Forwarded from 🍃 ارتباط با خدا 🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
.
آرامش این نیست که صدایی نباشد
مشکلی وجود نداشته باشد
کار سختی پیش رو نباشد
آرامش یعنی در میان دغدغه ها، صدا ها، مشکلات و کار سخت؛
دلی آرام وجود داشته باشد و بتوانی آرامشت را تقدیم کنی به عزیزانت
آرامش این نیست که صدایی نباشد
مشکلی وجود نداشته باشد
کار سختی پیش رو نباشد
آرامش یعنی در میان دغدغه ها، صدا ها، مشکلات و کار سخت؛
دلی آرام وجود داشته باشد و بتوانی آرامشت را تقدیم کنی به عزیزانت
بسم الله الرحمن الرحیم
امام صادق علیه السلام می فرماید:
اگر شرابخوار به خواستگاری آمد نباید او را پذیرفت، چون صلاحیت ازدواج ندارد، سخنانش را نباید تصدیق نمود، هرگاه برای کسی واسطه شود نباید او را قبول نمود.
و نمی توان به او اعتماد کرد، هر کس به شرابخوار امانتی بسپارد چنانچه از بین برود، خداوند به صاحب امانت پاداشی نمی دهد و امانت از دست رفته او را جبران نمی کند.
سپس فرمود: مایل بودم شخصی را سرمایه بدهم برای تجارت به کشور یمن برود، خدمت پدرم حضرت امام باقر علیه السلام رسیدم و عرض کردم:
می خواهم به فلانی برای تجارت سرمایه بدهم، نظر شما چیست؟ صلاح است یا نه؟
فرمود:
مگر نمی دانی او شراب می خورد؟
گفتم:
از بعضی از مؤمنین شنیده ام می گویند او شراب می خورد.
فرمود: سخنان آنان را تصدیق کن! چون خداوند درباره پیامبر صلی الله علی محمد و آله الطاهرینمی فرماید: پیغمبر صلی الله علی محمد و آله الطاهرین به خدا ایمان دارد و مؤمنین را تصدیق می نماید، بنابراین شما باید مؤمنین را تصدیق کنی.
آنگاه فرمود:
اگر سرمایه را در اختیار او بگذاری، سرمایه نابود شود و از بین برود خدا تو را نه اجرا می دهد و نه امانتت را جبران می کند.
گفتم:
برای چه؟
فرمود: خداوند می فرماید:
لا تؤتوا السفهاء اموالکم التی جعل الله لکم قیاماً
اموالی را که خداوند آن را مایه زندگیتان قرار داده به نادانان ندهید.
آیا نادانتر از شرابخوار وجود دارد؟
پس از آن فرمود:
بنده تا شراب نخورده همیشه در پناه خدا است و در سایه لطف او اسرارش پرده پوش می شود.
هنگامی که شراب خورد سرش را فاش می کند و او را در پناه خود نگه نمی دارد.
در این صورت گوش، چشم، دست و پای چنین شخص، هر کدام شیطان است او را به سوی هر زشتی می برد و از هر خوبی باز می دارد.
بحار، ج 103، ص 84
@ertebat_ba_rab
امام صادق علیه السلام می فرماید:
اگر شرابخوار به خواستگاری آمد نباید او را پذیرفت، چون صلاحیت ازدواج ندارد، سخنانش را نباید تصدیق نمود، هرگاه برای کسی واسطه شود نباید او را قبول نمود.
و نمی توان به او اعتماد کرد، هر کس به شرابخوار امانتی بسپارد چنانچه از بین برود، خداوند به صاحب امانت پاداشی نمی دهد و امانت از دست رفته او را جبران نمی کند.
سپس فرمود: مایل بودم شخصی را سرمایه بدهم برای تجارت به کشور یمن برود، خدمت پدرم حضرت امام باقر علیه السلام رسیدم و عرض کردم:
می خواهم به فلانی برای تجارت سرمایه بدهم، نظر شما چیست؟ صلاح است یا نه؟
فرمود:
مگر نمی دانی او شراب می خورد؟
گفتم:
از بعضی از مؤمنین شنیده ام می گویند او شراب می خورد.
فرمود: سخنان آنان را تصدیق کن! چون خداوند درباره پیامبر صلی الله علی محمد و آله الطاهرینمی فرماید: پیغمبر صلی الله علی محمد و آله الطاهرین به خدا ایمان دارد و مؤمنین را تصدیق می نماید، بنابراین شما باید مؤمنین را تصدیق کنی.
آنگاه فرمود:
اگر سرمایه را در اختیار او بگذاری، سرمایه نابود شود و از بین برود خدا تو را نه اجرا می دهد و نه امانتت را جبران می کند.
گفتم:
برای چه؟
فرمود: خداوند می فرماید:
لا تؤتوا السفهاء اموالکم التی جعل الله لکم قیاماً
اموالی را که خداوند آن را مایه زندگیتان قرار داده به نادانان ندهید.
آیا نادانتر از شرابخوار وجود دارد؟
پس از آن فرمود:
بنده تا شراب نخورده همیشه در پناه خدا است و در سایه لطف او اسرارش پرده پوش می شود.
هنگامی که شراب خورد سرش را فاش می کند و او را در پناه خود نگه نمی دارد.
در این صورت گوش، چشم، دست و پای چنین شخص، هر کدام شیطان است او را به سوی هر زشتی می برد و از هر خوبی باز می دارد.
بحار، ج 103، ص 84
@ertebat_ba_rab
Forwarded from 🍃 ارتباط با خدا 🍃
بسم الله الرحمن الرحیم
نوشته اند: روزی اسکندر مقدونی، نزد دیوجانس آمد تا با او گفت و گو کند.
دیوجانس که مردی خلوت گزیده و عارف مسلک بود، اسکندر را آن چنان که او توقع داشت، احترام نکرد و وقعی ننهاد.
اسکندر از این برخورد و مواجهه دیوجانس، برآشفت و گفت:
- این چه رفتاری است که تو با ما داری؟ آیا گمان کرده ای که از ما بی نیازی؟
- آری، بی نیازم
- تو را بی نیاز نمی بینم .بر خاک نشسته ای و سقف خانه ات، آسمان است . از من چیزی بخواه تا تو را بدهم .
- ای شاه!من دو بنده حلقه به گوش دارم که آن دو، تو را امیرند . تو بنده بندگان منی .
- آن بندگان تو که بر من امیرند، چه کسانی اند؟
- خشم و شهوت. من آن دو را رام خود کرده ام؛ حال آن که آن دو بر تو امیرند و تو را به هر سو که بخواهند می کشند
اللهم صل علی محمد و آل محمد و علی اهل بیته و علی انبیائک و عجل لولیک الفرج
حکایت مثنوی بدین قرار است:
🔹گفت شاهی، شیخ را اندر سخن
🔹چیزی از بخشش زمن درخواست کن
🔹گفت ای شه، شرم ناید مر تو را
🔹که چنین گویی مرا، زین برتر آ
🔹من دو بنده دارم و ایشان حقیر
🔹و آن دو بر تو حاکمانند و امیر
🔹گفت شه آن دو چه اند، آن زلت است
🔹گفت آن یک خشم و دیگر شهوت است
🌷وقت خشم و وقت شهوت مرد کو؟🌷
🌷طالب مردی چنینم کو به کو!🌷
📚این حکایت در منابع مختلف به شکل های گوناگون و با اسامی و اشخاص متفاوت، نقل شده است . آنچه در بالا آمد، آمیخته ای است از حکایت هایی که در دو منبع زیر آمده است:
الف . ابن فاتک، مختار الحکم و محاسن الکلم، ص ۷۳
📚مثنوی معنوی، چاپ نیکلسون، دفتر دوم، ابیات 1468 - 1465
@ertebat_ba_rab
نوشته اند: روزی اسکندر مقدونی، نزد دیوجانس آمد تا با او گفت و گو کند.
دیوجانس که مردی خلوت گزیده و عارف مسلک بود، اسکندر را آن چنان که او توقع داشت، احترام نکرد و وقعی ننهاد.
اسکندر از این برخورد و مواجهه دیوجانس، برآشفت و گفت:
- این چه رفتاری است که تو با ما داری؟ آیا گمان کرده ای که از ما بی نیازی؟
- آری، بی نیازم
- تو را بی نیاز نمی بینم .بر خاک نشسته ای و سقف خانه ات، آسمان است . از من چیزی بخواه تا تو را بدهم .
- ای شاه!من دو بنده حلقه به گوش دارم که آن دو، تو را امیرند . تو بنده بندگان منی .
- آن بندگان تو که بر من امیرند، چه کسانی اند؟
- خشم و شهوت. من آن دو را رام خود کرده ام؛ حال آن که آن دو بر تو امیرند و تو را به هر سو که بخواهند می کشند
اللهم صل علی محمد و آل محمد و علی اهل بیته و علی انبیائک و عجل لولیک الفرج
حکایت مثنوی بدین قرار است:
🔹گفت شاهی، شیخ را اندر سخن
🔹چیزی از بخشش زمن درخواست کن
🔹گفت ای شه، شرم ناید مر تو را
🔹که چنین گویی مرا، زین برتر آ
🔹من دو بنده دارم و ایشان حقیر
🔹و آن دو بر تو حاکمانند و امیر
🔹گفت شه آن دو چه اند، آن زلت است
🔹گفت آن یک خشم و دیگر شهوت است
🌷وقت خشم و وقت شهوت مرد کو؟🌷
🌷طالب مردی چنینم کو به کو!🌷
📚این حکایت در منابع مختلف به شکل های گوناگون و با اسامی و اشخاص متفاوت، نقل شده است . آنچه در بالا آمد، آمیخته ای است از حکایت هایی که در دو منبع زیر آمده است:
الف . ابن فاتک، مختار الحکم و محاسن الکلم، ص ۷۳
📚مثنوی معنوی، چاپ نیکلسون، دفتر دوم، ابیات 1468 - 1465
@ertebat_ba_rab
Forwarded from 🍃 ارتباط با خدا 🍃
امام باقر علیه السلام فرمودند:
به خدا قسم اگر از شخصى راستگو حديثى درباره حلال و حرام بشنوى،
از آنچه كه آفتاب بر آن طلوع و غروب مى كند
براى تو بهتر است.
📚کافی(ط-الاسلامیه) مقدمه ص۷
@ertebat_ba_rab
به خدا قسم اگر از شخصى راستگو حديثى درباره حلال و حرام بشنوى،
از آنچه كه آفتاب بر آن طلوع و غروب مى كند
براى تو بهتر است.
📚کافی(ط-الاسلامیه) مقدمه ص۷
@ertebat_ba_rab
Forwarded from 🍃 ارتباط با خدا 🍃
بسم الله الرحمن الرحیم
•تجارت با هفتاد دینار حلال
روزی جوانی به حضور امام صادق علیه السلام آمد و عرض کرد:
- سرمایه ندارم.
امام علیه السلام فرمود: درستکار باش! خداوند روزی را می رساند.
جوان بیرون آمد. در راه کیسه ای پیدا کرد. هفتصد دینار در آن بود. با خود گفت: باید سفارش امام علیه السلام را عمل نمایم، لذا من به همه اعلام می کنم که اگر کیسه ای گم کرده اند نزد من آیند.
•اللهم صل علی محمد و آل محمد و علی اهل بیته و علی انبیائک و عجل لولیک الفرج•
با صدای بلند گفت:
هر کس کیسه ای گم کرده، بیاید نشانه اش را بگوید و آن را ببرد.
فردی آمد و نشانه های کیسه را گفت، کیسه اش را گرفت و هفتاد دینار به رضایت خود به آن جوان داد
جوان برگشت به حضور حضرت، قضیه را گفت.
حضرت فرمود:
- این هفتاد دینار حلال بهتر است از آن هفتصد دینار حرام و آن را خدا به تو رساند.
جوان با آن پول تجارت کرد و بسیار غنی شد
🌹اللهم العَن قَتَلَةَ امیرالمومنین🌹
🌹اللهم العَن قَتَلَةَ الحسین و اصحابه🌹
🌹اللهم العَن قَتَلَةَ حسن بن امیرالمومنین🌹
🌹اللهم العَن قَتَلَةَ علی بن موسی الرضا المرتضی🌹
📚بحار، ج ۴۷، ص ۱۱۷
@ertebat_ba_rab
•تجارت با هفتاد دینار حلال
روزی جوانی به حضور امام صادق علیه السلام آمد و عرض کرد:
- سرمایه ندارم.
امام علیه السلام فرمود: درستکار باش! خداوند روزی را می رساند.
جوان بیرون آمد. در راه کیسه ای پیدا کرد. هفتصد دینار در آن بود. با خود گفت: باید سفارش امام علیه السلام را عمل نمایم، لذا من به همه اعلام می کنم که اگر کیسه ای گم کرده اند نزد من آیند.
•اللهم صل علی محمد و آل محمد و علی اهل بیته و علی انبیائک و عجل لولیک الفرج•
با صدای بلند گفت:
هر کس کیسه ای گم کرده، بیاید نشانه اش را بگوید و آن را ببرد.
فردی آمد و نشانه های کیسه را گفت، کیسه اش را گرفت و هفتاد دینار به رضایت خود به آن جوان داد
جوان برگشت به حضور حضرت، قضیه را گفت.
حضرت فرمود:
- این هفتاد دینار حلال بهتر است از آن هفتصد دینار حرام و آن را خدا به تو رساند.
جوان با آن پول تجارت کرد و بسیار غنی شد
🌹اللهم العَن قَتَلَةَ امیرالمومنین🌹
🌹اللهم العَن قَتَلَةَ الحسین و اصحابه🌹
🌹اللهم العَن قَتَلَةَ حسن بن امیرالمومنین🌹
🌹اللهم العَن قَتَلَةَ علی بن موسی الرضا المرتضی🌹
📚بحار، ج ۴۷، ص ۱۱۷
@ertebat_ba_rab