5 - 12 سفرنامه پیترو دلاواله نامه پنجم بخش دوازدهم - مترجم شجاع…
t.me/mrhallo
#سفرنامه پیترو دلاواله
ترجمه شجاع الدین شفا
#کتاب_صوتی
راوی: ح #پرهام
ادیت و ویرایش. گ. جاسمی
با سپاس از ح عزت نژاد
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتابخانه_هالو
💥📨 نظر شما برای ما با ارزش است. لطفن دریغ نکنید.
💬 در کامنت نقاط ضعف و قوت کار را به ما گوشزد کنید. با سپاس از همراهی شما
https://zil.ink/Mrhalloo
ترجمه شجاع الدین شفا
#کتاب_صوتی
راوی: ح #پرهام
ادیت و ویرایش. گ. جاسمی
با سپاس از ح عزت نژاد
کانال اشعار هالو
@mrhallo
شب نشینی هالو
@sh_n_halloo
خرید از هالو
@halloo_gram
#هر_شب_با_كتاب
#سهم_کتاب
#کتابخانه_هالو
💥📨 نظر شما برای ما با ارزش است. لطفن دریغ نکنید.
💬 در کامنت نقاط ضعف و قوت کار را به ما گوشزد کنید. با سپاس از همراهی شما
https://zil.ink/Mrhalloo
شب نشینی هالو در انجمن آوای بوف
از سلسله کنفرانسهای آنلاین در
انجمن گفتگوی #آوای_بوف
موضوع:
#انتقاد_ادبی
و ادبیات انتقادی به زبان شعر
با حضور:
#محمد_رضا_عالی_پیام ( #هالو )
زمان : جمعه ۲۶ دی ماه
ساعت ۸ شب به وقت ایران
محل برگزاری آنلاین ؛
انجمن گفتگوی #آوای_بوف
لینک عضویت در انجمن:
👇👇👇👇👇👇
@AVAYe_BUF
لطفا به اشتراک بگذارید
از سلسله کنفرانسهای آنلاین در
انجمن گفتگوی #آوای_بوف
موضوع:
#انتقاد_ادبی
و ادبیات انتقادی به زبان شعر
با حضور:
#محمد_رضا_عالی_پیام ( #هالو )
زمان : جمعه ۲۶ دی ماه
ساعت ۸ شب به وقت ایران
محل برگزاری آنلاین ؛
انجمن گفتگوی #آوای_بوف
لینک عضویت در انجمن:
👇👇👇👇👇👇
@AVAYe_BUF
لطفا به اشتراک بگذارید
مدیر عامل فايزر بالاخره اعتراف کرد
ما دو نوع واکسن ساخته بودیم یکی مخصوص ایران و دومی مخصوص بقیه کشورهای جهان
واکسنی که مخصوص ایران ساخته بودیم دارای دوربین های سه بعدی بود که در داخل مایع واکسن جاسازی کرده بودیم
واکسن دیگر کاملا ایمن وبدون دوربین بود
قرار بود دوربین داخل واکسنی که برای ایران ساخته بودیم از پیشرفت های خیره کننده علمی و تکنولوژی و صنعتی و پزشکی وکشاورزی ایران فیلمبرداری وبرای ما ارسال کند تا ما از روی آن کپی برداری نماییم 😂
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
ما دو نوع واکسن ساخته بودیم یکی مخصوص ایران و دومی مخصوص بقیه کشورهای جهان
واکسنی که مخصوص ایران ساخته بودیم دارای دوربین های سه بعدی بود که در داخل مایع واکسن جاسازی کرده بودیم
واکسن دیگر کاملا ایمن وبدون دوربین بود
قرار بود دوربین داخل واکسنی که برای ایران ساخته بودیم از پیشرفت های خیره کننده علمی و تکنولوژی و صنعتی و پزشکی وکشاورزی ایران فیلمبرداری وبرای ما ارسال کند تا ما از روی آن کپی برداری نماییم 😂
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
ولی عزیزم بابات تو سال ۵۷ یه غلطی کرد که تر زد به آیندهات، در نتیجه تو که الان ۵۶ سالته در آرزوی یه پراید قسطی هستی که بری تو اسنپ باهاش کار کنی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
روزی ناصرالدین قاجار و همراهانش به باغ دوشان تپه رفتند، نهال گل سرخ قشنگی جلوی عمارت، نظر شاه را جلب کرد فوری کاغذ و قلم برداشت و شروع به نقاشی آن گل نمود.
تمام که شد،
آن را به درباریان نشان داد و پرسید چطور است؟
مستوفی الممالک پاسخ داد "قربان خیلی خوب است"
اقبال الدوله گفت "قربان حقیقتا عالی است"
و اعتمادالسلطنه نیز عرض کرد "قربان نظیر ندارد"
و بعد یکی دیگر گفت "این نقاشی حتی از خود گل هم طبیعی تر و زیباتر است"
نوبت به ضیاالدوله که رسید گفت "حتی عطر و بوی نقاشی قبله عالم از عطر و بوی خود گل، بیشتر و فرحناکتر است”، همه حضار خندیدند!
بعد از آنکه خلوت شد،
شاه به موسیو ریشار فرانسوی گفت: وضع امروز را دیدی؟ من باید با این بی ناموسها مملکت را اداره کنم!
چکیده تاریخ ایران
حسن_نراقی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
تمام که شد،
آن را به درباریان نشان داد و پرسید چطور است؟
مستوفی الممالک پاسخ داد "قربان خیلی خوب است"
اقبال الدوله گفت "قربان حقیقتا عالی است"
و اعتمادالسلطنه نیز عرض کرد "قربان نظیر ندارد"
و بعد یکی دیگر گفت "این نقاشی حتی از خود گل هم طبیعی تر و زیباتر است"
نوبت به ضیاالدوله که رسید گفت "حتی عطر و بوی نقاشی قبله عالم از عطر و بوی خود گل، بیشتر و فرحناکتر است”، همه حضار خندیدند!
بعد از آنکه خلوت شد،
شاه به موسیو ریشار فرانسوی گفت: وضع امروز را دیدی؟ من باید با این بی ناموسها مملکت را اداره کنم!
چکیده تاریخ ایران
حسن_نراقی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
به نام خدای آزادی
وقتی تماس تلفنی که نیست دوشنبه های ملاقات برایت جلوه دیگری پیدا می کند؛ بخصوص اینکه خبر خوبی هم دریافت کنی.
خوشبختانه کمیسیون پزشکی قانونی «عدم تحمل حبس» آقای نوری زاد را تایید کرده و تمامی پزشکان نیز تاکید داشتند که ایشان به هیچ عنوان نباید در فشار و استرس قرار بگیرند و هشدار داده اند که خطر مرگ جدیست.
با توجه به موارد فوق، قانونا باید ایشان هرچه زودتر آزاد شوند تا تحت مداوا قرار بگیرند.
بدیهیست که مسئولیت هر رخداد ناگواری بر عهده قوه قضاییه و وزارت اطلاعات خواهد بود.
جالب است بدانید؛ مادر ایشان که در آستانه نود سالگی هستند و پای ثابت روزهای ملاقات، از لحظه شنیدن این خبر می پرسند: «خب چرا محمد را آزاد نمی کنند؟ ! خودش به من گفت؛ که این هفته دوبار حالش بد شده. » می گویم: مادر جان مگر به این سادگیهاست؛ می گوید:« چرا ساده نباشد؟ یک نفر را بیگناه گرفته، یکسال ونیم به انفرادی و حبس انداخته، به بیماریهای مختلف دچارش کرده اند و حالا باز باید صبر کنیم؟ ! » نمی دانستم چه جوابی بدهم که دلش آرام شود؛ فقط همینطور نگاهش ........کردم.
فاطمه ملکی
۲۲دی ماه ۹۹
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
وقتی تماس تلفنی که نیست دوشنبه های ملاقات برایت جلوه دیگری پیدا می کند؛ بخصوص اینکه خبر خوبی هم دریافت کنی.
خوشبختانه کمیسیون پزشکی قانونی «عدم تحمل حبس» آقای نوری زاد را تایید کرده و تمامی پزشکان نیز تاکید داشتند که ایشان به هیچ عنوان نباید در فشار و استرس قرار بگیرند و هشدار داده اند که خطر مرگ جدیست.
با توجه به موارد فوق، قانونا باید ایشان هرچه زودتر آزاد شوند تا تحت مداوا قرار بگیرند.
بدیهیست که مسئولیت هر رخداد ناگواری بر عهده قوه قضاییه و وزارت اطلاعات خواهد بود.
جالب است بدانید؛ مادر ایشان که در آستانه نود سالگی هستند و پای ثابت روزهای ملاقات، از لحظه شنیدن این خبر می پرسند: «خب چرا محمد را آزاد نمی کنند؟ ! خودش به من گفت؛ که این هفته دوبار حالش بد شده. » می گویم: مادر جان مگر به این سادگیهاست؛ می گوید:« چرا ساده نباشد؟ یک نفر را بیگناه گرفته، یکسال ونیم به انفرادی و حبس انداخته، به بیماریهای مختلف دچارش کرده اند و حالا باز باید صبر کنیم؟ ! » نمی دانستم چه جوابی بدهم که دلش آرام شود؛ فقط همینطور نگاهش ........کردم.
فاطمه ملکی
۲۲دی ماه ۹۹
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
-
آقای رئیس جمهور اسلامی!
رحیم قمیشی
از ظهر نتوانستهام نمازم را بخوانم، هزار پرسش بی پاسخ چنان ذهنم را مشغول کرده که میدانم حتی به نماز بایستم با خدا گفتگو نمیکنم، و او میداند و به من میخندد، به اتلاف وقتم.
کاش کشور ما اسلامی بود و شما آقای رئیس جمهوری که متاسفانه خودم هم به شما رای دادم، به این پرسشهای مهم امروز من جواب میدادید؛
- امروز رهبری فرمودند قبلا به شما دستور دادهاند واردات واکسن کرونای انگلیسی و آمریکایی ممنوع است. لطفا بفرمایید قبلا کِی بوده؟ چرا ما را نامحرم فرض نموده و برای وارد نکردن این مدل واکسنها به دروغ گفتید مشکل تحریم هست... و آن دولتمرد دیگرتان گفت مشکل یخچال هست! چرا صداقت با مردم را کنار گذاشتهاید؟ با کدام مصلحت، نکند باز هم میخواهید بگویید تازه متوجه این تصمیم مهم شدهاید.
- مسلما رهبری پس از دریافت گزارشات کامل از سوی پزشکان، متخصصان و ایمونولوژیستهای مورد اعتماد و با در نظر گرفتن صلاح مردم چنین تصمیم قاطع و مهمی را گرفتهاند، بفرمایید نقش کارشناسان وزارت بهداشت در این زمینه چه بوده است؟ ما دوست نداریم بعد از کنار رفتن شما و آقای نمکی و آقای ظریف و آقای جهانگیری در سال آینده تازه بشنویم همهی شما مخالف بودهاید! ما ملت رشید و فهمیدهای هستیم، لطفا ما را صغیر، حقیر و نافهم تصور نکنید. متخصصینی که در این زمینه به رهبری مشورت داده و (به تصور من) باعث این تصمیمگیری اشتباه شدهاند را معرفی بفرمایید. آنها باید در صورت ضرر و زیان مردم و مرگ بیماران کرونایی در آینده پاسخگوی این مشورت ناپختهشان باشند.
- اگر برخی مردم گفتند ما واکسن چینی و روسی و داخلی شما را قبول نداریم تکلیفشان چیست؟! با تور بروند آن طرف مرز با صرف دهها هزار دلار واکسن بزنند و برگردند؟ با اصلا کسی در این کشور حق ندارد به جز به راه شما و تشخیص شما، ایمان داشته باشد؟!
- این داروی انگلیسی و آمریکایی اصلا قابل اعتماد نیست، قبول! سایر داروهای ضد سرطان و خاص چه؟ آن داروها قابل اعتمادند و این یکی نیست. چرا دولت شما اجازه واردات داروهای انگلیسی و آمریکایی را تا حال صادر کرده، چرا اجازه داده برخی علما و بزرگان برای درمان به اروپا بروند؟! لطفا در این مورد هم حتما گزارش بدهید تا ما عمق فاجعه را بدانیم.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
آقای رئیس جمهور اسلامی!
رحیم قمیشی
از ظهر نتوانستهام نمازم را بخوانم، هزار پرسش بی پاسخ چنان ذهنم را مشغول کرده که میدانم حتی به نماز بایستم با خدا گفتگو نمیکنم، و او میداند و به من میخندد، به اتلاف وقتم.
کاش کشور ما اسلامی بود و شما آقای رئیس جمهوری که متاسفانه خودم هم به شما رای دادم، به این پرسشهای مهم امروز من جواب میدادید؛
- امروز رهبری فرمودند قبلا به شما دستور دادهاند واردات واکسن کرونای انگلیسی و آمریکایی ممنوع است. لطفا بفرمایید قبلا کِی بوده؟ چرا ما را نامحرم فرض نموده و برای وارد نکردن این مدل واکسنها به دروغ گفتید مشکل تحریم هست... و آن دولتمرد دیگرتان گفت مشکل یخچال هست! چرا صداقت با مردم را کنار گذاشتهاید؟ با کدام مصلحت، نکند باز هم میخواهید بگویید تازه متوجه این تصمیم مهم شدهاید.
- مسلما رهبری پس از دریافت گزارشات کامل از سوی پزشکان، متخصصان و ایمونولوژیستهای مورد اعتماد و با در نظر گرفتن صلاح مردم چنین تصمیم قاطع و مهمی را گرفتهاند، بفرمایید نقش کارشناسان وزارت بهداشت در این زمینه چه بوده است؟ ما دوست نداریم بعد از کنار رفتن شما و آقای نمکی و آقای ظریف و آقای جهانگیری در سال آینده تازه بشنویم همهی شما مخالف بودهاید! ما ملت رشید و فهمیدهای هستیم، لطفا ما را صغیر، حقیر و نافهم تصور نکنید. متخصصینی که در این زمینه به رهبری مشورت داده و (به تصور من) باعث این تصمیمگیری اشتباه شدهاند را معرفی بفرمایید. آنها باید در صورت ضرر و زیان مردم و مرگ بیماران کرونایی در آینده پاسخگوی این مشورت ناپختهشان باشند.
- اگر برخی مردم گفتند ما واکسن چینی و روسی و داخلی شما را قبول نداریم تکلیفشان چیست؟! با تور بروند آن طرف مرز با صرف دهها هزار دلار واکسن بزنند و برگردند؟ با اصلا کسی در این کشور حق ندارد به جز به راه شما و تشخیص شما، ایمان داشته باشد؟!
- این داروی انگلیسی و آمریکایی اصلا قابل اعتماد نیست، قبول! سایر داروهای ضد سرطان و خاص چه؟ آن داروها قابل اعتمادند و این یکی نیست. چرا دولت شما اجازه واردات داروهای انگلیسی و آمریکایی را تا حال صادر کرده، چرا اجازه داده برخی علما و بزرگان برای درمان به اروپا بروند؟! لطفا در این مورد هم حتما گزارش بدهید تا ما عمق فاجعه را بدانیم.
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
تا چند وقت دیگه آدرسها اینجوری میشه:
آزادراه شهید سلیمانی، بلوار سردار سلیمانی، شهرک قاسم سلیمانی، میدان شهید مقاومت سلیمانی، خیابان شهید سلیمانی، کوچه سردار رشید سلیمانی، بن بست سلیمانی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
آزادراه شهید سلیمانی، بلوار سردار سلیمانی، شهرک قاسم سلیمانی، میدان شهید مقاومت سلیمانی، خیابان شهید سلیمانی، کوچه سردار رشید سلیمانی، بن بست سلیمانی
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دختری که به پدرش نمره ۲۰ میدهد،
کدام بقال میگوید ماست من ترش است؟
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
کدام بقال میگوید ماست من ترش است؟
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
سال نود و شش چهار خط مطلب نوشتم در مورد سفرم به ایران. لب کلامم این بود هر کجا که رفتم، یا یکی از اعضای خانواده مهاجرت کرده بود یا در فکر رفتن بود. درست مثل پیرمرد بادکنکفروشی که خسته شده باشد و بادکنکهای قرمز و براقش را یکی یکی رها کند توی آسمان. مطلب را گذاشته بودم توی کانال تلگرامم و دست به دست رسیده بود به مدیر عامل بانک صادرات، دکتر صیدی. آقای دکتر هم جوابیهای زدند روی مطلب من. مجلهی چلچراغ هم آن را بدون اینکه به من خبری بدهند، چاپ کرد (مجلهی شمارهی 730).
حرف آقای دکتر متین بود و خلاصهاش این میشد که مهاجرت، پاک کردن صورت مساله است. باید نرفت و ماند و باید وطن را ساخت. حتی اگر توانمان به اندازهی جابجا کردن خشتی باشد. آقای دکتر نوشته بودند که مهاجران در هشتاد سالگی پاسخ وجدانشان را چه میخواهند بدهند؟ آیا در هشتاد سالگی هوای دلانگیز و بهشتی کالیفرنیا آتش دوزخشان را آرام خواهد کرد؟ یا با شنیدن عبارت «مسئولیت اجتماعی»، چه حالی پیدا میکنند؟
اگر چلچراغ خبر چاپ را میداد، من هم جوابی به جوابِ آقای دکتر میدادم. که خب مجله اجازهای از من نگرفت و فقط نوشت ما نویسنده (که من باشم) را نمیشناسیم، پس چاپ میکنیم. حالا مجبورم اینجا جواب بدهم. آقای دکتر! حالا سال 1399 است و نمیدانم چقدر روی حرفهای سه سال پیشتان ایستادهاید. که امیدوارم حالا کمی واقعبینانهتر به ماجرا نگاه کنید. وجدان ما مهاجران خدشهدار نیست که چرا رفتیم و خشتی را جابجا نکردیم. که کردیم یا خواستیم بکنیم. حرفهای قشنگ شما به کار افغانستان و کرهجنوبی و برزیل میخورد. ما از ناهمواری راه گریزان نبودیم. ما از بنبست حرف میزنیم. اشکال داشتن منصب بالا همین است که بین ما نیستید و اصلا زبان همدیگر را نمیفهمیم. نه تقصیر من است و نه تقصیر شما.
نه آقای دکتر. ما برای رسیدن به هوای بهشتی کالیفرنیا بیرون نزدیم. مهاجرت ما اجباری بود با ظاهری اختیاری. ناراضیام؟ اصلا و ابدا. وجدانم ناراحت است؟ چرا وجدان من باید ناراحت باشد؟ تا جایی که زورم رسید برای سه رئیسجمهور کشور کار کردم. ماهیت شغلم هم با کت و شلوار هیچ سنخیتی نداشت. کار سخت کردم. وجدان من خیلی آرام است. من خواستم، شما نخواستید.
خلاصه اینکه، به نظر من بهترین کار این است که مثل سلطان محمود، شبانه با لباس مبدل راه بیفتید توی شهر و از ما بپرسید که دردمان چیست و چرا یک به یک داریم از دست پیرمرد بادکنکفروش دور میشویم. مطمئن باشید شنیدن عبارت «مسئولیت اجتماعی» آتش دوزخ ما را روشن نمیکند. درون ما کاملا بهشتی است. کاری نکردهایم که بابت آن عذاب بکشیم. ما ده قدم برداشتیم اما شما یک قدم به سمت ما آمدید؟
کاش لااقل این یک بار انگشت اتهام را به سمت ما مردم نگیرید. ما مردمی که رفتیم یا داریم میرویم یا خستهایم. باور کنید تعدادمان کم نیست. زیادیم. ما خستگان زیادیم. انصاف نیست خستگی ما مردم را به گردن خودمان بیاندازید. انصاف نیست.
#فهیم_عطار
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo
حرف آقای دکتر متین بود و خلاصهاش این میشد که مهاجرت، پاک کردن صورت مساله است. باید نرفت و ماند و باید وطن را ساخت. حتی اگر توانمان به اندازهی جابجا کردن خشتی باشد. آقای دکتر نوشته بودند که مهاجران در هشتاد سالگی پاسخ وجدانشان را چه میخواهند بدهند؟ آیا در هشتاد سالگی هوای دلانگیز و بهشتی کالیفرنیا آتش دوزخشان را آرام خواهد کرد؟ یا با شنیدن عبارت «مسئولیت اجتماعی»، چه حالی پیدا میکنند؟
اگر چلچراغ خبر چاپ را میداد، من هم جوابی به جوابِ آقای دکتر میدادم. که خب مجله اجازهای از من نگرفت و فقط نوشت ما نویسنده (که من باشم) را نمیشناسیم، پس چاپ میکنیم. حالا مجبورم اینجا جواب بدهم. آقای دکتر! حالا سال 1399 است و نمیدانم چقدر روی حرفهای سه سال پیشتان ایستادهاید. که امیدوارم حالا کمی واقعبینانهتر به ماجرا نگاه کنید. وجدان ما مهاجران خدشهدار نیست که چرا رفتیم و خشتی را جابجا نکردیم. که کردیم یا خواستیم بکنیم. حرفهای قشنگ شما به کار افغانستان و کرهجنوبی و برزیل میخورد. ما از ناهمواری راه گریزان نبودیم. ما از بنبست حرف میزنیم. اشکال داشتن منصب بالا همین است که بین ما نیستید و اصلا زبان همدیگر را نمیفهمیم. نه تقصیر من است و نه تقصیر شما.
نه آقای دکتر. ما برای رسیدن به هوای بهشتی کالیفرنیا بیرون نزدیم. مهاجرت ما اجباری بود با ظاهری اختیاری. ناراضیام؟ اصلا و ابدا. وجدانم ناراحت است؟ چرا وجدان من باید ناراحت باشد؟ تا جایی که زورم رسید برای سه رئیسجمهور کشور کار کردم. ماهیت شغلم هم با کت و شلوار هیچ سنخیتی نداشت. کار سخت کردم. وجدان من خیلی آرام است. من خواستم، شما نخواستید.
خلاصه اینکه، به نظر من بهترین کار این است که مثل سلطان محمود، شبانه با لباس مبدل راه بیفتید توی شهر و از ما بپرسید که دردمان چیست و چرا یک به یک داریم از دست پیرمرد بادکنکفروش دور میشویم. مطمئن باشید شنیدن عبارت «مسئولیت اجتماعی» آتش دوزخ ما را روشن نمیکند. درون ما کاملا بهشتی است. کاری نکردهایم که بابت آن عذاب بکشیم. ما ده قدم برداشتیم اما شما یک قدم به سمت ما آمدید؟
کاش لااقل این یک بار انگشت اتهام را به سمت ما مردم نگیرید. ما مردمی که رفتیم یا داریم میرویم یا خستهایم. باور کنید تعدادمان کم نیست. زیادیم. ما خستگان زیادیم. انصاف نیست خستگی ما مردم را به گردن خودمان بیاندازید. انصاف نیست.
#فهیم_عطار
👇
شب نشینی هالو
https://zil.ink/Mrhalloo