این مقاله از مجتبی مطهری فرزند کوچک شهید مطهری
چرا در ایران، نیت شیطانی این قدر زود به تجاوز منجر میشود؟
از دختر دبستانی روستایی، فقط کفشهایش پیدا شده بود. چندی بعد جنازه ی خفه شده ی او، پس از تعرض یافت شد. متجاوز و قاتل که بود؟ مردی متأهل! او گفت: "دخترک را تنها دیدم، نیتی شیطانی به ذهنم رسید، آن را عملی کردم!" چگونه است که در ایران، این نیت های پلید شیطانی، زود به مرحله عمل میرسند؟
اگر قرار باشد نیت شیطانی این قدر سریع ایجاد شده و به مرحله ی عمل برسد، در کشورهای غربی، که استخرها مختلط، مشروب فروشیها در دسترس، تابلوهای نیمه عریان در مقابل و فیلم های شهوت انگیز تلویزیون در دید همگان است، باید روزانه ده ها هزار نفر مورد تعرض قرار گیرند.
پاسخ سؤال در این نکته است که این جمله ی سه قسمتی (دخترک را تنها دیدم، نیتی شیطانی به ذهنم رسید، نیت خود را عملی کردم)، در حقیقت جملهای چهار قسمتی است: "دخترک را تنها دیدم، نیتی شیطانی به ذهنم رسید، "دیدم انگار در این مملکت، کسی به کسی نیست"، نیت خود را عملی کردم!"
کشورهای غربی با درست در اختیار گرفتن قدرت رسانهای، به هر نافهمی فهماندهاند که در این شهر، نسبت به جرم های خشن، به ویژه نسبت به کودکان و دختران، حساسیت زیادی وجود دارد و "کسی به کسی هست!" وقتی دختر ده سالهای به نام "هولی جونز" در کانادا ناپدید شد، به مدت دو روز، "خبر اول" تمام شبکههای مهم خبری آن کشور بود!
ما چه میکنیم؟ فورا این گونه اخبار را پنهان میکنیم تا زمان دستگیری احتمالی مجرم!
آیا از کم شعوری غربی هاست که برنامههای مهم تلویزیونی را قطع کرده و تعقیب و گریز یک مجرم را به طور زنده پخش میکنند؟
اتفاقا غربیها در این موارد، بسیار عاقلانه عمل میکنند چون میدانند مسئله ی اصلی، دستگیری مجرم نیست، بلکه فهماندن این امر، به مجرمان بعدی است که این جا، شهر است نه جنگل؛ و ربودن یک کودک و یا تعرض به او، یعنی مواجهه با کل حکومت و مردم.
در ایران ما، وقتی یک جانی به یک دختر تعرض میکند حداکثر خود را با یک خانواده، طرف میبیند که به راحتی با تهدیدهایی مانند پخش فیلم تعرض و یا تجاوز به عضو دیگر خانواده، آنان را از شکایت منصرف میکند. ولی در غرب، کودک، از جامعه ربوده میشود نه از خانواده؛ و جانی میداند از فردا، جنایت او مورد توجه همه ی رسانه هاست و انصراف شاکی خصوصی تأثیری ندارد.
من نمیدانم تعداد "جنگل بانان" در این کشور چند نفر است ولی هر چه هست، تعداد "جنگل بینان"، یعنی کسانی که جامعه ی ایران را مثل "جنگل" تلقی میکنند و از قمه کشی و ربایش و تهدید و تجاوز و جرم های دیگر ابایی ندارند، کم شمار نیست.
به سبب جمعیت رو به رشد "جنگل بینان" است که اگر آینه ی دو خودرو، کمی با شدت به هم برخورد کند، پیاده شدن از خودرو با قمه، منظره ی نادری در تهران نیست!
مردم عادی به کنار، در کدام کشور جهان، شروران در مواجهه با پلیس، به جای فرار، مکررا با قمه به مأموران مسلح حمله میکنند؟ آیا این پدیدهها دلیلی بر گسترش تعداد "جنگل بینان" نیست؟
و همچنین است داستان اختلاس، رشوه، غارت بیت المال و...
نماز صبح، رادیو را باز میکنید، پیام اخلاق میدهد، از خانه خارج میشوید، بر دیوار روبرو، پیام اخلاقی نوشته است. در و دیوار شهر، پر است از تابلوها و بیلبوردهای اخلاقی.
تلفن های همراه پی در پی پیام های اخلاقی از دوستانمان، گروه های وایبری، فیس بوکی و تلگرامیمان برایمان باز میکند.
بالای سربرگ نامه های اداری مان، پیام اخلاقی نوشته است، آخوند اداره مان، ظهر، کلی برای ما اخلاق میبافد. عصر به مراسم ختم میرویم، کلی اخلاق میآموزیم.
از ده شبکه ی سیما، دست کم در هر زمان، شش تا مستقیم، سخنرانی فلان آقا را پخش میکند که پیام اخلاق میدهد. آن هایی هم که فیلم پخش میکنند، همان حرف ها را از زبان هنرپیشگانشان، دوباره به خوردمان میدهند!
راستی اگر بنا بود این پیام ها کاری بکند، ما الان باید در بهشت اخلاق زندگی میکردیم! نیاز به چک و سفته و ضامن، برای پول دادن و گرفتن و کاسبی نداشتیم. کلانتری ها و دادگاه های ما، مانند سوئیس بیکار بودند!
آقای قاضیالقضات ما چند روز پیش، فرمودند: "ما پانزده میلیون پرونده در نوبت دادرسی داریم!"
اگر بپذیریم که هر پرونده حداقل دو شاکی و متشاکی دارد و هرکدام، حداقل یک خانواده ی سه نفره و نه بیشتر باشند، تعداد افراد درگیر دادگستری ایران، رقم سرسام آور میلیون نفر است و فاجعه یعنی این!
ای قربان درس اخلاق دادنتان!
میبینید همه چیزمان به همه چیزمان میآید:
چرا در ایران، نیت شیطانی این قدر زود به تجاوز منجر میشود؟
از دختر دبستانی روستایی، فقط کفشهایش پیدا شده بود. چندی بعد جنازه ی خفه شده ی او، پس از تعرض یافت شد. متجاوز و قاتل که بود؟ مردی متأهل! او گفت: "دخترک را تنها دیدم، نیتی شیطانی به ذهنم رسید، آن را عملی کردم!" چگونه است که در ایران، این نیت های پلید شیطانی، زود به مرحله عمل میرسند؟
اگر قرار باشد نیت شیطانی این قدر سریع ایجاد شده و به مرحله ی عمل برسد، در کشورهای غربی، که استخرها مختلط، مشروب فروشیها در دسترس، تابلوهای نیمه عریان در مقابل و فیلم های شهوت انگیز تلویزیون در دید همگان است، باید روزانه ده ها هزار نفر مورد تعرض قرار گیرند.
پاسخ سؤال در این نکته است که این جمله ی سه قسمتی (دخترک را تنها دیدم، نیتی شیطانی به ذهنم رسید، نیت خود را عملی کردم)، در حقیقت جملهای چهار قسمتی است: "دخترک را تنها دیدم، نیتی شیطانی به ذهنم رسید، "دیدم انگار در این مملکت، کسی به کسی نیست"، نیت خود را عملی کردم!"
کشورهای غربی با درست در اختیار گرفتن قدرت رسانهای، به هر نافهمی فهماندهاند که در این شهر، نسبت به جرم های خشن، به ویژه نسبت به کودکان و دختران، حساسیت زیادی وجود دارد و "کسی به کسی هست!" وقتی دختر ده سالهای به نام "هولی جونز" در کانادا ناپدید شد، به مدت دو روز، "خبر اول" تمام شبکههای مهم خبری آن کشور بود!
ما چه میکنیم؟ فورا این گونه اخبار را پنهان میکنیم تا زمان دستگیری احتمالی مجرم!
آیا از کم شعوری غربی هاست که برنامههای مهم تلویزیونی را قطع کرده و تعقیب و گریز یک مجرم را به طور زنده پخش میکنند؟
اتفاقا غربیها در این موارد، بسیار عاقلانه عمل میکنند چون میدانند مسئله ی اصلی، دستگیری مجرم نیست، بلکه فهماندن این امر، به مجرمان بعدی است که این جا، شهر است نه جنگل؛ و ربودن یک کودک و یا تعرض به او، یعنی مواجهه با کل حکومت و مردم.
در ایران ما، وقتی یک جانی به یک دختر تعرض میکند حداکثر خود را با یک خانواده، طرف میبیند که به راحتی با تهدیدهایی مانند پخش فیلم تعرض و یا تجاوز به عضو دیگر خانواده، آنان را از شکایت منصرف میکند. ولی در غرب، کودک، از جامعه ربوده میشود نه از خانواده؛ و جانی میداند از فردا، جنایت او مورد توجه همه ی رسانه هاست و انصراف شاکی خصوصی تأثیری ندارد.
من نمیدانم تعداد "جنگل بانان" در این کشور چند نفر است ولی هر چه هست، تعداد "جنگل بینان"، یعنی کسانی که جامعه ی ایران را مثل "جنگل" تلقی میکنند و از قمه کشی و ربایش و تهدید و تجاوز و جرم های دیگر ابایی ندارند، کم شمار نیست.
به سبب جمعیت رو به رشد "جنگل بینان" است که اگر آینه ی دو خودرو، کمی با شدت به هم برخورد کند، پیاده شدن از خودرو با قمه، منظره ی نادری در تهران نیست!
مردم عادی به کنار، در کدام کشور جهان، شروران در مواجهه با پلیس، به جای فرار، مکررا با قمه به مأموران مسلح حمله میکنند؟ آیا این پدیدهها دلیلی بر گسترش تعداد "جنگل بینان" نیست؟
و همچنین است داستان اختلاس، رشوه، غارت بیت المال و...
نماز صبح، رادیو را باز میکنید، پیام اخلاق میدهد، از خانه خارج میشوید، بر دیوار روبرو، پیام اخلاقی نوشته است. در و دیوار شهر، پر است از تابلوها و بیلبوردهای اخلاقی.
تلفن های همراه پی در پی پیام های اخلاقی از دوستانمان، گروه های وایبری، فیس بوکی و تلگرامیمان برایمان باز میکند.
بالای سربرگ نامه های اداری مان، پیام اخلاقی نوشته است، آخوند اداره مان، ظهر، کلی برای ما اخلاق میبافد. عصر به مراسم ختم میرویم، کلی اخلاق میآموزیم.
از ده شبکه ی سیما، دست کم در هر زمان، شش تا مستقیم، سخنرانی فلان آقا را پخش میکند که پیام اخلاق میدهد. آن هایی هم که فیلم پخش میکنند، همان حرف ها را از زبان هنرپیشگانشان، دوباره به خوردمان میدهند!
راستی اگر بنا بود این پیام ها کاری بکند، ما الان باید در بهشت اخلاق زندگی میکردیم! نیاز به چک و سفته و ضامن، برای پول دادن و گرفتن و کاسبی نداشتیم. کلانتری ها و دادگاه های ما، مانند سوئیس بیکار بودند!
آقای قاضیالقضات ما چند روز پیش، فرمودند: "ما پانزده میلیون پرونده در نوبت دادرسی داریم!"
اگر بپذیریم که هر پرونده حداقل دو شاکی و متشاکی دارد و هرکدام، حداقل یک خانواده ی سه نفره و نه بیشتر باشند، تعداد افراد درگیر دادگستری ایران، رقم سرسام آور میلیون نفر است و فاجعه یعنی این!
ای قربان درس اخلاق دادنتان!
میبینید همه چیزمان به همه چیزمان میآید:
😁1
بیشترین متخصصان پزشکی؛ و بیشترین آمار بیماری!
بیشترین روحانی و معلم اخلاق؛ و بیشترین پرونده ی دادگستری و کلانتری!
بیشترین بانک و سیستم حسابرسی؛ و بیشترین دزدی و اختلاس!
ما خنده دارترین مردم جهانیم!
هیچ جا و هیچ کس را هم در دنیا آدم حساب نمیکنیم! بیایید ازبلاد کفر انسانیت را یاد بگیریم
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
بیشترین روحانی و معلم اخلاق؛ و بیشترین پرونده ی دادگستری و کلانتری!
بیشترین بانک و سیستم حسابرسی؛ و بیشترین دزدی و اختلاس!
ما خنده دارترین مردم جهانیم!
هیچ جا و هیچ کس را هم در دنیا آدم حساب نمیکنیم! بیایید ازبلاد کفر انسانیت را یاد بگیریم
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
۰۶ - چگونه انسان غول شد نوشتۀ ایلین-سِگال بخش ششم - مترجم آذر آریان…
https://zil.ink/Mrhalloo
نام کتاب : چگونه انسان غول شد
نویسنده : م. ایلین و ی. سگال
مترجم: آذر آریان پور
انتشارات : سیمرغ
سال انتشار : 1347
گویش : ح. پرهام
ادیت فنی: گ.جاسمی و ح. عزت نژاد
موضوع : داستان تکامل انسان
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتاب_صوتی
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
نویسنده : م. ایلین و ی. سگال
مترجم: آذر آریان پور
انتشارات : سیمرغ
سال انتشار : 1347
گویش : ح. پرهام
ادیت فنی: گ.جاسمی و ح. عزت نژاد
موضوع : داستان تکامل انسان
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتاب_صوتی
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
Forwarded from اتاق کار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاید این تصویر رو خیلی ها ندیده باشند یا خیلی ها هم دیدن اما یادشون رفته.
در رقابت های چهارجانبه "هنگ کنک" در سال *2003* تیم ملی فوتبال ایران در مقابل تیم ملی *دانمارک* قرار گرفت. در اواخر نیمه ی اول بازی *"نیکبخت واحدی"* با شنیدن صدای سوت که از سمت تماشاگرها بود، با تصور اینکه بازی پایان یافته است، توپ را داخل محوطه ۱۸ قدم با دست بر می دارد تا به داور بدهد.
اما داور با دیدن این صحنه،
به سمت دروازه تیم ایران می آید و نقطه ی پنالتی را نشان می دهد. 🥅
کاپیتان تیم ملی دانمارک "مورتن ویگهورست" که متوجه حرکت غیر عمد نیکبخت میشود، به سمت سرمربی تیم ملی دانمارک "مورتن پر اولسن" می رود
و با مشورت با او تصمیم می گیرد که ضربه ی پنالتی را به بیرون بزند.
بعد از این از خود گذشتگی،
مورد تشویق تماشاگرها و تیم بازیکنان تیم ملی ایران قرار می گیرد.
این بازی با نتیجه ۱ بر ۰ به سود ایران با تک گل *"جوادنکونام"* از روی نقطه ی پنالتی در نیمه دوم بازی به پایان می رسد. *انسانیت؛ مذهب و دین و نژاد نمی شناسد*
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
در رقابت های چهارجانبه "هنگ کنک" در سال *2003* تیم ملی فوتبال ایران در مقابل تیم ملی *دانمارک* قرار گرفت. در اواخر نیمه ی اول بازی *"نیکبخت واحدی"* با شنیدن صدای سوت که از سمت تماشاگرها بود، با تصور اینکه بازی پایان یافته است، توپ را داخل محوطه ۱۸ قدم با دست بر می دارد تا به داور بدهد.
اما داور با دیدن این صحنه،
به سمت دروازه تیم ایران می آید و نقطه ی پنالتی را نشان می دهد. 🥅
کاپیتان تیم ملی دانمارک "مورتن ویگهورست" که متوجه حرکت غیر عمد نیکبخت میشود، به سمت سرمربی تیم ملی دانمارک "مورتن پر اولسن" می رود
و با مشورت با او تصمیم می گیرد که ضربه ی پنالتی را به بیرون بزند.
بعد از این از خود گذشتگی،
مورد تشویق تماشاگرها و تیم بازیکنان تیم ملی ایران قرار می گیرد.
این بازی با نتیجه ۱ بر ۰ به سود ایران با تک گل *"جوادنکونام"* از روی نقطه ی پنالتی در نیمه دوم بازی به پایان می رسد. *انسانیت؛ مذهب و دین و نژاد نمی شناسد*
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
نکاتی از قانون بودجه 1401 به زبان ساده!
🔹قیمت پیامک ۳ تومان افزایش یافت.
🔸پاداش پایان خدمت کارکنان ۴۴۵ میلیون تومان شد.
🔹دلار ۴۲۰۰ تومانی از بودجه حذف شد.
🔸بودجه صداوسیما ۵۶٪ افزایش یافت.
🔹آببهای مشترکان پرمصرف ۱۵٪ گران شد.
🔸جرایم رانندگی ۵٪ گران شد.
🔹جانبازان بالای ۲۵٪، خودروی اقساطی میگیرند.
🔸حقوقها به صورت پلکانی افزایش مییابد.
🔹معافیت مالیاتی موسسههای کنکور حذف شدند.
🔸صادرکنندهای که ارز را بازگرداند، معاف از مالیات است.
🔹خانه و ویلای زیر ۱۰ میلیارد تومان معاف از مالیاتاند.
🔸خودروهای زیر ۱ میلیارد تومان معاف از مالیاتاند.
🔹درآمدهای مالیاتی دولت ۶۲٪ افزایش مییابد.
🔸مالیات سیگار حدود ۱۰۰۰ میلیارد تومان افزایش یافت.
🔹برای نخستین بار ردیف مستقل برای صندوق تثبیت بازار سرمایه لحاظ شد.
🔸سقف حقوق اساتید دانشگاه، قضات و کارکنان کشوری و لشکری از ۳۳ به ۳۷ میلیون تومان افزایش یافت.
🔹آموزش و پرورش مجاز شد بازنشستگی معلمان را تا سن ۶۵ سالگی با رضایت آنها به تعویق بیندازد.
🔸رقم کل بودجه ۳۶۳۱ هزار میلیارد تومان است.
🔹قیمت هر بشکه نفت ۶۰ دلار بسته شده است.
🔸پیشبینی فروش نفت، یک میلیون ۲۰۰ هزار بشکه است.
🔹ظرفیت تولید برق نیروگاه اتمی ۱۰ برابر میشود.
🔸بودجه بانکها و شرکتهای دولتی ۴۲٪ افزایش یافت.
🔹بودجه دفاعی کشور ۴.۵ میلیارد یورو است.
🔸دولت ۸۸ هزار میلراد تومان اوراق میفروشد.
🔹سن بازنشستگی ۲ سال بیشتر شد.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
🔹قیمت پیامک ۳ تومان افزایش یافت.
🔸پاداش پایان خدمت کارکنان ۴۴۵ میلیون تومان شد.
🔹دلار ۴۲۰۰ تومانی از بودجه حذف شد.
🔸بودجه صداوسیما ۵۶٪ افزایش یافت.
🔹آببهای مشترکان پرمصرف ۱۵٪ گران شد.
🔸جرایم رانندگی ۵٪ گران شد.
🔹جانبازان بالای ۲۵٪، خودروی اقساطی میگیرند.
🔸حقوقها به صورت پلکانی افزایش مییابد.
🔹معافیت مالیاتی موسسههای کنکور حذف شدند.
🔸صادرکنندهای که ارز را بازگرداند، معاف از مالیات است.
🔹خانه و ویلای زیر ۱۰ میلیارد تومان معاف از مالیاتاند.
🔸خودروهای زیر ۱ میلیارد تومان معاف از مالیاتاند.
🔹درآمدهای مالیاتی دولت ۶۲٪ افزایش مییابد.
🔸مالیات سیگار حدود ۱۰۰۰ میلیارد تومان افزایش یافت.
🔹برای نخستین بار ردیف مستقل برای صندوق تثبیت بازار سرمایه لحاظ شد.
🔸سقف حقوق اساتید دانشگاه، قضات و کارکنان کشوری و لشکری از ۳۳ به ۳۷ میلیون تومان افزایش یافت.
🔹آموزش و پرورش مجاز شد بازنشستگی معلمان را تا سن ۶۵ سالگی با رضایت آنها به تعویق بیندازد.
🔸رقم کل بودجه ۳۶۳۱ هزار میلیارد تومان است.
🔹قیمت هر بشکه نفت ۶۰ دلار بسته شده است.
🔸پیشبینی فروش نفت، یک میلیون ۲۰۰ هزار بشکه است.
🔹ظرفیت تولید برق نیروگاه اتمی ۱۰ برابر میشود.
🔸بودجه بانکها و شرکتهای دولتی ۴۲٪ افزایش یافت.
🔹بودجه دفاعی کشور ۴.۵ میلیارد یورو است.
🔸دولت ۸۸ هزار میلراد تومان اوراق میفروشد.
🔹سن بازنشستگی ۲ سال بیشتر شد.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حسينيه اعظم يزد بخاطر نوحههایی از این دست ممنوع المراسم و مداح این مراسم بازداشت شد
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جمعی از جانبازان و خانواده شهدا خواستار گرفتن غرامت جنگ از عراق شدند
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/mrhalloo
پاسخ فرهاد سلمانپور ظهیر زندانی سیاسی سابق به فراخوان احمدینژاد
؛ مثل شما مانند آن دزدی است که در میان مردم فریاد «آهای دزد» را سر میدهد!
جناب آقای دکتر محمود احمدینژاد، اخیرا جنابعالی فراخوانی را منتشر کرده و از تمامی کسانی که توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی مورد ظلم قرار گرفتهاند، درخواست کردهاید تا اسناد و مدارک خود را به منظور تظلمخواهی! به دفتر جنابعالی ارسال نمایند!
و اینجانب با توجه به اینکه سالیان مدیدی کارمندتان بوده و با جنابعالی چه در شهرداری تهران و چه در نهاد ریاست جمهوری (ساختمان کوثر) کار کردهام و با توجه به شناختی که از فکر و اهداف جنابعالی دارم و نیز با فلش بک زدن و مرور خاطراتی که با جنابعالی از آن دوران دارم، خود را مجاب دیدم که چند خطی از باب یادآوری برایتان بنویسم!
شاید مردم عادی از بسیاری از رفتارهای جنابعالی به خوبی باخبر نباشند،
اما افرادی چون بنده که از نزدیک با جنابعالی کار کرده و خاطرات فراوانی از عملکرد و حتی ادبیات واقعیتان دارم، به هنگام شنیدن چنین اخباری از ناحیه جنابعالی، نمیدانم برای مضحک بودن چنین لباسی که بر قامت شما دوخته نشده است، بخندم یا برای خواب جدیدی که با سیاست پوپولیستی، برای این مردم ستم کشیده دیدهاید، گریه کنم...
جناب دکتر احمدینژاد! مردم عادی از آن سال سیاه ۸۸ فقط یک نمونه از الفاظ به کار برده شده توسط جنابعالی نظیر «خس و خاشاک» را به یاد میآورند،
اما خاطرتان هست که در مسجد سلمان فارسی نهاد ریاست جمهوری و در سخنرانیهای بعد از نماز چه الفاظ و کلماتی را به جوانانی که در کف خیابانها به ناحق کشته شده بودند نسبت میدادید؟
که البته بنده به لحاظ شعلهور نکردن آتش دل خانوادههای شهدا از تکرار آن الفاظ خودداری میکنم.
خاطرتان نرفته است که در آن بحبوحه سیاه بهار و تابستان ۸۸، دادستان وقت تهران «سعید مرتضوی» و رییس سازمان اطلاعات سپاه «حسین طائب» و فرمانده وقت ناجا «احمدی مقدم» و سردار مدافع اسد (حسین همدانی) و... بیشتر از آنچه در دفاتر و سازمانهای خود حضور داشته باشند، در اتاق کار جنابعالی آنقدر حاضر بودند که خودتان بارها از آنان به طنز با عنوان هیات دولت دوم یاد میکردید!
دائما در حال نقشهکشی برای سرکوب ملتی بودید که تنها سِلاحشان راهپیمایی سکوت بود؟!
آقای دکتر احمدی نژاد! آیا بخاطر دارید که دامادتان آقای مهدی خورشیدی را مامور خرید ۲۵۰۰ دستگاه موتور سیکلت از محل بودجه نهاد ریاست جمهوری کردید و آنها را به معاونت اطلاعات قرارگاه ثارالله و اطلاعات ناجا اهدا نمودید
تا با نصب جعبههایی بر روی موتور سیکلتها با نوشتهای تحت عنوان «رستورانهای زنجیرهای بوف» (البته با هماهنگی مالک آن مجموعه که سردار مصلحنیا میباشند)
عوامل اطلاعات بتوانند بدون اینکه مردم به آنها مظنون شوند، به میان مردم و معترضین رفته و از آنها بوسیله دوربینهایی که داخل جعبه به اصطلاح پیک موتوری نصب شده بود به جهت شناسایی و برآورد صحیح از معترضین و سرکوب بهتر، عکس و فیلم تهیه کنند؟!
آیا خاطرتان هست که بنده به دلیل افشای اسنادی در رابطه با گزارش دبیر شورایعالی وقت امنیت ملی (سعید جلیلی) به جنابعالی درباره استعداد نیروهای سرکوب کننده معترضین و نحوه سرکوب و آرایش نظامی نیروهای عمل کننده کلیه یگانهای نظامی و انتظامی که بنده از آنها تصویر تهیه کرده و در اختیار دادگاههای بین المللی کیفری قرار داده بودم،
با اعلام شکایت حراست نهاد ریاست جمهوری بازداشت شده و بدلیل فشارهایی که حراست و معاونت حقوقی تحت امرتان از طریق سعید مرتضوی به بازپرس پرونده اعمال میکردید، حتی با وجود اتمام بازجوییهایم، قریب به ۱۷ ماه در سلولهای انفرادی و در زیر شکنجههای جسمی و روحی قرار داشتم
سوابق نامه نگاریها و اعمال نفوذهای قضایی حراست تحت امرتان به قاضی صلواتی جهت اعمال اشد مجازات، هنوز در پروندهام موجود میباشد که در آن زمان منجر به محکومیت سنگین ۲۶ سال حبس و ۲۰ سال تبعید گردید؛ حال جنابعالی با چنین اعمالی که تنها گوشهای از آن را برایتان بازگو کردم
خود را پرچمدار مبارزه با فساد قضایی کردهاید؟ به راستی اینبار چه نقشه شومی در سر میپرورانید؟
آن زمان که ادعای آوردن پول نفت بر سر سفره مردم را داشتید، نه تنها که از پول نفت خبری نشد، بلکه فرزندان مردم را نیز از سر سفرههایشان برداشتید و به سینه قبرستانها فرستادید! حال چه نقشهای کشیدهاید؟ من جنابعالی را خوب میشناسم و خوب که فکر میکنم، مَثَل شما در راه عدالت خواهی و مبارزه با فساد قضایی، همانند مَثَل آن دزدی است که در میان مردم میدوید و فریاد «آهای دزد» سر میداد.
؛ مثل شما مانند آن دزدی است که در میان مردم فریاد «آهای دزد» را سر میدهد!
جناب آقای دکتر محمود احمدینژاد، اخیرا جنابعالی فراخوانی را منتشر کرده و از تمامی کسانی که توسط دستگاه قضایی جمهوری اسلامی مورد ظلم قرار گرفتهاند، درخواست کردهاید تا اسناد و مدارک خود را به منظور تظلمخواهی! به دفتر جنابعالی ارسال نمایند!
و اینجانب با توجه به اینکه سالیان مدیدی کارمندتان بوده و با جنابعالی چه در شهرداری تهران و چه در نهاد ریاست جمهوری (ساختمان کوثر) کار کردهام و با توجه به شناختی که از فکر و اهداف جنابعالی دارم و نیز با فلش بک زدن و مرور خاطراتی که با جنابعالی از آن دوران دارم، خود را مجاب دیدم که چند خطی از باب یادآوری برایتان بنویسم!
شاید مردم عادی از بسیاری از رفتارهای جنابعالی به خوبی باخبر نباشند،
اما افرادی چون بنده که از نزدیک با جنابعالی کار کرده و خاطرات فراوانی از عملکرد و حتی ادبیات واقعیتان دارم، به هنگام شنیدن چنین اخباری از ناحیه جنابعالی، نمیدانم برای مضحک بودن چنین لباسی که بر قامت شما دوخته نشده است، بخندم یا برای خواب جدیدی که با سیاست پوپولیستی، برای این مردم ستم کشیده دیدهاید، گریه کنم...
جناب دکتر احمدینژاد! مردم عادی از آن سال سیاه ۸۸ فقط یک نمونه از الفاظ به کار برده شده توسط جنابعالی نظیر «خس و خاشاک» را به یاد میآورند،
اما خاطرتان هست که در مسجد سلمان فارسی نهاد ریاست جمهوری و در سخنرانیهای بعد از نماز چه الفاظ و کلماتی را به جوانانی که در کف خیابانها به ناحق کشته شده بودند نسبت میدادید؟
که البته بنده به لحاظ شعلهور نکردن آتش دل خانوادههای شهدا از تکرار آن الفاظ خودداری میکنم.
خاطرتان نرفته است که در آن بحبوحه سیاه بهار و تابستان ۸۸، دادستان وقت تهران «سعید مرتضوی» و رییس سازمان اطلاعات سپاه «حسین طائب» و فرمانده وقت ناجا «احمدی مقدم» و سردار مدافع اسد (حسین همدانی) و... بیشتر از آنچه در دفاتر و سازمانهای خود حضور داشته باشند، در اتاق کار جنابعالی آنقدر حاضر بودند که خودتان بارها از آنان به طنز با عنوان هیات دولت دوم یاد میکردید!
دائما در حال نقشهکشی برای سرکوب ملتی بودید که تنها سِلاحشان راهپیمایی سکوت بود؟!
آقای دکتر احمدی نژاد! آیا بخاطر دارید که دامادتان آقای مهدی خورشیدی را مامور خرید ۲۵۰۰ دستگاه موتور سیکلت از محل بودجه نهاد ریاست جمهوری کردید و آنها را به معاونت اطلاعات قرارگاه ثارالله و اطلاعات ناجا اهدا نمودید
تا با نصب جعبههایی بر روی موتور سیکلتها با نوشتهای تحت عنوان «رستورانهای زنجیرهای بوف» (البته با هماهنگی مالک آن مجموعه که سردار مصلحنیا میباشند)
عوامل اطلاعات بتوانند بدون اینکه مردم به آنها مظنون شوند، به میان مردم و معترضین رفته و از آنها بوسیله دوربینهایی که داخل جعبه به اصطلاح پیک موتوری نصب شده بود به جهت شناسایی و برآورد صحیح از معترضین و سرکوب بهتر، عکس و فیلم تهیه کنند؟!
آیا خاطرتان هست که بنده به دلیل افشای اسنادی در رابطه با گزارش دبیر شورایعالی وقت امنیت ملی (سعید جلیلی) به جنابعالی درباره استعداد نیروهای سرکوب کننده معترضین و نحوه سرکوب و آرایش نظامی نیروهای عمل کننده کلیه یگانهای نظامی و انتظامی که بنده از آنها تصویر تهیه کرده و در اختیار دادگاههای بین المللی کیفری قرار داده بودم،
با اعلام شکایت حراست نهاد ریاست جمهوری بازداشت شده و بدلیل فشارهایی که حراست و معاونت حقوقی تحت امرتان از طریق سعید مرتضوی به بازپرس پرونده اعمال میکردید، حتی با وجود اتمام بازجوییهایم، قریب به ۱۷ ماه در سلولهای انفرادی و در زیر شکنجههای جسمی و روحی قرار داشتم
سوابق نامه نگاریها و اعمال نفوذهای قضایی حراست تحت امرتان به قاضی صلواتی جهت اعمال اشد مجازات، هنوز در پروندهام موجود میباشد که در آن زمان منجر به محکومیت سنگین ۲۶ سال حبس و ۲۰ سال تبعید گردید؛ حال جنابعالی با چنین اعمالی که تنها گوشهای از آن را برایتان بازگو کردم
خود را پرچمدار مبارزه با فساد قضایی کردهاید؟ به راستی اینبار چه نقشه شومی در سر میپرورانید؟
آن زمان که ادعای آوردن پول نفت بر سر سفره مردم را داشتید، نه تنها که از پول نفت خبری نشد، بلکه فرزندان مردم را نیز از سر سفرههایشان برداشتید و به سینه قبرستانها فرستادید! حال چه نقشهای کشیدهاید؟ من جنابعالی را خوب میشناسم و خوب که فکر میکنم، مَثَل شما در راه عدالت خواهی و مبارزه با فساد قضایی، همانند مَثَل آن دزدی است که در میان مردم میدوید و فریاد «آهای دزد» سر میداد.
👍1