This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حمله مجدد حسن خمینی به آرمان های خامنه ای
📌مهدی طائب به حسن خمینی اخطار داده که از رنج نامه پدرت درس عبرت بگیر ولی حسن گوش نمیکنه!
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
📌مهدی طائب به حسن خمینی اخطار داده که از رنج نامه پدرت درس عبرت بگیر ولی حسن گوش نمیکنه!
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
: کافیاست فقط دو ساعت جلوی تلویزیون نشسته یا در اینترنت چرخی بزنید و *به سخنان نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری دقت کنید تا عمق فاجعهای که در حال وقوع است را دریابید.*
*هیچکدام از آموزشوپرورش نمیگوید،* ظاهراً وجود چنین حوزهای را به رسمیت نمیشناسند.
*هیچکس هیچ اشارهای به اصل سیام قانون اساسی نمیکند* و اینکه چرا ۴۲ سال است که اجرای این اصل به محاق فراموشی سپرده شده است.(دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سر حد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد.)
*هیچکسی از فراموشی تربیت نسلهای آینده نمیگوید،* گویا نمیدانند حل تمام چالشهای جامعه از مسیر تربیت میگذرد.
*هیچ کسی از پنج میلیون بازمانده از تحصیل در سال تحصیلی جاری، سخنی نمیگوید* و اصولاً معلوم نیست مقصر این اتفاق کیست.
*هیچکدام نمیگوید که مقصر شرایط اسفبار معیشتی مردم، چه نهاد یا سازمانی است.*
هیچکس نمیگوید چالشهای اخلاقی، فرهنگی، مذهبی و اجتماعی جامعه را چگونه باید درمان کرد.
*آموزش شعار اصلی هیچ یک از نامزدها نیست*، وقتی تمام توان دولتها قرار است برای کنترل قیمت مرغ، کنترل واردات گوشت، بازار سرمایه، مبارزه با اختلاس و ... باشد پس طبیعی است که آموزش جایی در اولویتهای آن دولت نداشته باشد.
در تمام شعارها و سخنرانیهای دوران انقلاب، بحث منفور بودنِ کاپیتالیسم، امپریالیسم و وحدت وجودی سرمایه به وضوح قابل مشاهدهاست اما حالا ۴۲ سال بعد از انقلاب، همه حرفها و شعارهای نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری، شده: پول، تورم، قیمت، دستمزد، یارانه، بورس و ...
*این اتفاقات، آشکارا از نشانههای سقوط بنیانهای اخلاقی در یک جامعه است.*
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
*هیچکدام از آموزشوپرورش نمیگوید،* ظاهراً وجود چنین حوزهای را به رسمیت نمیشناسند.
*هیچکس هیچ اشارهای به اصل سیام قانون اساسی نمیکند* و اینکه چرا ۴۲ سال است که اجرای این اصل به محاق فراموشی سپرده شده است.(دولت موظف است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم سازد و وسایل تحصیلات عالی را تا سر حد خودکفایی کشور به طور رایگان گسترش دهد.)
*هیچکسی از فراموشی تربیت نسلهای آینده نمیگوید،* گویا نمیدانند حل تمام چالشهای جامعه از مسیر تربیت میگذرد.
*هیچ کسی از پنج میلیون بازمانده از تحصیل در سال تحصیلی جاری، سخنی نمیگوید* و اصولاً معلوم نیست مقصر این اتفاق کیست.
*هیچکدام نمیگوید که مقصر شرایط اسفبار معیشتی مردم، چه نهاد یا سازمانی است.*
هیچکس نمیگوید چالشهای اخلاقی، فرهنگی، مذهبی و اجتماعی جامعه را چگونه باید درمان کرد.
*آموزش شعار اصلی هیچ یک از نامزدها نیست*، وقتی تمام توان دولتها قرار است برای کنترل قیمت مرغ، کنترل واردات گوشت، بازار سرمایه، مبارزه با اختلاس و ... باشد پس طبیعی است که آموزش جایی در اولویتهای آن دولت نداشته باشد.
در تمام شعارها و سخنرانیهای دوران انقلاب، بحث منفور بودنِ کاپیتالیسم، امپریالیسم و وحدت وجودی سرمایه به وضوح قابل مشاهدهاست اما حالا ۴۲ سال بعد از انقلاب، همه حرفها و شعارهای نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری، شده: پول، تورم، قیمت، دستمزد، یارانه، بورس و ...
*این اتفاقات، آشکارا از نشانههای سقوط بنیانهای اخلاقی در یک جامعه است.*
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تهدیدهای جدید حسن روحانی: در نطق پایانیام همه حرفها را خواهم زد!
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
۶ - یکی بود و یکی نبود داستان ششم و پایانی ویلان الدوله نوشته سید…
https://zil.ink/Mrhalloo
#کتاب_صوتی
راوی: ح #پرهام
#یکی_بود_یکی_نبود
داستان ششم و پایانی ویلان الدوله
نوشته سید محمد علی #جمالزاده
ادیت و ویرایش. گ. جاسمی
با سپاس از ح عزت نژاد
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
راوی: ح #پرهام
#یکی_بود_یکی_نبود
داستان ششم و پایانی ویلان الدوله
نوشته سید محمد علی #جمالزاده
ادیت و ویرایش. گ. جاسمی
با سپاس از ح عزت نژاد
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
۲۴ - سر و ته یک کرباس - جلد دوم بخش بیست و چهارمِ کتاب - به هم رسیدن…
https://zil.ink/Mrhalloo
#کتاب_صوتی
#سر_و_ته_یک_کرباس
نوشته: محمدعلی #جمالزاده
راوی: ح #پرهام
ادیت و ویرایش. گ. جاسمی
با سپاس از ح عزت نژاد
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
#سر_و_ته_یک_کرباس
نوشته: محمدعلی #جمالزاده
راوی: ح #پرهام
ادیت و ویرایش. گ. جاسمی
با سپاس از ح عزت نژاد
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتابخانه_هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
https://t.me/sepidehdamTv
چند روز قبل از انتخابات، نقطه ای سیاه ، بر کارنامه ی ابراهیم رییسی اضافه شد...
.
ساسان نیک نفس زندانی سیاسی ، محبوس در تیپ ۶ سالن ۲ زندان تهران بزرگ بعلت خونریزی شدید از دهان و بینی حدود ۲ روز پیش به بهداری زندان منتقل شده است علیرغم پیگیریهای خانواده ایشان ، مسئولین از وضعیت سلامتی ساسان ، هیچگونه اطلاعاتی ندادند
متاسفانه ساعاتی پیش خبر در گذشت ساسان نیک نفس شنیدن شد...
او در زندان دچار افسردگی شده بود ، بی شک سیستم قضایی جمهوری اسلامی و ابراهیم رییسی ، رییس قوه قضاییه مسبب مرگ او هستند، زیرا که او را علی رغم بیماری برای درمان آزاد نکرد...
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
چند روز قبل از انتخابات، نقطه ای سیاه ، بر کارنامه ی ابراهیم رییسی اضافه شد...
.
ساسان نیک نفس زندانی سیاسی ، محبوس در تیپ ۶ سالن ۲ زندان تهران بزرگ بعلت خونریزی شدید از دهان و بینی حدود ۲ روز پیش به بهداری زندان منتقل شده است علیرغم پیگیریهای خانواده ایشان ، مسئولین از وضعیت سلامتی ساسان ، هیچگونه اطلاعاتی ندادند
متاسفانه ساعاتی پیش خبر در گذشت ساسان نیک نفس شنیدن شد...
او در زندان دچار افسردگی شده بود ، بی شک سیستم قضایی جمهوری اسلامی و ابراهیم رییسی ، رییس قوه قضاییه مسبب مرگ او هستند، زیرا که او را علی رغم بیماری برای درمان آزاد نکرد...
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
Forwarded from شب نشيني هالو
*هتل لولهای پازارلَند، بوشهر*
مهندسان پتروشیمی و فعالان عرصهی گردشگری ایران، در روستای ساحلی شیرینو در استان بوشهر و در نزدیکی منطقهی نفتی عسلویه با استفاده از لولههای پلاستیکی صنعتی بسیار بزرگ، اقامتگاههای گردشگری عجیب و شگفتآوری ساخته اند.
هتل پازارلند (پاسارگاد) در سال ١٣٩۴ خ. / ٢٠١۵ م. ساخته شده است و هر اقامتگاه آن - که «ویولا» نامیده می شود، ترکیب «ویلا» و «لوله» - از یک لولهی بُلپار (پُلیمر) پلاستیکی یا در اصطلاح FRP/GRP به طول ١٢ متر و قطر ٣ متر ساخته شده است.
GRP (Glass Reinforced Plastic)
FRP (fibre-glass reinforced plastic)
این لولهها در صنعت پتروشیمی برای انتقال آب استفاده میشود و چون مقاومت بالایی در برابر رطوبت دارند در نزدیکترین فاصله به دریا گذاشته شدهاند.
داخل لولهها با چوب طراحی و از کمترین فضا برای اقامت دو نفر بهترین استفاده شده است. هر واحد داری تخت دو نفره، تلویزیون، یخچال، آشپزخانهی کوچک و نیمکت است.
تعداد ٢١ اتاق لولهای در این ساحل وجود دارد که هر کدام ظرفیت دو نفر را دارد. سرویس دهی در اتاق لوله ای در حد استاندارد هتل ۴ ستاره است».
سحر یکی از مسافران مقیم در این اقامتگاه گردشگری گفته است:
«وقتی وارد اتاق شدم از طراحی و شرایط اینجا شگفت زده شدم. هرگز فکر نمیکردم که میتوان در یک لوله اقامت داشت؛ آن هم لولهای رو به دریا. شب هنگام خوابیدن میتوان صدای امواج خلیج فارس را شنید....»
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
مهندسان پتروشیمی و فعالان عرصهی گردشگری ایران، در روستای ساحلی شیرینو در استان بوشهر و در نزدیکی منطقهی نفتی عسلویه با استفاده از لولههای پلاستیکی صنعتی بسیار بزرگ، اقامتگاههای گردشگری عجیب و شگفتآوری ساخته اند.
هتل پازارلند (پاسارگاد) در سال ١٣٩۴ خ. / ٢٠١۵ م. ساخته شده است و هر اقامتگاه آن - که «ویولا» نامیده می شود، ترکیب «ویلا» و «لوله» - از یک لولهی بُلپار (پُلیمر) پلاستیکی یا در اصطلاح FRP/GRP به طول ١٢ متر و قطر ٣ متر ساخته شده است.
GRP (Glass Reinforced Plastic)
FRP (fibre-glass reinforced plastic)
این لولهها در صنعت پتروشیمی برای انتقال آب استفاده میشود و چون مقاومت بالایی در برابر رطوبت دارند در نزدیکترین فاصله به دریا گذاشته شدهاند.
داخل لولهها با چوب طراحی و از کمترین فضا برای اقامت دو نفر بهترین استفاده شده است. هر واحد داری تخت دو نفره، تلویزیون، یخچال، آشپزخانهی کوچک و نیمکت است.
تعداد ٢١ اتاق لولهای در این ساحل وجود دارد که هر کدام ظرفیت دو نفر را دارد. سرویس دهی در اتاق لوله ای در حد استاندارد هتل ۴ ستاره است».
سحر یکی از مسافران مقیم در این اقامتگاه گردشگری گفته است:
«وقتی وارد اتاق شدم از طراحی و شرایط اینجا شگفت زده شدم. هرگز فکر نمیکردم که میتوان در یک لوله اقامت داشت؛ آن هم لولهای رو به دریا. شب هنگام خوابیدن میتوان صدای امواج خلیج فارس را شنید....»
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
*خاطرهی آیتالله موسوی اردبیلی از کودکان خردسالِ زندانی در زندانِ اوین*
خاطرهی زیر را به همین شکلی که آیتالله عابدینی نقل کرده، به نحو متواتر از اطرافیان و شاگردان نزدیکِ مرحوم آیتالله موسوی اردبیلی شنیدهام.
متن زیر به نقل از آیتالله احمد عابدینی استاد حوزهی علمیهی اصفهان بیان شده است:
💠 اوايل شهريور ۱۳۷۷ بود كه برای خواندن كتاب سفرنامهی فقهیِ حج به منزل ايشان رفتم. مثل بقيهی شبها من و او تنها بوديم. تازه آقای اسدالله لاجوردی را ترور كرده بودند.
آقای اردبیلی فرمودند:
« *امروز هرچه با خودم كلنجار رفتم كه برای آقای لاجوردی فاتحهای بخوانم نشد*».
💠 حساس شدم كه مگر او چه كرده است؟
سوال كردم. ايشان در ترديد بود كه برايم توضيح بدهد يا خير، اما بالاخره اموری را گفت كه اكنون پس از گذشتِ بيش از ده سال از آن زمان، هنوز بسياری از آن كلمات با همان آهنگِ سخنان ايشان در گوشم طنينانداز است:
اردبیلی میگفت:
«آن زمان كه مسوليت داشتم، گهگاهی به زندانها سر میزدم.
در زندانِ اوين، يك دربِ كهنهی قديمی بود كه هميشه از كنار آن میگذشتم.
يك روز هوس كردم كه داخل آنجا را ببينم».
گفتم:
«اين چيست؟»
گفتند:
«چيز مهمی نيست. يك انباری است».
گفتم:
«میخواهم درون آن را ببينم».
گفتند:
«كليدش نيست».
گفتم:
«آن را پيدا كنيد».
گفتند:
«پيدا نمیشود».
گفتم:
«درب را بشكنيد».
گفتند:
«چيز مهمی نيست».
گفتم:
«بالاخره من بايد درون اين انباری را ببينم».
گفتند:
«كليدش پيش حاج آقاست. منظورشان لاجوردی بود».
گفتم:
«از او بگيريد».
گفتند:
«الان اينجا نيستند».
گفتم:
«پيدايش كنيد. من اينجا میمانم تا بيايد و از جای خود تكان نمیخورم».
💠 بالاخره پس از اصرارِ زيادِ من، درب باز شد.
وارد شدم. ديدم تعداد زيادی از بچههای خردسالِ پنج ساله، شش ساله و ده ساله با صورتهایی به رنگ زرد و جسمهایی نحيف، پنجاه نفر، صد نفر، كمتر يا بيشتر، نمیدانم؛ محبوساند.
بچهها دور من ريختند. گريه میکردند. عبا و دستهایام را میبوسیدند و التماس میکردند.
گفتم:
«اينها چه كسانی هستند؟»
گفتند:
«اينها بچههای منافقان هستند كه پدر و مادرشان يا كشته شدهاند يا فرار كردهاند».
گفتم:
«اينجا چه كار میکنند؟ پدرانشان مجرم بودهاند، جرم اينها چيست؟ اينها پدر بزرگ ندارند؟! خويشاوند ندارند؟! قيم ندارند؟!»
💠 از وضع اسفبار بچّهها چشمانام پر از اشك شد. عينك خود را برداشتم و با دستمال، اشکهای خود را پاك كردم و گفتم:
« *همين امروز، تا ۲۴ ساعت بايد اين بچهها را به خانوادههای خودشان برسانيد و هر كدام كه خانواده ندارند، يا جایی ندارند، آنها را به دادستانی بياوريد. برای آنان جایی تهيه میكنيم*.
*آخر، پدرِ بچه منافق بود و كشته شد، يا مادرش فرار كرد، چه ربطی به بچه دارد؟!*
*انصاف و رحم و مروتتان كجا رفت*؟!»
💠 بالاخره پس از چند روز آقای محمدی گيلانی، قبل از خطبههای نماز جمعهی تهران، جوابام را داد و گفت:
«آنها كه براي بچهی منافق اشك میريزند، نبايد مسوليت قبول كنند.
چرا آنوقت كه پدرانشان پاسدارهای ما را میکشتند گريه نكرديد؟!
كسی مرجع ضمير حرفهای او را نفهميد، جز من...
آقاي لاجوردی به من میگفت:
«من، تو و آقای منتظری را قبول ندارم، شما نمیفهمید، شما نمیگذارید من ريشهی منافقان را بكنم، اما چون امام خمينی به من فرموده از شما اطاعت كنم، اطاعت میكنم، وگرنه اصلا شما دو نفر را قبول ندارم.
🌄 کانال محمد مهدویفر:
لاجوردی، جنایتپیشهای بود که در کنار تمام خباثتهایش، دو رفتار جنایتبارش هرگز از حافظهی تاریخ فراموش نخواهد شد:
✅ نخست اینکه وقتی بهسبب جنایتهای بیشمارش، بالاخره امام خمینی پذیرفتند که او را برکنار کنند، در زمان تحویل و تحول زندان اوین، در حدود ۳۰۰ نفر در آمار زندانیها کسری آمار داشت که هیچوقت معلوم نشد چه بلایی بر سر این تعداد انسان آمده است...!!!
و دوم اینکه این شخص، برای اینکه به خانوادهی زندانیان رنج بیشتری بدهد، دستور داده بود تا به این بهانه که دختر باکره را نمیتوان اعدام کرد، به دختران اعدامی، در شب قبل از اعدام تجاوز بشود و در زمان تحویل جنازه، پاسدار متجاوز، سکهای را به خانوادهی زندانی، بهعنوان مهریهی دختر بپردازد تا تحقیر آن خانواده را به اوج برساند.
😭😭😭😭😭
*امثال این جانیها کم نبوده وکم نیستند...*
حیف که حقایق تاریخ دیر منتشر میشود ؛ خیلی دیر.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
خاطرهی زیر را به همین شکلی که آیتالله عابدینی نقل کرده، به نحو متواتر از اطرافیان و شاگردان نزدیکِ مرحوم آیتالله موسوی اردبیلی شنیدهام.
متن زیر به نقل از آیتالله احمد عابدینی استاد حوزهی علمیهی اصفهان بیان شده است:
💠 اوايل شهريور ۱۳۷۷ بود كه برای خواندن كتاب سفرنامهی فقهیِ حج به منزل ايشان رفتم. مثل بقيهی شبها من و او تنها بوديم. تازه آقای اسدالله لاجوردی را ترور كرده بودند.
آقای اردبیلی فرمودند:
« *امروز هرچه با خودم كلنجار رفتم كه برای آقای لاجوردی فاتحهای بخوانم نشد*».
💠 حساس شدم كه مگر او چه كرده است؟
سوال كردم. ايشان در ترديد بود كه برايم توضيح بدهد يا خير، اما بالاخره اموری را گفت كه اكنون پس از گذشتِ بيش از ده سال از آن زمان، هنوز بسياری از آن كلمات با همان آهنگِ سخنان ايشان در گوشم طنينانداز است:
اردبیلی میگفت:
«آن زمان كه مسوليت داشتم، گهگاهی به زندانها سر میزدم.
در زندانِ اوين، يك دربِ كهنهی قديمی بود كه هميشه از كنار آن میگذشتم.
يك روز هوس كردم كه داخل آنجا را ببينم».
گفتم:
«اين چيست؟»
گفتند:
«چيز مهمی نيست. يك انباری است».
گفتم:
«میخواهم درون آن را ببينم».
گفتند:
«كليدش نيست».
گفتم:
«آن را پيدا كنيد».
گفتند:
«پيدا نمیشود».
گفتم:
«درب را بشكنيد».
گفتند:
«چيز مهمی نيست».
گفتم:
«بالاخره من بايد درون اين انباری را ببينم».
گفتند:
«كليدش پيش حاج آقاست. منظورشان لاجوردی بود».
گفتم:
«از او بگيريد».
گفتند:
«الان اينجا نيستند».
گفتم:
«پيدايش كنيد. من اينجا میمانم تا بيايد و از جای خود تكان نمیخورم».
💠 بالاخره پس از اصرارِ زيادِ من، درب باز شد.
وارد شدم. ديدم تعداد زيادی از بچههای خردسالِ پنج ساله، شش ساله و ده ساله با صورتهایی به رنگ زرد و جسمهایی نحيف، پنجاه نفر، صد نفر، كمتر يا بيشتر، نمیدانم؛ محبوساند.
بچهها دور من ريختند. گريه میکردند. عبا و دستهایام را میبوسیدند و التماس میکردند.
گفتم:
«اينها چه كسانی هستند؟»
گفتند:
«اينها بچههای منافقان هستند كه پدر و مادرشان يا كشته شدهاند يا فرار كردهاند».
گفتم:
«اينجا چه كار میکنند؟ پدرانشان مجرم بودهاند، جرم اينها چيست؟ اينها پدر بزرگ ندارند؟! خويشاوند ندارند؟! قيم ندارند؟!»
💠 از وضع اسفبار بچّهها چشمانام پر از اشك شد. عينك خود را برداشتم و با دستمال، اشکهای خود را پاك كردم و گفتم:
« *همين امروز، تا ۲۴ ساعت بايد اين بچهها را به خانوادههای خودشان برسانيد و هر كدام كه خانواده ندارند، يا جایی ندارند، آنها را به دادستانی بياوريد. برای آنان جایی تهيه میكنيم*.
*آخر، پدرِ بچه منافق بود و كشته شد، يا مادرش فرار كرد، چه ربطی به بچه دارد؟!*
*انصاف و رحم و مروتتان كجا رفت*؟!»
💠 بالاخره پس از چند روز آقای محمدی گيلانی، قبل از خطبههای نماز جمعهی تهران، جوابام را داد و گفت:
«آنها كه براي بچهی منافق اشك میريزند، نبايد مسوليت قبول كنند.
چرا آنوقت كه پدرانشان پاسدارهای ما را میکشتند گريه نكرديد؟!
كسی مرجع ضمير حرفهای او را نفهميد، جز من...
آقاي لاجوردی به من میگفت:
«من، تو و آقای منتظری را قبول ندارم، شما نمیفهمید، شما نمیگذارید من ريشهی منافقان را بكنم، اما چون امام خمينی به من فرموده از شما اطاعت كنم، اطاعت میكنم، وگرنه اصلا شما دو نفر را قبول ندارم.
🌄 کانال محمد مهدویفر:
لاجوردی، جنایتپیشهای بود که در کنار تمام خباثتهایش، دو رفتار جنایتبارش هرگز از حافظهی تاریخ فراموش نخواهد شد:
✅ نخست اینکه وقتی بهسبب جنایتهای بیشمارش، بالاخره امام خمینی پذیرفتند که او را برکنار کنند، در زمان تحویل و تحول زندان اوین، در حدود ۳۰۰ نفر در آمار زندانیها کسری آمار داشت که هیچوقت معلوم نشد چه بلایی بر سر این تعداد انسان آمده است...!!!
و دوم اینکه این شخص، برای اینکه به خانوادهی زندانیان رنج بیشتری بدهد، دستور داده بود تا به این بهانه که دختر باکره را نمیتوان اعدام کرد، به دختران اعدامی، در شب قبل از اعدام تجاوز بشود و در زمان تحویل جنازه، پاسدار متجاوز، سکهای را به خانوادهی زندانی، بهعنوان مهریهی دختر بپردازد تا تحقیر آن خانواده را به اوج برساند.
😭😭😭😭😭
*امثال این جانیها کم نبوده وکم نیستند...*
حیف که حقایق تاریخ دیر منتشر میشود ؛ خیلی دیر.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo