در جلسات متعدد سازمان محیط زیست با اعضای کنوانسیون رامسر، اعضای این کمیسیون گفتهاند، حوضچههای سه و چهار و پنج امکان ثبت ندارد چرا که مسئولان تمایلی به ثبت این بخش ندارند و حوضچههای یک و دو باید بررسی شود و مدارک لازم از سوی ایران ارسال شود.
خشکسالی و نرسیدن حقابه «هورالعظیم» موجب مرگ ماهیها و گاومیشها شده است. یک سوم این تالاب در ایران و دو سوم آن در عراق واقع گردیده و محل امرار معاش شمار زیادی از روستاییان منطقه است.
پس از انتشار تصاویر ماهیان تلف شده و گاومیشهای تشنهی تالاب هورالعظیم در فضای مجازی و واکنش مردم، ۱۰۰ میلیمتر در ثانیه آب از سد کرخه به سمت پاییندست رها شد. قاسم تقیزاده خامسی معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا گفته بود: «بخشی از آنچه که این روزها در تالاب مشاهده میشود و با عنوان مرگ و میر ماهیان منتشر شده به دلیل عدم تامین حقابه رودخانه دجله است.»
قاسم سلیمانی دشتکی استاندار خوزستان نیز گفته بود: «حوضچههای ۲، سه و چهارتالاب هورالعظیم بالای ۸۰ درصد آبگیری شدند. آب از سد کرخه رهاسازی شده و ۵۰ درصد آبگیری در تالاب هورالعظیم صورت گرفته است. حوضچه یک و پنج تالاب به دلیل سطح ارتفاعی که دارند بطور کامل آبگیری نمیشوند.»
او دو مشکل اصلی هورالعظیم را اول شلتوککاری و دوم خشکسالی خوانده است. حال آنکه معضل اصلی در ایران به عنوان یک سرزمین خشک و نیمهخشک و کمآب، مدیریت منابع آب است که مانند همه عرصههای دیگر، ناکارآمدی ساختار سیاسی و اقتصادی و مدیران مسئول را کار را به تخریب و ویرانی کشانده است.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
خشکسالی و نرسیدن حقابه «هورالعظیم» موجب مرگ ماهیها و گاومیشها شده است. یک سوم این تالاب در ایران و دو سوم آن در عراق واقع گردیده و محل امرار معاش شمار زیادی از روستاییان منطقه است.
پس از انتشار تصاویر ماهیان تلف شده و گاومیشهای تشنهی تالاب هورالعظیم در فضای مجازی و واکنش مردم، ۱۰۰ میلیمتر در ثانیه آب از سد کرخه به سمت پاییندست رها شد. قاسم تقیزاده خامسی معاون وزیر نیرو در امور آب و آبفا گفته بود: «بخشی از آنچه که این روزها در تالاب مشاهده میشود و با عنوان مرگ و میر ماهیان منتشر شده به دلیل عدم تامین حقابه رودخانه دجله است.»
قاسم سلیمانی دشتکی استاندار خوزستان نیز گفته بود: «حوضچههای ۲، سه و چهارتالاب هورالعظیم بالای ۸۰ درصد آبگیری شدند. آب از سد کرخه رهاسازی شده و ۵۰ درصد آبگیری در تالاب هورالعظیم صورت گرفته است. حوضچه یک و پنج تالاب به دلیل سطح ارتفاعی که دارند بطور کامل آبگیری نمیشوند.»
او دو مشکل اصلی هورالعظیم را اول شلتوککاری و دوم خشکسالی خوانده است. حال آنکه معضل اصلی در ایران به عنوان یک سرزمین خشک و نیمهخشک و کمآب، مدیریت منابع آب است که مانند همه عرصههای دیگر، ناکارآمدی ساختار سیاسی و اقتصادی و مدیران مسئول را کار را به تخریب و ویرانی کشانده است.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اول خودشون این عکسا رو به عنوان کشته شده میذارن بعد هم تکذیبیه شو
داد میزنه هرسه تا سپاهین
حقههای قدیمی تکراری
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
داد میزنه هرسه تا سپاهین
حقههای قدیمی تکراری
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
سخنان تکاندهندهی یک فعال محیط زیست: «هورالعظیم» را برای قرارداد استخراج نفت با پیمانکار چینی خشکاندند
کیهان لندن - محمد درویش فعال محیط زیست میگوید تالاب «هورالعظیم» به دلیل استخراج نفت توسط یک پیمانکار چینی خشکانده شده است.
محمد درویش کارشناس و فعال محیط زیست درباره خشک کردن تالاب «هورالعظیم» گفته است: «تالاب هورالعظیم را در دو سوی مرز ایران و عراق حوالی میدان آزادگان، برای استخراج نفت کاملا خشک کردهاند.»
محمد درویش رئیس کمیته محیط زیست در کرسی سلامت اجتماعی یونسکو و فعال محیط زیست به وبسایت «رکنا» گفته که تالاب هورالعظیم به عنوان یکی از مهمترین و راهبردیترین تالابهای ایران و حتا خاورمیانه، به صورت عمدی خشکانده شده تا بتوانند به راحتی از آن نفت استخراج کنند.
او در توضیح این ادعا گفته که ساختن سد کرخه از سمت ایران روند خشکاندن تالاب هورالعظیم را تسهیل کرده و «به بهانه بارگذاری در بخش کشاورزی، دشت عباس و مناطقی در منطقه سوسنگرد، هویزه ، بستان و درواقع پایه آب حوضه آبریز کرخه، اجازه ندادند که آب وارد هورالعظیم شود.»
محمد درویش «کوچکسازی» هورالعظیم را از طریق تقسیم آن به پنج حوضچه از اولین مراحل خشکاندن این تالاب دانسته و توضیح داده: «آن محدوده کوچک را هم به ۵ حوضچه تقسیم کردند که کاملا با ماهیت یک تالاب اکولوژیک تفاوت دارد زیرا وسط یک تالاب که نباید دیوار، دریچه و داکت باشد!»
او متهم شماره یک در نابودی هورالعظیم را «شرکت نفت و وزارت نفت» دانست که «میخواهد استخراج نفت را به پیمانکار چینی بدهد. پیمانکار چینی هم در زمان دولت احمدینژاد گفته بود که اگر این تالاب خشک باشد، قیمتها را ۲۰درصد پایین میآورم. آنها به این نتیجه رسیدند که بهتر است تالاب را خشک کنند!»
احمدرضا لاهیجانزاده معاون دریایی سازمان حفاظت محیط زیست در یک برنامه تلویزیونی شامگاه جمعه ۲۵ تیرماه ۱۴۰۰ گفت در زمانیکه سیل خوزستان اتفاق افتاد بنا به ضرورت و اجبار، دایک مرزی را تخریب کردند که آب بتواند وارد بخش هور عراق هم بشود اما این دایک مرزی تا چند ماه پیش ترمیم نشده بود در نتیجه هر آبی که وارد شد، چیزی حدود ۵۰ تا ۶۰ مترمکعب بر ثانیهاش به سمت عراق خارج میشد!»
در این برنامه تصاویری از تالاب خشکشده «هورالعظیم» نیز به نمایش در آمد که نشان میدهد دکلهای متعدد نفتی در آن تعبیه شده است. لاهیجانزاده با اشاره به این تصاویر گفت که «یک وزارتخانه برای حفر چاههای نفت، حوضچههای یک، سه، چهار و پنج هورالعظیم را خشک کرد.»
به گفتهی او، روند شکایت سازمان حفاظت محیط زیست به قوه قضاییه یکسال و نیم طول کشیده و در طول این مدت همچنان حفاریها ادامه داشته است.
معاون سازمان محیط زیست هشدار داد که اگر روند تخریب محیط زیست در ایران ادامه پیدا کند «طبیعت انتقام سختی از ما خواهد گرفت و تمدن ایرانزمین نابود خواهد شد.»
در این برنامه تلویزیونی همچنین گزارش شد که برای استخراج نفت از «هورالعظیم» در دل هور جاده کشیدند، دکل زدند و آن را به شورهزاری بدل کردند که به منشاء ریزگردها برای دیگر شهرستانها بدل شده است.
تداوم کشاورزی سنتی با ابزارآلات فرسوده و شلتوککاری در فصلهای ممنوعه زیر نظر جهادکشاورزی در مسیر آب این تالاب نیز از دلایل خشک شدن آن عنوان شده است.
طرحهای انتقال آب و سدسازیها در بالادست کارون، دز، زهره و کرخه طبق اعلام سازمان آبفای خوزستان، ۶ هزار میلیارد تومان (در سال ۹۶) به تاسیسات برقآبی این استان خسارت وارد کرده و باعث قطع برقهای متمادی و گسترده شده است.
محمد درویش تأکید کرد: «باید حواسمان باشد که خواسته یا ناخواسته مردم استانهای همجوار را به جان هم نیاندازیم. مقصر مردم خوزستان یا اصفهان یا چهارمحال بختیاری یا یزد و کرمان نیست. مقصر حاکمیتی است که بر اساس واقعیتهای بومشناختی سرزمین، چیدمان توسعه را طراحی نکرده است.»
این کنشگر محیط زیست پیشنهاد کرد تا برای احیای دوباره «هورالعظیم»، «تمام دیوارههای مرزی، دریچهها و داکتهای تالاب هورالعظیم را برداریم. یک محیط یکپارچه برای این تالاب ایجاد کنیم. این تالاب نیاز به دستکم ۵ میلیارد متر مکعب آب سالانه دارد که ۲میلیارد آن باید از طریق کرخه و ۳ میلیارد آن باید از کشور عراق یعنی دجله و فرات تامین شود. پس باید یک کنوانسیون مشترک بین ایران، عراق، سوریه و ترکیه شکل بگیرد تا این حقابه تامین شود. ما باید کل موجودی تالاب هورالعظیم را ثبت کنوانسیون رامسر کنیم، نه فقط بخش عراقی آن را.»
در حالی که عراق بخش «هورالعظیم» مربوط به خود را ثبت کنوانسیون رامسر کرده ولی ثبت بخش مربوط به ایران، به دلایل مختلفی از جمله امکان استخراج نفت، هفت سال است که در دست بررسی است.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
کیهان لندن - محمد درویش فعال محیط زیست میگوید تالاب «هورالعظیم» به دلیل استخراج نفت توسط یک پیمانکار چینی خشکانده شده است.
محمد درویش کارشناس و فعال محیط زیست درباره خشک کردن تالاب «هورالعظیم» گفته است: «تالاب هورالعظیم را در دو سوی مرز ایران و عراق حوالی میدان آزادگان، برای استخراج نفت کاملا خشک کردهاند.»
محمد درویش رئیس کمیته محیط زیست در کرسی سلامت اجتماعی یونسکو و فعال محیط زیست به وبسایت «رکنا» گفته که تالاب هورالعظیم به عنوان یکی از مهمترین و راهبردیترین تالابهای ایران و حتا خاورمیانه، به صورت عمدی خشکانده شده تا بتوانند به راحتی از آن نفت استخراج کنند.
او در توضیح این ادعا گفته که ساختن سد کرخه از سمت ایران روند خشکاندن تالاب هورالعظیم را تسهیل کرده و «به بهانه بارگذاری در بخش کشاورزی، دشت عباس و مناطقی در منطقه سوسنگرد، هویزه ، بستان و درواقع پایه آب حوضه آبریز کرخه، اجازه ندادند که آب وارد هورالعظیم شود.»
محمد درویش «کوچکسازی» هورالعظیم را از طریق تقسیم آن به پنج حوضچه از اولین مراحل خشکاندن این تالاب دانسته و توضیح داده: «آن محدوده کوچک را هم به ۵ حوضچه تقسیم کردند که کاملا با ماهیت یک تالاب اکولوژیک تفاوت دارد زیرا وسط یک تالاب که نباید دیوار، دریچه و داکت باشد!»
او متهم شماره یک در نابودی هورالعظیم را «شرکت نفت و وزارت نفت» دانست که «میخواهد استخراج نفت را به پیمانکار چینی بدهد. پیمانکار چینی هم در زمان دولت احمدینژاد گفته بود که اگر این تالاب خشک باشد، قیمتها را ۲۰درصد پایین میآورم. آنها به این نتیجه رسیدند که بهتر است تالاب را خشک کنند!»
احمدرضا لاهیجانزاده معاون دریایی سازمان حفاظت محیط زیست در یک برنامه تلویزیونی شامگاه جمعه ۲۵ تیرماه ۱۴۰۰ گفت در زمانیکه سیل خوزستان اتفاق افتاد بنا به ضرورت و اجبار، دایک مرزی را تخریب کردند که آب بتواند وارد بخش هور عراق هم بشود اما این دایک مرزی تا چند ماه پیش ترمیم نشده بود در نتیجه هر آبی که وارد شد، چیزی حدود ۵۰ تا ۶۰ مترمکعب بر ثانیهاش به سمت عراق خارج میشد!»
در این برنامه تصاویری از تالاب خشکشده «هورالعظیم» نیز به نمایش در آمد که نشان میدهد دکلهای متعدد نفتی در آن تعبیه شده است. لاهیجانزاده با اشاره به این تصاویر گفت که «یک وزارتخانه برای حفر چاههای نفت، حوضچههای یک، سه، چهار و پنج هورالعظیم را خشک کرد.»
به گفتهی او، روند شکایت سازمان حفاظت محیط زیست به قوه قضاییه یکسال و نیم طول کشیده و در طول این مدت همچنان حفاریها ادامه داشته است.
معاون سازمان محیط زیست هشدار داد که اگر روند تخریب محیط زیست در ایران ادامه پیدا کند «طبیعت انتقام سختی از ما خواهد گرفت و تمدن ایرانزمین نابود خواهد شد.»
در این برنامه تلویزیونی همچنین گزارش شد که برای استخراج نفت از «هورالعظیم» در دل هور جاده کشیدند، دکل زدند و آن را به شورهزاری بدل کردند که به منشاء ریزگردها برای دیگر شهرستانها بدل شده است.
تداوم کشاورزی سنتی با ابزارآلات فرسوده و شلتوککاری در فصلهای ممنوعه زیر نظر جهادکشاورزی در مسیر آب این تالاب نیز از دلایل خشک شدن آن عنوان شده است.
طرحهای انتقال آب و سدسازیها در بالادست کارون، دز، زهره و کرخه طبق اعلام سازمان آبفای خوزستان، ۶ هزار میلیارد تومان (در سال ۹۶) به تاسیسات برقآبی این استان خسارت وارد کرده و باعث قطع برقهای متمادی و گسترده شده است.
محمد درویش تأکید کرد: «باید حواسمان باشد که خواسته یا ناخواسته مردم استانهای همجوار را به جان هم نیاندازیم. مقصر مردم خوزستان یا اصفهان یا چهارمحال بختیاری یا یزد و کرمان نیست. مقصر حاکمیتی است که بر اساس واقعیتهای بومشناختی سرزمین، چیدمان توسعه را طراحی نکرده است.»
این کنشگر محیط زیست پیشنهاد کرد تا برای احیای دوباره «هورالعظیم»، «تمام دیوارههای مرزی، دریچهها و داکتهای تالاب هورالعظیم را برداریم. یک محیط یکپارچه برای این تالاب ایجاد کنیم. این تالاب نیاز به دستکم ۵ میلیارد متر مکعب آب سالانه دارد که ۲میلیارد آن باید از طریق کرخه و ۳ میلیارد آن باید از کشور عراق یعنی دجله و فرات تامین شود. پس باید یک کنوانسیون مشترک بین ایران، عراق، سوریه و ترکیه شکل بگیرد تا این حقابه تامین شود. ما باید کل موجودی تالاب هورالعظیم را ثبت کنوانسیون رامسر کنیم، نه فقط بخش عراقی آن را.»
در حالی که عراق بخش «هورالعظیم» مربوط به خود را ثبت کنوانسیون رامسر کرده ولی ثبت بخش مربوط به ایران، به دلایل مختلفی از جمله امکان استخراج نفت، هفت سال است که در دست بررسی است.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بعد از خوزستان نوبت کجاست؟
دکتر حسین اسلامی، مورخ و مازندران و ساری شناس:
نمیگذاریم بلایی که بر سر خوزستان و زاینده رود امروز آمده بر سر مازندران بیاورید.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
دکتر حسین اسلامی، مورخ و مازندران و ساری شناس:
نمیگذاریم بلایی که بر سر خوزستان و زاینده رود امروز آمده بر سر مازندران بیاورید.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشيني هالو
👇 شب نشینی هالو https://zil.ink/Mrhalloo
درود
در رابطه با حقوق حسن روحانی که ماهیانه ۳۵۳ میلیون میگیرد
353 تقسیم بر 31 روز مساویست با 11/387/097 تومان
حالا 11/387/097 تومان را تقسیم بر 24 ساعت میکنیم تا ببینیم در هر ساعت حقوق حسن چقدر است
هر ساعت 474/642 هزار تومان
حالا هر ساعت را تقسیم بر 60 دقیقه میکنیم میشود 7/908 هزار تومان
خُب حالا این رقم را تقسیم بر 60 ثانیه میکنیم عدد 132 بدست می آید
یعنی حسن فریدون ( روحانی) در هر ثانیه ی شبانه روز صد و سیُ دو تومان حقوق میگیرد
در رابطه با حقوق حسن روحانی که ماهیانه ۳۵۳ میلیون میگیرد
353 تقسیم بر 31 روز مساویست با 11/387/097 تومان
حالا 11/387/097 تومان را تقسیم بر 24 ساعت میکنیم تا ببینیم در هر ساعت حقوق حسن چقدر است
هر ساعت 474/642 هزار تومان
حالا هر ساعت را تقسیم بر 60 دقیقه میکنیم میشود 7/908 هزار تومان
خُب حالا این رقم را تقسیم بر 60 ثانیه میکنیم عدد 132 بدست می آید
یعنی حسن فریدون ( روحانی) در هر ثانیه ی شبانه روز صد و سیُ دو تومان حقوق میگیرد
حکایت خودکار رهبری، ابربدهکار بانکی، کارگران زندانی و شوخی زننده خودکفایی!
✍️ احمدرضا حائری
برخی از رسانههای اصولگرا از جمله خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه روز گذشته با انتشار تصویر خودکار شرکت صفا(کیان صفا) در دست رهبری، از خودکفایی در حوزه تولید خودکار صحبت به میان آورده، و از مشی و مرام رهبری در تبلیع کالای ایرانی ستایش بیحد و اندازهای به عمل آوردند.
شرکت خودکارصفا یکی از دهها شرکت متعلق به محمد رستمیصفا است؛ رستمی صفا مالک ابرشرکتهای "پروفیل ساوه "، "لوله صفا" و دهها شرکت دیگر است، وی یکی از ۱۱ ابربدهکار به سیستم بانکی کشور است؛ همان ۱۱ نفری که در مناظرههای انتخاباتی، عبدالناصر همتی فهرست اسامی آنها را به ابراهیم رئیسی داد و خواستار اعلام نام آنها شد. همان ۱۱ نفری که رئیسی و مقامات ستاد وی مدعی شدند که در دوران ریاست ایشان بر قوه قضاییه آنها را محاکمه و محکوم کرده و یا پرونده آنها در حال رسیدگی است.
پیش از این در گزارشات برخی رسانهها گفته شده بود که رستمیصفا برای تاسیس کارخانه "کیان صفا" نزدیک به ۱۱ سال پیش وامهایی به یورو گرفته بود، بعدها با دولت به اختلاف خورد چون دولت برای بازپس گیری وامها خواستار همان یورویی بود که پرداخت کرده بود، اما رستمی قصد داشته تا وام را به صورت ریالی به دولت بازپس دهد در نتیجه اختلافها بالا میگیرد و او دستگیر میشود.
اما نکته جالب ماجرا این است که امروز صبح و تنها یک روز پس از انتشار تصویر رهبری با خودکار "کیان صفا" و ادعای خودکفایی و...جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات رستمیصفا، فرزندان و شرکایش با ریاست قاضی زرگر برگزار شد؛ فارغ از ارقام عجیب و غریب تسهیلات گرفته شده و پس نداده در این پرونده، آنچه که به حکایت این یاداشت مرتبط است نکته مهمی بود که قاضی دادگاه یعنی احمد زرگر همان ابتدای جلسه دادگاه به آن اشاره کرد، و آن اینکه:"بر اساس مدارک پرونده سال ۸۲ آخرین فرجه تسویه حساب [وامها]بوده است، اما اکنون در سال ۱۴۰۰ هنوز تسویه صورت نگرفته است." این سخن قاضی زرگر بدین معناست که سیستم بانکی جمهوری اسلامی در سال ۸۹ و ۷ سال پس از اتمام فرجه تسویه حساب وامهای کلان پیشین، در اقدامی پرابهام و احتمالا متاثر از روابط فاسد اداری برای پروژه تازه (تولید خودکار کیان صفا) وامهای کلان ارزی جدیدی در اختیار رستمی صفا قرار داده است!
اما این قصه غمناک و تاسفبار هنوز به نقطه اوجش نرسیده است، در دهه اخیر و در شرایطی که هزاران کارگر کارخانههای پروفیل ساوه و نورد صفا در شهر ساوه با مالکیت رستمی صفا در اعتراض به شرایط نابرابر و غیرمنصفانه کاری و گاهی به خاطر چندین ماه عدم دریافت دستمزد، دست به اعتراض میزنند، کارگر باتجربهای به نام شاپور احسانی راد را به عنوان نماینده خود برای مذاکره با صاحب کارخانه انتخاب کردند، نمایندگی که پس از چندی منجر به پروندهسازی نهادهای امنیتی برای این فعال کارگری شد و آن شخصی که به عنوان "شاکی خصوصی" بیشترین نقش را در پروندهسازی علیه شاپور ایفا کرد کسی نبود جز محمد رستمی صفا!
نهادهای امنیتی با همراهی رستمی صفا در نهایت شاپور را تنها به دلیل رهبری اعتراضات بهحق کارگران نسبت به شرایط ناعادلانه کاری دادگاهی کرده و او را به پنج سال زندان و ۲ سال تبعید به ایرانشهر محکوم کردند، و او اکنون ۱۵ ماه است که در بدترین زندان استان تهران یعنی زندان تهران بزرگ در حال سپری کردن ایام حبس ظالمانهاش است.
کارگر ۶۲ساله برای گرفتن حقوقش به سرمایهداری رانتی اعتراض میکند، همان سرمایهدار با کمک نهاد امنیتی کارگر را سالها حبس میکند، و بعد در روزهایی که شاپور در حسرت دیدار نوهها روزگار را در میان ساس،سوسک، موش و شپش زندان تهران بزرگ سپری میکند، رسانههای همان نهاد امنیتی تصویر محصول کارخانه آن سرمایهدار فاسد را در دستان رهبری با نام فریبنده خودکفایی تبلیغ میکنند! و رستمی صفا در کمال احترام هر از چندگاهی مشغول چک و چانه زدن برای پس دادن ریالی تسهیلات ارزی گرفته شده است( که البته برای حفظ ظاهر نام این جلسات چانهزنی را نیز دادگاه رسیدگی میگذارند!)
این قصه شاپور و رستمی صفا البته تنها یک نمونه از صدها نمونه تقابل کارگران شریف ما با سرمایهداری فاسد و رانتی در چند سال اخیر است و نکته تاسفبار نیز همان نگاهی کلانی است که به غلط گمان میکند که میتوان در شرایط فقدان دموکراسی و نظام مبتنی بر رعایت حقوق بشر و ...به قلههای اقتصاد منطقه رسید و خودکفا شد.
حکایت شاپور و رستمی صفا، حکایت آشنایی برای همه کارگران ایرانی و فعالان حقوق کارگران است، فعالانی که به درستی باور دارند بر بستر نقض حقوق کارگران و در شرایط فقدان ساختار دموکراتیک و رسانههای آزاد، ادعای خودکفایی و رسیدن به قله ها و.. بیشتر به یک شوخی زننده شبیه است.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
✍️ احمدرضا حائری
برخی از رسانههای اصولگرا از جمله خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه روز گذشته با انتشار تصویر خودکار شرکت صفا(کیان صفا) در دست رهبری، از خودکفایی در حوزه تولید خودکار صحبت به میان آورده، و از مشی و مرام رهبری در تبلیع کالای ایرانی ستایش بیحد و اندازهای به عمل آوردند.
شرکت خودکارصفا یکی از دهها شرکت متعلق به محمد رستمیصفا است؛ رستمی صفا مالک ابرشرکتهای "پروفیل ساوه "، "لوله صفا" و دهها شرکت دیگر است، وی یکی از ۱۱ ابربدهکار به سیستم بانکی کشور است؛ همان ۱۱ نفری که در مناظرههای انتخاباتی، عبدالناصر همتی فهرست اسامی آنها را به ابراهیم رئیسی داد و خواستار اعلام نام آنها شد. همان ۱۱ نفری که رئیسی و مقامات ستاد وی مدعی شدند که در دوران ریاست ایشان بر قوه قضاییه آنها را محاکمه و محکوم کرده و یا پرونده آنها در حال رسیدگی است.
پیش از این در گزارشات برخی رسانهها گفته شده بود که رستمیصفا برای تاسیس کارخانه "کیان صفا" نزدیک به ۱۱ سال پیش وامهایی به یورو گرفته بود، بعدها با دولت به اختلاف خورد چون دولت برای بازپس گیری وامها خواستار همان یورویی بود که پرداخت کرده بود، اما رستمی قصد داشته تا وام را به صورت ریالی به دولت بازپس دهد در نتیجه اختلافها بالا میگیرد و او دستگیر میشود.
اما نکته جالب ماجرا این است که امروز صبح و تنها یک روز پس از انتشار تصویر رهبری با خودکار "کیان صفا" و ادعای خودکفایی و...جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات رستمیصفا، فرزندان و شرکایش با ریاست قاضی زرگر برگزار شد؛ فارغ از ارقام عجیب و غریب تسهیلات گرفته شده و پس نداده در این پرونده، آنچه که به حکایت این یاداشت مرتبط است نکته مهمی بود که قاضی دادگاه یعنی احمد زرگر همان ابتدای جلسه دادگاه به آن اشاره کرد، و آن اینکه:"بر اساس مدارک پرونده سال ۸۲ آخرین فرجه تسویه حساب [وامها]بوده است، اما اکنون در سال ۱۴۰۰ هنوز تسویه صورت نگرفته است." این سخن قاضی زرگر بدین معناست که سیستم بانکی جمهوری اسلامی در سال ۸۹ و ۷ سال پس از اتمام فرجه تسویه حساب وامهای کلان پیشین، در اقدامی پرابهام و احتمالا متاثر از روابط فاسد اداری برای پروژه تازه (تولید خودکار کیان صفا) وامهای کلان ارزی جدیدی در اختیار رستمی صفا قرار داده است!
اما این قصه غمناک و تاسفبار هنوز به نقطه اوجش نرسیده است، در دهه اخیر و در شرایطی که هزاران کارگر کارخانههای پروفیل ساوه و نورد صفا در شهر ساوه با مالکیت رستمی صفا در اعتراض به شرایط نابرابر و غیرمنصفانه کاری و گاهی به خاطر چندین ماه عدم دریافت دستمزد، دست به اعتراض میزنند، کارگر باتجربهای به نام شاپور احسانی راد را به عنوان نماینده خود برای مذاکره با صاحب کارخانه انتخاب کردند، نمایندگی که پس از چندی منجر به پروندهسازی نهادهای امنیتی برای این فعال کارگری شد و آن شخصی که به عنوان "شاکی خصوصی" بیشترین نقش را در پروندهسازی علیه شاپور ایفا کرد کسی نبود جز محمد رستمی صفا!
نهادهای امنیتی با همراهی رستمی صفا در نهایت شاپور را تنها به دلیل رهبری اعتراضات بهحق کارگران نسبت به شرایط ناعادلانه کاری دادگاهی کرده و او را به پنج سال زندان و ۲ سال تبعید به ایرانشهر محکوم کردند، و او اکنون ۱۵ ماه است که در بدترین زندان استان تهران یعنی زندان تهران بزرگ در حال سپری کردن ایام حبس ظالمانهاش است.
کارگر ۶۲ساله برای گرفتن حقوقش به سرمایهداری رانتی اعتراض میکند، همان سرمایهدار با کمک نهاد امنیتی کارگر را سالها حبس میکند، و بعد در روزهایی که شاپور در حسرت دیدار نوهها روزگار را در میان ساس،سوسک، موش و شپش زندان تهران بزرگ سپری میکند، رسانههای همان نهاد امنیتی تصویر محصول کارخانه آن سرمایهدار فاسد را در دستان رهبری با نام فریبنده خودکفایی تبلیغ میکنند! و رستمی صفا در کمال احترام هر از چندگاهی مشغول چک و چانه زدن برای پس دادن ریالی تسهیلات ارزی گرفته شده است( که البته برای حفظ ظاهر نام این جلسات چانهزنی را نیز دادگاه رسیدگی میگذارند!)
این قصه شاپور و رستمی صفا البته تنها یک نمونه از صدها نمونه تقابل کارگران شریف ما با سرمایهداری فاسد و رانتی در چند سال اخیر است و نکته تاسفبار نیز همان نگاهی کلانی است که به غلط گمان میکند که میتوان در شرایط فقدان دموکراسی و نظام مبتنی بر رعایت حقوق بشر و ...به قلههای اقتصاد منطقه رسید و خودکفا شد.
حکایت شاپور و رستمی صفا، حکایت آشنایی برای همه کارگران ایرانی و فعالان حقوق کارگران است، فعالانی که به درستی باور دارند بر بستر نقض حقوق کارگران و در شرایط فقدان ساختار دموکراتیک و رسانههای آزاد، ادعای خودکفایی و رسیدن به قله ها و.. بیشتر به یک شوخی زننده شبیه است.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo