این فاصله طبقاتی بزرگ و عمیق رو هیچ چیز نمی تواند پر کند، یکی محتاج به نان شب، دیگری اندر جشن زایمان سگ.چه حکومت وچه اسلام زشتی 😞😞😞😞.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍65🔥20🤬6👎2💯2❤1😐1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قربونش برم پزشک جراحشون هم بیسواده😁.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
😁64👎13👍3❤2🔥2😱1
📍حجاب در خانه خدا کاملا آزاد شد،
و بنسلمان دستور داد؛ هر زنی (حتی بدون اجازه شوهرش) با هر نوع پوششی میتواند رفت و آمد کند.
📍در ایران تحت اشغال آخوندها...
زنان و دختران ایرانی (بخاطر عدم رعایت حجاب_اجباری) دستگیر و زندان و کشته میشوند! ولی برای رفتن به [راهپیمایی اربعین] نیازی به اجازه شوهر ندارند...!!!😰💀.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
و بنسلمان دستور داد؛ هر زنی (حتی بدون اجازه شوهرش) با هر نوع پوششی میتواند رفت و آمد کند.
📍در ایران تحت اشغال آخوندها...
زنان و دختران ایرانی (بخاطر عدم رعایت حجاب_اجباری) دستگیر و زندان و کشته میشوند! ولی برای رفتن به [راهپیمایی اربعین] نیازی به اجازه شوهر ندارند...!!!😰💀.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍71👏5😁4😱4❤1👎1🔥1
به این دو تصویر نگاه کنید؛
شاید چرایی شوربختیها و ادامه فلاکتهای یک ملت را بتوان از دیدن آن درک کنیم!
هموطنان گرامی؛ زاگرس، که یکی از متنوع ترین مناطق جهان از نظر پوشش گیاهی است. این ثروت ملی در حال سوختن است و نه حکومت و نهادهای دولتی به فکر نجات آن هستند نه مردم چندان اهمیتی به آن میدهند. در چنین شرایطی، مردمی متوهم، زحمت ۶۰ روز پیاده روی در گرمای سوزان و راه دشوار را بر خود واجب میبینند ولی نجات جنگلهای کهن بلوط کشورشان را نادیده میگیرند. چرا؟ این سوال، 《چرایی》، در واقع یادآور مشکل بنیادی ماست، که میباید پاسخ داده شود.
هممیهنان آزاده،
تنها نجات "خود"، سعادت مان در جامعه را تضمین نخواهد کرد. شادکامی و سعادت مان، در گرو نجات همگیمان از شر جهل و خرافههای حاکم بر جامعه نهفته است.
نمیتوانیم از جهل و خرافه نجات یابیم، مگر به آگاهی جمعی برسیم. آگاهی فردی نمیتواند مسیر رسیدن به آزادی و کرامت انسانی را در جامعه فراهم کند. با تبلیغ، توسعه و آموزش فرهنگ تحقیق و شک است که پایههای حکومت جهل و خرافه فرو خواهد ریخت.
پاینده و سربلند باد ایران و ایرانی✌️🌹
اکبر کریمیان
https://t.me/akbar_karimian/2005
شاید چرایی شوربختیها و ادامه فلاکتهای یک ملت را بتوان از دیدن آن درک کنیم!
هموطنان گرامی؛ زاگرس، که یکی از متنوع ترین مناطق جهان از نظر پوشش گیاهی است. این ثروت ملی در حال سوختن است و نه حکومت و نهادهای دولتی به فکر نجات آن هستند نه مردم چندان اهمیتی به آن میدهند. در چنین شرایطی، مردمی متوهم، زحمت ۶۰ روز پیاده روی در گرمای سوزان و راه دشوار را بر خود واجب میبینند ولی نجات جنگلهای کهن بلوط کشورشان را نادیده میگیرند. چرا؟ این سوال، 《چرایی》، در واقع یادآور مشکل بنیادی ماست، که میباید پاسخ داده شود.
هممیهنان آزاده،
تنها نجات "خود"، سعادت مان در جامعه را تضمین نخواهد کرد. شادکامی و سعادت مان، در گرو نجات همگیمان از شر جهل و خرافههای حاکم بر جامعه نهفته است.
نمیتوانیم از جهل و خرافه نجات یابیم، مگر به آگاهی جمعی برسیم. آگاهی فردی نمیتواند مسیر رسیدن به آزادی و کرامت انسانی را در جامعه فراهم کند. با تبلیغ، توسعه و آموزش فرهنگ تحقیق و شک است که پایههای حکومت جهل و خرافه فرو خواهد ریخت.
پاینده و سربلند باد ایران و ایرانی✌️🌹
اکبر کریمیان
https://t.me/akbar_karimian/2005
👍65🤬17😱3💔2❤1🔥1😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حتا دوربین مخفی هم فرهنگ میخواد .
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍54😁8👎3🤯2💯2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حالا فهمیدید اشکال کار کجاست؟.
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#توماج_صالحی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍55❤1👎1😁1
Forwarded from محمد رضا عالی پيام - هالو
گلواژه ۱۱
رفراندوم = کشک
https://youtu.be/dd1d9nYlj1M?si=10nZ1E_qhDKhUUX9
از این که لینک را برای دیگران میفرستید و در گروهها قرار میدهید سپاسگزارم.
رفراندوم = کشک
https://youtu.be/dd1d9nYlj1M?si=10nZ1E_qhDKhUUX9
از این که لینک را برای دیگران میفرستید و در گروهها قرار میدهید سپاسگزارم.
👍49❤2👎1👏1😁1