این ترانه ی فولکلور در زمان قاجاررایج شده بود. گويا مردم در پایان سالی که خيلی بد گذشته بود، درست کرده بودند و میخواندند و اميد سال بهتر داشتند.
تاریخ این ترانه ی عاميانه به زمان ناصرالدين شاه قاجار و به سال 1285 میرسد که قحطی شدیدی در تهران روی داد و مردم به مشقت و بدبختی و سختی بسیاری گرفتار شدند. اما از آنجا که ایرانی در هیچ موقعیتی ذوق خودش را فراموش نمیکند ، مردم این تصنيف را ساختند که در هر بندش این بخش تکرار می شد:
ای سال برنگردی ، بری ديگه برنگردی...
پيرايه يغمايی
ای سال برنگردی
صد سال برنگردی
بری دیگه بر نگردی
دیدی که به ما چه کردی؟
مردا رو اخته کردی
زنا رو شلخته کردی
دکّونا رو تخته کردی
مردمو خسته کردی
قبای شوهر خود
دادم به پنجاه نخود
اونم خروس آمد خورد
ای سال برنگردی،
دیدی که به ما چه کردی؟
مجمعه ی دیوونی
دادم به پنجاه نونی
ای سال برنگردی
دیدی که به ما چه کردی؟
چارقد تور مِشمِش
دادم یه پنجه کشمش
ای سال برنگردی
دیدی که به ما چه کردی؟
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
تاریخ این ترانه ی عاميانه به زمان ناصرالدين شاه قاجار و به سال 1285 میرسد که قحطی شدیدی در تهران روی داد و مردم به مشقت و بدبختی و سختی بسیاری گرفتار شدند. اما از آنجا که ایرانی در هیچ موقعیتی ذوق خودش را فراموش نمیکند ، مردم این تصنيف را ساختند که در هر بندش این بخش تکرار می شد:
ای سال برنگردی ، بری ديگه برنگردی...
پيرايه يغمايی
ای سال برنگردی
صد سال برنگردی
بری دیگه بر نگردی
دیدی که به ما چه کردی؟
مردا رو اخته کردی
زنا رو شلخته کردی
دکّونا رو تخته کردی
مردمو خسته کردی
قبای شوهر خود
دادم به پنجاه نخود
اونم خروس آمد خورد
ای سال برنگردی،
دیدی که به ما چه کردی؟
مجمعه ی دیوونی
دادم به پنجاه نونی
ای سال برنگردی
دیدی که به ما چه کردی؟
چارقد تور مِشمِش
دادم یه پنجه کشمش
ای سال برنگردی
دیدی که به ما چه کردی؟
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
Forwarded from اتاق کار
لونه سگ وگربه بالای ۵میلیون و۶ میلیون
حق مسکن کارگر ۴۵۰ هزارتومان
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
حق مسکن کارگر ۴۵۰ هزارتومان
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«گوشت و مرغ و میوه و آجیل، باز هم کمتر بخوریم»
...
کارشناس صدا و سیما با مدرک دکترای مدیریت آموزشی در یک برنامه تلویزیونی میگوید باید سطح توقعاتمان را باز هم کمتر کنیم تا زندگی حرکت کند، باید قناعت کنیم.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
...
کارشناس صدا و سیما با مدرک دکترای مدیریت آموزشی در یک برنامه تلویزیونی میگوید باید سطح توقعاتمان را باز هم کمتر کنیم تا زندگی حرکت کند، باید قناعت کنیم.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
این خانوم که این افاضات را در پست قبلی از خودشون در کردند، اسمشون پریناز بنیسی است.
معاون مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق در مقطعی و مدیرکل پژوهش و پژوهشگر برتر همین دانشگاه در مقطعی،
صاحب شرکت خدمات بیمهای وحید ایمن به همراه دو برادرش قاسم و مهدی بنیسی که بخشی از قرارداهای بیمه صداوسیما را هم بصورت رانتی بلعیدهاند!
نکته اینکه در اگهی اولیه شرکت ادرسشان ساختمان اداری جام جم بوده! و بنابر اسناد سامانههای مرتبط با شرکتها،شریک خانواده بنیسی در فعالیتهای اقتصادی رانتی هم شخصی بنام محمد موتمن از مدیران اداری صداوسیما است!
خانواده بنیسی همچنین در قالب شرکتی بعنوان فرزانگان کارافرین پارس مشغول فعالیت اقتصادی بوده اند.
آدرس و تلفن: اکباتان فاز 2 بلوک 14 ورودی 3
09128124839
پریناز بنیسی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
معاون مرکز تحقیقات دانشگاه امام صادق در مقطعی و مدیرکل پژوهش و پژوهشگر برتر همین دانشگاه در مقطعی،
صاحب شرکت خدمات بیمهای وحید ایمن به همراه دو برادرش قاسم و مهدی بنیسی که بخشی از قرارداهای بیمه صداوسیما را هم بصورت رانتی بلعیدهاند!
نکته اینکه در اگهی اولیه شرکت ادرسشان ساختمان اداری جام جم بوده! و بنابر اسناد سامانههای مرتبط با شرکتها،شریک خانواده بنیسی در فعالیتهای اقتصادی رانتی هم شخصی بنام محمد موتمن از مدیران اداری صداوسیما است!
خانواده بنیسی همچنین در قالب شرکتی بعنوان فرزانگان کارافرین پارس مشغول فعالیت اقتصادی بوده اند.
آدرس و تلفن: اکباتان فاز 2 بلوک 14 ورودی 3
09128124839
پریناز بنیسی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
*برگرد ای بهار!*
برگرد ای بهار! که در باغهای شهر
جای سرود شادی و بانگ ترانه نیست
جز عقدههای بستهٔ یک رنج دیرپای
بر شاخههای خشک درختان جوانه نیست
برگرد و راه خویش بگردان ازین دیار
بگریز از سیاهی این شامِ جاودان
رو سوی دشتهای دگر نِه که در رهت،
گستردهاند بسترِ موّاجِ پرنیان.
این شهرِ سردِ یخزده در بسترِ سکوت
جای تو ای مسافر آزرده پای! نیست
بند است و وحشت است و درین دشتِ بیکران
جز سایهٔ خموش غمی دیر پای نیست.
دژخیم مرگزای زمستانِ جاودان
بر بوستان خاطرهها سایهگستر است
گلهای آرزو، همه، افسرده و کبود
شاخِ امیدها، همه بیبرگ و بیبر است.
آنجا برو که لرزش هر شاخه –گاه رقص–
از خندهٔ سپیدهدمان گفتوگو کند
آنجا برو که جنبشِ موجِ نسیم و آب
جان را پر از شمیمِ گلِ آرزو کند
آنجا که دستههای پرستو، سحرگهان،
آهنگهای شادیِ خود ساز میکنند
پروانگانِ مست، پَر افشان به بامداد،
آزاد، در پناهِ تو پرواز میکنند
آنجا برو که از سرِ هر شاخسارِ سبز
مستِ سرود و نغمهٔ شبگیر میشوی!
برگرد ای مسافر از این راهِ پر خطر!
اینجا میا که بسته به زنجیر میشوی!
"شفیعی_کدکنی"
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
برگرد ای بهار! که در باغهای شهر
جای سرود شادی و بانگ ترانه نیست
جز عقدههای بستهٔ یک رنج دیرپای
بر شاخههای خشک درختان جوانه نیست
برگرد و راه خویش بگردان ازین دیار
بگریز از سیاهی این شامِ جاودان
رو سوی دشتهای دگر نِه که در رهت،
گستردهاند بسترِ موّاجِ پرنیان.
این شهرِ سردِ یخزده در بسترِ سکوت
جای تو ای مسافر آزرده پای! نیست
بند است و وحشت است و درین دشتِ بیکران
جز سایهٔ خموش غمی دیر پای نیست.
دژخیم مرگزای زمستانِ جاودان
بر بوستان خاطرهها سایهگستر است
گلهای آرزو، همه، افسرده و کبود
شاخِ امیدها، همه بیبرگ و بیبر است.
آنجا برو که لرزش هر شاخه –گاه رقص–
از خندهٔ سپیدهدمان گفتوگو کند
آنجا برو که جنبشِ موجِ نسیم و آب
جان را پر از شمیمِ گلِ آرزو کند
آنجا که دستههای پرستو، سحرگهان،
آهنگهای شادیِ خود ساز میکنند
پروانگانِ مست، پَر افشان به بامداد،
آزاد، در پناهِ تو پرواز میکنند
آنجا برو که از سرِ هر شاخسارِ سبز
مستِ سرود و نغمهٔ شبگیر میشوی!
برگرد ای مسافر از این راهِ پر خطر!
اینجا میا که بسته به زنجیر میشوی!
"شفیعی_کدکنی"
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نابغههای شهرداری اهواز بیلبورد سال جدید زدند روش نوشتند: سال ۱۳۴۰۰ مبارک!!
یعنی بیسوادی تا این حد؟
خدایا کیا دارن مملکت رو میچرخونن.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
یعنی بیسوادی تا این حد؟
خدایا کیا دارن مملکت رو میچرخونن.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
هفت سین ها باید دارای این ویژگی ها باشند :
۱- نام آنها پارسی باشد.
۲- با بند واژه (حرف) سین آغاز شود
۳- دارای ریشه گیاهی باشند.
۴- خوردنی باشند
۵-ترکیبی نباشد(ترکیبی از دو واژه نباشد مثل :سیب زمینی)
سیب. سیر. سماغ. سرکه. سمنو. سبزی( یا سبزه ) و سنجد
بر این پایه :
_ ُسنبل ( نه خوراکی است نه پارسی ) تازی است.
_ سکه ( نه خوراکی است نه پارسی ) تازی است.
_ سماور ( نه خوراکی است نه پارسی ) روسی است.
در بیست میلیون واژه های پارسی، نمی توان هشتمی را برای هفت سین های نوروزی پیدا کرد که دارای این ویژگی ها باشند
هر یک از سین های هفت سین، نماد یکی از سپنتاهای ( هفت ابر فرشته ) کیش زرتشت است :
سیر : نماد اهورا مزدا
سبزه : فرشته اردیبهشت نماد آبهای پاک است
سیب : فرشته سپندارمذ، فرشته زن ، نماد بارداری و پرستاری است
سنجد : فرشته خورداد نماد دلبستگی
سرکه : فرشته امرداد نماد جاودانگی
سمنو : فرشته شهریور نماد خواربار
سماغ : فرشته بهمن نماد باران
سماغ واژه پارسی است و نباید با بندواژه " ق " نوشته شود
((دکتر ناصر انقطاع)
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
۱- نام آنها پارسی باشد.
۲- با بند واژه (حرف) سین آغاز شود
۳- دارای ریشه گیاهی باشند.
۴- خوردنی باشند
۵-ترکیبی نباشد(ترکیبی از دو واژه نباشد مثل :سیب زمینی)
سیب. سیر. سماغ. سرکه. سمنو. سبزی( یا سبزه ) و سنجد
بر این پایه :
_ ُسنبل ( نه خوراکی است نه پارسی ) تازی است.
_ سکه ( نه خوراکی است نه پارسی ) تازی است.
_ سماور ( نه خوراکی است نه پارسی ) روسی است.
در بیست میلیون واژه های پارسی، نمی توان هشتمی را برای هفت سین های نوروزی پیدا کرد که دارای این ویژگی ها باشند
هر یک از سین های هفت سین، نماد یکی از سپنتاهای ( هفت ابر فرشته ) کیش زرتشت است :
سیر : نماد اهورا مزدا
سبزه : فرشته اردیبهشت نماد آبهای پاک است
سیب : فرشته سپندارمذ، فرشته زن ، نماد بارداری و پرستاری است
سنجد : فرشته خورداد نماد دلبستگی
سرکه : فرشته امرداد نماد جاودانگی
سمنو : فرشته شهریور نماد خواربار
سماغ : فرشته بهمن نماد باران
سماغ واژه پارسی است و نباید با بندواژه " ق " نوشته شود
((دکتر ناصر انقطاع)
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
اتاق کار
این اخوند فیلم های والت دیسنی زیاد دیده اسلحه ها رو شونه رو خیلی خوب اومد #آخوند 👇 شب نشینی هالو https://zil.ink/Mrhalloo
جناب عالی پیام
به این حاجآقا اگه دسترسی دارین بفرمایید اسلحه کلاش و ژ۳ رو میاندازند رو دوش، قدیم اسلحه رو میبستند به کمر
😅😅😅
به این حاجآقا اگه دسترسی دارین بفرمایید اسلحه کلاش و ژ۳ رو میاندازند رو دوش، قدیم اسلحه رو میبستند به کمر
😅😅😅
اتاق کار
۲۴ اسفند سالروز ترور احمد کسروی به دست فداییان اسلام 👇 شب نشینی هالو https://zil.ink/Mrhalloo
با درود خدمت دوست عزیزم جناب آقای عالی پیام
تاریخ ترور و مرگ احمد کسروی بیستم اسفند ماه سال هزار و سیصد و بیست و چهار ، صحیح است .
آقای فلاحتی به اشتباه بیست و چهارم ذکر کرده اند .
با آرزوی بهترین ها برای شما.
تاریخ ترور و مرگ احمد کسروی بیستم اسفند ماه سال هزار و سیصد و بیست و چهار ، صحیح است .
آقای فلاحتی به اشتباه بیست و چهارم ذکر کرده اند .
با آرزوی بهترین ها برای شما.
⬜ *باز شدن یخ*
چهاردهم فروردین ۵۸ که مدارس باز شد، در دبیرستان همه میگفتند جمهوری اسلامی رای آورد و همگی خوشحال بودیم. عصر به خانه برگشتم. هوس بستنی کردم، ته یخچال چیزی دیدم، رفتم که آنرا بردارم، در یخچال بسته شد.
نفهمیدم چه اتفاقی افتاد. روی تخت بیمارستان بیدار شدم. کسی کنارم نبود. به زحمت بلند شدم تا کمی آب بخورم. در آینه روشویی خودم را دیدم و وحشت کردم. بخش عمده ای از موهایم ریخته بود و آنچه مانده بود سفید شده بود. شروع به فریاد زدن کردم، چند پرستار آمدند، بزور تزریقی کردند و دوباره خوابم برد. طی روزهای بعد متوجه شدم سال ۹۹ است و من ۴۱ سال یخزده بودم.
کم کم به خودم آمدم. چه دنیای عجیبی شده بود. موبایل و تلویزیونهای بزرگ اولین چیزی بود که میشد دید. هیجان زده شدم، اما کمکم این هیجان جای خود را به غمی سنگین داد. شروع کردم اخبار این ۴۱ سال یخزدگی را خواندن.
چقدر عجیب بود.
- مهدی بازرگان که آنقدر برای مردم عزیز و محترم بود با فحاشی و تهمت روبرو شده و در تنهایی مرده بود.
- سفارت آمریکا اشغال شده و دشمنی سنگینی براه افتاده بود، آنهم درحالیکه آمریکا جمهوری اسلامی را به رسمیت شناخته بود.
- بنیصدر با آن لهجه جالب و سبیل فانتزی، رییس جمهور شده بود و عزل شده و فرار کرده بود و نزد صدام که با ایران میجنگید رفته بود.
- مجاهدین خلق که سال ۵۷ نزد مردم احترامی داشتند دست به ترورهای زیادی زده بودند.
- عراق به ایران حمله کرده بود صدها هزار کشته و مجروح حاصل جنگ بود.
- دو پسر خاله، دو برادر دیگر در فامیل پدری، چهار همکلاسی و خیلیهای دیگر در جنگ شهید شده بودند.
- رفسنجانی که اول انقلاب دیدنش با ریش کم در تلویزیون عجیب بود، اول خیلی عزیز شده بود و بعدا به او فحش میدادند و ناگهانی در استخر مرده بود.
- به آیتالله منتظری که آنقدر برای همه محترم بود میگفتند شیخ سادهلوح.
- قذافی و صدام سقوط کرده بودند. اما پسر حافظ اسد هنوز سرکار بود. مردم سوریه میخواستند برکنارش کنند که ایران به کمک او رفته بود.
- یک نفر بنام خاتمی رییسجمهور شده بود که مردم دوستش داشتند و بدنبال آزادیهای اجتماعی بود، اما از سال اول ریاست جمهوریش روزنامهها را بسته بودند، به دانشجوها حمله کرده بودند، خیلیها را زندانی کرده بودند.
- کسی بنام احمدینژاد شهردار شده بود. حرفهای عجیب زده بود و ناگهانی سال ۸۴ رئیس جمهور شده بود. گفته بودند ائمه به خواب امامان جمعه آمده و او را تایید کرده بودند. معجزه هزاره سوم و دولت پاک لقب او بود.
- سال ۸۸ مردم گفته بودند تقلب شده، دهها نفر کشته و هزاران نفر زندانی شده بودند. در زندان کهریزک چه اتفاقها افتاده بود. آخر سر کاندیداهای شاکی را در خانهشان زندان کرده بودند و به اعتراض میگفتند فتنه.
- در سال ۹۱ دولت پاک محمود شده بود جریان انحرافی ولی او تا سال ۹۹ هنوز در مجمع تشخیص مصلحت بود.
- سال ۹۸ به گفته خود دولت ۳۲۵ معترض و به گفته خارجی ها ۱۵۰۰ نفر طی دو روز در خیابان کشته شده بودند و قاتل ها معلوم نبود چه کسانی هستند. در زمان انقلاب در شهر ۵۰ هزار نفری ما یک نفر هم کشته نشده بود.
- سال ۹۸ یک هواپیمای مسافربری را زده بودند و ۱۷۶ نفر کشته شده بودند و هنوز خبری از یک استعفا یا محکومیت نبود.
- در ۱۲ فروردین ۵۸، جمعا ۹۸٪ مردم در انتخابات شرکت کرده بودند، اما برای مجلس سال ۹۸ مشارکت مردم ۱۸ تا ۴۰ درصد در شهرهای مختلف بود.
- معاون شهردار سابق تهران در زندان بود به جرم دزدی، اما شهردار قبلی رئیس مجلس شده بود.
- معاون رییس قوه قضائیه قبلی در زندان بود به جرم دزدی، اما رییس قوه قضائیه قبلی رئیس مجمع تشخیص مصلحت شده بود.
- بیش از شش نظامی صف کشیده بودند برای کاندیدای ریاست جمهوری شدن در سال ۱۴۰۰. برای منکه ششماه پس از آمدن ژنرال ازهاری در یخچال حبس شده بودم خیلی عجیب بود.
- هزاران لیست اختلاس بود و ماشینها و خانههایی وجود داشت که اموال شاه فراری پیش آنها دهاتی و امل بود.
- ثروت معیار شده بود، مستضعف به کسی میگفتند که در حکومت پستی دارد، هر روز موارد شرعی جدید برای زنها میگفتند، حتی برای نوع صدا کردنشان در خانه.
آخرین ضربه را وقتی خوردم که خواستم یک بستنی بخورم.
قبل از یخ زدن من بستنی ۵ ریال بود. با چهارده عدد ۵ ریالی میشد یک اسکناس خوشگل یک دلاری خرید، اما الان اگر یک دلاری پیدا میشد باید پنجاه هزار عدد سکه ۵ ریالی میدادم تا یک اسکناس مچاله شدهی یک دلاری بگیرم.
چقدر همه چیز عجیب شده بود.
یادم افتاد به شادیهای ۲۳ بهمن ۵۷،
یادم افتاد به شادی ۱۴ فروردین ۵۸،
چهاردهم فروردین ۵۸ که مدارس باز شد، در دبیرستان همه میگفتند جمهوری اسلامی رای آورد و همگی خوشحال بودیم. عصر به خانه برگشتم. هوس بستنی کردم، ته یخچال چیزی دیدم، رفتم که آنرا بردارم، در یخچال بسته شد.
نفهمیدم چه اتفاقی افتاد. روی تخت بیمارستان بیدار شدم. کسی کنارم نبود. به زحمت بلند شدم تا کمی آب بخورم. در آینه روشویی خودم را دیدم و وحشت کردم. بخش عمده ای از موهایم ریخته بود و آنچه مانده بود سفید شده بود. شروع به فریاد زدن کردم، چند پرستار آمدند، بزور تزریقی کردند و دوباره خوابم برد. طی روزهای بعد متوجه شدم سال ۹۹ است و من ۴۱ سال یخزده بودم.
کم کم به خودم آمدم. چه دنیای عجیبی شده بود. موبایل و تلویزیونهای بزرگ اولین چیزی بود که میشد دید. هیجان زده شدم، اما کمکم این هیجان جای خود را به غمی سنگین داد. شروع کردم اخبار این ۴۱ سال یخزدگی را خواندن.
چقدر عجیب بود.
- مهدی بازرگان که آنقدر برای مردم عزیز و محترم بود با فحاشی و تهمت روبرو شده و در تنهایی مرده بود.
- سفارت آمریکا اشغال شده و دشمنی سنگینی براه افتاده بود، آنهم درحالیکه آمریکا جمهوری اسلامی را به رسمیت شناخته بود.
- بنیصدر با آن لهجه جالب و سبیل فانتزی، رییس جمهور شده بود و عزل شده و فرار کرده بود و نزد صدام که با ایران میجنگید رفته بود.
- مجاهدین خلق که سال ۵۷ نزد مردم احترامی داشتند دست به ترورهای زیادی زده بودند.
- عراق به ایران حمله کرده بود صدها هزار کشته و مجروح حاصل جنگ بود.
- دو پسر خاله، دو برادر دیگر در فامیل پدری، چهار همکلاسی و خیلیهای دیگر در جنگ شهید شده بودند.
- رفسنجانی که اول انقلاب دیدنش با ریش کم در تلویزیون عجیب بود، اول خیلی عزیز شده بود و بعدا به او فحش میدادند و ناگهانی در استخر مرده بود.
- به آیتالله منتظری که آنقدر برای همه محترم بود میگفتند شیخ سادهلوح.
- قذافی و صدام سقوط کرده بودند. اما پسر حافظ اسد هنوز سرکار بود. مردم سوریه میخواستند برکنارش کنند که ایران به کمک او رفته بود.
- یک نفر بنام خاتمی رییسجمهور شده بود که مردم دوستش داشتند و بدنبال آزادیهای اجتماعی بود، اما از سال اول ریاست جمهوریش روزنامهها را بسته بودند، به دانشجوها حمله کرده بودند، خیلیها را زندانی کرده بودند.
- کسی بنام احمدینژاد شهردار شده بود. حرفهای عجیب زده بود و ناگهانی سال ۸۴ رئیس جمهور شده بود. گفته بودند ائمه به خواب امامان جمعه آمده و او را تایید کرده بودند. معجزه هزاره سوم و دولت پاک لقب او بود.
- سال ۸۸ مردم گفته بودند تقلب شده، دهها نفر کشته و هزاران نفر زندانی شده بودند. در زندان کهریزک چه اتفاقها افتاده بود. آخر سر کاندیداهای شاکی را در خانهشان زندان کرده بودند و به اعتراض میگفتند فتنه.
- در سال ۹۱ دولت پاک محمود شده بود جریان انحرافی ولی او تا سال ۹۹ هنوز در مجمع تشخیص مصلحت بود.
- سال ۹۸ به گفته خود دولت ۳۲۵ معترض و به گفته خارجی ها ۱۵۰۰ نفر طی دو روز در خیابان کشته شده بودند و قاتل ها معلوم نبود چه کسانی هستند. در زمان انقلاب در شهر ۵۰ هزار نفری ما یک نفر هم کشته نشده بود.
- سال ۹۸ یک هواپیمای مسافربری را زده بودند و ۱۷۶ نفر کشته شده بودند و هنوز خبری از یک استعفا یا محکومیت نبود.
- در ۱۲ فروردین ۵۸، جمعا ۹۸٪ مردم در انتخابات شرکت کرده بودند، اما برای مجلس سال ۹۸ مشارکت مردم ۱۸ تا ۴۰ درصد در شهرهای مختلف بود.
- معاون شهردار سابق تهران در زندان بود به جرم دزدی، اما شهردار قبلی رئیس مجلس شده بود.
- معاون رییس قوه قضائیه قبلی در زندان بود به جرم دزدی، اما رییس قوه قضائیه قبلی رئیس مجمع تشخیص مصلحت شده بود.
- بیش از شش نظامی صف کشیده بودند برای کاندیدای ریاست جمهوری شدن در سال ۱۴۰۰. برای منکه ششماه پس از آمدن ژنرال ازهاری در یخچال حبس شده بودم خیلی عجیب بود.
- هزاران لیست اختلاس بود و ماشینها و خانههایی وجود داشت که اموال شاه فراری پیش آنها دهاتی و امل بود.
- ثروت معیار شده بود، مستضعف به کسی میگفتند که در حکومت پستی دارد، هر روز موارد شرعی جدید برای زنها میگفتند، حتی برای نوع صدا کردنشان در خانه.
آخرین ضربه را وقتی خوردم که خواستم یک بستنی بخورم.
قبل از یخ زدن من بستنی ۵ ریال بود. با چهارده عدد ۵ ریالی میشد یک اسکناس خوشگل یک دلاری خرید، اما الان اگر یک دلاری پیدا میشد باید پنجاه هزار عدد سکه ۵ ریالی میدادم تا یک اسکناس مچاله شدهی یک دلاری بگیرم.
چقدر همه چیز عجیب شده بود.
یادم افتاد به شادیهای ۲۳ بهمن ۵۷،
یادم افتاد به شادی ۱۴ فروردین ۵۸،
👎1
یادم افتاد که چه آرزوها و ایدههای قشنگی داشتیم،
یادم افتاد که چقدر آینده را روشن و جامعه را در رفاه و آزادی میدیدیم،
دیدم چیزی از آرزوهای بهار ۵۸ نمانده بجز عکسها و نوشته های روی دیوار،
اولین یخچالی که دیدم وارد آن شدم،
و در را به روی خودم بستم.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
یادم افتاد که چقدر آینده را روشن و جامعه را در رفاه و آزادی میدیدیم،
دیدم چیزی از آرزوهای بهار ۵۸ نمانده بجز عکسها و نوشته های روی دیوار،
اولین یخچالی که دیدم وارد آن شدم،
و در را به روی خودم بستم.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز