🌷🌷ختم قرآن روزانه به صورت حزبی و جزئی برای دریافت حزب و جزء به ایدی من پیام بدید🌷🌷
ختم قران امروز هدیه به اموات🌹
مهلت خواندن یک روز
آیدی👇
@sgh2328
فقط برای دریافت حزب یا جزء پیام بدید سوالی جواب داده نمی شود
👈فقط کلمه حزب یا جزء فرستاده بشه 🙏
👈لطفا در گفتگوی محرمانه پیام ندید پیامهابرام نمیاد
👈بعداز ارسال جزء یاحزب استیکر نفرستید یا پیام تشکر نفرستید
ممنون از توجهتون👋🌷
ختم قران امروز هدیه به اموات🌹
مهلت خواندن یک روز
آیدی👇
@sgh2328
فقط برای دریافت حزب یا جزء پیام بدید سوالی جواب داده نمی شود
👈فقط کلمه حزب یا جزء فرستاده بشه 🙏
👈لطفا در گفتگوی محرمانه پیام ندید پیامهابرام نمیاد
👈بعداز ارسال جزء یاحزب استیکر نفرستید یا پیام تشکر نفرستید
ممنون از توجهتون👋🌷
حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم فرموده هر كس روز جمعه
صد بار
بر من صلوات بفرستد،
خداوند شصت حاجت او را
روا میكند
سى حاجت آن براى دنيا
و سى حاجت براى آخرت است
پیامبر اکرم(ص)
ثواب الأعمال و عقاب
الأعمال ترجمه انصارى ص،٣٠١
#حدیث
صد بار
بر من صلوات بفرستد،
خداوند شصت حاجت او را
روا میكند
سى حاجت آن براى دنيا
و سى حاجت براى آخرت است
پیامبر اکرم(ص)
ثواب الأعمال و عقاب
الأعمال ترجمه انصارى ص،٣٠١
#حدیث
🔻حضرت #محمد صلواتاللهعلیه:
کسی که روز جمعه غسل کند تمام گناهان و خطاهایش محو و نابود میگردد.
بحارالانوار ج ۷۸ صفحه ۱۲۷
کسی که روز جمعه غسل کند تمام گناهان و خطاهایش محو و نابود میگردد.
بحارالانوار ج ۷۸ صفحه ۱۲۷
+امروز جمعه خواندن سوره های یس،جمعه،صافات و سوره ق،زیارت عاشورا
فراموش نکنید
100صلوات نذر مادر امام زمان نرجس خاتون برای رفع گرفتاریها و براورده شدن حوائج مفیداست🌱
فراموش نکنید
100صلوات نذر مادر امام زمان نرجس خاتون برای رفع گرفتاریها و براورده شدن حوائج مفیداست🌱
+ دوستانی که میتونن حتما امروز نماز امام زمان رو بجا بیارن🌱❤️
این نماز دو رکعت است که به نیت امام زمان (عج) خوانده میشود.
در هر رکعت یک بار سورههای حمد و توحید خوانده میشود و هنگام خواندن سوره حمد زمانی که به آیه «اِیّاکَ نَعبُدٌ و اِیّاکَ نَستَعین»رسیدید آن را ۱۰۰ مرتبه تکرار کنید. (پس بهتر است که موقع خواندن این نماز یک تسبیح صدتایی همراه داشته باشید)در نماز امام زمان (عج) ذکرهای هر یک از رکوعها و سجدهها باید ۷ مرتبه تکرار شود.
وقتی که سلام نماز را گفتید باید ذکرهای زیر را بگویید:
«لا اله الا الله» ۱۰۰ مرتبه تسبیحات حضرت زهرا (س) (۳۴ مرتبه «اللهاکبر»، ۳۳ مرتبه «الحمد لله» و ۳۳۳ مرتبه «سبحانالله»)به سجده بروید و ۱۰۰ مرتبه صلوات بفرستید
این نماز دو رکعت است که به نیت امام زمان (عج) خوانده میشود.
در هر رکعت یک بار سورههای حمد و توحید خوانده میشود و هنگام خواندن سوره حمد زمانی که به آیه «اِیّاکَ نَعبُدٌ و اِیّاکَ نَستَعین»رسیدید آن را ۱۰۰ مرتبه تکرار کنید. (پس بهتر است که موقع خواندن این نماز یک تسبیح صدتایی همراه داشته باشید)در نماز امام زمان (عج) ذکرهای هر یک از رکوعها و سجدهها باید ۷ مرتبه تکرار شود.
وقتی که سلام نماز را گفتید باید ذکرهای زیر را بگویید:
«لا اله الا الله» ۱۰۰ مرتبه تسبیحات حضرت زهرا (س) (۳۴ مرتبه «اللهاکبر»، ۳۳ مرتبه «الحمد لله» و ۳۳۳ مرتبه «سبحانالله»)به سجده بروید و ۱۰۰ مرتبه صلوات بفرستید
🍃 ارتباط با خدا 🍃
#حضرت_اسماعیل_و_اسحاق_علیه_السلام #قسمت_پنجم پيدايش چشمه زمزمه سر آغاز توجه مردم به مكه كعبه نخستين پرستش گاه يكتاپرستان بود كه ساختمان نخستين آن را حضرت آدم به فرمان خدا ساخت، سپس در عصر حضرت نوح بر اثر توفان ويران شد و اثرى از آن باقى نماند، اينك…
#حضرت_اسماعیل_و_اسحاق_علیه_السلام
#قسمت_ششم
بازگشت ابراهيم عليهالسلام به فلسطين
ابراهيم به فلسطين برگشت، اما كراراً براى ديدار نور ديدهاش اسماعيل و احوالپرسى از هاجر به مكه مىآمد، او اين راه طولانى را طى مىكرد و از آنها خبر مى گرفت، و از اين كه مشمول لطف الهى شدهاند و از مواهب الهى برخوردارند بسيار خوشحال میشد، ولى چندان در مكه نمى ماند و به خاطر اين كه ساره ناراحت نشود، زود به فلسطين بر مى گشت، اين رفت و آمدهاى ابراهيم بين فلسطين و مكه يك نكته عميقى نيز دارد و آن اين كه فلسطين و مكه اين دو سرزمين پربركت از نظر مادى و معنوى، بايد از آن خداپرستان واقعى باشد، و آنان كه از تبار ابراهيم خليل عليهالسلام هستند، در طول تاريخ نگذارند دشمنان بشر بر اين دو مكان مقدس سلطه يابند...
اسماعيل در كنار مادر مهربانش هاجر، كم كم بزرگ شد، عشاير جُرهم و افراد ديگر، فوق العاده به او احترام مى گذاشتند، و در ميان آنها نوجوان و جوانى زيباتر و با كمالتر از اسماعيل نبود، او در ميان آنها، چشم و چراغ بود، جالب اين كه با اين كه عشاير جرهم حاضر بودند به خاطر آب زمزم و... كه از اسماعيل به آنها رسيده بود معاش اسماعيل را تأمين كنند، ولى اسماعيل چنين برنامهاى را قبول نداشت، بلكه خود به دنبال كار مى رفت گاهى با دامدارى و گاهى با صيادى، معاش ساده خود و مادرش را تأمين مى كرد، هرگز تن به احتياج و نگاه كردن به دست ديگران نمى داد.
زندگى او و مادرش بسيار شيرين بود به خصوص وقتى كه ابراهيم گاهى از آنها ديدار مى كرد، زندگيشان شيرينتر میشد، نشستن اين سه نفر كنار آب زلال زمزم و دست و صورت خود را شستن، صفاى ديگرى داشت صفايى كه در ظاهر و باطن بود، و هر كس را ياراى دست يابى به آن نيست.
اما طولى نكشيد كه مادر مهربان اسماعيل، يعنى هاجر اين بانوى رنجديده و مهربان كه گرد پيرى به دلش نشسته بود، و چروك هاى چهرهاش حكايت از رنجهاى طافت فرساى او مى كرد، به لقاء الله پيوست، و اسماعيل آن مادر مهربان، يگانه مونس شبها و روزها، و آن مرهم زخمهايش را از دست داد.(249)
به راستى چقدر رنج آور است كه مادرى اين چنين كنار يگانه يادگارش از دنيا برود و پيوند اين دو محبوب را به فراق مبدل سازد ولى چه بايد كرد، اين كار دنياى فانى است كه عزيزان را از هم جدا مى كند و تا انسان مى خواهد كمى به خود سر و سامان بدهد، با تلخى و رنج ديگرى روبرو مى شود كه به قول شاعر:
افسوس كه سوداى من سوخته خام است تا پخته شود خامى من عمر تمام است
دودمان جُرهم و عمالقه اسماعيل را تنها گذاشتند، براى او با موافقت خود همسرى انتخاب كرده، و اسماعيل با دخترى به نام سامه ازدواج كرد ابراهيم به شوق ديدار جوانش براى چندمين بار از فلسطين به سوى مكه رهسپار شد، سوار بر الاغ، خسته و كوفته، گرد و غبار بر سر و صورتش نشسته، با خود مى گفت تمام اين رنجها با ديدار اسماعيل و هاجر، رفع خواهد شد، ولى اين بار وقتى نزديك رسيد ديد هاجر به پيش نمىآيد، كم كم به پيش آمد با زنى روبه رو شد كه همسر اسماعيل بود، پس از احوالپرسى فهميد كه هاجر از دنيا رفته است، قلب مهربان ابراهيم به طپش افتاد، به ياد مهربانى هاى هاجر اشك ريخت، و از اين مصيبت جانكاه به خدا پناه برد...
از همسر اسماعيل پرسيد: شوهرت اسماعيل كجاست؟
همسر گفت: شوهرم به شكار رفته است.
ابراهيم پرسيد: حال و وضع شما چطور است؟
همسر گفت: بسيار بد است.
اين زن نالايق، اصلا به ابراهيم پير و خسته و تازه از راه رسيده احترام نكرد، و حتى با جوابهاى بى ادبانه خود، دل اين مرد خدا را آزرد، ابراهيم هر وقت به آن جا مى آمد با همسر مهربانش روبرو میشد، هاجر با صفا، هاجر مهربان، هاجرى كه شريك غم و شادى شوهر بود، اينك كه با اين زن بى ادب روبرو میشد، زنى كه از كمالات انسانى و معنوى بويى نبرده است، قدر و ارزش هاجر بيشتر احساس میشد، ولى چه بايد كرد، دنيا از اين ماجراها را بسيار ديده و خواهد ديد.
#قسمت_ششم
بازگشت ابراهيم عليهالسلام به فلسطين
ابراهيم به فلسطين برگشت، اما كراراً براى ديدار نور ديدهاش اسماعيل و احوالپرسى از هاجر به مكه مىآمد، او اين راه طولانى را طى مىكرد و از آنها خبر مى گرفت، و از اين كه مشمول لطف الهى شدهاند و از مواهب الهى برخوردارند بسيار خوشحال میشد، ولى چندان در مكه نمى ماند و به خاطر اين كه ساره ناراحت نشود، زود به فلسطين بر مى گشت، اين رفت و آمدهاى ابراهيم بين فلسطين و مكه يك نكته عميقى نيز دارد و آن اين كه فلسطين و مكه اين دو سرزمين پربركت از نظر مادى و معنوى، بايد از آن خداپرستان واقعى باشد، و آنان كه از تبار ابراهيم خليل عليهالسلام هستند، در طول تاريخ نگذارند دشمنان بشر بر اين دو مكان مقدس سلطه يابند...
اسماعيل در كنار مادر مهربانش هاجر، كم كم بزرگ شد، عشاير جُرهم و افراد ديگر، فوق العاده به او احترام مى گذاشتند، و در ميان آنها نوجوان و جوانى زيباتر و با كمالتر از اسماعيل نبود، او در ميان آنها، چشم و چراغ بود، جالب اين كه با اين كه عشاير جرهم حاضر بودند به خاطر آب زمزم و... كه از اسماعيل به آنها رسيده بود معاش اسماعيل را تأمين كنند، ولى اسماعيل چنين برنامهاى را قبول نداشت، بلكه خود به دنبال كار مى رفت گاهى با دامدارى و گاهى با صيادى، معاش ساده خود و مادرش را تأمين مى كرد، هرگز تن به احتياج و نگاه كردن به دست ديگران نمى داد.
زندگى او و مادرش بسيار شيرين بود به خصوص وقتى كه ابراهيم گاهى از آنها ديدار مى كرد، زندگيشان شيرينتر میشد، نشستن اين سه نفر كنار آب زلال زمزم و دست و صورت خود را شستن، صفاى ديگرى داشت صفايى كه در ظاهر و باطن بود، و هر كس را ياراى دست يابى به آن نيست.
اما طولى نكشيد كه مادر مهربان اسماعيل، يعنى هاجر اين بانوى رنجديده و مهربان كه گرد پيرى به دلش نشسته بود، و چروك هاى چهرهاش حكايت از رنجهاى طافت فرساى او مى كرد، به لقاء الله پيوست، و اسماعيل آن مادر مهربان، يگانه مونس شبها و روزها، و آن مرهم زخمهايش را از دست داد.(249)
به راستى چقدر رنج آور است كه مادرى اين چنين كنار يگانه يادگارش از دنيا برود و پيوند اين دو محبوب را به فراق مبدل سازد ولى چه بايد كرد، اين كار دنياى فانى است كه عزيزان را از هم جدا مى كند و تا انسان مى خواهد كمى به خود سر و سامان بدهد، با تلخى و رنج ديگرى روبرو مى شود كه به قول شاعر:
افسوس كه سوداى من سوخته خام است تا پخته شود خامى من عمر تمام است
دودمان جُرهم و عمالقه اسماعيل را تنها گذاشتند، براى او با موافقت خود همسرى انتخاب كرده، و اسماعيل با دخترى به نام سامه ازدواج كرد ابراهيم به شوق ديدار جوانش براى چندمين بار از فلسطين به سوى مكه رهسپار شد، سوار بر الاغ، خسته و كوفته، گرد و غبار بر سر و صورتش نشسته، با خود مى گفت تمام اين رنجها با ديدار اسماعيل و هاجر، رفع خواهد شد، ولى اين بار وقتى نزديك رسيد ديد هاجر به پيش نمىآيد، كم كم به پيش آمد با زنى روبه رو شد كه همسر اسماعيل بود، پس از احوالپرسى فهميد كه هاجر از دنيا رفته است، قلب مهربان ابراهيم به طپش افتاد، به ياد مهربانى هاى هاجر اشك ريخت، و از اين مصيبت جانكاه به خدا پناه برد...
از همسر اسماعيل پرسيد: شوهرت اسماعيل كجاست؟
همسر گفت: شوهرم به شكار رفته است.
ابراهيم پرسيد: حال و وضع شما چطور است؟
همسر گفت: بسيار بد است.
اين زن نالايق، اصلا به ابراهيم پير و خسته و تازه از راه رسيده احترام نكرد، و حتى با جوابهاى بى ادبانه خود، دل اين مرد خدا را آزرد، ابراهيم هر وقت به آن جا مى آمد با همسر مهربانش روبرو میشد، هاجر با صفا، هاجر مهربان، هاجرى كه شريك غم و شادى شوهر بود، اينك كه با اين زن بى ادب روبرو میشد، زنى كه از كمالات انسانى و معنوى بويى نبرده است، قدر و ارزش هاجر بيشتر احساس میشد، ولى چه بايد كرد، دنيا از اين ماجراها را بسيار ديده و خواهد ديد.
#حضرت_اسماعیل_و_اسحاق_علیه_السلام
#قسمت_هفتم
توصيه ابراهيم عليه السلام به انتخاب همسر شايسته
ابراهيم به سامه (همسر اسماعيل) گفت، وقتى شوهرت از شكار برگشت، به او بگو پيرمردى با اين شكل و قيافه به اينجا آمد، پس از احوالپرسى هنگام مراجعت گفت:
عتبه (آستانه) خانه ات را عوض كن.
منظور ابراهيم از عتبه همسر اسماعيل بود، عتبه يعنى درگاه و آستانه، اين تعبير ابراهيم اشاره به اين است؛ همانگونه كه درگاه خانه چون در دارد خانه را از سرما و گرما و امور ديگر مى پوشاند و حفظ مى كند، همسر انسان نيز بايد در حفظ آبرو و شخصيت شوهر بكوشد و حافظ و امين خوبى براى همسر و خاندانش باشد.
ابراهيم به سوى فلسطين برگشت، اما اين بار بسيار ناراحت بود، ناراحتى وفات هاجر، دورى اسماعيل، برخورد با همسرى ناشايسته و... اما او همه اين رنجها را براى خدا و هدف تحمل مىكرد، و اين خط آزمايش الهى را نيز با كمال صبر و بردبارى به پايان رساند.
اسماعيل وقتى كه از شكار برگشت، گويى بوى پدر را احساس كرد، از همسرش پرسيد آيا كسى به اين جا آمد؟ همسر گفت: پيرمردى به اين جا آمد بسيار مشتاق ديدار تو بود، نبودى رفت.
اسماعيل پرسيد: هنگام رفتن چيزى نگفت؟
همسر گفت: چرا، هنگام رفتن گفت: عتبه خانهات را عوض كن.
اسماعيل غرق در درياى فكر و حزن شد، از يكسو، پدرش را كه از راه طولانى آمده بود نديد، از سوى ديگر از سخن آخر پدر استفاده كرد كه همسرش زن نالايقى است، و حتما از هاجر مادر مهربانش نيز ياد كرده كه ديگر او نيست تا درد دل خود را به او بگويد... .
ولى آن چه كه دل مضطرب اسماعيل را آرامبخش بود، توجه و توكل به خدا بود، اسماعيل فورا همسرش را طلاق داد(250) و طبق فرموده پدر، همسر ديگر گفت، ولى اين بار سعى كرد كه همسر شايستهاى برگزيند، بالاخره در اين جهت موفق شد و خدا را شكر كرد كه هم، سخن پدر را انجام داده و همه همسر خوبى نصيبش شده است.
ماهها از اين ماجرا گذشت، باز ابراهيم به شوق ديدار فرزندش اسماعيل از فلسطين به سوى مكه رهسپار شد، اين راه طولانى را طى كرد، وقتى به مكه رسيد، كنار آب زمزم بانويى را ديد، او همسر جديد اسماعيل بود، ابراهيم از او پرسيد همسرت اسماعيل كجاست؟ او در پاسخ گفت: خدا به تو عاقبت نيك بدهد، همسرم به شكار رفته است.
ابراهيم پرسيد: حال و وضع شما چگونه است؟ همسر در پاسخ گفت: بسيار خوب است در كمال نعمت و آسايش هستيم، سپس ادامه داد از مركب پياده شو تا شوهرم بيايد، ابراهيم پياده نشد، همسر بسيار اصرار كرد، ابراهيم عذر آورد، همسر اسماعيل فورا آب آورد، ابراهيم يك پا روى سنگ زمين و پاى ديگر در ركاب مركب، سر و صورتش را با آب شست، و براى زن دعاى خير كرد، و تصميم گرفت برگردد، هنگام مراجعت به زن گفت: وقتى همسرت از سفر آمد بگو پيرمردى با اين شكل و قيافه به اينجا آمد و هنگام مراجعت گفت: به عتبه (درگاه) خانه ات توجه و احترام كن و در حفظ او كوشا باش.
ابراهيم به سوى فلسطين برگشت، وقتى كه اسماعيل از سفر صيد آمد، چون همواره به ياد پدر بود، گويا بوى پدر را استشمام كرد، از همسر پرسيد كسى به اينجا نيامد؟
همسر گفت: پيرمردى به اين جا آمد و اين جاى پاى او است كه در سنگ مانده است، اسماعيل از فرط شوق، به جاى قدم پدر افتاد و بوسيد.
همسر ادامه داد: هر چه اصرار كردم به خانه نيامد، آب برايش بردم، سر و صورت گردآلودش را شست و هنگام مراجعت گفت: به شوهرت بگو: به عتبه خانه ات احترام كن.
اسماعيل از اين كه همسر به پدر مهربانى كرده است، و از طرفى پدر سفارش او را نموده، از همسر تشكر كرد و از آن پس بيشتر به همسر شايسته اش مهربانى نمود.(251)
به اين ترتيب، اين پدر و پسر مدتى به ياد هم از فراغ هم مى سوختند، و گويا تمرين فراق مىديدند، تا در آينده اگر خواستند براى خدا دست به يك فراق طولانى بزنند برايشان آسان باشد.
همه اينها مقدمه آن بود كه اين سرزمين به دست مردان خدا آباد شود، و كعبه، نخستين خانه پرستش خدا كه در طوفان نوح از بين رفته بود، به دست ابراهيم و اسماعيل تجديد بنا گردد، وسيله اى براى كشاندن مردم به سوى ايمان و توحيد شود.
جالب توجه اين كه: اسماعيل عليه السلام رد پاى پدر را در بيابان پيدا كرد، خم شد و آن را بوسيد و به اين ترتيب به پدر احترام كرد، و احساسات و عواطف پرشور
#قسمت_هفتم
توصيه ابراهيم عليه السلام به انتخاب همسر شايسته
ابراهيم به سامه (همسر اسماعيل) گفت، وقتى شوهرت از شكار برگشت، به او بگو پيرمردى با اين شكل و قيافه به اينجا آمد، پس از احوالپرسى هنگام مراجعت گفت:
عتبه (آستانه) خانه ات را عوض كن.
منظور ابراهيم از عتبه همسر اسماعيل بود، عتبه يعنى درگاه و آستانه، اين تعبير ابراهيم اشاره به اين است؛ همانگونه كه درگاه خانه چون در دارد خانه را از سرما و گرما و امور ديگر مى پوشاند و حفظ مى كند، همسر انسان نيز بايد در حفظ آبرو و شخصيت شوهر بكوشد و حافظ و امين خوبى براى همسر و خاندانش باشد.
ابراهيم به سوى فلسطين برگشت، اما اين بار بسيار ناراحت بود، ناراحتى وفات هاجر، دورى اسماعيل، برخورد با همسرى ناشايسته و... اما او همه اين رنجها را براى خدا و هدف تحمل مىكرد، و اين خط آزمايش الهى را نيز با كمال صبر و بردبارى به پايان رساند.
اسماعيل وقتى كه از شكار برگشت، گويى بوى پدر را احساس كرد، از همسرش پرسيد آيا كسى به اين جا آمد؟ همسر گفت: پيرمردى به اين جا آمد بسيار مشتاق ديدار تو بود، نبودى رفت.
اسماعيل پرسيد: هنگام رفتن چيزى نگفت؟
همسر گفت: چرا، هنگام رفتن گفت: عتبه خانهات را عوض كن.
اسماعيل غرق در درياى فكر و حزن شد، از يكسو، پدرش را كه از راه طولانى آمده بود نديد، از سوى ديگر از سخن آخر پدر استفاده كرد كه همسرش زن نالايقى است، و حتما از هاجر مادر مهربانش نيز ياد كرده كه ديگر او نيست تا درد دل خود را به او بگويد... .
ولى آن چه كه دل مضطرب اسماعيل را آرامبخش بود، توجه و توكل به خدا بود، اسماعيل فورا همسرش را طلاق داد(250) و طبق فرموده پدر، همسر ديگر گفت، ولى اين بار سعى كرد كه همسر شايستهاى برگزيند، بالاخره در اين جهت موفق شد و خدا را شكر كرد كه هم، سخن پدر را انجام داده و همه همسر خوبى نصيبش شده است.
ماهها از اين ماجرا گذشت، باز ابراهيم به شوق ديدار فرزندش اسماعيل از فلسطين به سوى مكه رهسپار شد، اين راه طولانى را طى كرد، وقتى به مكه رسيد، كنار آب زمزم بانويى را ديد، او همسر جديد اسماعيل بود، ابراهيم از او پرسيد همسرت اسماعيل كجاست؟ او در پاسخ گفت: خدا به تو عاقبت نيك بدهد، همسرم به شكار رفته است.
ابراهيم پرسيد: حال و وضع شما چگونه است؟ همسر در پاسخ گفت: بسيار خوب است در كمال نعمت و آسايش هستيم، سپس ادامه داد از مركب پياده شو تا شوهرم بيايد، ابراهيم پياده نشد، همسر بسيار اصرار كرد، ابراهيم عذر آورد، همسر اسماعيل فورا آب آورد، ابراهيم يك پا روى سنگ زمين و پاى ديگر در ركاب مركب، سر و صورتش را با آب شست، و براى زن دعاى خير كرد، و تصميم گرفت برگردد، هنگام مراجعت به زن گفت: وقتى همسرت از سفر آمد بگو پيرمردى با اين شكل و قيافه به اينجا آمد و هنگام مراجعت گفت: به عتبه (درگاه) خانه ات توجه و احترام كن و در حفظ او كوشا باش.
ابراهيم به سوى فلسطين برگشت، وقتى كه اسماعيل از سفر صيد آمد، چون همواره به ياد پدر بود، گويا بوى پدر را استشمام كرد، از همسر پرسيد كسى به اينجا نيامد؟
همسر گفت: پيرمردى به اين جا آمد و اين جاى پاى او است كه در سنگ مانده است، اسماعيل از فرط شوق، به جاى قدم پدر افتاد و بوسيد.
همسر ادامه داد: هر چه اصرار كردم به خانه نيامد، آب برايش بردم، سر و صورت گردآلودش را شست و هنگام مراجعت گفت: به شوهرت بگو: به عتبه خانه ات احترام كن.
اسماعيل از اين كه همسر به پدر مهربانى كرده است، و از طرفى پدر سفارش او را نموده، از همسر تشكر كرد و از آن پس بيشتر به همسر شايسته اش مهربانى نمود.(251)
به اين ترتيب، اين پدر و پسر مدتى به ياد هم از فراغ هم مى سوختند، و گويا تمرين فراق مىديدند، تا در آينده اگر خواستند براى خدا دست به يك فراق طولانى بزنند برايشان آسان باشد.
همه اينها مقدمه آن بود كه اين سرزمين به دست مردان خدا آباد شود، و كعبه، نخستين خانه پرستش خدا كه در طوفان نوح از بين رفته بود، به دست ابراهيم و اسماعيل تجديد بنا گردد، وسيله اى براى كشاندن مردم به سوى ايمان و توحيد شود.
جالب توجه اين كه: اسماعيل عليه السلام رد پاى پدر را در بيابان پيدا كرد، خم شد و آن را بوسيد و به اين ترتيب به پدر احترام كرد، و احساسات و عواطف پرشور
خود را نسبت به پدر ابراز نمود.
اسماعيل نسبت به مادر نيز بسيار مهربان بود، و مسؤوليت خود را در برابر مادر انجام مى داد، وقتى مادرش از دنيا رفت، او را در كنار كعبه (زير ناودان طلا) به خاك سپرد، و در دور قبر او ديوار كوچكى ساخت تا طواف كنندگان پايشان را روى قبر هاجر نگذارند و به او بى احترامى نشود.(252)
همين برنامه همچنان تا حال ادامه دارد و امروز ديوار بزرگترى از سنگ مرمر ساخته اند و طواف كنندگان در بيرون ديوار مى كنند، و به اين ترتيب خاطره مادر دوستى اسماعيل را زنده نگه مى دارند.
اسماعيل نسبت به مادر نيز بسيار مهربان بود، و مسؤوليت خود را در برابر مادر انجام مى داد، وقتى مادرش از دنيا رفت، او را در كنار كعبه (زير ناودان طلا) به خاك سپرد، و در دور قبر او ديوار كوچكى ساخت تا طواف كنندگان پايشان را روى قبر هاجر نگذارند و به او بى احترامى نشود.(252)
همين برنامه همچنان تا حال ادامه دارد و امروز ديوار بزرگترى از سنگ مرمر ساخته اند و طواف كنندگان در بيرون ديوار مى كنند، و به اين ترتيب خاطره مادر دوستى اسماعيل را زنده نگه مى دارند.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
راهکاری برای اونا که حال عبادت ندارن
استاد پناهیان
استاد پناهیان
🌷🌷ختم قرآن روزانه به صورت حزبی و جزئی برای دریافت حزب و جزء به ایدی من پیام بدید🌷🌷
ختم قران امروز هدیه به امام محمد باقر علیه السلام🌹
مهلت خواندن یک روز
آیدی👇
@sgh2328
فقط برای دریافت حزب یا جزء پیام بدید سوالی جواب داده نمی شود
👈فقط کلمه حزب یا جزء فرستاده بشه 🙏
👈لطفا در گفتگوی محرمانه پیام ندید پیامهابرام نمیاد
👈بعداز ارسال جزء یاحزب استیکر نفرستید یا پیام تشکر نفرستید
ممنون از توجهتون👋🌷
ختم قران امروز هدیه به امام محمد باقر علیه السلام🌹
مهلت خواندن یک روز
آیدی👇
@sgh2328
فقط برای دریافت حزب یا جزء پیام بدید سوالی جواب داده نمی شود
👈فقط کلمه حزب یا جزء فرستاده بشه 🙏
👈لطفا در گفتگوی محرمانه پیام ندید پیامهابرام نمیاد
👈بعداز ارسال جزء یاحزب استیکر نفرستید یا پیام تشکر نفرستید
ممنون از توجهتون👋🌷
بسم الله الحی القیوم
☝تصویر رو باز کنین☝
👋دوستای گلم امشب شب شهادت حضرت حمزه و وفات حضرت عبدالعظیم علیهم السلام هست
ازتون خواهش میکنم لطفا امشب حتما دو رکعت نماز برای حضرت حمزه علیه السلام و همینطور دو رکعت نماز برای حضرت عبدالعظیم حسنی بخونین و هدیه کنین و بعد از نماز صد یا هزار صلوات هدیه ایشان کنین🙏
یقین بدونین موجب خشنودی خدا میشه
این نماز رو در هر زمان از شب میتونین بخونین
دو رکعت نماز مثل نماز صبح بخونین ولی توی نیت نماز بگین: دو رکعت نماز میخوانم هدیه میکنم به حضرت حمزه علیه السلام قربة الی الله
👋لطفا الان این صلوات رو توی دلتون بفرستین و هدیه کنین به این دو بزرگوار:
اللهم صل علی محمد و آل محمد و علی انبیائک و عجل لولیک الفرج
و لَعنَةُ اللهِ عَلیٰ اَعداءِ محمد و آل محمد مِنَ الأوَّلینَ وَالأخرینَ مِنَ الجِن وَالإنس اَلفِ مَرَّة
@ertebat_ba_rab
☝تصویر رو باز کنین☝
👋دوستای گلم امشب شب شهادت حضرت حمزه و وفات حضرت عبدالعظیم علیهم السلام هست
ازتون خواهش میکنم لطفا امشب حتما دو رکعت نماز برای حضرت حمزه علیه السلام و همینطور دو رکعت نماز برای حضرت عبدالعظیم حسنی بخونین و هدیه کنین و بعد از نماز صد یا هزار صلوات هدیه ایشان کنین🙏
یقین بدونین موجب خشنودی خدا میشه
این نماز رو در هر زمان از شب میتونین بخونین
دو رکعت نماز مثل نماز صبح بخونین ولی توی نیت نماز بگین: دو رکعت نماز میخوانم هدیه میکنم به حضرت حمزه علیه السلام قربة الی الله
👋لطفا الان این صلوات رو توی دلتون بفرستین و هدیه کنین به این دو بزرگوار:
اللهم صل علی محمد و آل محمد و علی انبیائک و عجل لولیک الفرج
و لَعنَةُ اللهِ عَلیٰ اَعداءِ محمد و آل محمد مِنَ الأوَّلینَ وَالأخرینَ مِنَ الجِن وَالإنس اَلفِ مَرَّة
@ertebat_ba_rab
🌷🌷ختم قرآن روزانه به صورت حزبی و جزئی برای دریافت حزب و جزء به ایدی من پیام بدید🌷🌷
ختم قران امروز هدیه به امام جعفر صادق علیه السلام🌹
مهلت خواندن یک روز
آیدی👇
@sgh2328
فقط برای دریافت حزب یا جزء پیام بدید سوالی جواب داده نمی شود
👈فقط کلمه حزب یا جزء فرستاده بشه 🙏
👈لطفا در گفتگوی محرمانه پیام ندید پیامهابرام نمیاد
👈بعداز ارسال جزء یاحزب استیکر نفرستید یا پیام تشکر نفرستید
ممنون از توجهتون👋🌷
ختم قران امروز هدیه به امام جعفر صادق علیه السلام🌹
مهلت خواندن یک روز
آیدی👇
@sgh2328
فقط برای دریافت حزب یا جزء پیام بدید سوالی جواب داده نمی شود
👈فقط کلمه حزب یا جزء فرستاده بشه 🙏
👈لطفا در گفتگوی محرمانه پیام ندید پیامهابرام نمیاد
👈بعداز ارسال جزء یاحزب استیکر نفرستید یا پیام تشکر نفرستید
ممنون از توجهتون👋🌷
Forwarded from استاد دارستانی🎤
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ببینید👆
و اگر اشک چشمتون جاری شد برا فرج امام زمان دعا کنید..
🏴 پیامبر خدا با اشک و آه فرمودند:
عمویم حمزه گریه کن ندارد..
📎دو دقیقه از روضه جانسوز عموی پیغمبر حضرت حمزه علیه السلام (اسد رسول اللّه)..
💔هر مسیری طی میکنم،ختمش به روضه های حضرت زینب سلام الله علیها است..😭
▪️ایام شهادت حضرت حمزه و حضرت عبدالعظیم حسنی خدمت امام زمان علیه السلام تسلیت عرض میکنیم..
اللهم عجل لولیک الفرج
💯 @Darestani110 🔙
و اگر اشک چشمتون جاری شد برا فرج امام زمان دعا کنید..
🏴 پیامبر خدا با اشک و آه فرمودند:
عمویم حمزه گریه کن ندارد..
📎دو دقیقه از روضه جانسوز عموی پیغمبر حضرت حمزه علیه السلام (اسد رسول اللّه)..
💔هر مسیری طی میکنم،ختمش به روضه های حضرت زینب سلام الله علیها است..😭
▪️ایام شهادت حضرت حمزه و حضرت عبدالعظیم حسنی خدمت امام زمان علیه السلام تسلیت عرض میکنیم..
اللهم عجل لولیک الفرج
💯 @Darestani110 🔙
🌷🌷ختم قرآن روزانه به صورت حزبی و جزئی برای دریافت حزب و جزء به ایدی من پیام بدید🌷🌷
ختم قران امروز هدیه به امام کاظم علیه السلام🌹
مهلت خواندن یک روز
آیدی👇
@sgh2328
فقط برای دریافت حزب یا جزء پیام بدید سوالی جواب داده نمی شود
👈فقط کلمه حزب یا جزء فرستاده بشه 🙏
👈لطفا در گفتگوی محرمانه پیام ندید پیامهابرام نمیاد
👈بعداز ارسال جزء یاحزب استیکر نفرستید یا پیام تشکر نفرستید
ممنون از توجهتون👋🌷
ختم قران امروز هدیه به امام کاظم علیه السلام🌹
مهلت خواندن یک روز
آیدی👇
@sgh2328
فقط برای دریافت حزب یا جزء پیام بدید سوالی جواب داده نمی شود
👈فقط کلمه حزب یا جزء فرستاده بشه 🙏
👈لطفا در گفتگوی محرمانه پیام ندید پیامهابرام نمیاد
👈بعداز ارسال جزء یاحزب استیکر نفرستید یا پیام تشکر نفرستید
ممنون از توجهتون👋🌷
⚜ اهميت مراقبه!
☘ گاهی افراد مراقبه ندارند و بعد انتظار دارند با ذکر زیاد جبران کنند، این مثل این است که به شما گفتهاند:
مواظب باش بدنت کثيف نشود! شما بگویی نه؛ من مراعات نمیکنم تا کثیف شوم بعد يه سنگ پا میکشم تمیز میشود.
☘ درست است سنگ پا داری ولی کثیفی پشت گوش و پشت چشم را که نمیشود با سنگ پا تمیز کرد.
☘ لذا مراعاتهای اوليه مهم تر است، نگذار آلوده شوی، آن وقت ببين همان نمازهای واجبت به شما آرامش میدهد، با همان مطالعه که با نيت خالص میکنی، صفای روح پيدا میکنی.
🎤 حجت الاسلام شیخ جعفر ناصری
☘ گاهی افراد مراقبه ندارند و بعد انتظار دارند با ذکر زیاد جبران کنند، این مثل این است که به شما گفتهاند:
مواظب باش بدنت کثيف نشود! شما بگویی نه؛ من مراعات نمیکنم تا کثیف شوم بعد يه سنگ پا میکشم تمیز میشود.
☘ درست است سنگ پا داری ولی کثیفی پشت گوش و پشت چشم را که نمیشود با سنگ پا تمیز کرد.
☘ لذا مراعاتهای اوليه مهم تر است، نگذار آلوده شوی، آن وقت ببين همان نمازهای واجبت به شما آرامش میدهد، با همان مطالعه که با نيت خالص میکنی، صفای روح پيدا میکنی.
🎤 حجت الاسلام شیخ جعفر ناصری