Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
باید بگم که اسم این کتاب قراره یه ارتباطی با داستانش داشته باشه ☝ ✨
یه راهنمایی کوچولو: اسم کتاب خودش یه جور پیشنهاد عجیبه! 😂
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
به نظرتون این عنوان بیشتر به یه قول شبیهه یا یه تهدید؟🍂 @EliwBookAd_bot
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
آماندا
⭐️ خشم زیادی با خودش حمل میکنه، اون هنوز نتونسته با چیزی که براش اتفاق افتاده کنار بیاد.
خانوادهش رو از دست داده Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
از شخصیت های کتاب برایم بکش، برایت میکشم🍂
آماندا وایت
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
از شخصیت های کتاب برایم بکش، برایت میکشم🍂
روث گِلمن
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
دو آدم، دو مسیر متفاوت و اتفاقاتی که کمکم ماجرا رو پیچیدهتر میکنن🚪 🪄
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
ولی خب حالا بریم سراغ آماندا و ببینیم چه اتفاقی براش افتاده که کارش به اینجا رسیده❗️
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی روز اول کتاب برایم بکش، برایت میکشم🍂
یه زمانی من و همسرم، لوئیس، با دختر ششسالهمون جس زندگی میکردیم.
فکر میکردم آیندهمون پر از اتفاقهای قشنگه، اما حالا نه جس زندهست، نه لوئیس. از اون زندگی فقط من موندم و خونهای پر از خاطره.Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی روز اول کتاب برایم بکش، برایت میکشم🍂
من والاس کرون رو مقصر مرگ دخترم میدونم.
برای همین تصمیم گرفتم کاری کنم که شاید بتونه ذرهای از این خشم رو آروم کنه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی روز اول کتاب برایم بکش، برایت میکشم🍂
اسلحه رو برداشتم و دنبالش راه افتادم. مسیرش رو میشناختم و میدونستم کجا پیداش کنم.
بارها این لحظه رو توی ذهنم تصور کرده بودم، اما این بار قرار بود همهچیز واقعی باشه.Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی روز اول کتاب برایم بکش، برایت میکشم🍂
توی مترو، درست وقتی فکر میکردم فرصت مناسبی پیدا کردم، کرون من رو شناخت.
قبل از اینکه بتونم کاری کنم، کمک خواست و همهچیز به هم ریخت. دوباره همون جمله رو گفت: «دخترت رو من نکشتم!»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی روز اول کتاب برایم بکش، برایت میکشم🍂
این بار من بودم که باید جواب پس میدادم!
قانون هنوز نتونسته بود کرون رو محکوم کنه،
اما من بهخاطر کاری که کرده بودم، باید تحت نظارت قرار میگرفتم و در جلسات گروهی شرکت میکردم
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی روز اول کتاب برایم بکش، برایت میکشم🍂
برگشتم به خونهای که همهچیزش من رو یاد جس میانداخت.
اتاقش هنوز بود و عروسک تکشاخش هنوز منتظرش به نظر میرسید.
نمیتونستم بپذیرم که دخترم دیگه برنمیگرده.Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM