الی‌بوک کتابفروش فرفری🫐
15K subscribers
35.8K photos
3.3K videos
1 file
1.14K links
برای سفارش به این آیدی پیام بدید :
@Eliwbook_ad ☁️✨
ー اطلاعات : @EliwbooksInfo

— همیشه باهام توی ناشناس در ارتباط باش : @EliwBookAd_bot
Download Telegram
اگر از اون دسته آدم‌هایی هستید که موقع؛
🍔خرید کتاب
🍔کیفیت ترجمه
🍔چاپ
براتون مهمه این نسخه می‌تونه انتخاب مطمئن‌تری باشه . .
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
یه سوپراز هم همراه این کتاب داریم، پس یادتون نره که در کنار سفارش یه بوکمارک هدیه هم از ما میگیرید🎁 . .
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
کتابِ
🦢 وقتی گرگ به خانه بازگردد🐺 🦢

🍔نام کتاب: وقتی گرگ به خانه بازگردد
🍔نویسنده: نت کسیدی
🍔نشر: داهی
🍔ژانر: وحشت | فانتزی
🍔تعداد صفحات: ۴۹۶ صفحه
🍔قیمت: ۷۹۰ تومن
🍔هدیه : بوکمارک اختصاصی کتاب
🧡 @Eliwbook_ad 🧔 💌
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اگه بخوام خیلی ساده بگم با چه ژانری طرفیم: وحشت + فانتزی تاریک + تعقیب‌وگریز با یه عالمه قصه و موجود عجیب که قرار نیست فقط روی کاغذ بمونن🐺
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
الی‌بوک کتابفروش فرفری🫐
اگه بخوام خیلی ساده بگم با چه ژانری طرفیم: وحشت + فانتزی تاریک + تعقیب‌وگریز با یه عالمه قصه و موجود عجیب که قرار نیست فقط روی کاغذ بمونن🐺
برای این داستان یه بوکمارک هم کنارش داریم که می‌تونه دقیقاً بشه همون چیزی که هر بار کتابو باز می‌کنی یادت بندازه: آره، این همون کتاب گرگه‌ست. 🐺
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
موافقید بریم سراغ معرفی امروز؟ اگه معرفی دیروز رو ندیدین میتونید از این پست به بعد رو بخونید.
معرفی روز دوم کتابِ وقتی گرگ به خانه بازگردد🐺

من فقط میخواستم اون بچه رو از اون خونه لعنتی فراری بدم. . .
ولى الان مارگی مرده ، کلسی مرده و پلیس هم فکر میکنه من به یه مأمور شلیک کردم🔫.
از اون طرف یه موجود عجیب و غریب افتاده دنبالمون و پسرک خیلی خونسرد میگه اون «بابامه»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی روز دوم کتابِ وقتی گرگ به خانه بازگردد🐺

اولش گفتم خب بچه ست دیگه احتمالاً باباش یه آدم عوضیه. شاید کتکش زده شاید اذیتش کرده و بچه فکر میکنه هیولاست . .

ولی خودش خیلی جدی میگه: نه، بابام وقتی عصبانی میشه تبدیل میشه . . منم هنوز داشتم با خودم میگفتم محاله همچین چیزی واقعی باشه🤔
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی روز دوم کتابِ وقتی گرگ به خانه بازگردد🐺

آخرش فقط یه نفر به ذهنم رسید؛ مامانم
بهش زنگ زدم و یه نسخه خیلی خلاصه از این افتضاحی که سرمون اومده بود گفتم. یه اتاق توی هتل برامون گرفت و بالاخره چند ساعت به جای نسبتاً امن داشتیم البته مغز من حتی اونجا هم دست از کابوس ساختن برنداشت〰️ . . .
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی روز دوم کتابِ وقتی گرگ به خانه بازگردد🐺

صبح، بچه گرسنه بود و برای اولین باریه صبحونه درست و حسابی خوردیم

ازش پرسیدم «خب، اسمت چیه؟» و گفت: . . «نمیدونم.» واقعاً نمی دونست!
🍔 باباش هیچ وقت با اسم صداش نکرده بود. منم فعلاً گذاشتم روش «پسرک تا ببینیم اصلاً چی به چیه
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی روز دوم کتابِ وقتی گرگ به خانه بازگردد🐺

یه چیز دیگه هم بود؛ این بچه انگار اصلاً مثل بچه های معمولی بزرگ نشده بود. . .
خیلی چیزای ساده براش عجیب بود حتی تلویزیون رو انگار برای اولین بار می دید منم برای اینکه سرگرمش کنم یه فیلم گذاشتم و یه کم باهاش شوخی کردم مثلا گفتم من یه بازیگر خیلی معروفم و همه منو می شناسن🖤
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی روز دوم کتابِ وقتی گرگ به خانه بازگردد🐺

مشکل اینه که پسرک حرفم رو باور کرد.
چند ساعت بعد رفتم کلینیک و یهو همه اونجا منو میشناختن عکس میخواستن اسممو میگفتن و انگار واقعاً یه ستاره معروف بودم

اونجا بود که یه چیز خیلی ترسناک به ذهنم رسید شاید این بچه واقعاً می تونه دنیا رو تغییر بدهℹ️
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی روز دوم کتابِ وقتی گرگ به خانه بازگردد🐺

وقتی برگشتم هتل پسرک زیر تخت قایم شده بود،
فیلم ترسونده بودش و تلویزیون رو خاموش کرده بود . .

اما وقتی در حموم رو باز کردم فهمیدم مشکل خیلی بزرگتر از یه فیلم ترسناکه چون موجوداتی که فقط چند دقیقه پیش روی صفحه ،بودن حالا واقعاً جلوم ایستاده بودن!
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی روز دوم کتابِ وقتی گرگ به خانه بازگردد🐺

از اونجا به بعد فقط دویدیم آدمهای هتل هم وسط ماجرا گیر افتادن و اوضاع افتضاح شد. . .
🍔 رسیدیم به راه پله و پسرک به جای پایین رفتن زد بالا آخرش سر از پشت بوم در آوردیم؛ جایی که پشت سرمون هیولا بود و جلوی پامون سقوط خیلی خب انتخاب هامون واقعاً افتضاح شده بود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی روز دوم کتابِ وقتی گرگ به خانه بازگردد🐺

ولی همون جا بالاخره همه چیز برام روشن شد. پتو نامرئی شده بود چون مارگی گفته بود نامرئیه و پسرک باورش کرده بود.
من معروف شده بودم چون خودم گفتم معروفم و اون باور کرده بود پس شاید بشه یه چیز دیگه رو هم باورش کرد ... مثلاً اینکه ما میتونیم پرواز کنیم.👀
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
معرفی روز دوم کتابِ وقتی گرگ به خانه بازگردد🐺

بهش گفتم فقط باید به من اعتماد کنه و باور کنه وقتی میپریم سقوط نمیکنیم صدای اون موجودات هر لحظه نزدیک تر می شد و دیگه وقت زیادی نداشتیم دستش رو گرفتم،
🍔 یه نفس عمیق کشیدیم و رفتیم روی لبه پشت بوم حالا فقط مونده بود؛ بفهمیم باور یه بچه پنج ساله میتونه قانون جاذبه رو هم عوض کنه یا نه . .
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
من خودم برای این مدل کتابا بوکمارک داشتن رو خیلی دوست دارم یجورایی جزئی ای از تجربه خونشونه🤎 . .
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
پس موقع سفارش این کتاب بوکمارک هدیه ش رو هم داریم، کتاب + یادگاری کوچیک برای این داستان عجیب و غریب🎁
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
حالا برگردیم به یه نکته‌ی خیلی مهم:
جس هنوز نمی‌دونه دقیقاً . . با چه چیزی طرفه🫤
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM