@sokhanranihaa- محمد فاضلی - افسانه پیل و پراید - کانال سخنرانی…
@sokhanranihaa
لطفا گوش دهید......
صحبت های بی پرده و جنجالی دکتر فاضلی استادجامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی وضعیت امروز ایران و راه حل خروج ازاین معضلات.
ارزش بارها شنیدن دارد.
https://zil.ink/Mrhalloo
صحبت های بی پرده و جنجالی دکتر فاضلی استادجامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی وضعیت امروز ایران و راه حل خروج ازاین معضلات.
ارزش بارها شنیدن دارد.
https://zil.ink/Mrhalloo
✍🏼 *لذت چیست....؟!*
چرا خوردن و خوابیدن برای ما لذت بخش هست ؟!
چرا از سکس لذت میبریم ؟! چرا از تماشای مناظر زیبای طبیعت لذت میبریم ؟!
چرا از خوردن شهد شیرین و عسل لذت میبریم ؟! ووو ....
آیا واقعا سکس ذاتا لذت بخش و زیباست ؟!
در واقع خوردن و سکس و دیگر مقوله ها هیچ کمالی درخود ندارند که لذت بخش باشند ، بلکه فقط و فقط به دلیل "برطرف کردن نیازهای ما انسانها" لذت بخش هستند !
وقتی که نیاز ما از لذائذ برطرف شد دیگر توان ادامه نخواهیم داشت !
وقتی به مقدار مشخصی غذا بخوریم دیگر غذا خوردن بیشتر نه تنها لذت بخش نیست بلکه عذاب آور است ، حتی اگر لذیذترین غذای جهان باشد !!! بعد از ارضاء جنسي ، تكرار مجدد معني ندارد بلکه زجرآور میشود !!
پس از برطرف شدن نیاز جنسی حتی اگر آنجلینا جولی ۲۰ ساله اش هم به سراغ ما بیاید حتی نگاهش هم نمیکنیم !
چقدر عسل میتوان خورد ؟!
بالاخره شیرینی آن ، ذائقه را کور میکند !
اگر یک هفته در یک جنگل زیبا زندگی کنیم دیگر زیبایی آن برایمان عادی میشود و تازه به یاد مشکلات زندگی کردن در جنگل میفتیم...!
اینها فقط مثالهای کوتاه و ملموسی بود از لذتها....
هیچ لذتی از این دست لذتها ، ذاتا کمال محسوب نمیشوند که همیشه لذت بخش باشند ، ولی محبت کردن ، عشق ورزیدن ، مهربانی کردن ، کمک به هم نوع ، کمک به نیازمند و فقیر ، و حتی تلاش و کوشش ذاتا لذت بخش هستند و هیچوقت انسان از آنها زده نمیشود...!
به نظر من بهشت هیچ زیبایی و کمالی ندارد !
به نظر من بهشت از جهنم هم بدتر است !
جایی که قرار است آنجا مانند گاو تا ابد بخوریم و بخوابیم و با حوریها و غلمانها سکس گروهی کنیم...!!
اگر با همین نیازهای بدنی کنونی به بهشت برویم قطعا پس از مدت کوتاهی از بهشت متنفر میشویم !
در نتیجه ، انسانهای بهشتی باید افرادی بینهایت بیشعور ، شهوت پرست و مفتخور و تنبل باشند !
بهشتیان باید بقدری نیازمند باشند که تا ابد با برطرف کردن نیازهایشان لذت ببرند !
نیازمندی بی حد و اندازه !
در بهشت فقیر و تهیدست وجود ندارد که به آنها کمک کنیم !
یتیمی وجود ندارد که به او لبخند بزنیم !
بیماری وجود ندارد که برای درمانش شب و روز تلاش لذت بخش انجام دهیم !
کار و تلاش و کوششی وجود ندارد !
همه چیز مهیاست !
هر چه را بخواهی میخوری و هر که را بخواهی مانند حیوان میدری !!
طی این بیست سال مطالعه و پژوهش و تحقیق ادیان سامی ، هرچه به دنبال اوصاف بهشت در این ادیان مختلف گشتم چیزی جز کثافتکاری و حقارت و نیاز بی پایان ندیدم !!!
قطعا جهنم بهتر از بهشت است ! حداقل امید رهایی از جهنم ممکن است شیرین باشد ، در بهشت حتی همان امید هم وجود ندارد !!
میگویند در بهشت رضایت خدا و بنده بالاترین لذت است !
از چه چیز خدا راضی خواهیم بود ؟!!
رضایت از چه ؟!!
رضایت از دائما باکره بودن حوری ها ؟!
یا لوند بودن غلمانها ؟!
و خدا از چه چیز ما راضی خواهد بود ؟!
دائم الخمر بودن ما یا استاد سکس شدنمان با حوریان بیشمار بهشتی...؟؟!!
عده ای ماله کش هم میگویند :
اینها اوصاف سطحی بهشت هستند و لذائذ والاتری در بهشت وجود دارد !
چه لذتی میتواند در گشادخانه بهشت باشد ؟!!
یک ششم قرآن وصف بهشت و جهنم و معاد است و در این یک ششم چیزی جز عذابهای وحشیانه جهنم و لذتهای احمقانه به چشم نمیخورد...!
مگر نه اینکه بقول مسلمانان ، قرآن کامل ترین کتاب و برآورده کننده نیاز تمام بشریت تا ابد است ؟!!!
قطعا سکس و خوراک و خواب بهترین عامل محرک برای عربهای وحشی گرسنه آن زمان، برای جنگ و قتل و جنایت بوده ! (قرآن را بخوانید)
همینطور برای قوم بنی اسرائیل در 2000 سال پیش !
و یا مصریان 2800 سال پیش!
البته امروزه هم مسلمانان زیادی به امید وصال همین حوریان و غلمان ها، عملیاتهای شهادت طلبانه انجام میدهند ، ولی این وعده های بهشتی قطعا هیچ انسان آزاده و سالمی را علاقه مند به بهشت نمیکند.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
چرا خوردن و خوابیدن برای ما لذت بخش هست ؟!
چرا از سکس لذت میبریم ؟! چرا از تماشای مناظر زیبای طبیعت لذت میبریم ؟!
چرا از خوردن شهد شیرین و عسل لذت میبریم ؟! ووو ....
آیا واقعا سکس ذاتا لذت بخش و زیباست ؟!
در واقع خوردن و سکس و دیگر مقوله ها هیچ کمالی درخود ندارند که لذت بخش باشند ، بلکه فقط و فقط به دلیل "برطرف کردن نیازهای ما انسانها" لذت بخش هستند !
وقتی که نیاز ما از لذائذ برطرف شد دیگر توان ادامه نخواهیم داشت !
وقتی به مقدار مشخصی غذا بخوریم دیگر غذا خوردن بیشتر نه تنها لذت بخش نیست بلکه عذاب آور است ، حتی اگر لذیذترین غذای جهان باشد !!! بعد از ارضاء جنسي ، تكرار مجدد معني ندارد بلکه زجرآور میشود !!
پس از برطرف شدن نیاز جنسی حتی اگر آنجلینا جولی ۲۰ ساله اش هم به سراغ ما بیاید حتی نگاهش هم نمیکنیم !
چقدر عسل میتوان خورد ؟!
بالاخره شیرینی آن ، ذائقه را کور میکند !
اگر یک هفته در یک جنگل زیبا زندگی کنیم دیگر زیبایی آن برایمان عادی میشود و تازه به یاد مشکلات زندگی کردن در جنگل میفتیم...!
اینها فقط مثالهای کوتاه و ملموسی بود از لذتها....
هیچ لذتی از این دست لذتها ، ذاتا کمال محسوب نمیشوند که همیشه لذت بخش باشند ، ولی محبت کردن ، عشق ورزیدن ، مهربانی کردن ، کمک به هم نوع ، کمک به نیازمند و فقیر ، و حتی تلاش و کوشش ذاتا لذت بخش هستند و هیچوقت انسان از آنها زده نمیشود...!
به نظر من بهشت هیچ زیبایی و کمالی ندارد !
به نظر من بهشت از جهنم هم بدتر است !
جایی که قرار است آنجا مانند گاو تا ابد بخوریم و بخوابیم و با حوریها و غلمانها سکس گروهی کنیم...!!
اگر با همین نیازهای بدنی کنونی به بهشت برویم قطعا پس از مدت کوتاهی از بهشت متنفر میشویم !
در نتیجه ، انسانهای بهشتی باید افرادی بینهایت بیشعور ، شهوت پرست و مفتخور و تنبل باشند !
بهشتیان باید بقدری نیازمند باشند که تا ابد با برطرف کردن نیازهایشان لذت ببرند !
نیازمندی بی حد و اندازه !
در بهشت فقیر و تهیدست وجود ندارد که به آنها کمک کنیم !
یتیمی وجود ندارد که به او لبخند بزنیم !
بیماری وجود ندارد که برای درمانش شب و روز تلاش لذت بخش انجام دهیم !
کار و تلاش و کوششی وجود ندارد !
همه چیز مهیاست !
هر چه را بخواهی میخوری و هر که را بخواهی مانند حیوان میدری !!
طی این بیست سال مطالعه و پژوهش و تحقیق ادیان سامی ، هرچه به دنبال اوصاف بهشت در این ادیان مختلف گشتم چیزی جز کثافتکاری و حقارت و نیاز بی پایان ندیدم !!!
قطعا جهنم بهتر از بهشت است ! حداقل امید رهایی از جهنم ممکن است شیرین باشد ، در بهشت حتی همان امید هم وجود ندارد !!
میگویند در بهشت رضایت خدا و بنده بالاترین لذت است !
از چه چیز خدا راضی خواهیم بود ؟!!
رضایت از چه ؟!!
رضایت از دائما باکره بودن حوری ها ؟!
یا لوند بودن غلمانها ؟!
و خدا از چه چیز ما راضی خواهد بود ؟!
دائم الخمر بودن ما یا استاد سکس شدنمان با حوریان بیشمار بهشتی...؟؟!!
عده ای ماله کش هم میگویند :
اینها اوصاف سطحی بهشت هستند و لذائذ والاتری در بهشت وجود دارد !
چه لذتی میتواند در گشادخانه بهشت باشد ؟!!
یک ششم قرآن وصف بهشت و جهنم و معاد است و در این یک ششم چیزی جز عذابهای وحشیانه جهنم و لذتهای احمقانه به چشم نمیخورد...!
مگر نه اینکه بقول مسلمانان ، قرآن کامل ترین کتاب و برآورده کننده نیاز تمام بشریت تا ابد است ؟!!!
قطعا سکس و خوراک و خواب بهترین عامل محرک برای عربهای وحشی گرسنه آن زمان، برای جنگ و قتل و جنایت بوده ! (قرآن را بخوانید)
همینطور برای قوم بنی اسرائیل در 2000 سال پیش !
و یا مصریان 2800 سال پیش!
البته امروزه هم مسلمانان زیادی به امید وصال همین حوریان و غلمان ها، عملیاتهای شهادت طلبانه انجام میدهند ، ولی این وعده های بهشتی قطعا هیچ انسان آزاده و سالمی را علاقه مند به بهشت نمیکند.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
برای آنهایی که فقط مسافرین را مقصر اصلی شیوع کرونا تبلیغ میکنند
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این جا لندن است، شهر بدون ماسک، همان کشوری که ورود واکسنش ممنوع اعلام شد
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روزگار کودکی که خاطرهی مشترک تمام انسانهاست، لابد برای بزرگان موسیقی ایران هم با همان شور و حال مخصوص خودش سپری شده و به قول معینی کرمانشاهی که: «برنگردد دریغا...»
آخرین تصویر این ویدیو متعلق به کدام هنرمند موسیقی ایران است؟
⭕️ شما حدس بزنید..
#موسیقی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
آخرین تصویر این ویدیو متعلق به کدام هنرمند موسیقی ایران است؟
⭕️ شما حدس بزنید..
#موسیقی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
در خصوص گزینه پیشنهادی وزیر ارشاد
حکم محکومیت وی توسط قاضی صلواتی به ۵ سال حبس صادر شده سپس تجدید نظر در دیوان هم تایید شده و قطعیت یافته
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
حکم محکومیت وی توسط قاضی صلواتی به ۵ سال حبس صادر شده سپس تجدید نظر در دیوان هم تایید شده و قطعیت یافته
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
بیانیه شورای عالی خانه هنرمندان ایران در خصوص برنامه¬های وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی پیشنهادی دولت سیزدهم
به نام خدا
کشور ما با پیشینهی قرنها تمدن، همواره در زمره پیشتازان فرهنگ در تاریخ بوده و درخشش و تاثیر شگرف فرهنگ و هنر ایرانی از هزاران سال پیش تا کنون، انکا ر ناشدنی است.
در سدهای که گذشت، به ویژه در سالهای پس از انقلاب، به رغم فراز و فرودها، موانع و سختیهای بسیار، فرهنگ و هنر این مرز و بوم کهن همچنان راه خود را ادامه داده و در ساحتهای گوناگون با تمرکز بر مولفههای بومی، ایرانی و اسلامی افتخارات جهانی آفریده است.
سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی، موسیقی و شعر و ادب ایران، هر یک در سالیان اخیر، تا حد ممکن بالیدهاند و بیتردید از مهمترین شاخصههای کشورمان در داخل و خارج و موجب سربلندی ایران عزیز بودهاند.
هنرمندان شریف این سرزمین همواره با کمترین امکانات و ناچیزترین بودجهها، با کیفیتترین آثار را آفریدهاند و با خلاقیت و اندیشهورزی، چراغ هنر و فرهنگ را افروخته نگه داشتند. آنها در سختترین شرایط و در حالیکه به دلایل گوناگون از جمله مشکلات اقتصادی و کاهش قابل توجه بودجههای فرهنگی، با دشواری فراوان مواجه بودهاند، تلاش کردند تا پرچم فرهنگ و هنر را برافرشته نگه دارند.
در روزهای اخیر برنامههای ارائه شده توسط گزینه پیشنهادی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت سیزدهم را برای اداره حوزه فرهنگ و هنر مطالعه کردیم و شگفت زده و البته شرمگین شدیم.
متنی جزماندیشانه، ناشیانه، گنگ، کلیگو، پراشتباه و خام که بر پایه مفروضات غالبا غلط و گزارههای اشتباه بنا شده و متاسفانه در این شرایط سخت، هنرمندان و علاقمندان هنر را بر آشفته است.
نگاه به شدت بدبینانه در این برنامه نسبت به شرایط موجود فرهنگ و هنر که مملو از اتهام وتوهین است، موجب میشود حدس بزنیم ایشان اساسا با فرهنگ و هنر غریبهاند و به قدر کافی در جریان جزییات و آشنا به کلیات این حوزه نیستند و به نظرات و اطلاعات نادرست و مغرضانه مشاورانشان اکتفا کردهاند. البته احتمال میرود واقعا هم به آنچه در این برنامه نوشته شده معتقدند و قصد اصلاح این حوزهی «پر از فساد، از خودبیگانگی، خودباختگی، بیحیایی و خود فروختگی» را دارند و قرار است عدهای «ضدانقلاب و غرب زده» را ارشاد کنند.
زیر سوال بردن تمام فعالیت هزاران هنرمند و مدیر و فعال فرهنگی و همچنین تخطئهی انبوه کارهای ارزشمند در این چهل سال آن هم مبتنی بر دادههای غلط و یکسویه و تحلیلهای ناپخته، چه معنایی دارد؟ یعنی گزینه وزارت و مشاوران شان حتی یک نکته مثبت در فرهنگ و هنر این مملکت ندیدهاند که قابل ذکر یا مستحق تشکر باشد؟
این برنامه یا بهتر بگوییم، مانیفست منتشرشده، علاوه بر عدم اشراف نویسندگانش، برآمده از گفتمانی است که با نگاه از بالا به حوزه فرهنگ، قصد برخورد ارشادی، تکلیفی و تزریقی با هنرمندان را دارد.
این مانیفست الکن و نامفهوم، متاسفانه با تیره و تار نشان دادن گذشته و حال، آیندهای موهوم و معوج را پیش چشممان میگذارد. مضاف بر این که در متن ارائه شده هیچ اثری از حمایت واقعی، عملیاتی و غیر شعاری از هنر و هنرمندان به چشم نمیخورد و در کمال شگفتی اصولا پدیدهای به نام کرونا که قریب به دو سال است اساس فعالیتهای فرهنگی و هنری را به هم ریخته و هنرمندان را به عسرت و سختی مادی و معنوی بسیار دچار کرده و آنها را بیرحمانه لای منگنه قرارداده، لحاظ نشده و انگار چیزی به نام کرونا وجود خارجی ندارد!
متاسفانه رویکرد جزماندیشانه اینگونه مدیران و تمایل به اختراع چرخ از ابتدا، از جمله مصائب و دشواریهای این سالهای هنرمندان است.
«سیاهنمایی، ترویج سکولاریسم، انحراف، ابتذال، جنجالسازی، غوغاسالاری، تجملگرایی، بیحیایی، حیازدایی، ترویج یاس و ناامیدی، وجود مفاسد، زاویه با انقلاب، معارض با انقلاب اسلامی، غیرانقلابی، غیراخلاقی، ضدارزش، تخریب کننده انقلاب، ناهمسو با انقلاب، ساختارشکن، مروج وادادگی، تحقیرملی، ترویج سبک زندگی غربی، سازشکاری با دشمن، مخالف آرمانهای انقلاب، وادادگی، تلاش برای ایجاد تفرقه میان مردم، ارتباط باسفارتهای بیگانه، مرکز تولید بحران، شبکه فاسد، هجو ارزشها، قبح زدایی، پاتوق ضدانقلاب، جریانهای فرهنگی معارض، بینسبت با هنرانقلابی، جبهه فرهنگی معارض و...»
این¬ها بخشی از تعابیر و کلمات به کار رفته در برنامهی وزیر پیشنهادی است. آیا کسی که چنین نگاهی به آدمها، فعالیتها و وقایع حوزه تحت مدیریتش دارد، قادر خواهد بود آرامش و امنیت را به عرصه فرهنگ باز گرداند؟ آیا میتواند موجب تعالی و توسعه کمی و کیفی آن شود؟ آیا خواهد توانست ارتباط سالم، منطقی و سازندهای با اهالی فرهنگ و هنر برقرار کند؟ آیا میتواند در محافل و مجامع و مراجع، از این حوزه دفاع کند؟ آیا قرار است شاهد دورانی پر تنش و بحرانی در فرهنگ باشیم؟
به نام خدا
کشور ما با پیشینهی قرنها تمدن، همواره در زمره پیشتازان فرهنگ در تاریخ بوده و درخشش و تاثیر شگرف فرهنگ و هنر ایرانی از هزاران سال پیش تا کنون، انکا ر ناشدنی است.
در سدهای که گذشت، به ویژه در سالهای پس از انقلاب، به رغم فراز و فرودها، موانع و سختیهای بسیار، فرهنگ و هنر این مرز و بوم کهن همچنان راه خود را ادامه داده و در ساحتهای گوناگون با تمرکز بر مولفههای بومی، ایرانی و اسلامی افتخارات جهانی آفریده است.
سینما، تئاتر، هنرهای تجسمی، موسیقی و شعر و ادب ایران، هر یک در سالیان اخیر، تا حد ممکن بالیدهاند و بیتردید از مهمترین شاخصههای کشورمان در داخل و خارج و موجب سربلندی ایران عزیز بودهاند.
هنرمندان شریف این سرزمین همواره با کمترین امکانات و ناچیزترین بودجهها، با کیفیتترین آثار را آفریدهاند و با خلاقیت و اندیشهورزی، چراغ هنر و فرهنگ را افروخته نگه داشتند. آنها در سختترین شرایط و در حالیکه به دلایل گوناگون از جمله مشکلات اقتصادی و کاهش قابل توجه بودجههای فرهنگی، با دشواری فراوان مواجه بودهاند، تلاش کردند تا پرچم فرهنگ و هنر را برافرشته نگه دارند.
در روزهای اخیر برنامههای ارائه شده توسط گزینه پیشنهادی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت سیزدهم را برای اداره حوزه فرهنگ و هنر مطالعه کردیم و شگفت زده و البته شرمگین شدیم.
متنی جزماندیشانه، ناشیانه، گنگ، کلیگو، پراشتباه و خام که بر پایه مفروضات غالبا غلط و گزارههای اشتباه بنا شده و متاسفانه در این شرایط سخت، هنرمندان و علاقمندان هنر را بر آشفته است.
نگاه به شدت بدبینانه در این برنامه نسبت به شرایط موجود فرهنگ و هنر که مملو از اتهام وتوهین است، موجب میشود حدس بزنیم ایشان اساسا با فرهنگ و هنر غریبهاند و به قدر کافی در جریان جزییات و آشنا به کلیات این حوزه نیستند و به نظرات و اطلاعات نادرست و مغرضانه مشاورانشان اکتفا کردهاند. البته احتمال میرود واقعا هم به آنچه در این برنامه نوشته شده معتقدند و قصد اصلاح این حوزهی «پر از فساد، از خودبیگانگی، خودباختگی، بیحیایی و خود فروختگی» را دارند و قرار است عدهای «ضدانقلاب و غرب زده» را ارشاد کنند.
زیر سوال بردن تمام فعالیت هزاران هنرمند و مدیر و فعال فرهنگی و همچنین تخطئهی انبوه کارهای ارزشمند در این چهل سال آن هم مبتنی بر دادههای غلط و یکسویه و تحلیلهای ناپخته، چه معنایی دارد؟ یعنی گزینه وزارت و مشاوران شان حتی یک نکته مثبت در فرهنگ و هنر این مملکت ندیدهاند که قابل ذکر یا مستحق تشکر باشد؟
این برنامه یا بهتر بگوییم، مانیفست منتشرشده، علاوه بر عدم اشراف نویسندگانش، برآمده از گفتمانی است که با نگاه از بالا به حوزه فرهنگ، قصد برخورد ارشادی، تکلیفی و تزریقی با هنرمندان را دارد.
این مانیفست الکن و نامفهوم، متاسفانه با تیره و تار نشان دادن گذشته و حال، آیندهای موهوم و معوج را پیش چشممان میگذارد. مضاف بر این که در متن ارائه شده هیچ اثری از حمایت واقعی، عملیاتی و غیر شعاری از هنر و هنرمندان به چشم نمیخورد و در کمال شگفتی اصولا پدیدهای به نام کرونا که قریب به دو سال است اساس فعالیتهای فرهنگی و هنری را به هم ریخته و هنرمندان را به عسرت و سختی مادی و معنوی بسیار دچار کرده و آنها را بیرحمانه لای منگنه قرارداده، لحاظ نشده و انگار چیزی به نام کرونا وجود خارجی ندارد!
متاسفانه رویکرد جزماندیشانه اینگونه مدیران و تمایل به اختراع چرخ از ابتدا، از جمله مصائب و دشواریهای این سالهای هنرمندان است.
«سیاهنمایی، ترویج سکولاریسم، انحراف، ابتذال، جنجالسازی، غوغاسالاری، تجملگرایی، بیحیایی، حیازدایی، ترویج یاس و ناامیدی، وجود مفاسد، زاویه با انقلاب، معارض با انقلاب اسلامی، غیرانقلابی، غیراخلاقی، ضدارزش، تخریب کننده انقلاب، ناهمسو با انقلاب، ساختارشکن، مروج وادادگی، تحقیرملی، ترویج سبک زندگی غربی، سازشکاری با دشمن، مخالف آرمانهای انقلاب، وادادگی، تلاش برای ایجاد تفرقه میان مردم، ارتباط باسفارتهای بیگانه، مرکز تولید بحران، شبکه فاسد، هجو ارزشها، قبح زدایی، پاتوق ضدانقلاب، جریانهای فرهنگی معارض، بینسبت با هنرانقلابی، جبهه فرهنگی معارض و...»
این¬ها بخشی از تعابیر و کلمات به کار رفته در برنامهی وزیر پیشنهادی است. آیا کسی که چنین نگاهی به آدمها، فعالیتها و وقایع حوزه تحت مدیریتش دارد، قادر خواهد بود آرامش و امنیت را به عرصه فرهنگ باز گرداند؟ آیا میتواند موجب تعالی و توسعه کمی و کیفی آن شود؟ آیا خواهد توانست ارتباط سالم، منطقی و سازندهای با اهالی فرهنگ و هنر برقرار کند؟ آیا میتواند در محافل و مجامع و مراجع، از این حوزه دفاع کند؟ آیا قرار است شاهد دورانی پر تنش و بحرانی در فرهنگ باشیم؟
پر واضح است مدیریت در حوزه فرهنگ، علاوه بر شناخت کافی و ذوق و علاقه به هنر، روحیهای توام با رفق و مدارا نیاز دارد. مدیریت فرهنگی با مدیریت در حوزههای دیگر متفاوت است. هنرمندان باشرف و خلاق این سرزمین، توقع یک وزیر اهل گفتوگو، همراه و همدل دارند که مشکلات و مقتضیات این عرصه را بشناسد و حداقل نام بزرگان ارجمند هنر و فرهنگ این مملکت را شنیده باشد. وزیری که حامی و تکیه گاه شان باشد، وزیری که به چشم مجرم و متهم به آنها نگاه نکند، با تحقیر و تهدید نسبتی نداشته باشد، که هنرمندان احساس نکنند دائما به عنوان عناصر مشکوک و خطرناک آنها را رصد میکنند و میپایند.
بی شک آنچه ایشان در برنامه شان قصد تولیدش را با عنوان «هنر فاخر» دارند، بخش اعظم همان آثاری است که در تاریخ معاصر ایران توسط هنرمندان خلاق و بزرگ ما آفریده و عرضه شده است. یعنی باور کنیم وزیر پیشنهادی از این آفرینشهای هنری بی بدیل و منحصر به فرد، بیخبرند؟ یا فرض را بر این بگذاریم که ایشان و مشاوران شان این تاریخ مشحون از زیبایی و هنر را که موجب فخر و مباهات هر ایرانی است، عامدانه نادیده گرفتهاند؟
سابقه نشان داده این جنس مدیریت و این نوع نگاه که در برنامه ایشان به عیان مشاهده میشود، هرگز در حوزه فرهنگ و هنر این مرز و بوم جواب نداده و همواره شکست خورده است.
همگان باید بدانند، هنرمندانی که در این مملکت زیست میکنند، الزامات قانونی، عرفی و فرهنگی را میشناسند و مراعات میکنند. این مسئولان فرهنگی هستند که با تغییرات پیاپی در سلایق و قواعد بیمبنا باعث سردرگمی هنرمندان و ایجاد آشفتگی و تشنج در فضای فرهنگی کشور میشوند.
متاسفانه اکثریت اهالی فرهنگ و هنر هیچگونه شناختی از وزیر پیشنهادی گمنام و بی سابقه ندارند و ای کاش که در این میانه از مشورت و هماندیشی با بزرگان و اهالی هنر، غفلت نمیشد. انتظار می رود این نگاه ستیزهجو و خصم انگار به حوزه فرهنگ، که در برنامه ایشان انعکاس دارد تغییر کند.
با توجه به تاکید رئیس جمهور محترم در تبلیغات انتخاباتی و در نخستین روزهای تصدی مسئولیت، که بر استفاده و مشورت گرفتن از اندیشمندان، متخصصان و نخبگان تاکید کردند، شورای عالی خانه هنرمندان ایران که متشکل از نمایندگان و بزرگان تمامی صنوف اصلی هنری کشور (خانه سینما، خانه تئاتر، خانه موسیقی و انجمنهای طراحان گرافیک، هنرمندان نقاش، مجسمه سازان، تصویرگران، خوشنویسان، عکاسان، سفال وسرامیک، شاعران و مهندسان معمار) است، انتظار دارد ضمن تجدید نظر اساسی در سیاست های کلان و راهبردهای حوزه فرهنگ و هنر از مشورت های تخصصی و دلسوزانه استادان، صاحب نظران مجرب و نخبگان فرهنگ و هنر کشور بهره گیرند و با تعامل مستمر و صادقانه موجبات امنیت خاطر و رفع سوء تفاهمات اصحاب شریف، نجیب و پرتلاش فرهنگ و هنر را فراهم آورند.
شورای عالی خانه هنرمندان ایران
29/05/1400
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
بی شک آنچه ایشان در برنامه شان قصد تولیدش را با عنوان «هنر فاخر» دارند، بخش اعظم همان آثاری است که در تاریخ معاصر ایران توسط هنرمندان خلاق و بزرگ ما آفریده و عرضه شده است. یعنی باور کنیم وزیر پیشنهادی از این آفرینشهای هنری بی بدیل و منحصر به فرد، بیخبرند؟ یا فرض را بر این بگذاریم که ایشان و مشاوران شان این تاریخ مشحون از زیبایی و هنر را که موجب فخر و مباهات هر ایرانی است، عامدانه نادیده گرفتهاند؟
سابقه نشان داده این جنس مدیریت و این نوع نگاه که در برنامه ایشان به عیان مشاهده میشود، هرگز در حوزه فرهنگ و هنر این مرز و بوم جواب نداده و همواره شکست خورده است.
همگان باید بدانند، هنرمندانی که در این مملکت زیست میکنند، الزامات قانونی، عرفی و فرهنگی را میشناسند و مراعات میکنند. این مسئولان فرهنگی هستند که با تغییرات پیاپی در سلایق و قواعد بیمبنا باعث سردرگمی هنرمندان و ایجاد آشفتگی و تشنج در فضای فرهنگی کشور میشوند.
متاسفانه اکثریت اهالی فرهنگ و هنر هیچگونه شناختی از وزیر پیشنهادی گمنام و بی سابقه ندارند و ای کاش که در این میانه از مشورت و هماندیشی با بزرگان و اهالی هنر، غفلت نمیشد. انتظار می رود این نگاه ستیزهجو و خصم انگار به حوزه فرهنگ، که در برنامه ایشان انعکاس دارد تغییر کند.
با توجه به تاکید رئیس جمهور محترم در تبلیغات انتخاباتی و در نخستین روزهای تصدی مسئولیت، که بر استفاده و مشورت گرفتن از اندیشمندان، متخصصان و نخبگان تاکید کردند، شورای عالی خانه هنرمندان ایران که متشکل از نمایندگان و بزرگان تمامی صنوف اصلی هنری کشور (خانه سینما، خانه تئاتر، خانه موسیقی و انجمنهای طراحان گرافیک، هنرمندان نقاش، مجسمه سازان، تصویرگران، خوشنویسان، عکاسان، سفال وسرامیک، شاعران و مهندسان معمار) است، انتظار دارد ضمن تجدید نظر اساسی در سیاست های کلان و راهبردهای حوزه فرهنگ و هنر از مشورت های تخصصی و دلسوزانه استادان، صاحب نظران مجرب و نخبگان فرهنگ و هنر کشور بهره گیرند و با تعامل مستمر و صادقانه موجبات امنیت خاطر و رفع سوء تفاهمات اصحاب شریف، نجیب و پرتلاش فرهنگ و هنر را فراهم آورند.
شورای عالی خانه هنرمندان ایران
29/05/1400
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
بیانیه ۲۴ صنف سینما درباره برنامه منسوب به وزیر پیشنهادی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت سیزدهم:
قرار است وزیر فرهنگ بشوید یا شعار؟/باد می کارید و طوفان درو می کنید.
جناب آقای محمد مهدی اسماعیلی،
وزیر پیشنهادی فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت سیزدهم،
صریح و بی پرده با شما سخن می گوئیم، چرا که از همان آغاز جایی برای پرده پوشی باقی نگذاشته اید. از جنابعالی هم می خواهیم که اگر باوری به صراحت کلام دارید پاسخگوی جامعه بزرگ فرهنگ و هنر باشید.
اگر قصدتان تعطیلی حرفه سینماست، لطفا تعارف را کنار بگذارید، اگر نه حتی در شرایطی که طالبان متحجر در بساط تازه به راه افتاده همسایگی مان، ندای رواداری و تساهل براه انداخته اند، جنابعالی هنوز از راه نرسیده، اکثریت محصولات سینمایی را باطل دانسته و به تبع آن سازندگان و دست اندرکاران این عرصه را به بدخواهان و مفسدین و کفار فرهنگی تشبیه کرده اید، که عزمی جز ترویج اباحه گری و فساد و بی اخلاقی ندارند.
شما پیش از جلوس برتخت وزارت، به زعم خود "اشّداء علی الکفار" خوانده اید و تیغ تان را به سمت هنرمندان مظلومی که با تمامی مشقت ها و تحت سیطره همین گونه مدیریت ها، سالهاست به فعالیت خود ادامه می دهند نشانه گرفتید؛ این چه معنایی جز قلع و قمع و حذف فرهنگی و هنری می تواند داشته باشد؟
با این بیانات و شعارها و طرح سطحی ترین درک و تحلیل از جامعه و مخاطب، نکند تصور کرده اید به جای وزیر فرهنگ قرار است وزیر شعار بشوید؟
اگر می خواهید جامعه سینمایی را با این پندارهای جعلی و گفتارهای باطل و بی اساس بیازمائید، باید گوشزد کنیم که زمین محکمی را انتخاب کرده اید و بدانید که گذشتن از این مسیر دامن تان را بگونه ای ناپاک می کند که هیچ آئین طهارتی قادر به تطهیر آن نیست.
جناب وزیر محترم آینده! از ما بپذیرید و باور کنید که مشاوران تان پوست خربزه زیر پایتان انداخته اند، چرا که اگر ایشان اندک درک و واقع نگری سیاسی و اجتماعی داشتند، به خاطر می آوردند که جامعه اصناف سینمایی و کل جامعه فرهنگی و هنری، در مواقع بحران چگونه کنار هم جمع می شوند و یکپارچه و متحدانه و با همه وجودشان از شرافت و موجودیت شان دفاع می کنند.
باور کنید که در این هنگام، اشک مان لحظه ای بر این نوشته همراه با خون جگر و از سر غیظ بند نمی آید، چرا که درد مصیبت از دست رفتن یکی از عزیزترین و گرامی ترین هم صنفی هایمان را از سر می گذرانیم. بانوی کاردانی که چون دیگر هموطنان و هم صنفی های ما، قربانی مدیریت کلان نالایقی شد که چون برگریزان خزان نفس مردمانش رایک به یک می گیرد. مدیریتی که عرصه فرهنگش را شما قرار است اشغال کنید و وا اسفا از این ترهات که بنام برنامه به هم بافته اید و نمی دانید که باد می کارید و طوفان درو می کنید. ای کاش فرجام این تجربه ناکام را از همفکران دیگرتان که یک بار در گذشته هم عزم شان را جزم کرده بودند که در این خانه را ببندند، می پرسیدید.
جناب آقای اسماعیلی، هنوز وزیر نشده، با این تحلیل های بی پایه از جان این سینمای بی جان شده چه میخواهید؟ بیکاری، اوضاع بد اقتصادی و معیشتی، بیماری و آینده نامعلوم برایمان کم نیست؟ از دست رفتن سرمایه های بزرگ انسانی وگرانبهای سینمای مظلوم ما کافی نیست که شما از راه نرسیده این چنین شلتاق می کنید؟ اگر همفکران تان در گذشته ودرمقابله با این سینمای ملی، به همین شیوه شما، با آمارها و پیش بینی های مجعول برگرفته از پایان نامه های دانشجویی قدیمی به اسم برنامه، پیش پای ما سنگ نمی انداختند، حالا در مرتبه بسیار والاتری در عرصه سینمای ملی و جهانی قرار داشتیم. با این اوصاف آیا ما باید شما را محاکمه کنیم یا شما ما را؟ سالیان درازی است که گاه و بیگاه با امثال شما کنار آمده ایم، بامحدودیت ها وکم دانشی وجهل هنری تان ساخته ایم و ازحوض خزه گرفته تان با مشقت تلاش کردیم تا خودمان را به اقیانوس سینمای جهانی برسانیم و موفقیت هایمان را باشما که غالبا اگر سد راه ما نبودید، یاور مان هم نبوده اید، قسمت کرده ایم.
جناب وزیر محترم پیشنهادی ؛ ما جامعه بزرگ سینما سخت امیدواریم که این اعتراض جمعی درسی روشنگر باشد برای پذیرفتن تعامل فرهنگی در خور بعنوان تنها مسیر آینده تان ، چراکه آزمودن هر راه دیگری ، مصداق کامل برسر شاخ بن بریدن است.
۲۹ مرداد ۱۴۰۰
کانون کارگردانان سینمای ایران
انجمن صنفی تهیه کننده-کارگردانان سینما
انجمن صنفی فیلمنامه نویسان سینما
انجمن صنفی بازیگران سینما
انجمن صنفی فیلمبرداران سینما
انجمن کارفرمائی تهیه کنندگان (اکت)
انجمن تهیه کنندگان مستقل سینما
قرار است وزیر فرهنگ بشوید یا شعار؟/باد می کارید و طوفان درو می کنید.
جناب آقای محمد مهدی اسماعیلی،
وزیر پیشنهادی فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت سیزدهم،
صریح و بی پرده با شما سخن می گوئیم، چرا که از همان آغاز جایی برای پرده پوشی باقی نگذاشته اید. از جنابعالی هم می خواهیم که اگر باوری به صراحت کلام دارید پاسخگوی جامعه بزرگ فرهنگ و هنر باشید.
اگر قصدتان تعطیلی حرفه سینماست، لطفا تعارف را کنار بگذارید، اگر نه حتی در شرایطی که طالبان متحجر در بساط تازه به راه افتاده همسایگی مان، ندای رواداری و تساهل براه انداخته اند، جنابعالی هنوز از راه نرسیده، اکثریت محصولات سینمایی را باطل دانسته و به تبع آن سازندگان و دست اندرکاران این عرصه را به بدخواهان و مفسدین و کفار فرهنگی تشبیه کرده اید، که عزمی جز ترویج اباحه گری و فساد و بی اخلاقی ندارند.
شما پیش از جلوس برتخت وزارت، به زعم خود "اشّداء علی الکفار" خوانده اید و تیغ تان را به سمت هنرمندان مظلومی که با تمامی مشقت ها و تحت سیطره همین گونه مدیریت ها، سالهاست به فعالیت خود ادامه می دهند نشانه گرفتید؛ این چه معنایی جز قلع و قمع و حذف فرهنگی و هنری می تواند داشته باشد؟
با این بیانات و شعارها و طرح سطحی ترین درک و تحلیل از جامعه و مخاطب، نکند تصور کرده اید به جای وزیر فرهنگ قرار است وزیر شعار بشوید؟
اگر می خواهید جامعه سینمایی را با این پندارهای جعلی و گفتارهای باطل و بی اساس بیازمائید، باید گوشزد کنیم که زمین محکمی را انتخاب کرده اید و بدانید که گذشتن از این مسیر دامن تان را بگونه ای ناپاک می کند که هیچ آئین طهارتی قادر به تطهیر آن نیست.
جناب وزیر محترم آینده! از ما بپذیرید و باور کنید که مشاوران تان پوست خربزه زیر پایتان انداخته اند، چرا که اگر ایشان اندک درک و واقع نگری سیاسی و اجتماعی داشتند، به خاطر می آوردند که جامعه اصناف سینمایی و کل جامعه فرهنگی و هنری، در مواقع بحران چگونه کنار هم جمع می شوند و یکپارچه و متحدانه و با همه وجودشان از شرافت و موجودیت شان دفاع می کنند.
باور کنید که در این هنگام، اشک مان لحظه ای بر این نوشته همراه با خون جگر و از سر غیظ بند نمی آید، چرا که درد مصیبت از دست رفتن یکی از عزیزترین و گرامی ترین هم صنفی هایمان را از سر می گذرانیم. بانوی کاردانی که چون دیگر هموطنان و هم صنفی های ما، قربانی مدیریت کلان نالایقی شد که چون برگریزان خزان نفس مردمانش رایک به یک می گیرد. مدیریتی که عرصه فرهنگش را شما قرار است اشغال کنید و وا اسفا از این ترهات که بنام برنامه به هم بافته اید و نمی دانید که باد می کارید و طوفان درو می کنید. ای کاش فرجام این تجربه ناکام را از همفکران دیگرتان که یک بار در گذشته هم عزم شان را جزم کرده بودند که در این خانه را ببندند، می پرسیدید.
جناب آقای اسماعیلی، هنوز وزیر نشده، با این تحلیل های بی پایه از جان این سینمای بی جان شده چه میخواهید؟ بیکاری، اوضاع بد اقتصادی و معیشتی، بیماری و آینده نامعلوم برایمان کم نیست؟ از دست رفتن سرمایه های بزرگ انسانی وگرانبهای سینمای مظلوم ما کافی نیست که شما از راه نرسیده این چنین شلتاق می کنید؟ اگر همفکران تان در گذشته ودرمقابله با این سینمای ملی، به همین شیوه شما، با آمارها و پیش بینی های مجعول برگرفته از پایان نامه های دانشجویی قدیمی به اسم برنامه، پیش پای ما سنگ نمی انداختند، حالا در مرتبه بسیار والاتری در عرصه سینمای ملی و جهانی قرار داشتیم. با این اوصاف آیا ما باید شما را محاکمه کنیم یا شما ما را؟ سالیان درازی است که گاه و بیگاه با امثال شما کنار آمده ایم، بامحدودیت ها وکم دانشی وجهل هنری تان ساخته ایم و ازحوض خزه گرفته تان با مشقت تلاش کردیم تا خودمان را به اقیانوس سینمای جهانی برسانیم و موفقیت هایمان را باشما که غالبا اگر سد راه ما نبودید، یاور مان هم نبوده اید، قسمت کرده ایم.
جناب وزیر محترم پیشنهادی ؛ ما جامعه بزرگ سینما سخت امیدواریم که این اعتراض جمعی درسی روشنگر باشد برای پذیرفتن تعامل فرهنگی در خور بعنوان تنها مسیر آینده تان ، چراکه آزمودن هر راه دیگری ، مصداق کامل برسر شاخ بن بریدن است.
۲۹ مرداد ۱۴۰۰
کانون کارگردانان سینمای ایران
انجمن صنفی تهیه کننده-کارگردانان سینما
انجمن صنفی فیلمنامه نویسان سینما
انجمن صنفی بازیگران سینما
انجمن صنفی فیلمبرداران سینما
انجمن کارفرمائی تهیه کنندگان (اکت)
انجمن تهیه کنندگان مستقل سینما