Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👍67🔥3👏1😁1
بنا به خبر رسیده از ایران؛
دکتر کمال جعفری یزدی این جانباز دلاور و مبارز شجاع وطن در پی فشار خون و علائم سکته مغزی به بیمارستان منتقل شده است.
پزشکان معالج در اولین بررسیها و کنترل علائم حیاتی، اعلام کردند متاسفانه حال وی نامطلوب بوده و سطح هوشیاری او نیز پایین است که نیاز به بستری و اقدامات فوری پزشکی دارد.
همراهان ایشان از نبود امکانات پزشکی کافی و تعطیلی روز جمعه و عدم دسترسی به پزشک متخصص میگویند.
آخرین خبر از وضعیت جسمی و سلامتی ایشان متعاقبا بعرض خواهد رسید.
https://t.me/etehadjomhorikhahiran
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
دکتر کمال جعفری یزدی این جانباز دلاور و مبارز شجاع وطن در پی فشار خون و علائم سکته مغزی به بیمارستان منتقل شده است.
پزشکان معالج در اولین بررسیها و کنترل علائم حیاتی، اعلام کردند متاسفانه حال وی نامطلوب بوده و سطح هوشیاری او نیز پایین است که نیاز به بستری و اقدامات فوری پزشکی دارد.
همراهان ایشان از نبود امکانات پزشکی کافی و تعطیلی روز جمعه و عدم دسترسی به پزشک متخصص میگویند.
آخرین خبر از وضعیت جسمی و سلامتی ایشان متعاقبا بعرض خواهد رسید.
https://t.me/etehadjomhorikhahiran
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
💔97🔥30👍17❤4😁3😱2👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👍57❤10👎4🥴2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیین مهرپرستی در کاووشهای استاد یغمایی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍62😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📍مزدوران تحت حمایت رژیم آخوندی در عراق بە جان هم افتادەاند...
دقایقی پیش در مرکز بصرە در جنوب عراق و در مراسم سالگرد هلاکت قاسم سلیمانی، دو گروە مسلح "عصائب اهلالحق" و "کتائب امام علی" بە سمت یکدیگر گشودەاند.
تعداد کشتەها و زخمیها هنوز مشخص نیست.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
دقایقی پیش در مرکز بصرە در جنوب عراق و در مراسم سالگرد هلاکت قاسم سلیمانی، دو گروە مسلح "عصائب اهلالحق" و "کتائب امام علی" بە سمت یکدیگر گشودەاند.
تعداد کشتەها و زخمیها هنوز مشخص نیست.
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍77😁22👏4❤2🔥2😱1
📍روایت رویا حشمتی
از اجرای حکم شلاق ۱۳ دی ۱۴۰۲
امروز صبح از اجرای احکام تماس گرفتند برای اجرای حکم ۷۴ ضربه شلاقم. با وکیلم تماس گرفتم و با هم رفتیم دادسرای ناحیه ۷. از گیت ورودی که رد شدیم، حجابم را برداشتم. وارد سالن شدیم. صدای فریاد و ضجهی زنی از راهپله میآمد که داشتند میبردنش پائین. شاید داشتند میبردنش برای اجرای حکم...
وکیلم گفت: رویا جان، دوباره بهش فکر کن. اثراتی که شلاق میذاره، تا مدتها میمونه باهات...
رفتیم شعبهی ۱ اجرای احکام. کارمند شعبه گفت: روسریات رو سرت کن که دردسر نشه. آروم و محترمانه بهش گفتم؛ آمدهام بابت همین شلاقام را بزنید، سر نمیکنم.
تماس گرفتند و مامور اجرای حکم آمد بالا. گفت؛ حجابت رو سرت کن و دنبالم بیا. گفتم: سر نمیکنم. گفت: نمیکنی؟! جوری شلاقت رو بزنم که بفهمی کجایی. برات یه پروندهی جدید هم باز میکنم، هفتاد و چهارتای دیگهم مهمونمون باشی... باز سر نکردم. رفتیم پائین. چند پسر را بابت شرب خمر آورده بودند. مرد با تحکم تکرار کرد؛ مگه نمیگم سر کن! نکردم. دو تا زن چادری آمدند و روسری را کشیدن سرم! باز درش آوردم، و اینکار چندبار تکرار شد. بهم از پشت دستبند زدند، و روسری را کشیدن سرم! از همان پلههایی که زن را برده بودند رفتیم طبقهی زیر همکف؛ اتاقکی بود ته پارکینگ. قاضی و مآمور اجرای حکم و زن چادری کنارم ایستاده بودند. زن خیلی واضح متاثر بود. چند بار آه کشید و گفت؛ میدونم. میدونم. قاضی معمم به رویم خندید. یاد مرد خنزر پنزری بوف کور افتادم. ازشون رو برگرداندم. در آهنی را باز کردند. دیوارهای اتاق سیمانی بود. تختی ته اتاقک بود که دستبند و پابند آهنی به دو طرفش جوش خورده بود. وسیلهای آهنی شبیه پایهی بوم نقاشی بزرگ با جای دستبند و پابند آهنیِ زنگزده وسط اتاق، و یک صندلی و میز کوچک که هم روی میز پر از شلاق بود، هم پشت در. یک اتاق شکنجهی قرون وسطاییِ تمامعیار.
قاضی پرسید: خانم حالت خوبه؟ مشکلی نداری؟ انگار وجود نداره، جوابش رو ندادم. گفت: خانم، با شمام! باز جواب ندادم. مأمور اجرای حکم گفت: پالتوت رو در بیار و رو تخت دراز بکش. پالتو و روسریام را از پایهی بوم شکنجه آویزان کردم. گفت: روسریت رو سر کن! گفتم: نمیکنم، قرآنت رو بذار زیر بغل و بزن. و روی تخت دراز کشیدم. زن آمد و گفت: خواهش میکنم، لجبازی نکن! شال را آورد و کشید رو سرم.
مرد از بین دستهی شلاقهایی که پشت در بود، یک شلاق چرمی مشکی را برداشت، دو دور پیچاند دور دستش، و آمد سمت تخت. قاضی گفت: خیلی محکم نزن. مرد شروع کرد به زدن. شونههام، کتفم، پشتم، باسنم، رونم، ساق پام. باز از نو. تعداد ضربهها را نشمردم. زیر لب میخوندم: به نام زن، به نام زندگی، دریده شد لباس بردگی، شب سیاه ما سحر شود، تمام تازیانهها تبر شود...
تمام شد. آمدیم بیرون. نگذاشتم فکر کنند حتی دردم آمده. حقیرتر از این حرفها هستند. رفتیم بالا پیش قاضی اجرای حکم. مأمور زن پشت سرم میآمد و مراقب بود روسری از سرم نیفتند. دم درِ شعبه روسریم را انداختم. زن گفت: خواهش میکنم سرت کن. سرم نکردم، و باز کشید سرم. قاضی گفت: ما خودمون خوشحال نیستیم از این قضیه، ولی حکمه، و باید اجرا بشه! جوابش رو ندادم. گفت: اگر میخواید طور دیگهای زندگی کنید، میتونید خارج از کشور باشید. گفتم: این کشور برای همهست. گفت: بله، ولی باید قانون رو رعایت کرد. گفتم: قانون کار خودش رو بکنه، ما هم به مقاومتمون ادامه میدیم.
از اتاق آمدم بیرون و روسریم را درآوردم.
🔥 درود و هزاران درود ...
به این بانوی شریف و شجاع ایرانی
که با آگاهی و آزادگی، به جنگ رژیم تا دندان مسلحی رفت که مراجع تقلید و ننگینش؛ لذت جنسی از دختران شیرخوار را مجاز میدانند! ولی شیردختران ایرانی را بخاطر افتادن روسری، ۷۴ ضربه شلاق میزنند!
🎖️اینست لجنزار مرجعیت دینی،
و درس پرشکوه "زن، زندگی، آزادی" شیرزنان ایرانی در "دانشگاه آزادی" برای نسلهای آینده...👏👏👏
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
از اجرای حکم شلاق ۱۳ دی ۱۴۰۲
امروز صبح از اجرای احکام تماس گرفتند برای اجرای حکم ۷۴ ضربه شلاقم. با وکیلم تماس گرفتم و با هم رفتیم دادسرای ناحیه ۷. از گیت ورودی که رد شدیم، حجابم را برداشتم. وارد سالن شدیم. صدای فریاد و ضجهی زنی از راهپله میآمد که داشتند میبردنش پائین. شاید داشتند میبردنش برای اجرای حکم...
وکیلم گفت: رویا جان، دوباره بهش فکر کن. اثراتی که شلاق میذاره، تا مدتها میمونه باهات...
رفتیم شعبهی ۱ اجرای احکام. کارمند شعبه گفت: روسریات رو سرت کن که دردسر نشه. آروم و محترمانه بهش گفتم؛ آمدهام بابت همین شلاقام را بزنید، سر نمیکنم.
تماس گرفتند و مامور اجرای حکم آمد بالا. گفت؛ حجابت رو سرت کن و دنبالم بیا. گفتم: سر نمیکنم. گفت: نمیکنی؟! جوری شلاقت رو بزنم که بفهمی کجایی. برات یه پروندهی جدید هم باز میکنم، هفتاد و چهارتای دیگهم مهمونمون باشی... باز سر نکردم. رفتیم پائین. چند پسر را بابت شرب خمر آورده بودند. مرد با تحکم تکرار کرد؛ مگه نمیگم سر کن! نکردم. دو تا زن چادری آمدند و روسری را کشیدن سرم! باز درش آوردم، و اینکار چندبار تکرار شد. بهم از پشت دستبند زدند، و روسری را کشیدن سرم! از همان پلههایی که زن را برده بودند رفتیم طبقهی زیر همکف؛ اتاقکی بود ته پارکینگ. قاضی و مآمور اجرای حکم و زن چادری کنارم ایستاده بودند. زن خیلی واضح متاثر بود. چند بار آه کشید و گفت؛ میدونم. میدونم. قاضی معمم به رویم خندید. یاد مرد خنزر پنزری بوف کور افتادم. ازشون رو برگرداندم. در آهنی را باز کردند. دیوارهای اتاق سیمانی بود. تختی ته اتاقک بود که دستبند و پابند آهنی به دو طرفش جوش خورده بود. وسیلهای آهنی شبیه پایهی بوم نقاشی بزرگ با جای دستبند و پابند آهنیِ زنگزده وسط اتاق، و یک صندلی و میز کوچک که هم روی میز پر از شلاق بود، هم پشت در. یک اتاق شکنجهی قرون وسطاییِ تمامعیار.
قاضی پرسید: خانم حالت خوبه؟ مشکلی نداری؟ انگار وجود نداره، جوابش رو ندادم. گفت: خانم، با شمام! باز جواب ندادم. مأمور اجرای حکم گفت: پالتوت رو در بیار و رو تخت دراز بکش. پالتو و روسریام را از پایهی بوم شکنجه آویزان کردم. گفت: روسریت رو سر کن! گفتم: نمیکنم، قرآنت رو بذار زیر بغل و بزن. و روی تخت دراز کشیدم. زن آمد و گفت: خواهش میکنم، لجبازی نکن! شال را آورد و کشید رو سرم.
مرد از بین دستهی شلاقهایی که پشت در بود، یک شلاق چرمی مشکی را برداشت، دو دور پیچاند دور دستش، و آمد سمت تخت. قاضی گفت: خیلی محکم نزن. مرد شروع کرد به زدن. شونههام، کتفم، پشتم، باسنم، رونم، ساق پام. باز از نو. تعداد ضربهها را نشمردم. زیر لب میخوندم: به نام زن، به نام زندگی، دریده شد لباس بردگی، شب سیاه ما سحر شود، تمام تازیانهها تبر شود...
تمام شد. آمدیم بیرون. نگذاشتم فکر کنند حتی دردم آمده. حقیرتر از این حرفها هستند. رفتیم بالا پیش قاضی اجرای حکم. مأمور زن پشت سرم میآمد و مراقب بود روسری از سرم نیفتند. دم درِ شعبه روسریم را انداختم. زن گفت: خواهش میکنم سرت کن. سرم نکردم، و باز کشید سرم. قاضی گفت: ما خودمون خوشحال نیستیم از این قضیه، ولی حکمه، و باید اجرا بشه! جوابش رو ندادم. گفت: اگر میخواید طور دیگهای زندگی کنید، میتونید خارج از کشور باشید. گفتم: این کشور برای همهست. گفت: بله، ولی باید قانون رو رعایت کرد. گفتم: قانون کار خودش رو بکنه، ما هم به مقاومتمون ادامه میدیم.
از اتاق آمدم بیرون و روسریم را درآوردم.
🔥 درود و هزاران درود ...
به این بانوی شریف و شجاع ایرانی
که با آگاهی و آزادگی، به جنگ رژیم تا دندان مسلحی رفت که مراجع تقلید و ننگینش؛ لذت جنسی از دختران شیرخوار را مجاز میدانند! ولی شیردختران ایرانی را بخاطر افتادن روسری، ۷۴ ضربه شلاق میزنند!
🎖️اینست لجنزار مرجعیت دینی،
و درس پرشکوه "زن، زندگی، آزادی" شیرزنان ایرانی در "دانشگاه آزادی" برای نسلهای آینده...👏👏👏
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
❤144👍70💔20👏7🤬4😁3👎2🔥1🤯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مصاحبه خانم پوران ناظمی با صدای آمریکا در مورد حادثه کرمان
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
❤51👍21👎3🔥1😁1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرحوم زنده یاد ناصر خان قشقایی میگوید: کشورهای غربی و عربی برای سرنگونی شاه، قبل از خمینی، اول سراغ او رفته اند و ....بشنوید از صدای خودشان......
درود بر شرافت قشقایی ها و تمام اقوام با غیرت و میهن دوست ایرانی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
درود بر شرافت قشقایی ها و تمام اقوام با غیرت و میهن دوست ایرانی
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍97❤12🥴3🥰2🤔2🙏2👏1
شنیدن و دیدن بدنهای تکه تکه شده هموطنانمانتوسط تروریستهای وطنی چه دردناک است.
از هر زاویهی که به این جنایت نگاه کنیم، مجرم اصلی خامنهای است.
خامنهای و شرکای تبهکار و جنایتکارش که به آخر خط رسیدهاند و برای ادامه بقای حکومت جهل و خرافهشان، حاضر شدند ذوب شدگانش در ولایت را هم قربانی کنند.
هممیهنان عزیز، اگر امروز این نظام تبهکار و واپسگرا را سرنگون کنیم دیر است، حال چه برسد به فردا!!
مصیبتهای ملت بزرگ ایران فقط با نابودی جمهوری اسلامی پایان نخواهد گرفت. سرنگونی این رژیم ضدانسانی و ضدملی، گام نخست در راه رسیدن به آبادانی و آزادی کشور خواهد بود. برای رسیدن به این هدف نهایی، نیروهای دموکرات ملی میباید متحد شوند تا بیش از این، این تبهکاران فرصت نابود کردن کشور و ادامه جنایتهایشان را نداشته باشند!
هموطنان گرامی، استبداد در ایران مان بگونههای مختلفی مشروعیت شان را بر مردم تحمیل کردهاند، گاهی سایه خدا بر زمین بودند، گاهی نماینده خدا و به تازگی پیامبر جدید خدا در ایران! این سلاطین "خدا پیوند"، زورگو، خودپرست و خودبین، پیش از انقلاب مشروطه که مشروعه شده بود و حتا بعد از آن، چه عزیزانی را کشتند و به زنجیر کشیدن تا حکومت کنند.
تمام حاکمان ستمگر بر این مرز و بوم در یک صفت و خصلت با هم مشترک بودند و آن مستبد و خونخوار بودن. تمام این حکومتهای ستمگر فردی بودند و فقط یک نفر بود که بر جان و مال مردم حکمروایی میکرد و همچنان میکند. این یک نفر با دهها نام مختلف معرفی شده و یا بر خود نهاد بود. ولی در واقع همه این نامها یکی بود، "دیکتاتور ". حالا این 《دیکتاتور وقت》 از نمایندگی خدا بر روی زمین به پیامبری رسید و نباید شکی داشت که فردا به خدایی هم نرسد. البته اگر زنده باشد یا در زندان نباشد.
هممیهنان آزاده،
خامنهای اگر ادعا خدایی هم بکند، به ما ربطی ندارد. برای آنانی که از دین نان میخورند و مدافع آن هستند میباید مهم باشد و دردناک. اینان هستند که سرمایه عمرشان، دین پرستی را در مقابل چشمانشان برباد رفت میبینند. اینان باید از خامنهای بابت این هجویات خشمگین شوند، نه ما! ما ماهیت ددمنش و ضدانسانی او را فهمیدهایم.
ما از استبداد فردی، از بیکفایتی، از تبهکاری، از خیانتها و از جنایتهای این مستبدان حاکم خشمگین هستیم. از شنیدن هجویاتی که از حماقتها سرچشمه گرفته است، دل و جانمان به درد آمده است.
ما از مرگ هموطنانمان که در توهم بزرگ داشته یک سردار جنایتکار، که دستش به خون فرزندان شایسته مان آلوده بود، متاسف و دردمندیم.
ما از توهمات و خرافاتی که در بین مردم ایران همچون ویروس مرگآوری گسترده شده است دردمندیم.
ما از آینده تاریک ایران و ملتی که به خاک سیاه افتاده است وحشتزدهایم.
هممیهنان آزاده،
ایران ویران میشود اگر فرزندان شایسته و دلیرش 《به هم نه سازند》. ما میباید گام نخست، که سرنگونی رژیم حاکم است، را هر چه زودتر برداریم.
پاینده و سربلند باد ایران و ایرانی🌹✌️
اکبر کریمیان
https://t.me/akbar_karimian/1548
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
از هر زاویهی که به این جنایت نگاه کنیم، مجرم اصلی خامنهای است.
خامنهای و شرکای تبهکار و جنایتکارش که به آخر خط رسیدهاند و برای ادامه بقای حکومت جهل و خرافهشان، حاضر شدند ذوب شدگانش در ولایت را هم قربانی کنند.
هممیهنان عزیز، اگر امروز این نظام تبهکار و واپسگرا را سرنگون کنیم دیر است، حال چه برسد به فردا!!
مصیبتهای ملت بزرگ ایران فقط با نابودی جمهوری اسلامی پایان نخواهد گرفت. سرنگونی این رژیم ضدانسانی و ضدملی، گام نخست در راه رسیدن به آبادانی و آزادی کشور خواهد بود. برای رسیدن به این هدف نهایی، نیروهای دموکرات ملی میباید متحد شوند تا بیش از این، این تبهکاران فرصت نابود کردن کشور و ادامه جنایتهایشان را نداشته باشند!
هموطنان گرامی، استبداد در ایران مان بگونههای مختلفی مشروعیت شان را بر مردم تحمیل کردهاند، گاهی سایه خدا بر زمین بودند، گاهی نماینده خدا و به تازگی پیامبر جدید خدا در ایران! این سلاطین "خدا پیوند"، زورگو، خودپرست و خودبین، پیش از انقلاب مشروطه که مشروعه شده بود و حتا بعد از آن، چه عزیزانی را کشتند و به زنجیر کشیدن تا حکومت کنند.
تمام حاکمان ستمگر بر این مرز و بوم در یک صفت و خصلت با هم مشترک بودند و آن مستبد و خونخوار بودن. تمام این حکومتهای ستمگر فردی بودند و فقط یک نفر بود که بر جان و مال مردم حکمروایی میکرد و همچنان میکند. این یک نفر با دهها نام مختلف معرفی شده و یا بر خود نهاد بود. ولی در واقع همه این نامها یکی بود، "دیکتاتور ". حالا این 《دیکتاتور وقت》 از نمایندگی خدا بر روی زمین به پیامبری رسید و نباید شکی داشت که فردا به خدایی هم نرسد. البته اگر زنده باشد یا در زندان نباشد.
هممیهنان آزاده،
خامنهای اگر ادعا خدایی هم بکند، به ما ربطی ندارد. برای آنانی که از دین نان میخورند و مدافع آن هستند میباید مهم باشد و دردناک. اینان هستند که سرمایه عمرشان، دین پرستی را در مقابل چشمانشان برباد رفت میبینند. اینان باید از خامنهای بابت این هجویات خشمگین شوند، نه ما! ما ماهیت ددمنش و ضدانسانی او را فهمیدهایم.
ما از استبداد فردی، از بیکفایتی، از تبهکاری، از خیانتها و از جنایتهای این مستبدان حاکم خشمگین هستیم. از شنیدن هجویاتی که از حماقتها سرچشمه گرفته است، دل و جانمان به درد آمده است.
ما از مرگ هموطنانمان که در توهم بزرگ داشته یک سردار جنایتکار، که دستش به خون فرزندان شایسته مان آلوده بود، متاسف و دردمندیم.
ما از توهمات و خرافاتی که در بین مردم ایران همچون ویروس مرگآوری گسترده شده است دردمندیم.
ما از آینده تاریک ایران و ملتی که به خاک سیاه افتاده است وحشتزدهایم.
هممیهنان آزاده،
ایران ویران میشود اگر فرزندان شایسته و دلیرش 《به هم نه سازند》. ما میباید گام نخست، که سرنگونی رژیم حاکم است، را هر چه زودتر برداریم.
پاینده و سربلند باد ایران و ایرانی🌹✌️
اکبر کریمیان
https://t.me/akbar_karimian/1548
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
Telegram
اکبر کریمیان Akbar Karimian
شنید و دیدن بدنهای تکه تکه شده هموطنانمان توسط تروریستهای وطنی، چه دردناک است!
از هر زاویهی که به این جنایت نگاه کنیم، مجرم اصلی خامنهای است.
اکبر کریمیان
https://t.me/akbar_karimian
از هر زاویهی که به این جنایت نگاه کنیم، مجرم اصلی خامنهای است.
اکبر کریمیان
https://t.me/akbar_karimian
👍114❤11😁5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تهران، سال پنجاه و هفت
فقط یک سانت مونده بود بشیم ژاپن که انقلاب شد
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
فقط یک سانت مونده بود بشیم ژاپن که انقلاب شد
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👎61👍49❤11😁7😱6👏2🤔2👌2🥰1🥴1