هوا بشدت گرم بود
تاکسی سوار شدم
درب جلو قفل بود
رفتم عقب نشستم
دیدم راننده
عرق ریزون داره
با دستمال عرقهای
گردنشو پاک میکنه
گفتم عزیزم
ما که مسافریم
چند دقیقه بیشتر
مهمونت نیستیم ما
هیچ ، حداقل برای سلامتی
خودت کولر بزن ، حالشو ببر
گفت عزیزم
مردم آبادان و
خرمشهر برقاشون
قطع میشه ، میخوام حس
گرمای هموطنامو درک کنم
گفتم پس
دستگیره بده
شیشه رو بیشتر
بکشم پایین
گفت آقاجون
فکر کن تو کویری
وطوفان شن گرفته
مجبوری شیشه ها رو
بالا بکشی
یک کم حال
مردم یزد و کرمان
را درک کن ، ببین چی میکشن
پیش خودم
تحسینش کردم
و گفتم مرحبا باشه
ما هم تحمل میکنیم
دیدم یه کلمن
آب یخ صندلی
جلو هست ، اما لیوان نداره
گفتم آقای راننده لیوان یکبار
مصرف بده یه جرعه آب بخوریم
گفت داداش
یاد هنوطنانمون
تو ایرانشهر و چابهار
باش آب شرب ندارن
گفتم احسنت
دمت گرم آقای راننده
گفتم حداقل
ضبط خودرو
روشن که یه صدایی
بیاد ، مدت سفر رو تحمل کنیم
گفت بخاطر
جوونا که کنسرت
نمیتونن برن ضبط و
رادیو گوش نمیدم
ای ول بابا
چنین آدمهایی
داریم و وضعمون اینه
دیگه رسیدیم
به مقصد بدون
دادن کرایه پباده شدم
و رفتم
شیشه را داد
پایین و گفت
آی عمو کرایتو بده
گفتم کارگرای
هفت تپه شش
ماهه حقوق نگرفتن
نمیخای حس همدردی
آنها هم را داشته باشی .
که یهو دیدم
ترمز دستی را
کشید و با قفل
فرمون افتاد دنبالم
نمیدونم
چرا ناراحت
شد ، شاید هفت
تپه ایها حقوقشونو
گرفتن ، من بی اطلاعم
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
تاکسی سوار شدم
درب جلو قفل بود
رفتم عقب نشستم
دیدم راننده
عرق ریزون داره
با دستمال عرقهای
گردنشو پاک میکنه
گفتم عزیزم
ما که مسافریم
چند دقیقه بیشتر
مهمونت نیستیم ما
هیچ ، حداقل برای سلامتی
خودت کولر بزن ، حالشو ببر
گفت عزیزم
مردم آبادان و
خرمشهر برقاشون
قطع میشه ، میخوام حس
گرمای هموطنامو درک کنم
گفتم پس
دستگیره بده
شیشه رو بیشتر
بکشم پایین
گفت آقاجون
فکر کن تو کویری
وطوفان شن گرفته
مجبوری شیشه ها رو
بالا بکشی
یک کم حال
مردم یزد و کرمان
را درک کن ، ببین چی میکشن
پیش خودم
تحسینش کردم
و گفتم مرحبا باشه
ما هم تحمل میکنیم
دیدم یه کلمن
آب یخ صندلی
جلو هست ، اما لیوان نداره
گفتم آقای راننده لیوان یکبار
مصرف بده یه جرعه آب بخوریم
گفت داداش
یاد هنوطنانمون
تو ایرانشهر و چابهار
باش آب شرب ندارن
گفتم احسنت
دمت گرم آقای راننده
گفتم حداقل
ضبط خودرو
روشن که یه صدایی
بیاد ، مدت سفر رو تحمل کنیم
گفت بخاطر
جوونا که کنسرت
نمیتونن برن ضبط و
رادیو گوش نمیدم
ای ول بابا
چنین آدمهایی
داریم و وضعمون اینه
دیگه رسیدیم
به مقصد بدون
دادن کرایه پباده شدم
و رفتم
شیشه را داد
پایین و گفت
آی عمو کرایتو بده
گفتم کارگرای
هفت تپه شش
ماهه حقوق نگرفتن
نمیخای حس همدردی
آنها هم را داشته باشی .
که یهو دیدم
ترمز دستی را
کشید و با قفل
فرمون افتاد دنبالم
نمیدونم
چرا ناراحت
شد ، شاید هفت
تپه ایها حقوقشونو
گرفتن ، من بی اطلاعم
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این قطعه ای از فیلم مستند بسیار جذاب به نام علف، نبرد یک ملت برای زندگی است که در این قسمت عبور از رود کارون را نشان میدهد.
فیلم به صورت صامت در سال ۱۳۰۴ توسط مریان کوپر ساخته شده است و جزو اولین فیلمهای مستند درباره ایران است.
مدت فیلم ۷۱ دقیقه است که به موضوع چگونگی کوچ ایل بختیاری در نزدیک به صد سال پیش میپردازد.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
فیلم به صورت صامت در سال ۱۳۰۴ توسط مریان کوپر ساخته شده است و جزو اولین فیلمهای مستند درباره ایران است.
مدت فیلم ۷۱ دقیقه است که به موضوع چگونگی کوچ ایل بختیاری در نزدیک به صد سال پیش میپردازد.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
نامهای در بطری
رحیم قمیشی
دیروز، همه روزم به ملاقات پزشکم گذشت.
امروزم به یافتن داروهایی که او نوشته بود.
و هنوز در نوبت داروخانه بزرگ دولتیام، که این یادداشت را مینویسم.
دکتر داروساز گفته میتواند نیمی از داروها را بدهد. ازصد قرص، پنجاه تا میدهد!
میگوید تا دو سه هفته دیگر خدا بزرگ است.
البته توضیح میدهد بقیهاش را آزاد میتواند بدهد، و من طبق معمول پولم نمیرسد. همان نصفش میشود یک میلیون و هشتصد هزار تومان...
و من در فکرم، کاش تحریم نبود، کاش بی لیاقتها همهکاره نبودند...
کنار باغچه بطری خالی شیشهای پیدا کردهام. میخواهم نامهای درش بگذارم و بدهم یکی از کشتیرانها ببرد وسط اقیانوسهای دور، رهایش کند.
شاید دویست سال دیگر، شاید سیصد سال دیگر کسی پیدایش کند.
شاید آن موقع اینترنت را از ریشه کنده بودند!
آن وقت دیگر ما میشویم موجوداتی ناشناخته.
یک وقت کسی به آنها دروغ نگوید.
"دوست عزیزم!
سلام
من این نامه را سال ۲۰۲۱ برایت نوشتهام
به تقویم ما میشود سال۱۴۰۰
از کشوری دور افتاده، در خاورمیانه
که شاید نامش را نشنیده باشی، یا مردمش را خوب برایت معرفی نکرده باشند؛
"ایران"
عزیز دلم!
ما آدمهای نفهمی نبودیم، اما گرفتار آدمهایی شدیم نفهم.
ما آدمهای پفیوزی نبودیم، اما پفیوزها به ما سوار شدند.
باور کنید...
ما میدانستیم راه کدام است و بیراه کدام.
ما میدانستیم چه اشتباهها کردهایم.
میدانستیم معجزهای در کار نیست.
اما آنها که باید میفهمیدند نمیخواستند بفهمند.
و ما میدانستیم؛ منافعشان اجازه شنیدن نمیدهد.
نگویید در قرن بیست و یکم خندهدار بوده
من از دل قرن بیست و یکم این را مینویسم.
آنها که نگران انحراف ما با تلگرام و اینترنت بودند، آنها که نوع لباسمان را معین میکردند، آنها که مواظب بودند مبادا ما به یک قاتل رأی بدهیم، و خودمان، خودمان را بدبخت کنیم!
آنها تظاهر میکردند نمیدانند مردم ندارند، نه خرج بهداشتشان، نه خرج خوراکشان، نه خرج اسکانشان، نه خرج آبروداریشان...
میدانم باور نمیکنید، تاریخ و حکایتهایش را خودشان نوشتهاند.
ما مجبور بودیم بین چند نامزد خودشان رأی بدهیم و بعد بدهکار باشیم، که مشکلات بخاطر انتخاب بد ماست!
ما بیشتر از ۵۰ درصد در انتخابات شرکت نکردیم، هیچکدام نپرسیدند "چرا!"
و همه به هم، شرکت نکردن ما را، تبریک گفتند!
ما میدانستیم وقتی داروهای سادهمان نیست، وقتی بسیاری از مردم بهخاطر نبودن واکسن روزانه میمیرند، وقتی مستأجرها آرزوی مرگ میکنند، اعتیاد به تحصیلکردههای ما کشیده شده... صحبت از موشکهای قاره پیما، صحبت از ترساندن کشورهای بزرگ از قدرتمان، توهمی بیش نیست...
اما آنها که باید میدانستند، میگفتند نمیدانند.
ما میدانستیم نسلمان دارد میسوزد، مغزهایمان ایستاده از بس به فکر سفرههای خالی است و دستهای خالی.
ما میدانستیم فقری که آمده اخلاق را میروبد، ایمان را میشوید، زندگی را میکُشد، امید را میبلعد...
اما آنها تظاهر میکردند نمیدانند.
باور کن دوست من!
ما نسلی بودیم که جنگ از پایمان نینداخت.
موشکهای خانمان برانداز نترساندمان
خانوادهمان زیر آتش
برادرهایمان را با دست خود و غریبانه دفن کردیم
و نگذاشتیم امیدمان را از ما بگیرند
اما...
دروغ کمرمان را شکست
نافهمی نابودمان کرد
مقدسمآبی زمینمان زد
ما هزار هزار امامزاده ساختیم
ما هزار هزار دعا خواندیم
ما هزار بار نزد خدا توبه کردیم
اما هیچکدام زندگیمان را ذرهای بهتر نکرد
انگار آن خدایی که میپرستیدیمش دروغ بود...
دنیای بیدین مهربانتر بود
خاورمیانۀ مهد ادیان، پر از بمب بود
دنیای بیدین وجدان داشت
ما نه خدا داشتیم نه وجدان
دنیایی که علم را ارج مینهاد پیش میرفت
ما که مغرور به خدایمان بودیم افتادیم در عمق چاه نادانیمان
تصور نکنید خود را بازنده حس کرده بودیم، نه!
ما همه اینها را فهمیدیم
آنها که باید میفهمیدند
آنها که نفت در دستشان بود
و کلید سیاهچالها و قصرها
آنها تظاهر میکردند که نمیفهمند
آنها برای سروریشان
برای ریاستشان
ضرر داشت بشنوند...
دکترشان گفته بود برای قلبشان ضرر دارد!
نباید مردم را میدیدند
نباید بدبختیها را میدیدند
نباید صفهای مرغ و تخم مرغ
نباید صفهای واکسیناسیون
نباید سفرههای خالی را
نباید مومنهای بی ایمان را
نباید دزدهای اعتماد مردم را
میدیدند
دکترشان گفته بود برایشان خوب نیست...
نمیدانم خانم هستی یا آقا، که این یادداشت را پیدا میکنی
نمیدانم کودکی یا پیر
تنها یادت باشد عزیزم
هر آنچه عقلت گفت همان را بپذیر
نه از جهنم بترس نه دلخوش به بهشت
و یادت باشد
دزدان هزار شکل و رنگند
و یک وجه تشابه دارند...
دروغ را آسان میگویند
و ابزار بسیاریشان خداست!
خدایی که هر روز یک رنگش میکنند...
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
رحیم قمیشی
دیروز، همه روزم به ملاقات پزشکم گذشت.
امروزم به یافتن داروهایی که او نوشته بود.
و هنوز در نوبت داروخانه بزرگ دولتیام، که این یادداشت را مینویسم.
دکتر داروساز گفته میتواند نیمی از داروها را بدهد. ازصد قرص، پنجاه تا میدهد!
میگوید تا دو سه هفته دیگر خدا بزرگ است.
البته توضیح میدهد بقیهاش را آزاد میتواند بدهد، و من طبق معمول پولم نمیرسد. همان نصفش میشود یک میلیون و هشتصد هزار تومان...
و من در فکرم، کاش تحریم نبود، کاش بی لیاقتها همهکاره نبودند...
کنار باغچه بطری خالی شیشهای پیدا کردهام. میخواهم نامهای درش بگذارم و بدهم یکی از کشتیرانها ببرد وسط اقیانوسهای دور، رهایش کند.
شاید دویست سال دیگر، شاید سیصد سال دیگر کسی پیدایش کند.
شاید آن موقع اینترنت را از ریشه کنده بودند!
آن وقت دیگر ما میشویم موجوداتی ناشناخته.
یک وقت کسی به آنها دروغ نگوید.
"دوست عزیزم!
سلام
من این نامه را سال ۲۰۲۱ برایت نوشتهام
به تقویم ما میشود سال۱۴۰۰
از کشوری دور افتاده، در خاورمیانه
که شاید نامش را نشنیده باشی، یا مردمش را خوب برایت معرفی نکرده باشند؛
"ایران"
عزیز دلم!
ما آدمهای نفهمی نبودیم، اما گرفتار آدمهایی شدیم نفهم.
ما آدمهای پفیوزی نبودیم، اما پفیوزها به ما سوار شدند.
باور کنید...
ما میدانستیم راه کدام است و بیراه کدام.
ما میدانستیم چه اشتباهها کردهایم.
میدانستیم معجزهای در کار نیست.
اما آنها که باید میفهمیدند نمیخواستند بفهمند.
و ما میدانستیم؛ منافعشان اجازه شنیدن نمیدهد.
نگویید در قرن بیست و یکم خندهدار بوده
من از دل قرن بیست و یکم این را مینویسم.
آنها که نگران انحراف ما با تلگرام و اینترنت بودند، آنها که نوع لباسمان را معین میکردند، آنها که مواظب بودند مبادا ما به یک قاتل رأی بدهیم، و خودمان، خودمان را بدبخت کنیم!
آنها تظاهر میکردند نمیدانند مردم ندارند، نه خرج بهداشتشان، نه خرج خوراکشان، نه خرج اسکانشان، نه خرج آبروداریشان...
میدانم باور نمیکنید، تاریخ و حکایتهایش را خودشان نوشتهاند.
ما مجبور بودیم بین چند نامزد خودشان رأی بدهیم و بعد بدهکار باشیم، که مشکلات بخاطر انتخاب بد ماست!
ما بیشتر از ۵۰ درصد در انتخابات شرکت نکردیم، هیچکدام نپرسیدند "چرا!"
و همه به هم، شرکت نکردن ما را، تبریک گفتند!
ما میدانستیم وقتی داروهای سادهمان نیست، وقتی بسیاری از مردم بهخاطر نبودن واکسن روزانه میمیرند، وقتی مستأجرها آرزوی مرگ میکنند، اعتیاد به تحصیلکردههای ما کشیده شده... صحبت از موشکهای قاره پیما، صحبت از ترساندن کشورهای بزرگ از قدرتمان، توهمی بیش نیست...
اما آنها که باید میدانستند، میگفتند نمیدانند.
ما میدانستیم نسلمان دارد میسوزد، مغزهایمان ایستاده از بس به فکر سفرههای خالی است و دستهای خالی.
ما میدانستیم فقری که آمده اخلاق را میروبد، ایمان را میشوید، زندگی را میکُشد، امید را میبلعد...
اما آنها تظاهر میکردند نمیدانند.
باور کن دوست من!
ما نسلی بودیم که جنگ از پایمان نینداخت.
موشکهای خانمان برانداز نترساندمان
خانوادهمان زیر آتش
برادرهایمان را با دست خود و غریبانه دفن کردیم
و نگذاشتیم امیدمان را از ما بگیرند
اما...
دروغ کمرمان را شکست
نافهمی نابودمان کرد
مقدسمآبی زمینمان زد
ما هزار هزار امامزاده ساختیم
ما هزار هزار دعا خواندیم
ما هزار بار نزد خدا توبه کردیم
اما هیچکدام زندگیمان را ذرهای بهتر نکرد
انگار آن خدایی که میپرستیدیمش دروغ بود...
دنیای بیدین مهربانتر بود
خاورمیانۀ مهد ادیان، پر از بمب بود
دنیای بیدین وجدان داشت
ما نه خدا داشتیم نه وجدان
دنیایی که علم را ارج مینهاد پیش میرفت
ما که مغرور به خدایمان بودیم افتادیم در عمق چاه نادانیمان
تصور نکنید خود را بازنده حس کرده بودیم، نه!
ما همه اینها را فهمیدیم
آنها که باید میفهمیدند
آنها که نفت در دستشان بود
و کلید سیاهچالها و قصرها
آنها تظاهر میکردند که نمیفهمند
آنها برای سروریشان
برای ریاستشان
ضرر داشت بشنوند...
دکترشان گفته بود برای قلبشان ضرر دارد!
نباید مردم را میدیدند
نباید بدبختیها را میدیدند
نباید صفهای مرغ و تخم مرغ
نباید صفهای واکسیناسیون
نباید سفرههای خالی را
نباید مومنهای بی ایمان را
نباید دزدهای اعتماد مردم را
میدیدند
دکترشان گفته بود برایشان خوب نیست...
نمیدانم خانم هستی یا آقا، که این یادداشت را پیدا میکنی
نمیدانم کودکی یا پیر
تنها یادت باشد عزیزم
هر آنچه عقلت گفت همان را بپذیر
نه از جهنم بترس نه دلخوش به بهشت
و یادت باشد
دزدان هزار شکل و رنگند
و یک وجه تشابه دارند...
دروغ را آسان میگویند
و ابزار بسیاریشان خداست!
خدایی که هر روز یک رنگش میکنند...
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
_* افشا شدن چندین مطلب مهم از گزارش شگفت انگیزی که نیویورک تایمز امروز از تعویق انتشار آن بخاطر مسائل ملی خبر داد، نشان میدهد که پوتین از کارت ایران به بهترین وجه برای خود در زمان ترامپ استفاده کرده است.
در این گزارش آمده بود که چگونه پوتین حرام زاده ترامپ بی ناموس را برای بیرون رفتن از برجام ترغیب کرده بود و همزمان به او اطمینان داده بود که در این مدت ایران هیچگاه نمیتواند به هیچ سلاح اتمی دست پیدا کند.
این گزارش میگوید دلیل اطمینان پوتین نفوذ غیر قابل باور جاسوسان روسیه در بدنه سپاه پاسدارن و وزرات اطلاعات جمهوری اسلامی است که سازمانهای اطلاعاتی روسیه کاملأ بروی این دو نهاد انقلابی مهم ایران تسلط داشته و دارند.
دزدیدن اطلاعات هسته ای ایران و ترور دانشمندان آن توسط اسرائیل نیز نتیجه کمکهای اطلاعاتی و نظامی روسیه با اسرائیل بخاطر این توافقات پنهانی پوتین و آمریکا بوده است.
روسیه در این مدت توانسته است نه تنها پای خود را در سوریه محکم کند بلکه شریکی قابل اطمینان برای اسرائیل شود.
مفسران شبکه های اجتماعی میگویند اگر این گزارش به طور کامل منتشر شود زلزلهای سیاسی در چندین کشور بوجود می آورد*_
مرگ بر امریکا گفتیم،
اما روسیه، ما را نابود کرد!!!
مسوولین کشور مسابقه کرملین رفتن گذاشتند!!!
آیا آنجا دیکته میشود که، قرار است ایران قربانی شود!؟!؟!؟
ما تحریم شدیم و بازارنفت را از دست دادیم،
اما این روسیه بودکه ۴میلیون سهمیه صادرات نفت مارا تصاحب کرد و بلعید!!!
ما تحریم شدیم،
ولى روسیه بازار گاز و پتروشیمی اروپا را از ما قاپید و همه را از آن خود کرد!!!
ماتحریم شدیم،
ولی روسیه برصندلی اوپک نشست و ما را از میدان به درکرد!!!
جوانان ما در سوریه شهیدشدند و سرمایه ما به فنا رفت؛
ولی سوریه را روسیه بلعید و کنار اروپا پایگاه درست کرد و موشک قاره پیما نصب نمود!!!
با همکاری با اسراییل و قفل کردن إس سیصد( S-300)، روسيه ما را سیبل هواپیماهای اسراییل کرد!!!
روس حاضر نشد از ما گوجه و تربچه بخرد از ترکیه خرید تا بازار گاز ترکیه را هم ببلعد!!!
جهانگردان او بجای فرودگاه اصفهان در فرودگاه استانبول پیاده میشوند چون قرار نیست دلاری درایران خرج شود!!!
ما هنوز مرگ بر آمریکا میگویم، تا مسوولین ما به نوبه خود سوار هواپیما شده و به مسکو روند تا عموپوتین ارشاد فرماید، برنامه بعدی جهت ویرانی ایران چه خواهد بود!؟!؟!؟
فراموش نکنیم نیروگاه بوشهر ۷۰میلیارد دلار هزینه برد و امروز قادر نیست حتی برق خود نیروگاه را تولید کند.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
در این گزارش آمده بود که چگونه پوتین حرام زاده ترامپ بی ناموس را برای بیرون رفتن از برجام ترغیب کرده بود و همزمان به او اطمینان داده بود که در این مدت ایران هیچگاه نمیتواند به هیچ سلاح اتمی دست پیدا کند.
این گزارش میگوید دلیل اطمینان پوتین نفوذ غیر قابل باور جاسوسان روسیه در بدنه سپاه پاسدارن و وزرات اطلاعات جمهوری اسلامی است که سازمانهای اطلاعاتی روسیه کاملأ بروی این دو نهاد انقلابی مهم ایران تسلط داشته و دارند.
دزدیدن اطلاعات هسته ای ایران و ترور دانشمندان آن توسط اسرائیل نیز نتیجه کمکهای اطلاعاتی و نظامی روسیه با اسرائیل بخاطر این توافقات پنهانی پوتین و آمریکا بوده است.
روسیه در این مدت توانسته است نه تنها پای خود را در سوریه محکم کند بلکه شریکی قابل اطمینان برای اسرائیل شود.
مفسران شبکه های اجتماعی میگویند اگر این گزارش به طور کامل منتشر شود زلزلهای سیاسی در چندین کشور بوجود می آورد*_
مرگ بر امریکا گفتیم،
اما روسیه، ما را نابود کرد!!!
مسوولین کشور مسابقه کرملین رفتن گذاشتند!!!
آیا آنجا دیکته میشود که، قرار است ایران قربانی شود!؟!؟!؟
ما تحریم شدیم و بازارنفت را از دست دادیم،
اما این روسیه بودکه ۴میلیون سهمیه صادرات نفت مارا تصاحب کرد و بلعید!!!
ما تحریم شدیم،
ولى روسیه بازار گاز و پتروشیمی اروپا را از ما قاپید و همه را از آن خود کرد!!!
ماتحریم شدیم،
ولی روسیه برصندلی اوپک نشست و ما را از میدان به درکرد!!!
جوانان ما در سوریه شهیدشدند و سرمایه ما به فنا رفت؛
ولی سوریه را روسیه بلعید و کنار اروپا پایگاه درست کرد و موشک قاره پیما نصب نمود!!!
با همکاری با اسراییل و قفل کردن إس سیصد( S-300)، روسيه ما را سیبل هواپیماهای اسراییل کرد!!!
روس حاضر نشد از ما گوجه و تربچه بخرد از ترکیه خرید تا بازار گاز ترکیه را هم ببلعد!!!
جهانگردان او بجای فرودگاه اصفهان در فرودگاه استانبول پیاده میشوند چون قرار نیست دلاری درایران خرج شود!!!
ما هنوز مرگ بر آمریکا میگویم، تا مسوولین ما به نوبه خود سوار هواپیما شده و به مسکو روند تا عموپوتین ارشاد فرماید، برنامه بعدی جهت ویرانی ایران چه خواهد بود!؟!؟!؟
فراموش نکنیم نیروگاه بوشهر ۷۰میلیارد دلار هزینه برد و امروز قادر نیست حتی برق خود نیروگاه را تولید کند.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
رقص زنده یاد نصرت الله کریمی با ویولن روانشاد استاد همایون خرم
#موسیقی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
#موسیقی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺ادعای وزير پيشين اطلاعات درباره نفوذ موساد در دستگاههای اطلاعاتی ایران
🔹یونسی: در ۱۰ سال اخیر نفوذ موساد در بخشهای مختلف کشور به حدی است که جا دارد همه مسئولین جمهوری اسلامی برای جان خودشان نگران باشند./ جماران
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
🔹یونسی: در ۱۰ سال اخیر نفوذ موساد در بخشهای مختلف کشور به حدی است که جا دارد همه مسئولین جمهوری اسلامی برای جان خودشان نگران باشند./ جماران
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
چگونه شرکت مدیریت منابع آب و نیرو، گاف مهندسی سد گتوند را رقم زد؟
پروسه آشتی ملی از محاکمه عوامل سدگتوند می گذرد.
مصاحبه تکان دهنده دکتر محمدجواد عبدالهی رییس بازنشسته دانشکده زمین شناسی دانشگاه چمران اهواز
20 سال قبل از آنکه جانمایی سد گتوند در سال 68 صورت بگیرد، آمریکاییها پیشنهاد داده بودند 20 کیلومتر بالاتر از مخزن فعلی، سد گتوند احداث شود. اما در آن سالها مدیران شرکت مدیریت منابع آب ونیروی ایران بر این باور بودند که آمریکاییها چون میخواستند مخزن سد کوچک باشد، این اختلاف مکانی را مطرح کردند. لذا تصمیمشان بر این شد که دریاچه سد درست بر روی گنبدهای نمکی گچساران جانمایی شود. سال 1380 در نامهای به اداره صنایع و معادن تاکید کردم که مطالعات صورت گرفته روی این سد کافی نیست. سال1381 به همراه مهندس شمسایی مدیرکل وقت آب و فاضلاب خوزستان موضوع را مطرح کردم که این سد مشکلاتی دارد و میتواند کل استان خوزستان را از نظر شوری به مخاطره بیندازد.
شمسایی بعدها رئیس سد گتوند شد. به او توضیح دادم که اساساً سازندگان سد مطالعات زمینشناسی منطقه را مدنظر قرار ندادهاند. هیچ گزارشی از مطالعات زمینشناسی نداشتند. آقای شمسایی بعد از آن مشاوره گروهی 20 نفره برای مطالعات روی سد تشکیل داد گروه مطالعاتی آقای شمسایی در اولین گزارش به او نوشتند «جلوی ضرر را هر جا بگیرید منفعت است».
آقای مهندس شمسایی به عنوان رئیس اداره آب منطقه خوزستان آن زمان به تمامی مقامات مملکتی نامه نوشت و از آنها خواست جلوی ساخت سد گرفته شود. نامه خطاب به رئیسجمهوری، وزیر نیرو، مجلس و مدیر عامل شرکت آب و نیرو (شرکت مجری)... ارسال شده بود.
بعد از اینکه سد ساخته شد، از قضا مهندس شمسایی را که آن زمان شهردار اهواز بود به عنوان رئیس سد انتخاب کردند! بعد از آن یکسری مشاوره از کشورهای مختلف و دانشگاههای ایران گرفتند و تصمیم بر این شد که پتوی رسی برای ایجاد فاصله میان لایههای ضخیم نمک و بستر دریاچه به وجود بیاید. رئیس سد با من تماس گرفت و پیشنهاد را مطرح کرد. آن زمان دو هزار و پانصد میلیارد تومان هزینه برای این سد صرف شده بود. من آن زمان به عنوان یکی از منتقدان دائمی ساخت این سد که صدایم به گوش کسی نمیرسید. من با توجه به تجربه و علمی که داشتم گفتم که این کار با شکست مواجه خواهد شد. روز آبگیری فرا رسید و رئیسجمهوری وقت و مدیرعامل شرکت آب و نیرو نیز برای آبگیری آمدند. آن روز با من تماس گرفتند و من به عوامل شرکت آب و نیرو گفتم هر چه ماشینآلات در پایین دست پتوی رسی دارید جمع کنید و به بالا بیاورید چون اعتمادی به پایداری این دیواره رسی نیست و قطعاً تا یکی دو روز آینده میشکند و خسارت بیشتری به شما وارد میکند. این توصیه من را پذیرفتند و روز چهارشنبه آبگیری صورت گرفت. روز شنبه مسوول همین بخش با من تماس گرفت و خبر شکسته شدن پتوی رسی را داد و گفت چطور میدانستید ؟
10روز بعد از اینکه عملیات آبگیری صورت گرفت، بخش زیرین سد که معمولاً سیستمهای زیرین و دستگاههای حساس و سنسورهای کنترل است پر ازنمک شده است؛ این مساله دقیقاً 10 روز بعد از آبگیری رخ داد؛ اتفاقی که مثل روز برای ما روشن بود و هر چه هشدار میدادیم کسی گوش نمیکرد. بعد از آن مطالعات نشان داد که تمامی مناطق اطراف گتوند و عقیلی، زمینهای مرغوب کشاورزی این مناطق به دلیل گسترش نمک و تبخیر در حال شورهزار شدن هستند و مردم تمام دارایی خود را دارند از دست میدهند و هیچ استفادهای از سد و آب شور آن نمیتوان کرد.
قبل از آبگیری ما بارها هشدار دادیم توربینهایی که برای سد خریداری شده برای آب شیرین است و شما میلیاردها میلیارد هزینه کردهاید برای آبی که شور خواهد شد. حالا آن توربینها هم کاربردی برای آب شیرین ندارند. هم اکنون توربینها از کار افتادهاند.
چندی پیش مدیر روابط عمومی شرکت آب و نیرو سد گتوند از من دعوت کرد از سد بازدید کنم. گفتند آنطور که شما تصور میکنید نمکی وجود ندارد و نهایتاً یک لایه چهارمتری نمک هست که آن را خارج میکنیم! با تعجب دیدم چند لایه نازک چهار تا پنج متری زدهاند. از جوانک خواستم که محدوده 50 متری را برای گمانهزنی و حفاری انتخاب کند و تا عمق 50 متری نیز جلو بروند بعد متوجه خواهند شد با دریای عظیمی از نمک مواجه خواهند شد. بعد از آن مهندسان آزمایشگاه مکانیک خاک برآورد کردند که تا 93 متر ضخامت نمک است. بعد از آن دوستان ما در سد گتوند میگفتند ما میدانیم چه بلایی سر این منطقه آوردهایم اما تو را به خدا چیزی نگویید و رسانهای نشود!
منبع: هفته نامه تجارت فردا
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
پروسه آشتی ملی از محاکمه عوامل سدگتوند می گذرد.
مصاحبه تکان دهنده دکتر محمدجواد عبدالهی رییس بازنشسته دانشکده زمین شناسی دانشگاه چمران اهواز
20 سال قبل از آنکه جانمایی سد گتوند در سال 68 صورت بگیرد، آمریکاییها پیشنهاد داده بودند 20 کیلومتر بالاتر از مخزن فعلی، سد گتوند احداث شود. اما در آن سالها مدیران شرکت مدیریت منابع آب ونیروی ایران بر این باور بودند که آمریکاییها چون میخواستند مخزن سد کوچک باشد، این اختلاف مکانی را مطرح کردند. لذا تصمیمشان بر این شد که دریاچه سد درست بر روی گنبدهای نمکی گچساران جانمایی شود. سال 1380 در نامهای به اداره صنایع و معادن تاکید کردم که مطالعات صورت گرفته روی این سد کافی نیست. سال1381 به همراه مهندس شمسایی مدیرکل وقت آب و فاضلاب خوزستان موضوع را مطرح کردم که این سد مشکلاتی دارد و میتواند کل استان خوزستان را از نظر شوری به مخاطره بیندازد.
شمسایی بعدها رئیس سد گتوند شد. به او توضیح دادم که اساساً سازندگان سد مطالعات زمینشناسی منطقه را مدنظر قرار ندادهاند. هیچ گزارشی از مطالعات زمینشناسی نداشتند. آقای شمسایی بعد از آن مشاوره گروهی 20 نفره برای مطالعات روی سد تشکیل داد گروه مطالعاتی آقای شمسایی در اولین گزارش به او نوشتند «جلوی ضرر را هر جا بگیرید منفعت است».
آقای مهندس شمسایی به عنوان رئیس اداره آب منطقه خوزستان آن زمان به تمامی مقامات مملکتی نامه نوشت و از آنها خواست جلوی ساخت سد گرفته شود. نامه خطاب به رئیسجمهوری، وزیر نیرو، مجلس و مدیر عامل شرکت آب و نیرو (شرکت مجری)... ارسال شده بود.
بعد از اینکه سد ساخته شد، از قضا مهندس شمسایی را که آن زمان شهردار اهواز بود به عنوان رئیس سد انتخاب کردند! بعد از آن یکسری مشاوره از کشورهای مختلف و دانشگاههای ایران گرفتند و تصمیم بر این شد که پتوی رسی برای ایجاد فاصله میان لایههای ضخیم نمک و بستر دریاچه به وجود بیاید. رئیس سد با من تماس گرفت و پیشنهاد را مطرح کرد. آن زمان دو هزار و پانصد میلیارد تومان هزینه برای این سد صرف شده بود. من آن زمان به عنوان یکی از منتقدان دائمی ساخت این سد که صدایم به گوش کسی نمیرسید. من با توجه به تجربه و علمی که داشتم گفتم که این کار با شکست مواجه خواهد شد. روز آبگیری فرا رسید و رئیسجمهوری وقت و مدیرعامل شرکت آب و نیرو نیز برای آبگیری آمدند. آن روز با من تماس گرفتند و من به عوامل شرکت آب و نیرو گفتم هر چه ماشینآلات در پایین دست پتوی رسی دارید جمع کنید و به بالا بیاورید چون اعتمادی به پایداری این دیواره رسی نیست و قطعاً تا یکی دو روز آینده میشکند و خسارت بیشتری به شما وارد میکند. این توصیه من را پذیرفتند و روز چهارشنبه آبگیری صورت گرفت. روز شنبه مسوول همین بخش با من تماس گرفت و خبر شکسته شدن پتوی رسی را داد و گفت چطور میدانستید ؟
10روز بعد از اینکه عملیات آبگیری صورت گرفت، بخش زیرین سد که معمولاً سیستمهای زیرین و دستگاههای حساس و سنسورهای کنترل است پر ازنمک شده است؛ این مساله دقیقاً 10 روز بعد از آبگیری رخ داد؛ اتفاقی که مثل روز برای ما روشن بود و هر چه هشدار میدادیم کسی گوش نمیکرد. بعد از آن مطالعات نشان داد که تمامی مناطق اطراف گتوند و عقیلی، زمینهای مرغوب کشاورزی این مناطق به دلیل گسترش نمک و تبخیر در حال شورهزار شدن هستند و مردم تمام دارایی خود را دارند از دست میدهند و هیچ استفادهای از سد و آب شور آن نمیتوان کرد.
قبل از آبگیری ما بارها هشدار دادیم توربینهایی که برای سد خریداری شده برای آب شیرین است و شما میلیاردها میلیارد هزینه کردهاید برای آبی که شور خواهد شد. حالا آن توربینها هم کاربردی برای آب شیرین ندارند. هم اکنون توربینها از کار افتادهاند.
چندی پیش مدیر روابط عمومی شرکت آب و نیرو سد گتوند از من دعوت کرد از سد بازدید کنم. گفتند آنطور که شما تصور میکنید نمکی وجود ندارد و نهایتاً یک لایه چهارمتری نمک هست که آن را خارج میکنیم! با تعجب دیدم چند لایه نازک چهار تا پنج متری زدهاند. از جوانک خواستم که محدوده 50 متری را برای گمانهزنی و حفاری انتخاب کند و تا عمق 50 متری نیز جلو بروند بعد متوجه خواهند شد با دریای عظیمی از نمک مواجه خواهند شد. بعد از آن مهندسان آزمایشگاه مکانیک خاک برآورد کردند که تا 93 متر ضخامت نمک است. بعد از آن دوستان ما در سد گتوند میگفتند ما میدانیم چه بلایی سر این منطقه آوردهایم اما تو را به خدا چیزی نگویید و رسانهای نشود!
منبع: هفته نامه تجارت فردا
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
۱۵۰ - هزار و يک شب - محمد جواهرفروش
https://zil.ink/Mrhalloo
#کتاب_صوتی
#داستان_های_هزار_و_یک_شب
راوی: ح #پرهام
ادیت و ویرایش. گ. جاسمی
با سپاس از ح عزت نژاد
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
#داستان_های_هزار_و_یک_شب
راوی: ح #پرهام
ادیت و ویرایش. گ. جاسمی
با سپاس از ح عزت نژاد
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
۸ - ۵ با شکوه ترین نمایش روی زمین فصل هشتم بخش پنجم - خودتان این…
https://zil.ink/Mrhalloo
پرشكوهترين نمايش روي زمين، #فرگشت
نوشته ريچارد #داوكينز
مترجم محمدکریم طهماسبی
ویراستار کمال چوگانباز
راوی: ح #پرهام
ادیت و ویرایش. گ. جاسمی
با سپاس از ح عزت نژاد
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
نوشته ريچارد #داوكينز
مترجم محمدکریم طهماسبی
ویراستار کمال چوگانباز
راوی: ح #پرهام
ادیت و ویرایش. گ. جاسمی
با سپاس از ح عزت نژاد
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo