🍃 ارتباط با خدا 🍃
1.8K subscribers
9.37K photos
413 videos
132 files
167 links
چون بندگانم، از تو درباره من بپرسند،
بگو: به راستی که من نزدیکم، دعای دعا کننده را هنگامی که مرا بخواند؛ اجابت می کنم.
پس (آنان) باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، باشد که راه یابند.
🍃بقره-۱۸۶🍃
Download Telegram

ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺭﻓﺘﻪ
ﺑﻪ ﭼﻮﺏ کبریتهای ﺳﻮﺧﺘﻪ می‌مانند

ﻫﺮﮐﺎﺭﯼ میخواهی ﺑﮑﻦ
ﺁﻧﻬﺎ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺭﻭﺷﻦ نمی‌شوند

ﻓﻘﻂ ﺳﯿﺎﻫﯽ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﺍ ﺁﻟﻮﺩﻩ میکند
ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﻧﺴﻮﺯﺍﻥ
زندگی را رنگی تازه بزن

@ertebat_ba_rab
💕

غصّه هایتان را با قاف بنویسيد
تا هرگز باورشان نکنيد!

انگار فقط قصّه است و بس

شاد زندگی کنید
قدر لحظه ها را بدانيد!

زمانی می رسد که دیگر شما نمی توانید
بگویید جبران می کنم


@ertebat_ba_rab
بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت عیسی علیه السلام از کنار قبری گذر کرد که صاحب آن را عذاب می کردند.
اتفاقاً سال دیگر گذرش بر آن قبر افتاد. دید که عذاب برداشته شده و صاحب قبر در شکنجه نیست.
عرض کرد:
- خدایا! سال گذشته از کنار این قبر گذشتم، صاحبش در عذاب و شکنجه بود و امسال عذاب ندارد.
علتش چیست؟
خداوند سبحان و متعال به آن حضرت وحی فرمود:
یا عیسی! ( علیه السلام) این شخص فرزند صالحی داشت که وقتی بزرگ شد و تمکن یافت راهی اصلاح کرد و یتیمی را پناه داد و من او را به خاطر کار نیک پسرش آمرزیدم.

ای جون دلم😢 فدای مهربونیت بشم خدا جونم😢

بحار: ج 6،ص 220، ج 14، ص 287، ج 75، ص 2 و 496.

@ertebat_ba_rab
💕
هيچگاه انسان سالم، دیگری را شکنجه نمی‌کند.
این انسان آزار دیده است که آزار می‌رساند.
زخم خورده ها علاقه عجیبی به زخم زدن به دیگران دارند،
آنها که از عزت نفس پاییني برخوردارند
میل عجیبی به تحقیر کردن و گرفتن اعتماد به نفس و عزت نفس دیگران دارند.
تو هیچ گاه کنار آنها بزرگ نمی شوي، فقط تحقیر مي شوي.
چون، یک فرد ناسالم، هرچیز در اطرافش را بیمار میکند.

@ertebat_ba_rab
💕
تا زمانی‌که "خودمان" را دوست نداشته باشیم و برای خود ارزشی قائل نباشیم
دیگران نمیتوانند فراتر از خودمان با ما رفتار کنند

رفتار آنها آینه رفتار ما با "خودمان" است

پس به خودت احترام بگذار

وقتی برای دیگران لقمه بزرگتر از دهانشان باشی؛
آنها چاره ای ندارند جز آنکه" خردت " کنند ؛
تا برایشان اندازه شوی!

پس مراقب معاشرت هایت باش....!

@ertebat_ba_rab

بشر آنقدر که از ترس حوادث اتفاق نیفتاده در آینده در رنج است،
از خود آن اتفاق آنقدر رنج نبرده است.

ترست را در آغوش بکش!

دیل_کارنگی

@ertebat_ba_rab
🌼
سکوت؛
همیشه به معنای رضایت نیست؛

گاهی یعنی خسته ام از اینکه مدام
به کسانی که هیچ اهمیتی
به فهمیدن نمی دهند توضیح دهم...!

سیمین_دانشور

@ertebat_ba_rab
🌺
هیچ چیزى شما را زندانی نمی کند؛
مگر افکارتان

هیچ چیزی شما را محدود نمی کند؛
مگر ترس تان

و هیچ چیزی شما را کنترل نمی کند؛
مگر عقایدتان

@ertebat_ba_rab
بسم الله الرحمن الرحیم

🖐جالبه بخونین متن رو

لقمان حکیم در توصیه به فرزندش اظهار نمود:
فرزندم! دل بسته به رضای مردم و مدح و ذم آنان مباش؛
زیرا هر قدر انسان در راه تحصیل آن بکوشد به هدف نمی رسد و هرگز نمی تواند رضایت همه را به دست آورد
فرزند به لقمان گفت:
- معنای کلام شما چیست؟ دوست دارم برای آن مثال یا عمل و یا گفتاری را به من نشان دهی.
لقمان از او خواست با هم بیرون بروند بدین منظور از منزل همراه دراز گوشی خارج شدند
پدر سوار شد و پسر پیاده دنبالش به راه افتاد در مسیر با عده ای برخورد نمودند بین خود گفتند: این مرد کم عاطفه را ببین که خود سوار شده و بچه خویش را پیاده از پی خود می برد. چه روش زشتی است!
لقمان به فرزند گفت:
- سخن اینان شنیدی. سوار بودن من و پیاده بودن تو را بد دانستند؟
گفت: بلی!
- پس فرزندم! تو سوار شو و من پیاده به دنبالت راه می روم
پسر سوار شد و پدر پیاده حرکت کرد باز با گروهی دیگر برخورد نمودند آنان نیز گفتند: این چه پدر بد و آن هم چه پسر بی ادبی است اما بدی پدر بدین جهت است که فرزند را خوب تربیت نکرده لذا او سوار است و پدر پیاده به دنبالش راه می رود در صورتی که بهتر این بود که پدر سوار می شد تا احترامش محفوظ باشد اما اینکه پسر بی ادب است به خاطر اینکه وی عاق بر پدر شده است از این رو هر دو در رفتار خود بد کرده اند
لقمان گفت: سخن اینها را نیز شنیدی؟
گفت: بلی!
لقمان فرمود:
- اکنون هر دو سوار شویم هر دو سوار شدند در این حال گروهی دیگر از مردم رسیدند آنان با خود گفتند: در دل این دو آثار رحمت نیست هر دو سوار بر این حیوان شده اند و از سنگینی وزنشان پشت حیوان می شکند اگر یکی سواره و دیگری پیاده می رفت، بهتر بود. لقمان به فرزند خود فرمود: شنیدی؟
فرزند عرض کرد: بلی!
لقمان گفت: حالا حیوان را بی بار می بریم و خودمان پیاده راه می رویم مرکب را جلوه انداختند و خودشان به دنبال آن پیاده رفتند باز مردم آنان را به خاطر اینکه از حیوان استفاده نمی کنند سرزنش کردند.
در این هنگام لقمان به فرزندش گفت:
- آیا برای انسان به طور کامل راهی جهت جلب رضای مردم وجود دارد؟
بنابراین امیدت را از رضای مردم قطع کن و در اندیشه تحصیل رضای خداوند باش؛
زیرا که این کار آسانی بوده و سعادت دنیا و آخرت در همین است.

بحار: ج 13، ص 432 و ج 71، ص 361

@ertebat_ba_rab
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیت الله حق شناس👆
نمازشب و سحر
🌹🍃 حجت الاسلام والمسلمین ثمری:


✴️ انسان باید توفیقاتش را خودش به دست آورد. توفیق یعنی تایید خدا؛ تایید خدا چگونه به دست می‌آید؟ محور تایید خدا براساس انجام واجبات و ترک محرمات است و وقتی این امر حاصل شد نتیجه‌اش پاکی دل است.

❇️ اگر می‌خواهید در تبلیغ موفق و اثرگذار باشید باید نماز شب بخوانید. اثرگذار بودن شما ارتباط مستقیم با خودسازی و ترقی در معنویات شما دارد

✴️ و اگر می‌خواهید در معنویات ترقی و پیشرفت داشته باشید نماز شب بخوانید.

❇️ چطور می‌خواهید مردم را دعوت به عبادت و نمازشب خواندن کنید درحالی‌که خودتان نمازشب نمی‌خوانید؟

✴️ اصلا طلبه‌ای که وقت نمازشب خواندن ندارد بایستی کوله‌بارش را جمع کند و طلبگی را کنار بگذارد.


📚 دفتر تبلیغات اسلامی خراسان رضوی، ۳ مهر ۱۳۹۳
💫سحر را از دست مده یک ساعت مطالعه سحر، مطابق با چند ساعت مطالعه روز است.

🌙 آیت الله مجتهدی تهرانی

🌷از خوندن نمازشب غافل نشید🌷
علامه جوادی آملی

اگر در دل بیگانه ای نباشد انسان به آسانی کار خیر انجام می دهد به آسانی نمازشب می خواند
و اگر اموری در دل وارد شود که با صاحب خانه نخواند کار برای انسان مشکل میشود.
🍃 ارتباط با خدا 🍃
بسم الله الرحمن الرحیم

👋حکایتی خواندنی و زیبا

روزی روزگاری، عابد خداپرستی بود که در عبادتکده ای در دل کوه راز و نیاز خدا میکرد،
آنقدر مقام و منزلتش پیش خدا زیاد شده بود که خدا هر شب به فرشتگانش امر میکرد تا از طعام بهشتی، برای او ببرند و او را بدینگونه سیر نمایند.
بعد از هفتاد سال عبادت ، روزی خدا به فرشتگانش فرمود: امشب برای او طعام نبرید، بگذارید امتحانش کنیم
آن شب عابد هر چه منتظر غذا شد، خبری نشد، تا جایی که گرسنگی بر او غالب شد.
طاقتش تمام شد و از کوه پایین آمد و به خانه آتش پرستی که در دامنه کوه منزل داشت رفت و از او طلب نان کرد، آتش پرست سه قرص نان به او داد و او بسمت عبادتگاه خود حرکت کرد.
سگ نگهبان خانه آتش پرست به دنبال او راه افتاد، جلوی راه او را گرفت
مرد عابد یک قرص نان را جلوی او انداخت تا برگردد و بگذارد او براهش ادامه دهد،
سگ نان را خورد و دوباره راه او را گرفت، مرد قرص دوم نان را نیز جلوی او انداخت و خواست برود اما سگ دست بردار نبود و نمی گذاشت مرد به راهش ادامه دهد.
مرد عابد با عصبانیت قرص سوم را نیز جلوی او انداخت و گفت : ای حیوان تو چه بی حیایی!
صاحبت قرص نانی به من داد اما تو نگذاشتی آنرا ببرم؟
به اذن خدای عز و جلٌ ، سگ به سخن آمد و گفت: من بی حیا نیستم، من سالهای سال سگ در خانه مردی هستم، شبهابی که به من غذا داد پیشش ماندم ، شبهایی هم که غذا نداد باز هم پیشش ماندم، شبهایی که مرا از خانه اش راند، پشت در خانه اش تا صبح نشستم.
تو بی حیایی، تو که عمری خدایت هر شب غذای شبت را برایت فرستاد و هر چه خواستی عطایت کرد، یک شب که غذایی نرسید، فراموشش کردی و از او بریدی و برای رفع گرسنگی ات به در خانه یک آتش پرست آمدی و طلب نان کردی
مرد با شنیدن این سخنان منقلب شد و به عبادتگاه خویش بازگشت و توبه کرد

@ertebat_ba_rab
💕
دلم برای مداد سفید می سوزد ...!

پیر شدم، آخر نفهمیدم ،
کاربرد مداد سفید در جعبه مدادرنگی چه بود ...؟

شاید تنهایی ...!

مثل خیلی از آدمها به جرم اینکه
رنگ ندارند و خالص‌اند ...!

@ertebat_ba_rab
اهل بهشت حسرت هیچ ساعتی از عمر خود را نمی خورند،
الا ساعتی را که در دنیا در غفلت بودند
و ذکر پروردگار را نکرده بودند.