This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شِکوِه و اعتراضِ خانم معلم "لاله میراب" *با نثری بسیار زیبا و عمیق* ، خطاب به ماموری که در تجمعات فرهنگیان برصورت و چهرهی معلم شجاع سیلی زد
😔
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
😔
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
🔥123👍56❤43👏13👎4🤬1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔥113👍37❤25🤬11👏5👎2
بازگشت محسن برای ازدواج
✍ رحیم قمیشی
محسن را من هم تا چند روز پیش نمیشناختم. محسن قیصری.
پسری که عاشق طبیعت، ورزش، دوچرخهسواری و گشتن بود. آنقدری خوشتیپ، که میدیدیاش فکر میکردی جهانگردی اروپایی است.
متولد ایلام بود، هم مهندس کامپیوتر شد و هم مهندس مکانیک، ایلام را دوست داشت، ولی شهری که نه صنعت بزرگی اطرافش هست و نه توسعهای در این چهل سال به چشم دیده و نه نیاز به متخصص دلسوز داشت!
بعد از تمام شدن تحصیلات و سربازی، محسن یکسال بیکاری را تحمل کرد. اما کار نبود.
دو عمویش شهید بودند، پدرش هشت سال در جنگ بود و در قسمت امداد و درمان جبهه خدمت میکرد، و یک عموی دیگرش جانباز ویلچری.
محسن رفت آلمان، با چه سختیای آنجا مشغول کار شد.
فرزند آخرِ خانواده همیشه تکیهگاه پدر و مادر است. هر چه او در آلمان احساس خوشبختی میکرد، پدر و مادرش از تنهایی رنج میبردند و شکسته میشدند.
و در آخر التماسهایشان برای بازگشتنش اجابت شد.
یعنی خودش هم هوای ایران را کرده بود. امان از عاطفه ایرانیها و کردها.
با اینکه میدانست بیکار میماند، برگشت.
مادرش گفته بود دختری را برایش پیدا کرده مثل ماه، گفته بود بیاید ازدواج کند هر جا خواست برود، گفته بود آرزویش دیدن عروسی پسرش است.
محسن برگشت. اواخر ۱۴۰۰. از آلمان، دختر را دید. مادرش دروغ نگفته بود! چقدر به محسن میآمد. کلی با هم نقشه کشیدند. بعد از ازدواج کجا بروند، دو نفری دوچرخه بردارند و بروند دور ایران را بگردند، اصلا بروند تور اروپا با دوچرخه. دختر، باورش نمیشد، میگفت شوخی میکند، محسن به او دلگرمی میداد.
شش ماهی که پس از بازگشت، محسن در ایران بیکار مانده بود زمینی را خرید و دست به کار ساختش شد و همان مدت آنرا به سقف رساند.
نامزدش، وقتی آقای مهندس را میدید که تابه روی دوش گرفته و ملات سیمان بالا میبرد، کلی به او میخندید. محسن هم لبخند میزد.
- خانهای درست کنم زلزلۀ هزار ریشتری هم خرابش نکند!
خانه تمام شد. قول و قرارها برای ازدواج گذاشته شد.
ولی شهریور ۱۴۰۱ زلزله دیگری آمد.
۲۵ شهریور ژینا مظلومانه کشته شد و همه ایران به خونخواهیاش بلند شد.
سیام شهریور در پارک کودک ایلام مردم شعارهای معمولی میدادند، آنها نمیخواستند دختران دیگری کشته شوند. یک سنگ هم پرت نکردند، یک شیشه هم نشکستند.
اما گاز اشک آور بود که به سمتشان شلیک میشد، گلوله های جنگی و شاتگانهایی که ساچمه پرتاب میکردند.
محسن میبیند دختری افتاده زمین که گاز اشکآور راه تنفسش را بسته و دارد بیهوش میشود.
مأمورها نزدیک میشوند. یاد نامزدش افتاد، نکند اصلأ خودش باشد.
میدود و او را از معرکه نجات میدهد.
و خودش گیر میافتد.
لباس شخصیای بیرحمانه اسلحه ساچمه پرت کن را از فاصله نزدیک روبروی صورت محسن میگیرد...
و مردم میبینند خون تمام سر و سینه او را میگیرد.
خبر به پدرش میرسد. خبر به عمویش میرسد. یکبهیکِ بیمارستانها را میگردند، خبری نیست، سردخانهها، خبری نیست، همه دیدهاند او را زدند. پس کجاست!؟
همه از عموی قطع نخاعش خجالت میکشند، از پدر پیر و گریانش، از مادرش که هنوز باور نکرده پسرش دهها گلولۀ ساچمهای به صورتش خورده…
ساعت دو نیمهشب بسیج به خانهشان مراجعه میکند؛
- منافقین و شورشیان، پسر شما را کشتهاند، میخواهیم او را به عنوان شهید معرفی و برایش مراسم بگیریم!
پدرش قبول نمیکند. کدام منافقین! اصلا جنازهاش کجاست؟ همه مردم دیدند چه کسانی او را زدند.
سه روز جنازه محسن تحویل خانواده نمیشود، شاید قبول کنند او را شهید اعلام کنند، اما غیرت پدرش اجازه نمیدهد.
- من اصرارش کردم برگردد، کاش نمیکردم.
من گفتم مادرت دلتنگ است، کاش نمیگفتم.
من گفتم بیا عروسی کن، هر جا خواستی برو. کاش نگفته بودم...
سه روز بعد، پیکر محسن تحویل میشود تا بی سر و صدا دفن شود. فقط یک بار اجازه میدهند ببینندش. نزدیک به پنجاه ساچمه در صورت و سینهاش...
و اول مهر ماه، در بهشت رضای ایلام به خاک سپرده میشود.
نامزدش اشکهایش قطع نمیشد.
- چه شد آن نقشههایت محسن!؟ چه شد سفرمان به دورِ ایران، چه شد آلمان که گفتی میبری نشانم میدهی…
مادرش عروسیِ محسن را با تابوت او میگیرد. نگذاشتند صورتش را ببیند. گفتند بگذاریم همیشه صورت خندان محسن در نظرش بماند.
پدر و مادر محسن یک سال است پرونده شکایتشان برای شناسایی قاتل فرزندشان به هیچ جا نرسیده. حتی یک بار صدایشان نکردهاند چیزی بپرسند.
برادرش میگوید دیگر نمیخواهند پیگیری کنند.
شک ندارند پرونده به جایی نمیرسد.
به نامزدش گفتهاند اینقدر خواستگارها را جواب نکند.
محسن دیگر زنده نمیشود…
رفقای آلمانی محسن باور نمیکنند.
چطور دلشان آمد به او تیراندازی کنند.
محسن که خنده از لبش نمیافتاد.
محسن که خیلی مهربان بود.
محسن که گفت میروم برای ازدواج...
@ghomeishi3
https://t.me/ghomeishi3/2739
✍ رحیم قمیشی
محسن را من هم تا چند روز پیش نمیشناختم. محسن قیصری.
پسری که عاشق طبیعت، ورزش، دوچرخهسواری و گشتن بود. آنقدری خوشتیپ، که میدیدیاش فکر میکردی جهانگردی اروپایی است.
متولد ایلام بود، هم مهندس کامپیوتر شد و هم مهندس مکانیک، ایلام را دوست داشت، ولی شهری که نه صنعت بزرگی اطرافش هست و نه توسعهای در این چهل سال به چشم دیده و نه نیاز به متخصص دلسوز داشت!
بعد از تمام شدن تحصیلات و سربازی، محسن یکسال بیکاری را تحمل کرد. اما کار نبود.
دو عمویش شهید بودند، پدرش هشت سال در جنگ بود و در قسمت امداد و درمان جبهه خدمت میکرد، و یک عموی دیگرش جانباز ویلچری.
محسن رفت آلمان، با چه سختیای آنجا مشغول کار شد.
فرزند آخرِ خانواده همیشه تکیهگاه پدر و مادر است. هر چه او در آلمان احساس خوشبختی میکرد، پدر و مادرش از تنهایی رنج میبردند و شکسته میشدند.
و در آخر التماسهایشان برای بازگشتنش اجابت شد.
یعنی خودش هم هوای ایران را کرده بود. امان از عاطفه ایرانیها و کردها.
با اینکه میدانست بیکار میماند، برگشت.
مادرش گفته بود دختری را برایش پیدا کرده مثل ماه، گفته بود بیاید ازدواج کند هر جا خواست برود، گفته بود آرزویش دیدن عروسی پسرش است.
محسن برگشت. اواخر ۱۴۰۰. از آلمان، دختر را دید. مادرش دروغ نگفته بود! چقدر به محسن میآمد. کلی با هم نقشه کشیدند. بعد از ازدواج کجا بروند، دو نفری دوچرخه بردارند و بروند دور ایران را بگردند، اصلا بروند تور اروپا با دوچرخه. دختر، باورش نمیشد، میگفت شوخی میکند، محسن به او دلگرمی میداد.
شش ماهی که پس از بازگشت، محسن در ایران بیکار مانده بود زمینی را خرید و دست به کار ساختش شد و همان مدت آنرا به سقف رساند.
نامزدش، وقتی آقای مهندس را میدید که تابه روی دوش گرفته و ملات سیمان بالا میبرد، کلی به او میخندید. محسن هم لبخند میزد.
- خانهای درست کنم زلزلۀ هزار ریشتری هم خرابش نکند!
خانه تمام شد. قول و قرارها برای ازدواج گذاشته شد.
ولی شهریور ۱۴۰۱ زلزله دیگری آمد.
۲۵ شهریور ژینا مظلومانه کشته شد و همه ایران به خونخواهیاش بلند شد.
سیام شهریور در پارک کودک ایلام مردم شعارهای معمولی میدادند، آنها نمیخواستند دختران دیگری کشته شوند. یک سنگ هم پرت نکردند، یک شیشه هم نشکستند.
اما گاز اشک آور بود که به سمتشان شلیک میشد، گلوله های جنگی و شاتگانهایی که ساچمه پرتاب میکردند.
محسن میبیند دختری افتاده زمین که گاز اشکآور راه تنفسش را بسته و دارد بیهوش میشود.
مأمورها نزدیک میشوند. یاد نامزدش افتاد، نکند اصلأ خودش باشد.
میدود و او را از معرکه نجات میدهد.
و خودش گیر میافتد.
لباس شخصیای بیرحمانه اسلحه ساچمه پرت کن را از فاصله نزدیک روبروی صورت محسن میگیرد...
و مردم میبینند خون تمام سر و سینه او را میگیرد.
خبر به پدرش میرسد. خبر به عمویش میرسد. یکبهیکِ بیمارستانها را میگردند، خبری نیست، سردخانهها، خبری نیست، همه دیدهاند او را زدند. پس کجاست!؟
همه از عموی قطع نخاعش خجالت میکشند، از پدر پیر و گریانش، از مادرش که هنوز باور نکرده پسرش دهها گلولۀ ساچمهای به صورتش خورده…
ساعت دو نیمهشب بسیج به خانهشان مراجعه میکند؛
- منافقین و شورشیان، پسر شما را کشتهاند، میخواهیم او را به عنوان شهید معرفی و برایش مراسم بگیریم!
پدرش قبول نمیکند. کدام منافقین! اصلا جنازهاش کجاست؟ همه مردم دیدند چه کسانی او را زدند.
سه روز جنازه محسن تحویل خانواده نمیشود، شاید قبول کنند او را شهید اعلام کنند، اما غیرت پدرش اجازه نمیدهد.
- من اصرارش کردم برگردد، کاش نمیکردم.
من گفتم مادرت دلتنگ است، کاش نمیگفتم.
من گفتم بیا عروسی کن، هر جا خواستی برو. کاش نگفته بودم...
سه روز بعد، پیکر محسن تحویل میشود تا بی سر و صدا دفن شود. فقط یک بار اجازه میدهند ببینندش. نزدیک به پنجاه ساچمه در صورت و سینهاش...
و اول مهر ماه، در بهشت رضای ایلام به خاک سپرده میشود.
نامزدش اشکهایش قطع نمیشد.
- چه شد آن نقشههایت محسن!؟ چه شد سفرمان به دورِ ایران، چه شد آلمان که گفتی میبری نشانم میدهی…
مادرش عروسیِ محسن را با تابوت او میگیرد. نگذاشتند صورتش را ببیند. گفتند بگذاریم همیشه صورت خندان محسن در نظرش بماند.
پدر و مادر محسن یک سال است پرونده شکایتشان برای شناسایی قاتل فرزندشان به هیچ جا نرسیده. حتی یک بار صدایشان نکردهاند چیزی بپرسند.
برادرش میگوید دیگر نمیخواهند پیگیری کنند.
شک ندارند پرونده به جایی نمیرسد.
به نامزدش گفتهاند اینقدر خواستگارها را جواب نکند.
محسن دیگر زنده نمیشود…
رفقای آلمانی محسن باور نمیکنند.
چطور دلشان آمد به او تیراندازی کنند.
محسن که خنده از لبش نمیافتاد.
محسن که خیلی مهربان بود.
محسن که گفت میروم برای ازدواج...
@ghomeishi3
https://t.me/ghomeishi3/2739
Telegram
دلنوشته ها - رحیم قمیشی
محسن قیصری - پسر ایلام، پسر ایران پسر عشق
❤93👍58💔18😱3
دهمین سالگرد اعدام انتقام جویانه ۱۶ جوان بلوچ در زندان دزآپ!
دژخیمان جمهوری اسلامی بامگاه چهارم آبانماه سال ۱۳۹۲ هجری شمسی ۱۶ نفر از زندانیان بلوچ را انتقام جویانه اعدام کردند. دادستان وقت رژیم در رسانه های رسمی اعلام کرد که اعدام زندانیان بلوچ صرفا انتقام کشته شدن چند نظامی در یک عملیات روز قبل بود.
ده سال از آن تاریخ می گذرد و جمهوری اسلامی و در راس آن سپاه تروریستی همچنان به انتقام جویی کور از ملت بلوچ ادامه می دهد. تعداد قربانیان بلوچ روز به روز در حال افزایش است. تیراندازی های روزمره به سوی خودروها، به آتش کشیدن و زنده سوزنده جوانان بلوچ، اعدام گسترده زندانیان بلوچ، کشتار شمسر، کشتار دزآپ و کشتار خاش جرایمی فراتر از حد و مرز جنایت علیه بشریت هستند.
سپاه تروریستی پاسداران و نیروهای مزدور وابسته با چنان سبعیتی به جان ملت بلوچ افتاده اند که تاریخ نظیر آنرا ندارد. از آغاز انقلاب جاری علی خامنه ای موذیانه فرمان داد تا لشکرش در بلوچستان و کردستان صف آرایی کنند.
به مرور زمان بلوچستان قهرمان در مقابل فاشیستهای حاکم و لشکری سراپا مسلح در میدان مبارزه تنها ماند و همچنان با قامتی ایستاده و خونین در مقابل ظلم و ستم دیکتاتور قرن خامنه ای جنایتکار قد علم کرده و خواهان به محاکمه کشاندن آران و عاملان کشتار تکاندهنده جمعه خونین هستند.
سرنگون باد جمهوری اسلامی
بلوچستان ءِ راجی تپاکی گلّ
چهارم آبانماه ۱۴۰۲
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
دژخیمان جمهوری اسلامی بامگاه چهارم آبانماه سال ۱۳۹۲ هجری شمسی ۱۶ نفر از زندانیان بلوچ را انتقام جویانه اعدام کردند. دادستان وقت رژیم در رسانه های رسمی اعلام کرد که اعدام زندانیان بلوچ صرفا انتقام کشته شدن چند نظامی در یک عملیات روز قبل بود.
ده سال از آن تاریخ می گذرد و جمهوری اسلامی و در راس آن سپاه تروریستی همچنان به انتقام جویی کور از ملت بلوچ ادامه می دهد. تعداد قربانیان بلوچ روز به روز در حال افزایش است. تیراندازی های روزمره به سوی خودروها، به آتش کشیدن و زنده سوزنده جوانان بلوچ، اعدام گسترده زندانیان بلوچ، کشتار شمسر، کشتار دزآپ و کشتار خاش جرایمی فراتر از حد و مرز جنایت علیه بشریت هستند.
سپاه تروریستی پاسداران و نیروهای مزدور وابسته با چنان سبعیتی به جان ملت بلوچ افتاده اند که تاریخ نظیر آنرا ندارد. از آغاز انقلاب جاری علی خامنه ای موذیانه فرمان داد تا لشکرش در بلوچستان و کردستان صف آرایی کنند.
به مرور زمان بلوچستان قهرمان در مقابل فاشیستهای حاکم و لشکری سراپا مسلح در میدان مبارزه تنها ماند و همچنان با قامتی ایستاده و خونین در مقابل ظلم و ستم دیکتاتور قرن خامنه ای جنایتکار قد علم کرده و خواهان به محاکمه کشاندن آران و عاملان کشتار تکاندهنده جمعه خونین هستند.
سرنگون باد جمهوری اسلامی
بلوچستان ءِ راجی تپاکی گلّ
چهارم آبانماه ۱۴۰۲
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍66🔥13👎2❤1😁1
شب نشيني هالو
شِکوِه و اعتراضِ خانم معلم "لاله میراب" *با نثری بسیار زیبا و عمیق* ، خطاب به ماموری که در تجمعات فرهنگیان برصورت و چهرهی معلم شجاع سیلی زد 😔 #مهسا_امینی https://zil.ink/Mrhalloo شب نشینی هالو 👇 @sh_n_halloo
با عرض پوزش، این بانو مونا فرجاد بازیگر توانمند تئاتر کشور است.
ایشان یک سلسله تک گویی بر اساس حروف الفبا دارند که این کلیپ، حروف ل و میم و واو است.
سایر تک گویی های ایشان را بشنوید:
https://www.instagram.com/tv/CZkGqkRFswl/?igshid=MzRlODBiNWFlZA==
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
ایشان یک سلسله تک گویی بر اساس حروف الفبا دارند که این کلیپ، حروف ل و میم و واو است.
سایر تک گویی های ایشان را بشنوید:
https://www.instagram.com/tv/CZkGqkRFswl/?igshid=MzRlODBiNWFlZA==
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
Instagram
@monafarjad
تکگوییهای زنانه بر اساسِ حروفِ الفبا (۲۲): ل و م
*
مرقومهی لاله میرآب، معلّمِ مستعفیِ مدرسهی معرفت به لاتهای لِنگولگدانداز
در دورانِ مشروطه
*
لگام: افسار
لجاره: بلندآوازهی بیشرم
لکاته: بدکاره
لگوری: زنپست
لجوج: ستیزهکار
لسان: زبان
لچک: روسری
لختی:…
*
مرقومهی لاله میرآب، معلّمِ مستعفیِ مدرسهی معرفت به لاتهای لِنگولگدانداز
در دورانِ مشروطه
*
لگام: افسار
لجاره: بلندآوازهی بیشرم
لکاته: بدکاره
لگوری: زنپست
لجوج: ستیزهکار
لسان: زبان
لچک: روسری
لختی:…
👏43👍26❤8🥴4😁3🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عزیزان من، اینو همهی شما باید!! بپذیرید.
شاه میاد با لشگرش، آمریکایی ها دور و برش
جا افتاد؟ باید بپذیرید
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
شاه میاد با لشگرش، آمریکایی ها دور و برش
جا افتاد؟ باید بپذیرید
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👎60🔥54😁33👍32❤7🤔3😱1
Forwarded from محمد رضا عالی پيام - هالو
رسانه شمایید
از این که لینک را برای دیگران میفرستید سپاسگزارم.
https://youtu.be/qB2gt0UT2F0?si=RM5onALob7bZqSJy
از این که لینک را برای دیگران میفرستید سپاسگزارم.
https://youtu.be/qB2gt0UT2F0?si=RM5onALob7bZqSJy
YouTube
هالو ـ جدی بگیریم 109 (دیدار) | MrHalloo - Jedi Begirim 109
Subscribe for more videos: https://www.youtube.com/MrHallooCh?sub_confirmation=1
هالو ـ جدی بگیریم 109
دیدار
از این که این کلیپ را دانلود نمیکنید و لینک آن را برای دیگران میفرستید سپاسگزارم.
برای مشاهده ادامه ویدیوهای جدی بگیریم بر روی لینک زیر کلیک نمایید:…
هالو ـ جدی بگیریم 109
دیدار
از این که این کلیپ را دانلود نمیکنید و لینک آن را برای دیگران میفرستید سپاسگزارم.
برای مشاهده ادامه ویدیوهای جدی بگیریم بر روی لینک زیر کلیک نمایید:…
👍40🤬4❤3👎2🤷♂1🥰1😁1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بزرگواران و قهرمانان ایران، این فایل صوتی #پوران_ناظمی، فعال مدنی، را وسیعا پخش نمائید: به مخاطب حفاظت قوهی قضائیه، دادستان کرمان و جیرفت، حفاظت اطلاعات سپاه و نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات میگوید: "تا وقتی وکلای منتخب نتوانند در تمام مراحل بازجوئی حضور داشته باشند و تا وقتی دادگاهها با حضور هیئت منصفه برگزار نشود، نافرمانی مدنی تنها شیوهی اعتراض من است"
اخیرا شعبهی اول دادگاه انقلاب جیرفت، پروندهای برای پوران ناظمی تشکیل داده و او را به اتهاماتی سنگین از جمله اهانت به مقدسات اسلام، اقدام مسلحانه علیه جمهوری اسلامی، محاربه و افسادفیالارض متهم کرده. در قسمتی از این فایل در واکنش به این اتهامات میگوید:"من نه تنها از شما درخواست تخفیف مجازات ندارم، بلکه در پیشگاه ملت ایران درخواست میکنم اگر فعالیت مدنی و الزام به رعایت حقوق بشر جنایت است،اگر اقدام مسلحانه داشتهام، اگر توهین به اسلام کردهام، با ارائهی سند محاکمه شوم"
در انتها او "ورود وکلای مستقل در پرونده، ارائهی دلیل مستند بر این اتهامات و محاکمهی عادلانه با حضور هیئت منصفه" را درخواست میکند.
#مهسا_امینی
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
اخیرا شعبهی اول دادگاه انقلاب جیرفت، پروندهای برای پوران ناظمی تشکیل داده و او را به اتهاماتی سنگین از جمله اهانت به مقدسات اسلام، اقدام مسلحانه علیه جمهوری اسلامی، محاربه و افسادفیالارض متهم کرده. در قسمتی از این فایل در واکنش به این اتهامات میگوید:"من نه تنها از شما درخواست تخفیف مجازات ندارم، بلکه در پیشگاه ملت ایران درخواست میکنم اگر فعالیت مدنی و الزام به رعایت حقوق بشر جنایت است،اگر اقدام مسلحانه داشتهام، اگر توهین به اسلام کردهام، با ارائهی سند محاکمه شوم"
در انتها او "ورود وکلای مستقل در پرونده، ارائهی دلیل مستند بر این اتهامات و محاکمهی عادلانه با حضور هیئت منصفه" را درخواست میکند.
#مهسا_امینی
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍91❤16🔥2🤔1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌷 اهدای منشور کوروش بزرگ
به بزرگ بانوی ایران (نرگس محمدی)
"همزمان با گرامیداشت کوروش بزرگ"
* دکتر محمد سیف زاده
نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر
و جمعی از فعالین مدنی همزمان با گرامیداشت ۷ آبان (روز کوروش بزرگ) به دیدار پدر بزرگ بانوی ایران (نرگس محمدی) در زنجان رفته، و تندیس حقوق بشر را به ایشان تقدیم کردند.
۵ آبان ۱۴۰۲
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
به بزرگ بانوی ایران (نرگس محمدی)
"همزمان با گرامیداشت کوروش بزرگ"
* دکتر محمد سیف زاده
نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر
و جمعی از فعالین مدنی همزمان با گرامیداشت ۷ آبان (روز کوروش بزرگ) به دیدار پدر بزرگ بانوی ایران (نرگس محمدی) در زنجان رفته، و تندیس حقوق بشر را به ایشان تقدیم کردند.
۵ آبان ۱۴۰۲
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
👍110❤13😁10👏2
مردم غلط میکنن همچین فکری کنن، شما و دزدی؟ استغفرالله
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
😁163👍13🤬13🔥11🥴6❤1👎1
دمتون گرم، با همین فرمون برین جلو
نفرت ایجاد کنید و گورتون رو بکنید
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
نفرت ایجاد کنید و گورتون رو بکنید
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
🔥101🤬69😁36👍18🥴15❤3🤯3😱2💯1
Forwarded from محمد رضا عالی پيام - هالو
رسانه شمایید.
از این که لینک را برای دیگران میفرستید سپاسگزارم.
https://youtu.be/NuQFrhJ016w?si=phjsQ3zEzj9TSM6e
از این که لینک را برای دیگران میفرستید سپاسگزارم.
https://youtu.be/NuQFrhJ016w?si=phjsQ3zEzj9TSM6e
YouTube
هالو ـ گفتگو با شبکه مهر - به ایران بپردازیم | MrHalloo - Goft o Goo Ba Shabake Mehr
Subscribe for more videos: https://www.youtube.com/MrHallooCh?sub_confirmation=1
هالو ـ گفتگو با شبکه مهر - به ایران بپردازیم
یک آبان 1402
از این که این ویدیو را دانلود نمیکنید و لینک آن را برای دیگران میفرستید سپاسگزارم.
برای شنیدن گفتگو های هالو بر…
هالو ـ گفتگو با شبکه مهر - به ایران بپردازیم
یک آبان 1402
از این که این ویدیو را دانلود نمیکنید و لینک آن را برای دیگران میفرستید سپاسگزارم.
برای شنیدن گفتگو های هالو بر…
👍46❤3😁3👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔵 دخترکم کشتنت! حقت نبود ولی یک ثانیه قاتلان تو رو آرام نمی گذاریم! قسم به اسمت
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
🔥116👍29💔16❤4🤷♀1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴 در موضوع جنگ غزه و سیاستهای جنگطلبانه خامنهای در میان سرداران سپاه اختلاف عمیقی وجود دارد.
كل سخنان به شدت اعتراضی سردار احمد پیکری در تاریخ ۱۴۰۲/۸/۳ درباره وضعیت ایران و جنگ غزه و اسراييل
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
كل سخنان به شدت اعتراضی سردار احمد پیکری در تاریخ ۱۴۰۲/۸/۳ درباره وضعیت ایران و جنگ غزه و اسراييل
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
🔥63👍49❤4🤬3😁2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حتما این کلیپ رو تا پایان ببینید 🙏👏🙏👏🙏👏🙏👏 نامه ای از دختر جنوب ایران به دختری در عربستان
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
#مهسا_امینی
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو 👇
@sh_n_halloo
❤61👍20🙏3😁1🤬1