پدر مایکل🦋
➿ پدر مایکل استاد فلسفهست؛ مردی منطقی و رسمی با فاصلهای عاطفی که همیشه بین او و خانواده وجود داره. حضورش بیشتر از آنکه گرم باشه، فکری و سنگینه.
➿ و شاید همین سکوت، با فضای کلی کتاب بیارتباط نباشه . .
رابطهی مایکل با پدرش یکی از اون رابطههاییه که خیلی چیزها در اون گفته نمیشن.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
استاد دانشگاه🍫
➿ استاد حقوق مایکل
➿ آدمی جدی و مستقل
➿ و از نظر فکری بسیار درگیره.
کسیه که مایکل و بقیه دانشجوها رو با فضای دادگاه روبهرو میکنه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
دختر بازمانده📖
➿ زنی وارد این بخش از داستان میشه که گذشته رو از زاویه ای کاملا متفاوت دیده
➿ یک بازمانده
➿ خونسرد، دقیق، تحلیلگر . .
روایتی که از گذشته ارائه میده باعثمیشه بعضی چیزها برای مایکل شکل دیگه ای پیدا کنن . .
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
این چاپ فقط برای خوندن نیست؛ ظاهرش هم واقعاً خاصه💌
۲۲۲ صفحه با طراحی ویژه و همون لبههای سوختهای که دیروز دربارهش حرف زدیم
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اما حالا که فضای داستان رو بهتر میشناسید، اون جزئیات روی نسخه یه حس متفاوت پیدا میکنن . .💋
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
یه کتاب با ظاهر کمی قدیمی و فرسوده،
🧡 @Eliwbook_ad 🧔 💌
برای داستانی که خودش مدام با گذشته و خاطره درگیره، ترکیب جالبیه، نه؟
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی کتابِ “ کتابخـوان👜 “
سالها گذشته بود و من دانشجوی حقوق شده بودم. برای یک جلسهی دادگاه همراه استادمون رفتم اما اونجا کسی را دیدم که فکر میکردم
. . دیگر هیچوقت نمیبینمش: هانا.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی کتابِ “ کتابخـوان👜 “
میتونستم همون روز برگردم و تمومش کنم اما نتوانستم. . تقریباً هر روز به دادگاه میرفتم و هانا را از دور تماشا میکردم!!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی کتابِ “ کتابخـوان👜 “
هر روز از اردوگاهها و مرگ حرف میزدند . .
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی کتابِ “ کتابخـوان👜 “
هانا متهم بود که در انتخاب زندانیها نقش داشته اما برخلاف بقیه، همهچیز را انکار نمیکرد
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی کتابِ “ کتابخـوان👜 “
بعد دربارهی شب آتشسوزی شنیدم
صدها زن داخل کلیسا حبس شده بودند درها از بیرون قفل شده بود و تقریباً هیچکس زنده بیرون نیومد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی کتابِ “ کتابخـوان👜 “
اما یه دختر زنده موند بود؛ اون در دادگاه شهادت داد و چیزی دربارهی هانا گفت که تموم گذشتهام رو به هم ریخت.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی کتابِ “ کتابخـوان👜 “
هانا بعضی دخترها را انتخاب میکرد به آنها کار سبکتری میداد و شبها به اتاقش میبرد. . اما دلیلش چیزی بود که برای من بیش از حد آشنا بود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM