🍃 ارتباط با خدا 🍃
1.8K subscribers
9.37K photos
413 videos
132 files
167 links
چون بندگانم، از تو درباره من بپرسند،
بگو: به راستی که من نزدیکم، دعای دعا کننده را هنگامی که مرا بخواند؛ اجابت می کنم.
پس (آنان) باید دعوت مرا بپذیرند، و به من ایمان بیاورند، باشد که راه یابند.
🍃بقره-۱۸۶🍃
Download Telegram
#حضرت_ابراهیم_علیه_السلام
#قسمت_هفتم

گفتگوى ابراهيم عليه‏ السلام با خورشيدپرستان‏


ابراهيم عليه‏ السلام آن شب را در بيابان گذراند، وقتى كه هوا روشن شد و نزديك طلوع خورشيد فرا رسيد، ناگاه نگاه ابراهيم عليه‏السلام به جمعيتى افتاد كه منتظر طلوع خورشيد هستند تا آن را سجده كرده و به عنوان خدا تعظيم نمايند.

ابراهيم كنار آن‏ها رفت و در ظاهر وانمود كرد كه با آن‏ها هم عقيده است، هنگامى كه خورشيد طلوع كرد، ابراهيم (از روى استفهام) فرياد زد:

خداى من همين است، اين از همه درخشنده‏تر است.

ابراهيم تا غروب با آن‏ها بود. ولى وقتى كه خورشيد غروب كرد، خطاب به آن‏ها گفت: من از اين عقيده برگشتم زيرا خورشيد نيز در حال تغيير و جابه‏ جايى است، و چنين موجودى هرگز خدا نخواهد بود، اگر پروردگارم مرا راهنمايى نكند قطعا از جمعيت گمراهان خواهم بود، من روى خود را به سوى كسى كردم كه آسمان‏ ها و زمين را آفريده، من در ايمان خود خالصم و از مشركان نيستم.(188)

به اين ترتيب ابراهيم با منطقى روان، و با شيوه‏اى ساده و اخلاقى دل‏پذير، ستاره‏ پرستان و ماه‏ پرستان و خورشيد پرستان را گمراه خواند و آن‏ها را به سوى خداى يكتا و بى همتا دعوت نمود و از پرستش پديده‏ هاى بى‏ اراده برحذر داشت.
#حضرت_ابراهیم_علیه_السلام
#قسمت_هشتم

معادشناسى ابراهيم‏


ابراهيم عليه‏ السلام پس از بيرون آمدن از درون غار و سير و سياحت در صحرا و بيابان، پس از تكميل خداشناسى، همچنان به سير و تفكر خود ادامه مى‏ داد تا به دريا رسيد، او با كنجكاوى عميق به دريا و امواج دريا مى‏ نگريست، ناگاه لاشه حيوان مرده‏ اى نظرش را جلب كرد، ديد حيوانات دريايى و پرندگان بيرون به پيكر آن حيوان حمله مى‏ كنند و گوشت او را مى‏ خورند، طولى نكشيد كه همه پيكر او را خوردند، اين حادثه عجيب ناخودآگاه ابراهيم را به اين فكر فروبرد كه: اگر تمام پيكر اين حيوان مرده، (هر جزيى از آن) جزء بدن چندين رقم حيوان دريايى و صحرايى شد، در روز قيامت چگونه تكه‏ هاى بدن او در كنار همه جمع شده و زنده مى‏ گردد؟!

البته ابراهيم عليه‏ السلام به زنده شدن مردگان در قيامت، يقين داشت، ولى مى‏ خواست بر يقينش بيفزايد، از اين رو دست به سوى آسمان بلند كرد و گفت: خدايا به من بنمايان كه چگونه چنين مردگانى را زنده مى‏ كنى؟!

خداوند به ابراهيم عليه‏ السلام فرمود: مگر تو به روز قيامت ايمان نياورده‏ اى؟!

ابراهيم عرض كرد: آرى، ايمان آورده‏ ام ولى مى‏ خواهم دلم سرشار از ايمان گردد.

خداوند به ابراهيم عليه‏ السلام فرمود: چهار پرنده را برگير و سر آن‏ها را ببر و سپس گوشت آن‏ها را بكوب و مخلوط و ممزوج كن، آن گاه گوشت به هم آميخته را به ده قسمت تقسيم كن و هر قسمت آن را بر سر كوهى بگذار و سپس در جايى بنشين و آن‏ها را به اذن خدا به سوى خود بخوان.

ابراهيم عليه‏ السلام چهار پرنده را (كه طبق بعضى از روايات عبارت بودند از: خروس، طاووس، اردك و كركس، يا كلاغ) گرفت و آن‏ها را ذبح كرد و گوشت آن‏ها را در هم آميخت و با هاوَن كوبيد و سپس ده قسمت كرد و هر قسمتى را روى كوهى نهاد. آن گاه كمى دورتر رفت و در حالى كه منقارهاى آن چهار پرنده در دستش بود در جايى نشست و صدا زد: اى پرندگان! به اذن خدا زنده شويد و به نزد من پرواز كنيد.))

در همان لحظه گوشتهاى مخلوط شده پرندگان از هم جدا شدند، و به صورت چهار پرنده در آمدند و روح در آن‏ها دميده شد و به سوى ابراهيم عليه‏ السلام پريدند و به او پيوستند.(189)

حضرت رضا عليه‏ السلام در ضمن گفتارى فرمود: پس از آن كه آن چهار پرنده، زنده شده و به منقارهاى خود پيوستند، به پرواز در آمدند و سپس نزد ابراهيم عليه‏ السلام آمده از آب و دانه‏ هاى گندم كه در آن جا بود نوشيدند و برچيده و خوردند و گفتند: اى پيامبر خدا! خدا تو را زنده بدارد كه ما را زنده كردى.

ابراهيم عليه‏ السلام فرمود: بلكه خداوند زنده مى‏ كند و مى‏ ميراند و او بر هر چيزى قادر و تواناست.(190)

به اين ترتيب ابراهيم عليه‏ السلام با چشم خود، صحنه معاد و زنده شدن مردگان را مشاهده كرد، و سخن قلبش را به زبان آورد: آرى، خداوند بر هر چيزى قادر و تواناست، خدايى كه هم بر ذره‏ هاى پراكنده مردگان آگاه است و هم مى‏ تواند آن‏ها را جمع نموده و به صورت نخستينشان زنده كند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بسم الله الحی القیوم

👆نماز شب هشتم رمضان👆

امروز جمعه ، دوازدهم اردیبهشت ، برابر با هفتم رمضان هست
پس امشب، شبِ هشتم رمضان میشه

توی نیت اینجور نمازا اینجور بگین: دو رکعت نماز میخوانم برای رضای خدای سبحان و متعال قربة الی الله

از بعد از نماز عشا تا کمی بعد از اذان صبح، زمان برای خوندن این نمازا هست در این زمان در هر موقع از شب بخونین

قنوت یه عمل مستحبی هست و توی تمام نمازای واجب و مستحب هست و هر کی قنوت خودشو طولانی کنه خیلی ثواب و فضیلت براش نوشته میشه

نمازای مستحبی، اذان و اقامه ندارن

اگه کسی به خاطر عذری یا ندیدن این پستا، نمازی رو از دست داد، میتونه بعدا این نمازهارو قضا بخونه
اما دیگه نیازی نیست توی نیت، اسم قضا رو بیاری، بلکه مثل همیشه برای رضای خدا بخون و وقتی نمازت تموم شد، دستاتو بالا بیار و بگو ای خدایی که به احوال بنده ها بینا و به اسرار سینه ها دانایی، به خاطر عذر یا اطلاع نداشتن، این نماز ازم فوت شد و نتونستم بخونم ولی الان این نماز رو برای رضا و خشنودی تو خوندم، پس از من قبول کن و ذخیره آخرتم قرار بده ای مهربان ترین مهربانان

@ertebat_ba_rab
Forwarded from 🍃 ارتباط با خدا 🍃 (Deleted Account)
دعائی که ازشخص حضرت صاحب الزّمان ارواحنافداه صادرشده و به وسیله ابوالحسن ضرّاب اصفهانی رضوان الله علیه به ما رسیده و علماء بزرگ مانند شیخ طوسی و سیّدابن طاووس و علاّمه مجلسی و علاّمه نوری و حاج شیخ عباس قمی رضوان الله تعالی علیهم اجمعین آن رانقل نموده اند و بیش ازهزارسال سابقه دارد و درهرشب و درهرروز و هرزمان و هرمکان خواندن آن جایز و مفید و موثراست.

👌وکلیدی است که به برکت آن صدها قفل بسته گشوده شده و صدهاحاجت برآورده می شود و صدها بلا و گرفتاری دردنیا و آخرت به برکت این صلوات و دعای شریف برطرف می گردد

📌و اگرکسی ازاین صلوات و دعاء بهتربرای امام زمان ارواحنافداه پیدا کرد، جایزه دارد.

🔷وصاحب مکیال المکارم درجلددوم عربی صفحه73بعد ازنقل این صلوات و دعای شریف فرموده اند، ((این دعای شریف ازدعاهای جلیله ای است که سزاواراست درهروقتی ازاوقات برآن مداومت و مواظبت شود.))

بنابراین👇

اگرمریض دارید

اگرقرض دارید

اگرمنزل ندارید

و اگرداماد و عروس خوب می خواهید

و اگرجوانهای مومن زن خوب می خواهند

و اگرخواهران مومنه شوهرخوب می خواهند

و اگراولاد صالح می خواهید

و اگروسعت رزق و روزی حلال می خواهید

و اگربرطرف شدن همه غمها و غصه ها و گرفتاریها را می خواهید

و اگرازصفات بد و حیوانی رنج می برید

و اگرطالب صفات خوب هستید

و اگرتوفیق سحرخیزی و نمازشب می خواهید

و اگرنجات ازدست نفس امّاره و شیطان و وسوسه های شیطانی رامی خواهید

و اگر سلامتی، عافیت، عزت، کرامت و خیردنیا و آخرت می خواهید

و اگرنجات ازسکرات مرگ و گرفتاریهای برزخ و قیامت و جهنم و ورود به بهشت را بدون حساب می خواهید

و اگرمکه، مدینه، کربلا، نجف، کاظمین، سامراء و سوریه رامی خواهید

و اگرعلم اولین و آخرین و اسم اعظم و حفظ قرآن کریم و عمل به آن و نشرآنرا می خواهید

و اگرایمان و عقل کامل و علم نافع و حافظه قوی و معرفت حقیقی و نیت صادقه و پاک می خواهید

و اگرتوفیق انجام واجبات و مستحبات و ترک محرمات و مکروهات رامی خواهید

و اگردوست دارید که درردیف یاوران درجه یک امام زمان ارواحنافداه باشید

واگردوست داری دکه با خداوند متعال و حضرت صاحب الزمان ارواحنافداه رفیق و همنشین باشید

و به مقام قرب پروردگارمتعال و مصاحبت و موانست دائم با آن ذات پاک برسید

و دائماٌ دردنیا و آخرت باحضرت محمّد و آل محمّد صلی الله علیهم اجمعین باشید

و دراعلاعلییّن با آن بزرگواران ازمحضرحضرت احدیّت جلّ جلاله فیض ببرید

و کمترازلحظه ای دردنیا و آخرت بین شما و وخداوند متعال واولیاءعزیزش جدائی نیفتد

ودرهرشب و هرروز و هرزمان و هرمکان ودرهرفرصت مناسب این صلوات و دعای شریف راکه درهمین پست یا هر جای دیگر بااخلاص کامل بخوانید

تاببینیدآنچه راکه دیگران نمی بینند

و بشنویدآنچه راکه دیگران نمی شوند

و بیابیدآنچه راکه دیگران نمی یابند.
Forwarded from 🍃 ارتباط با خدا 🍃 (Deleted Account)
متن صلوات ابوالحسن ضراب اصفهانی.pdf
423.8 KB
صلوات ابوالحسن ضراب اصفهانی
بسم الله الرحمن الرحیم

أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ

آگاه شوید که تنها یاد خدا آرام‌بخش دلهاست.

(رعد ۲۸)

کپی با ذکر صلوات
#اللهم_صل_على_محمد_وال_محمد .


لطفا مطالب را برای دوستان و عزیزانتان هم ارسال کنید🌺

@ertebat_ba_rab
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM


#ببینید

نماهنگ | درد آشنا
بامداحی: حاج مهدی رسولی
مناجات خوانی ویژه ماه مبارک رمضان

[کیفیت متوسط]

#نشر_حداکثری

[ @mahdirasuli_ir ]
[ @sarallah_zanjan ]
نماهنگ رفیق..
سید احمد دارستانی
👆به چه علت باید بریم در خانه خدا..؟
.
👈توصیه میشود گوش کنید (عالیه)👌
.
🎤اسـتـاد دارسـتـانـی
🆔️ @Darestani110
هشتمین روز شده، دست من و لطف رضا (ع)
هشتمین نور خدا! رزق نما «کرب و بلا»...

#روز_هشتم
#الهی‌به‌علی‌ابن‌موسی‌العفو...

*به کانال شهدای هویزه بپیوندید
@shohaday_hoveizeh
🍃 ارتباط با خدا 🍃
#حضرت_ابراهیم_علیه_السلام #قسمت_هشتم معادشناسى ابراهيم‏ ابراهيم عليه‏ السلام پس از بيرون آمدن از درون غار و سير و سياحت در صحرا و بيابان، پس از تكميل خداشناسى، همچنان به سير و تفكر خود ادامه مى‏ داد تا به دريا رسيد، او با كنجكاوى عميق به دريا و امواج…
#حضرت_ابراهیم_علیه_السلام
#قسمت_نهم


سيرت نيك با نابودى چهار خوى زشت‏


مطابق بعضى از روايات كه از امام صادق عليه‏ السلام نقل شده، چهار پرنده‏اى كه ابراهيم عليه‏ السلام آن‏ها را گرفت و ذبح و مخلوط كرد و ده قسمت نمود، و آن‏ها زنده شدند، عبارت بودند از: خروس، كبوتر (يا مرغابى) طاووس، و كلاغ.(191)

اين صحنه، ظاهر ماجرا بود، ولى در حقيقت هر يك از اين پرندگان سمبل يكى از صفات زشت است، خروس كنايه از شهوترانى، مرغابى كنايه از شكم‏ خوارگى، طاووس كنايه از جاه‏ طلبى، و كلاغ اشاره از آرزوى دراز است، اگر انسان، ابراهيم گونه از اين چهار صفت زشت دورى كند، مى تواند مدارج تكامل را پيموده و به مرحله يقين برسد، بر همين اساس مولانا در كتاب مثنوى می گويد:



تو خليل وقتى اى خورشيد هُش اين چهار طيار رهزن را بكش
خُلق را گر زندگى خواهى ابد سر ببر زين چهار مرغ شوم و بد
بط و طاووس است و زاغ است و خروس‏(192) اين مثال چار مرغ اندر نفوس
بط حرص است و خروس آن شهوت است جاه طاووس است و زاغ انيت است‏(193)
#حضرت_ابراهیم_علیه_السلام
#قسمت_دهم

ورود ابراهيم به شهر بابِل‏


ابراهيم عليه‏ السلام پس از خروج غار و سير و سياحت و تكميل خداشناسى و معادشناسى، در حالى كه نوجوان بود وارد شهر بابل پايتخت نمرود گرديد. شهرى كه غرق در فساد بود، و مردم آن از نظر معنوى در حد صفر بودند و عقايد خرافى مانند: بت‏ پرستى، نمرود پرستى و انواع خرافات ديگر در ميانشان رواج داشت.

ابراهيم طبق معمول نخست به خانه مادرش رفت، پدرش مدتها قبل از دنيا رفته بود، به عمويش كه سرپرستش بود و نامش آزر بود، پدر مى‏ گفت. ابراهيم دعوتش را از آزر شروع كرد.

ابراهيم عليه‏ السلام ديد آزر نه تنها از بت پرستان سرشناس است بلكه از بت‏ سازان معروف نيز مى‏باشد و با سلطنت نمرود ارتباط نزديك دارد، و از آن جا كه گفته‏ اند عدو شود سبب خير گر خدا خواهد ابراهيم عليه‏السلام در خانه آزر، كمتر مورد سوء ظن واقع مى‏ شد.

طبق بعضى از روايات كه از امام صادق عليه‏ السلام نقل شده: ابراهيم عليه‏ السلام همراه مادرش وارد شهر شدند و با هم به خانه مادرش رفت، در آن جا براى اولين بار نگاه آزر به چهره ابراهيم عليه‏ السلام افتاد، آزر كه از اين حادثه نگران به نظر مى‏ رسيد شتاب‏زده به مادر ابراهيم گفت: اين شخص كيست كه در سلطنت شاه (نمرود) باقى مانده است؟ با اين كه به فرمان شاه، پسران را مى‏ كشتند، چرا اين شخص زنده مانده است؟!

مادر براى جلب عواطف آزر گفت: اين پسر تو است، در فلان وقت هنگامى كه از شهر بيرون رفته بودم، متولد شده است.

آزر گفت: واى بر تو اگر شاه از اين ماجرا با خبر شود، ما را از مقامى كه در پيشگاهش داريم عزل مى‏ كند.

مادر گفت: اگر شاه با خبر نشد كه زيانى به تو نخواهد رسيد، و اگر با خبر شد من جواب او را خواهم داد، به طورى كه به مقام تو آسيب نرسد، بگذار اين پسر باقى بماند و براى ما به عنوان پسر باشد.(194)

به اين ترتيب ابراهيم در پناه آزر، حفظ گرديد، چنان كه خداوند موسى عليه‏ السلام را در دامن فرعون حفظ كرد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بسم الله الحی القیوم

نماز شب نهم رمضان

امروز شنبه ، سیزدهم اردیبهشت ، برابر با هشتم رمضان هست
پس امشب، شبِ نهم رمضان میشه

توی نیت اینجور نمازا اینجور بگین: دو رکعت نماز میخوانم برای رضای خدای سبحان و متعال قربة الی الله

احتیاط واجب اینه که ایة الکرسی رو تا هم فیها خالدون بخونین

اونایی که این پست رو دیر دیدن و بعد از مغرب و عشا دیدن، میتونن بعد از عشا بخونن اشکال نداره

تمام نمازای مستحبی بجز وتر و اعرابی همشون دو رکعتی هستن، یعنی اول نیت میکنیم و مطابق دستور توی هر رکعت، سوره هارو میخونیم و وقتی تشهد و سلام دادیم و تکبیر هارو گفتیم و نماز تموم شد، دوباره از اول دو رکعت دیگه میخونیم و الی اخر
بسم الله الرحمن الرحیم

فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلَىٰ نَفْسِهِ ۖ وَمَنْ أَوْفَىٰ
بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا


پس کسی که پیمان می شکند فقط به زیان خود می شکند، و کسی که به پیمانی که با خدا بسته است وفا کند، خدا به زودی پاداشی بزرگ به او می دهد.


کپی با ذکر صلوات

#اللهم_صل_على_محمد_وال_محمد

(فتح ۱۰)

لطفا مطالب را برای دوستان و عزیزانتان هم ارسال کنید🌺


@ertebat_ba_rab
🌱
🌸🍀
🍃 ارتباط با خدا 🍃
#حضرت_ابراهیم_علیه_السلام #قسمت_دهم ورود ابراهيم به شهر بابِل‏ ابراهيم عليه‏ السلام پس از خروج غار و سير و سياحت و تكميل خداشناسى و معادشناسى، در حالى كه نوجوان بود وارد شهر بابل پايتخت نمرود گرديد. شهرى كه غرق در فساد بود، و مردم آن از نظر معنوى در…
#حضرت_ابراهیم_علیه_السلام
#قسمت_یازدهم

گفتگوى ابراهيم عليه‏ السلام با آزر


آزر عموى ابراهيم عليه‏ السلام بود، ولى ابراهيم به خاطر سرپرستى آزر، او را پدر مى‏ ناميد، ابراهيم عليه‏ السلام تصميم گرفت نخست آزر را به خدا پرستى دعوت كند، از اين رو با آزر به گفتگو پرداخت، زيرا آزر بت پرست معروف و بت‏ ساز بود، اگر او هدايت مى‏ شد، بسيارى به پيروى از او دست از بت‏ پرستى مى‏ كشيدند.
هنگامى كه از آنان و آنچه غير خدا مى‏ پرستيدند كناره‏ گيرى كرد، ما اسحاق و يعقوب را به او بخشيديم؛ و هر يك را پيامبرى )بزرگ( قرار داديم!

به اين ترتيب ابراهيم عليه‏ السلام مرعوب شوكت و قدرت سرپرستش آزر نشد، و از تهديد و هشدار او نترسيد و با توكل به خداوند، به طور مكرر، او را به سوى خدا دعوت نمود، و از بتها بر حذر داشت، و با صراحت اعلام كرد كه من از آن بت‏ها دورى مى‏ كنم و تنها خداى يگانه را مى‏ پرستم.

آزر با گستاخى، ابراهيم را از خود راند و نصايح مهرانگيز او را با تندى رد كرد، ابراهيم كه ديد با نرمش و استدلال نمى‏ تواند نتيجه بگيرد، پا را فراتر نهاد و رگبار سرزنش خود را متوجه آزر و پيروانش كرد و با صراحت به آزر و پيروانش گفت:

آيا به راستى بت ها را به عنوان خدا برگزيده‏ ايد؟ تو و جمعيت تو را در گمراهى آشكار مى‏ نگرم.(196)

و در فرصت ديگر به آزر و پيروانش گفت:

اين مجسمه‏ ها چيست كه شما در برابر آن‏ها سجده مى‏ كنيد، و آن‏ها را شب و روز مى‏ پرستيد؟

آن‏ها جواب دادند: نياكان و پدران ما، چنين مى‏ كردند، ما هم روش آن‏ها را ادامه مى‏ دهيم.

ابراهيم با قاطعيت و تأكيد گفت:

لَقد كُنتُم انتُم وَ آباؤُكُم فِى ضلالٍ مُّبينٍ؛

قطعا هم شما و هم پدرانتان در گمراهى آشكار بوديد و هستيد.

آن‏ها گفتند:: آيا مطلب حقى براى ما آورده‏ اى يا شوخى مى‏ كنى؟!

ابراهيم جواب داد: (كاملا حق آورده‏ ام) پروردگار شما همان پروردگار آسمان و زمين است كه آن‏ها را ايجاد كرده و من بر اين امر از گواهانم.(197)

ابراهيم گرچه در مراحل نخست، از راه نرمش و مدارا با آزر سخن گفت، زيرا آزر حق سرپرستى بر ابراهيم داشت، وانگهى ابراهيم مى‏ خواست بلكه از اين راه او را جذب نمايد، ولى وقتى كه لجاجت آزر در راه شرك، براى ابراهيم روشن شد، نه تنها از او دورى كرد، بلكه از او بيزارى جست، چنان كه در آيه 114 سوره توبه مى‏ خوانيم:

فَلمَّا تَبيَّن لَهُ أَنَّه عدُوٌّ للّهِ تَبَرَّءَ مِنهُ؛

هنگامى كه براى ابراهيم روشن شد كه آزر دشمن خدا است از او بيزارى جست.


گفتگوى ابراهيم با آزر، داراى چندين مرحله است، در آغاز با نرمش، استدلال، و در مراحل بعد با تندى با او برخورد كرد. آيات قرآن بيانگر اين مراحل است. در آيات قرآن چنين آمده: ابراهيم خطاب به آزر گفت:

اى بابا! چرا چيزى را مى‏ پرستى كه نه مى‏ شنود و نه مى‏ بيند، و نه هيچ مشكلى را از تو حل مى‏ كند؟!

اى بابا! دانشى براى من آمده كه براى تو نيامده است، بنابراين از من پيروى كن تا تو را به راه راست هدايت كنم.

اى بابا! شيطان را پرستش مكن كه شيطان نسبت به خداى رحمان، عصيانگر است.

اى بابا! من از اين مى‏ ترسم كه از سوى خداوند رحمان عذابى به تو رسد و در نتيجه از دوستان شيطان باشى.

ولى آزر در برابر دعوت مهرانگيز و منطقى ابراهيم، عصبانى شد و او را تهديد به سنگسار كرد، و به او چنين گفت:

اى ابراهيم! آيا تو از معبودهاى من (بت‏ها) روى‏ گردان هستى، اگر از اين كار دست برندارى، تو را سنگسار خواهم كرد، اكنون براى مدّتى طولانى از من دور شو!

ابراهيم عليه‏ السلام از تهديد آزر نترسيد، در عين حال مرحله ملايمت و نرمش را رعايت كرد تا بلكه عاطفه آزر را تحريك كرده و به نفع خود جذب كند، به آزر رو كرد و گفت:

سلام بر تو، من به زودى از پروردگارم برايت تقاضاى عفو مى‏ كنم، چرا كه او همواره نسبت به من مهربان بوده است و از شما، و آنچه غير خدا مى‏ خوانيد، كناره‏ گيرى مى‏ كنم و پروردگارم را مى‏ خوانم و اميد آن را دارم كه در خواندن پروردگارم، بى‏ پاسخ نمانم.(195)