از امروز تا روز انتخابات به جای تمام استیکرهای موجود از این استیکر استفاده میکنیم
شب نشيني هالو
دوستان، من نمیدونم این صف چیه و تو کدوم کشوره، فقط از الان پست کردم که بعد انتخابات صداسیما جای صف رأی دهندگان ایرانی در فلان کشور جا نزنه😂😁 👇 شب نشینی هالو https://zil.ink/Mrhalloo
آقای عالی پیام
این هیچ کشور خارجی نیست و تهران خودمونه.
مکان: ایران مال
به مردم اعلام کردند بیاین برای واکسن، ملت هم صف بستن و ساعتها ایستادن. وقتی خوب فیلمبرداری کردن گفتن فقط بالای ۷۵ سال رو میزنیم، خوش اومدین
این هیچ کشور خارجی نیست و تهران خودمونه.
مکان: ایران مال
به مردم اعلام کردند بیاین برای واکسن، ملت هم صف بستن و ساعتها ایستادن. وقتی خوب فیلمبرداری کردن گفتن فقط بالای ۷۵ سال رو میزنیم، خوش اومدین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تبریک تولد استاد پرویز مشکاتیان به خود او در برنامه تخصصی موسیقی صدا وسیما
گویا جناب مجری خبر ندارد که مشکاتیان، آهنگساز و نوازنده برجسته سنتور در سال ١٣٨٨ درگذشته!
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
گویا جناب مجری خبر ندارد که مشکاتیان، آهنگساز و نوازنده برجسته سنتور در سال ١٣٨٨ درگذشته!
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شما تیتیش مامانیها حق ندارید از اونور آب واسه ما تصمیم بگیرید
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
با سلام واحترام : خبر فوری ومهم 👇👇👇👇👇👇
امیدوارم خداوند همه ما را مورد رحمت و لطف خود قرار دهد آمین
دوستان گلم ایثارگران کل کشور👇👇👇
با عنایت به گذشت بیش از چهار دهه از دوران شروع دفاع مقدس و موفقیت اتمام جنگ با قبول قعطنامه 598 از سوی دولت عراق بعنوان متجاوز جنگ و پرداخت غرامت به دولت ایران و بازماندگان جنگ در سال ۱۳۶۷ کمیته ای از سوی دو دولت تشکیل و مقرر شد خسارتها و زیاندیده ها تعیین تا روند پرداخت غرامت شروع گردد لذا ستادی نظارت ستادی در سازمان ملل خسارتها و اسامی شهدا و مجروحین طی کتابچه ای 238 صفحه ای در ۱۳۷۹ تحویل دولت عراق و سازمان ملل شد ولی متاسفانه با کم کاری دولت وقت ایران و پیگیری نکردن، دولت عراق این طرح را کنار گذاشت تا انجایی که حتی باتماسهای که سازمان ملل با ایران داشت منتظر پاسخ بود ولی جوابی از ایران ارائه نشد جز یک نوبت در دولت احمدی نژاد که اون هم بدلایلی متوقف شد با اینکه حق دولت ایران و بازماندگان یعنی خانواده محترم شهدا و جانبازان بود نمیدانیم چرا این حق شرعی و قانونی گرفته نشد جز چند نفر که شخصا از طریق دادگاه لاهه اقامه دعوا بر علیه دولت عراق نمود و خسارت این عزیزان از حساب دولت عراق در بانک سوئیس برداشت گردید در سال 1385 به ۸ نفر از محروحین و خانواده شهدا هر کدام چهار میلیون هشتصد و نود چهار هزار دلار نقدی پرداخت شد با اطلاع دولت ایران و عراق این موضوع بایکوت خبری شد برای اینکه اگر از سوی جانبازان و خانواده شهدا پیگیری میشد باعث اختلاف سیاسی بین دولت ایران وعراق میشد چون ایران میدان داخل عراق را از دست میداد در این راستا اینجانب با چهار نفر از دوستان پیگیر ماجراشدیم حتی سه بار سفر به کشور ثالث که دفتر دادگاه لاهه بود مراجعه کردیم بعد از برگشت تحت فشار بودیم که این کار انجام ندهیم وحرف ما این بود ارتباط دولت ایران وعراق ربطی به ما ندارد ما اجرای قانون میخواهیم اگر دولت مایل است حق خودش را نگیرد نه حق خانواده شهدا و جانبازان که اون هم خلاف قانون است چطور دولت کویت بیش از 6هزار میلیارد دلار اون هم برای چند روز گرفت ومگر با دریافت خسارت اون هم وارد شدن بوجه کلان به کشور اشکال دارد مگر دولت عراق اداره اوقاف عراق در سال 1387 از دولت ایران شکایت نکرد و تمامی املاک و نذر نیاز مردم مومن به حرمین امامان از ایران نگرفت و نمیگیرد بر همین اصل اینجانب همراه سه نفر از جانبازان و یک نفر از فرزندان شهدا اقدام به پیگیری کردیم که حتما انشالله موفق خواهیم شد اگر دولت ایران کم کاری نکند ب مبنای خسارت سال1399 حسابداری رسمی دادگاه خسارت پرداختی به هر شهید 6میلیون نود چهار هزار دلار و جانبازان پنج میلیون نصدهفتاد هزار دلار حالدخود دوستان حسابدکنند با دریافت این مبلغ آیا نمیتوان مشکلات خود را حل کنند چرا مسولین هیچ توجه ای به این موضوع نمیکنند مگر از قدیم نگفتن حساب به دینار بخشش به خروار در این راستا همیار هم باشیم
لطفا نشر دهید ازطرف یکی از آزادگان کشور... لطفا در گروههای ایثارگری نشر داده شود وتاجایی میتوانید به اطلاع جانبازان وکل ایثارگران برسانید تا همه همصدا وهمدل بعد از ۳۵ سال به حق قانونی وبین المللی خودبرسند ان شاالله🕋🌹🕋
این متن بالا☝️ چند مدتیه درگروهها بازنشر میشود.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
امیدوارم خداوند همه ما را مورد رحمت و لطف خود قرار دهد آمین
دوستان گلم ایثارگران کل کشور👇👇👇
با عنایت به گذشت بیش از چهار دهه از دوران شروع دفاع مقدس و موفقیت اتمام جنگ با قبول قعطنامه 598 از سوی دولت عراق بعنوان متجاوز جنگ و پرداخت غرامت به دولت ایران و بازماندگان جنگ در سال ۱۳۶۷ کمیته ای از سوی دو دولت تشکیل و مقرر شد خسارتها و زیاندیده ها تعیین تا روند پرداخت غرامت شروع گردد لذا ستادی نظارت ستادی در سازمان ملل خسارتها و اسامی شهدا و مجروحین طی کتابچه ای 238 صفحه ای در ۱۳۷۹ تحویل دولت عراق و سازمان ملل شد ولی متاسفانه با کم کاری دولت وقت ایران و پیگیری نکردن، دولت عراق این طرح را کنار گذاشت تا انجایی که حتی باتماسهای که سازمان ملل با ایران داشت منتظر پاسخ بود ولی جوابی از ایران ارائه نشد جز یک نوبت در دولت احمدی نژاد که اون هم بدلایلی متوقف شد با اینکه حق دولت ایران و بازماندگان یعنی خانواده محترم شهدا و جانبازان بود نمیدانیم چرا این حق شرعی و قانونی گرفته نشد جز چند نفر که شخصا از طریق دادگاه لاهه اقامه دعوا بر علیه دولت عراق نمود و خسارت این عزیزان از حساب دولت عراق در بانک سوئیس برداشت گردید در سال 1385 به ۸ نفر از محروحین و خانواده شهدا هر کدام چهار میلیون هشتصد و نود چهار هزار دلار نقدی پرداخت شد با اطلاع دولت ایران و عراق این موضوع بایکوت خبری شد برای اینکه اگر از سوی جانبازان و خانواده شهدا پیگیری میشد باعث اختلاف سیاسی بین دولت ایران وعراق میشد چون ایران میدان داخل عراق را از دست میداد در این راستا اینجانب با چهار نفر از دوستان پیگیر ماجراشدیم حتی سه بار سفر به کشور ثالث که دفتر دادگاه لاهه بود مراجعه کردیم بعد از برگشت تحت فشار بودیم که این کار انجام ندهیم وحرف ما این بود ارتباط دولت ایران وعراق ربطی به ما ندارد ما اجرای قانون میخواهیم اگر دولت مایل است حق خودش را نگیرد نه حق خانواده شهدا و جانبازان که اون هم خلاف قانون است چطور دولت کویت بیش از 6هزار میلیارد دلار اون هم برای چند روز گرفت ومگر با دریافت خسارت اون هم وارد شدن بوجه کلان به کشور اشکال دارد مگر دولت عراق اداره اوقاف عراق در سال 1387 از دولت ایران شکایت نکرد و تمامی املاک و نذر نیاز مردم مومن به حرمین امامان از ایران نگرفت و نمیگیرد بر همین اصل اینجانب همراه سه نفر از جانبازان و یک نفر از فرزندان شهدا اقدام به پیگیری کردیم که حتما انشالله موفق خواهیم شد اگر دولت ایران کم کاری نکند ب مبنای خسارت سال1399 حسابداری رسمی دادگاه خسارت پرداختی به هر شهید 6میلیون نود چهار هزار دلار و جانبازان پنج میلیون نصدهفتاد هزار دلار حالدخود دوستان حسابدکنند با دریافت این مبلغ آیا نمیتوان مشکلات خود را حل کنند چرا مسولین هیچ توجه ای به این موضوع نمیکنند مگر از قدیم نگفتن حساب به دینار بخشش به خروار در این راستا همیار هم باشیم
لطفا نشر دهید ازطرف یکی از آزادگان کشور... لطفا در گروههای ایثارگری نشر داده شود وتاجایی میتوانید به اطلاع جانبازان وکل ایثارگران برسانید تا همه همصدا وهمدل بعد از ۳۵ سال به حق قانونی وبین المللی خودبرسند ان شاالله🕋🌹🕋
این متن بالا☝️ چند مدتیه درگروهها بازنشر میشود.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
عبدالكريم سروش:
« باغبانا ز خزان بیخبرت میبینم»
(بخشی از نامه سرگشاده عبدالکریم سروش به سید علی خامنهایی)
سعدی گفت : "دو چيز حاصل عمر است: نام نيک و ثواب". شما هم برای نام نيک اين جهان و پاداش کلان آن جهان ، در اين "نصيحةالملوک" به عين عنايت بنگريد. ابراهيم نبی از خدا نام نيک می خواست: " و اجعل لی لسان صدقٍ فی الآخرين" شما هم که از نام نيک نمیگريزيد. از صحبت دوستی برنجيد که بد را حَسَن و خار را سمن و عيب را کمال و زشتی را جمال مینمايد
کو دشمن شوخ چشم چالاک
تا عيب مرا به من نمايد؟
من دشمن چالاک شما نيستم اما ناقد بی باک شما هستم و در کار شما عيوب بسيار میبينم که اگر بنويسم مثنوی هفتاد بل هفتصد من کاغذ میشود. من در اين مخاطبۀ پر مخاطره آبروی فقر و قناعت را میخرم و نام نيک و ثواب میطلبم. پروای حقيقت و مصلحت مرا به اين خطر میخواند که بجای شربت شيرين مدح ،داروی تلخ نقد را در کام شما بچشانم.
زان حديث تلخ میگويم ترا
تا ز تلخیها فروشويم ترا
بر اين رعیّت فرشته فطرت رحمت آوريد که در چنگال ديو استبداد همچنان اسيرند، نه لبخند بر لب دارند نه ايمان در دل نه نان در سفره ، نه دانش در دفتر ، نه نشاط عيشی نه درمان دلی.
محتسبان لبخندشان را ربودهاند و واعظان شحنهشناس ايمانشان را.
مفسدان نانشان را بريدهاند و جاهلان دفتر معرفتشان را دريدهاند.
نه رنگ دادگری را میبينند نه چهره آزادی را . گران از تکاليف و تهی ازحقوق.
رهبرانشان شب و روز ارجوزۀ عدالت میخوانند و بدنيا درس مهر و کرامت میدهند. اما خود زندانها را از قساوت انباشتهاند و جامعه را به عفونت دروغ و ريا آغشتهاند.
درس غلامی به مردم میآموزند و رشته بندگی بر آنان میآويزند و در " رسم ناقدکشی و شيوه شهر آشوبی " استادند. صد خرده بر ديگران میگيرند و اما خردهای انتقاد بر خود را نمیپذيرند. خدا و ديانت را سپر بیکفايتیهای خود نمودهاند و خود راقوم برگزيده و ولی ٌ مقرب خدا وانمودهاند. يحسبون کل صيحة عليهم.
هر نصيحتی را صدای دشمن و هر ندای مخالفتی را نوای اهريمن میدانند. کارشناسان مقدس تراشیاند ومهندسان خبره زنجيربافی. قاتلان بیباک مروت و سارقان چالاک حریّت.
بر اين بندگان بندی رحمت آوريد که چون غلامان غمگين در اسارت ولايت شمايند تا زنجير غلامی وقفل غمناکیشان بشکند و برق دليری و شادمانی در چشمان نمناکشان بشکفد.
"يا رب به که شايد گفت اين نکته که در عالم" ، قومی جامه ونان و جان و جوانشان را دادند اما به آنان اجازه يک انتقاد و اعتراض ساده ندادند و جواب مطالباتشان را با داغ و درفش آبداده دادند؟
" با که اين نکته توان گفت که آن سنگين دل" جواب مراجع را هم با سنگ داد؟ و بههمه ناقدان اعلام جنگ داد؟
آن کو تو را به سنگدلی گشت رهنمون
ای کاشکی که پاش به سنگی برآمدی
آقای خامنهای
حرف جدّی من با شما اين است که حرف خود را جدّی بگيريد. حالا که صحبت از نقد ميکنيد، نسيهاش نگذاريد، آنرا نقد کنيد "چونکه آنرا کاشتی آبش بده". تا رعیّت به صداقت شما شهادت دهند و از برکاتش فايدت برند.
از چه میترسيد؟ مبادا حشمت و جلالت شما بشکند؟ مگر دل است که شکستنش گناه باشد؟ تازه "از آن گناه که نفعی رسد به غير چه باک؟" درآن شکستن صد برکت هست: سلامت ميهن، سعادت رعیّت ، پالايش فرهنگ ، نام نيک ، شکستن طلسم غلامی و دميدن روح دليری ، تعديل انحرافات و تقويم اعوجاجات و تصحيح اشتباهات... از اين بيشتر چه میخواهيد؟
من و دل گرفدا شويم چه باک؟
غرض اندر ميان سلامت اوست
از مولوی بياموزيد و چهره متبسّم اسلام باشيد ، نگذاريد نامتان در زمرۀ بانيان و حاميان قراء فاشيستی ازاسلام رقم بخورد. "ذاک دعوای وها انت وتلک الايام".
من از نوشتن اين نامۀ مشفقانه تنها فتح باب نقد را اميد میبرم و بس وگرنه آنچه بايد بر سبيل نق گفته شود چندان است "که گرصد نامه بنويسم حکايت همچنان آيد" .
ديگران بايد از راه برسند و از شما بپرسند ديوار وطن چرا خم شده است و جويبار فرهنگ چرا آلوده است و آسمان آزادی چرا ابریست وچهرۀ دين چرا عبوس است وکمر عدالت چرا شکسته است وچشم هنر چرا گريان است و دل دانش چرا پريشان است و جان و آبرو چرا اينهمه ارزان است و داعيان شعار نه شرقی و نه غربی چرا در هوس پی افکندن يک "شوروی" ديگرند و هوای سياست چرا مرگزاست و شکم اقتصاد چرا فربه از اختلاس وحرام است؟ کشتی انقلاب چرا کژ مژ میرود و ترکیۀ سکولار چرا از ايران ديندار بيش تر دل می برد؟
و چرا
جاهلان سرور شدستند و ز بيم
عاقلان سرها کشيده درگليم
می توانستم اين نامه را نهانی روانه کنم تا " به خلوتی که در او اجنبی صبا باشد" بدست شما برسد اما رواتر ديدم که طبل زير گليم نکوبم و صفا را به خفا نپوشم بل بلاغ مبين کنم و بر سر مناره فغان برآورم و " به پيش شحنه بگويم که صوفيان مستند" .
« باغبانا ز خزان بیخبرت میبینم»
(بخشی از نامه سرگشاده عبدالکریم سروش به سید علی خامنهایی)
سعدی گفت : "دو چيز حاصل عمر است: نام نيک و ثواب". شما هم برای نام نيک اين جهان و پاداش کلان آن جهان ، در اين "نصيحةالملوک" به عين عنايت بنگريد. ابراهيم نبی از خدا نام نيک می خواست: " و اجعل لی لسان صدقٍ فی الآخرين" شما هم که از نام نيک نمیگريزيد. از صحبت دوستی برنجيد که بد را حَسَن و خار را سمن و عيب را کمال و زشتی را جمال مینمايد
کو دشمن شوخ چشم چالاک
تا عيب مرا به من نمايد؟
من دشمن چالاک شما نيستم اما ناقد بی باک شما هستم و در کار شما عيوب بسيار میبينم که اگر بنويسم مثنوی هفتاد بل هفتصد من کاغذ میشود. من در اين مخاطبۀ پر مخاطره آبروی فقر و قناعت را میخرم و نام نيک و ثواب میطلبم. پروای حقيقت و مصلحت مرا به اين خطر میخواند که بجای شربت شيرين مدح ،داروی تلخ نقد را در کام شما بچشانم.
زان حديث تلخ میگويم ترا
تا ز تلخیها فروشويم ترا
بر اين رعیّت فرشته فطرت رحمت آوريد که در چنگال ديو استبداد همچنان اسيرند، نه لبخند بر لب دارند نه ايمان در دل نه نان در سفره ، نه دانش در دفتر ، نه نشاط عيشی نه درمان دلی.
محتسبان لبخندشان را ربودهاند و واعظان شحنهشناس ايمانشان را.
مفسدان نانشان را بريدهاند و جاهلان دفتر معرفتشان را دريدهاند.
نه رنگ دادگری را میبينند نه چهره آزادی را . گران از تکاليف و تهی ازحقوق.
رهبرانشان شب و روز ارجوزۀ عدالت میخوانند و بدنيا درس مهر و کرامت میدهند. اما خود زندانها را از قساوت انباشتهاند و جامعه را به عفونت دروغ و ريا آغشتهاند.
درس غلامی به مردم میآموزند و رشته بندگی بر آنان میآويزند و در " رسم ناقدکشی و شيوه شهر آشوبی " استادند. صد خرده بر ديگران میگيرند و اما خردهای انتقاد بر خود را نمیپذيرند. خدا و ديانت را سپر بیکفايتیهای خود نمودهاند و خود راقوم برگزيده و ولی ٌ مقرب خدا وانمودهاند. يحسبون کل صيحة عليهم.
هر نصيحتی را صدای دشمن و هر ندای مخالفتی را نوای اهريمن میدانند. کارشناسان مقدس تراشیاند ومهندسان خبره زنجيربافی. قاتلان بیباک مروت و سارقان چالاک حریّت.
بر اين بندگان بندی رحمت آوريد که چون غلامان غمگين در اسارت ولايت شمايند تا زنجير غلامی وقفل غمناکیشان بشکند و برق دليری و شادمانی در چشمان نمناکشان بشکفد.
"يا رب به که شايد گفت اين نکته که در عالم" ، قومی جامه ونان و جان و جوانشان را دادند اما به آنان اجازه يک انتقاد و اعتراض ساده ندادند و جواب مطالباتشان را با داغ و درفش آبداده دادند؟
" با که اين نکته توان گفت که آن سنگين دل" جواب مراجع را هم با سنگ داد؟ و بههمه ناقدان اعلام جنگ داد؟
آن کو تو را به سنگدلی گشت رهنمون
ای کاشکی که پاش به سنگی برآمدی
آقای خامنهای
حرف جدّی من با شما اين است که حرف خود را جدّی بگيريد. حالا که صحبت از نقد ميکنيد، نسيهاش نگذاريد، آنرا نقد کنيد "چونکه آنرا کاشتی آبش بده". تا رعیّت به صداقت شما شهادت دهند و از برکاتش فايدت برند.
از چه میترسيد؟ مبادا حشمت و جلالت شما بشکند؟ مگر دل است که شکستنش گناه باشد؟ تازه "از آن گناه که نفعی رسد به غير چه باک؟" درآن شکستن صد برکت هست: سلامت ميهن، سعادت رعیّت ، پالايش فرهنگ ، نام نيک ، شکستن طلسم غلامی و دميدن روح دليری ، تعديل انحرافات و تقويم اعوجاجات و تصحيح اشتباهات... از اين بيشتر چه میخواهيد؟
من و دل گرفدا شويم چه باک؟
غرض اندر ميان سلامت اوست
از مولوی بياموزيد و چهره متبسّم اسلام باشيد ، نگذاريد نامتان در زمرۀ بانيان و حاميان قراء فاشيستی ازاسلام رقم بخورد. "ذاک دعوای وها انت وتلک الايام".
من از نوشتن اين نامۀ مشفقانه تنها فتح باب نقد را اميد میبرم و بس وگرنه آنچه بايد بر سبيل نق گفته شود چندان است "که گرصد نامه بنويسم حکايت همچنان آيد" .
ديگران بايد از راه برسند و از شما بپرسند ديوار وطن چرا خم شده است و جويبار فرهنگ چرا آلوده است و آسمان آزادی چرا ابریست وچهرۀ دين چرا عبوس است وکمر عدالت چرا شکسته است وچشم هنر چرا گريان است و دل دانش چرا پريشان است و جان و آبرو چرا اينهمه ارزان است و داعيان شعار نه شرقی و نه غربی چرا در هوس پی افکندن يک "شوروی" ديگرند و هوای سياست چرا مرگزاست و شکم اقتصاد چرا فربه از اختلاس وحرام است؟ کشتی انقلاب چرا کژ مژ میرود و ترکیۀ سکولار چرا از ايران ديندار بيش تر دل می برد؟
و چرا
جاهلان سرور شدستند و ز بيم
عاقلان سرها کشيده درگليم
می توانستم اين نامه را نهانی روانه کنم تا " به خلوتی که در او اجنبی صبا باشد" بدست شما برسد اما رواتر ديدم که طبل زير گليم نکوبم و صفا را به خفا نپوشم بل بلاغ مبين کنم و بر سر مناره فغان برآورم و " به پيش شحنه بگويم که صوفيان مستند" .
😁1