Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📍به یاد
استاد "هاشم خواستار"
(نماینده شجاع معلمان ایران)
که در طی پنج سال زنجیر و زندان،
فقط سه بار ملاقات حضوری داشته!
و تماسهای تلفنی بسیار محدود دارد!!.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
استاد "هاشم خواستار"
(نماینده شجاع معلمان ایران)
که در طی پنج سال زنجیر و زندان،
فقط سه بار ملاقات حضوری داشته!
و تماسهای تلفنی بسیار محدود دارد!!.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
💔89❤13👏11👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقش اپوزوسیون خارج از کشور از دیدگاه مهدیه گلرو.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍73😁7👎4❤2💯2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یاشار سلطانی : تمام هویت نظام جمهوری اسلامی مستقر در ایران در همین چند کلمه خلاصه شده.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍108💯9❤1
بی ناموسی امروز را چه کسانی رقم زدند؟
زمانی که دکتر مصدق، دکتر یالمار شاخت اقتصاد دان مشهور آلمانی(وزیر پیشین دارایی هیتلر) را برای اصلاح وضعیت اقتصادی کشور به ایران دعوت کرد، شاخت به مصدق یاد آور شد که فقط "خاک وطن" ناموس ایرانیان نیست بلکه ارزش پول ملی نیز باید ناموس ایرانیان باشد. دکتر مصدق نیز با کمک شاخت تمام تلاش خود را بکار برد تا در بحران اقتصادی ناشی از فشار استعمار انگلیس، اقتصاد ایران را سامان دهد.
امروز که خبر صعود ترسناک دلار و سکه و سقوط بیش از پیش ریال ایران را می بینم به یاد سخن شاخت می افتم و می پرسم:
این بی ناموسی بزرگ تا کجا ادامه خواهد داشت؟
شاخت کاملا درست می گفت! ارزش پول ملی، ناموس ملی ایران است. زیرا که سقوط ریال یعنی افزایش چند برابری فقر و از هم پاشیدگی بیشتر خانواده ها و در هم شکستن آبرو و حیثیت میلیون ها خانواده!
آیا این بی ناموسی دست کمی از بی ناموسی از دست رفتن "خاک وطن" است؟
فرهاد نوروزی
۱۹ فروردین ۱۴۰۳.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
زمانی که دکتر مصدق، دکتر یالمار شاخت اقتصاد دان مشهور آلمانی(وزیر پیشین دارایی هیتلر) را برای اصلاح وضعیت اقتصادی کشور به ایران دعوت کرد، شاخت به مصدق یاد آور شد که فقط "خاک وطن" ناموس ایرانیان نیست بلکه ارزش پول ملی نیز باید ناموس ایرانیان باشد. دکتر مصدق نیز با کمک شاخت تمام تلاش خود را بکار برد تا در بحران اقتصادی ناشی از فشار استعمار انگلیس، اقتصاد ایران را سامان دهد.
امروز که خبر صعود ترسناک دلار و سکه و سقوط بیش از پیش ریال ایران را می بینم به یاد سخن شاخت می افتم و می پرسم:
این بی ناموسی بزرگ تا کجا ادامه خواهد داشت؟
شاخت کاملا درست می گفت! ارزش پول ملی، ناموس ملی ایران است. زیرا که سقوط ریال یعنی افزایش چند برابری فقر و از هم پاشیدگی بیشتر خانواده ها و در هم شکستن آبرو و حیثیت میلیون ها خانواده!
آیا این بی ناموسی دست کمی از بی ناموسی از دست رفتن "خاک وطن" است؟
فرهاد نوروزی
۱۹ فروردین ۱۴۰۳.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍119👏8💯3❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اول تکلیف خودتونو مشخص کنید بعد یقه مردم رو بچسبید.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👏78👍8❤3💯3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقاحت را از حد گذرانده اند حتی جلوی دوربین ها هم دیگر پنهان نمیکنند که اهمیتی به مطالبه های به حق مردم نمیدهند ،
پرویز فتاح کنایه گونه به مجری صدا سیما میفهماند که تو حقوقت را از حکومت میگیری و باید حافظ منافع غارتگران باشی و نه مردم،
درست است که خیلی از مردم دیگر تلویزیون حکومتی را نمیبینند اما خرید محصولاتی که به صدا و سیما تبلیغ میدهند خود باعث ادامه این روند است،
مقاومت فعال و پیروزی هر جنبشی به هوش و کنشگری فعالان آن بستگی دارد،
تحریم کالاهای تبلیغ شده در صدا و سیما گام مهمی است که در شکست این ارگان.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
پرویز فتاح کنایه گونه به مجری صدا سیما میفهماند که تو حقوقت را از حکومت میگیری و باید حافظ منافع غارتگران باشی و نه مردم،
درست است که خیلی از مردم دیگر تلویزیون حکومتی را نمیبینند اما خرید محصولاتی که به صدا و سیما تبلیغ میدهند خود باعث ادامه این روند است،
مقاومت فعال و پیروزی هر جنبشی به هوش و کنشگری فعالان آن بستگی دارد،
تحریم کالاهای تبلیغ شده در صدا و سیما گام مهمی است که در شکست این ارگان.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
🔥101👍55🤬16❤3👎2🤔2💯1
Forwarded from محمد رضا عالی پيام - هالو
الفبای شاعری
جلسه صفر
https://youtu.be/Jy5kZTXQR-0?si=BwqN56LQVwutJrPw
رسانه شمایید
از این که لینک را برای دیگران میفرستید سپاسگزارم
جلسه صفر
https://youtu.be/Jy5kZTXQR-0?si=BwqN56LQVwutJrPw
رسانه شمایید
از این که لینک را برای دیگران میفرستید سپاسگزارم
YouTube
هالو ـ الفبای شاعری - جلسه ی صفر | MrHalloo - Alefbaei Shaeri - Part 0
Subscribe for more videos: https://www.youtube.com/MrHallooCh?sub_confirmation=1
هالو ـ الفبای شاعری - جلسه ی صفر
از این که این کلیپ را دانلود نمیکنید و لینک آن را برای دیگران میفرستید سپاسگزارم.
برای مشاهده مصاحبه های هالو بر روی لینک زیر کلیک نمایید:…
هالو ـ الفبای شاعری - جلسه ی صفر
از این که این کلیپ را دانلود نمیکنید و لینک آن را برای دیگران میفرستید سپاسگزارم.
برای مشاهده مصاحبه های هالو بر روی لینک زیر کلیک نمایید:…
❤35👍17
🔵 محمد مهدویفر:
این متن در بارهی «پیمان عارف» است.
نویسندهی این متن، مردی است موقر و محترم، ساکن تهران که حداقل هفتاد سال سن دارد و من به راستگوییِ او ایمان دارم. میتوانید، این متن را که خاطرات او با پیمان عارف هست، هر کجا خواستید، منتشر کنید. او خطاب به من نوشته:
🔵 درود جناب مهدویفر
ماجرای کوی دانشگاه بهانهی آشنایی من با پیمان عارف بود.
چندین سال با او رابطهی صمیمی و تنگاتنگ داشتم، ایشان مجرد بود، بنده متأهل.
به منزل من میومد، بعدها درانتهای بلوار اشرفی اصفهانی (تهران) آپارتمانی اجاره کرد.
گاهی به منزلش میرفتم. گذشت تا اینکه او در سال ۸۸ در ماجرای جنبش سبز دستگیر شد.
خبرگزاریهای خارجی اعلام کردند در زندان دچار بیماری قلبی شده. مادرش از تبریز اومد مقابل زندان اوین. هیاهویی راه افتاد.
از این ماجرا دو سه ماهی گذشت. روزی از محلهی چهار دیواری انتهای خیابان اشرفی اصفهانی رد میشدم، پیمان عارف را دیدم که در مقابل یک مغازه میوه فروشی در حال خرید بود. ماشین را نگه داشتم، رفتم جلو پس از احوالپرسی پرسیدم کی آزاد شدی؟!
خبر آزاد شدنت را هیچ رسانهای اعلام نکرد؟
گفت بیست روزی هست که آزاد شدم، خوب شد دیدمت اتفاقا میخواستم تماس بگیرم، به زودی عروسیام هست کارت دعوت شما و خانواده رو بیارم منزلتان
حدود بیست دقیقه صحبت کردیم هر چه خواستم در مورد ماجرای دستگیری و زندان و بیماری قلبیاش که مطرح شده بود، بپرسم موضوع را با جملاتِ گنگ و پیش کشیدنِ موضوعات انحرافی میپیچاند.
با توجه به شناخت عمیقی که از روش گفتگوی او داشتم سر درگم شدم چرا؟
ندادنِ کوچکترین توضیح در مورد بازداشت و وضعیتاش در زندان و موضوع مطرح شدن بیماری قلبی و...!!
دچار تردید شدم.
فرداش کارت عروسیاش را برایم آورد. دیدم با ماشین نسبتا گرانقیمتی اومده. باز هم صحبت را برد جای دیگه و گفت آپارتمانی که در اجارهام بود، را خریدم. پرسیدم ماشین هم مال خودت هست؟ گفت بله، چند روزیست خریدم.
تمام این صحبتها شک مرا به یقین نزدیکتر میکرد. پیمان تا قبل از زندان رفتن، کسی بود که پول تاکسی نداشت.
تازه از زندان آزاد شده، بلادرنگ خونه و ماشین خریده، عروسی هم گرفته!!!
باز هم به یقین و قطعیت کامل نرسیده بودم. برایم سخت بود که باور کنم، او وارد معامله با رژیم شده و خیانت کرده است.
عروسیاش نرفتم، اما تا جاییکه یادم هست و در کارت عروسی، آدرس نوشته شده بود، عروسیاش را در سالنی به اصطلاح لاکچری گرفته بود.
از این ماجرا تقریباً پنج ماهی گذشت تماسم را با او کاملاً قطع کرده بودم،
روزی کانالهای سیاسیِ ماهواره رو بالا پایین میکردم، دیدم پیمان عارف در خارج از ایران با یکی از کانالها که یادم نیست کدام کانال بود، داره مصاحبه میکنه.
به حرفهاش که گوش دادم به جانِ عزیزانم از نفرت و خشم شروع کردم به دشنام دادن و تردیدم به یقین صددرصد بدل شد.
همسرم و بچههام چون او را میشناختند با تعجب گفتند؛ پیمان عارف!! چرا؟
بعد شروع کردند به سرزنش کردنِ من، که چرا به هر کسی اعتماد میکنی و هزینهی این اعتمادهای بیجا را هم خودت و هم ما باید بپردازیم.
یکماهی گذشت روزی دیدم، مرا در یک کانال تلگرامی ناشناس عضو کردهاند، وارد شدم دیدم، کانال مربوط به پیمان عارف است.
مطالب شرمآور و خائنانهاش را خواندم و در تلگرام شخصیاش شروع کردم به نقدهای تند.
بابت مطالب و مقالههای کثیفش. سعی میکرد برای من توجیه بیاورد و مرا قانع کند ولی چون مرا خوب میشناخت و میدونست متوجه ماجرای خائنانهاش هستم و در اندیشه و باورهام در مسیر مبارزه با جمهوری اسلامی خیلی جدی و رادیکال هستم، محتاط برخورد میکرد. تندگوییهای من بهجایی رسید که نهایتا مرا بلاک کرد.
دوستی که آدم با اطلاعی هست، به من میگفت، پیمان عارف از زمان خروج از ایران، ماهیانه پنج هزار دلار بلاانقطاع از وزارت اطلاعات دریافت کرده است.
بله پیمان عارف در ماجرای جنبش سبز در زندان قبول کرد که برای زندگیِ راحت و آسایش مالی و اعزام به خارج، ملک و ملت را چوب حراج بزند و راه رذیلانهی خیانت را در پیش بگیرد.
https://t.me/mahdavifar2021/80459.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
این متن در بارهی «پیمان عارف» است.
نویسندهی این متن، مردی است موقر و محترم، ساکن تهران که حداقل هفتاد سال سن دارد و من به راستگوییِ او ایمان دارم. میتوانید، این متن را که خاطرات او با پیمان عارف هست، هر کجا خواستید، منتشر کنید. او خطاب به من نوشته:
🔵 درود جناب مهدویفر
ماجرای کوی دانشگاه بهانهی آشنایی من با پیمان عارف بود.
چندین سال با او رابطهی صمیمی و تنگاتنگ داشتم، ایشان مجرد بود، بنده متأهل.
به منزل من میومد، بعدها درانتهای بلوار اشرفی اصفهانی (تهران) آپارتمانی اجاره کرد.
گاهی به منزلش میرفتم. گذشت تا اینکه او در سال ۸۸ در ماجرای جنبش سبز دستگیر شد.
خبرگزاریهای خارجی اعلام کردند در زندان دچار بیماری قلبی شده. مادرش از تبریز اومد مقابل زندان اوین. هیاهویی راه افتاد.
از این ماجرا دو سه ماهی گذشت. روزی از محلهی چهار دیواری انتهای خیابان اشرفی اصفهانی رد میشدم، پیمان عارف را دیدم که در مقابل یک مغازه میوه فروشی در حال خرید بود. ماشین را نگه داشتم، رفتم جلو پس از احوالپرسی پرسیدم کی آزاد شدی؟!
خبر آزاد شدنت را هیچ رسانهای اعلام نکرد؟
گفت بیست روزی هست که آزاد شدم، خوب شد دیدمت اتفاقا میخواستم تماس بگیرم، به زودی عروسیام هست کارت دعوت شما و خانواده رو بیارم منزلتان
حدود بیست دقیقه صحبت کردیم هر چه خواستم در مورد ماجرای دستگیری و زندان و بیماری قلبیاش که مطرح شده بود، بپرسم موضوع را با جملاتِ گنگ و پیش کشیدنِ موضوعات انحرافی میپیچاند.
با توجه به شناخت عمیقی که از روش گفتگوی او داشتم سر درگم شدم چرا؟
ندادنِ کوچکترین توضیح در مورد بازداشت و وضعیتاش در زندان و موضوع مطرح شدن بیماری قلبی و...!!
دچار تردید شدم.
فرداش کارت عروسیاش را برایم آورد. دیدم با ماشین نسبتا گرانقیمتی اومده. باز هم صحبت را برد جای دیگه و گفت آپارتمانی که در اجارهام بود، را خریدم. پرسیدم ماشین هم مال خودت هست؟ گفت بله، چند روزیست خریدم.
تمام این صحبتها شک مرا به یقین نزدیکتر میکرد. پیمان تا قبل از زندان رفتن، کسی بود که پول تاکسی نداشت.
تازه از زندان آزاد شده، بلادرنگ خونه و ماشین خریده، عروسی هم گرفته!!!
باز هم به یقین و قطعیت کامل نرسیده بودم. برایم سخت بود که باور کنم، او وارد معامله با رژیم شده و خیانت کرده است.
عروسیاش نرفتم، اما تا جاییکه یادم هست و در کارت عروسی، آدرس نوشته شده بود، عروسیاش را در سالنی به اصطلاح لاکچری گرفته بود.
از این ماجرا تقریباً پنج ماهی گذشت تماسم را با او کاملاً قطع کرده بودم،
روزی کانالهای سیاسیِ ماهواره رو بالا پایین میکردم، دیدم پیمان عارف در خارج از ایران با یکی از کانالها که یادم نیست کدام کانال بود، داره مصاحبه میکنه.
به حرفهاش که گوش دادم به جانِ عزیزانم از نفرت و خشم شروع کردم به دشنام دادن و تردیدم به یقین صددرصد بدل شد.
همسرم و بچههام چون او را میشناختند با تعجب گفتند؛ پیمان عارف!! چرا؟
بعد شروع کردند به سرزنش کردنِ من، که چرا به هر کسی اعتماد میکنی و هزینهی این اعتمادهای بیجا را هم خودت و هم ما باید بپردازیم.
یکماهی گذشت روزی دیدم، مرا در یک کانال تلگرامی ناشناس عضو کردهاند، وارد شدم دیدم، کانال مربوط به پیمان عارف است.
مطالب شرمآور و خائنانهاش را خواندم و در تلگرام شخصیاش شروع کردم به نقدهای تند.
بابت مطالب و مقالههای کثیفش. سعی میکرد برای من توجیه بیاورد و مرا قانع کند ولی چون مرا خوب میشناخت و میدونست متوجه ماجرای خائنانهاش هستم و در اندیشه و باورهام در مسیر مبارزه با جمهوری اسلامی خیلی جدی و رادیکال هستم، محتاط برخورد میکرد. تندگوییهای من بهجایی رسید که نهایتا مرا بلاک کرد.
دوستی که آدم با اطلاعی هست، به من میگفت، پیمان عارف از زمان خروج از ایران، ماهیانه پنج هزار دلار بلاانقطاع از وزارت اطلاعات دریافت کرده است.
بله پیمان عارف در ماجرای جنبش سبز در زندان قبول کرد که برای زندگیِ راحت و آسایش مالی و اعزام به خارج، ملک و ملت را چوب حراج بزند و راه رذیلانهی خیانت را در پیش بگیرد.
https://t.me/mahdavifar2021/80459.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
Telegram
کانال محمد مهدویفر
🔵 محمد مهدویفر:
این متن در بارهی «پیمان عارف» است.
نویسندهی این متن، مردی است موقر و محترم، ساکن تهران که حداقل هفتاد سال سن دارد و من به راستگوییِ او ایمان دارم. میتوانید، این متن را که خاطرات او با پیمان عارف هست، هر کجا خواستید، منتشر کنید. او خطاب…
این متن در بارهی «پیمان عارف» است.
نویسندهی این متن، مردی است موقر و محترم، ساکن تهران که حداقل هفتاد سال سن دارد و من به راستگوییِ او ایمان دارم. میتوانید، این متن را که خاطرات او با پیمان عارف هست، هر کجا خواستید، منتشر کنید. او خطاب…
👍91🤬13❤6🤔5🔥4😁2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خودشون هم از این گلواژه ها خندشون میگیره😁 .
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
😁77🔥10👍8🤬3❤1👎1🤯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیامی از پریناز پرتو در مورد نه بخشش نه فراموشی.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍66❤6🥴4👎2😁2
بهاحترام آنها که جایی ساختند برای تنفس آزادی برای هر زندانی
آنها که زندان رفته اند خوب می دانند که برای برخی زندانیان ، کتاب حکم نان شب را دارد .هیچ چیز نمی تواند سنگینی گذر روزها و شب ها را در زندان آسان کند ، مگر غرق شدن در لابلای خطوط کتاب ها .
و حالا اگر جایی باشد که در آن همهمه ی بی پایان صدا ها ، سکوتی را هدیه کند برای این غرق شدن ها ، حکم تنفس رهایی در زندان را دارد .جایی شبیه به کتابخانه بند ۴ اوین .
این بار آخری که برای سومین بار وارد بند ۴ شدم و به کتابخانه رفتم ، مثل قبل نبود . چیز های زیادی تغییر کرده بود.
تنوع کتاب ها بیشتر از گذشته بود.ساعتهای بیشتری می شد در کتابخانه بمانی و گاهی تا نه شب .هر روز ده ها روزنامه و مجله وارد بند می شد .کلاس های فرهنگی از آموزش نجوم ( علی یونسی و امیر حسین مرادی عزیز درس می دادند) تا کلاس های زبان ( یکی از آموزش گرها کیوان مهتدی عزیز بود ) و موسیقی و آشپزی ...برقرار بود.تمام کتاب ها لیست بندی شده در یک کامپیوتر با یک سرچ ساده قابل دسترس بود.بانک فیلم و سی دی ارزشمندی فراهم شده بود و بعد از آزادی شنیدم که مانیتورهایی در کتابخانه نصب شده است ، برای شنیدن موسیقی یا دیدن سی دی های آموزشی.
همه این تغییرات محصول شش سال تلاش مداوم زندانیان محیط زیستی در بند ۴ بود .در این سالها مسئولیت کتابخانه و بخش فرهنگی بند با آنها بود .همه این امکانات را ذره ذره ، با پیگیری و جمع آوری کمک های مالی از خود زندانیان فراهم کردند و با صبر و حوصله و پشتکار ، زندانبان را قانع کردند ، حالا که امکاناتی فراهم نمی کند ، اجازه ورود این امکانات به زندان را بدهد .حاصل کار این دوستان شگفت انگیز بود .
آنها بیش از شش سال به نا حق حبس کشیدند ، درست .اما حبس با کیفیت . کتابخانه ای ساختند که تا سالها می تواند ، جایی باشد برای تنفس آزادی برای هر زندانی .
همه از حبس ناعادلانه شان گفتند و من دوست داشتم از دستاورد ارزشمندشان در سالهای حبس بگویم و به پاس قدردانی کلاه از سر بردارم .
امیر حسین خالقی ، سام رجبی ، هومن جوکار و طاهر قدیریان
از شما دوستان ممنونم و می دانم که شما سرمایه های ارزشمند این سرزمین هستید
پ ن ۱ : محمد رضا معمارصادقی ، در این سالها نقش موثری در فرستادن کتاب به زندان های مختلف و از جمله بند ۴ اوین داشته است .
دراویش گنابادی ( محمد شریفی مقدم ، عباس دهقان ، مصطفی عبدی ) هنگام آزادی حجم زیادی دی وی دی آموزشی ، موسیقی و فیلم و همچنین کتاب که در همه سال های حبس جمع آوری کرده بودند ، را به کتابخانه بند ۴ اهدا کردند .
جعفر ابراهیمی ، سعید مدنی و کیوان مهتدی ، واسطه ورود کتاب های ارزشمندی به بند ۴ بودند .به امید آزادی شأن .
پ ن ۲ : در ارزشمندی کیفیت حبس خانم ها سپیده کاشانی و نیلوفر بیانی ، دوستان بند زنان اوین نوشته اند و احتمالا در آینده بیشتر خواهند نوشت .
محمد حبیبی.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
آنها که زندان رفته اند خوب می دانند که برای برخی زندانیان ، کتاب حکم نان شب را دارد .هیچ چیز نمی تواند سنگینی گذر روزها و شب ها را در زندان آسان کند ، مگر غرق شدن در لابلای خطوط کتاب ها .
و حالا اگر جایی باشد که در آن همهمه ی بی پایان صدا ها ، سکوتی را هدیه کند برای این غرق شدن ها ، حکم تنفس رهایی در زندان را دارد .جایی شبیه به کتابخانه بند ۴ اوین .
این بار آخری که برای سومین بار وارد بند ۴ شدم و به کتابخانه رفتم ، مثل قبل نبود . چیز های زیادی تغییر کرده بود.
تنوع کتاب ها بیشتر از گذشته بود.ساعتهای بیشتری می شد در کتابخانه بمانی و گاهی تا نه شب .هر روز ده ها روزنامه و مجله وارد بند می شد .کلاس های فرهنگی از آموزش نجوم ( علی یونسی و امیر حسین مرادی عزیز درس می دادند) تا کلاس های زبان ( یکی از آموزش گرها کیوان مهتدی عزیز بود ) و موسیقی و آشپزی ...برقرار بود.تمام کتاب ها لیست بندی شده در یک کامپیوتر با یک سرچ ساده قابل دسترس بود.بانک فیلم و سی دی ارزشمندی فراهم شده بود و بعد از آزادی شنیدم که مانیتورهایی در کتابخانه نصب شده است ، برای شنیدن موسیقی یا دیدن سی دی های آموزشی.
همه این تغییرات محصول شش سال تلاش مداوم زندانیان محیط زیستی در بند ۴ بود .در این سالها مسئولیت کتابخانه و بخش فرهنگی بند با آنها بود .همه این امکانات را ذره ذره ، با پیگیری و جمع آوری کمک های مالی از خود زندانیان فراهم کردند و با صبر و حوصله و پشتکار ، زندانبان را قانع کردند ، حالا که امکاناتی فراهم نمی کند ، اجازه ورود این امکانات به زندان را بدهد .حاصل کار این دوستان شگفت انگیز بود .
آنها بیش از شش سال به نا حق حبس کشیدند ، درست .اما حبس با کیفیت . کتابخانه ای ساختند که تا سالها می تواند ، جایی باشد برای تنفس آزادی برای هر زندانی .
همه از حبس ناعادلانه شان گفتند و من دوست داشتم از دستاورد ارزشمندشان در سالهای حبس بگویم و به پاس قدردانی کلاه از سر بردارم .
امیر حسین خالقی ، سام رجبی ، هومن جوکار و طاهر قدیریان
از شما دوستان ممنونم و می دانم که شما سرمایه های ارزشمند این سرزمین هستید
پ ن ۱ : محمد رضا معمارصادقی ، در این سالها نقش موثری در فرستادن کتاب به زندان های مختلف و از جمله بند ۴ اوین داشته است .
دراویش گنابادی ( محمد شریفی مقدم ، عباس دهقان ، مصطفی عبدی ) هنگام آزادی حجم زیادی دی وی دی آموزشی ، موسیقی و فیلم و همچنین کتاب که در همه سال های حبس جمع آوری کرده بودند ، را به کتابخانه بند ۴ اهدا کردند .
جعفر ابراهیمی ، سعید مدنی و کیوان مهتدی ، واسطه ورود کتاب های ارزشمندی به بند ۴ بودند .به امید آزادی شأن .
پ ن ۲ : در ارزشمندی کیفیت حبس خانم ها سپیده کاشانی و نیلوفر بیانی ، دوستان بند زنان اوین نوشته اند و احتمالا در آینده بیشتر خواهند نوشت .
محمد حبیبی.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
👏67👍37❤6💔4🔥1🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔥43👍11😁5🤷♀2❤2