#تلنگر
میگم:آخه این مدل لباس؟
میگه:همه می پوشن
میگم:این جور حرف زدن؟
میگه:همه همینجوری حرف می زنن.
میگم:غیبت؟
میگه:همه می کنند!
✅تاوانِ گناهات رو چی؟
اونو فقط خودت پس میدی❗️
میگم:آخه این مدل لباس؟
میگه:همه می پوشن
میگم:این جور حرف زدن؟
میگه:همه همینجوری حرف می زنن.
میگم:غیبت؟
میگه:همه می کنند!
✅تاوانِ گناهات رو چی؟
اونو فقط خودت پس میدی❗️
🔻حاجآقا #جاودان:
در قرآن کریم داریم که آدم وقتی از دنیا میرود، تک و تنها میشود. «وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى»؛ اگر آدم در دنیا پاکیزه باشد، با تنهایی خودش خیلی خوب میسازد. اما اگر اینگونه نباشد، وای به حال تنهایی برزخ و قیامت. اگر آدم اخلاقش بد باشد، از خودش میرنجد. برعکس اگر هم خوب باشد، خودش میشود بهشت.
در قرآن کریم داریم که آدم وقتی از دنیا میرود، تک و تنها میشود. «وَ لَقَدْ جِئْتُمُونا فُرادى»؛ اگر آدم در دنیا پاکیزه باشد، با تنهایی خودش خیلی خوب میسازد. اما اگر اینگونه نباشد، وای به حال تنهایی برزخ و قیامت. اگر آدم اخلاقش بد باشد، از خودش میرنجد. برعکس اگر هم خوب باشد، خودش میشود بهشت.
🍃 ارتباط با خدا 🍃
#حضرت_اسماعیل_و_اسحاق_علیه_السلام #قسمت_دوم ولادت حضرت اسماعيل عليه السلام حضرت ابراهيم عليهالسلام در آن هنگام كه در سرزمين بابِل (عراق كنونى) بود، در 37 سالگى با ساره دختر يكى از پيامبران به نام لاحج ازدواج كرد، ساره بانويى مهربان و باكمال بود و…
#حضرت_اسماعیل_و_اسحاق_علیه_السلام
#قسمت_سوم
اسماعيل و مادرش در كنار كعبه
حس هووگرى گاهى به صورت هاى رنج آور در ساره بروز مى كرد، او وقتى كه مى ديد ابراهيم فرزند نوگلش اسماعيل را در كنار مادرش در آغوش مى گيرد و او را مى بوسد و نوازش مينمايد، در درون ناراحت مى شد و در غم و اندوه فرو مى رفت، آتش حسادت در درونش شعله ميكشيد كه چرا شوهرم ابراهيم بايد همسر ديگر به نام هاجر داشته باشد؟ و هاجر كه كنيز من بود، اينك همتاى من شود؟ و پسرش مانند پسر من مورد محبت ابراهيم قرار گيرد؟! و... .
كوتاه سخن آن كه: وسوسه هاى نفسانى، طوفانى از حزن و اندوه در ساره به وجود آورده بود و موجب مى شد كه گاه و بيگاه با ابراهيم برخوردهاى نامناسب و زننده كند.
روايت شده: اسماعيل و اسحاق بزرگ شده خداوند (در حدى كه مى توانستند با هم مسابقه كشتى يا مسابقه دويدن بگذارند) در يكى از مسابقه ها اسماعيل برنده شد، ابراهيم بى درنگ اسماعيل را گرفت و بر روى دامنش گذاشت، و اسحاق را در كنارش نشاند، اين منظره ساره را بسيار ناراحت كرد، به طورى كه با تندى به ابراهيم گفت: مگر بنا نبود كه اين دو فرزند را مساوى قرار ندهى؟! هاجر را از من دور كن و به جاى ديگر ببر.(245)
از آن جا كه ساره قبلاً مهربانى هاى بسيار به ابراهيم كرده بود، و ابراهيم همواره سعى داشت نسبت به او وفادار و خوش رفتار باشد، از اين رو نمى توانست ساره را از خود برنجاند.
آزارهاى ساره باعث شد كه ابراهيم شكايت او را به درگاه خدا برد، خداوند به ابراهيم چنين وحى كرد: مثال زن همچون مثال چوب كج خشك است اگر آن را به خود واگذارى از او بهره مى برى، و اگر خواسته باشى آن چوب را راست كنى شكسته خواهد شد.
آن گاه خداوند به ابراهيم فرمان داد كه هاجر و اسماعيل را از ساره دور كند، ابراهيم عرض كرد: آنها را به كجا ببرم؟ خداوند كه مى خواست خانه اش كعبه به دست ابراهيم بازسازى شود به ابراهيم وحى كرد و فرمود: آنها را به حرم و محل امن خودم و نخستين خانه اى كه آن را براى انسانها آفريدم، يعنى به مكه ببر.(246)
ابراهيم با اجراى اين فرمان گر چه از بن بست مشكل خانوادگى نجات يافت، ولى چنين كارى بسيار مشكل و رنج آور بود، زيرا بايد عزيزانش هاجر و اسماعيل را از فلسطين آباد و خرم به دره خشك و تفتيده مكه كنار كعبه ببرد كه در لابلاى كوههاى زمخت و خشن قرار داشت.
اگر خوب بينديشيم گذاشتن همسرو فرزند در آن بيابان و دره و در ميان كوه ها، با توجه به روزهاى دغ و گرم و شبهاى تاريك در برابر درندگان، كار بسيار سخت و تلخى است. ولى ابراهيم مرد راه است، حماسه آفرين تاريخ است، اخلاص وبندگى او در برابر خدا به گونه اى است كه خود را فناى محض ميداند و همه وجودش را قطره اى در برابر اقيانوس بى كران.
ابراهيم، هاجر و اسماعيل خردسال را برداشت و از فلسطين به سوى مكه رهسپار گرديد، اين فاصله طولانى را با وسايل نقليه آن زمان كه شتر و الاغ بود پيمود تا به سرزمين خشك و سوزان مكه رسيد، در آن جا يك قطره آب نبود و هيچ انسان و حيوان و پرنده اى وجود نداشت، به راستى ابراهيم در سخت ترين و عجيبترين آزمايش هاى الهى قرار گرفت، با تصميمى قاطع، فرمان خدا را اجرا كرد، هاجرو كودكش را در آن سرزمين خشك و سوزان گذاشت و آماده مراجعت گرديد.
هنگام مراجعت هاجر در حالى كه گريان و ناراحت بود، صدا زد: اى ابراهيم! چه كسى به تو دستور داده كه ما را در سرزمينى بگذارى كه نه گياهى در آن وجود دارد و نه حيوان شيردهنده و نه حتى يك قطره آب، آن هم بدون زاد و توشه و مونس؟
ابراهيم گفت: پروردگارم به من چنين دستور داده است.
وقتى كه هاجر اين سخن را شنيد گفت: اكنون كه چنين است، خداوند هرگز ما را به حال خود رها نخواهد كرد.
#قسمت_سوم
اسماعيل و مادرش در كنار كعبه
حس هووگرى گاهى به صورت هاى رنج آور در ساره بروز مى كرد، او وقتى كه مى ديد ابراهيم فرزند نوگلش اسماعيل را در كنار مادرش در آغوش مى گيرد و او را مى بوسد و نوازش مينمايد، در درون ناراحت مى شد و در غم و اندوه فرو مى رفت، آتش حسادت در درونش شعله ميكشيد كه چرا شوهرم ابراهيم بايد همسر ديگر به نام هاجر داشته باشد؟ و هاجر كه كنيز من بود، اينك همتاى من شود؟ و پسرش مانند پسر من مورد محبت ابراهيم قرار گيرد؟! و... .
كوتاه سخن آن كه: وسوسه هاى نفسانى، طوفانى از حزن و اندوه در ساره به وجود آورده بود و موجب مى شد كه گاه و بيگاه با ابراهيم برخوردهاى نامناسب و زننده كند.
روايت شده: اسماعيل و اسحاق بزرگ شده خداوند (در حدى كه مى توانستند با هم مسابقه كشتى يا مسابقه دويدن بگذارند) در يكى از مسابقه ها اسماعيل برنده شد، ابراهيم بى درنگ اسماعيل را گرفت و بر روى دامنش گذاشت، و اسحاق را در كنارش نشاند، اين منظره ساره را بسيار ناراحت كرد، به طورى كه با تندى به ابراهيم گفت: مگر بنا نبود كه اين دو فرزند را مساوى قرار ندهى؟! هاجر را از من دور كن و به جاى ديگر ببر.(245)
از آن جا كه ساره قبلاً مهربانى هاى بسيار به ابراهيم كرده بود، و ابراهيم همواره سعى داشت نسبت به او وفادار و خوش رفتار باشد، از اين رو نمى توانست ساره را از خود برنجاند.
آزارهاى ساره باعث شد كه ابراهيم شكايت او را به درگاه خدا برد، خداوند به ابراهيم چنين وحى كرد: مثال زن همچون مثال چوب كج خشك است اگر آن را به خود واگذارى از او بهره مى برى، و اگر خواسته باشى آن چوب را راست كنى شكسته خواهد شد.
آن گاه خداوند به ابراهيم فرمان داد كه هاجر و اسماعيل را از ساره دور كند، ابراهيم عرض كرد: آنها را به كجا ببرم؟ خداوند كه مى خواست خانه اش كعبه به دست ابراهيم بازسازى شود به ابراهيم وحى كرد و فرمود: آنها را به حرم و محل امن خودم و نخستين خانه اى كه آن را براى انسانها آفريدم، يعنى به مكه ببر.(246)
ابراهيم با اجراى اين فرمان گر چه از بن بست مشكل خانوادگى نجات يافت، ولى چنين كارى بسيار مشكل و رنج آور بود، زيرا بايد عزيزانش هاجر و اسماعيل را از فلسطين آباد و خرم به دره خشك و تفتيده مكه كنار كعبه ببرد كه در لابلاى كوههاى زمخت و خشن قرار داشت.
اگر خوب بينديشيم گذاشتن همسرو فرزند در آن بيابان و دره و در ميان كوه ها، با توجه به روزهاى دغ و گرم و شبهاى تاريك در برابر درندگان، كار بسيار سخت و تلخى است. ولى ابراهيم مرد راه است، حماسه آفرين تاريخ است، اخلاص وبندگى او در برابر خدا به گونه اى است كه خود را فناى محض ميداند و همه وجودش را قطره اى در برابر اقيانوس بى كران.
ابراهيم، هاجر و اسماعيل خردسال را برداشت و از فلسطين به سوى مكه رهسپار گرديد، اين فاصله طولانى را با وسايل نقليه آن زمان كه شتر و الاغ بود پيمود تا به سرزمين خشك و سوزان مكه رسيد، در آن جا يك قطره آب نبود و هيچ انسان و حيوان و پرنده اى وجود نداشت، به راستى ابراهيم در سخت ترين و عجيبترين آزمايش هاى الهى قرار گرفت، با تصميمى قاطع، فرمان خدا را اجرا كرد، هاجرو كودكش را در آن سرزمين خشك و سوزان گذاشت و آماده مراجعت گرديد.
هنگام مراجعت هاجر در حالى كه گريان و ناراحت بود، صدا زد: اى ابراهيم! چه كسى به تو دستور داده كه ما را در سرزمينى بگذارى كه نه گياهى در آن وجود دارد و نه حيوان شيردهنده و نه حتى يك قطره آب، آن هم بدون زاد و توشه و مونس؟
ابراهيم گفت: پروردگارم به من چنين دستور داده است.
وقتى كه هاجر اين سخن را شنيد گفت: اكنون كه چنين است، خداوند هرگز ما را به حال خود رها نخواهد كرد.
#معرفی_کتاب
#سرای_دیگر
ازآیت الله دستغیب
تفسیر سوره واقعه هست
خیلی قشنگه در مورد آخرت و معاد هست
کتاب های آیت الله دستغیب کلا خیلی قشنگن
کتاب دیگه ای دارن بنام 👈گناهان کبیره ،قیامت و قرآن
اوناهم تونستید بخونید🌺
#سرای_دیگر
ازآیت الله دستغیب
تفسیر سوره واقعه هست
خیلی قشنگه در مورد آخرت و معاد هست
کتاب های آیت الله دستغیب کلا خیلی قشنگن
کتاب دیگه ای دارن بنام 👈گناهان کبیره ،قیامت و قرآن
اوناهم تونستید بخونید🌺
سلام دوستان گل
ختم قران روزانه(حزب و جزء) رو شروع کنیم ؟
بله (24)
👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍100%
🕴 تعدادکل رای ها: 24
ختم قران روزانه(حزب و جزء) رو شروع کنیم ؟
بله (24)
👍👍👍👍👍👍👍👍👍👍100%
🕴 تعدادکل رای ها: 24
🌷🌷ختم قرآن روزانه به صورت حزبی و جزئی برای دریافت حزب و جزء به ایدی من پیام بدید🌷🌷
ختم قران امروز هدیه به صاحب الزمان عج🌹
مهلت خواندن یک روز
آیدی👇
@sgh2328
ختم قران امروز هدیه به صاحب الزمان عج🌹
مهلت خواندن یک روز
آیدی👇
@sgh2328
فقط برای دریافت حزب یا جزء پیام بدید سوالی جواب داده نمی شود
فقط کلمه حزب یا جزء فرستاده بشه 🙏
فقط کلمه حزب یا جزء فرستاده بشه 🙏
🌷🌷ختم قرآن روزانه به صورت حزبی و جزئی برای دریافت حزب و جزء به ایدی من پیام بدید🌷🌷
ختم قران امروز هدیه به شهدای گمنام🌹
مهلت خواندن یک روز
آیدی👇
@sgh2328
فقط برای دریافت حزب یا جزء پیام بدید سوالی جواب داده نمی شود
فقط کلمه حزب یا جزء فرستاده بشه 🙏
ختم قران امروز هدیه به شهدای گمنام🌹
مهلت خواندن یک روز
آیدی👇
@sgh2328
فقط برای دریافت حزب یا جزء پیام بدید سوالی جواب داده نمی شود
فقط کلمه حزب یا جزء فرستاده بشه 🙏
🍃 ارتباط با خدا 🍃
#غیبت
امامعلی(ع)
غیبت…!
اَلسامِعُ لِلغيبَةِ كَالمُغتابِ
شنونده غيبت،
مانند غيبت كننده است.☝️🏽
📖|تصنیف غررالحکم و دررالکلم،ص221،ح4443
غیبت…!
اَلسامِعُ لِلغيبَةِ كَالمُغتابِ
شنونده غيبت،
مانند غيبت كننده است.☝️🏽
📖|تصنیف غررالحکم و دررالکلم،ص221،ح4443
⇦ اَللّهُمَّ اِغْفِر لِلْمؤمِنینَ وَالموْمِناتِ وَالْمُسْلِمینَ وَالْمُسْلِماتِ. (پروردگارا تمام مومنان و مسلمانان زن و مرد را ببخش. )
🍃امام سجاد عليه السلام می فرمایند :🍃
انسان مومن پنج نشانه دارد: پرهیز از گناه در خلوت، صدقه دادن در هنگام تنگدستی، شکیبایی در وقت مصیبت، بردباری در حال خشم و راستگویی به هنگام ترس.
«عَلَاماتُ المُؤمِن خَمسٌ: الوَرَعُ فِی الخَلوَةِ، والصَّدَقَةُ فِی القِلَّةِ، والصَّبرُ عِندَ المُصِیبَةِ، والحِلمُ عِندَ الغَضَبِ، والصِّدقُ عِندَ الخَوفِ.»
انسان مومن پنج نشانه دارد: پرهیز از گناه در خلوت، صدقه دادن در هنگام تنگدستی، شکیبایی در وقت مصیبت، بردباری در حال خشم و راستگویی به هنگام ترس.
«عَلَاماتُ المُؤمِن خَمسٌ: الوَرَعُ فِی الخَلوَةِ، والصَّدَقَةُ فِی القِلَّةِ، والصَّبرُ عِندَ المُصِیبَةِ، والحِلمُ عِندَ الغَضَبِ، والصِّدقُ عِندَ الخَوفِ.»