🔵 احمدینژاد میگوید ۱۶ سال است که حداد عادل با من دشمنی میکند.
🔵 حداد عادل میگوید احمدینژاد صلاحیت ندارد و رد صلاحیت خواهد شد.
🔵 محمد مهدویفر:
بازی جدید خامنهای و اطاق فکر سپاه پاسداران این بار به نتیجه نخواهد رسید.
ملت برای تحریم سراسری انتخابات تصمیم خودش را گرفته است.
من به سپاه و خامنهای با اطمینان میگویم، شما این بار حتی طرفداران همیشگی و سنتیِ خودتان را هم نخواهید توانست پای صندوقها بیاورید.
آب در هاون میکوبید.
به احمدینژاد هم میگویم آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت.
با مردم هم قرار خواهیم گذاشت در روز انتخابات هیچکس از خانه بیرون نیاید.
خریدهای خودتان را حتی خرید نان و دیگر مایحتاج خانه را روزهای قبل انجام بدهید. در این روز مغازهها بسته باشد.
حتی برای بیرون گذاشتن زباله هم از منزل خارج نمیشویم.
در چنین روزی در خیابانها مگس پر نزند. همه شهرها در روز انتخابات باید مانند شهر ارواح باشد تا رژیم نتواند شلوغی خیابانها را به نفع انتخابات مصادره کند.اطلاع رسانی کنید .
حتی بصورت گپ و گفتگو...امیدوارم این بار مردم با هم یک دست و یار بشن دیگه این کار که شدنیه نیامدن از خانه بیرون دیگه گرفتن و کشتن که نداره .ببینم باز مردم گول خواهند خورد یا نه ...😏
*وظیفه هر ایرانی ارسال برای ۱۰ نفر *
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
🔵 حداد عادل میگوید احمدینژاد صلاحیت ندارد و رد صلاحیت خواهد شد.
🔵 محمد مهدویفر:
بازی جدید خامنهای و اطاق فکر سپاه پاسداران این بار به نتیجه نخواهد رسید.
ملت برای تحریم سراسری انتخابات تصمیم خودش را گرفته است.
من به سپاه و خامنهای با اطمینان میگویم، شما این بار حتی طرفداران همیشگی و سنتیِ خودتان را هم نخواهید توانست پای صندوقها بیاورید.
آب در هاون میکوبید.
به احمدینژاد هم میگویم آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت.
با مردم هم قرار خواهیم گذاشت در روز انتخابات هیچکس از خانه بیرون نیاید.
خریدهای خودتان را حتی خرید نان و دیگر مایحتاج خانه را روزهای قبل انجام بدهید. در این روز مغازهها بسته باشد.
حتی برای بیرون گذاشتن زباله هم از منزل خارج نمیشویم.
در چنین روزی در خیابانها مگس پر نزند. همه شهرها در روز انتخابات باید مانند شهر ارواح باشد تا رژیم نتواند شلوغی خیابانها را به نفع انتخابات مصادره کند.اطلاع رسانی کنید .
حتی بصورت گپ و گفتگو...امیدوارم این بار مردم با هم یک دست و یار بشن دیگه این کار که شدنیه نیامدن از خانه بیرون دیگه گرفتن و کشتن که نداره .ببینم باز مردم گول خواهند خورد یا نه ...😏
*وظیفه هر ایرانی ارسال برای ۱۰ نفر *
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عجیبه
تو مملکتی که هلیکوپتر سواری زنها آزاد است، ولی دوچرخه سواری ممنوع
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
تو مملکتی که هلیکوپتر سواری زنها آزاد است، ولی دوچرخه سواری ممنوع
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در پاکستان، در اکثر حسینیه ها اصطبل هایی وجود دارد که در آن اسبهای سفید نگه داشته میشوند، نه کسی حق دارد سوارشان شود نه بار ببرند، این ها یکسال تمام پذیرایی میشوند تا فقط روز عاشورا در دسته عزاری نقش ذوالجناح را ایفا کنند
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در کشوری ثروتمند مثل ایران زنانی وجود دارند که همه آرزویشان داشتن لباس و روسری است
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
*نقدی بر مدارک تحصیلی مسئولین جمهوری اسلامی*
(مقاله ای از شیرزاد عبداللهی، کارشناس آموزش و پرورش و آموزش عالی)
اوایل انقلاب ، مسئولان ، خاکی و متواضع بودند و به هم خواهر و برادر می گفتند و عنوان های دکتر و مهندس را متعلق به طاغوتی ها یا مذهبی های لیبرال و غرب زده می دانستند. عنوان دکتر در رشته های غیرپزشکی چیزی مثل کت و شلوار و کراوات بود.
مسئولان انقلابی کمی که جا افتادند شدند حاج آقا و حاج خانم ! اما بعد از جنگ، "حاجی" کم کم از مد افتاد . به لطف دانشگاه آزاد و بعضی دانشگاه های وابسته به نیروهای مسلح، حاج آقاها و حاج خانم ها ی سابق مدرک گرفتند و یک دفعه شدند دکتر! همزمان مسئولان اورکت ها را در آوردند و کت و شلوار پوشیدندو ریش های انبوه آنکادره و کوتاه شد.
در تحولی دیگر مسئولان از محلات فقیر نشین و متوسط نشین شهرها به به محلات اعیان نشین مانند خیابان افریقا و سعادت آباد و زعفرانیه و نیاوران کوچ کردند. عنوان دکتری حالا دیگر جزء لوازم اصلی پیشرفت در هرم سیاسی شد. یه عده با رانت سیاسی و بده و بستان بدون کنکور و حضور در کلاس و زحمت درس خواندن شدند دکتر .
ابتذال مدرک از همینجا شروع شد. نظامی کودنی که به اظهار نظرهای احمقانه معروف است مدعی شد که از دانشگاه تهران با معدل 18 دکتری اقتصاد گرفته است و آبروی این دانشگاه معتبر را بر باد داد. یک عده زرنگ رفتند به کمک دلال ها ازدانشگاه های درپیت آزربایجان و تاجیکستان و بلاروس و هند و فیلیپین و با چند صد دلار مدرک اصلی خریدند. یک عده هم با شعار "کی به کیه " همینجا مدرک جعلی از اکسفورد و.... با دوسه هزار دلار خریدندو از مزایای مادی و معنوی آن برخوردار شدند. عضویت در هیات علمی دانشگاه ها هم بین مسئولان تبدیل به یک ارزش سیاسی شده است که لازمه آن علاوه بر مدرک دکتری و استفاده از پارتی برای ورود ، مقاله سازی و کتابسازی برای ارتقا است. تهیه مقاله و کتاب سازی تبدیل به یک صنعت شده است. شما وزیر که باشی یا نماینده مجلس می توانی یه عده را اجیرکنی که برای تو مقاله بسازند و کتاب سرهم بندی کنند و مزدشان را هم از کیسه دستگاه بدهی .
خانم سوسن کشاورز سه کتاب برای *حاجی بابایی* ساخته است. خانم سویزیزی یک کتاب و آقای یوسف نوری یک کتاب و بقیه را هم به کمک جمعی از مولفان ساخته است. چقدر رسوا است که فردی به نام مهدی هاشمی با مدرک جعلی مهندسی عمران رییس سازمان نظام مهندسی و نیز رییس کمیسیون عمران مجلس نهم می شود. معمولا در دعواهای جناحی برخی از این مسایل عنوان می شود. همین حالا اگر مدارک فوق لیسانس و دکتری نمایندگان مجلس یازدهم راستی آزمایی شود ، باید انتخابات مجدد برگزار کرد!
وضع طوری شده که افراد با سواد و دارای مدرک واقعی که با کوشش علمی به عنوان دکتری دست یافته اند از اینکه به آنها دکتر بگویند خجالت می کشند. دکترهای قلابی و رانتی به آلاف و الوف می رسند در حالی که دکترهای واقعی مخصوصا در رشته های علوم انسانی که اهل ریا و تظاهر نیستند برای پیدا کردن کار این در و آن در می زنند و به نتیجه نمی رسند و اگر هم کاری پیدا کنند حقوقشان تناسبی با سواد و تخصصشان ندارد. حتی برخی مجبورند که برای بقا خودشان را به خنگی بزنند و از تخصصشان استفاده نکنند.
ما با یک طبقه حاکم روبرو هستیم که همه ارزشهای واقعی از سواد و مدرک و تحقیق تا استادی دانشگاه و مقاله نویسی و تالیف کتاب را به گند کشیده اند.
✍️ شیرزاد عبدالهی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
(مقاله ای از شیرزاد عبداللهی، کارشناس آموزش و پرورش و آموزش عالی)
اوایل انقلاب ، مسئولان ، خاکی و متواضع بودند و به هم خواهر و برادر می گفتند و عنوان های دکتر و مهندس را متعلق به طاغوتی ها یا مذهبی های لیبرال و غرب زده می دانستند. عنوان دکتر در رشته های غیرپزشکی چیزی مثل کت و شلوار و کراوات بود.
مسئولان انقلابی کمی که جا افتادند شدند حاج آقا و حاج خانم ! اما بعد از جنگ، "حاجی" کم کم از مد افتاد . به لطف دانشگاه آزاد و بعضی دانشگاه های وابسته به نیروهای مسلح، حاج آقاها و حاج خانم ها ی سابق مدرک گرفتند و یک دفعه شدند دکتر! همزمان مسئولان اورکت ها را در آوردند و کت و شلوار پوشیدندو ریش های انبوه آنکادره و کوتاه شد.
در تحولی دیگر مسئولان از محلات فقیر نشین و متوسط نشین شهرها به به محلات اعیان نشین مانند خیابان افریقا و سعادت آباد و زعفرانیه و نیاوران کوچ کردند. عنوان دکتری حالا دیگر جزء لوازم اصلی پیشرفت در هرم سیاسی شد. یه عده با رانت سیاسی و بده و بستان بدون کنکور و حضور در کلاس و زحمت درس خواندن شدند دکتر .
ابتذال مدرک از همینجا شروع شد. نظامی کودنی که به اظهار نظرهای احمقانه معروف است مدعی شد که از دانشگاه تهران با معدل 18 دکتری اقتصاد گرفته است و آبروی این دانشگاه معتبر را بر باد داد. یک عده زرنگ رفتند به کمک دلال ها ازدانشگاه های درپیت آزربایجان و تاجیکستان و بلاروس و هند و فیلیپین و با چند صد دلار مدرک اصلی خریدند. یک عده هم با شعار "کی به کیه " همینجا مدرک جعلی از اکسفورد و.... با دوسه هزار دلار خریدندو از مزایای مادی و معنوی آن برخوردار شدند. عضویت در هیات علمی دانشگاه ها هم بین مسئولان تبدیل به یک ارزش سیاسی شده است که لازمه آن علاوه بر مدرک دکتری و استفاده از پارتی برای ورود ، مقاله سازی و کتابسازی برای ارتقا است. تهیه مقاله و کتاب سازی تبدیل به یک صنعت شده است. شما وزیر که باشی یا نماینده مجلس می توانی یه عده را اجیرکنی که برای تو مقاله بسازند و کتاب سرهم بندی کنند و مزدشان را هم از کیسه دستگاه بدهی .
خانم سوسن کشاورز سه کتاب برای *حاجی بابایی* ساخته است. خانم سویزیزی یک کتاب و آقای یوسف نوری یک کتاب و بقیه را هم به کمک جمعی از مولفان ساخته است. چقدر رسوا است که فردی به نام مهدی هاشمی با مدرک جعلی مهندسی عمران رییس سازمان نظام مهندسی و نیز رییس کمیسیون عمران مجلس نهم می شود. معمولا در دعواهای جناحی برخی از این مسایل عنوان می شود. همین حالا اگر مدارک فوق لیسانس و دکتری نمایندگان مجلس یازدهم راستی آزمایی شود ، باید انتخابات مجدد برگزار کرد!
وضع طوری شده که افراد با سواد و دارای مدرک واقعی که با کوشش علمی به عنوان دکتری دست یافته اند از اینکه به آنها دکتر بگویند خجالت می کشند. دکترهای قلابی و رانتی به آلاف و الوف می رسند در حالی که دکترهای واقعی مخصوصا در رشته های علوم انسانی که اهل ریا و تظاهر نیستند برای پیدا کردن کار این در و آن در می زنند و به نتیجه نمی رسند و اگر هم کاری پیدا کنند حقوقشان تناسبی با سواد و تخصصشان ندارد. حتی برخی مجبورند که برای بقا خودشان را به خنگی بزنند و از تخصصشان استفاده نکنند.
ما با یک طبقه حاکم روبرو هستیم که همه ارزشهای واقعی از سواد و مدرک و تحقیق تا استادی دانشگاه و مقاله نویسی و تالیف کتاب را به گند کشیده اند.
✍️ شیرزاد عبدالهی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
زیلینک
محمدرضا عالیپیام_هالو
شاعر و طنزپرداز منتقد، فیلمساز
آیندۀ بسیار زیبا
رحیم قمیشی
ما دوران بسیار خوبی در پیش داریم، خیلی بهتر از آنچه فکرش را میکنیم.
نسل جدیدی که میرسد و ما حق داریم به این نسل و نقشآفرینیش امیدوار باشیم.
همسرم معلم کلاس اول دبستانی است در شهر پردیس تهران. چون آموزش امسال مجازی است عملا من هر روز در کلاس آنها حضور دارم. گاه در رختخواب، گاه به حالت مطالعه، در حالی که دل و ذهنم در همان کلاس اول است...
همسرم کلافه است از آموزش مجازی و سختیها ومشکلاتش، و من لذت میبرم که هر روز نسل آینده را میبینم و امیدوارتر میشوم. دانشآموزان جدید جرئت پرسیدن دارند و تا جواب قانع کننده نشنوند آرام نمیشوند. نسل جدید مقهور نیست، نسل جدید ترسو نیست...
- خانم چرا مینویسیم خواهر میخوانیم خاهر؟! چه اشکالی دارد بنویسیم خاهر!
- خانم چرا خورشید را خُرشید نمینویسیم؟
- خانم چرا...
تازه هنوز به درس صاد و ضاد و طا و ظا و ذال نرسیدهاند...
اجازه میخواهم این وسط خاطرهای که برای خودم بسیار مهم بوده از آلمان بگویم؛
سالها پیش چند روزی آنجا بودم.
در شهر کلن آلمان قصد عبور از بزرگراهی را داشتم که از هر طرف بزرگراه حداقل ۴ باند خودرو در حال تردد بود. در محل تعیین شده برای عبور عابر پیاده ایستاده بودم ولی چراغ عابر سبز نمیشد.
یک دوچرخه سوار که مثل من قصد عبور از عرض اتوبان را داشت، رسید. کلیدی را فشار داد، چند ثانیه بعد چراغ برای ما سبز شد و برای خودروها قرمز. بیشتر از پنجاه خودرو ایستادند تا ما دو نفر رد شویم، و رد شدیم. مکانیسم آن را فهمیدم.
با گذشت ساعتی، قصد برگشت داشتم. من تنها بودم و دوچرخه سوار نبودش. هیچ کس دیگر هم اضافه نشد.
من خجالت میکشیدم آن دکمه را فشار دهم تا دهها خودرو متوقف شوند برای اینکه "من" رد شوم.
چندین دقیقه ایستادم تا شاید کسی اضافه شود که نشد. نمنم باران هم شروع شد.
بالاخره دل به دریا زدم و دکمه را فشردم. یک دقیقه بعد چراغ برای ماشینها قرمز شده بود و چراغ برای "تنها من" سبز بود. هر دو مسیر رفت و برگشت اتوبان خودروها ایستاده بودند و من با صورتی قرمزتر از چراغ راهنمایی خودروها، و با احساس شرمندگی و عجله رد میشدم. آنقدر سریع که وسط راه نزدیک بود زمین بخورم و یادم هست رانندۀ مهربانی اشاره میکرد چرا عجله میکنم!
همانجا من متوجه شدم زمین تا آسمان با آدمهای اطراف فرق میکنم! من برای "خودم" احترام قائل نبودم. من آنقدر در آموزههای اجتماعی و دینی تواضع را تمرین کرده بودم که فکر میکردم "تشخص" نوعی خودخواهی است! من آمادۀ تحقیر بودم، چه از سوی حاکمیت چه از سوی هر قدرتمندی!
من حتی خدا را هم به زور پذیرفته بودم، از ترس جهنمش!!
من یک بیمار بودم، که "دیده نشدنم" را و مرگ تدریجیم را، عادت کرده بودم!
من رعیت بودم، نگران خوردن توسری از قدرتمندان، و من خودم را باور نداشتم.
اما این روزها در کلاس درس به وضوح میبینم نسل جدید دیگر مثل ما، ظلم را تقدیر خود نمیداند، نسل جدیدی خودش را محق میداند. سینهاش را جلو میدهد و با جدیت، همان را که میخواهد فریاد میکند. زیر بار هر دستوری نمیرود.
و حتی از همان اروپاییها حق و حقوق خود را بیشتر میشناسد!
من هر روز میبینم دانشآموزان جدید چقدر شخصیت دارند، و شک ندارم این نسل سرنوشت کشور را عوض میکند.
نسلی که گول داستانهای ساختگی ما را نمیخورد. نمیپذیرد این دنیا بدبخت باشد تا شاید آن دنیا خوشبخت شود، شاید!
نمیپذیرد هر کسی حق دارد برایش تعیین تکلیف کند. نمیپذیرد حتی معلمش خارج از برنامه درسی چیزی از او بخواهد.
شاید معجزۀ فضای مجازی است
شاید عکس العملی است به بیارادگی ما
نمیدانم ولی مهم نیست.
مهم آنست که که ما با نسلی خلاق، نسلی جدی، نسلی اهل تحقیق، نسلی اهل تعقل، اهل دقت، و مهمتر از همه اینها نسلی که "خودشان" را میبینند. و مهم میدانند، طرف شدهایم.
این نسل برایش خندهدار است که قیم داشته باشد، که کسی صلاح او را بیشتر از خودش بشناسد.
این نسل بزودی همه چیز را در دست خواهد گرفت. مگر ما و مقاماتی که با خرافات بزرگ شدهایم، چقدر میخواهیم عمر کنیم...
مگر فرهنگ غلط "عدۀ اندکی درستکار و عده زیادی گمراه" چقدر میخواهد باقی بماند؟!
آینده خیلی زیبا خواهد بود
شک ندارم نسلی که خودش را میبیند
نسلی که قدر خودش را میداند
نسلی که با صدای بلند میگوید هست...
نسلی خواهد بود که ما را نجات خواهد داد.
نسلی که حاضر است...
آیندهای که با پلک بر هم زدنی میرسد
آیندۀ زیبا!
بسیار زیبا
منتظر کشور ماست.
* این حضور و غیاب را از کلاس همسرم کش رفتم، حتما راضی است. فقط برای اینکه شما هم مثل من روحیه بگیرید و روزتان زیباتر شود...
وقتی با صدای بلند آنها که قرار بود بیدارشان کنیم، بیدار میشویم!
چه به آینده دلگرم میشویم با صدای این وروجکهای آینده ساز.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
رحیم قمیشی
ما دوران بسیار خوبی در پیش داریم، خیلی بهتر از آنچه فکرش را میکنیم.
نسل جدیدی که میرسد و ما حق داریم به این نسل و نقشآفرینیش امیدوار باشیم.
همسرم معلم کلاس اول دبستانی است در شهر پردیس تهران. چون آموزش امسال مجازی است عملا من هر روز در کلاس آنها حضور دارم. گاه در رختخواب، گاه به حالت مطالعه، در حالی که دل و ذهنم در همان کلاس اول است...
همسرم کلافه است از آموزش مجازی و سختیها ومشکلاتش، و من لذت میبرم که هر روز نسل آینده را میبینم و امیدوارتر میشوم. دانشآموزان جدید جرئت پرسیدن دارند و تا جواب قانع کننده نشنوند آرام نمیشوند. نسل جدید مقهور نیست، نسل جدید ترسو نیست...
- خانم چرا مینویسیم خواهر میخوانیم خاهر؟! چه اشکالی دارد بنویسیم خاهر!
- خانم چرا خورشید را خُرشید نمینویسیم؟
- خانم چرا...
تازه هنوز به درس صاد و ضاد و طا و ظا و ذال نرسیدهاند...
اجازه میخواهم این وسط خاطرهای که برای خودم بسیار مهم بوده از آلمان بگویم؛
سالها پیش چند روزی آنجا بودم.
در شهر کلن آلمان قصد عبور از بزرگراهی را داشتم که از هر طرف بزرگراه حداقل ۴ باند خودرو در حال تردد بود. در محل تعیین شده برای عبور عابر پیاده ایستاده بودم ولی چراغ عابر سبز نمیشد.
یک دوچرخه سوار که مثل من قصد عبور از عرض اتوبان را داشت، رسید. کلیدی را فشار داد، چند ثانیه بعد چراغ برای ما سبز شد و برای خودروها قرمز. بیشتر از پنجاه خودرو ایستادند تا ما دو نفر رد شویم، و رد شدیم. مکانیسم آن را فهمیدم.
با گذشت ساعتی، قصد برگشت داشتم. من تنها بودم و دوچرخه سوار نبودش. هیچ کس دیگر هم اضافه نشد.
من خجالت میکشیدم آن دکمه را فشار دهم تا دهها خودرو متوقف شوند برای اینکه "من" رد شوم.
چندین دقیقه ایستادم تا شاید کسی اضافه شود که نشد. نمنم باران هم شروع شد.
بالاخره دل به دریا زدم و دکمه را فشردم. یک دقیقه بعد چراغ برای ماشینها قرمز شده بود و چراغ برای "تنها من" سبز بود. هر دو مسیر رفت و برگشت اتوبان خودروها ایستاده بودند و من با صورتی قرمزتر از چراغ راهنمایی خودروها، و با احساس شرمندگی و عجله رد میشدم. آنقدر سریع که وسط راه نزدیک بود زمین بخورم و یادم هست رانندۀ مهربانی اشاره میکرد چرا عجله میکنم!
همانجا من متوجه شدم زمین تا آسمان با آدمهای اطراف فرق میکنم! من برای "خودم" احترام قائل نبودم. من آنقدر در آموزههای اجتماعی و دینی تواضع را تمرین کرده بودم که فکر میکردم "تشخص" نوعی خودخواهی است! من آمادۀ تحقیر بودم، چه از سوی حاکمیت چه از سوی هر قدرتمندی!
من حتی خدا را هم به زور پذیرفته بودم، از ترس جهنمش!!
من یک بیمار بودم، که "دیده نشدنم" را و مرگ تدریجیم را، عادت کرده بودم!
من رعیت بودم، نگران خوردن توسری از قدرتمندان، و من خودم را باور نداشتم.
اما این روزها در کلاس درس به وضوح میبینم نسل جدید دیگر مثل ما، ظلم را تقدیر خود نمیداند، نسل جدیدی خودش را محق میداند. سینهاش را جلو میدهد و با جدیت، همان را که میخواهد فریاد میکند. زیر بار هر دستوری نمیرود.
و حتی از همان اروپاییها حق و حقوق خود را بیشتر میشناسد!
من هر روز میبینم دانشآموزان جدید چقدر شخصیت دارند، و شک ندارم این نسل سرنوشت کشور را عوض میکند.
نسلی که گول داستانهای ساختگی ما را نمیخورد. نمیپذیرد این دنیا بدبخت باشد تا شاید آن دنیا خوشبخت شود، شاید!
نمیپذیرد هر کسی حق دارد برایش تعیین تکلیف کند. نمیپذیرد حتی معلمش خارج از برنامه درسی چیزی از او بخواهد.
شاید معجزۀ فضای مجازی است
شاید عکس العملی است به بیارادگی ما
نمیدانم ولی مهم نیست.
مهم آنست که که ما با نسلی خلاق، نسلی جدی، نسلی اهل تحقیق، نسلی اهل تعقل، اهل دقت، و مهمتر از همه اینها نسلی که "خودشان" را میبینند. و مهم میدانند، طرف شدهایم.
این نسل برایش خندهدار است که قیم داشته باشد، که کسی صلاح او را بیشتر از خودش بشناسد.
این نسل بزودی همه چیز را در دست خواهد گرفت. مگر ما و مقاماتی که با خرافات بزرگ شدهایم، چقدر میخواهیم عمر کنیم...
مگر فرهنگ غلط "عدۀ اندکی درستکار و عده زیادی گمراه" چقدر میخواهد باقی بماند؟!
آینده خیلی زیبا خواهد بود
شک ندارم نسلی که خودش را میبیند
نسلی که قدر خودش را میداند
نسلی که با صدای بلند میگوید هست...
نسلی خواهد بود که ما را نجات خواهد داد.
نسلی که حاضر است...
آیندهای که با پلک بر هم زدنی میرسد
آیندۀ زیبا!
بسیار زیبا
منتظر کشور ماست.
* این حضور و غیاب را از کلاس همسرم کش رفتم، حتما راضی است. فقط برای اینکه شما هم مثل من روحیه بگیرید و روزتان زیباتر شود...
وقتی با صدای بلند آنها که قرار بود بیدارشان کنیم، بیدار میشویم!
چه به آینده دلگرم میشویم با صدای این وروجکهای آینده ساز.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سفر پاپ به عراق و دیدار با آیتالله سیستانی، به عنوان رهبر شیعیان جهان
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
«سمیه...»
دیروز در یکی از گروهها از دوستان قدیمی پرسیدم جریان ترانه جدید ساسی مانکن چیه که انقدر سر و صدای همه در اومده؟ یک نفر کلیپ رو گذاشت و وقتی پرسیدم مشکلش چیه؟ گفتند: با الکسیس رقصیده....
_ الکسیس رو نمیشناختم. به همون دلیلی که قهرمانان مسابقات اتوموبیلرانی یا کشتی کج رو نمیشناسم، چون پورن نگاه نمیکنم. از چند دوست امریکایی، اسپنیش، عرب و هندی پرسیدم، اونها هم نمیشناختنش. حالا اینکه چطور در کشور ما همه از زن و مرد تا پیر و جوان الکسیس تگزاس رو میشناسند، خودش بحث برانگیزه.
_ کلیپ رو دیدم. بدتر از خیلی از کلیپهای دیگه نبود. حالا چون ما نمیدونیم رقصندههای اونها وقتی نمیرقصند به چه مشاغل دیگهای اشتغال دارند، به خودی خود دلیل بر محکوم کردن این یکی نیست.
_ بعضیها هم مثل اصحاب کهف که تازه از خواب بیدار شده باشند، نگاه جنسیتی به زن یا بقول امروزی ها «ابژه جنسی» شدن در این کلیپ رو مطرح کرده بودند. واقعا این عده تا بحال نمیدونستند که نه تنها سالهاست استفاده ابزاری از زن برای جلب مخاطب به پدیدهای معمول تبدیل شده بلکه جامعه سرمایهداری از وقتی که زنها استقلال مالی پیدا کردهاند، مردها رو هم از این موهبت بینصیب نگذاشته و از اونها هم بعنوان «ابژه جنسی» استفاده میکنه.
_گفته بودند که این ویدیو «زنانگی» رو به «تنانگی» تقلیل داده. نمیدونم چرا وقتی پای زنها در بین باشه، انقدر همه چیز رو تعمیم میدیم؟ مگر اینهمه مردی که دزدی و اختلاس میکنند، مردانگی رو به «دزدانگی» تقلیل دادهاند که رقص یک زن زنانگی بقیه رو زیر سوال ببره. اصلا چرا راه دور بریم، اگر دو روز دیگه «عمو جانی» (این یکی رو هم دیروز شناختم) با جنیفر لوپز یک رقص اروتیک اجرا کنه، آیا میتونیم به مردها بگیم، چه نشستهاید که مردانگیتان به تنانگی تقلیل یافت....
و کلام آخر اینکه موضوع بیارزشی مثل رقص ساسی مانکن در اسپاتلایت قرار گرفت و پررنگ شد تا انحلال «جمعیت امام علی» کمرنگ جلوه کنه، نگرانی بابت اثرات مخرب یک ویدیو بر روح و روان کودکان، نگرانی چندین هزار «کودک کار» که توسط این جمعیت حمایت میشدند رو تحتالشعاع قرار بده و تورم رگ غیرت ما برای ظاهر شدن یک پورن استار در نقش سمیه، غیرت ما در مورد ۷۰۰ زن سرپرست خانواری که چشم به کمکهای این جمعیت داشتند رو سرکوب کنه....
ژینوس صارمیان
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
دیروز در یکی از گروهها از دوستان قدیمی پرسیدم جریان ترانه جدید ساسی مانکن چیه که انقدر سر و صدای همه در اومده؟ یک نفر کلیپ رو گذاشت و وقتی پرسیدم مشکلش چیه؟ گفتند: با الکسیس رقصیده....
_ الکسیس رو نمیشناختم. به همون دلیلی که قهرمانان مسابقات اتوموبیلرانی یا کشتی کج رو نمیشناسم، چون پورن نگاه نمیکنم. از چند دوست امریکایی، اسپنیش، عرب و هندی پرسیدم، اونها هم نمیشناختنش. حالا اینکه چطور در کشور ما همه از زن و مرد تا پیر و جوان الکسیس تگزاس رو میشناسند، خودش بحث برانگیزه.
_ کلیپ رو دیدم. بدتر از خیلی از کلیپهای دیگه نبود. حالا چون ما نمیدونیم رقصندههای اونها وقتی نمیرقصند به چه مشاغل دیگهای اشتغال دارند، به خودی خود دلیل بر محکوم کردن این یکی نیست.
_ بعضیها هم مثل اصحاب کهف که تازه از خواب بیدار شده باشند، نگاه جنسیتی به زن یا بقول امروزی ها «ابژه جنسی» شدن در این کلیپ رو مطرح کرده بودند. واقعا این عده تا بحال نمیدونستند که نه تنها سالهاست استفاده ابزاری از زن برای جلب مخاطب به پدیدهای معمول تبدیل شده بلکه جامعه سرمایهداری از وقتی که زنها استقلال مالی پیدا کردهاند، مردها رو هم از این موهبت بینصیب نگذاشته و از اونها هم بعنوان «ابژه جنسی» استفاده میکنه.
_گفته بودند که این ویدیو «زنانگی» رو به «تنانگی» تقلیل داده. نمیدونم چرا وقتی پای زنها در بین باشه، انقدر همه چیز رو تعمیم میدیم؟ مگر اینهمه مردی که دزدی و اختلاس میکنند، مردانگی رو به «دزدانگی» تقلیل دادهاند که رقص یک زن زنانگی بقیه رو زیر سوال ببره. اصلا چرا راه دور بریم، اگر دو روز دیگه «عمو جانی» (این یکی رو هم دیروز شناختم) با جنیفر لوپز یک رقص اروتیک اجرا کنه، آیا میتونیم به مردها بگیم، چه نشستهاید که مردانگیتان به تنانگی تقلیل یافت....
و کلام آخر اینکه موضوع بیارزشی مثل رقص ساسی مانکن در اسپاتلایت قرار گرفت و پررنگ شد تا انحلال «جمعیت امام علی» کمرنگ جلوه کنه، نگرانی بابت اثرات مخرب یک ویدیو بر روح و روان کودکان، نگرانی چندین هزار «کودک کار» که توسط این جمعیت حمایت میشدند رو تحتالشعاع قرار بده و تورم رگ غیرت ما برای ظاهر شدن یک پورن استار در نقش سمیه، غیرت ما در مورد ۷۰۰ زن سرپرست خانواری که چشم به کمکهای این جمعیت داشتند رو سرکوب کنه....
ژینوس صارمیان
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👍1
🔴اولين سالگرد لحظه تاریخی رونمایی از کرونا یاب مستعان که سردار سلامی گفت 10 دقیقه پس از رونمایی از 15 کشور پیشرفته جهان تقاضای خرید داشته ایم
جالبش اینجا بود میگفتن به آمریکا نمیفروشیم:)
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
جالبش اینجا بود میگفتن به آمریکا نمیفروشیم:)
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
بعد از تصویب لوایح چه خواهید گفت؟
یادداشتی از : احمد_زیدآبادی..
محمد رضا باهنر از طیف اصولگرایان سنتی ، احتمال تصویب لوایح "سی.اف.تی" و "پالرمو" را در مجمع تشخیص مصلحت نظام "زیاد" دانسته است.
این دو لایحه به ترتیب به "مقابله با جرائم سازمان یافته" و "تأمین مالی تروریسم" مربوط میشوند.
اگر این لوایح به زودی هم تصویب نشوند، به احتمال قریب به یقین، سال آینده تصویب خواهند شد چرا که به گفتۀ مقامهای دولتی، کشورهایی مانند چین و روسیه نیز هرگونه همکاری مؤثر اقتصادی با ایران را به تصویب این لوایح مشروط میدانند. از این رو،حتی پیشبرد سیاست فرضیِ"نگاه به شرق"نیز مستلزم تصویب این دو لایحه است و ظاهراً گریزی از آن نیست.
این در حالی است که طیفی از نیروهای حاکم برکشور، چند سالی است که کارزار لفظی بینهایت گزنده و خشنی را علیه این لوایح به راه انداختهاند. آنها در تبلیغات خود تصویب این لوایح را "خیانت به کشور"، "زمینهسازی برای براندازی نظام"، "تسلیم در برابر استکبار جهانی"، "فروختن محور مقاومت" و عباراتی از این قبیل توصیف کردهاند!
حالا آمدیم و مجمع تشخیص مصلحت نظام این لوایح را تصویب کرد! بعد از آن، این نیروها چه حرفی برای گفتن دارند؟ آیا مجمع را که بدون هیچ ابهامی نمایندۀ کلیت نظام سیاسی است، به خیانت و براندازی و تسلیم در برابر آمریکا متهم خواهند کرد؟
قاعدتاً این اتفاق نخواهد افتاد زیرا طرح چنین اتهامهایی علیه مجمع به قول خودشان خروج علیه نظام و "پیاده شدن از قطار انقلاب" است! بنابراین برای اجتناب از چنین وضعیتی، آنها به ناچار یا باید حرفهای گذشتۀ خود را پس بگیرند و یا تصویب لوایح را به فشار و تحمیلِ دولت روحانی به مجمع نسبت دهند!
آنها اما نشان دادهاند که اهل پس گرفتن حرفهای خود نیستند حتی اگر بطلان آنها برای خودشان نیز ثابت شده باشد! از این رو، در پی توجیهی برخواهند آمد تا هم با تصویب لوایح عملاً کنار آیند و هم نشانی از تجدیدنظر در رفتار گذشتۀ خود نشان ندهند!
پس بهترین راه، همان نسبت دادن تصویب لوایح به فشار و تحمیلِ دولت روحانی به مجمع است! طبعاً اگر دولت روحانی صاحب قدری درایت واقعی بود، خود را در چنین جایگاهی که اتهام خیانت سبکترین اتهام آن است، قرار نمیداد اما چه میشود کرد وقتی که شوق جاه و مقام در پشت عبارت "فداکاری برای ملت" رخ پنهان میکند و راه را برای سودجویی سیاسی رقبا میگشاید!
در آن میان اما اگر کسی نه به انگیزۀ حمایت از دولت روحانی بلکه صرفاً برای کشف حقیقت، فریاد برآورد که "آخر مجمع تشخیصی که توان ایستادگی در برابر فشارها و تحمیلِ فرضی دولت را نداشته باشد و در برابر آن تا حد خیانت به کشور تسلیم شود، اساساً وجودش چه ارزش و اعتبار و سود و فایدهای دارد؟" مورد ناسزا و هجوم قرار خواهد گرفت!
این ماجرا عیناٌ در مورد توافقنامۀ برجام نیز اتفاق افتاد. برجام را مجلس اصولگرا در 20 دقیقه تصویب کرد، اما هنوز که هنوز است، همان طیف سیاسی آن را تحمیلِ ظریف و دار و دستهاش به نظام میدانند و یک لحظه نیز از خود نمیپرسند؛ نظامی که ظریف "علایق خیانتکارانۀ" خود را به آن تحمیل کند، در شمار چه نوع نظامهایی قرار میگیرد؟
به هر حال، این هم شیوۀ بدیعی از "سیاستورزی" در کشور ماست که بعدها در بارۀ آن رمانهای کمیک - تراژیک بسیاری نوشته خواهد شد!
#تاریخ_معاصرایران 👇👇👇
📚https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxx3Z00nJrdwFg
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
یادداشتی از : احمد_زیدآبادی..
محمد رضا باهنر از طیف اصولگرایان سنتی ، احتمال تصویب لوایح "سی.اف.تی" و "پالرمو" را در مجمع تشخیص مصلحت نظام "زیاد" دانسته است.
این دو لایحه به ترتیب به "مقابله با جرائم سازمان یافته" و "تأمین مالی تروریسم" مربوط میشوند.
اگر این لوایح به زودی هم تصویب نشوند، به احتمال قریب به یقین، سال آینده تصویب خواهند شد چرا که به گفتۀ مقامهای دولتی، کشورهایی مانند چین و روسیه نیز هرگونه همکاری مؤثر اقتصادی با ایران را به تصویب این لوایح مشروط میدانند. از این رو،حتی پیشبرد سیاست فرضیِ"نگاه به شرق"نیز مستلزم تصویب این دو لایحه است و ظاهراً گریزی از آن نیست.
این در حالی است که طیفی از نیروهای حاکم برکشور، چند سالی است که کارزار لفظی بینهایت گزنده و خشنی را علیه این لوایح به راه انداختهاند. آنها در تبلیغات خود تصویب این لوایح را "خیانت به کشور"، "زمینهسازی برای براندازی نظام"، "تسلیم در برابر استکبار جهانی"، "فروختن محور مقاومت" و عباراتی از این قبیل توصیف کردهاند!
حالا آمدیم و مجمع تشخیص مصلحت نظام این لوایح را تصویب کرد! بعد از آن، این نیروها چه حرفی برای گفتن دارند؟ آیا مجمع را که بدون هیچ ابهامی نمایندۀ کلیت نظام سیاسی است، به خیانت و براندازی و تسلیم در برابر آمریکا متهم خواهند کرد؟
قاعدتاً این اتفاق نخواهد افتاد زیرا طرح چنین اتهامهایی علیه مجمع به قول خودشان خروج علیه نظام و "پیاده شدن از قطار انقلاب" است! بنابراین برای اجتناب از چنین وضعیتی، آنها به ناچار یا باید حرفهای گذشتۀ خود را پس بگیرند و یا تصویب لوایح را به فشار و تحمیلِ دولت روحانی به مجمع نسبت دهند!
آنها اما نشان دادهاند که اهل پس گرفتن حرفهای خود نیستند حتی اگر بطلان آنها برای خودشان نیز ثابت شده باشد! از این رو، در پی توجیهی برخواهند آمد تا هم با تصویب لوایح عملاً کنار آیند و هم نشانی از تجدیدنظر در رفتار گذشتۀ خود نشان ندهند!
پس بهترین راه، همان نسبت دادن تصویب لوایح به فشار و تحمیلِ دولت روحانی به مجمع است! طبعاً اگر دولت روحانی صاحب قدری درایت واقعی بود، خود را در چنین جایگاهی که اتهام خیانت سبکترین اتهام آن است، قرار نمیداد اما چه میشود کرد وقتی که شوق جاه و مقام در پشت عبارت "فداکاری برای ملت" رخ پنهان میکند و راه را برای سودجویی سیاسی رقبا میگشاید!
در آن میان اما اگر کسی نه به انگیزۀ حمایت از دولت روحانی بلکه صرفاً برای کشف حقیقت، فریاد برآورد که "آخر مجمع تشخیصی که توان ایستادگی در برابر فشارها و تحمیلِ فرضی دولت را نداشته باشد و در برابر آن تا حد خیانت به کشور تسلیم شود، اساساً وجودش چه ارزش و اعتبار و سود و فایدهای دارد؟" مورد ناسزا و هجوم قرار خواهد گرفت!
این ماجرا عیناٌ در مورد توافقنامۀ برجام نیز اتفاق افتاد. برجام را مجلس اصولگرا در 20 دقیقه تصویب کرد، اما هنوز که هنوز است، همان طیف سیاسی آن را تحمیلِ ظریف و دار و دستهاش به نظام میدانند و یک لحظه نیز از خود نمیپرسند؛ نظامی که ظریف "علایق خیانتکارانۀ" خود را به آن تحمیل کند، در شمار چه نوع نظامهایی قرار میگیرد؟
به هر حال، این هم شیوۀ بدیعی از "سیاستورزی" در کشور ماست که بعدها در بارۀ آن رمانهای کمیک - تراژیک بسیاری نوشته خواهد شد!
#تاریخ_معاصرایران 👇👇👇
📚https://t.me/joinchat/AAAAAEEhqxx3Z00nJrdwFg
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
البته مغازهدار باید زندان برود ولی کسی نمیپرسد نود و هفت هزار میلیارد تومن در حساب خانم یک سردار از کجا آمده.
مطمئنم این یکی از حسابهای این سردار معظم است. حساب دم دستی برای خریدهای خانم بچهها از سوپر محل
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
مطمئنم این یکی از حسابهای این سردار معظم است. حساب دم دستی برای خریدهای خانم بچهها از سوپر محل
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo