*پس از صحبتهای کاید اسماعیل مکوندی دیگر دلاور ایل لر،، "ملا فصیح ممبینی" آغاز سخن کرد وبالحنی پرشور وهیجان چنین گفت:*
برادران عزیز وعزیزان از شنیدن خبرکشته شدن ویا مرگ عزیزان ونزدیکان درد ورنجی جان کاه و وصف ناپذیر به انسان دست میدهد اما کشته شدن در راه ناموس وشرافت از ارزشهای انسانی است وباید در راه دفاع مشروع از جان وناموس حداکثر کوشش وتلاش بعمل آید شجاعانه به جنگید همیشه فتح وظفر از آن شجاعان است
*بنا به دست نوشته های "چهار بنیچه" در صفحه ۶۴ کتاب با گفته های "کاید اسماعیل مکوندی وملا فصیح" هرکسی تکلیف خودرا دانست و هدف برای همه مشخص گردید*
و بعد از اندکی شاهنامه خوانی ملا فصیح ،،گروه نود وهشت نفری لران بختیاری چون دلاوران افسانه ای به قلب لشکر اعراب و شیخ شریفات حمله ور گردیدند و بدون توجه به تیراندازی دشمن همچون پیکانی شیخ شریفات را هدف گرفتند *"آعزیز،" دلاور لر درچشم بهم زدنی خود را به شیخ رسانید وچهار دست یراق خودرا از نزدیک به سرپر باد او چکانید وقبل از اینکه اسب سرنگون گردد سر اورا به نوک نیزه زد!!*
وبه قول لایارد که تماشاچی این جنگ بود اعراب آن چنان دراین جنگ برق آسا غافلگیر شدند که ناگزیر به فرار به سمت روستای سلطان آباد ومنطقه جایزان شدند *"ملا عبدالکریم چهار بنیچه" مینویسد:*
*"ملا برات تاتایی" در حالیکه به دنبال دشمن در نزدیکی جایزان اسب می تاخت اشعار زیر را از کتاب دره نادری بر وزن شاهنامه میخواند:*
زهیبت به جنبش در آمد زمین
ز گردش بیفتاد چرخ برین ز تابیدن تیغ از بهر جنگ
ز غریدن رعد و توپ وتفنگ
غریو ستوران عالم نورد
قیامت درآن دشت برپای کرد
و متعاقبین لر دست از تعقیب اعراب بر نداشتند وبا ادامه حمله نزدیک به ۸۶ تن از اعراب را کشته وغنایم و دواتجنگی فراوان بدست بختیاری افتاد و حدود هیجده زن و چهل وهشت مرد از آنها به اسارت بختیاریها در آمدند و لایارد می نویسد در آن روز من نبرد شیرها را مشاهده کردم که چگونه با عده ای کم اردویی را که دوازده برابر آنها بودندرا تار ومار کردند ،او می گوید *در این جنگ از بختیاریها ۶ نفر کشته وهمینقدر هم مجروح شدند و این اشعار از آن جنگ نابرابر بجای مانده و*هنوز هم بعد از گذشت نزدیک به ۱۶۰سال از آن واقعه خاطره دل آوری، شجاعت و از خود گذشتگی آن مردان دل دار در یاد نبیرگان آنها زنده است...*
*تاریخ ایران همیشه از رشادتهای دلیران و شیران جنگی بختیاری به نیکی و فاتح یاد میکند...*
روحشان شاد و یادشان تا ابد گرامی باد.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
برادران عزیز وعزیزان از شنیدن خبرکشته شدن ویا مرگ عزیزان ونزدیکان درد ورنجی جان کاه و وصف ناپذیر به انسان دست میدهد اما کشته شدن در راه ناموس وشرافت از ارزشهای انسانی است وباید در راه دفاع مشروع از جان وناموس حداکثر کوشش وتلاش بعمل آید شجاعانه به جنگید همیشه فتح وظفر از آن شجاعان است
*بنا به دست نوشته های "چهار بنیچه" در صفحه ۶۴ کتاب با گفته های "کاید اسماعیل مکوندی وملا فصیح" هرکسی تکلیف خودرا دانست و هدف برای همه مشخص گردید*
و بعد از اندکی شاهنامه خوانی ملا فصیح ،،گروه نود وهشت نفری لران بختیاری چون دلاوران افسانه ای به قلب لشکر اعراب و شیخ شریفات حمله ور گردیدند و بدون توجه به تیراندازی دشمن همچون پیکانی شیخ شریفات را هدف گرفتند *"آعزیز،" دلاور لر درچشم بهم زدنی خود را به شیخ رسانید وچهار دست یراق خودرا از نزدیک به سرپر باد او چکانید وقبل از اینکه اسب سرنگون گردد سر اورا به نوک نیزه زد!!*
وبه قول لایارد که تماشاچی این جنگ بود اعراب آن چنان دراین جنگ برق آسا غافلگیر شدند که ناگزیر به فرار به سمت روستای سلطان آباد ومنطقه جایزان شدند *"ملا عبدالکریم چهار بنیچه" مینویسد:*
*"ملا برات تاتایی" در حالیکه به دنبال دشمن در نزدیکی جایزان اسب می تاخت اشعار زیر را از کتاب دره نادری بر وزن شاهنامه میخواند:*
زهیبت به جنبش در آمد زمین
ز گردش بیفتاد چرخ برین ز تابیدن تیغ از بهر جنگ
ز غریدن رعد و توپ وتفنگ
غریو ستوران عالم نورد
قیامت درآن دشت برپای کرد
و متعاقبین لر دست از تعقیب اعراب بر نداشتند وبا ادامه حمله نزدیک به ۸۶ تن از اعراب را کشته وغنایم و دواتجنگی فراوان بدست بختیاری افتاد و حدود هیجده زن و چهل وهشت مرد از آنها به اسارت بختیاریها در آمدند و لایارد می نویسد در آن روز من نبرد شیرها را مشاهده کردم که چگونه با عده ای کم اردویی را که دوازده برابر آنها بودندرا تار ومار کردند ،او می گوید *در این جنگ از بختیاریها ۶ نفر کشته وهمینقدر هم مجروح شدند و این اشعار از آن جنگ نابرابر بجای مانده و*هنوز هم بعد از گذشت نزدیک به ۱۶۰سال از آن واقعه خاطره دل آوری، شجاعت و از خود گذشتگی آن مردان دل دار در یاد نبیرگان آنها زنده است...*
*تاریخ ایران همیشه از رشادتهای دلیران و شیران جنگی بختیاری به نیکی و فاتح یاد میکند...*
روحشان شاد و یادشان تا ابد گرامی باد.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👍1
رییس سازمان قضائی نیروهای مسلح با اشاره به انهدام هواپیمای اوکراینی گفت عملکرد نظام در رسیدگی به این پرونده «در دنیا بینظیر بود». او افزود تحقیقات این پرونده با انجام عملیات شبیهسازی که «نظیر آن را در دنیا نداریم» تمام شد.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
| جماعت بیسواد حاکم بر ایران
وقتی که سیستم و چهرههای درونش آنقدر مفت خورده اند که نمی توانند جمله امامشان را بدرستی بیان کنند
امام یک موی کاخ نشینان را به یه کوخ نشین نمیدادند!!!
البته واقعیت رو ناخواسته گفت
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
وقتی که سیستم و چهرههای درونش آنقدر مفت خورده اند که نمی توانند جمله امامشان را بدرستی بیان کنند
امام یک موی کاخ نشینان را به یه کوخ نشین نمیدادند!!!
البته واقعیت رو ناخواسته گفت
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای نابودی یک کشور با تاریخ و تمدنش فقط کافیست آدمهای بیسواد و کودن را در سِمت های مهم کشوری بنشانید و آدمهای تحصیلکرده و میهن دوست و باشرف را در کارهای کوچک بگذارید آن وقت خواهید دید روزگار آن کشور چه خواهد شد.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
سالگرد درگذشت عزیز نسین، راوی طنز ِگریان
سالهای پایانی عمر عزیز نسین نیز او آرامش نداشت. بعد از انتشار فتوای روحالله خمینی و دستور ترور #سلمان_رشدی به خاطر انتشار کتاب «آیات شیطانی»، عزیز نسین بخشی از کتاب سلمان رشدی را ترجمه و منتشر کرد. نسین گفت که این عمل را در وهلهی نخست به خاطر دفاع از آزادی بیان و عقیده انجام میدهد اما محافل تندروی اسلامی این عمل را تحمل نکردند و حکم ارتداد و دستور قتل عزیز نسین را صادر کردند
عزیز نسین که برای شرکت در جمع نویسندگان آزادیخواه به شهر سیواس رفته بود مورد حملهی افراد تندروی اسلامی قرار گرفت. در ژوئیه سال ۱۹۹۳ و پس از نماز جمعه، تندروهای مذهبی به هتل محل اقامت عزیز نسین حمله کردند و ساختمان هتل را به آتش کشیدند. عزیز نسین موفق شد که از این حادثه جان سالم به در ببرد اما ۳۷ نفر در آتش سوختند و کشته شدند
دو سال و چهار روز پس از این اتفاق و در ششم ژوئیه سال ۱۹۹۵ عزیز نسین پس از یک جلسهی کتابخوانی در ازمیر دچار حملهی قلبی شد و درگذشت. عزیز نسین در وصیتنامهای که از او باقیمانده است نوشت که به هیچ دینی معتقد نیست از اینرو او بر اساس تشریفات مراسم خاکسپاری اسلامی به خاک سپرده نشود. او وصیت کرد در گوری بدون نام و نشان در روستای کودکان به خاک سپرده شود
عزیز نسین در زندگینامهی خودنوشت که در سال ۱۹۶۴ نوشته شده است شروع زندگیاش را با زبانی طنز اینگونه بیان میکند: «پدرم در ۱۳ سالگی از یکی از روستاهای آناتولی به استانبول آمد. مادرم هم وقتی خیلی بچه بود از روستای دیگری در آناتولی به استانبول آمد«از بچگی آرزو داشتم نمایشنامهنویس شوم. در ارتش، واحدهای پیادهنظام، توپخانه و تانک داشتیم اما واحد نمایشنامهنویسی وجود نداشت. بنابراین به دنبال راهی برای خارج شدن از آنجا بودم و سرانجام در سال ۱۹۴۴ از ارتش آزاد شدم». عزیز نسین از کودکی آرزو داشت نویسنده بشود و به تعبیر خودش مطالبی بنویسد که اشک مردم را در بیاورد: «از بچگی آرزو داشتم مطالبی بنویسم که اشک مردم را در آورد
با همین هدف داستانی نوشتم و آن را برای مجلهای فرستادم. سردبیر مجله آن را درست نفهمید و به جای گریه کردن، قاه قاه خنده سر داد، ولی بعد از کلی خندیدن، مجبور شد اشکهایش را پاک کند و بگوید: عالی است. باز هم از این داستانها برای ما بنویس.»
#عزیز_نسین در سال ۱۹۷۲ نهادی تاسیس کرد و نام آن را «بنیاد نسین» گذاشت که کار آن کمک به کودکانی بود که به دلیل فقر و محرومیت نمیتوانند تحصیلات مناسبی داشته باشند
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
سالگرد درگذشت عزیز نسین، راوی طنز ِگریان
سالهای پایانی عمر عزیز نسین نیز او آرامش نداشت. بعد از انتشار فتوای روحالله خمینی و دستور ترور #سلمان_رشدی به خاطر انتشار کتاب «آیات شیطانی»، عزیز نسین بخشی از کتاب سلمان رشدی را ترجمه و منتشر کرد. نسین گفت که این عمل را در وهلهی نخست به خاطر دفاع از آزادی بیان و عقیده انجام میدهد اما محافل تندروی اسلامی این عمل را تحمل نکردند و حکم ارتداد و دستور قتل عزیز نسین را صادر کردند
عزیز نسین که برای شرکت در جمع نویسندگان آزادیخواه به شهر سیواس رفته بود مورد حملهی افراد تندروی اسلامی قرار گرفت. در ژوئیه سال ۱۹۹۳ و پس از نماز جمعه، تندروهای مذهبی به هتل محل اقامت عزیز نسین حمله کردند و ساختمان هتل را به آتش کشیدند. عزیز نسین موفق شد که از این حادثه جان سالم به در ببرد اما ۳۷ نفر در آتش سوختند و کشته شدند
دو سال و چهار روز پس از این اتفاق و در ششم ژوئیه سال ۱۹۹۵ عزیز نسین پس از یک جلسهی کتابخوانی در ازمیر دچار حملهی قلبی شد و درگذشت. عزیز نسین در وصیتنامهای که از او باقیمانده است نوشت که به هیچ دینی معتقد نیست از اینرو او بر اساس تشریفات مراسم خاکسپاری اسلامی به خاک سپرده نشود. او وصیت کرد در گوری بدون نام و نشان در روستای کودکان به خاک سپرده شود
عزیز نسین در زندگینامهی خودنوشت که در سال ۱۹۶۴ نوشته شده است شروع زندگیاش را با زبانی طنز اینگونه بیان میکند: «پدرم در ۱۳ سالگی از یکی از روستاهای آناتولی به استانبول آمد. مادرم هم وقتی خیلی بچه بود از روستای دیگری در آناتولی به استانبول آمد«از بچگی آرزو داشتم نمایشنامهنویس شوم. در ارتش، واحدهای پیادهنظام، توپخانه و تانک داشتیم اما واحد نمایشنامهنویسی وجود نداشت. بنابراین به دنبال راهی برای خارج شدن از آنجا بودم و سرانجام در سال ۱۹۴۴ از ارتش آزاد شدم». عزیز نسین از کودکی آرزو داشت نویسنده بشود و به تعبیر خودش مطالبی بنویسد که اشک مردم را در بیاورد: «از بچگی آرزو داشتم مطالبی بنویسم که اشک مردم را در آورد
با همین هدف داستانی نوشتم و آن را برای مجلهای فرستادم. سردبیر مجله آن را درست نفهمید و به جای گریه کردن، قاه قاه خنده سر داد، ولی بعد از کلی خندیدن، مجبور شد اشکهایش را پاک کند و بگوید: عالی است. باز هم از این داستانها برای ما بنویس.»
#عزیز_نسین در سال ۱۹۷۲ نهادی تاسیس کرد و نام آن را «بنیاد نسین» گذاشت که کار آن کمک به کودکانی بود که به دلیل فقر و محرومیت نمیتوانند تحصیلات مناسبی داشته باشند
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رقص زیبا هماهنگی با آوای گوشنواز سنتور قطعه بیداد از پرویز مشکاتیان
رقص: هلیا بنده
سنتور: محمدرضا رستمیان
#موسیقی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
رقص: هلیا بنده
سنتور: محمدرضا رستمیان
#موسیقی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
۱۵۶ - هزار و يک شب - بزرگی برمکیان
https://zil.ink/Mrhalloo
#کتاب_صوتی
#داستان_های_هزار_و_یک_شب
راوی: ح #پرهام
ادیت و ویرایش. گ. جاسمی
با سپاس از ح عزت نژاد
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
#داستان_های_هزار_و_یک_شب
راوی: ح #پرهام
ادیت و ویرایش. گ. جاسمی
با سپاس از ح عزت نژاد
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo