شب نشيني هالو
27.9K subscribers
17.9K photos
32.1K videos
224 files
39.8K links
اينجا برای اشتراك مطالب جالبی‌ست كه دوستان برايم می‌فرستند
اشعار @mrhallo
اینستاگرام هالو@mrhalloo
تماس با هالو : @Mr_halloo
خرید آثار هالو(کتاب/صوتی/تصویری/محفل‌ها) وآثاردوستان در@halloo_gram
خرید آمازون
https://www.amazon.com/author/mr.halloo
Download Telegram
https://t.me/sepidehdamTv

چند روز قبل از انتخابات، نقطه ای سیاه ، بر کارنامه ی ابراهیم رییسی اضافه شد...
.
ساسان نیک نفس زندانی سیاسی ، محبوس در تیپ ۶ سالن ۲ زندان تهران بزرگ بعلت خونریزی شدید از دهان و بینی حدود ۲ روز پیش به بهداری زندان منتقل شده است علیرغم پیگیریهای خانواده ایشان ، مسئولین از وضعیت سلامتی ساسان ، هیچگونه اطلاعاتی ندادند
‏متاسفانه ‎ساعاتی پیش خبر در گذشت ساسان نیک نفس شنیدن شد...
او در زندان دچار افسردگی شده بود ، بی شک سیستم قضایی جمهوری اسلامی و ابراهیم رییسی ، رییس قوه قضاییه مسبب مرگ او هستند، زیرا که او را علی رغم بیماری برای درمان آزاد نکرد...
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
Forwarded from شب نشيني هالو
*هتل لوله‌ای پازارلَند، بوشهر*

مهندسان پتروشیمی و فعالان عرصه‌ی گردشگری ایران، در روستای ساحلی شیرینو در استان بوشهر و در نزدیکی منطقه‌ی نفتی عسلویه با استفاده از لوله‌های پلاستیکی صنعتی بسیار بزرگ، اقامتگاه‌های گردشگری عجیب و شگفت‌آوری ساخته اند.

هتل پازارلند (پاسارگاد) در سال ١٣٩۴ خ. / ٢٠١۵ م. ساخته شده است و هر اقامتگاه‌ آن - که «ویولا» نامیده می شود، ترکیب «ویلا» و «لوله» - از یک لوله‌ی بُلپار (پُلیمر) پلاستیکی یا در اصطلاح FRP/GRP به طول ١٢ متر و قطر ٣ متر ساخته شده است.

GRP (Glass Reinforced Plastic)
FRP (fibre-glass reinforced plastic)

این لوله‌ها در صنعت پتروشیمی برای انتقال آب استفاده می‌شود و چون مقاومت بالایی در برابر رطوبت دارند در نزدیکترین فاصله به دریا گذاشته شده‌اند.

داخل لوله‌ها با چوب طراحی و از کمترین فضا برای اقامت دو نفر بهترین استفاده شده است. هر واحد داری تخت دو نفره، تلویزیون، یخچال، آشپزخانه‌ی کوچک و نیمکت است.

تعداد ٢١ اتاق لوله‌ای در این ساحل وجود دارد که هر کدام ظرفیت دو نفر را دارد. سرویس دهی در اتاق لوله ای در حد استاندارد هتل ۴ ستاره است».

سحر یکی از مسافران مقیم در این اقامتگاه گردشگری گفته است:

«وقتی وارد اتاق شدم از طراحی و شرایط اینجا شگفت زده شدم. هرگز فکر نمی‌کردم که می‌توان در یک لوله اقامت داشت؛ آن هم لوله‌ای رو به دریا. شب هنگام خوابیدن می‌توان صدای امواج خلیج فارس را شنید....»
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
*خاطره‌ی آیت‌الله موسوی اردبیلی از کودکان خردسالِ زندانی در زندانِ اوین*
خاطره‌ی زیر را به همین شکلی که آیت‌الله عابدینی نقل کرده، به نحو متواتر از اطرافیان و شاگردان نزدیکِ مرحوم آیت‌الله موسوی اردبیلی شنیده‌ام.
متن زیر به نقل از آیت‌الله احمد عابدینی استاد حوزه‌ی علمیه‌ی اصفهان بیان شده است:
💠 اوايل شهريور ۱۳۷۷ بود كه برای خواندن كتاب سفرنامه‌ی فقهیِ حج به منزل ايشان رفتم. مثل بقيه‌ی شب‌ها من و او تنها بوديم. تازه آقای اسدالله لاجوردی را ترور كرده بودند.
آقای اردبیلی فرمودند:
« *امروز هرچه با خودم كلنجار رفتم كه برای آقای لاجوردی فاتحه‌ای بخوانم نشد*».
💠 حساس شدم كه مگر او چه كرده است؟
سوال كردم. ايشان در ترديد بود كه برايم توضيح بدهد يا خير، اما بالاخره اموری را گفت كه اكنون پس از گذشتِ بيش از ده سال از آن زمان، هنوز بسياری از آن كلمات با همان آهنگِ سخنان ايشان در گوش‌م طنين‌انداز است:
اردبیلی می‌گفت:
«آن زمان كه مسوليت داشتم، گه‌گاهی به زندان‏‌ها سر می‌‏زدم.
در زندانِ اوين، يك دربِ كهنه‌ی قديمی بود كه هميشه از كنار آن می‌گذشتم.
يك روز هوس كردم كه داخل آن‌جا را ببينم».
گفتم:
«اين چيست؟»
گفتند:
«چيز مهمی نيست. يك انباری است».
گفتم:
«می‌‏خواهم درون آن را ببينم».
گفتند:
«كليدش نيست».
گفتم:
«آن را پيدا كنيد».
گفتند:
«پيدا نمی‌شود».
گفتم:
«درب را بشكنيد».
گفتند:
«چيز مهمی نيست».
گفتم:
«بالاخره من بايد درون اين انباری را ببينم».
گفتند:
«كليدش پيش حاج آقاست. منظورشان لاجوردی بود».
گفتم:
«از او بگيريد».
گفتند:
«الان اين‌جا نيستند».
گفتم:
«پيدايش كنيد. من اين‌جا می‌مانم تا بيايد و از جای خود تكان نمی‌خورم».
💠 بالاخره پس از اصرارِ زيادِ من، درب باز شد.
وارد شدم. ديدم تعداد زيادی از بچه‌های خردسالِ پنج ساله، شش ساله و ده ساله با صورت‌هایی به رنگ زرد و جسم‌هایی نحيف، پنجاه نفر، صد نفر، كم‌تر يا بيش‌تر، نمی‌‏دانم؛ محبوس‌اند.
بچه‌ها دور من ريختند. گريه می‌کردند. عبا و دست‌های‌ام را می‌بوسیدند و التماس می‌کردند.
گفتم:
«اين‌ها چه كسانی هستند؟»
گفتند:
«اين‏ها بچه‌های منافقان هستند كه پدر و مادرشان يا كشته شده‌اند يا فرار كرده‌اند».
گفتم:
«اين‌جا چه كار می‌کنند؟ پدران‌شان مجرم بوده‌اند، جرم اين‌ها چيست؟ اين‌ها پدر بزرگ ندارند؟! خويشاوند ندارند؟! قيم ندارند؟!»
💠 از وضع اسفبار بچّه‌ها چشمان‌ام پر از اشك شد. عينك خود را برداشتم و با دستمال، اشک‌های خود را پاك كردم و گفتم:
« *همين امروز، تا ۲۴ ساعت بايد اين بچه‏‌ها را به خانواده‌های خودشان برسانيد و هر كدام كه خانواده ندارند، يا جایی ندارند، آن‌ها را به دادستانی بياوريد. برای آنان جایی تهيه می‌كنيم*.
*آخر، پدرِ بچه‏ منافق بود و كشته شد، يا مادرش فرار كرد، چه ربطی به بچه‏ دارد؟!*
*انصاف و رحم و مروت‌تان كجا رفت*؟!»
💠 بالاخره پس از چند روز آقای محمدی گيلانی، قبل از خطبه‌های نماز جمعه‌ی تهران، جواب‌ام را داد و گفت:
«آن‌ها كه براي بچه‌ی منافق اشك می‌ريزند، نبايد مسوليت قبول كنند.
چرا آن‌وقت كه پدران‌شان پاسدارهای ما را می‌کشتند گريه نكرديد؟!
كسی مرجع ضمير حرف‌های او را نفهميد، جز من...
آقاي لاجوردی به من می‌گفت‏:
«من، تو و آقای منتظری را قبول ندارم، شما نمی‌فهمید، شما نمی‌گذارید من ريشه‌ی منافقان را بكنم، اما چون امام خمينی به من فرموده از شما اطاعت كنم، اطاعت می‌كنم، وگرنه اصلا شما دو نفر را قبول ندارم.
🌄 کانال محمد مهدوی‌فر:
لاجوردی، جنایت‌پیشه‌ای بود که در کنار تمام خباثت‌هایش، دو رفتار جنایت‌بارش هرگز از حافظه‌ی تاریخ فراموش نخواهد شد:
نخست این‌که وقتی به‌سبب جنایت‌های بی‌شمارش، بالاخره امام خمینی پذیرفتند که او را برکنار کنند، در زمان تحویل و تحول زندان اوین، در حدود ۳۰۰ نفر در آمار زندانی‌ها کسری آمار داشت که هیچ‌وقت معلوم نشد چه بلایی بر سر این تعداد انسان آمده است...!!!

و دوم این‌که این شخص، برای این‌که به خانواده‌ی زندانیان رنج بیش‌تری بدهد، دستور داده بود تا به این بهانه که دختر باکره را نمی‌توان اعدام کرد، به دختران اعدامی، در شب قبل از اعدام تجاوز بشود و در زمان تحویل جنازه، پاسدار متجاوز، سکه‌ای را به خانواده‌ی زندانی، به‌عنوان مهریه‌ی دختر بپردازد تا تحقیر آن خانواده را به اوج برساند.
😭😭😭😭😭
*امثال این جانی‌ها کم نبوده وکم نیستند...*

حیف که حقایق تاریخ دیر منتشر می‌شود ؛ خیلی دیر.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پهلوانی به زور بازو نیست
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شیب؟ بام؟
مسکن؟ هزینه؟😁
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
دومین قسمت گفت‌و‌گوی زنده‌ی هالو و عباس واحدیان درباره‌ی تحریم انتصابات جمهوری اسلامی را می‌توانید در لینک زیر تماشا کنید:
https://youtu.be/ENupLkfVXpI
https://youtu.be/ENupLkfVXpI
https://youtu.be/ENupLkfVXpI
.
* دارای زیرنویس برای عزیزان ناشنوا
** از اینکه کلیپ را دانلود نمی‌کنید و لینک آن را برای دیگران می‌فرستید سپاسگزارم
.
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب‌نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گر بیاید برون صدای همه
جا ندارد اوین برای همه
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
چرا سعید جلیلی تلاش می کند جای مهر روی پیشانی اش را بپوشاند؟
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هزینه تبلیغات از جیب امام رضا،
به نظر می‌رسد آقا امام رضا اسپانسر آقای رییسی است
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
آیا تاکنون شنیده اید بگویند: «دکتر ترامپ،.. دکتر بایدن،.. دکتر اوباما،.. دکتر نتانیاهو،.. دکتر اردوغان،.. دکتر صدّام حسین،.. دکتر ملک فیصل،.. دکتر ...»!!!

امّا، تا بخواهید این ساختار جهل و جنون و فساد، دکتر دارد! 😳
«دکتر روحانی،.. دکتر قالی باف،.. دکتر احمدی نژاد،.. دکتر ولایتی،.. دکتر محسن رضایی،.. دکتر ...» 🤪

میخواهید دلیل این امر را بدانید؟!👇👇👇

*نقدی بر مدارک تحصیلی مسئولین جمهوری اسلامی*

اوایل انقلاب، مسئولان، خاکی و متواضع بودند، و به هم خواهر و برادر میگفتند و عناوین «دکتر و مهندس» را متعلّق به طاغوتیها، یا مذهبیهای لیبرال و غربزده، میدانستند.

عنوان دکتر، در رشته های غیر پزشکی، چیزی مثل کت و شلوار و کراوات بود!

مسئولان انقلابی کمی که جا افتادند، شدند حاج آقا و حاج خانم!
امّا بعد از جنگ، "حاجی" کم کم از مد افتاد! بلطف دانشگاه آزاد و بعضی دانشگاههای وابسته به حکومت، حاج آقاها و حاج خانمهای سابق مدرک گرفتند، و یکدفعه شدند دکتر!

همزمان، مسئولان اُورکتها را در آوردند، و کت و شلوار پوشیدند و ریشهای انبوه، آنکادره و کوتاه شد!

در تحوّلی دیگر، مسئولان از محلّات فقیر نشین و متوسّط نشین شهرها، به محلّات اعیان نشین، مانند خیابان آفریقا، سعادت آباد، زعفرانیّه، و نیاوران کوچ کردند!

عنوان دکتری، حالا دیگر جزو لوازم اصلی پیشرفت در هرم سیاسی شد!
یک عدّه با رانتِ سیاسی و بده/بستان، بدون کنکور و حضور در کلاس، و بدون زحمتِ درس خواندن، شدند دکتر!

ابتذال مدرک از همینجا شروع شد. سپاهیِ کودنی که به اظهارنظرهای احمقانه معروف است، مدّعی شد که از دانشگاه تهران با معدّل 18 دکترای اقتصاد گرفته، و آبروی این دانشگاه معتبر را بر باد داد!
یک عدّه زرنگ، رفتند بکمک دلّالها، ازدانشگاههای درِ پیتیِ آذربایجان، تاجیکستان، بلاروس، هند، و فیلیپین، با چند صد دلار مدرک اصلی خریدند!
یک عدّه هم با شعارِ «کی به کیه؟» همینجا مدرک جعلی از اکسفورد و ... با دو/سه هزار دلار خریدند و از مزایای مادّی و معنوی آن برخوردار شدند!

فعلاً عضویّت در هیأت علمی دانشگاهها هم بین مسئولان تبدیل به یک ارزش سیاسی شده است، که لازمۂ آن علاوه بر مدرک دکترا، و استفاده از پارتی برای ورود، «مقاله سازی و کتابسازی» بمنظور ارتقاء رتبه است!

تهیّۂ مقاله و کتابسازی، تبدیل به یک صنعت شده است!

عدّه ای هم با معادلسازیِ مدرکِ حوزوی، آخوندِ دکتر شدند!!

شما وزیر که باشی یا نمایندۂ مجلس، میتوانی یک عدّه را اجیر کنی تا برایت مقاله بسازند، و کتاب سرهم بندی کنند، و مزدشان را هم از کیسۂ دستگاه خلافت بگیرند!

خانم سوسن کشاورز، 3 کتاب برای «حاجی بابایی» ساخته است: خانم سویزیزی یک کتاب، و آقای «یوسف نوری» هم یک کتاب، و بقیّه را هم بکمک جمعی از مؤلفان ساخته است!
چقدر رسواست که فردی با مدرک جعلی مهندسی عمران، رئیس سازمان نظام مهندسی، و نیز رئیس کمیسیون عمران مجلس نهم میشود!

معمولاً در دعواهای جناحی برخی از این مسائل عنوان میشوند.
همین حالا اگر مدارک فوق لیسانس و دکترای نمایندگان مجلس یازدهم «راستی آزمائی» شوند، باید انتخابات مجدّد برگزار کرد!!

وضع طوری شده که افراد با سواد و دارای مدرک واقعی، که با کوشش علمی بعنوان دکترا دست یافته اند، از اینکه به آنها «دکتر» بگویند، خجالت میکشند!
دکترهای قلّابی و رانتی، به «آلاف و الوف» میرسند، در حالیکه دکترهای واقعی، مخصوصاً در رشته های علوم انسانی، که اهل ریا و تظاهر نیستند، برای پیدا کردن کار به «این در و آن در» میزنند، و به نتیجه هم نمیرسند.
و اگر هم کاری پیدا کنند، حقوقشان تناسبی با سواد و تخصّصشان ندارد!
حتّی برخی مجبورند که برای بقاء، خودشان را به خنگی بزنند، و از تخصّصشان استفاده نکنند!

ما با یک طبقۂ حاکم روبرو هستیم که همۂ ارزشهای واقعی، از سواد و مدرک و تحقیق تا استادی دانشگاه و مقاله نویسی و تألیف کتاب را به گند کشیده اند!

✍️ «شیرزاد عبدالهی»
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👍1