#حضرت_ابراهیم_علیه_السلام
#قسمت_دهم
ورود ابراهيم به شهر بابِل
ابراهيم عليه السلام پس از خروج غار و سير و سياحت و تكميل خداشناسى و معادشناسى، در حالى كه نوجوان بود وارد شهر بابل پايتخت نمرود گرديد. شهرى كه غرق در فساد بود، و مردم آن از نظر معنوى در حد صفر بودند و عقايد خرافى مانند: بت پرستى، نمرود پرستى و انواع خرافات ديگر در ميانشان رواج داشت.
ابراهيم طبق معمول نخست به خانه مادرش رفت، پدرش مدتها قبل از دنيا رفته بود، به عمويش كه سرپرستش بود و نامش آزر بود، پدر مى گفت. ابراهيم دعوتش را از آزر شروع كرد.
ابراهيم عليه السلام ديد آزر نه تنها از بت پرستان سرشناس است بلكه از بت سازان معروف نيز مىباشد و با سلطنت نمرود ارتباط نزديك دارد، و از آن جا كه گفته اند عدو شود سبب خير گر خدا خواهد ابراهيم عليهالسلام در خانه آزر، كمتر مورد سوء ظن واقع مى شد.
طبق بعضى از روايات كه از امام صادق عليه السلام نقل شده: ابراهيم عليه السلام همراه مادرش وارد شهر شدند و با هم به خانه مادرش رفت، در آن جا براى اولين بار نگاه آزر به چهره ابراهيم عليه السلام افتاد، آزر كه از اين حادثه نگران به نظر مى رسيد شتابزده به مادر ابراهيم گفت: اين شخص كيست كه در سلطنت شاه (نمرود) باقى مانده است؟ با اين كه به فرمان شاه، پسران را مى كشتند، چرا اين شخص زنده مانده است؟!
مادر براى جلب عواطف آزر گفت: اين پسر تو است، در فلان وقت هنگامى كه از شهر بيرون رفته بودم، متولد شده است.
آزر گفت: واى بر تو اگر شاه از اين ماجرا با خبر شود، ما را از مقامى كه در پيشگاهش داريم عزل مى كند.
مادر گفت: اگر شاه با خبر نشد كه زيانى به تو نخواهد رسيد، و اگر با خبر شد من جواب او را خواهم داد، به طورى كه به مقام تو آسيب نرسد، بگذار اين پسر باقى بماند و براى ما به عنوان پسر باشد.(194)
به اين ترتيب ابراهيم در پناه آزر، حفظ گرديد، چنان كه خداوند موسى عليه السلام را در دامن فرعون حفظ كرد.
#قسمت_دهم
ورود ابراهيم به شهر بابِل
ابراهيم عليه السلام پس از خروج غار و سير و سياحت و تكميل خداشناسى و معادشناسى، در حالى كه نوجوان بود وارد شهر بابل پايتخت نمرود گرديد. شهرى كه غرق در فساد بود، و مردم آن از نظر معنوى در حد صفر بودند و عقايد خرافى مانند: بت پرستى، نمرود پرستى و انواع خرافات ديگر در ميانشان رواج داشت.
ابراهيم طبق معمول نخست به خانه مادرش رفت، پدرش مدتها قبل از دنيا رفته بود، به عمويش كه سرپرستش بود و نامش آزر بود، پدر مى گفت. ابراهيم دعوتش را از آزر شروع كرد.
ابراهيم عليه السلام ديد آزر نه تنها از بت پرستان سرشناس است بلكه از بت سازان معروف نيز مىباشد و با سلطنت نمرود ارتباط نزديك دارد، و از آن جا كه گفته اند عدو شود سبب خير گر خدا خواهد ابراهيم عليهالسلام در خانه آزر، كمتر مورد سوء ظن واقع مى شد.
طبق بعضى از روايات كه از امام صادق عليه السلام نقل شده: ابراهيم عليه السلام همراه مادرش وارد شهر شدند و با هم به خانه مادرش رفت، در آن جا براى اولين بار نگاه آزر به چهره ابراهيم عليه السلام افتاد، آزر كه از اين حادثه نگران به نظر مى رسيد شتابزده به مادر ابراهيم گفت: اين شخص كيست كه در سلطنت شاه (نمرود) باقى مانده است؟ با اين كه به فرمان شاه، پسران را مى كشتند، چرا اين شخص زنده مانده است؟!
مادر براى جلب عواطف آزر گفت: اين پسر تو است، در فلان وقت هنگامى كه از شهر بيرون رفته بودم، متولد شده است.
آزر گفت: واى بر تو اگر شاه از اين ماجرا با خبر شود، ما را از مقامى كه در پيشگاهش داريم عزل مى كند.
مادر گفت: اگر شاه با خبر نشد كه زيانى به تو نخواهد رسيد، و اگر با خبر شد من جواب او را خواهم داد، به طورى كه به مقام تو آسيب نرسد، بگذار اين پسر باقى بماند و براى ما به عنوان پسر باشد.(194)
به اين ترتيب ابراهيم در پناه آزر، حفظ گرديد، چنان كه خداوند موسى عليه السلام را در دامن فرعون حفظ كرد.
بسم الله الحی القیوم
☝نماز شب نهم رمضان☝
امروز شنبه ، سیزدهم اردیبهشت ، برابر با هشتم رمضان هست
پس امشب، شبِ نهم رمضان میشه
توی نیت اینجور نمازا اینجور بگین: دو رکعت نماز میخوانم برای رضای خدای سبحان و متعال قربة الی الله
احتیاط واجب اینه که ایة الکرسی رو تا هم فیها خالدون بخونین
اونایی که این پست رو دیر دیدن و بعد از مغرب و عشا دیدن، میتونن بعد از عشا بخونن اشکال نداره
تمام نمازای مستحبی بجز وتر و اعرابی همشون دو رکعتی هستن، یعنی اول نیت میکنیم و مطابق دستور توی هر رکعت، سوره هارو میخونیم و وقتی تشهد و سلام دادیم و تکبیر هارو گفتیم و نماز تموم شد، دوباره از اول دو رکعت دیگه میخونیم و الی اخر
☝نماز شب نهم رمضان☝
امروز شنبه ، سیزدهم اردیبهشت ، برابر با هشتم رمضان هست
پس امشب، شبِ نهم رمضان میشه
توی نیت اینجور نمازا اینجور بگین: دو رکعت نماز میخوانم برای رضای خدای سبحان و متعال قربة الی الله
احتیاط واجب اینه که ایة الکرسی رو تا هم فیها خالدون بخونین
اونایی که این پست رو دیر دیدن و بعد از مغرب و عشا دیدن، میتونن بعد از عشا بخونن اشکال نداره
تمام نمازای مستحبی بجز وتر و اعرابی همشون دو رکعتی هستن، یعنی اول نیت میکنیم و مطابق دستور توی هر رکعت، سوره هارو میخونیم و وقتی تشهد و سلام دادیم و تکبیر هارو گفتیم و نماز تموم شد، دوباره از اول دو رکعت دیگه میخونیم و الی اخر
بسم الله الرحمن الرحیم
فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلَىٰ نَفْسِهِ ۖ وَمَنْ أَوْفَىٰ
بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا
پس کسی که پیمان می شکند فقط به زیان خود می شکند، و کسی که به پیمانی که با خدا بسته است وفا کند، خدا به زودی پاداشی بزرگ به او می دهد.
کپی با ذکر صلوات
#اللهم_صل_على_محمد_وال_محمد
(فتح ۱۰)
لطفا مطالب را برای دوستان و عزیزانتان هم ارسال کنید🌺
@ertebat_ba_rab
فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلَىٰ نَفْسِهِ ۖ وَمَنْ أَوْفَىٰ
بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا
پس کسی که پیمان می شکند فقط به زیان خود می شکند، و کسی که به پیمانی که با خدا بسته است وفا کند، خدا به زودی پاداشی بزرگ به او می دهد.
کپی با ذکر صلوات
#اللهم_صل_على_محمد_وال_محمد
(فتح ۱۰)
لطفا مطالب را برای دوستان و عزیزانتان هم ارسال کنید🌺
@ertebat_ba_rab
🍃 ارتباط با خدا 🍃
#حضرت_ابراهیم_علیه_السلام #قسمت_دهم ورود ابراهيم به شهر بابِل ابراهيم عليه السلام پس از خروج غار و سير و سياحت و تكميل خداشناسى و معادشناسى، در حالى كه نوجوان بود وارد شهر بابل پايتخت نمرود گرديد. شهرى كه غرق در فساد بود، و مردم آن از نظر معنوى در…
#حضرت_ابراهیم_علیه_السلام
#قسمت_یازدهم
گفتگوى ابراهيم عليه السلام با آزر
آزر عموى ابراهيم عليه السلام بود، ولى ابراهيم به خاطر سرپرستى آزر، او را پدر مى ناميد، ابراهيم عليه السلام تصميم گرفت نخست آزر را به خدا پرستى دعوت كند، از اين رو با آزر به گفتگو پرداخت، زيرا آزر بت پرست معروف و بت ساز بود، اگر او هدايت مى شد، بسيارى به پيروى از او دست از بت پرستى مى كشيدند.
هنگامى كه از آنان و آنچه غير خدا مى پرستيدند كناره گيرى كرد، ما اسحاق و يعقوب را به او بخشيديم؛ و هر يك را پيامبرى )بزرگ( قرار داديم!
به اين ترتيب ابراهيم عليه السلام مرعوب شوكت و قدرت سرپرستش آزر نشد، و از تهديد و هشدار او نترسيد و با توكل به خداوند، به طور مكرر، او را به سوى خدا دعوت نمود، و از بتها بر حذر داشت، و با صراحت اعلام كرد كه من از آن بتها دورى مى كنم و تنها خداى يگانه را مى پرستم.
آزر با گستاخى، ابراهيم را از خود راند و نصايح مهرانگيز او را با تندى رد كرد، ابراهيم كه ديد با نرمش و استدلال نمى تواند نتيجه بگيرد، پا را فراتر نهاد و رگبار سرزنش خود را متوجه آزر و پيروانش كرد و با صراحت به آزر و پيروانش گفت:
آيا به راستى بت ها را به عنوان خدا برگزيده ايد؟ تو و جمعيت تو را در گمراهى آشكار مى نگرم.(196)
و در فرصت ديگر به آزر و پيروانش گفت:
اين مجسمه ها چيست كه شما در برابر آنها سجده مى كنيد، و آنها را شب و روز مى پرستيد؟
آنها جواب دادند: نياكان و پدران ما، چنين مى كردند، ما هم روش آنها را ادامه مى دهيم.
ابراهيم با قاطعيت و تأكيد گفت:
لَقد كُنتُم انتُم وَ آباؤُكُم فِى ضلالٍ مُّبينٍ؛
قطعا هم شما و هم پدرانتان در گمراهى آشكار بوديد و هستيد.
آنها گفتند:: آيا مطلب حقى براى ما آورده اى يا شوخى مى كنى؟!
ابراهيم جواب داد: (كاملا حق آورده ام) پروردگار شما همان پروردگار آسمان و زمين است كه آنها را ايجاد كرده و من بر اين امر از گواهانم.(197)
ابراهيم گرچه در مراحل نخست، از راه نرمش و مدارا با آزر سخن گفت، زيرا آزر حق سرپرستى بر ابراهيم داشت، وانگهى ابراهيم مى خواست بلكه از اين راه او را جذب نمايد، ولى وقتى كه لجاجت آزر در راه شرك، براى ابراهيم روشن شد، نه تنها از او دورى كرد، بلكه از او بيزارى جست، چنان كه در آيه 114 سوره توبه مى خوانيم:
فَلمَّا تَبيَّن لَهُ أَنَّه عدُوٌّ للّهِ تَبَرَّءَ مِنهُ؛
هنگامى كه براى ابراهيم روشن شد كه آزر دشمن خدا است از او بيزارى جست.
گفتگوى ابراهيم با آزر، داراى چندين مرحله است، در آغاز با نرمش، استدلال، و در مراحل بعد با تندى با او برخورد كرد. آيات قرآن بيانگر اين مراحل است. در آيات قرآن چنين آمده: ابراهيم خطاب به آزر گفت:
اى بابا! چرا چيزى را مى پرستى كه نه مى شنود و نه مى بيند، و نه هيچ مشكلى را از تو حل مى كند؟!
اى بابا! دانشى براى من آمده كه براى تو نيامده است، بنابراين از من پيروى كن تا تو را به راه راست هدايت كنم.
اى بابا! شيطان را پرستش مكن كه شيطان نسبت به خداى رحمان، عصيانگر است.
اى بابا! من از اين مى ترسم كه از سوى خداوند رحمان عذابى به تو رسد و در نتيجه از دوستان شيطان باشى.
ولى آزر در برابر دعوت مهرانگيز و منطقى ابراهيم، عصبانى شد و او را تهديد به سنگسار كرد، و به او چنين گفت:
اى ابراهيم! آيا تو از معبودهاى من (بتها) روى گردان هستى، اگر از اين كار دست برندارى، تو را سنگسار خواهم كرد، اكنون براى مدّتى طولانى از من دور شو!
ابراهيم عليه السلام از تهديد آزر نترسيد، در عين حال مرحله ملايمت و نرمش را رعايت كرد تا بلكه عاطفه آزر را تحريك كرده و به نفع خود جذب كند، به آزر رو كرد و گفت:
سلام بر تو، من به زودى از پروردگارم برايت تقاضاى عفو مى كنم، چرا كه او همواره نسبت به من مهربان بوده است و از شما، و آنچه غير خدا مى خوانيد، كناره گيرى مى كنم و پروردگارم را مى خوانم و اميد آن را دارم كه در خواندن پروردگارم، بى پاسخ نمانم.(195)
#قسمت_یازدهم
گفتگوى ابراهيم عليه السلام با آزر
آزر عموى ابراهيم عليه السلام بود، ولى ابراهيم به خاطر سرپرستى آزر، او را پدر مى ناميد، ابراهيم عليه السلام تصميم گرفت نخست آزر را به خدا پرستى دعوت كند، از اين رو با آزر به گفتگو پرداخت، زيرا آزر بت پرست معروف و بت ساز بود، اگر او هدايت مى شد، بسيارى به پيروى از او دست از بت پرستى مى كشيدند.
هنگامى كه از آنان و آنچه غير خدا مى پرستيدند كناره گيرى كرد، ما اسحاق و يعقوب را به او بخشيديم؛ و هر يك را پيامبرى )بزرگ( قرار داديم!
به اين ترتيب ابراهيم عليه السلام مرعوب شوكت و قدرت سرپرستش آزر نشد، و از تهديد و هشدار او نترسيد و با توكل به خداوند، به طور مكرر، او را به سوى خدا دعوت نمود، و از بتها بر حذر داشت، و با صراحت اعلام كرد كه من از آن بتها دورى مى كنم و تنها خداى يگانه را مى پرستم.
آزر با گستاخى، ابراهيم را از خود راند و نصايح مهرانگيز او را با تندى رد كرد، ابراهيم كه ديد با نرمش و استدلال نمى تواند نتيجه بگيرد، پا را فراتر نهاد و رگبار سرزنش خود را متوجه آزر و پيروانش كرد و با صراحت به آزر و پيروانش گفت:
آيا به راستى بت ها را به عنوان خدا برگزيده ايد؟ تو و جمعيت تو را در گمراهى آشكار مى نگرم.(196)
و در فرصت ديگر به آزر و پيروانش گفت:
اين مجسمه ها چيست كه شما در برابر آنها سجده مى كنيد، و آنها را شب و روز مى پرستيد؟
آنها جواب دادند: نياكان و پدران ما، چنين مى كردند، ما هم روش آنها را ادامه مى دهيم.
ابراهيم با قاطعيت و تأكيد گفت:
لَقد كُنتُم انتُم وَ آباؤُكُم فِى ضلالٍ مُّبينٍ؛
قطعا هم شما و هم پدرانتان در گمراهى آشكار بوديد و هستيد.
آنها گفتند:: آيا مطلب حقى براى ما آورده اى يا شوخى مى كنى؟!
ابراهيم جواب داد: (كاملا حق آورده ام) پروردگار شما همان پروردگار آسمان و زمين است كه آنها را ايجاد كرده و من بر اين امر از گواهانم.(197)
ابراهيم گرچه در مراحل نخست، از راه نرمش و مدارا با آزر سخن گفت، زيرا آزر حق سرپرستى بر ابراهيم داشت، وانگهى ابراهيم مى خواست بلكه از اين راه او را جذب نمايد، ولى وقتى كه لجاجت آزر در راه شرك، براى ابراهيم روشن شد، نه تنها از او دورى كرد، بلكه از او بيزارى جست، چنان كه در آيه 114 سوره توبه مى خوانيم:
فَلمَّا تَبيَّن لَهُ أَنَّه عدُوٌّ للّهِ تَبَرَّءَ مِنهُ؛
هنگامى كه براى ابراهيم روشن شد كه آزر دشمن خدا است از او بيزارى جست.
گفتگوى ابراهيم با آزر، داراى چندين مرحله است، در آغاز با نرمش، استدلال، و در مراحل بعد با تندى با او برخورد كرد. آيات قرآن بيانگر اين مراحل است. در آيات قرآن چنين آمده: ابراهيم خطاب به آزر گفت:
اى بابا! چرا چيزى را مى پرستى كه نه مى شنود و نه مى بيند، و نه هيچ مشكلى را از تو حل مى كند؟!
اى بابا! دانشى براى من آمده كه براى تو نيامده است، بنابراين از من پيروى كن تا تو را به راه راست هدايت كنم.
اى بابا! شيطان را پرستش مكن كه شيطان نسبت به خداى رحمان، عصيانگر است.
اى بابا! من از اين مى ترسم كه از سوى خداوند رحمان عذابى به تو رسد و در نتيجه از دوستان شيطان باشى.
ولى آزر در برابر دعوت مهرانگيز و منطقى ابراهيم، عصبانى شد و او را تهديد به سنگسار كرد، و به او چنين گفت:
اى ابراهيم! آيا تو از معبودهاى من (بتها) روى گردان هستى، اگر از اين كار دست برندارى، تو را سنگسار خواهم كرد، اكنون براى مدّتى طولانى از من دور شو!
ابراهيم عليه السلام از تهديد آزر نترسيد، در عين حال مرحله ملايمت و نرمش را رعايت كرد تا بلكه عاطفه آزر را تحريك كرده و به نفع خود جذب كند، به آزر رو كرد و گفت:
سلام بر تو، من به زودى از پروردگارم برايت تقاضاى عفو مى كنم، چرا كه او همواره نسبت به من مهربان بوده است و از شما، و آنچه غير خدا مى خوانيد، كناره گيرى مى كنم و پروردگارم را مى خوانم و اميد آن را دارم كه در خواندن پروردگارم، بى پاسخ نمانم.(195)
بسم الله الحی القیوم
☝نماز شب دهم رمضان☝
امروز یک شنبه ، ۱۴ اردیبهشت ، برابر با نهم رمضان
پس امشب، شبِ دهم رمضان میشه
توی نیت اینجور نمازا اینجور بگین: دو رکعت نماز میخوانم برای رضای خدای سبحان و متعال قربة الی الله
از کمی بعد از نماز عشا تا کمی بعد از اذان صبح، زمان برای خوندن این نمازا هست در این زمان در هر موقع از شب بخونین
تمام نمازای مستحبی بجز وتر و اعرابی همشون دو رکعتی هستن، یعنی اول نیت میکنیم و مطابق دستور توی هر رکعت، سوره هارو میخونیم و وقتی تشهد و سلام دادیم و تکبیر هارو گفتیم و نماز تموم شد، دوباره از اول دو رکعت دیگه میخونیم و الی اخر
اگه کسی به خاطر عذری یا ندیدن این پستا، نمازی رو از دست داد، میتونه بعدا این نمازهارو قضا بخونه
اما دیگه نیازی نیست توی نیت، اسم قضا رو بیاری، بلکه مثل همیشه برای رضای خدا بخون و وقتی نمازت تموم شد، دستاتو بالا بیار و بگو ای خدایی که به احوال بنده ها بینا و به اسرار سینه ها دانایی، به خاطر عذر یا اطلاع نداشتن، این نماز ازم فوت شد و نتونستم بخونم ولی الان این نماز رو برای رضا و خشنودی تو خوندم، پس از من قبول کن و ذخیره آخرتم قرار بده ای مهربان ترین مهربانان
☝نماز شب دهم رمضان☝
امروز یک شنبه ، ۱۴ اردیبهشت ، برابر با نهم رمضان
پس امشب، شبِ دهم رمضان میشه
توی نیت اینجور نمازا اینجور بگین: دو رکعت نماز میخوانم برای رضای خدای سبحان و متعال قربة الی الله
از کمی بعد از نماز عشا تا کمی بعد از اذان صبح، زمان برای خوندن این نمازا هست در این زمان در هر موقع از شب بخونین
تمام نمازای مستحبی بجز وتر و اعرابی همشون دو رکعتی هستن، یعنی اول نیت میکنیم و مطابق دستور توی هر رکعت، سوره هارو میخونیم و وقتی تشهد و سلام دادیم و تکبیر هارو گفتیم و نماز تموم شد، دوباره از اول دو رکعت دیگه میخونیم و الی اخر
اگه کسی به خاطر عذری یا ندیدن این پستا، نمازی رو از دست داد، میتونه بعدا این نمازهارو قضا بخونه
اما دیگه نیازی نیست توی نیت، اسم قضا رو بیاری، بلکه مثل همیشه برای رضای خدا بخون و وقتی نمازت تموم شد، دستاتو بالا بیار و بگو ای خدایی که به احوال بنده ها بینا و به اسرار سینه ها دانایی، به خاطر عذر یا اطلاع نداشتن، این نماز ازم فوت شد و نتونستم بخونم ولی الان این نماز رو برای رضا و خشنودی تو خوندم، پس از من قبول کن و ذخیره آخرتم قرار بده ای مهربان ترین مهربانان
بسم الله الرحمن الرحیم
👋نماز هر شبه رمضان👋
👋این نماز با سایر نمازهایی که در شبهای دیگر رمضان وارد شده فرق داره
این نماز رو هر شب بخونین و در تمام شبهای رمضان بخونین
این نماز رو باید از شب اول رمضان شروع به خوندن میکردین
اما اگه نه شب قبل رو نتونستین بخونین، حالا چه به خاطر ندونستن یا بخاطر عذر نتونستین بخونین، از امشب شروع کنین و قضای نه شب قبل رو بخونین
اما دیگه نیازی نیست توی نیت، اسم قضا رو بیاری، بلکه مثل همیشه برای رضای خدا بخون و وقتی نمازت تموم شد، دستاتو بالا بیار و بگو ای خدایی که به احوال بنده ها بینا و به اسرار سینه ها دانایی، به خاطر عذر یا اطلاع نداشتن، این نماز ازم فوت شد و نتونستم بخونم ولی الان این نماز رو برای رضا و خشنودی تو خوندم، پس از من قبول کن و ذخیره آخرتم قرار بده ای مهربان ترین مهربانان
بازم میگم این نماز با بقیه نمازها فرق داره و جداست کلا
این نمازا از بعد از نماز عشا تا کمی بعد از اذان صبح زمان برای خوندنش هست
و توی نیت بگین: دو رکعت نماز میخوانم برای رضای خدای سبحان و متعال قربة الی الله
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
هر کس در هر شب رمضان دو رکعت نماز بخواند ( یعنی در تمام شب های ماه رمضان در هر شبش این دو رکعت نماز را بخواند) که در هر رکعت بعد از سوره حمد، سه بار سوره توحید را بخواند؛ و بعد از اینکه سلام داد و سه تکبیر را گفت و نماز را تمام کرد ، بگوید؛
بسم الله الرحمن الرحیم
سُبحانَ مَنْ هُوَ حَفیظٌ لا یَغْفُلُ
سُبحانَ مَنْ هُوَ رَحیمٌ لا یَعْجَلُ
سُبحانَ مَنْ هُوَ قآئِمٌ لا یَسْهُو
سُبحانَ مَنْ هُوَ دائِمٌ لا یَلْهُو
پس از آن تسبیحات اربعه ( سبحان الله والحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر ) را هفت مرتبه بخوان
سپس بگو:
سُبحانَکَ سُبحانَکَ سُبحانَکَ یا عَظیمُ اِغْفِرلِیَ الذَّنْبَ العَظیم
سپس ده مرتبه صلوات بفرست
کسی که این نماز را بخواند، به آن خدای سبحان و متعالی که مرا به نبوت فرستاد، خدای عزوجل به هر رکعتی هزار فرشته انگیزد که برای او حسنات نویسد و از گناهان محو کنند و برایش درجات بلند نمایند و به او بخشد مزد کسی که هفتاد نفر آزاد کرده
منبع از مفاتیح و کتاب معراج مومن ص۲۰۶
@ertebat_ba_rab
👋نماز هر شبه رمضان👋
👋این نماز با سایر نمازهایی که در شبهای دیگر رمضان وارد شده فرق داره
این نماز رو هر شب بخونین و در تمام شبهای رمضان بخونین
این نماز رو باید از شب اول رمضان شروع به خوندن میکردین
اما اگه نه شب قبل رو نتونستین بخونین، حالا چه به خاطر ندونستن یا بخاطر عذر نتونستین بخونین، از امشب شروع کنین و قضای نه شب قبل رو بخونین
اما دیگه نیازی نیست توی نیت، اسم قضا رو بیاری، بلکه مثل همیشه برای رضای خدا بخون و وقتی نمازت تموم شد، دستاتو بالا بیار و بگو ای خدایی که به احوال بنده ها بینا و به اسرار سینه ها دانایی، به خاطر عذر یا اطلاع نداشتن، این نماز ازم فوت شد و نتونستم بخونم ولی الان این نماز رو برای رضا و خشنودی تو خوندم، پس از من قبول کن و ذخیره آخرتم قرار بده ای مهربان ترین مهربانان
بازم میگم این نماز با بقیه نمازها فرق داره و جداست کلا
این نمازا از بعد از نماز عشا تا کمی بعد از اذان صبح زمان برای خوندنش هست
و توی نیت بگین: دو رکعت نماز میخوانم برای رضای خدای سبحان و متعال قربة الی الله
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
هر کس در هر شب رمضان دو رکعت نماز بخواند ( یعنی در تمام شب های ماه رمضان در هر شبش این دو رکعت نماز را بخواند) که در هر رکعت بعد از سوره حمد، سه بار سوره توحید را بخواند؛ و بعد از اینکه سلام داد و سه تکبیر را گفت و نماز را تمام کرد ، بگوید؛
بسم الله الرحمن الرحیم
سُبحانَ مَنْ هُوَ حَفیظٌ لا یَغْفُلُ
سُبحانَ مَنْ هُوَ رَحیمٌ لا یَعْجَلُ
سُبحانَ مَنْ هُوَ قآئِمٌ لا یَسْهُو
سُبحانَ مَنْ هُوَ دائِمٌ لا یَلْهُو
پس از آن تسبیحات اربعه ( سبحان الله والحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر ) را هفت مرتبه بخوان
سپس بگو:
سُبحانَکَ سُبحانَکَ سُبحانَکَ یا عَظیمُ اِغْفِرلِیَ الذَّنْبَ العَظیم
سپس ده مرتبه صلوات بفرست
کسی که این نماز را بخواند، به آن خدای سبحان و متعالی که مرا به نبوت فرستاد، خدای عزوجل به هر رکعتی هزار فرشته انگیزد که برای او حسنات نویسد و از گناهان محو کنند و برایش درجات بلند نمایند و به او بخشد مزد کسی که هفتاد نفر آزاد کرده
منبع از مفاتیح و کتاب معراج مومن ص۲۰۶
@ertebat_ba_rab
بسم الله الحی القیوم
👋امشب، شب وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها هست
به همه تسلیت میگم🙏
👋دوستای گلم لطفا امشب حتما دو رکعت نماز برای حضرت خدیجه سلام الله علیها بخونین و هدیه کنین و بعد از نماز صد یا هزار صلوات هدیه ایشان کنین🙏
ان شاءالله شفاعت همسرشان در دنیا و اخرت شامل حالمون بشه
👋این نماز رو در هر زمان از شب میتونین بخونین
دو رکعت نماز مثل نماز صبح بخونین ولی توی نیت نماز بگین: دو رکعت نماز میخوانم هدیه میکنم به حضرت خدیجه سلام الله علیها قربة الی الله
لطفا این صلوات رو توی دلتون بفرستین و هدیه کنین به حضرت خدیجه سلام الله علیها:
اللهم صل علی محمد و آل محمد و علی انبیائک و عجل لولیک الفرج
و لَعنَةُ اللهِ عَلیٰ اَعداءِ محمد و آل محمد مِنَ الأوَّلینَ وَالأخرینَ مِنَ الجِن وَالإنس اَلفِ مَرَّة
@ertebat_ba_rab
👋امشب، شب وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها هست
به همه تسلیت میگم🙏
👋دوستای گلم لطفا امشب حتما دو رکعت نماز برای حضرت خدیجه سلام الله علیها بخونین و هدیه کنین و بعد از نماز صد یا هزار صلوات هدیه ایشان کنین🙏
ان شاءالله شفاعت همسرشان در دنیا و اخرت شامل حالمون بشه
👋این نماز رو در هر زمان از شب میتونین بخونین
دو رکعت نماز مثل نماز صبح بخونین ولی توی نیت نماز بگین: دو رکعت نماز میخوانم هدیه میکنم به حضرت خدیجه سلام الله علیها قربة الی الله
لطفا این صلوات رو توی دلتون بفرستین و هدیه کنین به حضرت خدیجه سلام الله علیها:
اللهم صل علی محمد و آل محمد و علی انبیائک و عجل لولیک الفرج
و لَعنَةُ اللهِ عَلیٰ اَعداءِ محمد و آل محمد مِنَ الأوَّلینَ وَالأخرینَ مِنَ الجِن وَالإنس اَلفِ مَرَّة
@ertebat_ba_rab
از رسول اکرم (ص ) نقل است که: « بهترین زنان دنیا خدیجه(س) و مریم دختر عمران هستند»[1]
او از تبار مظلومان این عالم است که عشق و صبر و ایستادگی برای دین را معنا بخشید و در راه خدای، از مال و مکنت و منیت پوشالی چشم شست و دل به پیامبر زمان سپرد...
اینگونه بود که همسر پيامبر شد و مادر سيده نساءالعالمين...
اولين زن مسلمان به نامش سند خورد و ياريگر رسول عشق گردید.
او كه از زنان نامدار و ثروتمند قريش بود پانزده سال قبل از بعثت با پيامبر اسلام(ص) ازدواج كرد و اولين فردی بود كه به رسالت پيامبر ايمان آورد و با تمام توان و ثروت خود به ياری دين اسلام برخاست.
وجود حضرت خديجه نزد پيامبر اسلام تا جایی والا بود كه ایشان، رحلت اين بانوی بزرگ را مصيبتی عظيم خواند و سال رحلت حضرت خديجه و حامی بزرگ ديگر خود يعنی حضرت ابوطالب را عام الحزن يعني «سال اندوه »ناميد.
پيامبر (ص) فرمود:
«جبرئيل نزد من آمد و گفت: ای رسول خدا! اين خديجه است، هرگاه نزد تو آمد، بر او از سوی پروردگارش و از طرف من، سلام برسان و او را به خانه اي از يك قطعه (از زبرجد) در بهشت كه در آن رنج و ناآرامي نيست ، مژده بده » [2]
بلى خديجه همسر بى همتاى پيامبر (ص) بانویى كه از ثروت او اسلام رونق يافت و پشت پيامبر (ص) راست شد، بايد سال در گذشتش را «عام الحزن » نام نهاد چرا که پيامبر (ص) مادر شايسته دخترش زهراى مرضيه را از دست داده و يارى همچون خديجه را هرگز به دست نخواهد آورد.
و حال در سالروز وفات این بزرگ بانوی اسلام، تأسی به صبر و گذشت و بینش عمیقشان به دین مبین اسلام مهمترین نکته برای گرامیداشت نام و یاد ایشان است.
زهرا مرادوند
بادصبا
او از تبار مظلومان این عالم است که عشق و صبر و ایستادگی برای دین را معنا بخشید و در راه خدای، از مال و مکنت و منیت پوشالی چشم شست و دل به پیامبر زمان سپرد...
اینگونه بود که همسر پيامبر شد و مادر سيده نساءالعالمين...
اولين زن مسلمان به نامش سند خورد و ياريگر رسول عشق گردید.
او كه از زنان نامدار و ثروتمند قريش بود پانزده سال قبل از بعثت با پيامبر اسلام(ص) ازدواج كرد و اولين فردی بود كه به رسالت پيامبر ايمان آورد و با تمام توان و ثروت خود به ياری دين اسلام برخاست.
وجود حضرت خديجه نزد پيامبر اسلام تا جایی والا بود كه ایشان، رحلت اين بانوی بزرگ را مصيبتی عظيم خواند و سال رحلت حضرت خديجه و حامی بزرگ ديگر خود يعنی حضرت ابوطالب را عام الحزن يعني «سال اندوه »ناميد.
پيامبر (ص) فرمود:
«جبرئيل نزد من آمد و گفت: ای رسول خدا! اين خديجه است، هرگاه نزد تو آمد، بر او از سوی پروردگارش و از طرف من، سلام برسان و او را به خانه اي از يك قطعه (از زبرجد) در بهشت كه در آن رنج و ناآرامي نيست ، مژده بده » [2]
بلى خديجه همسر بى همتاى پيامبر (ص) بانویى كه از ثروت او اسلام رونق يافت و پشت پيامبر (ص) راست شد، بايد سال در گذشتش را «عام الحزن » نام نهاد چرا که پيامبر (ص) مادر شايسته دخترش زهراى مرضيه را از دست داده و يارى همچون خديجه را هرگز به دست نخواهد آورد.
و حال در سالروز وفات این بزرگ بانوی اسلام، تأسی به صبر و گذشت و بینش عمیقشان به دین مبین اسلام مهمترین نکته برای گرامیداشت نام و یاد ایشان است.
زهرا مرادوند
بادصبا
حجت الاسلام دارستانی
عظمت ام المومنین حضرت خدیجه
🎙توصیه میشود حتما گوش کنید👆
🎵قطره ای از فضائل و صفات حضرت(ام المومنین)خدیجه کبری سلام الله علیها
.
👈 #نشر_دهید
.
📌کانال تلگرام اسـتـاد دارسـتـانـی
🆔️ @Darestani110
🎵قطره ای از فضائل و صفات حضرت(ام المومنین)خدیجه کبری سلام الله علیها
.
👈 #نشر_دهید
.
📌کانال تلگرام اسـتـاد دارسـتـانـی
🆔️ @Darestani110
🍃 ارتباط با خدا 🍃
#حضرت_ابراهیم_علیه_السلام #قسمت_یازدهم گفتگوى ابراهيم عليه السلام با آزر آزر عموى ابراهيم عليه السلام بود، ولى ابراهيم به خاطر سرپرستى آزر، او را پدر مى ناميد، ابراهيم عليه السلام تصميم گرفت نخست آزر را به خدا پرستى دعوت كند، از اين رو با آزر به…
#حضرت_ابراهیم_علیه_السلام
#قسمت_دوازدهم
مبارزات عملى ابراهيم عليه السلام با بت پرستى
آزر با اين كه ابراهيم را از يكتاپرستى منع مى كرد، ولى وقتى كه چشمش به چهره ملكوتى ابراهيم عليه السلام مى افتاد، محبتش نسبت به او بيشتر میشد، از آن جا كه آزر رييس كارخانه بت سازى بود، روزى چند بت به ابراهيم داد تا او آنها را به بازار ببرد و مانند ساير برادرانش آنها را به مردم بفروشد، ابراهيم خواسته آزر را پذيرفت، آن بت ها را همراه خود به طرف ميدان و بازار آورد، ولى براى اين كه فكر خفته مردم را بيدار كند، و آنها را از پرستش بت بيزار نمايد، طنابى بر گردن بتها بست و آنها را در زمين مى كشانيد و فرياد مى زد:
مَن يَشتَرىَ مَن لا يَضرُّهُ وَ لا يَنفَعُهُ؛
چه كسى اين بتها را كه سود و زيان ندارند از من میخرد.
سپس بتها را كنار لجن زار و آبهاى جمع شده در گودالها آورد و در برابر چشم مردم، آنها را در ميان لجن و آب آلوده مى انداخت و بلند مى گفت: آب بنوشيد و سخن بگوييد!!(198)
به اين ترتيب عملا به مردم مى فهمانيد كه: بتها شايسته پرستش نيستند، به هوش باشيد، و از خواب غفلت بيدار شويد و به خداى يكتا و بى همتا متوجه شويد، و در برابر اين بتهاى ساختگى و بى اراده كه سود و زيانى ندارند سجده نكنيد مگر عقل نداريد، مگر انسان نيستيد، چرا آن همه ذلت، چرا و چرا؟! آنها را نزد آزر آورد و به او گفت: اين بتها را كسى نمیخرد، در نزد من ماندهاند و باد كرده اند.
فرزندان آزر توهين ابراهيم به بتها را به آزر خبر دادند، آزر ابراهيم را طلبيد و او را سرزنش و تهديد كرد و از خطر سلطنت نمرود ترسانيد.
ولى ابراهيم به تهديدهاى آزر، اعتنا نكرد. آزر تصميم گرفت ابراهيم را زندانى كند، تا هم ابراهيم در صحنه نباشد و هم زندان او را تنبيه كند، از اين رو ابراهيم را دستگير كرده و در خانه اش زندانى كرد و افرادى را بر او گماشت تا فرار نكند.
ولى طولى نكشيد كه او از زندان گريخت و به دعوت خود ادامه داد و مردم را از بت و بتپرستى بر حذر داشت و به سوى توحيد فرا مى خواند.(199)
#قسمت_دوازدهم
مبارزات عملى ابراهيم عليه السلام با بت پرستى
آزر با اين كه ابراهيم را از يكتاپرستى منع مى كرد، ولى وقتى كه چشمش به چهره ملكوتى ابراهيم عليه السلام مى افتاد، محبتش نسبت به او بيشتر میشد، از آن جا كه آزر رييس كارخانه بت سازى بود، روزى چند بت به ابراهيم داد تا او آنها را به بازار ببرد و مانند ساير برادرانش آنها را به مردم بفروشد، ابراهيم خواسته آزر را پذيرفت، آن بت ها را همراه خود به طرف ميدان و بازار آورد، ولى براى اين كه فكر خفته مردم را بيدار كند، و آنها را از پرستش بت بيزار نمايد، طنابى بر گردن بتها بست و آنها را در زمين مى كشانيد و فرياد مى زد:
مَن يَشتَرىَ مَن لا يَضرُّهُ وَ لا يَنفَعُهُ؛
چه كسى اين بتها را كه سود و زيان ندارند از من میخرد.
سپس بتها را كنار لجن زار و آبهاى جمع شده در گودالها آورد و در برابر چشم مردم، آنها را در ميان لجن و آب آلوده مى انداخت و بلند مى گفت: آب بنوشيد و سخن بگوييد!!(198)
به اين ترتيب عملا به مردم مى فهمانيد كه: بتها شايسته پرستش نيستند، به هوش باشيد، و از خواب غفلت بيدار شويد و به خداى يكتا و بى همتا متوجه شويد، و در برابر اين بتهاى ساختگى و بى اراده كه سود و زيانى ندارند سجده نكنيد مگر عقل نداريد، مگر انسان نيستيد، چرا آن همه ذلت، چرا و چرا؟! آنها را نزد آزر آورد و به او گفت: اين بتها را كسى نمیخرد، در نزد من ماندهاند و باد كرده اند.
فرزندان آزر توهين ابراهيم به بتها را به آزر خبر دادند، آزر ابراهيم را طلبيد و او را سرزنش و تهديد كرد و از خطر سلطنت نمرود ترسانيد.
ولى ابراهيم به تهديدهاى آزر، اعتنا نكرد. آزر تصميم گرفت ابراهيم را زندانى كند، تا هم ابراهيم در صحنه نباشد و هم زندان او را تنبيه كند، از اين رو ابراهيم را دستگير كرده و در خانه اش زندانى كرد و افرادى را بر او گماشت تا فرار نكند.
ولى طولى نكشيد كه او از زندان گريخت و به دعوت خود ادامه داد و مردم را از بت و بتپرستى بر حذر داشت و به سوى توحيد فرا مى خواند.(199)
#حضرت_ابراهیم_علیه_السلام
#قسمت_سیزدهم
مذاكرات رو در روى ابراهيم عليه السلام با نمرود، و محكوم شدن نمرود
آوازه مخالفت ابراهيم با طاغوت پرستى و بت پرستى در همه شكلهايش در همه جا پيچيد، و به عنوان يك حادثه بزرگ در رأس اخبار قرار گرفت، نمرود كه از همه بيشتر در اين باره، حساس بود فرمان داد بى درنگ ابراهيم را به حضورش بياورند، تا بلكه از راه تطميع و تهديد، قفل سكوت بر دهان او بزند، ابراهيم را نزد نمرود آوردند.
نمرود بر سر ابراهيم فرياد زد و پس از اعتراض به كارهاى او گفت:
خداى تو كيست؟
ابراهيم: خداى من كسى است كه مرگ و زندگى در دست اوست.
نمرود از راه سفسطه و غلط اندازى وارد بحث شد، و گفت: اى بى خبر! اين كه در اختيار من است، من زنده مى كنم و مى ميرانم، مگر نمى بينى مجرم محكوم به اعدام را آزاد مى كنم، و زندانى غير محكوم به اعدام را اگر بخواهم اعدا مى نمايم.
آن گاه دستور داد يك شخص اعدامى را آزاد كردند، و يك نفر غير محكوم به اعدام را اعدام نمودند.
ابراهيم بى درنگ استدلال خود را عوض كرد و گفت: تنها زندگى و مرگ نيست بلكه همه جهان هستى به دست خدا است، بر همين اساس، خداى من كسى است كه صبحگاهان خورشيد را از افق مشرق بيرون مى آورد و غروب، آن را در افق مغرب فرو میبرد، اگر راست مى گويى كه تو خداى مردم هستى، خورشيد را به عكس از افق مغرب بيرون آر، و در افق مشرق، فرو بر.
نمرود در برابر اين استدلال نتوانست غلط اندازى كند، آن چنان گيج و بهت زده شد كه از سخن گفتن درمانده گرديد.(200)
نمرود ديد اگر آشكارا با ابراهيم دشمنى كند، رسوائيش بيشتر مى شود، ناچار دست از ابراهيم كشيد تا در يك فرصت مناسب از او انتقام بگيرد، اما جاسوسان خود را در همه جا گماشت تا مردم را از تماس با ابراهيم بترسانند و دور سازند.(201)
#قسمت_سیزدهم
مذاكرات رو در روى ابراهيم عليه السلام با نمرود، و محكوم شدن نمرود
آوازه مخالفت ابراهيم با طاغوت پرستى و بت پرستى در همه شكلهايش در همه جا پيچيد، و به عنوان يك حادثه بزرگ در رأس اخبار قرار گرفت، نمرود كه از همه بيشتر در اين باره، حساس بود فرمان داد بى درنگ ابراهيم را به حضورش بياورند، تا بلكه از راه تطميع و تهديد، قفل سكوت بر دهان او بزند، ابراهيم را نزد نمرود آوردند.
نمرود بر سر ابراهيم فرياد زد و پس از اعتراض به كارهاى او گفت:
خداى تو كيست؟
ابراهيم: خداى من كسى است كه مرگ و زندگى در دست اوست.
نمرود از راه سفسطه و غلط اندازى وارد بحث شد، و گفت: اى بى خبر! اين كه در اختيار من است، من زنده مى كنم و مى ميرانم، مگر نمى بينى مجرم محكوم به اعدام را آزاد مى كنم، و زندانى غير محكوم به اعدام را اگر بخواهم اعدا مى نمايم.
آن گاه دستور داد يك شخص اعدامى را آزاد كردند، و يك نفر غير محكوم به اعدام را اعدام نمودند.
ابراهيم بى درنگ استدلال خود را عوض كرد و گفت: تنها زندگى و مرگ نيست بلكه همه جهان هستى به دست خدا است، بر همين اساس، خداى من كسى است كه صبحگاهان خورشيد را از افق مشرق بيرون مى آورد و غروب، آن را در افق مغرب فرو میبرد، اگر راست مى گويى كه تو خداى مردم هستى، خورشيد را به عكس از افق مغرب بيرون آر، و در افق مشرق، فرو بر.
نمرود در برابر اين استدلال نتوانست غلط اندازى كند، آن چنان گيج و بهت زده شد كه از سخن گفتن درمانده گرديد.(200)
نمرود ديد اگر آشكارا با ابراهيم دشمنى كند، رسوائيش بيشتر مى شود، ناچار دست از ابراهيم كشيد تا در يك فرصت مناسب از او انتقام بگيرد، اما جاسوسان خود را در همه جا گماشت تا مردم را از تماس با ابراهيم بترسانند و دور سازند.(201)
بسم الله الحی القیوم
👋وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها رو به همه تسلیت میگم🙏
👋دوستای گلم لطفا امروز هم حتما دو رکعت نماز برای حضرت خدیجه سلام الله علیها بخونین و هدیه کنین و بعد از نماز صد یا هزار صلوات هدیه ایشان کنین🙏
ان شاءالله شفاعت همسرشان در دنیا و اخرت شامل حالمون بشه
👋این نماز رو در هر زمان از روز میتونین بخونین
دو رکعت نماز مثل نماز صبح بخونین ولی توی نیت نماز بگین: دو رکعت نماز میخوانم هدیه میکنم به حضرت خدیجه سلام الله علیها قربة الی الله
لطفا این صلوات رو توی دلتون بفرستین و هدیه کنین به حضرت خدیجه سلام الله علیها:
اللهم صل علی محمد و آل محمد و علی انبیائک و عجل لولیک الفرج
و لَعنَةُ اللهِ عَلیٰ اَعداءِ محمد و آل محمد مِنَ الأوَّلینَ وَالأخرینَ مِنَ الجِن وَالإنس اَلفِ مَرَّة
@ertebat_ba_rab
👋وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها رو به همه تسلیت میگم🙏
👋دوستای گلم لطفا امروز هم حتما دو رکعت نماز برای حضرت خدیجه سلام الله علیها بخونین و هدیه کنین و بعد از نماز صد یا هزار صلوات هدیه ایشان کنین🙏
ان شاءالله شفاعت همسرشان در دنیا و اخرت شامل حالمون بشه
👋این نماز رو در هر زمان از روز میتونین بخونین
دو رکعت نماز مثل نماز صبح بخونین ولی توی نیت نماز بگین: دو رکعت نماز میخوانم هدیه میکنم به حضرت خدیجه سلام الله علیها قربة الی الله
لطفا این صلوات رو توی دلتون بفرستین و هدیه کنین به حضرت خدیجه سلام الله علیها:
اللهم صل علی محمد و آل محمد و علی انبیائک و عجل لولیک الفرج
و لَعنَةُ اللهِ عَلیٰ اَعداءِ محمد و آل محمد مِنَ الأوَّلینَ وَالأخرینَ مِنَ الجِن وَالإنس اَلفِ مَرَّة
@ertebat_ba_rab
بسم الله الحی القیوم
☝نماز شب یازدهم رمضان☝
امروز دو شنبه ، پانزدهم اردیبهشت ، برابر با دهم رمضان هست
پس امشب، شبِ یازدهم رمضان میشه
توی نیت اینجور نمازا اینجور بگین: دو رکعت نماز میخوانم برای رضای خدای سبحان و متعال قربة الی الله
از کمی بعد از نماز عشا تا کمی بعد از اذان صبح، زمان برای خوندن این نمازا هست در این زمان در هر موقع از شب بخونین
قنوت یه عمل مستحبی هست و توی تمام نمازای واجب و مستحب هست و هر کی قنوت خودشو طولانی کنه خیلی ثواب و فضیلت براش نوشته میشه
نمازای مستحبی، اذان و اقامه ندارن
اگه کسی به خاطر عذری یا ندیدن این پستا، نمازی رو از دست داد، میتونه بعدا این نمازهارو قضا بخونه
اما دیگه نیازی نیست توی نیت، اسم قضا رو بیاری، بلکه مثل همیشه برای رضای خدا بخون و وقتی نمازت تموم شد، دستاتو بالا بیار و بگو ای خدایی که به احوال بنده ها بینا و به اسرار سینه ها دانایی، به خاطر عذر یا اطلاع نداشتن، این نماز ازم فوت شد و نتونستم بخونم ولی الان این نماز رو برای رضا و خشنودی تو خوندم، پس از من قبول کن و ذخیره آخرتم قرار بده ای مهربان ترین مهربانان
@ertebat_ba_rab
☝نماز شب یازدهم رمضان☝
امروز دو شنبه ، پانزدهم اردیبهشت ، برابر با دهم رمضان هست
پس امشب، شبِ یازدهم رمضان میشه
توی نیت اینجور نمازا اینجور بگین: دو رکعت نماز میخوانم برای رضای خدای سبحان و متعال قربة الی الله
از کمی بعد از نماز عشا تا کمی بعد از اذان صبح، زمان برای خوندن این نمازا هست در این زمان در هر موقع از شب بخونین
قنوت یه عمل مستحبی هست و توی تمام نمازای واجب و مستحب هست و هر کی قنوت خودشو طولانی کنه خیلی ثواب و فضیلت براش نوشته میشه
نمازای مستحبی، اذان و اقامه ندارن
اگه کسی به خاطر عذری یا ندیدن این پستا، نمازی رو از دست داد، میتونه بعدا این نمازهارو قضا بخونه
اما دیگه نیازی نیست توی نیت، اسم قضا رو بیاری، بلکه مثل همیشه برای رضای خدا بخون و وقتی نمازت تموم شد، دستاتو بالا بیار و بگو ای خدایی که به احوال بنده ها بینا و به اسرار سینه ها دانایی، به خاطر عذر یا اطلاع نداشتن، این نماز ازم فوت شد و نتونستم بخونم ولی الان این نماز رو برای رضا و خشنودی تو خوندم، پس از من قبول کن و ذخیره آخرتم قرار بده ای مهربان ترین مهربانان
@ertebat_ba_rab