معرفی روز دوم کتابِ وقتی گرگ به خانه بازگردد صبح، بچه گرسنه بود و برای اولین باریه صبحونه درست و حسابی خوردیم
ازش پرسیدم «خب، اسمت چیه؟» و گفت: . . «نمیدونم.» واقعاً نمی دونست!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی روز دوم کتابِ وقتی گرگ به خانه بازگردد یه چیز دیگه هم بود؛ این بچه انگار اصلاً مثل بچه های معمولی بزرگ نشده بود. . .
خیلی چیزای ساده براش عجیب بود حتی تلویزیون رو انگار برای اولین بار می دید منم برای اینکه سرگرمش کنم یه فیلم گذاشتم و یه کم باهاش شوخی کردم مثلا گفتم من یه بازیگر خیلی معروفم و همه منو می شناسن🖤
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی روز دوم کتابِ وقتی گرگ به خانه بازگردد مشکل اینه که پسرک حرفم رو باور کرد.
چند ساعت بعد رفتم کلینیک و یهو همه اونجا منو میشناختن عکس میخواستن اسممو میگفتن و انگار واقعاً یه ستاره معروف بودم
اونجا بود که یه چیز خیلی ترسناک به ذهنم رسید شاید این بچه واقعاً می تونه دنیا رو تغییر بده
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی روز دوم کتابِ وقتی گرگ به خانه بازگرددوقتی برگشتم هتل پسرک زیر تخت قایم شده بود،
فیلم ترسونده بودش و تلویزیون رو خاموش کرده بود . .
اما وقتی در حموم رو باز کردم فهمیدم مشکل خیلی بزرگتر از یه فیلم ترسناکه چون موجوداتی که فقط چند دقیقه پیش روی صفحه ،بودن حالا واقعاً جلوم ایستاده بودن!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی روز دوم کتابِ وقتی گرگ به خانه بازگردداز اونجا به بعد فقط دویدیم آدمهای هتل هم وسط ماجرا گیر افتادن و اوضاع افتضاح شد. . .
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی روز دوم کتابِ وقتی گرگ به خانه بازگرددولی همون جا بالاخره همه چیز برام روشن شد. پتو نامرئی شده بود چون مارگی گفته بود نامرئیه و پسرک باورش کرده بود.
من معروف شده بودم چون خودم گفتم معروفم و اون باور کرده بود پس شاید بشه یه چیز دیگه رو هم باورش کرد ... مثلاً اینکه ما میتونیم پرواز کنیم.👀
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی روز دوم کتابِ وقتی گرگ به خانه بازگرددبهش گفتم فقط باید به من اعتماد کنه و باور کنه وقتی میپریم سقوط نمیکنیم صدای اون موجودات هر لحظه نزدیک تر می شد و دیگه وقت زیادی نداشتیم دستش رو گرفتم،
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
پس موقع سفارش این کتاب بوکمارک هدیه ش رو هم داریم، کتاب + یادگاری کوچیک برای این داستان عجیب و غریب🎁
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
فکر میکنه شاید پدر بچه
🍔 فقط یه آدم خشن و خطرناکه . . .
چون قبول کردن اینکه یه آدم واقعاً تبدیل به هیولا بشه، سخته خب. 😂😭. .
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
ولی هر بار که جس دنبال یه توضیح منطقی میگرده، داستان یه اتفاق جدید میندازه جلوش که همهچی رو پیچیدهتر میکنه✨
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
و کمکم جس متوجه یه قانون مهم میشه:
🍔 نباید ترسهای این بچه رو مثل ترسهای یه بچهی معمولی نادیده بگیره.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
چون اینجا حتی یه سوراخ کوچیک توی وان حموم هم میتونه برای یه بچه تبدیل بشه به یه چیز واقعاً ترسناک🐺 .
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
این ترجمه شده و با همون فضایی که از داستان دیدین؛ تاریک، عجیب و پر از قصههایی که قرار نیست فقط قصه بمونن🦋 . .
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
کتابِ Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اگه دنبال یه کتابین که فقط یه هیولای ترسناک نداشته باشه و یه ایدهی متفاوت هم پشت داستانش باشه، این یکی رو بذارین توی لیستتون📖 . .
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
من فقط یه چیزو میدونم: اگه قرار بود ترسهای یه بچه واقعاً وارد دنیای ما بشن، قطعاً آخرین چیزی که دوست داشتم ببینم همون گرگ قصهها بود. 🐺
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM