❤️شیعه آرت❤️
🌸🍃 🍃 🎥 | صلی الله علیک... 👤 | محمد فصولی #شب_جمعه #قرار_همیشگی 🍃 🌸🍃 Join ▶️ @shia_art_chanel | #نماهنگ
حالا که این روزگار بی رحم
آنقد گشت و گشت تا دوری از
حریمتان را نصیبمان کند
حالا که تمامِ سهممان از بهشت
عکسهای شش گوشهی ضریح شماست!
تنها دلخوشیم به همین شبهای جمعه است
که تمامِ دلم را بیاورم به سمت شما...
دلی که از دلتنگی رمق از جانِ نیمه جانم گرفته
حضرت ارباب (علیه السلام) ...
یا صاحب الزمان (عج الله) میشود بیایی؛
و به حرمت تشنگیِهایمان در ماه خدا
براتِ نامهی اربعینمان را شما امضا کنید...؟!
✍🏼#همنام_مادرتان
#ارسالی
#شب_زیارتی_ارباب
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله
🍃
🌸🍃
Join ▶️ @shia_art_chanel | #دلنوشته
آنقد گشت و گشت تا دوری از
حریمتان را نصیبمان کند
حالا که تمامِ سهممان از بهشت
عکسهای شش گوشهی ضریح شماست!
تنها دلخوشیم به همین شبهای جمعه است
که تمامِ دلم را بیاورم به سمت شما...
دلی که از دلتنگی رمق از جانِ نیمه جانم گرفته
حضرت ارباب (علیه السلام) ...
یا صاحب الزمان (عج الله) میشود بیایی؛
و به حرمت تشنگیِهایمان در ماه خدا
براتِ نامهی اربعینمان را شما امضا کنید...؟!
✍🏼#همنام_مادرتان
#ارسالی
#شب_زیارتی_ارباب
#صلی_الله_علیک_یا_اباعبدالله
🍃
🌸🍃
Join ▶️ @shia_art_chanel | #دلنوشته
⚫️بسم ربّ المهدی⚫️
- حکایت نبودنت،
درد شق القمر امشب را
درد اضطراب بی پدری زینب را
درد بیقراری حسنین را
دوچندان میکند!
حکایت نبودنت،
همان دردِ لایتنهایی است....
نمی آیی؟!
✍🏼#همنام_مادرتان
#ارسالی
#دلنوشته
#دلنوشته_مهدوی
#یا_ابانا_استغفر_لنا
#کی_میشود_که_عادت_چشمان_من_شوی ؟
⚫️
💠⚫️
Join ▶️ @shia_art_chanel | #امام_زمان
- حکایت نبودنت،
درد شق القمر امشب را
درد اضطراب بی پدری زینب را
درد بیقراری حسنین را
دوچندان میکند!
حکایت نبودنت،
همان دردِ لایتنهایی است....
نمی آیی؟!
✍🏼#همنام_مادرتان
#ارسالی
#دلنوشته
#دلنوشته_مهدوی
#یا_ابانا_استغفر_لنا
#کی_میشود_که_عادت_چشمان_من_شوی ؟
⚫️
💠⚫️
Join ▶️ @shia_art_chanel | #امام_زمان
❤️بسم ربّ المهدی❤️
- دعای فرج که بر لبم جاری شود،
حاصلش میشود پیدایی قبرپنهان مادر،
میشود جلال وجبروت گنبد وگلدسته های طلایی بقیع
میشود عزت وهیبت دوبارهی امامان شیعه.
- دعای فرج که بر لبم جاری شود،
پشت باران چشمانم،جای آنهمه غربت بقیع،
آبادی جنة البقیع ترسیم میشود.
- دعای فرج که برلبم جاری شود،
روزگاری برایم مرور میشود که شما آمده اید
وبقیع پر است ازهمهمه محبّانی که کنارشما،
امامانشان را زیارت میکنند...
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
✍🏼 #همنام_مادرتان
#ارسالی
🍃
🌸🍃
Join ▶️ @shia_art_chanel | #دلنوشته_مهدوی
- دعای فرج که بر لبم جاری شود،
حاصلش میشود پیدایی قبرپنهان مادر،
میشود جلال وجبروت گنبد وگلدسته های طلایی بقیع
میشود عزت وهیبت دوبارهی امامان شیعه.
- دعای فرج که بر لبم جاری شود،
پشت باران چشمانم،جای آنهمه غربت بقیع،
آبادی جنة البقیع ترسیم میشود.
- دعای فرج که برلبم جاری شود،
روزگاری برایم مرور میشود که شما آمده اید
وبقیع پر است ازهمهمه محبّانی که کنارشما،
امامانشان را زیارت میکنند...
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
✍🏼 #همنام_مادرتان
#ارسالی
🍃
🌸🍃
Join ▶️ @shia_art_chanel | #دلنوشته_مهدوی
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💠⚫️
⚫️
🎥 | سفر عشق
🎈 | نماهنگ اربعینِ ۹۹
👤 | سیدمصطفی موسوی
👤 | محمد حسین پویانفر
#ارسالی
#انیمیشن
#لبیک_یا_حسین
⚫️
💠⚫️
Join ▶️ @shia_art_chanel | #امام_حسین
⚫️
🎥 | سفر عشق
🎈 | نماهنگ اربعینِ ۹۹
👤 | سیدمصطفی موسوی
👤 | محمد حسین پویانفر
#ارسالی
#انیمیشن
#لبیک_یا_حسین
⚫️
💠⚫️
Join ▶️ @shia_art_chanel | #امام_حسین
کاش میشد تا بگویم اربعین
زائر کرب و بلا هستم همین
کاش میشد تا ببینم روی تو
جوشش عشق در میان کوی تو
کاش میشد تا بگویم زائرم
در میان سیل مردم سائلم
نیست نامم در میان زائران
چون نگویم من از این درد نهان
ای خداوندا دعایم برملا
قسمتم گردان رسم به کربلا
محمد حسین نصیری
#ارسالی
#اربعین
🏴
🏴🏴
Join ▶️ @shia_art_chanel | #امام_حسین
زائر کرب و بلا هستم همین
کاش میشد تا ببینم روی تو
جوشش عشق در میان کوی تو
کاش میشد تا بگویم زائرم
در میان سیل مردم سائلم
نیست نامم در میان زائران
چون نگویم من از این درد نهان
ای خداوندا دعایم برملا
قسمتم گردان رسم به کربلا
محمد حسین نصیری
#ارسالی
#اربعین
🏴
🏴🏴
Join ▶️ @shia_art_chanel | #امام_حسین
من را ببخشید امّا،
امشب کمی حال دلم رو به راه نیست.
شما میدانید خدا را چطور صدا بزنم حتما اجابتم میکند؟!
ذکری؟ آیهای؟ دعایی بلدید که من بخوانم
و حاجت روا شوم؟
گریزی برای تغییر تقدیر خدا سراغ ندارید؟!
اصلاً شما میتوانید کمک کنید
که راهی به دلِ مادرم پیدا کنم؟
که راضیش کنم بهخاطر ما،
البته ما که نه،
بهخاطر تنهایی مولایمان علی دست از عجّل وفاتی گفتنهایش بکشد؟!
اصلاً کسی از شما نیست بیاید بگوید بعد از او چه بر سر خانه میآید؟!
کسی نیست یادآور شود که اگر نباشد
غربت حسنش،
تشنگی حسینش،
آوارگی زینبش
بیشتر میشود؟!
فکر سلامهای بی جواب علی را کرده است؟!
حواسش به #رد_غمی که از کوچه و شهادتش تا آخر دنیا به زندگیهایمان میماند هست ....؟!
من را ببخشید امّا،
امشب کمی حال دلم رو به راه نیست.
بگذارید این چند روز آخر عمر مادر را
همراه با علی(علیه السلام)،
هرشب به بسترش التماس کنیم:
«ببین میتوانی بمانی، بمان ....»
✍🏻 به قلم #میم_سادات #همنام_مادرتان
#رد_غم
#روایت_شبانه
#فاطمیه٩٩
#ارسالی
🏴
💠🏴
Join ▶️ @shia_art_chanel | #حضرت_زهرا
امشب کمی حال دلم رو به راه نیست.
شما میدانید خدا را چطور صدا بزنم حتما اجابتم میکند؟!
ذکری؟ آیهای؟ دعایی بلدید که من بخوانم
و حاجت روا شوم؟
گریزی برای تغییر تقدیر خدا سراغ ندارید؟!
اصلاً شما میتوانید کمک کنید
که راهی به دلِ مادرم پیدا کنم؟
که راضیش کنم بهخاطر ما،
البته ما که نه،
بهخاطر تنهایی مولایمان علی دست از عجّل وفاتی گفتنهایش بکشد؟!
اصلاً کسی از شما نیست بیاید بگوید بعد از او چه بر سر خانه میآید؟!
کسی نیست یادآور شود که اگر نباشد
غربت حسنش،
تشنگی حسینش،
آوارگی زینبش
بیشتر میشود؟!
فکر سلامهای بی جواب علی را کرده است؟!
حواسش به #رد_غمی که از کوچه و شهادتش تا آخر دنیا به زندگیهایمان میماند هست ....؟!
من را ببخشید امّا،
امشب کمی حال دلم رو به راه نیست.
بگذارید این چند روز آخر عمر مادر را
همراه با علی(علیه السلام)،
هرشب به بسترش التماس کنیم:
«ببین میتوانی بمانی، بمان ....»
✍🏻 به قلم #میم_سادات #همنام_مادرتان
#رد_غم
#روایت_شبانه
#فاطمیه٩٩
#ارسالی
🏴
💠🏴
Join ▶️ @shia_art_chanel | #حضرت_زهرا
❤1
همهی ما کسی را داریم؛
وقتی که غم عالم به سرمان آوار میشود
کارد که به استخوانمان میرسد
گریه و ناله که امانمان نمیدهد
به سراغش میرویم،
پناه میبریم به حضورش
بودنش همان آب رحمت روی آتش دل میشود...!
شما برای علی(ع)، از همانهایید
از همانها که بی آنکه بگویید،
بشنوید
با نگاهتان،
آرام میکنید دل بیقرار مولا را...
شما همانید که مولا
با نگاه کردن به شما
تمامِ غم و احوال بدش فراموش می شود!
شما بعد از پدرتان تنها پناه مولایید؛
شما ارامِ جانِ بچههایید...
من امّا به آن روزها فکر می کنم؛
به روز های ملتهب و ناآرامِ خانهی شما...
به لحظه لحظهی بعد از آن واقعه...
به شما که در بستر خوابیده اید؛
دستمال زردی را به روی صورت انداخته اید
که اگر ناگاه چشمانِ مولا
به رخسارِ کبود و زرد و تکیده تان افتاد؛
عرق شرم بر پیشانی اش ننشیند
رو گرفته اید و دیگر دلآرامی برای امیرتان نیست...
من اما به آن روزها فکر میکنم؛
به ردّ سیلی صورت شما
که حالا #رد_غم گذاشته به دلِ مولا...
من امّا به آن روزها فکر میکنم
به علی(ع)...
هر بار علی(ع)...
به قلمِ: #میم_سادات #همنام_مادرتان
#رد_غم روایت شبانهی فاطمیه ۱٣٩٩
#ارسالی
وقتی که غم عالم به سرمان آوار میشود
کارد که به استخوانمان میرسد
گریه و ناله که امانمان نمیدهد
به سراغش میرویم،
پناه میبریم به حضورش
بودنش همان آب رحمت روی آتش دل میشود...!
شما برای علی(ع)، از همانهایید
از همانها که بی آنکه بگویید،
بشنوید
با نگاهتان،
آرام میکنید دل بیقرار مولا را...
شما همانید که مولا
با نگاه کردن به شما
تمامِ غم و احوال بدش فراموش می شود!
شما بعد از پدرتان تنها پناه مولایید؛
شما ارامِ جانِ بچههایید...
من امّا به آن روزها فکر می کنم؛
به روز های ملتهب و ناآرامِ خانهی شما...
به لحظه لحظهی بعد از آن واقعه...
به شما که در بستر خوابیده اید؛
دستمال زردی را به روی صورت انداخته اید
که اگر ناگاه چشمانِ مولا
به رخسارِ کبود و زرد و تکیده تان افتاد؛
عرق شرم بر پیشانی اش ننشیند
رو گرفته اید و دیگر دلآرامی برای امیرتان نیست...
من اما به آن روزها فکر میکنم؛
به ردّ سیلی صورت شما
که حالا #رد_غم گذاشته به دلِ مولا...
من امّا به آن روزها فکر میکنم
به علی(ع)...
هر بار علی(ع)...
به قلمِ: #میم_سادات #همنام_مادرتان
#رد_غم روایت شبانهی فاطمیه ۱٣٩٩
#ارسالی
اصلاً فدای سرتان؛
دنیا پر است از آدمهایی که
بر باد رفتن آرزویشان را به چشم دیدهاند...
میدانم که سخت است،
میدانم که جان به لب میکند،
امّا همه میدانیم که شما خواستید و نشد ...
اصلاً ما که باشیم که بدانیم؟!
مادر...
مادر خوب میداند آرزوی شما را!
شما و مادر اسرار مگو زیاد دارید...
این یکی هم باشد میان همانها!
ما فقط میدانیم که قدتان نرسید! که فدای سرتان....
میدانیم که کوچک بودید! که فدای سرتان ...
همهی آنچه شما دیدید و ما شنیدیم؛ فدای سرتان ....
ما هم شبیه شما،بچههای آن مادر پهلو شکستهایم...
به دلمان که نگاه کنید،ردّ غم را میبینید...
ردّ اشک صورتمان هم یقیناً معلوم است...
فقط خواهشاً بماند،
همه چیز میان ما بچهها بماند ....
علی(علیه السلام)...
علی (علیه السلام) طاقت ماجرای کوچه ندارد...
چیزهای دیگر، همه فدای سرتان!
به قلم: #میم_سادات #همنام_مادرتان
#رد_غم روایت شبانهی فاطمیهی ۱۳۹۹
#ارسالی
🏴
💠🏴
Join ▶️ @shia_art_chanel | #حضرت_زهرا
دنیا پر است از آدمهایی که
بر باد رفتن آرزویشان را به چشم دیدهاند...
میدانم که سخت است،
میدانم که جان به لب میکند،
امّا همه میدانیم که شما خواستید و نشد ...
اصلاً ما که باشیم که بدانیم؟!
مادر...
مادر خوب میداند آرزوی شما را!
شما و مادر اسرار مگو زیاد دارید...
این یکی هم باشد میان همانها!
ما فقط میدانیم که قدتان نرسید! که فدای سرتان....
میدانیم که کوچک بودید! که فدای سرتان ...
همهی آنچه شما دیدید و ما شنیدیم؛ فدای سرتان ....
ما هم شبیه شما،بچههای آن مادر پهلو شکستهایم...
به دلمان که نگاه کنید،ردّ غم را میبینید...
ردّ اشک صورتمان هم یقیناً معلوم است...
فقط خواهشاً بماند،
همه چیز میان ما بچهها بماند ....
علی(علیه السلام)...
علی (علیه السلام) طاقت ماجرای کوچه ندارد...
چیزهای دیگر، همه فدای سرتان!
به قلم: #میم_سادات #همنام_مادرتان
#رد_غم روایت شبانهی فاطمیهی ۱۳۹۹
#ارسالی
🏴
💠🏴
Join ▶️ @shia_art_chanel | #حضرت_زهرا
ما بندهی لحظههای آخریم،
بندهی روزهای آخر...
مثلا نود دقیقه را میگذرانیم و هنوز امید داریم که لحظههای آخر معجزهای اتفاق بیوفتد و برد را تجربه کنیم.
مثلا همه چیز را وا میگذاریم به روزهای آخر که داستانمان زیر و رو شود، آن رویی که بهتر از زیر است.
دلم میگوید که شما هم شبیه مایید بانو...
البته درست است که مادر با حسن(علیه السلام)
رازهای مَگو زیاد دارد؛
امّا مهر میان مادر و دختر جور دیگری است
این روزهای آخر را هر بار که به مادر نگاه میکنید
انگار که منتظر معجزهای درنگاهش هستید...
فکر میکنید شاید بخاطر دلِ شما،
خدا تقدیر را جور دیگری رقم برنم..
یا شاید اینجا هم به فکر دل قوت قلبتان، حسیناید...
یا شاید به فکر دلِ علی(علیه السلام)..
علی( علیه السلام)...
آری گمانم شما هم بیشتر به فکر دلِ علی(علیه السلام) باشید...
به قلمِ: #میم_سادات #همنام_مادرتان
#رد_غم روایت شبانهی فاطمیه ۱۳۹۹
#ارسالی
🍃
💠🍃
Join ▶️ @shia_art_chanel | #حضرت_زهرا
بندهی روزهای آخر...
مثلا نود دقیقه را میگذرانیم و هنوز امید داریم که لحظههای آخر معجزهای اتفاق بیوفتد و برد را تجربه کنیم.
مثلا همه چیز را وا میگذاریم به روزهای آخر که داستانمان زیر و رو شود، آن رویی که بهتر از زیر است.
دلم میگوید که شما هم شبیه مایید بانو...
البته درست است که مادر با حسن(علیه السلام)
رازهای مَگو زیاد دارد؛
امّا مهر میان مادر و دختر جور دیگری است
این روزهای آخر را هر بار که به مادر نگاه میکنید
انگار که منتظر معجزهای درنگاهش هستید...
فکر میکنید شاید بخاطر دلِ شما،
خدا تقدیر را جور دیگری رقم برنم..
یا شاید اینجا هم به فکر دل قوت قلبتان، حسیناید...
یا شاید به فکر دلِ علی(علیه السلام)..
علی( علیه السلام)...
آری گمانم شما هم بیشتر به فکر دلِ علی(علیه السلام) باشید...
به قلمِ: #میم_سادات #همنام_مادرتان
#رد_غم روایت شبانهی فاطمیه ۱۳۹۹
#ارسالی
🍃
💠🍃
Join ▶️ @shia_art_chanel | #حضرت_زهرا
زمستان را دیدهای؟!
سرخی آسمانِ صبحهای برفیش را؟
ما که خواب بودیم تا صبح باریده...
یا مثلا سکوتش را چه؟!
نه صدای هیاهوی،نه جمعیتی، نه همهمهای ....
انگار همه از تا صبح باریدن آسمان ترسیده اند ...
روزگار شما،
زندگی شما،
بعد از پرپر شدن گل همیشه بهارتان
شبیه زمستان شد...
هر بار تا صبح گریستید
و همه تنها سرخی چشمتان را دیدند ...
شما سکوت کردید
سکوتی که همچون خار در چشم و استخوان درگلو بود برایتان ...
دیگر چه کسی بشود مرهمِ دردهایتان؟
بشود التیام زخم هایتان؟
بشود جواب سلام هایتان؟
چاه ؟...
چاه صدایتان را می شنود مولا...
بلند بلند گریه کنید
بگذارید چاه بداند:
بهارتان رفت
و دلتان برای همیشه زمستان شد....
به قلمِ: #میم_سادات #همنام_مادرتان
#رد_غم روایت شبانهی فاطمیه ۱۳۹۹
#ارسالی
🍃
💠🍃
Join ▶️ @shia_art_chanel | #حضرت_زهرا
سرخی آسمانِ صبحهای برفیش را؟
ما که خواب بودیم تا صبح باریده...
یا مثلا سکوتش را چه؟!
نه صدای هیاهوی،نه جمعیتی، نه همهمهای ....
انگار همه از تا صبح باریدن آسمان ترسیده اند ...
روزگار شما،
زندگی شما،
بعد از پرپر شدن گل همیشه بهارتان
شبیه زمستان شد...
هر بار تا صبح گریستید
و همه تنها سرخی چشمتان را دیدند ...
شما سکوت کردید
سکوتی که همچون خار در چشم و استخوان درگلو بود برایتان ...
دیگر چه کسی بشود مرهمِ دردهایتان؟
بشود التیام زخم هایتان؟
بشود جواب سلام هایتان؟
چاه ؟...
چاه صدایتان را می شنود مولا...
بلند بلند گریه کنید
بگذارید چاه بداند:
بهارتان رفت
و دلتان برای همیشه زمستان شد....
به قلمِ: #میم_سادات #همنام_مادرتان
#رد_غم روایت شبانهی فاطمیه ۱۳۹۹
#ارسالی
🍃
💠🍃
Join ▶️ @shia_art_chanel | #حضرت_زهرا
گمانم هیچکسی هیچ کجای دنیا
باورش هم نمیشود که کسی بهجای نور و روشنایی
در زندگیاش، سایه و تاریکی را آرزو کند ....
البته نه اینکه بگویم از روشنایی بیزاریم، نه!
تاریکیای که من از آن حرف میزنم خودِ خود روشنایی است!
گمانم هیچکسی جز ما،
مایی که سایهی چادر مادر بر زندگیمان را آرزو داریم، حرفمان را نفهمد ...
مایی که رای روزهای تاریک زندگیمان فانوسی به روشنایی سیاهی چادرتان داریم...
ما دلداده تاریکی زیر چادر شماییم
سر خم میکنیم که زیر پناهِ امن زندگیمان
قبولمان کنید...
ما دلدادهی عطرِ آتش چادر شماییم مادر...
ما را میپذیرید؟؟
به قلم: #میم_سادات #همنام_مادرتان
#رد_غم روایت شبانهی فاطمیه ۱۳۹۹
#ارسالی
🍃
💠🍃
Join ▶️ @shia_art_chanel | #حضرت_زهرا
باورش هم نمیشود که کسی بهجای نور و روشنایی
در زندگیاش، سایه و تاریکی را آرزو کند ....
البته نه اینکه بگویم از روشنایی بیزاریم، نه!
تاریکیای که من از آن حرف میزنم خودِ خود روشنایی است!
گمانم هیچکسی جز ما،
مایی که سایهی چادر مادر بر زندگیمان را آرزو داریم، حرفمان را نفهمد ...
مایی که رای روزهای تاریک زندگیمان فانوسی به روشنایی سیاهی چادرتان داریم...
ما دلداده تاریکی زیر چادر شماییم
سر خم میکنیم که زیر پناهِ امن زندگیمان
قبولمان کنید...
ما دلدادهی عطرِ آتش چادر شماییم مادر...
ما را میپذیرید؟؟
به قلم: #میم_سادات #همنام_مادرتان
#رد_غم روایت شبانهی فاطمیه ۱۳۹۹
#ارسالی
🍃
💠🍃
Join ▶️ @shia_art_chanel | #حضرت_زهرا
❤️شیعه آرت❤️
Photo
کاش که دروغ باشد،
کاش که این روزها رنگی از حقیقت نداشته باشد ...
سن زیادی ندارم
اما میدانم این روزها
همهچیز اتفاقات بدی را نشانه میرود.
مادر مُدام زیرِ لب دعایی میخواند
معنیاش را دقیق نمیدانم
اما از اشکِ چشم اهل خانه موقع شنیدنش،
گمان میبرم چیز خوبی نباشد!
از رنگِ رخسارش هم معلوم است
که حالش چنان رو به راه نیست ...
پدر میگوید مادر سفارش داداش حسین را به او کرده،
من هم باید حواسم را خوب جمع کنم؛
نباید اجازه دهم لحظهای تشنه بماند..
میگوید باید صبوری را از همین روزها یاد بگیرم
انگار که روزهای سخت زیادی را در پیش دارم!
حرف از پیراهن و کفن هم میزند
امّا من سن زیادی ندارم،
درست نمیفهمم یعنی چه؟!
داداش حسن همهش گریه میکند
سکوت کرده و هیچ نمیگوید
فقط گاهی میان گریه نالهاش بلند میشود
که میگوید: الهی بشکند دستِ مغیره ....
و بعد دوباره صدای هقهقههایش بلندتر میشود!
کاش که دروغ باشد،
کاش که این روزها رنگی از حقیقت نداشته باشد،
که اگر راست باشد این خانه،
با این دعاهای مادر،
با این گریههای برادر،
با این غریبی و غم پدر
دیگر شبیه قبل نمیشود....!
راستی، شما میدانید
این وفات که مادرم مدام میگوید یعنی چه؟!
به قلمِ: #میم_سادات #همنام_مادرتان
#رد_غم روایت شبانهی فاطمیه ۱۳۹۹
#ارسالی
🍃
💠🍃
Join ▶️ @shia_art_chanel | #حضرت_زهرا
کاش که این روزها رنگی از حقیقت نداشته باشد ...
سن زیادی ندارم
اما میدانم این روزها
همهچیز اتفاقات بدی را نشانه میرود.
مادر مُدام زیرِ لب دعایی میخواند
معنیاش را دقیق نمیدانم
اما از اشکِ چشم اهل خانه موقع شنیدنش،
گمان میبرم چیز خوبی نباشد!
از رنگِ رخسارش هم معلوم است
که حالش چنان رو به راه نیست ...
پدر میگوید مادر سفارش داداش حسین را به او کرده،
من هم باید حواسم را خوب جمع کنم؛
نباید اجازه دهم لحظهای تشنه بماند..
میگوید باید صبوری را از همین روزها یاد بگیرم
انگار که روزهای سخت زیادی را در پیش دارم!
حرف از پیراهن و کفن هم میزند
امّا من سن زیادی ندارم،
درست نمیفهمم یعنی چه؟!
داداش حسن همهش گریه میکند
سکوت کرده و هیچ نمیگوید
فقط گاهی میان گریه نالهاش بلند میشود
که میگوید: الهی بشکند دستِ مغیره ....
و بعد دوباره صدای هقهقههایش بلندتر میشود!
کاش که دروغ باشد،
کاش که این روزها رنگی از حقیقت نداشته باشد،
که اگر راست باشد این خانه،
با این دعاهای مادر،
با این گریههای برادر،
با این غریبی و غم پدر
دیگر شبیه قبل نمیشود....!
راستی، شما میدانید
این وفات که مادرم مدام میگوید یعنی چه؟!
به قلمِ: #میم_سادات #همنام_مادرتان
#رد_غم روایت شبانهی فاطمیه ۱۳۹۹
#ارسالی
🍃
💠🍃
Join ▶️ @shia_art_chanel | #حضرت_زهرا
حیران ماندهام ...
حرف همه را پیش کشیدهام،
گوشه و کنار واقعه را به قلم سپردهام
امّا هنوز برای گفتن ردّ غم دلِ شما،
دلدل میکنم...
غمِ فراق مادر به خودیِ خود
آنقدر سنگین است که قلب را آتش میزند،
حالا اگر مادر جوان هم باشد
که دردش بیشتر و غمش سنگینتر ...
اگر مظلومانه کشته شده باشد
که هزار بار جانکاهتر ...
حرفِ غمِ شما امّا چیزی فراتر از تمام اینهاست!
ما هرچه بگوییم
هرچه بخوانیم
هرچه بنویسم
به لحظهای از آنچه شما این روزها نظاره گرید
نمیرسد که نمیرسد...
اگر حسن(علیهالسلام) یکبار
تلخی ماجرای کوچه را چشید...؛
اگر علی(علیهالسلام) یکبار
نفسهای به شماره افتادهی بانو را به چشم دید...؛
اگر زینب(علیهاالسلام) یکبار
غریبگی و بیچارگی پدر را شاهد بود...؛
شما همه را نه یک بار که هزار بار دیده اید...!
دیدهاید و اشک ریختهاید!
دیدهاید و بیقرار شدید
اصلا شاید هزار بار دیدهاید و در سکوت جان دادهاید...
من را ببخش پدر..
گفتن غم شما در حد و توان من نیست!
من فقط میتوانم
برای شما، و دل داغدارتان دعا کنم که التیام یابد...
سرتان سلامت پدر ...
کاش بخاطر دل خودتان دیگر بیایید ...
به قلم #میم_سادات #همنام_مادرتان
#رد_غم روایت شبانهی فاطمیه۱۳۹۹
#ارسالی
🍃
💠🍃
Join ▶️ @shia_art_chanel | #حضرت_زهرا
حرف همه را پیش کشیدهام،
گوشه و کنار واقعه را به قلم سپردهام
امّا هنوز برای گفتن ردّ غم دلِ شما،
دلدل میکنم...
غمِ فراق مادر به خودیِ خود
آنقدر سنگین است که قلب را آتش میزند،
حالا اگر مادر جوان هم باشد
که دردش بیشتر و غمش سنگینتر ...
اگر مظلومانه کشته شده باشد
که هزار بار جانکاهتر ...
حرفِ غمِ شما امّا چیزی فراتر از تمام اینهاست!
ما هرچه بگوییم
هرچه بخوانیم
هرچه بنویسم
به لحظهای از آنچه شما این روزها نظاره گرید
نمیرسد که نمیرسد...
اگر حسن(علیهالسلام) یکبار
تلخی ماجرای کوچه را چشید...؛
اگر علی(علیهالسلام) یکبار
نفسهای به شماره افتادهی بانو را به چشم دید...؛
اگر زینب(علیهاالسلام) یکبار
غریبگی و بیچارگی پدر را شاهد بود...؛
شما همه را نه یک بار که هزار بار دیده اید...!
دیدهاید و اشک ریختهاید!
دیدهاید و بیقرار شدید
اصلا شاید هزار بار دیدهاید و در سکوت جان دادهاید...
من را ببخش پدر..
گفتن غم شما در حد و توان من نیست!
من فقط میتوانم
برای شما، و دل داغدارتان دعا کنم که التیام یابد...
سرتان سلامت پدر ...
کاش بخاطر دل خودتان دیگر بیایید ...
به قلم #میم_سادات #همنام_مادرتان
#رد_غم روایت شبانهی فاطمیه۱۳۹۹
#ارسالی
🍃
💠🍃
Join ▶️ @shia_art_chanel | #حضرت_زهرا