بسم الله الحی القیوم
☝نماز شب ۱۷ رمضان☝
امروز یک شنبه ، بیست و یکم اردیبهشت ، برابر با شانزدهم رمضان هست
پس امشب، شبِ هفدهم رمضان میشه
این نمازا از بعد از نماز عشا تا کمی بعد از اذان صبح زمان برای خوندنش هست، در این زمان در هر موقع از شب میتونین بخونین
توی نیت اینجور نمازا اینجور بگین: دو رکعت نماز میخوانم برای رضای خدای سبحان و متعال قربة الی الله
نمازای مستحبی، اذان و اقامه ندارن
اگه کسی به خاطر عذری یا ندیدن این پستا، نمازی رو از دست داد، میتونه بعدا این نمازهارو قضا بخونه
اما دیگه نیازی نیست توی نیت، اسم قضا رو بیاری، بلکه مثل همیشه برای رضای خدا بخون و وقتی نمازت تموم شد، دستاتو بالا بیار و بگو ای خدایی که به احوال بنده ها بینا و به اسرار سینه ها دانایی، به خاطر عذر یا اطلاع نداشتن، این نماز ازم فوت شد و نتونستم بخونم ولی الان این نماز رو برای رضا و خشنودی تو خوندم، پس از من قبول کن و ذخیره آخرتم قرار بده ای مهربان ترین مهربانان
@ertebat_ba_rab
☝نماز شب ۱۷ رمضان☝
امروز یک شنبه ، بیست و یکم اردیبهشت ، برابر با شانزدهم رمضان هست
پس امشب، شبِ هفدهم رمضان میشه
این نمازا از بعد از نماز عشا تا کمی بعد از اذان صبح زمان برای خوندنش هست، در این زمان در هر موقع از شب میتونین بخونین
توی نیت اینجور نمازا اینجور بگین: دو رکعت نماز میخوانم برای رضای خدای سبحان و متعال قربة الی الله
نمازای مستحبی، اذان و اقامه ندارن
اگه کسی به خاطر عذری یا ندیدن این پستا، نمازی رو از دست داد، میتونه بعدا این نمازهارو قضا بخونه
اما دیگه نیازی نیست توی نیت، اسم قضا رو بیاری، بلکه مثل همیشه برای رضای خدا بخون و وقتی نمازت تموم شد، دستاتو بالا بیار و بگو ای خدایی که به احوال بنده ها بینا و به اسرار سینه ها دانایی، به خاطر عذر یا اطلاع نداشتن، این نماز ازم فوت شد و نتونستم بخونم ولی الان این نماز رو برای رضا و خشنودی تو خوندم، پس از من قبول کن و ذخیره آخرتم قرار بده ای مهربان ترین مهربانان
@ertebat_ba_rab
بسم الله الرحمن الرحیم
🙌نماز هر شبه رمضان🙌
👋این نماز با سایر نمازهایی که در شبهای دیگر رمضان وارد شده فرق داره
این نماز رو هر شب بخونین و در تمام شبهای رمضان بخونین
این نماز رو باید از شب اول رمضان شروع به خوندن میکردین
اما اگه شانزده شب قبل رو نتونستین بخونین، حالا چه به خاطر ندونستن یا بخاطر عذر نتونستین بخونین، از امشب شروع کنین و قضای شانزده شب قبل رو بخونین
اما دیگه نیازی نیست توی نیت، اسم قضا رو بیاری، بلکه مثل همیشه برای رضای خدا بخون و وقتی نمازت تموم شد، دستاتو بالا بیار و بگو ای خدایی که به احوال بنده ها بینا و به اسرار سینه ها دانایی، به خاطر عذر یا اطلاع نداشتن، این نماز ازم فوت شد و نتونستم بخونم ولی الان این نماز رو برای رضا و خشنودی تو خوندم، پس از من قبول کن و ذخیره آخرتم قرار بده ای مهربان ترین مهربانان
میتونین قضاشو توی چند شب تقسیم کنین اگه براتون سخته
بازم میگم این نماز با بقیه نمازها فرق داره و جداست کلا
این نمازا از بعد از نماز عشا تا کمی بعد از اذان صبح زمان برای خوندنش هست، در این زمان در هر موقع از شب میتونین بخونین
و توی نیت بگین: دو رکعت نماز میخوانم برای رضای خدای سبحان و متعال قربة الی الله
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
هر کس در هر شب رمضان دو رکعت نماز بخواند ( یعنی در تمام شب های ماه رمضان در هر شبش این دو رکعت نماز را بخواند) که در هر رکعت بعد از سوره حمد، سه بار سوره توحید را بخواند؛ و بعد از اینکه سلام داد و سه تکبیر را گفت و نماز را تمام کرد ، بگوید؛
بسم الله الرحمن الرحیم
سُبحانَ مَنْ هُوَ حَفیظٌ لا یَغْفُلُ
سُبحانَ مَنْ هُوَ رَحیمٌ لا یَعْجَلُ
سُبحانَ مَنْ هُوَ قآئِمٌ لا یَسْهُو
سُبحانَ مَنْ هُوَ دائِمٌ لا یَلْهُو
پس از آن تسبیحات اربعه ( سبحان الله والحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر ) را هفت مرتبه بخوان
سپس بگو:
سُبحانَکَ سُبحانَکَ سُبحانَکَ یا عَظیمُ اِغْفِرلِیَ الذَّنْبَ العَظیم
سپس ده مرتبه صلوات بفرست
کسی که این نماز را بخواند، به آن خدای سبحان و متعالی که مرا به نبوت فرستاد، خدای عزوجل به هر رکعتی هزار فرشته انگیزد که برای او حسنات نویسد و از گناهان محو کنند و برایش درجات بلند نمایند و به او بخشد مزد کسی که هفتاد نفر آزاد کرده
منبع از مفاتیح و کتاب معراج مومن ص۲۰۶
@ertebat_ba_rab
🙌نماز هر شبه رمضان🙌
👋این نماز با سایر نمازهایی که در شبهای دیگر رمضان وارد شده فرق داره
این نماز رو هر شب بخونین و در تمام شبهای رمضان بخونین
این نماز رو باید از شب اول رمضان شروع به خوندن میکردین
اما اگه شانزده شب قبل رو نتونستین بخونین، حالا چه به خاطر ندونستن یا بخاطر عذر نتونستین بخونین، از امشب شروع کنین و قضای شانزده شب قبل رو بخونین
اما دیگه نیازی نیست توی نیت، اسم قضا رو بیاری، بلکه مثل همیشه برای رضای خدا بخون و وقتی نمازت تموم شد، دستاتو بالا بیار و بگو ای خدایی که به احوال بنده ها بینا و به اسرار سینه ها دانایی، به خاطر عذر یا اطلاع نداشتن، این نماز ازم فوت شد و نتونستم بخونم ولی الان این نماز رو برای رضا و خشنودی تو خوندم، پس از من قبول کن و ذخیره آخرتم قرار بده ای مهربان ترین مهربانان
میتونین قضاشو توی چند شب تقسیم کنین اگه براتون سخته
بازم میگم این نماز با بقیه نمازها فرق داره و جداست کلا
این نمازا از بعد از نماز عشا تا کمی بعد از اذان صبح زمان برای خوندنش هست، در این زمان در هر موقع از شب میتونین بخونین
و توی نیت بگین: دو رکعت نماز میخوانم برای رضای خدای سبحان و متعال قربة الی الله
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:
هر کس در هر شب رمضان دو رکعت نماز بخواند ( یعنی در تمام شب های ماه رمضان در هر شبش این دو رکعت نماز را بخواند) که در هر رکعت بعد از سوره حمد، سه بار سوره توحید را بخواند؛ و بعد از اینکه سلام داد و سه تکبیر را گفت و نماز را تمام کرد ، بگوید؛
بسم الله الرحمن الرحیم
سُبحانَ مَنْ هُوَ حَفیظٌ لا یَغْفُلُ
سُبحانَ مَنْ هُوَ رَحیمٌ لا یَعْجَلُ
سُبحانَ مَنْ هُوَ قآئِمٌ لا یَسْهُو
سُبحانَ مَنْ هُوَ دائِمٌ لا یَلْهُو
پس از آن تسبیحات اربعه ( سبحان الله والحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر ) را هفت مرتبه بخوان
سپس بگو:
سُبحانَکَ سُبحانَکَ سُبحانَکَ یا عَظیمُ اِغْفِرلِیَ الذَّنْبَ العَظیم
سپس ده مرتبه صلوات بفرست
کسی که این نماز را بخواند، به آن خدای سبحان و متعالی که مرا به نبوت فرستاد، خدای عزوجل به هر رکعتی هزار فرشته انگیزد که برای او حسنات نویسد و از گناهان محو کنند و برایش درجات بلند نمایند و به او بخشد مزد کسی که هفتاد نفر آزاد کرده
منبع از مفاتیح و کتاب معراج مومن ص۲۰۶
@ertebat_ba_rab
بسم الله الحی القیوم
☝نماز شب ۱۸ رمضان☝
امروز دو شنبه ، ۲۲ اردیبهشت ، برابر با ۱۷ رمضان
پس امشب، شبِ ۱۸ رمضان میشه
این نمازا از بعد از نماز عشا تا کمی بعد از اذان صبح زمان برای خوندنش هست، در این زمان در هر موقع از شب میتونین بخونین
توی نیت اینجور نمازا اینجور بگین: دو رکعت نماز میخوانم برای رضای خدای سبحان و متعال قربة الی الله
تمام نمازای مستحبی بجز وتر و اعرابی همشون دو رکعتی هستن، یعنی اول نیت میکنیم و مطابق دستور توی هر رکعت، سوره هارو میخونیم و وقتی تشهد و سلام دادیم و تکبیر هارو گفتیم و نماز تموم شد، دوباره از اول دو رکعت دیگه میخونیم و الی اخر
نمازای مستحبی، اذان و اقامه ندارن
اگه کسی به خاطر عذری یا ندیدن این پستا، نمازی رو از دست داد، میتونه بعدا این نمازهارو قضا بخونه
اما دیگه نیازی نیست توی نیت، اسم قضا رو بیاری، بلکه مثل همیشه برای رضای خدا بخون و وقتی نمازت تموم شد، دستاتو بالا بیار و بگو ای خدایی که به احوال بنده ها بینا و به اسرار سینه ها دانایی، به خاطر عذر یا اطلاع نداشتن، این نماز ازم فوت شد و الان خوندم، پس از من قبول کن و ذخیره آخرتم قرار بده ای مهربان ترین مهربانان
☝نماز شب ۱۸ رمضان☝
امروز دو شنبه ، ۲۲ اردیبهشت ، برابر با ۱۷ رمضان
پس امشب، شبِ ۱۸ رمضان میشه
این نمازا از بعد از نماز عشا تا کمی بعد از اذان صبح زمان برای خوندنش هست، در این زمان در هر موقع از شب میتونین بخونین
توی نیت اینجور نمازا اینجور بگین: دو رکعت نماز میخوانم برای رضای خدای سبحان و متعال قربة الی الله
تمام نمازای مستحبی بجز وتر و اعرابی همشون دو رکعتی هستن، یعنی اول نیت میکنیم و مطابق دستور توی هر رکعت، سوره هارو میخونیم و وقتی تشهد و سلام دادیم و تکبیر هارو گفتیم و نماز تموم شد، دوباره از اول دو رکعت دیگه میخونیم و الی اخر
نمازای مستحبی، اذان و اقامه ندارن
اگه کسی به خاطر عذری یا ندیدن این پستا، نمازی رو از دست داد، میتونه بعدا این نمازهارو قضا بخونه
اما دیگه نیازی نیست توی نیت، اسم قضا رو بیاری، بلکه مثل همیشه برای رضای خدا بخون و وقتی نمازت تموم شد، دستاتو بالا بیار و بگو ای خدایی که به احوال بنده ها بینا و به اسرار سینه ها دانایی، به خاطر عذر یا اطلاع نداشتن، این نماز ازم فوت شد و الان خوندم، پس از من قبول کن و ذخیره آخرتم قرار بده ای مهربان ترین مهربانان
🍃 ارتباط با خدا 🍃
#حضرت_ابراهیم_علیه_السلام #قسمت_بیست_و_سوم مهماندوستى ابراهيم عليه السلام و لقب خليل براى او در مهمان دوستى ابراهيم عليه السلام سخن هاى بسيار گفته اند، از جمله: 1 - روزى پنج نفر به خانه ابراهيم عليه السلام آمدند (انها فرشتگان مأمور خدا…
#حضرت_ابراهیم_علیه_السلام
#قسمت_بیست_و_چهارم
رحمت وسيع خدا در مقايسه با مهمان خواهى ابراهيم عليه السلام
روايت شده: تا مهمان به خانه ابراهيم عليه السلام نمى آمد، او در خانه غذا نمى خورد، وقتى فرا رسيد كه يك شبانه روز مهمان بر او وارد نشد، او از خانه بيرون آمد و در صحرا به جستجوى مهمان پرداخت، پيرمردى را ديد، جوياى حال او شد، وقتى خوب به جستجو پرداخت فهميد آن پيرمرد، بت پرست است، ابراهيم گفت: افسوس، اگر تو مسلمان بودى، مهمان من میشدى و از غذاى من مى خوردى.
پيرمرد از كنار ابراهيم عليه السلام گذشت. در اين هنگام جبرئيل بر ابراهيم عليه السلام نازل شد و گفت: خداوند سلام میرساند و مى فرمايد اين پيرمرد هفتاد سال مشرك و بت پرست بود، و ما رزق او را كم نكرديم، اينك چاشت يك روز او را به تو حواله نموديم، ولى تو به خاطر بت پرستى او، به او غذا ندادى.
ابراهيم عليه السلام از كرده خود پشيمان شد و به عقب بازگشت و به جستجوى آن پيرمرد پرداخت، تا او را پيدا كرد و به خانه خود دعوت نمود، پيرمرد گفت: چرا بار اول مرا رد كردى، و اينك پذيرفتى؟
ابراهيم عليه السلام پيام و هشدار خداوند را به او خبر داد.
پيرمرد در فكر فرو رفت و سپس گفت: نافرمانى از چنين خداوند بزرگوارى، دور از مروت و جوانمردى است. آن گاه به آيين ابراهيم عليه السلام گرويده شد و آن را پذيرفت و بر اثر خلوص و كوشش در راه خدا پرستى، از بزرگان دين شد.(230)
#قسمت_بیست_و_چهارم
رحمت وسيع خدا در مقايسه با مهمان خواهى ابراهيم عليه السلام
روايت شده: تا مهمان به خانه ابراهيم عليه السلام نمى آمد، او در خانه غذا نمى خورد، وقتى فرا رسيد كه يك شبانه روز مهمان بر او وارد نشد، او از خانه بيرون آمد و در صحرا به جستجوى مهمان پرداخت، پيرمردى را ديد، جوياى حال او شد، وقتى خوب به جستجو پرداخت فهميد آن پيرمرد، بت پرست است، ابراهيم گفت: افسوس، اگر تو مسلمان بودى، مهمان من میشدى و از غذاى من مى خوردى.
پيرمرد از كنار ابراهيم عليه السلام گذشت. در اين هنگام جبرئيل بر ابراهيم عليه السلام نازل شد و گفت: خداوند سلام میرساند و مى فرمايد اين پيرمرد هفتاد سال مشرك و بت پرست بود، و ما رزق او را كم نكرديم، اينك چاشت يك روز او را به تو حواله نموديم، ولى تو به خاطر بت پرستى او، به او غذا ندادى.
ابراهيم عليه السلام از كرده خود پشيمان شد و به عقب بازگشت و به جستجوى آن پيرمرد پرداخت، تا او را پيدا كرد و به خانه خود دعوت نمود، پيرمرد گفت: چرا بار اول مرا رد كردى، و اينك پذيرفتى؟
ابراهيم عليه السلام پيام و هشدار خداوند را به او خبر داد.
پيرمرد در فكر فرو رفت و سپس گفت: نافرمانى از چنين خداوند بزرگوارى، دور از مروت و جوانمردى است. آن گاه به آيين ابراهيم عليه السلام گرويده شد و آن را پذيرفت و بر اثر خلوص و كوشش در راه خدا پرستى، از بزرگان دين شد.(230)
#حضرت_ابراهیم_علیه_السلام
#قسمت_بیست_و_پنجم
ملاقات ابراهيم عليه السلام با ماريا عابد سالخورده
در عصر حضرت ابراهيم عابدى زندگى مى كرد كه گويند 660 سال عمر كرده بود، او در جزيره اى به عبادت اشتغال داشت، و بين او و مردم درياچه اى عميق فاصله داشت، او هر سه سال از جزيره خارج میشد و به ميان مردم مى آمد و در صحرايى به عبادت مشغول میشد، روزى هنگام خروج و عبور، در صحرا گوسفندانى را ديد كه به قدرى زيبا و براق و لطيف بودند گويى روغن به بدنشان ماليده شده بود، در كنار آن گوسفندان، جوان زيبايى را كه چهره اش همچون پاره ماه مى درخشيد مشاهده نمود كه آن گوسفندان را مى چراند، مجذوب آن جوان و گوسفندانش شد و نزد او آمد و گفت: اى جوان اين گوسفندان مال كيست؟
جوان: مال حضرت ابراهيم خليل الرحمن است.
ماريا: تو كيستى؟
جوان: من پسر ابراهيم هستم و نامم اسحاق است.
ماريا پيش خود گفت: خدايا مرا قبل از آن كه بميرم، به ديدار ابراهيم خليل موفق گردان.
سپس ماريا از آن جا گذشت، اسحاق ماجراى ديدار ماريا و گفتار او را به پدرش ابراهيم خبر داد، سه سال از اين ماجرا گذشت.
ابراهيم مشتاق ديدار ماريا شد، تصميم گرفت او را زيارت كند، سرانجام در سير و سياحت خود به صحرا رفت، و در آن جا ماريا را كه مشغول عبادت و نماز بود ملاقات كرد، از نام و مدت عمر او پرسيد، ماريا پاسخ داد، ابراهيم پرسيد: در كجا سكونت دارى؟
ماريا: در جزيره اى زندگى مى كنم.
ابراهيم: دوست دارم به خانه ات بيايم و چگونگى زندگى تو را بنگرم.
ماريا: من ميوه هاى تازه را خشك مى كنم و به اندازه يك سال خود ذخيره مى نمايم، و سپس به جزيره میبرم و غذاى يك سال خود را تأمين مى نمايم، ابراهيم و ماريا حركت كردند تا كنار آب آمدند.
ابراهيم: در كنار آب، كشتى و وسيله ديگر وجود ندارد، چگونه از آن آب خليج عبور مى كنى، و به جزيره میرسى؟
ماريا: به اذن خدا بر روى آب راه میروم.
ابراهيم: من نيز حركت مى كنم شايد همان خداوندى كه آب را تحت تسخير تو قرار داده، تحت تسخير من نيز قرار دهد.
ماريا جلو افتاد و بسم الله گفت و روى آب حركت نمود، ابراهيم نيز بسم الله گفت و روى آب حركت نمود، ماريا ديد ابراهيم نيز مانند او بر روى آب حركت مى كند، شگفت زده شد، و همراه ابراهيم به جزيره رسيدند، ابراهيم سه روز مهمان ماريا بود، ولى خود را معرفى نكرد، تا اين كه ابراهيم به ماريا گفت: چقدر در جاى زيبا و شادابى هستى، آيا مى خواهى دعا كنى كه خداوند مرا نيز در همين جا سكونت دهد تا همنشين تو گردم؟
ماريا: من دعا نمى كنم!
ابراهيم: چرا دعا نمى كنى؟
ماريا: زيرا سه سال است حاجتى دارم و دعا كرده ام خداوند آن را اجابت ننموده است.
ابراهيم: دعاى تو چيست؟
ماريا ماجراى ديدن گوسفندان زيبا و اسحاق را بازگو كرد و گفت: سه سال است كه دعا مى كنم كه خداوند مرا به زيارت ابراهيم خليل موفق كند، ولى هنوز خداوند دعاى مرا مستجاب ننموده است.
ابراهيم در اين هنگام خود را معرفى كرد و گفت: اينك خداوند دعاى تو را اجابت نموده است، من ابراهيم هستم.
ماريا شادمان شد و برخاست و ابراهيم را در آغوش گرفت، و مقدم او را گرامى داشت.(231)
طبق بعضى از روايات، ابراهيم از ماريا پرسيد چه روزى سختترين روزها است؟
او جواب داد: روز قيامت.
ابراهيم گفت: بيا با هم براى نجات خود و امت از سختى روز قيامت دعا كنيم، ماريا گفت: چون سه سال است دعايم مستجاب نشده، من دعا نمى كنم... پس از آن كه ماريا فهميد دعايش با ديدار ابراهيم به استجابت رسيده، با ابراهيم عليه السلام در مورد نجات خداپرستان در روز سخت قيامت دعا كردند، و خوشبختى خود و آنها را در آن روز مكافات، از درگاه خداوند خواستند به اين ترتيب كه ابراهيم دعا مى كرد و عابد آمين مى گفت.(232)
ابراهيم بسيار خرسند بود كه دوستى تازه پيدا كرده كه دل از دنيا كنده و دل به خدا داده و به عشق خدا، همواره مناجات و راز و نياز مى كند.
#قسمت_بیست_و_پنجم
ملاقات ابراهيم عليه السلام با ماريا عابد سالخورده
در عصر حضرت ابراهيم عابدى زندگى مى كرد كه گويند 660 سال عمر كرده بود، او در جزيره اى به عبادت اشتغال داشت، و بين او و مردم درياچه اى عميق فاصله داشت، او هر سه سال از جزيره خارج میشد و به ميان مردم مى آمد و در صحرايى به عبادت مشغول میشد، روزى هنگام خروج و عبور، در صحرا گوسفندانى را ديد كه به قدرى زيبا و براق و لطيف بودند گويى روغن به بدنشان ماليده شده بود، در كنار آن گوسفندان، جوان زيبايى را كه چهره اش همچون پاره ماه مى درخشيد مشاهده نمود كه آن گوسفندان را مى چراند، مجذوب آن جوان و گوسفندانش شد و نزد او آمد و گفت: اى جوان اين گوسفندان مال كيست؟
جوان: مال حضرت ابراهيم خليل الرحمن است.
ماريا: تو كيستى؟
جوان: من پسر ابراهيم هستم و نامم اسحاق است.
ماريا پيش خود گفت: خدايا مرا قبل از آن كه بميرم، به ديدار ابراهيم خليل موفق گردان.
سپس ماريا از آن جا گذشت، اسحاق ماجراى ديدار ماريا و گفتار او را به پدرش ابراهيم خبر داد، سه سال از اين ماجرا گذشت.
ابراهيم مشتاق ديدار ماريا شد، تصميم گرفت او را زيارت كند، سرانجام در سير و سياحت خود به صحرا رفت، و در آن جا ماريا را كه مشغول عبادت و نماز بود ملاقات كرد، از نام و مدت عمر او پرسيد، ماريا پاسخ داد، ابراهيم پرسيد: در كجا سكونت دارى؟
ماريا: در جزيره اى زندگى مى كنم.
ابراهيم: دوست دارم به خانه ات بيايم و چگونگى زندگى تو را بنگرم.
ماريا: من ميوه هاى تازه را خشك مى كنم و به اندازه يك سال خود ذخيره مى نمايم، و سپس به جزيره میبرم و غذاى يك سال خود را تأمين مى نمايم، ابراهيم و ماريا حركت كردند تا كنار آب آمدند.
ابراهيم: در كنار آب، كشتى و وسيله ديگر وجود ندارد، چگونه از آن آب خليج عبور مى كنى، و به جزيره میرسى؟
ماريا: به اذن خدا بر روى آب راه میروم.
ابراهيم: من نيز حركت مى كنم شايد همان خداوندى كه آب را تحت تسخير تو قرار داده، تحت تسخير من نيز قرار دهد.
ماريا جلو افتاد و بسم الله گفت و روى آب حركت نمود، ابراهيم نيز بسم الله گفت و روى آب حركت نمود، ماريا ديد ابراهيم نيز مانند او بر روى آب حركت مى كند، شگفت زده شد، و همراه ابراهيم به جزيره رسيدند، ابراهيم سه روز مهمان ماريا بود، ولى خود را معرفى نكرد، تا اين كه ابراهيم به ماريا گفت: چقدر در جاى زيبا و شادابى هستى، آيا مى خواهى دعا كنى كه خداوند مرا نيز در همين جا سكونت دهد تا همنشين تو گردم؟
ماريا: من دعا نمى كنم!
ابراهيم: چرا دعا نمى كنى؟
ماريا: زيرا سه سال است حاجتى دارم و دعا كرده ام خداوند آن را اجابت ننموده است.
ابراهيم: دعاى تو چيست؟
ماريا ماجراى ديدن گوسفندان زيبا و اسحاق را بازگو كرد و گفت: سه سال است كه دعا مى كنم كه خداوند مرا به زيارت ابراهيم خليل موفق كند، ولى هنوز خداوند دعاى مرا مستجاب ننموده است.
ابراهيم در اين هنگام خود را معرفى كرد و گفت: اينك خداوند دعاى تو را اجابت نموده است، من ابراهيم هستم.
ماريا شادمان شد و برخاست و ابراهيم را در آغوش گرفت، و مقدم او را گرامى داشت.(231)
طبق بعضى از روايات، ابراهيم از ماريا پرسيد چه روزى سختترين روزها است؟
او جواب داد: روز قيامت.
ابراهيم گفت: بيا با هم براى نجات خود و امت از سختى روز قيامت دعا كنيم، ماريا گفت: چون سه سال است دعايم مستجاب نشده، من دعا نمى كنم... پس از آن كه ماريا فهميد دعايش با ديدار ابراهيم به استجابت رسيده، با ابراهيم عليه السلام در مورد نجات خداپرستان در روز سخت قيامت دعا كردند، و خوشبختى خود و آنها را در آن روز مكافات، از درگاه خداوند خواستند به اين ترتيب كه ابراهيم دعا مى كرد و عابد آمين مى گفت.(232)
ابراهيم بسيار خرسند بود كه دوستى تازه پيدا كرده كه دل از دنيا كنده و دل به خدا داده و به عشق خدا، همواره مناجات و راز و نياز مى كند.
#حضرت_ابراهیم_علیه_السلام
#قسمت_بیست_و_ششم
تابلوى ديگرى از عشق سرشار ابراهيم به خدا
ابراهيم عليه السلام در عين آن كه عابد، پارسا و شيفته حق بود، مرد كار و تلاش بود، هرگز براى خود روا نمى دانست كه بى كار باشد، بخشى از زندگى او به كشاورزى و دامدارى گذشت، و در اين راستا پيشرفت وسيعى كرد، و صاحب چند گله گوسفند شد.
بعضى از فرشتگان به خدا عرض كردند: دوستى ابراهيم با تو به خاطر آن همه نعمتهاى فراوانى است كه به او عطا كردهاى؟
خداوند خواست به آنها نشان دهد كه چنين نيست، بلكه ابراهيم خدا را به حق شناخته است، به جبرئيل فرمود: در كنار ابراهيم برو و مرا ياد كن
جبرئيل كنار ابراهيم آمد ديد او در كنار گوسفندان خود است، روى تلى ايستاد و با صداى بلند گفت:
سبُّوح قُدُّوس ربُّ الملائِكةِ و الرُّوحِ؛
پاك و منزه است خداى فرشتگان و روح!
ابراهيم تا نام خدا را شنيد، آن چنان شور و حالى پيدا كرد و هيجان زده شد كه زبان حالش اين بود:
اين مطرب از كجاست كه بر گفت نام دوست تا جان و جامه نثار دهم در هواى دوست
دل زنده مى شود به اميد وفاى يار جان رقص مىكند به سماع كلام دوست
ابراهيم به اطراف نگريست و شخصى را روى تلى ديد نزدش آمد و گفت:
آيا تو بودى كه نام دوستم را به زبان آوردى؟
او گفت: آرى.
ابراهيم گفت: بار ديگر از نام دوستم ياد كن، يك سوم گوسفندانم را به تو خواهم بخشيد.
او گفت: سبُّوح قُدُّوس ربُّ الملائِكةِ و الرُّوحِ
ابراهيم عليه السلام با شنيدن اين واژهها كه ياد آور خداى يكتا و بى همتا بود، چنان لذت مىبرد كه قابل توصيف نيست، نزد آن شخص رفت و گفت: يك بار ديگر نام دوستم را ياد كن، نصف گوسفندانم را به تو خواهم بخشيد.
آن شخص براى بار سوم، واژه اى فوق را تكرار كرد، ابراهيم نزد او رفت و گفت: يك بار ديگر از نام دوستم ياد كن، همه گوسفندانم را به تو خواهم بخشيد.
آن شخص، آن واژه ها را تكرار كرد.
ابراهيم گفت: ديگر چيزى ندارم، خودم را به عنوان برده بگير، و يك بار ديگر نام دوستم را به زبان آور!
آن شخص نام خدا را به زبان آورد، ابراهيم نزد او رفت و گفت: اينك من و گوسفندانم را ضبط كن كه از آن تو هستم.
در اين هنگام جبرئيل خود را معرفى كرد و گفت: من جبرئيلم، نيازى به دوستى تو ندارم، به راستى كه مراحل دوستى خدا را به آخر رسانده اى، سزاوار است كه خداوند تو را به عنوان خليل (دوست خالص) خود برگزيند.(233)
#قسمت_بیست_و_ششم
تابلوى ديگرى از عشق سرشار ابراهيم به خدا
ابراهيم عليه السلام در عين آن كه عابد، پارسا و شيفته حق بود، مرد كار و تلاش بود، هرگز براى خود روا نمى دانست كه بى كار باشد، بخشى از زندگى او به كشاورزى و دامدارى گذشت، و در اين راستا پيشرفت وسيعى كرد، و صاحب چند گله گوسفند شد.
بعضى از فرشتگان به خدا عرض كردند: دوستى ابراهيم با تو به خاطر آن همه نعمتهاى فراوانى است كه به او عطا كردهاى؟
خداوند خواست به آنها نشان دهد كه چنين نيست، بلكه ابراهيم خدا را به حق شناخته است، به جبرئيل فرمود: در كنار ابراهيم برو و مرا ياد كن
جبرئيل كنار ابراهيم آمد ديد او در كنار گوسفندان خود است، روى تلى ايستاد و با صداى بلند گفت:
سبُّوح قُدُّوس ربُّ الملائِكةِ و الرُّوحِ؛
پاك و منزه است خداى فرشتگان و روح!
ابراهيم تا نام خدا را شنيد، آن چنان شور و حالى پيدا كرد و هيجان زده شد كه زبان حالش اين بود:
اين مطرب از كجاست كه بر گفت نام دوست تا جان و جامه نثار دهم در هواى دوست
دل زنده مى شود به اميد وفاى يار جان رقص مىكند به سماع كلام دوست
ابراهيم به اطراف نگريست و شخصى را روى تلى ديد نزدش آمد و گفت:
آيا تو بودى كه نام دوستم را به زبان آوردى؟
او گفت: آرى.
ابراهيم گفت: بار ديگر از نام دوستم ياد كن، يك سوم گوسفندانم را به تو خواهم بخشيد.
او گفت: سبُّوح قُدُّوس ربُّ الملائِكةِ و الرُّوحِ
ابراهيم عليه السلام با شنيدن اين واژهها كه ياد آور خداى يكتا و بى همتا بود، چنان لذت مىبرد كه قابل توصيف نيست، نزد آن شخص رفت و گفت: يك بار ديگر نام دوستم را ياد كن، نصف گوسفندانم را به تو خواهم بخشيد.
آن شخص براى بار سوم، واژه اى فوق را تكرار كرد، ابراهيم نزد او رفت و گفت: يك بار ديگر از نام دوستم ياد كن، همه گوسفندانم را به تو خواهم بخشيد.
آن شخص، آن واژه ها را تكرار كرد.
ابراهيم گفت: ديگر چيزى ندارم، خودم را به عنوان برده بگير، و يك بار ديگر نام دوستم را به زبان آور!
آن شخص نام خدا را به زبان آورد، ابراهيم نزد او رفت و گفت: اينك من و گوسفندانم را ضبط كن كه از آن تو هستم.
در اين هنگام جبرئيل خود را معرفى كرد و گفت: من جبرئيلم، نيازى به دوستى تو ندارم، به راستى كه مراحل دوستى خدا را به آخر رسانده اى، سزاوار است كه خداوند تو را به عنوان خليل (دوست خالص) خود برگزيند.(233)
سلام دوستان طاعات و عباداتتون قبول
دوستان ی قران میخوام بهتون معرفی کنم که معنی و ترجمه این قران خیلی روان و اسون گفته شده من خودم به شخصه از معنی قران سردرنمیاوردم اما این قران رو که خوندم خیلی معنی رومتوجه میشم و یه ترجمه شیرین داره ..
این قران اسمش
🌸ترجمه خواندنی قران
اولین ترجمه تفسیری و پیام رسان برای نوجوانان و جوانان🌸هست که میتونین تهیه کنید کانالشو براتون میفرستم و سایت هم داره خواستید تهیه کنید التماس دعا
به این نکته هم توجه داشته باشین که اپلیکیشن هم داره من استفاده نکردم چون گفتم شاید ی جورایی حق الناس باشه و قران رو خریدم چون اخر قران هم نوشته کپی و نشر از متن حق الناسه....
دوستان ی قران میخوام بهتون معرفی کنم که معنی و ترجمه این قران خیلی روان و اسون گفته شده من خودم به شخصه از معنی قران سردرنمیاوردم اما این قران رو که خوندم خیلی معنی رومتوجه میشم و یه ترجمه شیرین داره ..
این قران اسمش
🌸ترجمه خواندنی قران
اولین ترجمه تفسیری و پیام رسان برای نوجوانان و جوانان🌸هست که میتونین تهیه کنید کانالشو براتون میفرستم و سایت هم داره خواستید تهیه کنید التماس دعا
به این نکته هم توجه داشته باشین که اپلیکیشن هم داره من استفاده نکردم چون گفتم شاید ی جورایی حق الناس باشه و قران رو خریدم چون اخر قران هم نوشته کپی و نشر از متن حق الناسه....
این هم کانال
@QuranTr
سفارش از طریق:
تماس یا پیام در یکی از پیامرسانها:
0915 76 300 32
ارتباط مستقیم:
instagram.com/qurantr_maleki
سایت:
qurantr.com
التماس دعا🌸🌸🌸
@QuranTr
سفارش از طریق:
تماس یا پیام در یکی از پیامرسانها:
0915 76 300 32
ارتباط مستقیم:
instagram.com/qurantr_maleki
سایت:
qurantr.com
التماس دعا🌸🌸🌸
Forwarded from استاد محمد شجاعی
#یا_حسن_البلاء
✍ اگر بندگان گنهکارم بدانند؛ من چه اندازه مشتاق بازگشتشان هستم؛ حتماً از این شوق جان می باختند!
او منتظر میماند ...و تو نمیبینی
او درد میکشد... و تو نمیفهمی
او بدنبالت میفرستد و ... تو از ادراکش ناتوان می مانی !
💥 اینجاست؛
که ماجرای حَسَن الْبَلاء... کلید میخورد...
@ostad_shojae
✍ اگر بندگان گنهکارم بدانند؛ من چه اندازه مشتاق بازگشتشان هستم؛ حتماً از این شوق جان می باختند!
او منتظر میماند ...و تو نمیبینی
او درد میکشد... و تو نمیفهمی
او بدنبالت میفرستد و ... تو از ادراکش ناتوان می مانی !
💥 اینجاست؛
که ماجرای حَسَن الْبَلاء... کلید میخورد...
@ostad_shojae
⚜ استاد فاطمی نیا👇
🌴 استادی داشتم كه از اولیاء خدا و بسيار مرد بزرگی بود، خدمت امام زمان عليه السلام رسیده بود.
🍃 ایشان می فرمود زمانی که قرار است خیری به انسان برسد، شيطان به هر طريق ممكن تلاش ميكند مانع رسيدن آن خير شود.
🌴 برای مثال شب قدر ميخواهی دعا كنی، سريع ظاهر ميشود و ميگويد برای چه دعا ميكنی!؟
مگر تا به حال دعاهايت مستجاب شده است!؟
🍃 اينها وسوسه های شيطان است و نبايد به آن ترتيب اثر داده شود.
🌴 گفته شد کسی که دعا میکند دست خالی برنمیگردد و بالاخره چیزی در کاسه او میریزند.
#شب_قدر
🌴 استادی داشتم كه از اولیاء خدا و بسيار مرد بزرگی بود، خدمت امام زمان عليه السلام رسیده بود.
🍃 ایشان می فرمود زمانی که قرار است خیری به انسان برسد، شيطان به هر طريق ممكن تلاش ميكند مانع رسيدن آن خير شود.
🌴 برای مثال شب قدر ميخواهی دعا كنی، سريع ظاهر ميشود و ميگويد برای چه دعا ميكنی!؟
مگر تا به حال دعاهايت مستجاب شده است!؟
🍃 اينها وسوسه های شيطان است و نبايد به آن ترتيب اثر داده شود.
🌴 گفته شد کسی که دعا میکند دست خالی برنمیگردد و بالاخره چیزی در کاسه او میریزند.
#شب_قدر
🌹در شب های قدر برای سلامتی مولایمان، حضرت صاحب الزّمان علیه السلام صدقه دهیم
رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمود: حضرت موسی علیه السلام به خداوند عرض کرد:
خدای من! قرب تو را میخواهم. فرمود: قرب من برای کسی است که شب قدر را بیدار بماند. عرض کرد: خدای من! رحمت تو را میخواهم،
فرمود: رحمت من برای کسی است که شب قدر به مساکین رحم نماید. عرض کرد: خدای من، جواز عبور از صراط را میخواهم، فرمود: این جواز برای کسی است که در شب قدر صدقه ای بدهد.
📕(بحارالأنوار، ج 98، ص 145 به نقل از اقبال الاعمال)
👌توجّه: پس در این شب عزیز برای سلامتی مولایمان حضرت صاحب الزّمان علیه السلام، صدقه دهیم.
رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرمود: حضرت موسی علیه السلام به خداوند عرض کرد:
خدای من! قرب تو را میخواهم. فرمود: قرب من برای کسی است که شب قدر را بیدار بماند. عرض کرد: خدای من! رحمت تو را میخواهم،
فرمود: رحمت من برای کسی است که شب قدر به مساکین رحم نماید. عرض کرد: خدای من، جواز عبور از صراط را میخواهم، فرمود: این جواز برای کسی است که در شب قدر صدقه ای بدهد.
📕(بحارالأنوار، ج 98، ص 145 به نقل از اقبال الاعمال)
👌توجّه: پس در این شب عزیز برای سلامتی مولایمان حضرت صاحب الزّمان علیه السلام، صدقه دهیم.
🍁 در شب قدر چه بخواهیم؟
☘ در حدیث داریم که از پیامبر اکرم صل الله علیه و اله پرسیدند در شب قدر چه بخواهیم ؟ ایشان فرمودند: «عافیت بخواهید.»
🌷 آیت الله فاطمی نیا در توضیح این حدیث فرمودند: "بیماری ضد عافیت است، داشتن فرزند نا صالح ضد عافیت است، همسایه بد ضد عافیت است، قرض و گرفتاری ضد عافیه است ، بی آبرویی ضد عافیت است، هر چیز بدی ضد عافیت است، پس در عافیت خواستن همه چیز هست." (نقل به مضمون)
🌸 پس بهترین دعا برای خود و دیگران در شب های قدر طلب عافیت است.
🌺 همچنین ایشان درباره عافیت خواستن می فرمودند" همه دعاها را به همراه عافیت بخواهید."
🌹 "این دعا را اول صبح به فارسی یا عربی بگویید:"اللهم عافنا فی جمیع الامور
🍀 خدایا در همه کارها به ما عافیت بده."
☘ در حدیث داریم که از پیامبر اکرم صل الله علیه و اله پرسیدند در شب قدر چه بخواهیم ؟ ایشان فرمودند: «عافیت بخواهید.»
🌷 آیت الله فاطمی نیا در توضیح این حدیث فرمودند: "بیماری ضد عافیت است، داشتن فرزند نا صالح ضد عافیت است، همسایه بد ضد عافیت است، قرض و گرفتاری ضد عافیه است ، بی آبرویی ضد عافیت است، هر چیز بدی ضد عافیت است، پس در عافیت خواستن همه چیز هست." (نقل به مضمون)
🌸 پس بهترین دعا برای خود و دیگران در شب های قدر طلب عافیت است.
🌺 همچنین ایشان درباره عافیت خواستن می فرمودند" همه دعاها را به همراه عافیت بخواهید."
🌹 "این دعا را اول صبح به فارسی یا عربی بگویید:"اللهم عافنا فی جمیع الامور
🍀 خدایا در همه کارها به ما عافیت بده."