الی‌بوک کتابفروش فرفری🫐
15.1K subscribers
35.8K photos
3.3K videos
1 file
1.14K links
برای سفارش به این آیدی پیام بدید :
@Eliwbook_ad ☁️✨
ー اطلاعات : @EliwbooksInfo

— همیشه باهام توی ناشناس در ارتباط باش : @EliwBookAd_bot
Download Telegram
رودولف🕯
رودولف بارگن از آدم‌هاییه که در سال‌های نوجوانی کنار مایکل قرار می‌گیره.

➿درشت‌اندام، آرام و قابل‌اعتماد؛
➿اهل شطرنج و هاکی
➿و یکی از دوستان مایکل.
➿رودولف بخشی از زندگی عادی مایکله؛
دنیایی که با هانا فرق داره.
➿همین آدم‌های اطراف مایکل کمک می‌کنن بفهمیم او فقط درگیر یک رابطه نیست؛ داره بزرگ شدن رو هم تجربه می‌کنه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
پدر مایکل🦋
➿پدر مایکل استاد فلسفه‌ست؛ مردی منطقی و رسمی با فاصله‌ای عاطفی که همیشه بین او و خانواده وجود داره. حضورش بیشتر از آنکه گرم باشه، فکری و سنگینه.
رابطه‌ی مایکل با پدرش یکی از اون رابطه‌هاییه که خیلی چیزها در اون گفته نمی‌شن.

➿و شاید همین سکوت، با فضای کلی کتاب بی‌ارتباط نباشه . .
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
استاد دانشگاه🍫
➿استاد حقوق مایکل
➿آدمی جدی و مستقل
➿و از نظر فکری بسیار درگیره.
کسیه که مایکل و بقیه دانشجوها رو با فضای دادگاه روبه‌رو می‌کنه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
دختر بازمانده📖
➿زنی وارد این بخش از داستان میشه که گذشته رو از زاویه ای کاملا متفاوت دیده
➿یک بازمانده
➿خونسرد، دقیق، تحلیل‌گر . .
روایتی که از گذشته ارائه می‌ده باعث‌میشه بعضی چیزها برای مایکل شکل دیگه ای پیدا کنن . .
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
هرکدوم از این آدم‌ها بخشی از داستان رو جلو می‌برن. اما هیچ‌کدوم به اندازه‌ی هانا سؤال روی سؤال باقی نمی‌ذارن . . .
هانا همون زنی که مایکل سال‌ها پیش می‌شناخت . . ،
حالا در موقعیتی قرار گرفته که مایکل مجبور می‌شه گذشته‌ی او رو از زاویه‌ای تازه ببینه
این چاپ فقط برای خوندن نیست؛ ظاهرش هم واقعاً خاصه💌
۲۲۲ صفحه با طراحی ویژه و همون لبه‌های سوخته‌ای که دیروز درباره‌ش حرف زدیم
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اما حالا که فضای داستان رو بهتر می‌شناسید، اون جزئیات روی نسخه یه حس متفاوت پیدا می‌کنن . .💋
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یه کتاب با ظاهر کمی قدیمی و فرسوده،
برای داستانی که خودش مدام با گذشته و خاطره درگیره، ترکیب جالبیه، نه؟

🧡 @Eliwbook_ad 🧔 💌
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی کتابِ “ کتاب‌خـوان👜“

سال‌ها گذشته بود و من دانشجوی حقوق شده بودم. برای یک جلسه‌ی دادگاه همراه استادمون رفتم اما اونجا کسی را دیدم که فکر می‌کردم🦋☕️
. . دیگر هیچ‌وقت نمیبینمش: هانا.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی کتابِ “ کتاب‌خـوان👜“

می‌تونستم همون روز برگردم و تمومش کنم اما نتوانستم. . تقریباً هر روز به دادگاه می‌رفتم و هانا را از دور تماشا می‌کردم!!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی کتابِ “ کتاب‌خـوان👜“

هر روز از اردوگاه‌ها و مرگ حرف می‌زدند . .
➿ از گرسنگی، بیماری و آدم‌هایی که کشته شده بودند. کم‌کم همه بی‌حس شده بودند! اما من نمی‌تونستم بی‌تفاوت باشم🕯.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی کتابِ “ کتاب‌خـوان👜“

هانا متهم بود که در انتخاب زندانی‌ها نقش داشته اما برخلاف بقیه، همه‌چیز را انکار نمی‌کرد💗. حتی از قاضی پرسید: «اگر جای ما بودید، چه کار می‌کردید؟»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی کتابِ “ کتاب‌خـوان👜“


بعد درباره‌ی شب آتش‌سوزی شنیدم🐱؛
صدها زن داخل کلیسا حبس شده بودند درها از بیرون قفل شده بود و تقریباً هیچ‌کس زنده بیرون نیومد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی کتابِ “ کتاب‌خـوان👜“

اما یه دختر زنده موند بود؛ اون در دادگاه شهادت داد و چیزی درباره‌ی هانا گفت که تموم گذشته‌ام رو به هم ریخت.🗿
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM