پسر کرجی، فریاد اعتراض و اکثریت خاموش
منتشره در دویچه وله فارسی
مانا نیستانی
@mananey
#پسر_کرجی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
منتشره در دویچه وله فارسی
مانا نیستانی
@mananey
#پسر_کرجی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
زندگینامه شادروان آلینوش طریان
http://www.iranboom.ir/nam-avaran/49-bozorgan/1960-zendeginame-alinosh4.html
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
http://www.iranboom.ir/nam-avaran/49-bozorgan/1960-zendeginame-alinosh4.html
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پدیدهای به نام خرید دانهای میوه!
🔹قبلا از ترهبار کیلویی خرید میکردیم، حالا آمدهام خرید، ۲ تا هویج و ۲ تا بادمجان برداشتم.
🔹رئیس اتحادیه فروشندگان میوه و سبزی: ما هم به گرانی میوه انتقاد داریم، موز حداکثر باید کیلویی ۱۸ تا ۲۵ تومن باشد
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
🔹قبلا از ترهبار کیلویی خرید میکردیم، حالا آمدهام خرید، ۲ تا هویج و ۲ تا بادمجان برداشتم.
🔹رئیس اتحادیه فروشندگان میوه و سبزی: ما هم به گرانی میوه انتقاد داریم، موز حداکثر باید کیلویی ۱۸ تا ۲۵ تومن باشد
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو اهواز مردم آب ندارند بخورند، آنوقت شهرداری خیابانها را آب میپاشد تا دستفروشان بساط نکنند
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
Forwarded from اتاق کار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آقازادهها و بستگان مسؤلان نظام در همان آمریکا و انگلیسی زندگی و تحصیل میکنند که ما را چهل سال وادار کردند پرچمشان را آتش بزنیم!
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
Forwarded from اتاق کار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from اتاق کار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از بستگان سارا زنی که در تهران مورد اصابت گلوله پلیس قرار گرفته گفت؛ در جریان تعقیب و گریز پلیس، سارا و مادرش توسط یک فراری به گروگان گرفته شدند و پلیس در یک کوچه بنبست به سمت آنها چندین گلوله شلیک میکند که در نهایت سارا با گلوله پلیس زخمی میشود و حالا این خانواده برای گرفتن رضایت تحت فشار قرار هستند.
واکنش پلیس را به برادر سارا زنی که با شلیک گلوله زخمی شده ببینید واقعا دردناک است، مامور پلیس میگوید دوربین را خاموش کن به شما بدهکار نیستم که توضیح دهم. یعنی چی که بدهکار نیستید؟ مسؤل اول این ماجرا پلیس است که باید به یک خانواده مستاصل پاسخ دهد. صدای خانواده سارا باشیم. وقتی پلیس جلوی دوربین چنین رفتار غیرمسؤلانهای دارد بیشک اگر این خانواده را تنها ببیند، فشارها بیشتر خواهد شد. کاش خبرنگاران مستقل پلیس را پاسخگو کنند
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
واکنش پلیس را به برادر سارا زنی که با شلیک گلوله زخمی شده ببینید واقعا دردناک است، مامور پلیس میگوید دوربین را خاموش کن به شما بدهکار نیستم که توضیح دهم. یعنی چی که بدهکار نیستید؟ مسؤل اول این ماجرا پلیس است که باید به یک خانواده مستاصل پاسخ دهد. صدای خانواده سارا باشیم. وقتی پلیس جلوی دوربین چنین رفتار غیرمسؤلانهای دارد بیشک اگر این خانواده را تنها ببیند، فشارها بیشتر خواهد شد. کاش خبرنگاران مستقل پلیس را پاسخگو کنند
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
Forwarded from اتاق کار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"در شهرستان لوداب بویراحمد خواستند خانه زنی را خراب کنند. آن زن رفت جلو لودر که خانه اش را بر سرش خراب نکنند. یکدفعه بر اثر فشار روحی سکته کرد و در نهایت فوت شد."
مسئول شهرداری فریاد میزنه : «بذار بمیره.
بعد به فردی که داره فیلم میگیره میگه
شرف نداری اگه نذاریش توی بی.بی.سی!»
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
مسئول شهرداری فریاد میزنه : «بذار بمیره.
بعد به فردی که داره فیلم میگیره میگه
شرف نداری اگه نذاریش توی بی.بی.سی!»
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
Forwarded from اتاق کار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چگونه میتوانیم با موتور تولیدکننده پسورد، یک رمز عبور امن و مطمئن بسازیم؟
سوالات خود را به ایمیل tech@tavaana.org بفرستید.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
چگونه میتوانیم با موتور تولیدکننده پسورد، یک رمز عبور امن و مطمئن بسازیم؟
سوالات خود را به ایمیل tech@tavaana.org بفرستید.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
Forwarded from اتاق کار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صادق زیباکلام:
اگر جمهوری اسلامی برود، دموکراسی در ایران سقوط میکند!
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
صادق زیباکلام:
اگر جمهوری اسلامی برود، دموکراسی در ایران سقوط میکند!
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👍1
Forwarded from اتاق کار
حدود یک سال پیش بود که معاون بانوان وزارت ورزش و جوانان در مورد فعالیت زنان در رشتههای پاورلیفتینگف، بوکس و ورزش زورخانهای گفت: «در مبانی اعتقادی ما از زن به عنوان ریحانه یاد شده، نمیتوانیم رشتهای را قبول کنیم که کل سیستم بدنی و فیزیولوژی او را تحت تاثیر قرار دهد»!
مهین فرهادیزاد در مورد رشته پاورلیفتینگ گفت: «بحث پرورش اندام و حجیم شدن عضلات شیوههای خود را دارد که با شرایط زنان جور در نمیآید»!
مهین فرهادیزاد در مورد معیارهای انتخاب ورزش مناسب برای زنان تاکید کرد «مسائل فرهنگی و نظرات علما» را مورد نظر قرار میدهند!
در جمهوری اسلامی زنان در سمتهای مدیریتی قرار نمیگیرند، آنهایی هم قرار میگیرند از این قماشند
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
حدود یک سال پیش بود که معاون بانوان وزارت ورزش و جوانان در مورد فعالیت زنان در رشتههای پاورلیفتینگف، بوکس و ورزش زورخانهای گفت: «در مبانی اعتقادی ما از زن به عنوان ریحانه یاد شده، نمیتوانیم رشتهای را قبول کنیم که کل سیستم بدنی و فیزیولوژی او را تحت تاثیر قرار دهد»!
مهین فرهادیزاد در مورد رشته پاورلیفتینگ گفت: «بحث پرورش اندام و حجیم شدن عضلات شیوههای خود را دارد که با شرایط زنان جور در نمیآید»!
مهین فرهادیزاد در مورد معیارهای انتخاب ورزش مناسب برای زنان تاکید کرد «مسائل فرهنگی و نظرات علما» را مورد نظر قرار میدهند!
در جمهوری اسلامی زنان در سمتهای مدیریتی قرار نمیگیرند، آنهایی هم قرار میگیرند از این قماشند
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
*اعتراف نماینده مجلس*
*🔴اعتراف نماینده مجلس به نفرت شدید مردم و آنچه در تجمع بازنشستگان بر او گذشت*
▪یادداشت روز
🔹دیروز در مقابل مجلس بر من چه گذشت...
🔸دیروز مجلس شورای اسلامی جلسه ای داشتم. حدود ساعت دوازده بود که رسیدیم به درب یک مجلس. برخلاف چند مورد قبلی این بار شلوغ بود. مردم جمع شده بودند. البته اغلب پیرمردان و پیرزنان بودند. پلیس حضور داشت و شرایط تحت کنترل بود.
🔸در میان آن همه جمعیت فقط یک آخوند بود و آن هم من بودم. گویا قیافه من می خورد که نماینده مجلس باشم. با ملاطفت از پیرمردی پرسیدم: برای چه اینجا جمع شده اید؟ اما نمی دانستم که با این کار انبار باروت را کبریت زده ام!
🔸پیرمرد شروع کرد که ما بازنشتگان لشکری و آموزش و پرورش هستیم. مجلس ده سال پیش قانون گذرانده که حقوق ما را با حقوق افراد شاغل یکی حساب کنند و این هنوز اجرا نشده است.
🔸در این حین بود که خانم 55-60 ساله ای که از سر و وضعش پیدا بود که هنوز از خودش نا امید نیست، با تندی جلو آمد و پرسید: شما نماینده مجلسید؟ گفتم: نخیر. بنده هم مثل شما مراجعه کننده هستم! گفت: آقا شما را به خدا اگر دستتان می رسد به اینها بگویید: من غلط کردم رفتم آموزش و پرورش. من گداخانه رفتم! به آقای خامنه ای بگویید به رئیس جمهور بگویید به هر کسی که دستتان می رسد بگویید ما واقعا بریده ایم. ما این انقلاب را نمی خواهیم. ما از شما آخوندها متنفریم!
🔸پیرمرد قد بلندی که ته ریش داشت، پرید وسط حرف خانم و در حالی که از شدت عصبانیت همراه با کلماتی که از زبانش خارج می شد، راست و خم می شد و دستانش را به راست و چپ حواله می داد، تو گویی با من دعوا دارد گفت: من یک روزی به شما افتخار می کردم. توی خیابان آخوند می دیدم، دستش را می بوسیدم. اما حالا نه تنها افتخار نمی کنم، بلکه از شما بدم می آید. بلکه متنفرم. آقا من از شما متنفرم. شما این بدبختی ها را سر ما هوار کردید.
🔸درست وسط حرف های پیرمرد بود که زن 60 ساله ای در دو قدمی من با یک آرامش آکنده به غروری گفت: حاج آقا عبا قبایتان را بذارید توی صندوقچه، مردم به خونتان تشنه اند!!! من به روی خودم نیاوردم. با آرامش به حرف ها گوش می دادم و ابراز همدردی می کردم.
🔸یک پیرمرد تپلی داشت می آمد که با این صحنه مواجه شد. چند لحظه ای به سخنان یکی از خانم های معترض که با داد و فریاد مرا خطاب قرار داده بود گوش داد و با قیافه جالبی که گویا پت و مت را می بیند برگشت به خانم گفت: هِه تو با کی داری حرف می زنی! فکر می کنی این برایت کاری می کند!! و رفت!
🔸به قدر تند و عصبی بودند که شاید اگر دست از پا خطا می کردم و مثلا آرامشم را از دست می دادم یا حرف مخالف میلشان می زدم، حمله ور می شدند. بعد که از آنها خداحافظی کرده، جدا شدم، با خودم می گفتم:
🔸عجب!! مردم پایتخت تا این اندازه با ما بد شده اند؟! تا این اندازه از ما متنفرند که به قول آن زن معترض باید عبا و قبا را بگذاریم توی صندوقچه؟!
🔸خدا می داند آن لحظه که از ناراحتی سینه ام تنگ شده بود در درون خودم فریاد می زدم که:
🔸چرا بزرگان جامعه و حوزه ما نمی خواهند خستگی مردم را باور کنند؟! چطور چشم بر همه این مصائب می بنندد و راحت از کنار همه اینها می گذرند؟! چرا نمی خواهند خطر بزرگی که انقلاب را تهدید می کند، احساس کنند؟
دیروزباتمام وجودم لمس کردم که دیگرمردم صبرشان لبریزشده ، آری فقر، فساد، فحشاء وناامیدی ازآینده موجودیت انقلاب وکشور راتهدیدخواهدکردواین کارنامه عملکرد4دهه مسئولین همین نظام است.
🔸راستی چرا؟!!
محمدتقی اکبرنژاد. نماینده مجلس
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
*🔴اعتراف نماینده مجلس به نفرت شدید مردم و آنچه در تجمع بازنشستگان بر او گذشت*
▪یادداشت روز
🔹دیروز در مقابل مجلس بر من چه گذشت...
🔸دیروز مجلس شورای اسلامی جلسه ای داشتم. حدود ساعت دوازده بود که رسیدیم به درب یک مجلس. برخلاف چند مورد قبلی این بار شلوغ بود. مردم جمع شده بودند. البته اغلب پیرمردان و پیرزنان بودند. پلیس حضور داشت و شرایط تحت کنترل بود.
🔸در میان آن همه جمعیت فقط یک آخوند بود و آن هم من بودم. گویا قیافه من می خورد که نماینده مجلس باشم. با ملاطفت از پیرمردی پرسیدم: برای چه اینجا جمع شده اید؟ اما نمی دانستم که با این کار انبار باروت را کبریت زده ام!
🔸پیرمرد شروع کرد که ما بازنشتگان لشکری و آموزش و پرورش هستیم. مجلس ده سال پیش قانون گذرانده که حقوق ما را با حقوق افراد شاغل یکی حساب کنند و این هنوز اجرا نشده است.
🔸در این حین بود که خانم 55-60 ساله ای که از سر و وضعش پیدا بود که هنوز از خودش نا امید نیست، با تندی جلو آمد و پرسید: شما نماینده مجلسید؟ گفتم: نخیر. بنده هم مثل شما مراجعه کننده هستم! گفت: آقا شما را به خدا اگر دستتان می رسد به اینها بگویید: من غلط کردم رفتم آموزش و پرورش. من گداخانه رفتم! به آقای خامنه ای بگویید به رئیس جمهور بگویید به هر کسی که دستتان می رسد بگویید ما واقعا بریده ایم. ما این انقلاب را نمی خواهیم. ما از شما آخوندها متنفریم!
🔸پیرمرد قد بلندی که ته ریش داشت، پرید وسط حرف خانم و در حالی که از شدت عصبانیت همراه با کلماتی که از زبانش خارج می شد، راست و خم می شد و دستانش را به راست و چپ حواله می داد، تو گویی با من دعوا دارد گفت: من یک روزی به شما افتخار می کردم. توی خیابان آخوند می دیدم، دستش را می بوسیدم. اما حالا نه تنها افتخار نمی کنم، بلکه از شما بدم می آید. بلکه متنفرم. آقا من از شما متنفرم. شما این بدبختی ها را سر ما هوار کردید.
🔸درست وسط حرف های پیرمرد بود که زن 60 ساله ای در دو قدمی من با یک آرامش آکنده به غروری گفت: حاج آقا عبا قبایتان را بذارید توی صندوقچه، مردم به خونتان تشنه اند!!! من به روی خودم نیاوردم. با آرامش به حرف ها گوش می دادم و ابراز همدردی می کردم.
🔸یک پیرمرد تپلی داشت می آمد که با این صحنه مواجه شد. چند لحظه ای به سخنان یکی از خانم های معترض که با داد و فریاد مرا خطاب قرار داده بود گوش داد و با قیافه جالبی که گویا پت و مت را می بیند برگشت به خانم گفت: هِه تو با کی داری حرف می زنی! فکر می کنی این برایت کاری می کند!! و رفت!
🔸به قدر تند و عصبی بودند که شاید اگر دست از پا خطا می کردم و مثلا آرامشم را از دست می دادم یا حرف مخالف میلشان می زدم، حمله ور می شدند. بعد که از آنها خداحافظی کرده، جدا شدم، با خودم می گفتم:
🔸عجب!! مردم پایتخت تا این اندازه با ما بد شده اند؟! تا این اندازه از ما متنفرند که به قول آن زن معترض باید عبا و قبا را بگذاریم توی صندوقچه؟!
🔸خدا می داند آن لحظه که از ناراحتی سینه ام تنگ شده بود در درون خودم فریاد می زدم که:
🔸چرا بزرگان جامعه و حوزه ما نمی خواهند خستگی مردم را باور کنند؟! چطور چشم بر همه این مصائب می بنندد و راحت از کنار همه اینها می گذرند؟! چرا نمی خواهند خطر بزرگی که انقلاب را تهدید می کند، احساس کنند؟
دیروزباتمام وجودم لمس کردم که دیگرمردم صبرشان لبریزشده ، آری فقر، فساد، فحشاء وناامیدی ازآینده موجودیت انقلاب وکشور راتهدیدخواهدکردواین کارنامه عملکرد4دهه مسئولین همین نظام است.
🔸راستی چرا؟!!
محمدتقی اکبرنژاد. نماینده مجلس
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo