👈🌵 علی اکبر کریمی نماینده اراک در مجلس شورای اسلامی گفت:
دولت های قبلی طی سالهای گذشته با افزایش های بی رویه حقوق بازنشستگان و فرهنگیان و توجه زیاد رسانه ای به آنها، توقع این قشر را بیش از حد بالا برده و به نوعی آنها را پررو کرده اند! امروز معلمین ما بجای اینکه شکرگزار حکومت جمهوری اسلامی باشند، طلبکار و معترض به حکومت شده اند و دست به تجمعات اعتراضی میزنند! اگر بنده و همکارانم صراحتا میگوییم که با رتبه بندی و هرگونه افزایش حقوق فرهنگیان و بازنشستگان مخالف هستیم برای جلوگیری از ادامه این روند نابجاست!
⬅️جوابیه:
۱- ایشان در چه موضعی قرار دارند که قشر زحمتکش و فرهیخته جامعه را ( پررو) خطاب میکنند؟
۲- معنی ارج نهادن به مقام شامخ پیامبرگونه معلم در این نظام این چنین است؟
۳- اگر جنابشان در حد ۴ عمل اصلی ریاضی، حساب و کتاب بلد هستند به خودشان زحمت داده و مقایسه ای بین درصد افزایش حقوق فرهنگیان و تورم که ماحصل ندانم کاری ایشان و همقطارشان هست، داشته باشند تا معلوم شود که چه کسانی پررو و بیمنطق هستند؟؟؟
۴- اگر صرف حقوق زیاد دل ایشان را به درد آورده، چرا در قبال دریافت
حقوقهای آنچنانی نماینگان مجلس ککشان هم نمیگزد؟
۵- جهت صیانت ا ز بیت المال بهتر است نمایندگان محترم توجه خود را معطوف به جلوگیری از: رانتخواری، اختلاس، باندبازی، تصویب قوانین خام و معیوب نمایند.
⬅️هشدار مهم:
همکاران محترم امروز وظیفه تک تک ما ایجاب میکند در برابر اهانتهای این چنینی خاموش نبوده و به هر شکل مقدور مقابله نماییم.
👈لطفا این پیام را در بین جامعه فرهنگیان و بازنشستگان نشر دهید
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
دولت های قبلی طی سالهای گذشته با افزایش های بی رویه حقوق بازنشستگان و فرهنگیان و توجه زیاد رسانه ای به آنها، توقع این قشر را بیش از حد بالا برده و به نوعی آنها را پررو کرده اند! امروز معلمین ما بجای اینکه شکرگزار حکومت جمهوری اسلامی باشند، طلبکار و معترض به حکومت شده اند و دست به تجمعات اعتراضی میزنند! اگر بنده و همکارانم صراحتا میگوییم که با رتبه بندی و هرگونه افزایش حقوق فرهنگیان و بازنشستگان مخالف هستیم برای جلوگیری از ادامه این روند نابجاست!
⬅️جوابیه:
۱- ایشان در چه موضعی قرار دارند که قشر زحمتکش و فرهیخته جامعه را ( پررو) خطاب میکنند؟
۲- معنی ارج نهادن به مقام شامخ پیامبرگونه معلم در این نظام این چنین است؟
۳- اگر جنابشان در حد ۴ عمل اصلی ریاضی، حساب و کتاب بلد هستند به خودشان زحمت داده و مقایسه ای بین درصد افزایش حقوق فرهنگیان و تورم که ماحصل ندانم کاری ایشان و همقطارشان هست، داشته باشند تا معلوم شود که چه کسانی پررو و بیمنطق هستند؟؟؟
۴- اگر صرف حقوق زیاد دل ایشان را به درد آورده، چرا در قبال دریافت
حقوقهای آنچنانی نماینگان مجلس ککشان هم نمیگزد؟
۵- جهت صیانت ا ز بیت المال بهتر است نمایندگان محترم توجه خود را معطوف به جلوگیری از: رانتخواری، اختلاس، باندبازی، تصویب قوانین خام و معیوب نمایند.
⬅️هشدار مهم:
همکاران محترم امروز وظیفه تک تک ما ایجاب میکند در برابر اهانتهای این چنینی خاموش نبوده و به هر شکل مقدور مقابله نماییم.
👈لطفا این پیام را در بین جامعه فرهنگیان و بازنشستگان نشر دهید
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
👍25👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅استقبال سرد پوتین از رئیسی
✍شهاب الدین حائری شیرازی
🔗این دیدار را می توان حاوی پیامهای زیر دانست:
1_اقتصاد ایران با توجه به تحریمها بقدری کوچک ومنزوی شده که اهمیت چندانی برای دول دیگر ندارد.
2_اگر قرار بر رفع تحریم بود باز جا داشت هیاتی جامع تر و دیداری صمیمانه تر برگزار شود این نحوه تعامل حکایت از استمرار تحریم در نگاه روسیه دارد.
3_روسیه مثل غرب از تحرکات منطقه ای ایران ناخشنود است.
4_ با توجه به شناختی که از رئیسی در سطح داخلی وخارجی پدید آمده شخصیت ممتازی تلقی نمی شود.
5_ باتوجه به نحوه تعامل نهادهای بالادستی با رئیس جمهور، تعامل با وی در سطح کسی که دارای جایگاه ریاست جمهوری متعارف است صورت نمی گیرد.
6_بنظر می رسد این دیدار با پی گیری طرف ایرانی وبرای مصارف داخلی صورت پذیرفته وچندان از نظر طرف روسی ضروری و دارای آثار اقتصادی و سیاسی تلقی نمی شده.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
✍شهاب الدین حائری شیرازی
🔗این دیدار را می توان حاوی پیامهای زیر دانست:
1_اقتصاد ایران با توجه به تحریمها بقدری کوچک ومنزوی شده که اهمیت چندانی برای دول دیگر ندارد.
2_اگر قرار بر رفع تحریم بود باز جا داشت هیاتی جامع تر و دیداری صمیمانه تر برگزار شود این نحوه تعامل حکایت از استمرار تحریم در نگاه روسیه دارد.
3_روسیه مثل غرب از تحرکات منطقه ای ایران ناخشنود است.
4_ با توجه به شناختی که از رئیسی در سطح داخلی وخارجی پدید آمده شخصیت ممتازی تلقی نمی شود.
5_ باتوجه به نحوه تعامل نهادهای بالادستی با رئیس جمهور، تعامل با وی در سطح کسی که دارای جایگاه ریاست جمهوری متعارف است صورت نمی گیرد.
6_بنظر می رسد این دیدار با پی گیری طرف ایرانی وبرای مصارف داخلی صورت پذیرفته وچندان از نظر طرف روسی ضروری و دارای آثار اقتصادی و سیاسی تلقی نمی شده.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
👍32🔥1
🌍 دنیا با مادران زیباست ... !
🌐 من زنی را می شناسم که هیچ گاه در انتظار ظهور دستی برای بر آوردن آرزوهایش نماند، خودش بلند شد، یک تنه ایستاد و برای آرزوهای دور خودش آستین بالا زد و ذره ذره موفق شد.
من زنی را می شناسم که هم ظریف بود، هم محکم، هم تکیه گاه بود، هم تکیه زدن به شانه های مردانه ای را دوست داشت. هم گریه می کرد، هم می خندید، هم دوست داشت، هم دوست داشتنی بود.
من زنی را می شناسم که هم کودکانه شیطنت میکرد، هم بالغانه مدیریت. هم سر به زیر بود، هم جسور. هم عاشق بود، هم فارغ.
من زنی را می شناسم که آرام بود و آرامش را به قدر دایره ی تأثیر خودش تکثیر می کرد. زنی که زیباترین بود، هم درونی و هم بیرونی و متناسب با شرایط، درست ترین حرف ها را می زد و اصیل ترین رفتارها را داشت.
من زنی را می شناسم که مستقلانه می زیست و مستقلانه اقدام می کرد، که کمک می گرفت ؛ اما همیشه اول و آخر، روی توانمندی های خودش حساب می کرد. که سنگفرش های یک خیابان معمولی با خیابانهای پاریس اصلا برایش فرقی نمیکرد و حال دلش با تابش آفتاب و تماشای گیاه و پرنده ها و کتاب ها و موسیقی خوب میشد. که برای حال خوب خودش می جنگید و لایه های زمخت عادت و روز مرگی را کنار می زد و از لابلای جزئیات ساده و دست و پا گیر حیات، دلپذیر ترین دلخوشی ها را برای خودش بیرون می کشید و عمیقا ذوق می کرد.
من زنی را می شناسم که حضورش حال جهان را بهتر می کرد. که عمیق بود و وسیع بود و با گیاهان و با آسمان و با اقیانوسهای آرام و در نوسان، نسبت نزدیکی داشت.
من زنی را می شناسم که تمام دردهای عالم روی دوشش بود اما خنده های شادمانه اش گوش جهان را کر کرده بود.
و من زنی را می شناسم که وقتی برایش نوشتم مادر جان : روزت مبارک قشنگم.
کادوی روز مادر را به کارتت بریزم؟.....
و اصلا به من بگو چه دوست داری تا برایت بگیرم و به دستت برسانم ؟
پاسخ گرفتم : من بغل میخواهم پسرم. قدری نوازش. ذره ای توجه. و اندکی احترام. میتوانی برایم بگیری .... ؟؟؟
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
🌐 من زنی را می شناسم که هیچ گاه در انتظار ظهور دستی برای بر آوردن آرزوهایش نماند، خودش بلند شد، یک تنه ایستاد و برای آرزوهای دور خودش آستین بالا زد و ذره ذره موفق شد.
من زنی را می شناسم که هم ظریف بود، هم محکم، هم تکیه گاه بود، هم تکیه زدن به شانه های مردانه ای را دوست داشت. هم گریه می کرد، هم می خندید، هم دوست داشت، هم دوست داشتنی بود.
من زنی را می شناسم که هم کودکانه شیطنت میکرد، هم بالغانه مدیریت. هم سر به زیر بود، هم جسور. هم عاشق بود، هم فارغ.
من زنی را می شناسم که آرام بود و آرامش را به قدر دایره ی تأثیر خودش تکثیر می کرد. زنی که زیباترین بود، هم درونی و هم بیرونی و متناسب با شرایط، درست ترین حرف ها را می زد و اصیل ترین رفتارها را داشت.
من زنی را می شناسم که مستقلانه می زیست و مستقلانه اقدام می کرد، که کمک می گرفت ؛ اما همیشه اول و آخر، روی توانمندی های خودش حساب می کرد. که سنگفرش های یک خیابان معمولی با خیابانهای پاریس اصلا برایش فرقی نمیکرد و حال دلش با تابش آفتاب و تماشای گیاه و پرنده ها و کتاب ها و موسیقی خوب میشد. که برای حال خوب خودش می جنگید و لایه های زمخت عادت و روز مرگی را کنار می زد و از لابلای جزئیات ساده و دست و پا گیر حیات، دلپذیر ترین دلخوشی ها را برای خودش بیرون می کشید و عمیقا ذوق می کرد.
من زنی را می شناسم که حضورش حال جهان را بهتر می کرد. که عمیق بود و وسیع بود و با گیاهان و با آسمان و با اقیانوسهای آرام و در نوسان، نسبت نزدیکی داشت.
من زنی را می شناسم که تمام دردهای عالم روی دوشش بود اما خنده های شادمانه اش گوش جهان را کر کرده بود.
و من زنی را می شناسم که وقتی برایش نوشتم مادر جان : روزت مبارک قشنگم.
کادوی روز مادر را به کارتت بریزم؟.....
و اصلا به من بگو چه دوست داری تا برایت بگیرم و به دستت برسانم ؟
پاسخ گرفتم : من بغل میخواهم پسرم. قدری نوازش. ذره ای توجه. و اندکی احترام. میتوانی برایم بگیری .... ؟؟؟
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
👍23❤8🤩3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هنوز این مکتبخانهها در بسیاری از کشورها وجود دارد
آموزش قرآن با اعمال شاقه
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
آموزش قرآن با اعمال شاقه
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
💩29😱20👍10
چه خواب وحشتناکی!
رحیم قمیشی
در خبرها خواندم یک استاد دانشگاه کاشان به علت مشکلات مالی خودکشی کرده.
در خبرها خواندم استاد فاضلی و استاد اباذری به دلیل نقدهایشان، از دانشگاهشان اخراج شدهاند.
در خبرها خواندم ایران به دلیل شرایط تحریمی نفت خود را دهها دلار ارزانتر، به چین میفروشد.
در خبرها خواندم توافقات بیست ساله با روسیه در شرف نهایی شدن است، و کسی نپرسیده با این وضعیت انزوای ایران در سطح بینالملل، آیا روسیه عاشق چشم و ابروی ماست که قرارداد دراز مدت امضا کند؟ یا قرار است این بار گاز ارزان یا اقلام دیگری روانه آنجا شوند و تسلیحات جدید و بیمصرفی خریداری شوند؟!
در خبرها خواندم با حذف ارز ۴۲۰۰ تومان در بودجه سال بعد قرار است تورم بالای هفتاد درصد را تجربه کنیم و دلمان خوش باشد که یارانه ۴۵ تومانیمان شاید بشوند ۱۱۰ تومان!
من از آینده به وحشت افتادهام.
کسی مرا بیدار میکند تا بگوید اینها همهاش خواب بوده؟
من خواب دیدهام که به اسم اسلام و خدا شدهایم مستعمره دو کشور بیدین و با سابقه بسیار بد!
من خواب دیدهام که ۹۰ درصد جامعه و بیشتر، مشکل معیشت روزانهشان را دارند.
من خواب دیدهام که معلمان کشورم هیچ انگیزهای برای ادامه کارشان ندارند و درآمدشان از افراد بیسواد کشور هم کمتر شده!
من خواب دیدهام که جوانها هیچ روزنه امیدی برای آیندهشان نمیبینند.
دخترها دچار یأس شدهاند...
لطفا بگویید من خواب میبینم.
یعنی واقعا کسی نیست با آمار علمی به آقایان بگوید شکاف طبقاتی به کجا رسیده؟ یا انها هم خواب دیدن را بر واقعیت ترجیح میدهند!
کسی نیست به آنها بفهماند جامعه بیدین شده، مردم خسته شده، حتی روحانیون باسواد، بسیاری از رزمندگان سابق، غالب اساتید دانشگاهها، گروه زیادی از انقلابیون سابق، دیگر امیدی به بهبود ندارند!
من نمیدانم چه اتفاق دیگری باید بیفتد تا برخی از توهم بیرون بیایند، که این راه صحیح نیست.
نظام بدون مردم، بدون اساتید دانشگاه، بدون متخصصین دلسوز، بدون کهنه سربازان دلآزرده، بدون دلسوختگان امیدوار به اصلاح، که دیگر نظام نیست!
یک حاکمیت فردی است. یک کابوس است!
یک شبح از حاکمیت دینی است.
یک گندم نمایی است...
باز هم اخراج کنید، پس از آقای عبدالکریمی، آقای آقاجری، آقای بشیریه، آقای طباطبایی و صدها استاد دیگر، و دهها مدرس حوزه حقگو، و معلمان بیشمار، باز هم اخراج کنید...
آقایان فاضلی و اباذری کماند.
همه را اخراج کنید.
صبر کنید تا اساتید دیگری، معلمان بیشتری، مردم درماندهتری خودسوزی کنند، کشور را ترک کنند، بمیرند، تا شاید بیدار شوید، شاید شما چشمهایتان را بمالید.
شاید ما هم بیدار شویم!
این شیوه حکومتداری و مردمداری نیست.
این آن حکومت علی که چه عرض کنم، حکومت معاویه هم نیست، که میدانیم معاویه به اقتصاد مردمش لااقل میرسید!
ما از ادامه این وضعیت میترسیم.
میترسیم تاریخ ما را خیلی بد قضاوت کند.
میترسیم آیندگان ما را نبخشند.
سکوت ما را
و خواب ما را...
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
رحیم قمیشی
در خبرها خواندم یک استاد دانشگاه کاشان به علت مشکلات مالی خودکشی کرده.
در خبرها خواندم استاد فاضلی و استاد اباذری به دلیل نقدهایشان، از دانشگاهشان اخراج شدهاند.
در خبرها خواندم ایران به دلیل شرایط تحریمی نفت خود را دهها دلار ارزانتر، به چین میفروشد.
در خبرها خواندم توافقات بیست ساله با روسیه در شرف نهایی شدن است، و کسی نپرسیده با این وضعیت انزوای ایران در سطح بینالملل، آیا روسیه عاشق چشم و ابروی ماست که قرارداد دراز مدت امضا کند؟ یا قرار است این بار گاز ارزان یا اقلام دیگری روانه آنجا شوند و تسلیحات جدید و بیمصرفی خریداری شوند؟!
در خبرها خواندم با حذف ارز ۴۲۰۰ تومان در بودجه سال بعد قرار است تورم بالای هفتاد درصد را تجربه کنیم و دلمان خوش باشد که یارانه ۴۵ تومانیمان شاید بشوند ۱۱۰ تومان!
من از آینده به وحشت افتادهام.
کسی مرا بیدار میکند تا بگوید اینها همهاش خواب بوده؟
من خواب دیدهام که به اسم اسلام و خدا شدهایم مستعمره دو کشور بیدین و با سابقه بسیار بد!
من خواب دیدهام که ۹۰ درصد جامعه و بیشتر، مشکل معیشت روزانهشان را دارند.
من خواب دیدهام که معلمان کشورم هیچ انگیزهای برای ادامه کارشان ندارند و درآمدشان از افراد بیسواد کشور هم کمتر شده!
من خواب دیدهام که جوانها هیچ روزنه امیدی برای آیندهشان نمیبینند.
دخترها دچار یأس شدهاند...
لطفا بگویید من خواب میبینم.
یعنی واقعا کسی نیست با آمار علمی به آقایان بگوید شکاف طبقاتی به کجا رسیده؟ یا انها هم خواب دیدن را بر واقعیت ترجیح میدهند!
کسی نیست به آنها بفهماند جامعه بیدین شده، مردم خسته شده، حتی روحانیون باسواد، بسیاری از رزمندگان سابق، غالب اساتید دانشگاهها، گروه زیادی از انقلابیون سابق، دیگر امیدی به بهبود ندارند!
من نمیدانم چه اتفاق دیگری باید بیفتد تا برخی از توهم بیرون بیایند، که این راه صحیح نیست.
نظام بدون مردم، بدون اساتید دانشگاه، بدون متخصصین دلسوز، بدون کهنه سربازان دلآزرده، بدون دلسوختگان امیدوار به اصلاح، که دیگر نظام نیست!
یک حاکمیت فردی است. یک کابوس است!
یک شبح از حاکمیت دینی است.
یک گندم نمایی است...
باز هم اخراج کنید، پس از آقای عبدالکریمی، آقای آقاجری، آقای بشیریه، آقای طباطبایی و صدها استاد دیگر، و دهها مدرس حوزه حقگو، و معلمان بیشمار، باز هم اخراج کنید...
آقایان فاضلی و اباذری کماند.
همه را اخراج کنید.
صبر کنید تا اساتید دیگری، معلمان بیشتری، مردم درماندهتری خودسوزی کنند، کشور را ترک کنند، بمیرند، تا شاید بیدار شوید، شاید شما چشمهایتان را بمالید.
شاید ما هم بیدار شویم!
این شیوه حکومتداری و مردمداری نیست.
این آن حکومت علی که چه عرض کنم، حکومت معاویه هم نیست، که میدانیم معاویه به اقتصاد مردمش لااقل میرسید!
ما از ادامه این وضعیت میترسیم.
میترسیم تاریخ ما را خیلی بد قضاوت کند.
میترسیم آیندگان ما را نبخشند.
سکوت ما را
و خواب ما را...
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
👍30😱1🤩1
۱ - انسیه خانوم - داستان اول انسیه خانوم - نوشته جعفر شهری
https://zil.ink/mrhalloo
نام کتاب : انسیه خانوم
نویسنده : جعفر شهری
انتشارات : مؤسسه مطبوعاتی خزر
سال انتشار : 1349
گویش : ح. پرهام
ادیت فنی: گ. جاسمی و ح. عزت نژاد
موزیک: ب. شاهیده
موضوع : چهار داستان کوتاه
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتاب_صوتی
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
نویسنده : جعفر شهری
انتشارات : مؤسسه مطبوعاتی خزر
سال انتشار : 1349
گویش : ح. پرهام
ادیت فنی: گ. جاسمی و ح. عزت نژاد
موزیک: ب. شاهیده
موضوع : چهار داستان کوتاه
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتاب_صوتی
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👍10🎉1🤩1
https://youtu.be/Z_gU638aW5E
در یوتیوب ببینید و سوالات خود را در تلگرام یا اینستا به نشانی hallooelm بپرسید.
ممنون که ویدیوها را دانلود نمیکنید و
در اطلاع رسانی به ما کمک میکنید.
در یوتیوب ببینید و سوالات خود را در تلگرام یا اینستا به نشانی hallooelm بپرسید.
ممنون که ویدیوها را دانلود نمیکنید و
در اطلاع رسانی به ما کمک میکنید.
YouTube
MrHalloo - Elm Be Zabane Sadeh | هالو - علم به زبان ساده - انفجار بزرگ - شب اول
Subscribe for more videos: https://www.youtube.com/MrHallooCh?sub_confirmation=1
هالو - علم به زبان ساده - انفجار بزرگ - شب اول
با حضور آقایان: علی هادیان
کمال پرهام
از این که این کلیپ را دانلود نمیکنید و لینک آن را برای دیگران میفرستید سپاسگزارم.
بیوگرافی:…
هالو - علم به زبان ساده - انفجار بزرگ - شب اول
با حضور آقایان: علی هادیان
کمال پرهام
از این که این کلیپ را دانلود نمیکنید و لینک آن را برای دیگران میفرستید سپاسگزارم.
بیوگرافی:…
👍10
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کشف روشی جالب برای تازه نگهداشتن ماهی توسط ژاپنیها
ماهی را بطور زنده فریز میکنن و پس از قرار دادن درآب ولرم دومرتبه زنده میشه.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
ماهی را بطور زنده فریز میکنن و پس از قرار دادن درآب ولرم دومرتبه زنده میشه.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
👍19💩3
😱7👍4👎3🤩1
خدای سختگیر!
(شوخیهای جبهه)
رحیم قمیشی
دو بار در جبهه از دفتر امام بازرسانی آمدند که ببینند چه مشکلاتی داریم.
یادم هست بار اول آقای رحیمی نامی بود که با هیأتی آمد، شاید هم رحیمیان بود.
آن موقع طول خط پدافندی یگان ما حدود شش هفت کیلومتر بود، من هم آن روزها مسئولیتی داشتم.
به ایشان گفتم اینجا بچهها سؤالات شرعی دارند، اصلا پرسشهای دینی دارند، چه کسی باید برای آنها توضیح بدهد، وقتی ما حتی یک روحانی یا طلبه در خط نداریم.
البته منظورم بیشتر آن بود چرا حوزهها رفتهاند در لاک خودشان و فقط فتوا میدهند برویم جبهه و خودشان نمیآیند!
ایشان با تعجب پرسید یعنی حتی یک روحانی در تیپ شما نیست؟
که من حماقت کردم و با صداقت گفتم دقیقا! حتی یکی.
خدا پدرش را بیامرزد، رفته بود و همان را کف دست امام گذاشته بود، امام خمینی آدم بسیار رک و صریحی بود و با هیچکس تعارف نداشت. یادم هست یک هفته بعد امام بیانیه بسیار تندی منتشر کردند و به همه روحانیون و حوزهها حمله کردند، متن کامل آن را یادم نمیآید، شاید همان منشور روحانیت بود ولی میدانم به شدت از آنها انتقاد کرده بود.
مدتی بعد چندین طلبه داوطلب به تیپ ما اضافه شدند.
الحق هم طلبههای باحالی بودند.
فقط زیادی طلبه بودند!!
سنگری داشتیم که نمیشد سرپا در آن ایستاد، یعنی ارتفاع سقفش حدود یک متر بود.
چون بیرون از سنگر دائما خمپاره میآمد، داخل همان سنگر ما نشسته نمازمان را میخواندیم. طلبه اعزامی که این وضع را دید پرسید چند وقت است اینجوری نماز میخوانید؟ گفتیم دو ماه.
گفت تمام نمازهایتان را باید اعاده کنید، یعنی دوباره بخوانید...
با چشمانی متعجب پرسیدیم چرا؟!
گفت شما وقتی میتوانید سرپا (ولو خمیده یا به شکل رکوع) بایستید، حق ندارید نماز را نشسته بخوانید.
گفتیم حاج آقا اگر به حالت رکوع نیت کنیم و حمد و سوره را بخوانیم، بعد برای رکوع چهکار کنیم؟ گفت کمی بیشتر خم شوید...
حالا تکیف وضویمان چه میشد دیگر توضیحی نداشت!
بعضی از بچهها که خیلی مقید بودند شروع کردند به نماز جبرانی با همان شکل جدید و زجرآور خواندن.
من و منصور شاکریان (شهید) و رحیم فیاضی (شهید) و محمد جامعی (شهید) و چند تا از دوستان که واقعا خواندن آنهمه نماز برایمان ممکن نبود، شروع کردیم به کندن زمین سنگر، آنقدر کندیم تا از سطح زمین ۸۰ - ۹۰ سانت پایینتر رفت و توانستیم بعد از آن، نماز را ایستاده بخوانیم تا فردا روحانی دیگری پیدا نشود و این بار نگوید نماز به حالت رکوع هم باطل بوده!
البته قضای ان نمازها را نخواندیم، چون وجدانا قبلا نمازهای باحالی خوانده بودیم، و گاه در نماز گریه هم کرده بودیم، امکان نداشت بتوانیم اعادهاش کنیم. یعنی دلمان نمیگذاشت.
اما سنگری که گود شده بود.
ما فکر بارانش را نکرده بودیم، البته در جنوب باران بسیار کم میآمد، ولی وقتی میآمد خوب میآمد.
به قول خودمان شلقلقی... یا دمب اسبی
آن روز که باران گرفت همه چیزمان رفت زیر آب و گل، آبِ کل دشت روانه شده بود به طرف سنگر ما، از هر طرفی سوراخ را میگرفتیم، از آن طرف جریان پیدا میکرد.
همه لوازم ما، اسلحههایمان، لباسهایمان، پتوهایمان، همه رفتند زیر آب و گل.
نه ده سانت و بیست سانت، یک متر!
خدا میداند ان روز چقدر خودمان را لعنت کردیم که خواسته بودیم روحانیای برایمان اعزام شود!
کاش دوباره همان آقای رحیمی باز میآمد دیدارمان، تا به او میگفتیم؛
- قربانت برویم، غلط کردیم! به امام بگو ما پر شدیم از معنویت، دیگر آخوند نفرستد برای هدایتمان، اشتباه کردیم...
نمیتوانیم شصت روز نماز قضا بخوانیم!
ما اصلا خودمان طلبهایم!
خدای ما...
اینهمه سختگیر نبود!!
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
(شوخیهای جبهه)
رحیم قمیشی
دو بار در جبهه از دفتر امام بازرسانی آمدند که ببینند چه مشکلاتی داریم.
یادم هست بار اول آقای رحیمی نامی بود که با هیأتی آمد، شاید هم رحیمیان بود.
آن موقع طول خط پدافندی یگان ما حدود شش هفت کیلومتر بود، من هم آن روزها مسئولیتی داشتم.
به ایشان گفتم اینجا بچهها سؤالات شرعی دارند، اصلا پرسشهای دینی دارند، چه کسی باید برای آنها توضیح بدهد، وقتی ما حتی یک روحانی یا طلبه در خط نداریم.
البته منظورم بیشتر آن بود چرا حوزهها رفتهاند در لاک خودشان و فقط فتوا میدهند برویم جبهه و خودشان نمیآیند!
ایشان با تعجب پرسید یعنی حتی یک روحانی در تیپ شما نیست؟
که من حماقت کردم و با صداقت گفتم دقیقا! حتی یکی.
خدا پدرش را بیامرزد، رفته بود و همان را کف دست امام گذاشته بود، امام خمینی آدم بسیار رک و صریحی بود و با هیچکس تعارف نداشت. یادم هست یک هفته بعد امام بیانیه بسیار تندی منتشر کردند و به همه روحانیون و حوزهها حمله کردند، متن کامل آن را یادم نمیآید، شاید همان منشور روحانیت بود ولی میدانم به شدت از آنها انتقاد کرده بود.
مدتی بعد چندین طلبه داوطلب به تیپ ما اضافه شدند.
الحق هم طلبههای باحالی بودند.
فقط زیادی طلبه بودند!!
سنگری داشتیم که نمیشد سرپا در آن ایستاد، یعنی ارتفاع سقفش حدود یک متر بود.
چون بیرون از سنگر دائما خمپاره میآمد، داخل همان سنگر ما نشسته نمازمان را میخواندیم. طلبه اعزامی که این وضع را دید پرسید چند وقت است اینجوری نماز میخوانید؟ گفتیم دو ماه.
گفت تمام نمازهایتان را باید اعاده کنید، یعنی دوباره بخوانید...
با چشمانی متعجب پرسیدیم چرا؟!
گفت شما وقتی میتوانید سرپا (ولو خمیده یا به شکل رکوع) بایستید، حق ندارید نماز را نشسته بخوانید.
گفتیم حاج آقا اگر به حالت رکوع نیت کنیم و حمد و سوره را بخوانیم، بعد برای رکوع چهکار کنیم؟ گفت کمی بیشتر خم شوید...
حالا تکیف وضویمان چه میشد دیگر توضیحی نداشت!
بعضی از بچهها که خیلی مقید بودند شروع کردند به نماز جبرانی با همان شکل جدید و زجرآور خواندن.
من و منصور شاکریان (شهید) و رحیم فیاضی (شهید) و محمد جامعی (شهید) و چند تا از دوستان که واقعا خواندن آنهمه نماز برایمان ممکن نبود، شروع کردیم به کندن زمین سنگر، آنقدر کندیم تا از سطح زمین ۸۰ - ۹۰ سانت پایینتر رفت و توانستیم بعد از آن، نماز را ایستاده بخوانیم تا فردا روحانی دیگری پیدا نشود و این بار نگوید نماز به حالت رکوع هم باطل بوده!
البته قضای ان نمازها را نخواندیم، چون وجدانا قبلا نمازهای باحالی خوانده بودیم، و گاه در نماز گریه هم کرده بودیم، امکان نداشت بتوانیم اعادهاش کنیم. یعنی دلمان نمیگذاشت.
اما سنگری که گود شده بود.
ما فکر بارانش را نکرده بودیم، البته در جنوب باران بسیار کم میآمد، ولی وقتی میآمد خوب میآمد.
به قول خودمان شلقلقی... یا دمب اسبی
آن روز که باران گرفت همه چیزمان رفت زیر آب و گل، آبِ کل دشت روانه شده بود به طرف سنگر ما، از هر طرفی سوراخ را میگرفتیم، از آن طرف جریان پیدا میکرد.
همه لوازم ما، اسلحههایمان، لباسهایمان، پتوهایمان، همه رفتند زیر آب و گل.
نه ده سانت و بیست سانت، یک متر!
خدا میداند ان روز چقدر خودمان را لعنت کردیم که خواسته بودیم روحانیای برایمان اعزام شود!
کاش دوباره همان آقای رحیمی باز میآمد دیدارمان، تا به او میگفتیم؛
- قربانت برویم، غلط کردیم! به امام بگو ما پر شدیم از معنویت، دیگر آخوند نفرستد برای هدایتمان، اشتباه کردیم...
نمیتوانیم شصت روز نماز قضا بخوانیم!
ما اصلا خودمان طلبهایم!
خدای ما...
اینهمه سختگیر نبود!!
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
👍46😱4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بانوی کتابفروش در خیابانهای کابل
او از این راه زندگیاش را میگذراند. زنانی چون او به ما یادآوری میکنند، افغانستان هنوز زنده و امیدوار به آینده است
#طالبان
#افغانستان
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
او از این راه زندگیاش را میگذراند. زنانی چون او به ما یادآوری میکنند، افغانستان هنوز زنده و امیدوار به آینده است
#طالبان
#افغانستان
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👍17😢3