وقتی چشمهات رو باز میکنی، دیگه توی اتاقت نیستی . . .
➿ نه مدرسهای هست
➿ نه آدمهایی که تو رو میشناسن
➿ نه گذشتهای که دنبالت بیاد
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
این دنیا اونقدر واقعی به نظر میرسه
که نمیتونی راحت بگی «فقط یه بازیه».
چون توی این بازی، انتخابها فقط مسیر داستان رو عوض نمیکنن؛
خودت رو هم تغییر میدن
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
و جیسون دقیقاً وارد همین دنیا میشه
وقتی بیشتر از همیشه به یک شروع دوباره احتیاج داره🎲 . .
وقتی بیشتر از همیشه به یک شروع دوباره احتیاج داره
ولی چیزی که جیسون نمیدونه اینه که آدمهایی که این بازی رو ساختن، دنبال یک بازیکن معمولی نیستن❤️ . . اونا دنبال چیزی متفاوتن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
۳۵۰ تومن ۵۳۵ صفحه . .
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
یعنی کتاب ۵۳۵ صفحهای با قیمت ۳۵۰ هزار تومان؛ با تعرفهای که امروزه داریم توی دنیای کتاب میبینم دیدن همچین کتابی دیگه غیر ممکنه. .
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی روز دوم کتابِ والایش❤️
بعضی روزها، قبل از اینکه حتی از تخت بلند بشی، یه حس عجیبی ته دلت میگه قرار نیست امروز مثل روزهای دیگه باشه؛
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی روز دوم کتابِ والایش❤️
مامان مثل همیشه زودتر رفته بود سر کار؛ فقط یه فنجون قهوهی نیمهخورده روی میز مونده بود
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی روز دوم کتابِ والایش❤️
وقتی وارد ریچموند شدم، همهچیز مثل همیشه بود؛
بچههای پولدار، لباسهای گرون و نگاههایی که لازم نبود چیزی بگن تا بفهمم چقدر باهاشون فرق دارم!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی روز دوم کتابِ والایش❤️
تا اینکه چشمم به پوستر بزرگی افتاد:
والایش
همه دربارهی بازی جدید حرف میزدن،
اما برای من فقط یه بازی نبود!Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی روز دوم کتابِ والایش❤️
من دنبال جایی بودم که بتونم؛
برای چند ساعت، جیسونِ ریچموند نباشم.
جایی که کسی ندونه کیام، کجا زندگی میکنم یا چرا همیشه ساکتم . .Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی روز دوم کتابِ والایش❤️
حتی فکر خریدنش هم برام زیادی بود.
بازی، هدست، خرج خونه. . .
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی روز دوم کتابِ والایش❤️
بعد از آخرین کلاس، بلندگو اسمم رو صدا زد. وقتی وارد دفتر مدیر شدم، دو نفر منتظرم بودن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM