فکر میکردم قراره آیندهی پادشاه رو ببینم!
نمیدونستم قرارِ آینده، زندگی خودم رو زیر و رو کنه. 🖤
نمیدونستم قرارِ آینده، زندگی خودم رو زیر و رو کنه. 🖤
شوالیه و شاپرک 🦋
🔗 تعداد صفحه ۴۰۰
🔗 لبه تماما طرح دار + جلد سخت
🔗 به همراه ده هدیه🎁 ( ۴ پوستر + ۴ کارت طلاکوب + یک بوک مارک مگنتی + پاکت اختصاصی )
🔗 امتیاز کتاب: ۴/۲ از ۵
🔗 قیمت ۸۵۰ تومن
🔗 ارسال رایگان
🔗 ۷ هدیه کمپین
🧡 @Eliwbook_ad 🧔 💌
فانتزی/ عاشقانه/ دارک/ گوتیک
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🍓3
الیبوک کتابفروش فرفری🫐
بعضی کتابا رو وقتی میاریم، فکر میکنیم قراره مدتی روی قفسه بمونن؛ دنیای شناور از اون کتابا نبود. :)
این یکی اونقدر مورد استقبال قرار گرفت که دوباره مجبور شدیم برای هدیههاش شارژ داشته باشیم؛ چون ظاهراً شماها تصمیم گرفته بودین این دنیا رو خالی کنین! 👀☁️!
و خب حالا که دوباره موجودش کردیم، بذارین یه چیز دیگه هم بگم:
🔗 ارسالش رایگانه
🔗 کنارش ۹ تا هدیه میگیرین که فقط ارزش هدیههاش کم نیست! 🎁
🔗 تازه هدایای کمپینم در کنارشون هست در مجموع ۱۶ هدیه 🖇️
🧡 @Eliwbook_ad 🧔 💌
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😭7
تصور کن شهری که میشناسی، روی زمین نیست.
بالای ابرها شناوره؛
🔗 قلمروهایی که معلق موندن،
معبدهایی که بین آسمون و زمین قرار گرفتن،
🔗 جادویی که بخشی از قدرت دنیاست و پایینتر از همهی این زیباییها،
🔗 جایی هست که دود و آلودگی و بازار سیاه، زندگی مردم رو بلعیده. .
بالای ابرها شناوره؛
معبدهایی که بین آسمون و زمین قرار گرفتن،
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥1
بالا، اشراف و حاکمان زندگی میکنن؛
پایین، دنیای زیرینه؛
و درست بین این دو دنیا دو نفر قرار نیست فقط با یکدیگه آشنا بشن؛ قرارِ سرنوشتشون به هم گره بخوره . . .💚
جایی که جادو، حکومت و انرژی مقدس در اختیار قدرتمندانه.
پایین، دنیای زیرینه؛
جایی پر از دزد و مزدور و شکارچی و آدمهایی که برای زنده موندن، هر کاری میکنن.
و درست بین این دو دنیا دو نفر قرار نیست فقط با یکدیگه آشنا بشن؛ قرارِ سرنوشتشون به هم گره بخوره . . .
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی کتابِ دنیای شناور من رنم؛ هفده سالمه و بیشتر عمرم رو روی صحنه گذروندم . . .
روی طناب راه رفتم،پشتک زدم،نقاب پوشیدم، نوازندگی کردم و برای بچههای قبیله نمایش اجرا کردم. مردم فکر میکنن زندگی یک آکروبات باید پر از هیجان باشه.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی کتابِ دنیای شناور خاله همیشه میگفت: رن، فقط معمولی باش. و من واقعاً تلاش میکردم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی کتابِ دنیای شناور همهچیز از یک اجرا شروع شد. فقط میخواستم برای چند ثانیه جمعیت رو شگفتزده کنم. اما وقتی قدرت از کنترل من خارج شد، دیگه هیچچیز مثل قبل نبود. بعد از اون، خاله اجازه نداد دوباره روی صحنه برم. . .
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی کتابِ دنیای شناور میخواست ازم محافظت کنه. ولی وقتی یک دیو به روستا حمله کرد و خانوادهام زخمی شدن؛ دیگه نتونستم فقط تماشا کنم این بار خودم انتخاب کردم از اون نور استفاده کنم.
. . و شاید همون لحظه، بزرگترین اشتباه زندگیام رو انجام دادم.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی کتابِ دنیای شناور بعد از اون مجبور شدیم روستا رو ترک کنیم. اما من زودتر از بقیه راه افتادم. دایی کوچیکه بهشدت زخمی شده بود و درمانگر فقط سه هفته براش وقت تعیین کرده بود.
توی خونش جرقههای آبی پیدا شده بود. من نمیدونستم چه چیزی باعث این اتفاق شده. فقط میدونستم باید جوابش رو پیدا کنم. و نمیدونستم جواب، خیلی دورتر از چیزی که فکر میکردم منتظرمه. . .
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی کتابِ دنیای شناور وسط کوهستان، پسر زخمیای رو پیدا کردم. سیاهپوش. بیهوش . . .
و با خالکوبیای که میگفت به ارتش سارنیا تعلق داره. باید میرفتم. واقعاً باید همونجا رهاش میکردم. اما وقتی دستم رو روی زخمش گذاشتم تا خونریزی رو بند بیارم؛ یه چیز دیدم که نباید میدیدم.
خونش آبی بود. و اون پسر، سانهو بود. شمشیرزنی که گذشتهش رو به یاد نمیآورد و دنبال برادری میگشت که دو سال بود گمشده بود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
حالا بذارین یکم از خودِ این دنیای عجیب و قشنگ رو ببینیم. ☁️📖
«دنیای شناور
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😭3
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM